در این کتاب حالا داستان این رائل رو من
براتون خیلی خلاصه میگم و
بعد در حقیقت به مسئله اصلی ارتباطش میدم
خب هانرنت میدونین که وقتی که کتاب
توتالیتاریزمو نوشت سرچشمههای
توتالیتاریزم یا خواستگاههای
توتالیتاریسم مسئلهش این بود که این
وضعیتی که به وجود آمده و فاجعه هولوکاست
و اینا
و مسئله نازیسم و فاشیسم اینا چرا اینطور
شده
چگونه به این وضعیت رسیدیم خب هان آرنت
باور داشت که اون
واقعیت محیبی که ما در برابرش قرار داریم
مثل توتالیتاریسم فاشیسم نازیسم کمونیسم
نمیدونم
هولوکاست این جنگ جهانیهای اول و دوم
اینها یک واقعیتهای جدیدیست که متفکران
سیاسی پیشین یا فیلسوفان سیاسی پیشین
تجربه نکردن و چون تجربه نکردن به اون
نیاندیشیدن و چون نیاندیشیدن بنابراین
تمام فلسفه سیاسی که تاکنون ما داشتیم سنت
و فلسفه سیاسی به کار فهم وضعیت موجود
نمیاد یعنی به عبارت دیگه از نظر هانرنت
سنت فلسفه سیاسی مرده به این معنا که اون
دستگاه مفاهیم و نظریهایی که اندیشمندان
پیشین خلق کردن برای فهم واقعیتی که انسان
درش قرار داره
برای فهم واقعیتی که بیسابقه است و پیش از
این وجود نداشته مثل هولوکاست مثل جنگ
جهانی دوم مثل مسئله نازیسم و فاشیسم و
اینها به درد نمیخوره بعد اصطلاح رو یک
شعری رو از رون شار خیلی دوست داره آرن که
چند بارم نقل میکنه در آثار مختلفش میگه
که ما وارثان بدون وصیتیم یعنی ما وارثه
وضعیتی هستیم که وصیتی نداریم که چگونه با
این وضعیت باید عمل کنیم یعنی اونچه که
پیشینیانمان اندیشیدند به کار فهم وضعیت
موجود نمیاد در نتیجه
آرنت میگه که پس باید ما از نو بیاندیشیم
ما باید در برابر یه موقعیتی هستیم که
باید بهش بیاندیشیم ی از مهمترین ترین
راههایی که آرنت در حقیقت پیدا میکنه
برای اندیشیدن
اینه که داستان خودمونو بگیم بگیم در چه
شرایطی هستیم و قصه اونچه که برای ما
میگذره رو بگیم و در حقیقت نوع کار آرنت
یک نوع پدیدارشناسی
سیاسی هست و
از راه توصیف اونچه که
میگذرد دارد در تجربه سعی میکنیم ما
بیاندیشیم و مفهوم پردازی بکنیم. کتاب
خواستگاههای توتالیتاریسم در حقیقت این
کارو میکنه. یک اثریست که
به معنای دقیق کلمه به پدیدارشناسی
سیاسی یک دوران میپردازه. آرن این کتاب در
سه بخش هست. یه بخشش در مورد در حقیقت
امپریالیسمه یه بخشش در مورد یهودی ستیزی
یا انتیسمه و یه بخشش در مورد
توتالیتاریزمه
فهم انتیتیسم یا یهودی ستیزی بسیار بسیار
مهمه و
اگر ما مسئله یهودی ستیزی رو نفهمیم اون
وقت اساساً مسئله توتالیتاریسم و اینها
مجه نمیشیم و خب الانم که ما مواجه هستیم
با یک تراژدی بزرگی در سرزمینهای فلسطینی
و مسئله غزه و اسرائیل و یک سیاستمدار
تندرویی مثل نتانیاهو بنابراین خیلی مهمه
که ما سوابق این داستان رو بدونیم
و ببینیم که هانرن چگونه توصیف میکنه این
وضعیت رو و چگونه
میفهمه و در عمل چه روشی رو در پیش
میگیرم.
بخش انت آنتی سمیتیزم
آقای مهدی تدینی کتاب چیز کتاب سرچشماهای
توتالیتاریسم دو بار چاپ شده یک بار
آقای ثلاثی ترجمه کرده که ترجمهست کاملاً
دور ریختنی و یک بارم آقای مهدی تدینی
ترجمه کرده که ترجمهیست از روی متن آلمانی
و
ترجمهش بهتر بهتر از به اصطلاح
اون کتاب خیلی بهتره قابل قیاس با اون
نیست ولی خب یه اشکالاتی داره و که مهم
نیست یعنی به نظر من اگر میتونید بخونید
بخونید چون در دو بخشم من دیدم یکی بخش
تمامیت خواهیش یعنی بخش توتالیتاریسمو جدا
از بخش یهودی ستیزیش ترجمه کرد
من بخش امپریالیسمشو ندیدم
به هر حال آرنت در اون بخش یهودی ستیزیش
در حقیقت توضیح میده که
یهودی ستیزی چه
تاریخی داره و چه معنایی داره و در به
اصطلاح
اندیشیدن به مفاهیم سیاسی چه نقشی داره خب
خود آرنت یهودی بود ولی همسر دومش که
بلوشر بود
یهودی نبود یک مارکسیست خیلی پرشور بود
ولی آرنس نه مارکسیست بود و
نه
یهودی بود منتها یهودی مذهبی نبود ولی خب
یهودیت همون طور که گفتم براش مهم شد و
بعد تاریخ یهودیت براش خیلی مهم شد مسئله
یهودی ستیزی آرنت میگه که یهودی ستیزی رو
باید ما جزء اساسی از توتالیتاریسم تلقی
کنیم که در قرن بیستم به وجود اومد و
توضیح میده که ما تا قرن هجدهم تا قرن
نوزدهم ما یه یهودی ستیزی مذهبی داریم
حالا همین که تو ایرانم ما داشتیم و داریم
دیگه که
با یهودیها
یعنی در حقیقت تنفر از یهودیها رو باید
متفاوت دونسته از یهودی ستیزی تنفر از
یهودیها بیشتر جنبه مذهبی داره خب این در
فرهنگهای مختلف وجود داشته مخصوصاً در
بین در اروپا که حالا داستانشو کمی خواهم
گفت و در ایرانم وجود داشته دیگه حالا این
آقای نتانیاهو مرتب میگه که کوروش ما رو
نجات داده ما هم میخوایم شما رو نجات بدیم
حالا از داستان کوروش بگذریم که خب
طبیعتاً اون خیلی جنبه افسانهای داره ولی
واقعیت اینه که ما تاریخ یهودی ستیزی خیلی
بلندی داریم در ایرانیا خیلی یهودی ستیز
بودن و هستن و
یهودیکشی اصلاً جهودکشان به اصطلاح اسم
جهودکشان اسم یک در حقیقت یکی از اولین
رمانهای فارسی یا اولین داستانهای فارسی
یک یهودی نوشته
این تاریخ بلندی داره ولی برای ما خب خیلی
موقعها هم این یهودیا رو اجبار کردن یعنی
یهودیا مجبور شدن که مسلمون بشن و این
گاهی به اصطلاح جریان کانورژن یا تغییر
دین جمعی رخ داده مثلا در خراسان در مشهد
و اینا این فامیلیهای جدیدسلام و اینا که
میبینید اینا یهودی بودن قبلاً حدود ۱۰۰
سال پیش مسلمون شدن خب بنابراین مسئله
مذهبی بوده دیگه یعنی وقتی که مسلمون
میشدن یهودیا دیگه قضیه از بین میرفته
اون نفرت ولی ما در قرن
اواخر قرن نوزدهم و قرن بیستم
تمایز بین یهودی و غیر یهودی بر اساس نژاد
صورت میگیره
و در حقیقت یهودی ستیزی اون نوع تنفری از
یهودیان هست که بر مبنای نژاده و خب خیلی
چیز جدیدی
در حقیقت با به اصطلاح
به وجود اومدن نیشن استیت و اینها به وجود
میاد که حالا توضیح خواهم داد
و این خب طبیعتاً منجر میشه به
داستان هولوکاست در جریان به اصطلاح یعنی
نوع یهودی ستیزی هیتلر اصلاً جنبه مذهبی
نداره بلکه جنبه نژادیه بنابراین مهم نیست
که شما اصلاً اعتقاد داشته باشید به محض
یهودیتیا نداشته باشیم مهم نیست شما مثل
مثلاً هانرنس یک زندگی و یک جهان سکولار
داشته باشین تربیت سکولار داشته باشین یا
نداشته باشین صرف اینکه شما خون یهودی در
رگهاتون هست و از نژاد یهودیت یهودی
هستین شما باید از بین برین شما باید
نابود بشین تا نژاد پاک به قول هیتلر در
حقیقت چیز بشه مسون بمونه و در حقیقت اون
غلبه کنه