قضیه‌ پهلوی: گفت‌وگو با آرش عزیزی درباره‌ جریان شاهزاده رضا پهلوی و آینده‌ ایران

سلام و احترام به خدمت دوستان گرامی کسانی که ما رو الان می‌بینن و می‌شنون لطفاً اگر می‌بینید یک خبری در چت بدید که من مطمئن بشم که مشکل فنی نیست من از نظر فنی مثل بقیه چیزها خیلی عوام هستم و در نتیجه امیدوارم مشکلی پیش نداره امروز در خدمت دوست بسیار عزیز من آقای آرش عزیزی هستیم و خب هیچ نیازی به معرفی نداره آقای عزیزی و موضوعی هم که میخوایم صحبت بکنیم موضوعیست که کمایش برای بیشتر مخاطبان آشنا هست و من از آرش عزیز اجازه میخوام قبل از اینکه شروع بکنم یک آگهی بازرگانی بگم درباره یک دوره درس گفتارهایی که از هفته آخر آوریل راجع به روش تحقیق در علوم انسانی و نوشتار آکادمیک خواهم داشت و دوستانی که مایل باشن می‌تونن به من ایمیل بفرستن و در این جلسات شرکت کنن ایمیل منم هست مهدی خجی@gmail.com و جزئیاتو براشون بفرستم آرشان سلام سلام بر شما باعث افتخاره که مجدداً در خدمتتون هستم امیدوارم گفتگوی خوبی داشته باشیم قربانت آرش حالا من نمیدونت من اسم آرش عزیزی رو روی خیلی کتابا دیده بودم قبلاً ولی فکر نمیکردم اون اون آرش عزیزی که مثلاً مترجمه و اینا همین آرش خودمونه بعد یک تویتی دیدم در توییتر که حالا یا اکس که ایشون کتاباشو گفته بود و خیلی چیز شده خیلی اینت اینتیمیتینگ بود خیلی منو مرعوب کرد و خلاصه بهتون بگم که آرش و خیلی لطف میکنه که میاد در جلسات ما به خاطر اینکه برخلاف من آدم حسابیه و وقتش بسیار ارزشمنده و آدمی هست که در زمینه علوم سیاسی و تاریخ سیاسی ایران و همینطور جهان کار کرده کتابی رو ترجمه کرده کتابی رو نوشته و خب برین در صفحش ببینین در صفحات اجتماعی می‌بینین که کارنامه بسیار درخشانی داره به هر حال موضوع که میخوایم صحبت کنیم یه موضوعیست که من و آرش با هم خیلی علاقه مشترک داریم و نسبتاً بهش خیلی پرداختیم و اون موضوع جریان هوادار شاهزاده رضا پهلوی هست. حالا یه سؤالی از من می‌کنن آرش بذار من این سؤلای رو که از من می‌کنن اول از شما بپرسم که میگن که چرا انقدر به موضوع رضا پهلوی می‌پرداز؟ مگه اینا قراره که به قدرت برسن؟ مگه شما فکر می‌کنین اینا شانس رسیدن به قدرت دارن؟ آیا واقعاً اهمیت چرا اهمیت میدیم به این موضوع که مثلاً الان داریم صحبت می‌کنیم و آیا به نظرت احتمال به قدرت رسیدن اونها دلیل درستیست برای اینکه ما بهش اهمیت میدیم یا نه؟ خیلی ممنون خیلی هم سؤال خوبی هست و واقعاً نقطه شروع خوبی هم هست برای صحبت چون واقعاً این با این شروع میشه که من وقتی که خب من طبیعتاً به ما منتقد آقای پهلوی و جریان ایشون هستم ولی خب ب بعضی نکات مثبت رو هم در اونها می‌بینم همونجور که آدم باید در سپهر سیاسی هر نیرویی که نگاه می‌کنه هر نیرویی رو یعنی واقعاً هر نیرویی هر دستگاهی هر نهادی هست هم مثبت رو ببینه هم منفی رو و نقدش واقعاً اصولی باشه و نه فقط فرقه‌ای که مثلاً این فرقه ما اینه فرقه اون‌ها اینه برای آقای پهلوی هم همینه. علت اینکه ما راجع به ایشون صحبت می‌کنیم این هستش که خب ایشون به طور یک حضوری در صحنه سیاسی ایران داره. یعنی این حضور صفر نیست. گرچه متأسفانه خیلی بالای صفر هم نیست. یعنی واقعیتش اینه که یک عددیست بین یعنی اگر اتفاقا من جالبه خب من می‌دونید تاریخ هست رشتم و ما با علوم سیاسی معمولاً آبمون تو چون نمیره ولی دیشب با یکی از دوستانی که به هر حال استاد علوم سیاسی بود صحبت اینو می‌کردم که این علوم سیاسی که شما که انقدر اهل عدد و اینها هستید به یک فرمولی می‌تونین دربیارین که در واقع وزن سیاسی هر جریانیو در یک کشوری معلوم بکنه مثلاً با یک شیوه عددگذاری حالا ولی ما که به هر حال در علوم انسانی کیفی هستیم و کمی نیستیم ولی خب اگر اون عددگذاری غیرعلمی اینجوری بخوایم بکنیم به نظرم این عدد خیلی پایینیه بهخصوص الان عوض هم میشه یک دورانی شاید بالاتر بوده ولی به هر حال از بیشتر میشه گفت از بیشتر چهره‌ها و حتی جریانات دیگر اپوزیسیون شاید با این حال بیشتره یعنی یک حضور ایشون داره واقعاً یک سری هوادارانی در ایران داره طبیعتاً یک سری هوادارانی در خارج از کشور داره نهادهایی هستن که باهاش همکاری می‌کنن و خب از سوی دیگه د تا موضوع خیلی سریع اشکارم اینه که خب طبیعتاً یه بخشی از این اتوماتیکه ایشون به عنوان کسی که در محض در محض تولد شاهزاده بوده بالاخره یک حضوری داشته درچه در چند دهه اول بعد از انقلاب حضور چندانی نبود ولی خب ایشون فعالیت خیلی منظم متشکل سیاسی کرده در متشکل که نه ولی فیت منظم سیاسی کرده در دو سه سال گذشته طبیعتاً نظر بیشتر مطرح شده یه به عنوان یه چهره سیاسی نکته دیگه هستش که نهادهای مختلف بین‌المللی هستند که از ایشون پشتیمانی می‌کنند و به ایشون پلاتفرم و اینها میدن خب ایشون کسیست که با نخستوزیر اسرائیل دیدار کار کرده اون سفر رو به اسرائیل با این عنوان رفته نهادهای مختلف در آمریکا نهادهایی که غالباً هم به هر حال نزدیک هستن به جریان حاکم در اسرائیل به ایشون یک پلتفرمی دادن ایشون یک حضوری درشون پیدا کرده و در ضمن نهاد نفی که در واشنگتن هستم خب یک نهاد هستش که فعالیت قابل توجهی داره و از ایشون حمایت می‌کنه خلاصه کلام اینکه ما راجع به آقای پهلوی صحبت می‌کنیم چون ایشون یک حضوری در سپه فهر سیاسی ایران داره اما آیا شانس به قدرت رسیدن رو داره؟ به نظر من این شانس در حال حاضر و میگم همون وزنو اگه نگاه کنیم شاید بشه گفت نهایتاً معنی وزن همون شانس قدرت رسیدنه به نظر من مثلاً زیر ۵ده واقعاً ولی به هر حال فقط به قدرت رسیدن نیستش که حضور سیاسی رو آدم رو تعیین می‌کنه یعنی مثلاً خیلیا دیگه هستن که شانس قدرستانشون حتی شاید کمتره ولی به هر حال حضور دارن می‌تونن تأثیرگذار باشن می‌تونن نقش داشته باشن و حقیقتاً ما باید در موردشون صحبت بکنیم آقای پهلوی هم همینطور بسیار خب حالا در این ش آقای پهلوی فعالیتش بیشتر شده آیا واقعاً فعالیتش بیشتر شده یا این در حقیقت فضای اینترنته که یک امکانی بهشون داده یعنی قبل از اینترنت آقای پهلوی فعالیتش زیاد نشده اینترنت باعث شده که ایشون در حقیقت حضور مجازیش که خیلی راحت حته دیگه شما می‌تونید مثلاً ۵ نفر باشین یک طوفان توییتری راه بندازین یعنی برای در فضای مجازی شما می‌تونین یک و هزار نشون بدین و این امکانه که به آقای پهلوی در حقیقت خیلی اهمیت داده مثل اون چیز هست لطیفه هست که میگن یه نفر به دوست دخترش گفت که من فردا میام در خونهتون بوغ می‌زنم بیا با هم بریم یه گشتی بزنیم گفت ماشین خریدی گفت نه بوغ خریدم یعنی آقای پهلوی اینا ماشین نخریدن بوغ خریدن این این بوغهست که خیلی صدا میده اینطور نیست ببینید من باور ندارم که البته ببینید واقعیتش اینه که خب ما اصولاً رسانه‌های اجتماعی سیاس جهان سیاست قبل و بعد از رسانه‌های اجتماعی رو نمیشه با هم مقایسه کرد مثل اینک که بگیم قبل و بعد از رادیو مثل اینکه بگیم قبل و بعد از روزنامه و این هم دقیقاً این‌گونهست یعنی تمام نیروهای سیاسی موجود ترامپم نمیشه قابل تصور بود قبل از رسانه‌های اجتماعی یعنی اینم بخشی از این معادله هست اما به نظر من البته اینو من می دقیق دنبال نکردم شاید و شاید بیشتر باید پژوهش بشه در موردش اما این تا سطحی که من پژوهش کردم و اطلاع دارم آقای پهلوی خب در تمام این سالاها یه فعالیت کلی داشت اما جدی گرفته نمیشد به علت که خب چرا جدی گرفته بشه اصولاً سلطنت‌طلبی یک نسخه بیشتر پکاهی بود تا سال‌های مثلاً ۲ خرداد و این‌ها حالا شاید احتمالاً توی ۱۰ سال اول انقلاب یا ح ۵ سال اول انقلاب احتمال بازگشت حکومت جدیتر بود ولی با گذشت سال‌ها خب چهره‌هایی که گذشته بودن و این‌ها و بعدشم اپوزیسیون ایران خب خب اپوزیسیون خیلی جدی چپ داشت. طبیعتاً مجاهدین خلق بودن. دستگاه‌های خود حکومت ایران بودن. جایی برای آقای پهلوی که همین اولم بگم که باید صحبت کنیم آقای پهلوی آدمیست که نه به نظر من اتعداد سیاسی زیادی داره ایشون نه هیچوقت توان تشکیلاتی داشته در تمام این سخلا تا همین امروز. ما همینجور که می‌بینیم مثلاً ۳ روز قبل هواداران ایشون می‌خواستن مثلاً تظاهراتی در واشنگتن بذارن حدود مثلاً ۱۰۰ نفر حداکثر اومدن این دیگه اگه بخوایسی بله بله بله بله حالا ولی منظور که خب آقای پهلوی خب هیچوقت نه توان تشکیلاتی داشته خیلی استعداد سیاسی خاصی داره ولی به هر شکل در تموم این سال‌ها جدی گرفته نشده بود اما در چند سال اخیر دوره‌ای ایشون جدی گرفته شد و مف به نظر من بخش قابل توجهی بالاخره خب خود شما که گذاشتینش روی جلد مجلهتون دیگه قبلاً یعنی بالاخره خب الان تعریف حریف می‌خوره آره بله ولی کمتا آره دیگه ولی خب می‌خوام بگم به هر حال ببینید بخش قابل توجه ایشون رو جدی گرفتن از طبقه متوسط ببینید ما همیشه حالا اگه بخوایم تحلیل بکنیم همیشه بخشی که یک نگ ما در تمام جامعه ایران همیشه یک بخش‌هایی داشتیم که احساس خوبی نسبت به خانواده پهلوی داشتن و کلاً پهلویست به یک معنی عمومی بودن و این‌ها بعضیاشون تشکل‌هایی داشتن ساز مثل انجمن پادشاهیخواه که مثلاً قبلاً بود من حتی دبیرستان که بودم مثلاً کسانی بودن که طرفدارش بودن و این‌ها آخه به حال بخشی از یه سری مای داریم که مثلاً آقای فلان رئیس مثلاً مرکز ایران و عرب آ مرکز ایران عرب یه چیزی رو کاغذه یا نمیدونم از چیز گذار نمی‌دونم شورای راه نمونم فلانرو گذار یه چیز تو کاغذه یعنی خب اینکه این راجع به تمام احزاب صدق می‌کنه ببین این تقریباً راجع به تمام احزاب صدق می‌کنه ببین اینکه می توجه بهش میشد ما هرچی که بریم سراغش آخرش می‌رسیم به این ۵۰۰ نفری که واشنگتن اومده بودن یعنی نه من با شما موافق نیستم در این زمینه من فکر نمی‌کنم که آقای پهلوی واقعاً همین امروزم فقط مثلاً ۵۰۰ نفر طرفدار داره طرفدار فرق ببین بین شهرت و طرفدار باید فرق بریزه یه مقدست میگه آقای پهلوی طرف شهرت داره من به نظر من همونقدر شهرت داره آقای پهلوی در ایران که آقای خامنه‌ای یعنی هیچکس نیست تو ایران که آقای پهلوی رو نشناسه می‌دونی این این یک شکی نیست ولی کسی به مثلاً آقای خ آقای پهلوی بگه که مثلاً برید به من و تو پول بدین دیدین که آخر ساعت ۱۰ هزار نفر نرفتن پول بدن یعنی بگه بگه که فردا آدما بیان تو خیابون می‌بینی که نمیان تو خیابون تا حالا یک بار آقای پهلوی آستار تجمع ببینید بیا به هر حال ببینید حالا می‌تونیم راجع به اینا صحبت کنیم اینجا اینجا با این همه سرمایه‌گذاری و آزادی و نمی‌دونم تلویزیون کاورج تلویزیون و فلان این حرفا ۵۰۰ نفر حالا شما میگی ۱۰۰ نفر ۱۰۰۰ نفر نیومد در حالی که واشنگتن بعد از شما می‌دونی بعد از کالیفرنیا بزرگترین و بیشترین تراکم این واشینگتن ایریا داره یعنی ما حالا هر چقدر که هست من نمی‌دونم چقده ولی بعد از کالیفرنیا جامعه ایرانی در اینجا اینجا بیشترین تراکمو داره یعنی اگر فقط در همین واشنگتن اتوبوس از کانادا نیاورده بودن از اروپا هم هیچکس نیومده بود ببین ۷۰۰ هزار نفر در شعای دو ساعته هستن آفرین هزار شما میشه هزار خب حالا آقای حاجی بذارید من بذارید من ادامه بدم صحبتم با اجازهتون دیگه به این خاطه ببینید آقای پهلوی به نظر من صحبت این بود جریان پهلویستی و پادشاهی در پادشاهی‌خواهی در ایران حضور داشته اینجا این شاخ صفر نبوده و بالاخره بالای صفر بوده. من داشتم خش شما می‌گفتم مثلاً من دبیرستان که می‌رفتم بالاخره بین مثلاً مخالفین مختلف حکومت شاید جریان مثلاً نمیگم جریان قالب ولی یکی از یکی از جریاناتی که وجود داشت پادشاهخواهان بودن به معنی اینکه میگم حتی وضعیا که طرفدار انجمن پادشاهیخواه بودن و اونایی هم که البته خود اون انجام روزان طرفدار آقای پهلوی هم نبود دیگه این نکات جالب این تاریخ این جریان اینه که اتفاقاً ما باید کار بکنیم به نظرم رو این چیزا چون این تاریخ ایران هست در واقع دیگه ولی به هر حال منظور یک طرفدارانی آقای پهلوی داشته یک طرفدارانی کلاً این به این معنی داشته که خب حکومت شاه رو حکومت بهتری می‌دیدن یعنی به شخص محمدرضا شاه و به شخص مهم‌تر از اون شخص رضا شاه علاقه داشتن که این مسلماً ترجمه نمیشه به دفاع سیاسی از آقای رضا پهلوی ولی به هر حال بی‌ربط به اون هم نیستش دیگه یعنی به هر حال شما می‌تونید کسی که مثلاً خیلی طرفدار خانم آقای پهلوی باشه حداقل یک رأی‌دهنده یا یک حامی پتانسیل برای آقای رضا پهلوی اما به هر شکل به نظر من ایشون ببینید همین هستش دیگه علاقه‌ای که یک علاقه‌ای که وجود داشته باشه از طریق سازماندهی و حرکت سی منظم سیاسی تبدیل میشه به یک نیروی سیاسی. آقای پلوی سازماندهی رو که هیچ‌وقت نداشته داره تمام این سال‌ها و هر بار که سعی کرده سازماندهی کنه شکست خورده. یه نکته مهمیه. یعنی مثلاً شورای ملی ایران ایشون تشکیل داده شکست خورده. نمی‌دونم اعلام پیمان فلان کرده شکست خورده. حزب مثلاً تشریف دادن این حزب فرشکرد و این‌ها مثلاً ده‌ها عضو داره به گفته خودشون و احزاب مختلف دیگهشون هیچ‌وقت نتونستن به طور جدی عضگیری بکنن یعنی تمام این احزاب رو شما روی هم بذارید که در مونیخ جمع شدن جالبه در مونیخ جمع شدن و موفق به حمایت و وحدتم نشدن در حمایت از آقای پهلوی یعنی حتی احزاب سلطنت‌طلب هم نتونستن از البته من میگم سلطنت‌طلب این کلماتو چون بعضیا هستن مثلاً خودشونو سلطنت‌طلب نمی‌دونن مثل جبهه هفت آبان یعنی هم مثلاً توش سلطن‌طلب هست هم نروهای دیگه که ولی یک نظر مثبتی به هر حال با آقای پهلوی دارن و ایشونو رهبر به قول خودشون انقلاب ملی و این‌ها می‌دونن به هر حال این‌ها هم همه به توافق نرسیدن اما جدا جدا از اون همه اون احزابم هیچ کدوم سازماندهی نداشتن خلاصه سازماندهی که نداشته آقای پهلوی هیچ وقت اما فعالیت منظم سیاسی رو داشته در چند سال گذشته نکته‌ای که به نظر من جای تقدیر هم داره واقعاً یعنی ایشون به هر حال یک فعالیت منظم سیاسی کرده فعالیت منظم سیاسی هم یعنی چی یعنی همین که شما بیاید حرف بزنید هم که شما مواضع بگیرید، موضع بگیرید، برید شخصیت‌های مختلف بنعلیو ببینید، ابراز نظر بکنید و اینها. به هر حال یک فعالیت منظم سیاسی داشته ایشون و در یک دوره‌هایی هم خیلی جدی گرفته شده دیگه. یعنی در یک دوره‌هایی مشخصاً در بین جنبش زن زندگی آزادی و این‌ها ایشون به عنوان چهره جدی گرفته شد. قبل از جنبش زن زندگی آزادی هم دلیلی که تو اون جنبش ایشون می‌تونست به عنوان یکی از چهره‌های اصلی جدی گرفته بشه اون که یک دوره‌ای ایشون واقعاً جدی گرفته شد. چرا؟ نکته مثبت خب گفتم که خود شما گذاشتینش روی جلد مجله حالا راجع به اون می‌تونین توضیح بدین ولی خب خود من به هر حال یک نگاه نسبتاً مثبتی به ایشون داشتم توی دوره‌ای به عنوان کسی که مارکسیست هستن و طبیعتاً با اون جریان سیاسی توی جوب نمیره علت اینکه آقای پهلوی تونست یه احساس مثبتی نسبت به خودش ایجاد بکنه این بود که به نظر من یک سیاست عمومی لیبرال دموکراتیک رو نمایندگی می‌کرد در حرفاش که بسیار اولاً نقدهای خودش رو به دوران قبل داشت یک نوع اعتدال و مدارا درش بود یعنی خیلی مثلاً ضد اصلاح‌طلب نبود. کسی بود که از آقای آیت‌الله منتظری دفاع می‌کرد، از نصرین ستوده دفاع می‌کرد و چنین چهره‌ای بود و حرف می‌زد به طور نسبتاً منظم. حالا اینارو میشه واقعاً تحقیق کرد حتی راجع بهش. میگم مثلاً خیلی از این یکی از امیدوارم یکی از نتاجه که از این صحبت ما حاصل بشه اینه که خیلی از حرفا و چیزایی که می‌زنیم رو واقعاً بتونیم تحقیق کنیم روش نگاه بکنیم کسانی که نظر میدن. به هر شکل ایشون تو این دوره تونست یک شانس سیاسی داشت به این دلیل که خب حالا آقای رضا پهلوی به چه علت بین که یک بقیه اپوزیسیون تعطیلن علت اصلیش اینه بغیشون تعطیل به مطلن هیچ کاری نمی‌کنن اصلاً واقعاً معنای سیاست رو نمی‌فهمن مجاهدین خلق تنها کسی که کار سازماندهی می‌کنه و به شدت منفوره اصلاح‌طلبان به شکست کامل سیاسی خوردن سیاست همیشه بازی و موازنه بین نیروهای مختلف دیگه جمهوری اسلامی هم بهث کامل رسیده تو این شرایط آقای پهلوی هم به قول شما شهرت وسیع اندازه آقای خامنه‌ای داشت هم یا حالا یک فعالیت منظمی داشت هم یک دستک حالا نمیشه سازمانده‌ای که نمیشه گفته دفتر و دستک اولیه‌ای داشت حالا یک فرصت سیاسی داشت و خب خیلی شما میگید از توچ کی جدی گرفته شد ببینید شما مثلاً خانم مسیح نژاد آقای خانم شیرین عبادی این‌ها همه با ایشون رفتن تشکیل یک جبهه دادن یعنی به حال همچین چهره‌ای بود هوادارانی هم در ایران داشت و این‌ها و هیچی منتها قضیه این هستش که آقای پهلوی چه اتفاقی افتاد بعد از این من این آخر نکته‌ست که میگم حالا هر وقت هر سمتی خواستی می‌تونیم این بحثو ببریم آقای پهلوی از همون موقع یک تناقضی براش وجود داشت اینکه کسی مثل مثلاً من یا شما یا کسان دیگه‌ای به هر حال یک نگاهی حتی به آقای پهلوی بکنن و ایشون رو اصلاً مطرح ببینن و این‌ها به علت این بود که اون رویکرد لیبرال دموکراتیکو از خودش نشون داده بود اگه ایشون از اول اومده بود بگو که بله من برگشتم که ساواکو بیارم و میخوام پدر همتونو دربیارم همین حرفایی که معمولاً الان حرف دار خیلی از نزدیکان بهشون می‌زنن و اینها خب در اون صورت که کسی جدی نمی‌گرفت ایشون رو ایشون میشد یک آدم افراطی که در یک گوشه هست و حرفی می‌زنه منتها ایشون خودش میگم این چهره شما کتاب که سال ۲۰۹ از ایشون چاپ شده رو بخونین زمان تغییر که به فرانسوی چاپ شده یه مصاحبه‌ایه در واقع حرفاییه که واقعاً خیلی مثل مثل واقعاً هر آدم لیبرال دموکراتی در ایران همچین چیزی هست با این چهره مطرح میش شد منتها اطرافیانشون و جریانی که حولشون ساختن یک جریان سیاسی که یه افراد و این‌ها داره این‌ها سیاست کاملاً متفاوت رو دنبال می‌کردن به شدت شویستی به شدت ضد چپ به چیز فاشیستی ضد چپ واقعاً یعنی نه اینکه شما مثلاً مخالف با چپ هستین به این معنی که شعاری هست به نام مرگ بر چپ دیگه مثلاً یعنی شما سؤال مرگ بر چپ قضیهش اینه که اول می‌کشن بعد می‌فهمن که چپ کی چپ بوده یا نه در زمین یعنی نکتهش این هستش یعنی فقط به چپ برنمی‌گرده کرده و با همه اون ویژگی‌های دیگه یک جریان شویستی افراطی و به شدت راستگرا خودش رو هم راستگرای افراطی باز نه راستگرا به معنی مثلاً لیبرالیسم کلاسیک و این‌ها خودش رو کاملاً با جریانات راست افراتی جهانی تعریف کردن و این معادله و خب آقای په پلوی یک انتخاب داشت حتی می‌تونست بگه من مثلاً یک اردوگاه وزیر تشکیل میدم این شویستا هم بخشی از اون هستن که اینو من در جا ولی این کارو نکرد عملاً تمام اطرافیانش همسرش که نکته بسیار مهمی همسرش به طور مشخص و همسر یک ایشونم که می‌دونید این دیگه زندگی خصوصی فقط نیست ما هیچ وقت به زندگی خصوصی ایشون بی‌احترامی نمی‌کنیم طبیعتاً منتها یه چهره سیاسی هستش دیگه همینجور که مثلاً ایشون می‌خواد یعنی ملکه ایران بشه اگر آقای پهلوی بخواد بخواد پادشاه بشه یا هر چهره‌ای داشته به هر حال بانوی اول پیشه یعنی یک جایگاه سیاسی داره خب همسرشون کاملاً شعار مرگ بر چپ رو مثلاً تکرار کردن در اوج تظاهرات‌ها کاملاً از شهرهای بسیار افراطی حمایت کرده مثلاً در همین اواخر چهره‌ای که مثلاً میاد به توماج صالحی به شدت فحاشی می‌کنه حتی به این پسر ج این این چهره کسیست که مثلاً پسر جوونی که در ایران خودکشی کرده بود یک پسر چپگرایی رو مثلاً این آدم تشویقش کرده بود که شما اصلاً باید بری خودتو بکشی و این‌ها این‌ها شهرهایی هستن که مثلاً خانم پهلوی اینها رو حمایت کرده اطرافیان نزدیک آقای پهلوی هم مشخصاً سیاست‌های اینچنینی رو پیش بردن حالا به درجات مختلف بعضی‌ها لزوماً اون اون افراط رو نداشتن ولی به هر حال باز یک جریان خیلی خاص سیاسی هست بین مثلاً یک سؤال خیلی مشخص ببینین شما مثلاً آقای پهلوی یکی از چهار شرطی که مطرح کرده بود که برای همه ما مورد قبول بود دموکراسی و حقوق بشر هست خب شما اگه معتقد به دموکراسی حقوق بشر باشین طبیعتاً باید بگید که حکومت محمدرضا شاه پهلوی مطلوب نبوده می‌تونید بگید خوبی‌هایی داشته که بندهم میگم یعنی همه تاریخ ایرانو ما می‌تونیم از هخامنشیان تا الان بررسی کنیم خوبیاشو بگیم بدییاشو بگیم دوران محمدرضا شاه پهلوی هم به همین شکل و دوران پهلوی اول برای اینکه شما بگید نه این مثلاً من یادمه آقای کیانی که از سردبیر نشری فریدون هستن و به هر حال از چهره‌های مغول‌تر اون جریانم هستن که حداقل صحبت مستطلا اینا می‌کنن آقای کیانی می‌گفتش که من به محمز شاه پهلوی نمره ۱۰۰ از ۱۰۰ میدم خب ببینید ما تعارف که با هم نداریم شما نمی‌تونید کهه هم معتقد به دموکراسی باشید هم بگید که زمان شاه کامل خوب بوده کودتا هم نشده در ۲۸ مرداد و در عملاً ما یه بازگشتی به همون دوران می‌خوام خلاصه این قصه تناقض آقای پهلویه و این باعث سقوط سیاسی او شد به این علت که خب طبیعتاً ماها کسانی که بخوان نه شخص منم من که حالا خیلی مارکسیستم هستم آدمای لیبرال دموکرات معمولی که رفته بودن پشتش آدمایی که مثلاً حامد اسماعیلیو دوست داشتن ایشونم دوست داشتن و اینا این‌ها رو خب طبیعتاً از دست داد طبیعتاً چن نقشی نمی‌تونه بازی بکنه ولی قادر به سازماندهی اون بخش‌های خودشم نبوده یعنی نتونسته از اون نیروهای مثلاً استفاده حداقل یه گروه مثلاً ۲۰۰۰ نفره درست کنه یعنی به قول شما یه تظاهرات ساز بده در ایران در خارج یه حرکت همون شبکه من و توشو بگه مثلاً می‌تونه چند هزار نفر طرفدار براش جمع کنه که این کارو نتونستن به هیچ وجه انجام بدن و نکته آخر و جالبم اینست که ببینید یکی از بهترین مصاحبه‌هایی که برای شناخت آقای پهلویشو می‌تونید نگاه کنید مصاحبه ایشون با پاتریک بد دیویده یک پادکستر راستگرای آمریکایی ایرانی تبار طرفدار آقای ترامپ طرفدار مثلاً نائب بوکله رئیس جمهور السالوادور اینا که چهره‌های به قول انگلیسی استرانگ من میگن دنبال یه چهره‌های آقای ترامپم کلمه خیلی محبوش تافه دیگه میگه هی تاف گا از اینا خوشش میاد این از اردوغان خوشش میاد از کیم جونگون خوشش میاد از شعرا اینجور آقای پهلوی آقای پهلوی ۵ اون رو هم نداره یعنی تراژدی آقای پهلوی اینه شما نمی‌خوای لیبرال باشی برو یه رهبر اون شکلی باش ولی نه اونجوری حرف می‌زنه نه چنون جذبه‌ای داره نه چنون هی داره در واقع می‌دونین یعنی آقای پهلوی تنها دلیلی که مثلاً این دوستان شوبلیس و این‌ها کنارش هستن این هستش که به اون نهاد پادشاهی معتقدن ایشونم میراستار اون نهاد می‌دونن مگر نوع حرفهایی که می‌زنه بشم بهشون بگی میگن خب ما که حزب فاشیستی نیستیم آقای پهلوی نظرش باهم متفاوته ولی شما نمی‌تونید نظرتون با افرادتون می‌تونید یه تنوع نظر داشته باشید اما نمی‌تونید اینقدر تنوع نظرت داشته باشید که شما خودتون مثلاً میگید من آیتالله منتظری رو دوست دارم اونوقت وقت طرفدارانتون میگن مرگ بر چپ مرگ بر اصلاحطلب مرگ بر هر کسی که ما دوست نداریم مرگ برونم توماج صالحی اون رفتار رو انجام بدن و این خلاصه به نظر من تراژدی آقای رضا پهلوی این هستش که هیچوقت این انتخاب رو نتونست بکنه و بنابراین و مجموع این شرایط این هستش که ایشون یک چهره مؤثر سیاسی نیست حالا می‌تونیم جزئیاتشو راجع به روابط بین‌المللیشم صحبت بکنیم که اونجا هم کامل کاملاً یک سیاست فشل و بی‌ربطی رو داره دنبال می‌کنه دیگه که الان بی‌ربطیشو در شرایط حاضر کاملاً می‌بینیم و ایشون اگه وضع سیاطیش در همین دو سه هفته گذشته از قبل هم کمتر شده و تنها سناریوی سیاسی که ایشون بتونه نقشی در اون بازی بکنه این هستش که اسرائیل و آمریکا بخوان کاری در ایران بکنن و ایشون به عنوان مثلاً سعی کنه از نزدیکیش اون‌ها استفاده بکنه و این‌گونه به ایران بیاد. که چنین چیزی هم ممکن نخواهد بود چون اون‌ها هم اگه بخوان این کارو بکنن چون فرض کنید اونا بخوان چرا کار بکنن مگه خب دیوانهم برن دنبال آقای پهلوی خیلی چهره‌هایی هستن که آقای پهلوی مثلاً ثروت داره قدرت داره سازماندهی داره هیچ‌کدوم اینا رو که نداره یه محبوبیتی یک طرفدارانی بین یه بخشی از جامعه داره بنابراین در اون سناریو هم حتی جدی نیست و بگذریم که خودشم میگه که چنین چیزی نمی‌خواد و یک سیاست متفاوتی دنبال می‌کنه خلاصه این یک خلاصه‌ای بود حالا بحثو هر جای خواستین می‌تونیم ببریم ببخشید ببخشید از شما عذر می‌خوام چون بلد نیستم صدای من اکو می‌کنه اگه من صحبت می‌کنم شما اگه ببندین صدای من آره ببین آرش جان آرش مارکسیسته ولی من به مارکس نزدیکترم چون مارکس گفت من مارکسیست نیستم در [خنده] نتیجه من ما خیلی آرزومونه پیش شما مارکس بخونیم واقعا اگه تو این کلاس مارکس یه بار بذارید توی جلساتتون ما خیلی خوشحال میشیم که به عنوان مارکسیست تمامعمر یه بار دیگه با شما مارکس بخونم نگاه نگاه آرش من متوجه میشم نگاه بسیاری از کسایی هست که بعد از انقلاب مخصوصاً توی رشته‌های میدلیست استادیز و نمیدونم پلیتیکال هیستوری اینها به ایران نگاه کردن و و به نظر من یه مقداری نگاهشون جزئی نگر هست و وقتی که جزئی نگر باشه شما یه چیزا رو خیلی بزرگ می‌کنین به قول تاریخنگاران آنل مکتب آنال می‌گفتن که شما باید یک چیزی رو در یک دوره تاریخی بزرگ ببینیم یعنی لانگ دوغه ببینیم حالا من تصور خودم راجع آقای پهلوی میگم اون سؤالی که از شما کردم من خودمو جواب میدم اولاً اولاً میگم که چرا من به مسئله آقای پهلوی میپردازم آیا آقای جریان آقای پهلوی شانس رسیدن به قدرت داره یا نه پاسخ من به سوال دوم اینه که نمیدونی و اینکه شما نمیتونید اصلا راجع به هیچ جریانی پیشبینی می‌کنیم که آیا این در آینده به قدرت می‌رسه یا نمی‌رسه. مثلاً علم در خاطراتش میگه یه جا میگه که من در دوم می‌دونید که در ۱۵ خرداد آدم اصلی که سرکوب کردونه علم بود. بعد میگه من در ۱۵ خرداد این کارو کردم این کارو کردم و بعد جملهش اینه و مسئله روحانیت برای همیشه تمام شد. ما در تاریخ هیچ مسئله‌ای نیست که برای همیشه تمام بشه. یعنی ممکنه در همین ایران ۱۰ سال دیگه ۱۵ سال دیگه سلطنت برگرده. ما نمی‌دونیم. واقعیت اینه که ما آینده رو نمی‌دونیم و اصلاً به این دلیل که ما نمی‌دونیم نباید هیچ‌گونه چیزی رو دست کم گرفت اونچه که الان هست آقای پهلوی نه به خاطر اونچه که خواهد شد بلکه به خاطر اونچه که هست مهمه اون چیزی که الان هست یک د اینکه بسیاری از جریان‌ها هستن که به قدرت نمی‌رسن ولی تأثیر خیلی مهمی در تاریخ سیاسی دارن و در فرهنگ سیاسی مثلاً فرض کنید در ایران همین جریان چپ یا حزب توده اینا به به قدرت نرسیدن هیچ موقع ولی این به این معنی نیست که چون به قدرت نرسیدن پس اهمیت ندارن خیلی هم اهمیت دارن شاید مثلاً حزب توده از خیلی از جریان‌هایی که به قدرت رسیدن اهمیتش بیشتر باشه اساساً بنابراین معیار اهمیت یک جریانی به این نیست که به قدرت برسه و سوم اینه که من جریان آقای پهلوی رو یه بخشی از یه جریان یا یک اگه خیلی بخوایم چیز کنیم یه مود سیاسی می‌بینم در ایران و اون مود مود فاشیستیه. حالا من جمهوری اسلامی رو فاشیست به اصطلاح یه نوع توتالیتاریسم تعریف می‌کنم یا فاشیسم تعریف می‌کنم و بعد جریان‌هایی که ضد جمهوری اسلامی هستن حالا از مجاهدین خلق بگیر تا یک مود ضد به اصطلاح فاشیستی در واکنش به فاشیسم هست. حالا این یه جلوهش در جریان آقای پهلوی هست یعنی از این جهت مهمه که ما مسئلهمون آقای پهلوی نیست مسئلهمون سلطنت اصلاً نیست همونجور که شما گفتی اگه یه کسی بیاد بگه که من طرفدار سلطنتم ولی حقوق بشر احترام می‌گذارم به حقوق شهروندان احترام می‌گذارم و این ما هیچ مشکلی باهاش نداریم می‌تونیم باهاش رقابت کنیم می‌تونیم باهاش سیاست بورزیم در یک شرایطی می‌تونیم باهاش اعتلاف کنیم اتحاد کنیم یه کاری انجام بدیم و مسئله ما نه سلطنته نه جمهوریه نه هیچ چیز دیگه. مسئله ما اینه که شما به یک سری اصول سیاسی اعتقاد داشته باشید که یک در وحله اول حقوق بشره. ثانیاً اینکه شما به آزادی شهروندان اعتقاد داشته باشید. شما به قانون اعتقاد داشته باشید. این چیزا باعث میشه که شما بتونید در یک جامعه سیاسی ما با ما جامعه ایران بسیار متنوعه بسیار متنوع‌تر هم خواهد شد و یکی از این جریان‌ها ممکنه همیشه تا ۱۰۰ سال دیگه جریان سلطنت‌طلبی باشه. هیچ مشکلی با این نداریم. ولی جریان پهلوی از این جهت مهمه که یک جریان فاشیستی شده یعنی اینجور نبوده همونطوری که شما گفتین اینطور نبوده یعنی یه جریان فاشیستی نبوده ولی آقای پهلوی این رو تبدیل کرده به یه جریان فاشیستی یعنی حرفایی که خودش می‌زنه یعنی وقتی یه نفر میاد میگه مردم من از طرف ملت همچین نمایندگی دارم هر کس بگه من ملتم فاشیسته این یک یعنی هیچ تعارف نداره هر کس که بگه لتس موها این فاشیست میشه یعنی محض این نیست که آقای آقای البته آقای پهلوی خب اینو من یه چیزی بگم الان یا بله بفرمای بفرما مثلاً آقای پهلوی اگه انصاف داشته باشیم نگفته که من مردمم دیگه فقط ولی گفته من رهبر دوران گذار هستم نه نه نه صحبت خودشه میگه که من من از طرف مردم این رهبری رو به عهده می‌گیرم شما ببین حال این تا بخشی حالا ببین من با شما موافقم من با شما موافقم که یک جریان فاشیستی و فاشیست معابانه‌ای حداقل حول ایشون وجود داره و شما همونطور که می‌دونید درون جریانات آمریکا چندین سال بحث بود سر اینکه مثلاً جریان ترامپ فاشیست هست یا نیست و می‌دونید اصلاً این واژه فاشیست همیشه مورد مناقشه بوده و خب می‌دونید یه جاهایی یک بحث سمانتیک حتی میشه یعنی که خب مثلاً مثلاً ما تعریفمون از این باشه ولی به هر حال من با شما موافقم با چیز کلی ولی حالا نفس اینکه آقای پهلوی ادائه رهبری می‌کنه رو فاشیستی نمی‌دونم ولی به این جهت می‌دونم که خب بیشتر یه حرف پرت سیاسیه دیگه یعنی ایشون سال آها این حرفو نزده بود بله حرف یه کسیست که داره ادعا می‌کنه که من ببین تمام گفتمان این‌ها اینه که ما ملتیم شما این کسی که اومدن تو اینایی که اومدن در چیز وقتی که ایران اینترنشنال مصاحبه می‌کنه با آقایی که اسپانسر این تظاهرات بوده و اون میگه ما اکثریت قاطع ملت ایران هستیم و بعد میگه اکثریت اینا از طرف اکثریت مدام میگن ۹۰ مردم ایران طرف بله ببین اینا چیزای فاشیستی‌تره مشخص‌تری هم دارن من به شما حالا بخوام ما موافقمیم در این زمینه من یک مؤلفه‌هاشو بگم که جالبه ببین مثلاً خیلی جالبه من خودم به عنوان کسی که خب از از پیچینه مارکسیستی میام اتفاقاً خیلی رویکرد مثبتی دارم به میهن دوستوستی و ملیگرایی اگر به یک مفهوم به قول انگلیسی اینکلوسیو تبدیل بشه یعنی قشنگیه ملیگرایی اینه که میگیم الان من و شما و آقای پهلوی و آقای کیانی و همه اینا ایرانی هستین دیگه خب باید این کشورو با هم قسمت بکنیم دیگه حالا فردای ایران اگر روزی قرار باشه ما به هر حال در این کشور زندگی بکنیم قراره حتی اگه ب ایرانم زندگی نکنیم ایرانی بودن رو با هم اشتراک داریم و این یک موضوع اینکلوسیو از دل این میشه یک فرهنگ سیاسی مثبت دربیاد یعنی به نظر من یک نوع پتروتیسم و میهن‌گرای لیبرال خوبه این‌ها متأسفانه دقیقاً برعکسش استفاده می‌کنن میگن ایرانی یعنی اون چیزی که ما میگیم و غیر از اونم باشی انیرانی هستی اگه چپی انیرانی هستی اگه خیلی از به اصطلاح از گروه‌های مختلف قومیتی هستی انیرانی هستی و حالا نه که به همه اونها معمولاً نمیگن دیگه ولی هر کسی که یک گرایشی نشون بده یا بهش میگن تجزیه طلب کسایی که تجزیه طلبم نیستن واقعاً هر کسی که مثلاً هویت کرد هویت ترک براشون باشه بهشون اوننگا می‌زنن تا هر کسی که دوست ندارن از اینکه مثلاً کسی مثل چه می‌دونم مسیح علی نژاد یا توماج صالحی یا این‌ها این‌ها رو به عنوان انیرانی بهشون حمله می‌کنن و این‌ها یک ویژگی کاملاً فاشیستیه چندین ویژگی فاشیستیه دیگری هم هست بگذریم که بعضی‌ها اصلاً اگه در این جریان سایبری نگاه بکنیم که حالا واقعاً هم خودش بحث مختلف خودش رو داره خب بعضیا که اصلاً بدون تعارف به فاشیسم هیتلری و اینها اصلاً علاقه نشون داده بودن قبلاً حالا در دوران جدید چون اینها خودشونو در یک همراستایی با اسرائیل تعریف کردند احتمالاً اونقدر می‌فهمن که مثلاً از آقای هیتلر و این‌ها تنجید نکنن گرچه مثلاً پرویز ثابتی خب میاد در همون مصاحبه که می‌کنه قشنگ صحبت اینو می‌کنه که الگوش حالا بگذریم که در زمان جنگ مثل حالا خیلی از ایرانیان طرفدار آلمان بودن به یه معنی ولی در سال‌های بعدشم الگوش رو فرانکو مینامه یعنی دیکتاتور فاشیست در اسپانیا و اینا بنابراین با شما موافقم که این‌ها ویژگی‌های فاشیستی واقعاً در این جریان به طور خیلی جدی وجود داره گرچه به نظرم ما این رو من به شما این نکته این نکته رو بگم ببینید به نظرم ما این به قول انگلیسی لاک چری رو نداریم که بگیم خب چون اینجور هست این این جریانو ما باید مثلاً ترد بکنیم و هیچ صحبتی باهاشون نکنیم و این‌ها چون این صحبت خیلی شب‌ها راجع فاشیست میگن یعنی به هر حال ببین یک واقعیت تلخ قضیه این هستش که الان این گفتمان‌ها هم به صورت گفتمانی هم به صورت رفتار مختلف بخشی از سپر سیاسی ایران نزن شما ببینید شیوهی که راجع به افغانستانی‌ها اینا حرف می‌زنن چه درون حکومت چه بیرون حکومتن ببینید شما اصلاً عرب بله دقیقاً بنابراین به نظر من متأسفانه این یک بخش این یک معزلیست و یک آفتیست که بخشی از سیاست ایران هست و ما مجبور هستیم که اگر می‌خوایم در صحنه سیاست ایران عملی بکنیم باید با اون کنار بیایم و با شیوه‌های عمل‌گرایانه و شیوه‌های و در ضمن در این حال تلاش بکنیم برای اون ارزش‌هایی که فکر کنم بین من و شما مشترک باشه یک سری ارزش‌های لیبرال، ارزش‌های مدنی برای این‌ها مبارزه بکنیم. ولی متأسفانه خب این ارزش‌ها همه جا در تحت تهدید هستن و در ایرانم همین طور. درسته خب آرش جان حالا پس با هم توافق داریم که یعنی توضیح دادین شما از نظر خودت که چرا این جریان مهمه و چرا باید بهش بپردازیم چرا باید جدی بگیریم و منم توضیح بدم من حالا یه نکته رو میگم بعد سؤال آخرم از شما می‌کنم ببین آقای پهلوی همون طور که شما گفتی خب پسر شاه بود طور طبیعی بعد آمد در خارج و پدرش فوت کرد و بعد به اصطلاح در تبعید بود و اینا علت اینکه حالا اینا که من به شما میگم یه سری اطلاعاتیه که من خ از نزدیکان آقای پهلوی به اصطلاح در درم سال‌ها پیش آقای رضا پهلوی این نیست که استعداد سیاسی نداره هیچ علاقه‌ای به کار سیاسی نداره من اصلاً به به کنش سیاسی یا فعالیت سیاسی رو به شکلی تعریف می‌کنم که در مورد ایشون اصلاً صدق نمی‌کنه اینکه حالا نظر داده صدا و حرف مادر ایشون یعنی شهبانو کس آدم اصلی که اینو نگه داشته یعنی اینو اجبار کرده به اینکه نقش پادشاه رو بازی کنه در تبعید نقش شاهزاده رو بازی بکنه و مادرش یعنی مادر آقای پهلوی نباشه و روزی این جهان رو امیدوارم که عمر دراز بکنه ولی اگر یک روزی ترک بکنه آقای پهلوی اصلاً سیاستو می‌بوس میذاره کنار یعنی این در یک خود آقای پهلوی یه سرنوشت تراژیکی داره می‌دونی یکی خب مرگ پدر بعد از سقوط سلطنت و بعد بدتر از اون که تمام زندگیش به ریلاکتنتلی افتاده توی سمتی که نمی‌خواست اصلاً یعنی یه پادشاه ریلاکته یعنی یه شاهزاده ریلاکتنته و این آدم نمی‌خواسته نمیخواد این کاری که الان می‌کنه بکنه و به خاطر همینه که شما می‌بینی که گاهی از دست هواداراشم کلافه میشه گاهی حرفایی می‌زنه به هواداراش میگه بابا به من نگید مثلاً کینگ رضا پهلوی فرداش میگن رضا پهلوی یعنی نمی‌تونه اداره کنه نمی‌خواد یعنی یک بحث اینه که یه یه نفر بخواد یه کاری بکنه استعداد نداره آقای پهلوی پیش از استعداد همچین علاقه‌ای رو نداره بعد اینجا در آمریکا یک مقاله‌ای نیویورکر نوشت سال ۹۲ من مطمئنم حتماً خوندید که سیمور هرش نوشت و اینکه این آدم با سیآی چیکار می‌کرده آمریکا خیلی یعنی سیآیای خیلی دنبال این بود که از این یک چیزی یه استفاده‌ای بکنن و نه تا سال ۹۰ سیآیا با آقای په پهلوی به هر حال سعی می‌کرد از آقای پهلوی استفاده کنه. سال ۹۰ آمریکا کاملاً معیوس میشه. سیاهی کاملاً معیوس میشه. حالا پولایی که می‌دادن یه کارایی می‌کردن ز اون که شما اشاره می‌کنی که من دعوتش کردم در واشینگتن اینستیتیوت از من دعوت نکردم رضا پهلوی واشینگتن اینستیتیوت از طرف رضا پهلوی با من تماس گرفتن و گفتن برا واشینچیتو نگفتم اون مجله‌ای رو گفتن میخوا آره ولی حالا مجله من مهم نبود اون اون واشینگتن اینستیوت مهم‌تر بود از آقای پهلوی با من تماس گرفتن که ما برای سالگرد چهلمین سال انقلاب می‌خوایم که در یک تینگ تنکی در آمریکا در واشنگتن سخنرانی کنه آقای پهلوی من به رئیسمون که راب ستلاف بود گفتم که همچین پیشنهادی شده راب سطلاف گفت به دو شرط یکی اینکه ایشون سخنرانی نکنه بلکه مصاحبه کنه با تو و ثانیاً اینکه هیچ جای دیگه قول نده به به این مناسبت جای دیگه تینگتنکی نره من گفتم اونا قبول کردم کسانی که آمدن در اون جلسه حالا همینو می‌خوام بگم بحث جدی گرفتنو میگم بعد از جنبش سبز بود دیگه یه چند سال بعد از جنبش سبز کسانی که اومدن اونجا خب از اینتلیجنس کامیونیتی بودن و از یه پالیسی کامیونیتی واشنگتن میان یعنی کسای ایرانی توشون نبود همه کسانی بودن که اومده بودن خب ببینن که در ایران که جنبشی اتفاق افتاده و فلان وزن آقای پهلوی چقده می‌دونی یعنی دقیقاً اومده بودن اونجا بشنون ببینن آقای پهلوی چی میگه اون حرفا که من و آقای پهلوی زدیم خیلی مهم نیست اون سؤایی که اونا کردن مهمه از آقای پهلوی و می‌خواستم بم این آدم آدم جدی هست که مثلاً حالا شما در جغرافیای سیاسی آینده ایران چه جایگاهی رو می‌تونی براش تصور کنی و بسیار دیسپوینتینگ بود یعنی آقای پهلوی وقتی که صحبتش تمام شد یعنی یک انگار یخ شد این جلسه و به و هیچکس جدیش نگرفت اتفاقاً همون باربرا سلیوین همون روز بعد از جلسه باربرا اسلوین همون لحظه مصاحبه کرد با پتریک کلاسون و اون مصاحبه رو بخونی یعنی اصلاً پتریک که خب به هر حال یه یه نبض این به اصطلاح جامعه سیاسی در واشنگتن دستش هست ببین چه حرفایی می‌زنه گفت این آدم یه آدمیه که اصلاً پرت و پلاس و منتظره که مردم انقلاب کنن نمره اونجا بشه ملکه این ببین بذارید ما اینو یه ذره علمی صحبت کنیم اولاً جالبه خب این منم با شما میخوام زمان جنبش سبز اینگونه بود دیگه ولی خب سال‌های بعد عوض شد ولی از شما میخوام اینو بپرسم چون شما خودتونم بازیگر صحنه اول این قصه بودین به نظر شما علت اینکه جدی نمی‌گرفتن ش اون موقع چه بود؟ حالا این عزیز علت اینکه چرا اصلاً بهش توجه شد اینکه شما بعد از جنبش سبز فضا هم در داخل ایران و در هم خارج از ایران این شد که همون نه محافظهکاران و نه اصلاح‌طلبان در آینده به اعتباری نخواهند داشت یعنی اعتبار این‌ها از بین رفت مخصوصاً بعد از اینکه آقای موسوی و آقای کروبی تحت حبس خانگی قرار گرفتن و جامعه واکنش نشون نداد این خیلی مهم بود یعنی اینکه که جامعه حاضر نیست پای اینا مثلاً کاری بکنه بریزه تو خیابون خود فلان بکنه و اینا اون خلعی که شما گفتید که به این به ایشون توجه شد به خاطر اینکه دیگه نه محافظه کاران نه اصلاح‌طلبان اعتبار نداشتن هم داخل ایران هم خارج از ایران خب گفتن پس کی عصر عصر اینترنتم بود و آقای پهلوی هم خب همیشه با رادیو بی‌بی سی و نمی‌دونم صدای آمریکا اینا ارتباط دارن دیگه بعد در پروموت کردنش و خود واقعیت این که خود شهبانو پهلوی بسیار اعتبارش بیشتر از آقای پهلوی هست و به اصطلاح از پشت اوست که این روابط ایجاد می این آقای پهلویه که خان شهبانو پهلویست که این ارتباطات و ملاقاتها و اینا رو ایجاد می‌کنه نه آقای پهلوی یعنی اون نیروی اصلی اون اعتبار و احترام مال شهبانوئه و ایشون مطرح شد به عنوان اینکه خب حالا که هیچکس نیست پس کی می‌دونی این بله دیگه منم اینو گفتم و این به هر حال موضوع مسلمیست دیگه یعنی ایشون یه فرصت تاریخی داشت آ شما نگاه کنید در سیاست چنین چیزی خیلی نابم هستش دیگه یعنی شما فکر کنین من البته یه نکته رو بگم دیگه این‌ها ببینید اپوزیسیون ایران اون یا اون جوکی که ما بهش میگیم اپوزیسیون ایران چون واقعاً نیروی جدی سیاسی که نیستش که هیچ کدومشون نیستن من یه مشکلی که با مخالفین آقای پهلوی دارم چون خود ما دیگه یعنی ببین خب ما چهکار کردیم ماها که مخالف آقای پهلوی هستیم آیا ما سازمان درست کردیم ما تشکیلات درست کردیم ما رسانه درست کردیم. ما حتی یک مجله درست کردیم. ما یک رسانه مستقل درست کردیم در تمام این سال‌ها. رسانه‌ای که مال بی‌بی‌سی یا جای دیگه نباشه. هیچ‌کدوم این کارها رو که ما هم نکردیم. یعنی اپوزیسیون ایران اصولاً یه چیز جدی نیستش که الانم ببینید شما فقط همه مثلاً این کلماتی که حیف ببینید شما مثلاً حمله می‌کنن واقعاً مثلاً به اصلاح‌طلبان در ایران به عنوان مثلاً استمرارطلب و اینا اعلان و اینا به چیزای مختلف. خب اون اصلاح‌طلبان حداقل تمام جریانشون اونی که تاج‌زادهشه در زندان رفته داره مبارزهشو دنبال می‌کنه و یک منطقی داره اونایی هم که مثلاً در قدرتم مثل خانم منصوری و این‌ها که اومدن حداقل یک ایفای نقش سیاسی کردن ولی اپوزیسیون ایران من این نکته رو می‌خوام خدمت شما بگم ببینین در سال د جنبش زن زندگی آزادی چه شرایطی داشت اصلاً در تاریخ مدرن بعید این همه شما نکته مثبت به نفتون باشه تمام جهان توجهش به شماست تمام حکومت‌های دنیا با جمهوری اسلامی مشکل دارن. یعنی کشورای عربی منطقه مشکل دارن. اسرائیل مشکل داره. آمریکا مشکل داره. روسیه و چین دوستش نیستن. یعنی واقعاً دوستش نیستن. به من که خیلی خوشحالن از دیل کردم این قضیه. در داخل کاملاً منفوره. شما هم چندین رسانه بین‌المللی داری که عربستان سعودی، آمریکا، انگلیس، هلند همه دارن میگن آقا ما به شما پول میدیم ۲۴ ساعت هرجوری خواستی برو با ایران حرف بزن و ما نهادهای مدنی مختلف هست حقوق همه شما رو ما میدیم فعالیت حقوق بشری کن، فعالیت رسانه‌ای کن ببینید الان مثلاً چند صد هزار چند یعنی چند صد یا حتی شاید چند هزار ایرانی در خارج از کشور هستن که به همین در همین قالب سال‌هاست دارن فعالیت می‌کنن به دلایل به دلایل مختلف. بنابراین یک جامعه مدنی فعالی وجود داشته. می‌دونید در حالی که مثلاً البته این خودش نکته منفیشم هستش دیگه. منظور میگم با تمام این شرایط در طول این جمش کسی نتونست کار بکنه و آقای پهلوی کسی بود که همه این‌ها رو داشت شهرتم داشت. یعنی به قول شما شهرت اندازه آقای خامنه‌ای هم داشت که واقعاً مثلاً حتی لخوالستا نمی‌تونست چنین آرزویی داشته باشه که مثلاً شما بلافاصله همه بشناسنت ازت حمایتم بکنن. چیز مالی هم داری ولی از این به هیچ وجه نتونستن استفاده بکنن و این نکته رو من خدمت شما بگم اونی که گفتم راجع ببینید ما این‌ها رو باید جدی بگیریم راجع به جامعه مدنی شما مثلاً مقایسه بکنید با گروه‌های مختلف شما مقایسه بکنید با تبتی‌ها ببینید الان در تمام دانشگاه‌های مختلف جهان گروه دانشجویان طرفدار تبت آزاد وجود داره در بین اون‌ها هم اختلاف هست بعضیا رهبری مذهبی دلالما رو دوست ندارن بعضیا خودشون چپن بعضیا اما یک نهادهایی دارن حداقل و سر یک چیزایی فعالیت مشترک می‌کنن شما نگاه کنیم حتی فلسطینی‌ها گروه‌های مختلف طرفدار دارن و حالا جنبش‌های مختلف موفق رو می‌تونیم در دنیا نام ببریم ولی می‌خوام بگم این ضعف این این شکست سیاسی آقای پهلوی از فرصت‌سوزی بزرگی بود که مشابه فرصت‌سوزی بقیه اپوزیسیون هم هست یعنی مختص ایشون نیست متأسفانه من کاملاً با شما موافقم و نکته که گفتی که چرا آقای پهلوی رو جدی نگرفتن می‌دونی علت که من اولین سؤالی که ازش کردم هم من من چند تا گناه دارم گناه خیلی زیاد دارم ولی چند تا گناه دارم که بخشودنی نیست یکی همین چیزاییست که حرفایی که با آقای پهلوی زدم سؤال اولم این بود که شما می‌خواید در ایران انقلاب کنید می‌خواید رژیمو عوض کنید خب در ایران یه بار انقلاب شده از اون رهبر انقلاب قبلی چی میآموزید سال اولم ایشون در حقیقت هیچ هیچ یعنی کاملاً ایشون مطلقا اینکه مثلاً یک تصوری داشته باشه که خب اون رهبر قبلی چرا پیروز شد؟ من باید چه باید بکنم؟ ما ضعفمون چی بود که اون انقلاب اون حکومت هیچ مطلقا ذهن ذهن ایشون که می‌دونید ذهن ایشون از نظر چیز منظ و مبرای از هرگونه سواده متأسفانه سؤال بعدی که کردم این بود که خب شما در الان بحث زن‌ها هست و جنبش زن‌ها و اینا در خانواده شما هیچ صدایی از زنها نمی‌شنویم یعنی خانم یعنی شهبانو پهلوی که خودش اصلاً عمداً همه بچه‌هاشو قربانی همین آقای رضا پهلوی کرد و خودشم وایساده عقب که این آقا به اصطلاح نشون بده خودشو اون کتابی هم که میگی آقای چیز براش نوشته دیگه اون آقای یادم رفت آقای آهی براش نوشته اصلاً مطل ایشون به شکل به اصطلاح به شکل شرمآوری بی‌سواده یعنی مغزش اصلاً مطلق کار یعنی اگر باهاش یعنی من باهاش صحبت می‌کردم تو دفترش تا سؤال می‌کردی ازش اون کی امیرحسین اعتمادی جواب می‌داد یکی دیگه جواب جواب بده یعنی اصلاً بلد نیست جواب بده یه چیزی حفظ می‌کنه و همون رو توضیح بده و وقتی در سؤال و جواب‌ها معلوم شد این بابا اصلاً هیچ تصوری نه راجع به ایران داره نه راجع به سیاست داره نه راجع به رابطه ببین الان موضعشو الان نگاه کن راجع به برنامه چی موضع کرد ببین این برنامه موضوع آدم غیر سیاسیه یعنی آدم که نمی‌فهمه چی داره میگه به حالا میخوای راجع به این حالا صحبت کنیم چون حالا یه سری مسائلم که شما میگین به هر حال ارزیابی شما هست و بعضیاشم شناخت شخصی که دارید که خب مثلاً من ندارم البته من ایشونو خیلی مختصر دیدم چند باری دیدمشون در تورنتوا من شناخت واضتم از ایشون خیلی زیاد بله نه ولی خب اجازه بدین راجع به همین موضوع صحبت کنید چون فکر کنم با اینم همنظریم و موضوع جالبی باشه ببینید مثلاً خب دیگه من بهت من شخصه بگم من نکات مثبتشو اول بگم آقای پهلویوی در تماسی که داره با اسرائیلی‌ها و با آمریکایی‌های مختلف ۲ تا نکته رو تأکید می‌کنه در خیلی از صحبت‌هاش بیشترش ۹۰ مواقع حداقل رو یکیش و ۱۰۰ مواقع رو یکی دیگه که من این‌ها رو مثبت می‌دونم. یکی مخالفت با تجزیه‌طلبی و در واقع دفاع از تمامیت ارضی ایران هست. این به این لت هستش که این می‌دونید ما راجع به اگه صحبت تمامیت ارضی در رابطه با ایرانیان و صحبت بین خود ایرانیان باشه یه بحث هست. یه بحث هستش که الان دستگاه‌هایی در عذر می‌خوام دسته‌هایی دسته‌های سیاسی یعنی در اسرائیل و در آمریکا هستن که سال‌ها از زمان دولت بوش پسر حداقل بوده. این‌ها برنامهشون یک نوع تجزیه ایران هست. فک می‌کنن که ایرانو اگه مشتق بکنن تج منم با شما موافقم من با شما موافقم که این خطر جدی نیست ولی به هر حال اینا که این کارو می‌خوان دیگه به حال خانم برندا شفر کسانی که هستن که کتاب می‌نویسن صحبت می‌کنن آدم ب شخصیت‌های مختلفی که هستن به هر حال آقای پهلوی همیشه اومده با این مخالفت کرده و اینو من نکته مثبتی می‌بینم چون این باعث شده که مثلاً خیلی از حتی اسرائیلی‌های افراطی که مثلاً هستن این براشون یک خط قرمزی باشه و وقتی چون می‌دونن که اگه اینو بگن طرفداران آقای پهلوی هم ناراحت میشن و نمازه نشون میدن چون اون‌هاهم ملیگرا هستن به هر حال و اینو من مثبت می‌دونم مخالفتش با حمله نظامی به ایران نکته دیگهست که آقای پلایی معمولاً مخالفت کرده من نفس اینو مثبت می‌دونم منتها این باز تراژدی آقای پهلوی و فشل بودن سیاسیش این هستش دیگه شما الان ما الان در شرایطی قرار داریم که به طور مشخص خیلی مشخص است که یک مذاکره‌ای داره صورت می‌گیره بدیل این مذاکره حمله هست چون خیلی شما از زاویه منافع ملی اسرائیل و آمریکا قضیه خیلی مشخص است دیگه میگن ایران در راست آستانه رسیدن به هسته‌ای قرار داره ما این رو یا به شیوه دیپلماتیک باید حل بکنیم کنیم یا باید با حمله نظامی باهاش برخورد بکنیم و این د تا گزینه‌ای هستش که منطق داره دیگه یعنی هر جفتش شیوه‌های مقابل این هست آقای پهلوی میگه که نه من اینو می‌خوام نه اون رو و من طرفدار این هستم که حمایت حداکثری از مردم حمایت بکنید و این‌ها البته نمیگه حمایت میگه فشار حداکثری خب میگه فشار حداکثری به اضافه حمایت حداکثری دیگه اون حمایت حداکثری حالا خب همین دیگه حمایت حداکثری که مثلاً سازمان نفتی هم این رو در ریز هم نوشته دیگه حمایت بعد از اکثری خلاصهش اینه که میگن این‌ها بیان صندوق اعتصاب درست کنن و این‌ها از یک جنبشی حمایت بکنن که این جنبش جمهوری اسلامی سرنگ می‌کنه. رهبر دوران گذارم که خودش تعیین کرده دیگه. یعنی خود آقای پهلوی قراره رهبر دوران گذار باشه. خب این گزینه جدی نیستش دیگه. یعنی برخی یعنی شما هر کسی که شما ببینید هر آدمی الان یک آدمی از مثلاً یه کشور دیگه اومده می‌خواد این صحنه رو بررسی کنه بگه خب آقای رضا پهلوی که شما می‌خوای رهبر دوران گذار بشی آخه تو چهکار کردی در این زمینه که من بفهمم من سیاست امنیت ملی کل کشورمو بذارم کنار نه مذاکره کنم آقای ویتکاف بگم برگرده بمب افکنای بیتومم بردارم از دیگو گارسی و این‌ها برگردونم که این راه سوم شما رو برم راهش بعد شما چیکار کردی شما یه تظاهرات ۱۰۰ نفری نمی‌تونی بذاری یک شبکه تلویزیونی نداری، یک سری هوادار نداری، یک سری یعنی هوادار متشکل، هیچ‌کدوم این‌ها رو نداری. بر چه بنیانی من بیام پشت طرح حرف تو بگم تو می‌تونی جمهوری اسلامی اگه همه اینا رو داشتی مثلاً شانس اینکه تو بتونی جمهوری اسلامیو در یه دوران کوتاه سرنگون بکنی بدون حمله نظامی بسیار پایینه. ولی هیچ‌کدوم این‌ها روم ندارید. بنابراین میشه یک جوک سیاسی دیگه و شما اگه الان ببینید در فاکس نیوز وقتی که صحبت کرد اون مجری تلویزیونی اصلاً مثل همون کاری که گفتم آقای پاتریک به دیوید آقای پهلوی رو در واقع به مسخره گرفت دیگه گفتین کاره نیستی در واقع یعنی عملاً اگه شما گوش بدید اون اینو واقعاً من برا توهین به آقای پهلوی نمیگم ا این حرف آقای بد نبی بود گفت شما معلومه که این کاره نیستی تو یه سری حرفای خیلی قالبی میای می‌زنی یه سری چند تا کلمه رو میگی و اینجوری و الان حتی در واکسینزم همین بود یعنی بنابراین الان آقای پهلوی به اینجا رسیده منتها این رو من خدمت شما بگم باز بقیه اپوزیسیونم فرق چندیی ندارن ببینید بخش‌های از اپوزیسیون کاری نداریم چرا نداریم چون ما آره ولی مربوطه دیگه مربوطه که مشخص میشه این مشکل مشکل از آقای پهلوی نیست ببین مشکل یک عمر مسئولیت آقای پلوی رو نمیشهد همه باشه نه مسئولیت آیه م اینجا که دادگاه که نیستش که چیز بررس هست ببین من یه نکته از خود شما من یاد گرفتم بگم ببین ببینید من خودم یک زمانی بالاخره جوان پرشور به اصطلاح اپوزیسیون و اینها بودم ببین شما یه سخنرانی داشتین توی دانشگاه تورنتو خیلی وقت پیش من یادمه توی مانک سنتر یادتونه یک جلسه‌ای بود از کانادا گذاشته بودم من اونجا مترجم بودم یادم جوون بودم اون موقع در همین مثلاً بعد از جنبش سبز و این‌ها که خود شما من از شما یادمهم که صحبتهای شما تکان دهنده بود برای خیلیا چون خیلی یک واقع‌گرایی سیاسی درون بود که آقا مثلاً این شما که میگین کجائه اینکه شما میگید مثلاً یادم سخنرانی اونجا بود که د کالپس از انت می‌گفت جمهوری اسلامی اداره میگفت که شما میگفتین آقا یعنی چی آخه کجائه مثلاً از شما از آقای خامنه‌ای مثلاً مثلاً چه جدیین که فکر می‌کنید الان آقای خامنه‌ای قراره سقوط بکنه مثلاً یک ساله دیگه اینا ببینید الانم منظر مسئله من همینه ببین اپوزیسیون ایران سال‌هاست یعنی کسای غیر آقای پهلویشن آقای پهلوی تازه حداقل این نفی که می‌زنه یه منطق درونی داره که آدم میگه غلطه می‌دونی چی میگم یعنی یه چیزی آورده میگه من این کار می‌کنم ما میگیم اون کار نمیشه بقیه که اونم ندارن خیلیاشون یعنی ببینید شما الان فقط دشنام دادن به همدیگه و اینکه مثلاً آقا تو هم که اصلاح‌طلبی آقا اصلاً من اصلاح‌طلب شما حرفت چیه؟ شما الان حالا من اسم نمی‌برم با یکی از این آقایون روزنامه‌نگاری هم که مثلاً یه زمانی هم شناخته شده بودش اصلاً واقعاً آدم تأسف می‌بره. یعنی من نمی‌دونم با چه چیز محترمانه‌ای بگم. یعنی فکر می‌کنم من الان دانشجوی سال اول علوم سیاسی مگه چنین چرت و پرتهایی بنویسه؟ میگم آقا آخه این یعنی چی؟ این چه معنای سیاسی داره این حرفای شما؟ مثلاً میگم خواسته شما از مثلاً بیا یه مثال براشون بزنم. هی میگن آقای عراقچی نماینده ما نیست. مگه آمریکا داره با آقای عراقچی مذاکره می‌کنه؟ چون نماینده دیپ دموکراتیک مردم ایرانه دولت مستقره سلاح دستشه در سیاست شما نمی‌تونی هی حرف بزنی بگی نماینده ما نیست که شما اگه کاری می‌تونی بکنی بکن منظور این یک چیز وسیع‌تری از شخص آقای پهلوی هست درسته ببین آره جان آقای پهلوی همون طور که ما گفتیم دیگه که آدمیست که شهرتش بدون چیزه یعنی در میان مخالفان جمهوری اسلامی شهرتش بیماننده یعنی کسی نیست که به اندازه او شهرت داشته. شخصه. دو اینکه وارث یک نظام سیاسی که وجود داشته در یعنی یه سرمایه‌ای رو داره که هیچ‌کس نداره. متوجه؟ یعنی وقتی شما میگید رضا پهلوی مردم یاد زمان شاه میفتن. می‌دونید که ایرانیا برخلاف بقیه ملت دنیا بقیه ملت دنیا سه تا زمان دارن. زمان گذشته حال آینده ایرانیا یه زمان چهارمم دارن اون زمان شاهه. یه ز تا میگی که رضا پهلوی مردم یاد زبان شاه میفتن. به هر حال خب خیلی چیزای خوبم اون زمان وجود داشته یا نسل قبل دوست داشته یا کارای بدی که جمهوری اسلامی کرده در قیاس با اون زمان خب قابل قیاس نیست دیگه می‌خوام اینو به شما بگم مسئولیتش هم به همین اندازه با زیادتر میشه یعنی ما وقتی میگیم مثلاً فرض کن بله حزب توده چپ‌ها نم راستا نمیدونم مجاهدین فلان اینا ایناهم خی در خیلی از این نقائص و ضعف‌ها شریکن ولی مسئولیتی که آقای پهلوی داره اونا ندارن آقای پهلوی قهرمان کارها های تکرار کارای احمقانهست یعنی کارایی که کرده سودی نداشته دوباره انجام میده حرفایی که زده سودی نداشته دوباره انجام میده این یعنی که شما کامنت سنس ندارید متوجه چی میگم یعنی این دیگه اصلاً برنمی‌گرده به ما ما وقتی میگیم سواد نداره مردم فکر می‌کنن که مثلاً باید بره حتماً دارتالمعارف بریتانیکا رو حفظ کنه مثلاً تا بشه نه در وحله اول شما باید کامنت سنس داشته باشید من الان دارم به شما میگم من مهدی خلجی هستم قم به دنیا اومدم بچه آخوند اومدم تو بعد اومدم نمی‌دونم یه ذره عمرمو تلف کردم رسیدم واشنگتن. منی که تو واشنگتن هستم می‌فهمم که چه حرفی سیاسیه چه حرفی سیاسی نیست. همین که شما داری میگی که آقا وقتی طرف میره با وزیر امور خارجه یه کشوری صحبت می‌کنه به این معنا نیست که به اون کشور رسمیت میده اون کشور نمیدونم فلان یا آقای پهلوی شما وقتی که به ترامپ میگی که یعنی ما چی تو انستیتوت که بودیم تو تینگ تنکا کارشون اینه دیگه میگه آقا شما این کارا رو باید انجام این کارا باید انجام بدی این کاری که انجام بدی یک باید اولاً در چارچوب سیاست اون دولت باشه تو نمی‌تونی مثلاً به دولت ترامپ توصیه‌هایی بکنی کنی که به دولت بایدن می‌تونستی بکنی. د اینکه اون کارا شدنی باشه. یعنی تو نمی‌تونی به طرف یه پالیسی ادوایسی بدی که همه خواب و خیال مثلاً بگی آقا تمام سحاری آفریقا همشون گل لاله به کار. خب نمیشه خیلی خوبه ولی نمیشه همچین چیزی و یه آدمی که کار سیاسی می‌کنه حرف سیاسی یعنی که تو بدونی با کی داری حرف می‌زنی. ببین ما در این تلویزیونای ایرانی خیلی بامزه شدن. الان یه تحال ک تحلیل‌گرایی میاد میگه که من سلام عرض می‌کنم به ملت ایران انگار ملت ایران نشستن پای اون تلویزیون ف کن گفت من سلام می‌کردم به مخاطبا به بیننده ملت ایران وجود نداره حالا آقای پهلوی هم نمی‌دونه با کی داره حرف می‌زنه می‌دونی با ترامپ وقتی حرف می‌زنی باید بدونی سیاستش چیه در چارچوب اون سیاست تو می‌تونی بهش پیشنهاد بدی می‌تونی باهاش مذاکره کنی می‌تونی باهاش آرگیو کنی در ولی در چهارچوب او یه چیزی نگه که اصلا ربطی نداره وقتی که شما به آقای ترامپ میگه تو فشار حداکثری بذار فشار حداکثری چی؟ آقای پهلوی دنبال تغییر رژیم ایران از هر طریقی هست حتی طریق نظامی اما طریق نظامی رو در خفا میگه در الان نمی‌تونه بگه من طریق نظامی ولی یه جاهایی لو میده همونجور که وقتی که موشک‌های اسرائیلی پرتاب شد درن ایران ایشون یهو اومد گفت بله در این شرایط من میام خلعو پر می‌کنم یعنی خوشحال دقیقاً می‌خواستم بگم اون یه نکته‌ای بود که این وقت گفتم ۹۰ به این خاطر بود که با اینکه ایشون معمولاً مخالفت کرده با حمله نظامی اونجا اومده من این رو هم بگم من این رو هم بگم که در اون حمله ببخشید من یه جمله رو فقط بگم در اون حمله سه سرباز ارتشی که پدربزرگ ایشون بنیانگذار این بود کشته شدن و ایشون هیچ حرفی نزد و نشون داد که واقعاً نیروی ملی ایرانی هم که میگه نیست دقیقاً حالا اون اون یک مورد موارد دیگه که زندانیانو تقسیم کردن به زندانیان سلطنت‌طلب و زندانیان غیرسلطنت‌طلب فقط از زندانی یعنی قربانیان جمهوری اسلامی رو هم تبدیل کردن به قربانی که طرفدار ایشونن و طرف قربانی که طرف ایشون نیستن ن اونایی که درفتر ایشون نیستن مثل همون داستان آقای توماج صالحی و دیگران اینا باید اینا نابود بشن اینا اینا با قربانی کنندگان یکین در حقیقت حالا می‌خوام نکته رو بگم که ایشون اساساً عقل سلیم نداره می‌دونی مشکلش سواد و دانش و اینا نیست عقل سلیم یعنی چی؟ یعنی که آقا شما یه کاری رو ۲ بار کردی اشتباه کردی مثلاً یه بیزنسی رو دو بار می‌کنی اشتباه می‌کنی پ سوم انجام نمیدید یا اینکه اگر آقای پهلوی خب می‌دونید ویژگیش اینه که ثروتمنده ولی از پول خودش حاضر نیست برای جریانات کار سیاسی استفاده کنه همش از دیگران پول می‌گیره خب شما اگه از دیگران پول گرفتی حالا فرق نمی‌کنه از دولت پول بگیری یا از ایندویجوال پول بگیری بعد از یه مدت میگن آقا این پول که ما بهت دادیم این چه حاصله‌ای بود خیلی از کسانی که در این ۴۵ سال به آقای پهلوی پول دادن. خیلی از ایرانیا رو من می‌شناسم که این‌ها پول دادن بعدش اینا سرخورده شدن. دیدن که اون پول با وعده‌هایی گرفته شد و به مقاصدی گرفته شد که نرسید. بعد آقای پهلوی باز همون کارو می‌کنه. یعنی دنبال این نیست که روششو عوض کنه مثلاً کارآمد بکنه تا بتونه منابع جدیدی تولید بکنه. میری دنبال کسایی که بشه گول گولشون زد. میری دنبال دولت‌ها یا میری دنبال ام حالا منابع مالی مختلفش چونو نمی‌دونم اما به نظر می‌رسه که اون نقشی که ایشون برای مثلاً بعضی از جریانات نزدیک به جریان حاکم در اسرائیل جریان دست راستی در اسرائیل و طرفدارانش در آمریکا ایفا می‌کنه یک نقش ویترین خوبی هستش دیگه نقش یک کسی هست که به هر حال به عنوان نماد شاه و میگه من مثلاً در حالی که ما در ایران بین بقیه چهره‌های اپوزیسیونم ما نه استرالستیزیم نه مشکل خاصی با استرائیل داریم دقیقاً یه موضع من ما یک مستقل داریم راجع بهم یکی از نمونه‌ها یکی از نمونه‌ها همین چیزه دیگه ۱۰۰ هزار دلار دادن ۵۰۰ نفر آوردن تو خیابون آقا نکنید این کارو این کارو کردن بارها بارها کردن تو نه امسال در طول این ۱۰۰۰ دلار داد من متوجه نشدم جان ۱۰۰ هزار دلار رو کی به کی داد من نفهمیدم آ یعنی اومدن ۱۰۰ هزار دلار این جریان همین پهلوی‌ها اومدن دادن که این ارگنایز کنن این تض تظاهراتی که شده در واشنگتن حالا این کارو جاهای مختلف کردن در مونیخ کاری که کردن در نمی‌دونم ژنو آقا آقای پهلوی ببین یه آدم مونی نکته جالبی بود این رو به عنوان یک چیز سیاسی که بگیم برای اینکه تاریخ سیاسی واقعاً ایران باز هست خب همینجور که گفتم در مونیخ اولاً خب ببینید یک بازگاهی بخونیم چه اتفاقی افتاد در مونیخ یه سری جریان جمع شدن بعد از اینکه آقای پهلوی اعلام کرد رهبر گذارم که بگه که مثلاً یه سری جریانم هستن که ایشونو قبول دارن ۲ تا نکته رو من میگم اولاً این جریاناتی که جمع شدن یک بیانیه دادن هیچ‌وقت اسامی نهادهایی که این بیانیه رو امضا کردن اعلام نکردن من از شخص آدقان مختلفی هم پرسیدم اعلام نکردن و خب این نکته بسیار تکان‌دهنده‌ای هستش دیگه یعنی شما یک جریان جمع کردید اسمشون رو هم نمی‌گید این درجه از عدم شفافیت رو واقعاً باعث شرم و خجالت سیاسی هست آره دوم که دو حزب اصلی دو حزب اصلی یعنی یک د تا از حزبهای اصلی سلطنت که جبهه افتاب آبان و حزب لیبرال دموکراته حزب مشروطه ایران لیبرال دموکرات یعنی حزب مرحوم دارش همایون تا جایی که من متوجه شدم این‌ها امضا نکردند یعنی از این بیانیه حمایت نکردن به این معنی که چی یعنی آقای پهلوی نه تنها اپوزیسیون رو نمی‌تونه متحد کنه حتی جریانات طرفدار خودش رو هم نتونست حول یک متن جمع بکنه که نشونه از افتراق‌هایی که درون اون چارچوب درون اون جریان هست وجود داره و خب دیگه اون دیگه واقعاً که آنچه که بیان است چی میگم بیانه است چه حاجت به بیان است بنابرین این آیه یه میخوام لطفاً دوستان ما رو اذیت میکنیم من عذر میخوام به خاطر من بلد نیستم چیزای فنی رو ببین یه نکته اینه اون که شما میگی درست ولی بدتر از اونی که یک آدمی بیاد روز روشن دروغ بگه و بگه که بره در یه سازمان اسرائیلی ضد سازمان ملل سخنرانی کنه بگه من دارم میرم در سازمان ملل سخنرانی می‌کنم یعنی این دیگه اشتباه سحوی نیست این اشتباهی که شما مثلاً یه حواست نیست و خودنویس اون جلسه رو میذاره تو جیبت نیست این یه چیز وحشتناکیه و بعد داره به شهبانو داره فیلم ضبط کرده که به شهبانو داره میگه من فردا دارم میم سازمان ملل صحبت می‌کنم به مردم ایران داره میگه من یعنی این دروغ‌ها اینا دیگه نیازی به این نداره که شما پول داشته باشی نیازی به این نداره که شما محبوبیت داشته باشی نیاز به این ن هیچ نیاز به هیچی نداره نیاز به این داره که به راست بگی همین صادق باشه ایشون فاقد صداقته من صحبتم اینجا تموم می‌کنم با یک سؤال از شما که به عنوان سؤال آخر که ما در برابر حالا این جریان پهلوی و اساساً این نود فاشیستی که حالا راه افتاده خارج از ایران و داخل ایران به نظر شما ما بان شهروند ایرانی چیکار باید بکنیم؟ سؤال خیلی خوبیه. من دو نکته رو میگم. اولاً اینکه به نظرم باید برای گسترش یافتن یک سری ارزش‌های مدنی تلاش بکنیم در مقابل اون همون مود فاشیستی که شما می‌فرمایید که مثلاً این ارزش‌ها چیه؟ که مثلاً این کهه آقا ما اولاً همه ایرانی هستیم. ما ایرانی بودن هم رو نباید زیر سؤال ببریم. ما باید به هر کسی به عنوان یک شهروند برابری نگاه بکنیم که حق مشارکت سیاسی داره. ما مرگ بر جریان دیگه نباید بگیم مرگ بر هم نباید بگیم و این راجع به تمام ایرانیان کسی که اصول‌گراه کسی که به آقای رئیسی رأی داده کسی که در هر کسی یک شهر اگه کسی جرم جناعتی کرده خب در یه جریان عدالت انتقاله می‌تونیم راجع بهش صحبت بکنیم که این فلان ولی این این نزاکت رو داشته باشیم در واقع و این فرهنگ رو گسترش بدیم و این به نظرم بعضی موقع‌ها کار آب درون کوبیدنی میاد که مثلاً ما خیلی مؤدبیم بعد می‌خوایم چیکار کنیم در جریان مقابلی که ببینین خب این‌ها ما باید واقعیتی داشته باشیم شما این آقای جوانی که در ایران خودکشی کرده و یه خانم دیگه‌ای هم که گفته بود مثلاً منم به آخر خط رسیدم شما ببینید هزاران کامنت هست که زیرش گفتم برو خودتو بکش ببینید یعنی اینجا شما با چنین جریان‌هایی طرفید آدم‌های شناخته شده‌ای هم هستن بعضیاشون اینکه ما هی بگیم سایبرین و این‌ها من گفتم یک نمونهش آدمیست که خانم پهلوی ایشونو پروموت کرده ده استوریش خانم پهلوی که خودشم این داستان مرگ بر چپ رو گفته ایشون باید معذرتخواهی بکنه کسانی که اومدن گفتن بیان مرگ بر چپ باید بیان و حتی مرگ بر ملا حالا تازه مرگ بر مجاهدم مرگ نباید بگن دیگه این سه تا رو میگن دیگه چپ ملا مجاهد مرگ نباید بگن که حالا فوقاً می‌تون ما این سازمان رو به شدت نقد می‌کنیم و باهاش مخالفیم ولی چپ که دیگه اونوقت بخش زیادی از ایشون باید معذرتخواهی بکنه به این خاطر و من میگم هر کسی اگه از همراه همراهان ایشون می‌شنوه این حرف رو برای منافع ملی برای بهتر شدن همهمون بگیم که معذرت‌خواهی بکنن از این کار. ما نمی‌تونیم آینده ایران رو جوری بسازیم که هی به همدیگه مرگ بره هم بگیم. الان من آقای خلجی ۲ ساعت نشستیم راجع به آقای پهلوی صحبت می‌کنیم. انتخاب می‌کنیم از هم نه به کسی مرگ میگیم و نه کسی رو می‌خوایم حذف بکنیم. یک ارزیابی می‌کنیم. ولی نکته دوم اینه که نهایتاً این کارهای فرهنگی فرهنگی و فرهنگ پروری سیاسی نقش محدودی داره. نهایتاً شیوه شکست جریانات فاشیستی فقط سازمان‌دهی سیاسی هست. یعنی کسانی که به اصول کسانی که خودشون رو به لیبرال تعریف می‌کنن، سوسیال دموکرات تعریف می‌کنن، با این جریانات دیگه تعریف می‌کنن، این‌ها باید سازماندهی سیاسی پیدا کنن و سازماندهی سیاسی هم متشکل یعنی باید تشکل ایجاد بکنن، باید حزب ایجاد بکنن، باید انجمن ایجاد بکنن، باید رسانه ایجاد بکنن، باید نهاد ایجاد بکنن و گرده هم میان و بکنندم که بکنیم یعنی دیگه یعنی تمام کسانی هستیم و خب این جای خالیش متأسفانه وجود داره و برای مقابول به این ولی جالب پس این یه چیزی که خیلی سلطنت‌طبا دست گرفتن و سر این به من حمله می‌کردن. این بود که بعد که آقای پهلوی توی نشنال کانسرواتیو کانفرنس صحبت کرد من یه رشته توییتی نوشتم که گفتم این جریان متعینه به نسبت باید باهاش مقابله کرد. انقدر ما بی‌فرهنگ سیاستشونو دست وای ببین این گفته باید مقابله کرد. خب معلومه ما مخالف سیاسیمونو می‌خوایم باهاشون مقابله بکنیم دیگه. مقابله سیاسی بنابراین این اتفاقیست که باید بیفته. البته اگه میخوان دوستان بگم اگه خیالشون راحت میشه من اینو زمانی گفتم که بعد از اون کنفرانس آقای پهلوی یه مقدار وحله به اصطلاح جدیت سیاسی داشت به واقعیتش اینه که همونجور که صحبتشو در این صحبت کردیم در چند هفته و چند ماه اخیر به قدری بیستدی سیاسی و فشل بودن سیاسی خش نشون داده که دیگه من نگرانی خیلی چندانی هم سر اون ندارم از یه بخش ولی به هر حال این مود فاشیستی وجود داره همینجور که گفتین و در واقعش باید سازماندهی انجام بده اگر نیروهای های نیروهای طرفدار لیبرالیسم طرفدار دموکراسی طرفدار حقوق مدنی سازماندهی نکنند بقیه نیروها سازماندهی خواهند کرد و شکست خواهیم خورد و به این معنی هستش که این حقوق در ایران همچنان رعایت نخواهند شد و این نکته‌ایست که در سراسر دنیا مهم هست و در ایرانم همین طور خیلی هم ممنون که قربان شما خطاب به ملت ایران تشکر می‌کنم از منم خیلی خیلی خلاص خیلی خلاصه خدمت دوستان عرض کنم که فاشیسم یک برچس نیست. یک سیاست‌ها، یک کارها، یه حرفایی هست که فاشیستیه. بنابراین شما می‌تونید هر برچسبی برای خودتون بذارید، بذارید لیبرال، بذارید چپ، بذارید راست، بذارید سلطنت‌طلب، بذارید ضد سلطنت‌طلب ولی کارای فاشیستی بکنید یا حرفای فاشیستی بکنید. به نظرم مهم‌ترین چیزی که باید بدونیم اینه که فاشیسم رو بشناسیم به عنوان نه یک حزب بلکه یه طرز تفکر و یه طرز به اصطلاح حضور اجتماعی و سیاسی و ثانیاً در مبارزه با فاشیسم سعی کنیم خودمون فاشیست نشیم یعنی در مبارزه با دروغ خودمون دروغ نگیم در مبارزه با پروپاگاندا خودمون پروپاگاندا نکنیم در مبارزه برای آزادی آزادی رو نقض نکنیم در مبارزه برای حقوق بشر حقوق بشر رو نقض نکنیم. این مهم‌ترین چیزیست که خطریست که ما رو تهدید می‌کنه که در مبارزه با حیولا خودمون حیولا نشیم. من از آرش عزیزی بسیار سپاسگزارم. خیلی منت گذاشتی برا من و خیلی بزرگواری کردی و برات خیلی آرزوی موفقیت بیشتر و سرشارتر دارم در آینده و امیدوارم که بازم این فرصت و وقت رو به من بدی که در این جلسات شرکت کنیم. همیشه من از حرف زدن با آرش لذت می‌برم بهخاطر اینکه آدمیست هم با هوش و هم با سواد و هم جدایی از این‌ها حالا سواد و هوشو خیلیا دارن ولی یه چیزی که کم هست این اخلاقه یعنی اخلاق دیگر پذیری اخلاق اینکه شما با عقا مخالفت مواجه ب مواجه بشی فرار نکنی از چیزی که مخالفه با توست پشت نکنی نادیده نگیری و این یکی از خصلت‌های نادریست که آرش داره و به یاد میده که نظرات مخالف برای اینکه ما هر نظری داشته باشیم ضروری اگر نظر مخالف نباشه نظرات ما هیچ ارزشی نداره سپاسگزارم از شما و از همه دوستان تا یه نوبت دیگه قربانش