سلام عرض میکنم خدمت دوستان گرامی در
یوتیوب و در کلاب هاس امیدوارم که حالتون
خوب باشه و اوقات خوبی رو سر گذاشته باشید
و پیش رو داشته
باشید امروز
درباره آقای ترامپ میخوایم صحبت
بکنیم یکی از جنجال
برانگیزترین رسای جمهور آمریکا که
نظر صاحب نظران آمریکایی و بینالمللی فقط
به عنوان رئیس آمریکا نیست که باید بهش
توجه کرد
و جدیش گرفت بلکه او رو باید به عنوان
نماد و نماینده یک جریان جهانی که در حال
گسترش هست از دو سه دهه گذشته این جریان
رشد کرده و چنان در حال گسترش هست در
اروپا
در ایران ترکیه در آمریکا
و به دلایل گوناگونی این جریان میتونه یک
تهدید بسیار
بسیار جدی برای حتی حیات بشر باشه و
شناختن این جریان و تهدیدی که در درونش به
راحتی میشه
نطفه اون رو دید در حقیقت وظیفه است برای
اینکه بد بدونیم که چگونه میشه باهاش
مقابله
کرد خب از سال ۲۰۱۶ که آقا به ریاست
جمهوری رسید
طبیعتاً خیلی برای ناظران و تحلیلگران و
دانشمندان مم سیاسی موضوع مهمی بود و
تحقیقات بسیار زیادی انجام شد نه فقط
درباره خود او و شخصیت یا کارنامه او بلکه
درباره اون پایگاه اجتماعیش در آمریکا و
همین طور جریان مشابهش در کشورهای دیگه و
به عنوان یک پدیده جهانی به این مسئله
نگاه شد و در نتیجه تحقیقات بسیار خوبی
هست که خب با روی کار آمدن دوباره ایشون
مسئله جدیتر شده و بسیاری معتقد هستن که
این بار او بسیار خطرناک تر از دفعه پیش
ممکنه عمل
بکنه و خب نظریاتی که در
زمینه حکومتهای اقتدارگرا بود در حقیقت
خیلی
دچار به اصطلاح زوین لرزه شدن یعنی نظریات
جدیدی لازم هست برای اینکه این وضعیت جدید
رو ما بفهمیم و اون جنبشهای جریانهایی
که به عنوان راست افراطی شناخته میشن
یا به اصطلاح فاشیستی فاشیسم نو
اینها خیلی ارتباط چندانی با جریانهای مش
به اصطلاح هم نامشون قرن سب ندارن و پدیده
جدیدی هستن همونطور که در ایرانم همین طور
هست و به اصطلاح اها که امروزه
طرفدار پادشاهی هستن و خودشونو برانداز
معرفی میکنن با انقلابیون سال پ
زمین تا آسمان فرق
دار من یه مقدار صحبت میکم راجع به برخی
از این نظریاتی که داده شده و یک سری
کتابها و مقالات هست که من بعدا
در سایت کانال تلگرام قرار خم داد و
دوستان میتونن اونجا به طور مفصل تر به
موضوع
بپردازن
خب وقتی میگیم که یک جریان یا یک فردی یا
یک جنبشی اقتدارگرا هست یعنی که میل داره
به به اصطلاح پذیرش یک رهبر واحد و حالا
یا رهبر واحد یا یک به اصطلاح طبقه خاص
گروه خاص یا حزب خاص منتها حکومتهای
اقتدارگرا یک جور نیستن مثلا فرض بکنید در
مصر ما یه نوع حکومت اقتدارگرا داریم در
پاکستان یه نو داریم در عربستان سعودی یه
نو دار در ایران نو داریم و انواعش مختلفه
و همین طور که ما پیش میریم به دلایل
گوناگون که یکی از مهمترینشون پیشرفت
تکنولوژیست و مخصوصا تکنولوژی رسانهای نوع
این به اصطلاح نظامهای اقتدارگرا بسیار
پیچیده تر میشه یعنی هم در سطح اجتماعی به
اصطلاح اون پایگاه اجتماعی و اجتماعیشون
بسیار شکل و قالب پیچیدهای میگیرن و هم
خود اون بدنه حاکم بنابراین آقای ترامپ
الان نسبت به آقای ترامپ چ سال پیش و همین
طور کسانی که از او پشتیبانی کردن نسبت به
چ سال پیش خیلی متفاوت هست یعنی او الان
هم از نظر فکری و برنامه و هم از نظر امان
که تحقق برنامش داره کاملاً در وضعیت
متفاوتی به سر
میبره در درون
این نظامهای اقتدارگرا
[موسیقی]
که گاهی ما به اصطلاحی مثل توتالیتاریسم و
فاشیسم هم
برمیخوریم این ویژگی نظامهای توتالیتر و
فاشیستی این هست که بر یک جنبش تودهای
استوار هستن یعنی از بالا نیستن بلکه یک
بخش قابل اعتنایی از آدمها که عمدتاً
آدمهای طبقه متوسط به پایین هستن اینها
از اونها حمایت میکنن حالا بهشون رأی میدن
یا اینکه در جهات گوناگون در خدمت اونها
هستن حالا همین فاشیسم اصلاه فاشیسم یا
اصطلاح توتالیتر یا اصطلاح پوپولیسم
کلمه پوپولیسم هم از کلمه با بر اساس کلمه
پیپل ساخته شده یعنی مردم و حالا توضیح
خواهم داد که در جریانهای فاشیستی کلمه
یدی کلمه مردمه یعنی مدام خودشون رو
نماینده حقیقی مردم میدونن مردم رو همه
طرفدار خودشون میدونن و خودشون رو محق
میدونن که هر کس که باهاشون مخالف باشه
اون رو ضد مردم بدونن و ضد کشور بدونن
حالا از این ویژگی هاشون صحبت خواهم کرد و
یک اصطلاحی که در مورد ایشون به کار میره
بنابراین این هست که
اینها
اقتدارگرای پوپولیستی پوپولیست یعنی
اقتدار پوپولیستی هستن یا به اصطلاح
پوپولیسم
اقتدارگرا این شکل جدیدی
از هم در از نظر فکری و هم از
نظر عملی شکل جدیدیست از اقتدارگرایی
که به اصطلاح فلسفه فکری خیلی چندانی
نداره یعنی چندان بر ایدئولوژی به معنی که
ما
قرن بیستم داشتیم استوار نیست آدمهایی که
جذب این جریان میشن خیلی به خاطر آرمان
هایلا فرا شخصی خودشون نیست که جذب این
ایدئولوژی میشن و حاضرن در اصطلاح
تجلیات حضور داشته باشن بلکه
بیشتر از نیازهای خیلی عینی
و به اصطلاح آسیبهای خیلی
مشخص بخشی از جامعه میاد که از نظر
اقتصادی در مخصوصا در کشورهایی که روابط
اقتصادی سرمایه داری براش حاکم بوده بسیار
آسیب دیدن یعنی ما قبلاً فکر میکردیم که
در جوامع استبدادی مثل ایران هست که به
دلیل سرکوب به دلیل وضعیت معیشتی ناگوار
مردم آسیب میبینن و به تدریج از حکومت
خشمگین میشن و بعد ممکنه مثلاً علیه حکومت
قیام کنن اما این احتمال الان در کشورهای
دموکراتیک در آمریکا و اروپا خیلی بیشتر
هست چرا به دلیل اینکه حکومتهای
دموکراتیک از یک
طرف نشون دادن که سیاستهای اقتصادیش و
اونچه که ن لیب لیبرالیسم خوانده میشه
بسیار ناکام بوده این ناکامی با پیشرفت
تکنولوژی آسیبهای بیشتری زده به مردم در
۲۲۰ سال گذشته بحرانهایی که ما در زمین
مخصوصاً در زم مسکن داشتیم و همین طور
تورم سرسامآور در کشورهایی مثل خود همین
آمریکا موجب شده که بسیاری از مردم
کارهاشون از دست بدن داستان کرونا
کارهاشونو از دست بدن و زندگیشون به هم
بریزه و در آستانه وضعیت مخاطره آمیز قرار
بگیرن و اینها فارغ از اینکه چه کسی این
کارو کرده و در حقیقت کسا بسیاری از کسانی
که بخش عمده کسانی که دوره ترامپ رأی دادن
کسانی بودن که از بخش آسیب پذیر جامعه
بودن و ۴ سال پیش اساساً بر اثر سیاستهای
بهداشتی آقای ترامپ آسیب بسیاری دیده بودن
یعنی همون قربانیان این سیاستها اونها
کاملاً در استیصال مطلق فقط و فقط به یک
روزنه امیدی فکر میکنن که چون نداره توهمش
رو جایگزین میکنن بنابراین اونها چون هیچ
چارهای ندارن و خودش در بمبست میبینن
دوباره به آغوش همان
قدرتی میرن که قربانی او بودن پیشتن این
یک شهد اما در عین حال در کشورهای
دموکراتیک به دلیل اینکه آزادی بیان هست
به دلیل اینکه رسانهها آزاد هستن به دلیل
اینکه انتخابات هست این گروه ناراضی به
سرعت و راحتی بیشتر میتونن بسیج بشن و از
انتخابات استفاده کنن برای رسیدن به قدرت
یعنی درست یک جریانی به وجود میاد که هیچ
اعتقادی به دموکراسی نداره هیچ اعتقادی به
لیبرالیسم ن داره هیچ ات به ارزشها و
ایدههای بنیانگذار آمریکا نداره فقط و
فقط مشکلش در حد خیلی پایین اقتصادی است و
اینها قربانیان میلیونها قربانیان نظام
سرمایهداری هستن
که دولت اونها رو ها کرد و اونها احساس
وانهادگی احساس نادیده گرفته شدن و در هم
شکسته شدن میکنن بسیار
خشمگین و خب اینا میان از طریق انتخابات
عمل میکنن همون طور که در یکد سال پیش در
آلمان نازی این اتفاق افتاد هیتلر همین
طور بود
در
آلمان دوران چیز پیش از
هیتلر به حد سرسام آوری افزایش پیدا کرد
در عین حال نهادهای دموکراتیک بسی بسیار
ضعیف و ناکارآمد بودن مجموع اینها و بعدم
در جنگ جهانی اول اول آلمان بسیار آسیب
دید یعنی هم غرور ملیش شکسته شده بود هم
از نظر اقتصادی آسیب دیده بودن و هم هیچ
امیدی نداشتن به اینکه این بهمنی که مدام
داره با نام تورم سقوط میکنه یکشو متوقف
بشه بنابراین دنبال یک آدمی بودن که
قدرتمند باشه یک اصطلاح استرانگ من یعنی
مرد قدرتمند از اون موقع به وجود اومد و
تبدیل شد به ترم سیاسی و آدمهای که خیلی
مثلاً مثل شاه خودمون آدم بسیار قوی هستن
و در دیگران این اعتماد رو برمی انگیزن که
اینها میتونن وضعیه آشوب زده کنونی رو فقط
اینا میتونن به اصطلاح مهار کنن مسلط بشن
بر ارد این آدم اسرا خودشون هم در عمل فق
به
سح همتایان خودشون گرایش دارن یعنی چه در
داخل کشور سطح بینالمللی و میبینید که
آقای ترامپ به رغم اینکه در به نظر میرسه
با آقای
تین در تقابل قرار داشته باشه به پوتینی
که استرانگ من هست و مرد قوی هست از نظر
او بیشتر اعتماد داره تا سیاستمداران دیگه
خب پس در کشورهای
دموکراتیک امکان ظهور فاشیسم توتالیتاریسم
بسیار بسیار بیشتر هست از حکومتهایی که
به اصطلاح دموکراتیک نیستن مثلاً در
عربستان سعودی در مصر یا در مثلاً برخی
دیگر از
کشورهای آسیایی امکان
ظهور جنبش تت توتالی تیستی خیلی کمه چرا
به خاطر اینکه اونها آزادی بیان ندارن به
خاطر اینکه انتخاباتون آزاد نیست و به
خاطر اینکه بیج عموم اجتماعی و بسیج
گسترده بسیار بسیار دشواره مخصوصاً روز به
روز هم دشوار تر میشه و حکومتهای به
اصطلاح اقتدارگرا از
تکنولوژی دیجیتال برای سلطه خودشون بسیار
راحتتر از گذشته استفاده میکنن خب
بنابراین اینها در الان دموکراسیها هستند
که در معرض تهدید جدی قرار دارن شاید هیچ
موقع حالا بعد از
سقوط سه تا حکومت توتالیتر در نیمه اول
قرن بیستم از نیمه قرن بیستم به دوم قرن
بیستم به این طرف هیچ موقع دموکراسی هم از
لحاظ نظری و به اصطلاح مفهومی و هم از
لحاظ عملی اینقدر دچار بحران و فقدان
مشروعیت نبوده و
جامعه که در غرب بر اسس نه فقط قانون نه
فقط پلیس بلکه بر اساس ارزشهای معنوی
و زمینه مشترکی از باورهای عمومی در زمینه
اخلاق و فرهنگ ساخته شده بود الان به
دلایل مختلف پیوندها همه داره روز به روز
از هم گسسته تر میشه و جامعه داره تبدیل
میشه به تودهای
ازم تنها تودهی از ذرههای تنها که اینا
هرچی پیشتر میره به هم نزدیکتر میشن
برخورد بیشتری می کنن بدون اینکه بتونن با
همدیگه ارتباط برقرار کنن در نتیجه جامعهی
که به
جای همزیستی و به جای پذیرش تفاوت به سمت
تضاد به سمت تقابل به سمت چند قطبی شدن
پیش میره به اصطلاح قطبی شدن ویژگی مهم
اینجا ماست در ایرانم که میبینید اینطوره
دیگه الان هر کس یک عقیدهای داره سر پای
خودش هست و مدام این گسلهای اجتماعی در
حال عمیقتر شدن هست
خب این یک بنابراین ما داریم راجع به
بحران جهانی حرف بزنیم و بحرانی که به
اصطلاح همه کسانی
که در این زمینه متخصص هستند معتقد هستن
که به هیچ وجه نباید جدی نادیده گرفته بشه
ناچیز انگاشته بشه و جامعه آمریکا بسیار
نقد شده به دلیل بیتفاوتی به دلیل انفعال
به دلیل بی اعتنایی به این پدیده و در
نتیجه بردن اجازه دادن به اینکه این قدرت
به مرحله بالاتری از توانایی برسه و مها
روز ب دشوارتر و دشوارتر بشه
خب در تحقیقاتی انجام
شده مخصوصاً در آمریکا جد از این حالا خود
آقای ترامپ و به اصطلاح دوستان حلقه خودش
رو توضیح خواهم داد ولی جدای از به اصطلاح
خود
این سردست این جش بدنه
اجتماعی در حقیقت با یک چیز به یک چیز
وابسته است با یک چیز بسیج میشه با رسانه
یعنی در حقیقت اون جنبش اجتماعی یک جنبش
کامیونیکیشن ی جنبشی در اثر ارتباط به
وجود آمده یعنی نیومدن تو خیابون تظاهرات
کنن مثل
زمان پ اصطلاح قرن بیستم انقلابهای قرن
بیستم اینها نیومدن در به اصطلاح فضای
مکان فیزیکی همدیگه رو ببین با هم آشنا
بشن اینها هیچ ایدئولوژی نداشتن که جزوه
بدن نمیدونم راجع به عقایدشون صحبت بکنن
آموزش بدن نه اینا تو خونههای خودش نشست
و همه این جنبش در فضای مجازی و به ویژه
در رسانههای اجتماعی به وجود آمده پس این
یک پدیدهای است
کاملاً رسانهای و کامیونیکیشن خب این
ویژگیش چی هست یک ویژگی هایی داره که
تقریبا در تحقیقاتی که انجام شده در همه
جا اینا
مشترک هرچقدر که این رسانههای اجتماعی و
به
اصطلاح پلیتی
شها برنامهها مثل من برنامهها خصو آدما
میتونن کانالهای خصوصی سیاسی داشته باشن
حالا در پادکست داشته باشن میتون در
آمریکا که رادیو داشته باشن یا یوتیوب
هرچقدر که این امکانات فنی بیشتر میشه
امکان به اصطلاح گسترش بدنه اجتماعی این
هم افزایش پیدا
میکنه پس نکته مهم و تف مهم بین این جنبش
فاشیستی و به اصطلاح
اقتدار جنبشهای اقتدارگرا و فاشیستی قرن
بیستم اینه که در قرن بیستم هم سبر استایل
و شیوه بسیج عمومی مهم بود هم محتوای
ایدئولوژیک اون یعنی آدمها فقط به خاطر
اینکه حالاست یا نوار هست جذب یک
ایدئولوژی نمیشدن بلکه که آرمانهای اون
ایدئولوژی جذاب بود و همه سعی میکردن به
نوعی خودشون رو با اون ایدئولوژی آشنا
بکنن و از طریق حتی آشنایی سطحی با اون
ایدئولوژی پیوندهای عاطفی بسیار محکمی
برقرار میشد بین اعضای این جنبش ولی در
مورد کنونی اساس این جنبش بر سبک
استایل جذب بسیج کردن هست یعنی
اون کلید اصلی شکل دادن به جنبشی برمیگرده
به به اصطلاح شیوه بسیج کردن
اینها این افراد یعنی کسانی که به این جنش
میپیوندند
اینها تفاوتهای فکری و خواستگاه های
اجتماعی متفاوتی دارن خیلیهاشون نیازهای
مادی دارن انگیزههای مادی دارن و به خاطر
نداشتن به اصطلاح وضعیت مطلوب معیشتی هست
که به این جریان دل
میبن دم به عکس به دلیل اینکه رأس هرم این
جنبش
ثروتمندترین بخش
آمریکاست دنیا اینها به امید جذب شدن به
سمت کانون ثروت و قدرت بدون اینکه حتی
نیاز مادی داشته باشن در حالت ۰ سال باشن
از روی طمع به این جریان میپیوندند ولی
همه اینها از یک
طریق به این جنبش ملحق میشن و اون هم
رسانه و مخصوصاً رسانه های
جمی خب اینا
کارشون وقتی شما در رسانه میاین رسانه
باید نشون بدین شما وقتی میین تو خیابون
میتونین مثلا کنار وایستین میتونین جدا
وایستین میتونین دیگران شعار میدن شما
نیاین دیر بیاین بیاین ولی رسانه یعنی
نمایش و شکل نمایش اینها هم بسیار ویژه
است و این ویژگی ها هم در کشورهای مختلف
بررسی شده و در تحقیقات مختلف نشون داده
شده حالا من از یکی از این مقالات که
در کانال کتابخونه هم خواهم گذاشت یه سری
از یافتههای این پژوهشها رو خدمت شما
عرض میکنم
ویژگی اول این رس این به اصطلاح
جریان فاشیستی و حضورش در رسانه این هست
که در
حقیقت در
حقیقت شکل گفتنشون و حرف زدنشون خیلی
خشمگینان است یعنی
سبک صحبت تن صحبت معمولاً
خیلی عصبانیه و با این عصبانیت وقتی ظاهر
میشن مخاطبشون م میشه یعنی به شکلی عمل
میکنن که مخاطبشون حتی اگر مخالفم باشه
نمیتونه به اصطلاح تر میده که اون کوتاه
بیاد یا اساساً با اینها روبهرو نشه یعنی
فضایی ایجاد میکنن که فضای ارابی که
دیگران
از ترس آسیب دیدن
از به اصطلاح ارعاب اونها کنار میرن اینها
با مهم نیست که چقدر از نظر کمی قدرت دارن
ولی از نظر به خاطر بالا بردن صداشون و
لحن صداشون اینها فضا رو سعی میکنن به
تسخیر خودشون دربیارن بنابراین استراتژی
شون اینه به محضی که وارد شدی شروع کن
دانن شروع کن متهم کردن شروع کن فضا رو به
دست بگیر و هیچ پروایی از این نداشته باش
که تا جایی که میتونی طرف مقابل رو در
همش یک بخش یک ویژگی دیگشون اینه
که بسیار اموشن اموشنال خیلی احساسی یعنی
سعی میکنن به شکل اغراق آمیزی احساسات
خودشون رو نشون بدن و به جای استدلال و به
جای اینکه شما رو قانع بکنن از این
احساسات غلیظ شده استفاده کنن برای خاموش
کردن شما یا برای تحت تاثیر قرار دادن
کسانی که نمیدونن شما درست میگید یا نه
بنابراین همواره یا در حال گریه یا در حال
فحش یا در حال به اصطلاح یک حالت احساسی
خیلی غلیظ دارن و ابزار
اصلیشون
یک نشان دادن یک عواطف برانگیخته و
برانگیختن عواطف هست
و این احساسات معمولاً احساساتی اس که به
یک به اصطلاح این نمایش احساسات منفیه
دیگه یعنی یا خشم گیرن یا گریه میکنن یا
متأثر و
این خیلی به اصطلاح مخاطب رو سر جای خودش
نگه میداره یکی دیگه از ویژگی هاشون این
هست که
همواره کلماتی رو یه سری کلماتی رو به کار
میبرن که اینها رو مدام تکرار میکنن
منتها این کلمات بسیار معنای مهمی داره و
معلوم نیست اینها به چه معنا و منظوری
اینها رو به کار میبرن در نتیجه یه سری
واژههایی دارن که ح ب یعنی مرتب ع عین
نوار اینها رو در هر فرصتی به کار میبرن
و هدفشون این نیست که چیزی بگن هدفشون این
این نیست که معنایی یا پیامی رو منتقل کنن
بلکه هدفشون این هست که این کلمات مدام
بیان بشه و نمایش داده بشه و با نمایش
اونها مخاطب در حقیقت تحت تأثیر قرار
میگیره یک یکی دیگه از ویژگیها شون اینه
که در قضاوت در داوری بسیار سیاه و سفیدن
یعنی هیچ چیز انعطافپذیر و خاکستری در سخن
اونها وجود نداره و همه چیز باید یا این
طرف یا اون طرف اصلاً جریانهای فاشیستی
یک ویژگی مهمش همین یا با من یا علیه من
هست یعنی این تمایز گذاشتن این دیوار
کشیدن و سریع شما باید حتماً موضوع خودتو
مشخص بکنی و ی کمی اگر از مرض مطلوب ا
تخطی بکنی ممکنه تو که تا دیروز در کنار
اینها بودی تبدیل بشی به دشمن اونها و با
تو همان بکنن که با دشمنانش
ویژگی دیگر این هست
که
بخونم این هست که در حقیقت شما
رو تمام مسائل پی پیچیده رو همه مسائل
پیچیده چه مربوط به گذشته چه مربوط به حال
چه مربوط به آینده بسیار بسیار ساده
میکنن یعنی از هر مسئلهی یه جواب دارن
سه خط جواب دارن و سه خط جوابم میکنن و هر
وضعیتی هر پرسشی که پیش روی اونها قرار
داده بشه اونها همون پاسخ بسیار کلیشه
ساده شده و با اعتقاد جزمی متأسف رو تکرار
میکن خب توی این مقاله خیلی نمودار و
اینجور چیزا هم هست که اگر کسانی جزئیات
خواستن ببینن
میتونن پس این
جریان یعنی رهبران این
جریان پشتوانه اجتماعیشون
یک شبکه رسانهای میشه در حقیقت میشه در
حقیقت
یک پدیده رسانهای
که اینها خودشون رو در واقعیت کمتر شما
میبینید در نتیجه نمیدونید که اینها
چند نفرن نمیدونید که اینا چه کسانی هستن
در نتیجه در یکی از ویژگیهای این جنبش
نسبت به گذشته اینه که هم آدمای واقعی
درشون هستن هم یک پدیده ماشینیست یعنی
اینها حضورشون در رسانه به هیچ وجه نشان
دهنده کمیت واقعیشون نیست ممکنه که بسیار
کم باشن اما ده ها برابر بیشتر نشون
بدنشون از طریق همین تکنیکها و شگردهای
فنی و ماشینی بنابراین اینها یک پدیده این
هیومن هستن انس یعنی یک به اصطلاح در یک
محیط کامل غیر انسانی که میگم یعنی ارتباط
غیر مستقیم با هم مستقیم ندارن و در نتیجه
ارتباط اینها اساساً با
همین موج و نمیدونم نور و در جهان دیجیتال
هست اینها در جهان دیجیتال به هم
میپیوندند در جهان دیجیتال با هم حضور
پیدا میکنن در جهان دیجیتال با مخالفان
خودشون به اصطلاح پیکار میکنن و این یک
ویژگی پیچیدگی بسیار ویژهای بهشون می خب
این حالا من تعریف کنم تعریف که این
نویسندگان
دادن وقتی که می تعریف تعریفی دادن از
پوپولیسم یا ایدئولوژی پوپولیسم
که فارسیش میشه عوام فریبی یا
توگی تعریفش این هست که پوپولیسم
ایدولوژی هست
که کلید
پیام از یعنی از این علائم دیجیتال
استفاده میکنن و در حقیقت با نشانه های
کاملا اینترنتی و دیجیتال کلیک کردن پست
کردن فورد کرد
و اینور چیزا در حقیقت
اینها فعالیت میکنن و هم میپیوندند و یک
جریانی اس
که سبک کارش بیش از عقایدش مهمه به همین
دلیل مدام میتونه موضع خودشو عوض کنه مدام
میتونه به شکل یعنی یک شبه از یک طرف بره
به طرف دیگه یک شبه راجع به چیزی که تا
دیروز با دران سرش دعوا میکرد یک موضوع
کاملاً ۱۸۰ درجه به عکس بگیره و در نیجه
هم رهبرانش و هم خود اینها بسیار رفتار
غافلگیر کننده دارن ویژگیش اینه که قابل
پیشبینی نیستن و اصلا قدرتشون م به همین
هست و جذابیتشون م به این هست یعنی از عرف
سیاسی و چه در جامعه و چه در به اصطلاح
بدنه دولت وت از عرف سیاسی پیروی نمیکنن
آقای ترامپ به هیچ وجه به عرف سیاسی
واشنگتن و نهاد ریاست جمهوری وفادار نیست
طرفدارشم همین طورن یادتون هست که چار سال
پیش با اومدن حتی حمله کردن به کنگره که
یک اتفاق بسیار بسیار ترسناک و شرم آوری
بود تحقیقات بسیار زیادی شده
درباره زبان
اینها زبان سیاسی
اینها زبان سیاسی اینها هم بسیار بسیار
ویژه است به دلیل
اینکه اینها مدام حضورشون در رسانه است و
بنابراین بدون کاربرد زبان اینا وجود
ندارن حالا میخواد این رسانه یک فیلم کلیپ
کوتاه باشه که طرف با موبایلش گرفته از
کسی که داره ر میده یا اینکه بیان تو
تلویزیون و رسانههای دیگه چون اینا
حضورشون حضور زبانیه و گفتاری و همه نیرو
رو باید بن روی مثر کردن و کارآمد کردن و
برا کردن این اسلحه زبان در نتیجه زبانی
که به کار میبرن یک زبان ب لخت بی پرده و
زمختی یعنی هم
بسیار به یک زبان چی میگن نمیخوام حالا
هولیگان میگن در انگلیسی یک زبان آدمهای
اوباش و رفت اوش اوباش مابانه و هم کلمات
و زبانی که به کار
میبرن بسیار ضد زن و به اصطلاح جنسی و این
در همه کشورها اینطور یعنی از ترکیه
بگیرید تا
آلمان و این زبان اینها خود هست که دیگران
فقط به خاطر این زبان ازشون فاصله بگیرن
یعنی میدان خ کنن و اینها مثلاً در ویستم
کسایی که طرفداری حزب بودن وارد بحثهای
سیاسی میشدن با همدیگه بحث میکردن که به
اصطلاح دلیل میآوردن فعالیت کردن اینها
گفتگو شون به هیچ وجه رنگ و بوی فکری و
علمی و سیاسی نداره از محتوای ایدئولوژیک
کاملاً خارجه و تمام انگیزشون از
انگیزههای مادی محض نشد میگیره و
زبانشون م ت در در حقیقت میشه یک زبان
بسیار مستهجن یا زبانی که خیلی مؤدبانه
نیست حداقل خب آقای ترامپ دقیقا با همین
ویژگیها شناخته میشه دیگه و هیچ اوایی
نداره مطلقا اوایی نداره و با افتخار این
رفتار و گفتار در خب این دیدید که در
ملاقاتهایی که با رهبران دیگه داره اگر
دقت بکنید دیگران معمولا یه حالت مرعوب
شدگی دارن در جلو تلویزیون میترسن که این
یه چیزی بگه که اونها رو در موقعیت دشواری
قرار
بده خب اجازه بدید که یه مقدار بریم سراغ
اصطلاحاتی که در مورد این جریان
ساختن و در
حقیقت ویژگیهایی که یعنی اهدافی که اها
دارن همون طور که
گفتم معمو
جریانهای
فاشیستی به دلیل اینکه ایدولوژی خاصی
ندارن یا ایدولوژی شون به سرعت جذابیت
خودشو از دست
میده تنها دستاویز و موثرترین دستاویزی که
دارن ملی گرایه چون مردم همه جاشونو دوست
دارن همه مردم به سرزمینشون علاقه دارن و
شما میتونید با به اصطلاح
تبلیغات میهن پرستانه یعنی یک به اصطلاح
ناسیونالیسم افراطی دیگر ستیز شما میتونید
یک عده زیادی رو که اتفاقاً آسیب دیدگان
هستن و دنبال مقصر میگردن برای وضعیتشون
اونها رو جذب بکنید و در حقیقت اونها رو
از یه بخش دیگه جامعه کاملاً بکنید شون و
به این ترتیب لشکر خودتون رو درست
بکنید این ملیگرایی رو خب استالین هم
اینطور بود دیگه استالین در بعد از دهه ۳۰
دیگه کمونی قادر نبود که جذب کنه جامعه رو
همونطور جمهوری اسلامی هم همین طور بود
بعد از جنگ دیگه ا ایدولوژی اسلامی و اون
شعارا و اون حرفا و اون شمایل دیگه جذاب
نبود در نتیجه جمهوری اسلامی که ۱ سال
اولش درش شاهنامه فردوسی چاپش ممنوع بود
چه برسه به کنسرت
شجریان به محض
اینکه آقای خمینی فوت کرد و دوران سازندگی
میخواست آغاز بشه تمام ادبیات رسمی شد
ایران اسلامی میهن اسلامی و تأکید بسیار
مفرط بر ایران گرایی و برانگیختن عواطف
جامعه به با انگیزههای ملی خودم بسیاری
از آدمها رو دیده بودم که مخالف جمهوری
اسلامی بودن ولی طرفدار جمهوری اسلامی
بودن مصوص طرفدار آقای خامن
به دلیل اینکه
اونها انگیزه ملی گرایانه داشتن یا میهن
پرستانه داشتن و فکر میکردن که آقای
خامنهای کشور میهن رو حفظ میکنه از جمله
اردشیر زاهدی که داماد و وزیر
خارجه محمدرضا شاه پهلوی بود
مثلاً آقای سلیمانی افتخار میکنه اونو
سرباز وطن میدونه یا از برنامه هستهای
جمهوری اسلامی دفا میکنه بنابراین
سیاستهای مخصوصاً خارجی این کشورها
میتونه جذب بکنه کسانی رو که هیچ اشتراک
فکری خاصی ندارن با این افراد ولی مجذوب
شعارشون هستن امریکا پرس یعنی فقط
آمریکا و کسانی که قبل از ما بودن و اونها
طرفدار جهان شدن طرفدار برداشتن مرزها
طرفدار این بودن که با کشورهای دیگه به
اصطلاح همکاری بکنن و اینو ترجیه میدادن
به اینکه بیشتر سود ببرن در بازار در
حقیقت با این کلمات مردم رو جذب میکنن
الان شما در زبان مردم عادی که از اینها
حوا هواداری میکنن یا در تلویزیون نگاه
بکنید این کلمات تکرار میشه بیگ میهن
پرستی ما فقط ایرانی هستیم بقیه هم که چپن
اصلا تو ایران ما دیگه به اون معی چپ
نداریم ولی اینا شفو میخوان که بگن یکی
جهانی به اصطلاح طرفدار جهانی شدن هست
ببینید شعارشون کاملاً وا مشترکه یعنی
انگار قالب دستورالعمل دادن به اینا برای
مثلاً پختن خورش سبزی همه دارن همون کارو
میکنن با زبانهای مختلف در
کشورهای و در نتیجه
اینها با شدت عمل و با عزم بسیار جزم و
خیلی مصممی سعی میکنن که وطن رو یا میهن
رو کشور رو به نفو خودشون مصادره بکنن به
نحوی که اگر دیگری خواست حرف بزنه راجع به
میهن پرستی یا پرستی رو میهن گرایی رو ملی
گرایی رو بخشی از به اصطلاح آرمانهای
سیاسیش قرار بده نتونه این کارو بکنه در
آمریکا شما اگر از خونه جلوی خونه رد بشید
و ببینید پرچم آمریکا مثلا تو شه یا بالای
خونشه شما میفهمید جمهوریخواه و در نتیجه
این علامت موجب شده که اگر من دموکرات
باشم و دوست داشته باشم که پرچم آمریکا رو
در جلوی خونم بیاویزم نکنم این کارو مردم
فکر کنن که من به
حزب مخالف تعلق دارم یعنی در حقیقت نمادها
و سمبلها
و کلماتی رو که به نحوی برمیگرده به اون
کشور و میهن همه رو با به اص ترکتازی و
پرخاشگری اذان خود میکنن یعنی در حقیقت یک
سرمایه نمادین برای خودشون میسازن به
خاطر اینکه بقیه مردم مثلا مثلاً فرض کنید
مثل دوران انقلاب رهبرشون که مرجع نیست که
از طریق اعتقاد مذهبی و تقلید شرعی ارتباط
برقرار کنن در نتیجه اینها
از ملت و از کشور یک
خدای کاملاً نمادین میسازن که تجلی اون
خدا هم
رهبرانش و اونها هستن که آمریکایی اونها
هستن که مصلحت آمریکا رو میخوان اونها
هستن که برای آمریکا تلاش کردن و زبانشون
رو که شما نگاه
میکنید بخش اصلی زبانشون فقط و فقط متهم
کردن طرف مقابله همین آقای ترامپ هر بار
که صحبت میکنه چار تا فحشم میده به چیز به
آقای چی اسمش رئیس جمهور سابقش یادم
رفت بگید خانم
فروغ هرف فش میده به رئیس جمهور سب یعنی
در صحبتشون در چه در تبی بله آقای بایدن چ
آقای پهلوی همینطوره آقای پهلوی صحبتش که
میکنه شما نگاه کنید درصد اعظم صحبتش علیه
جمهوری اسلامی مدام علیه جمهوری اسلامی
هست میزنه یعنی اینها هیچی ندارن راجع به
صحبت کنن فقط و فقط به اصطلاح یک نیروی
کاملاً منفی رو به کار میگیرن تا مردم فقط
نفرتش نسبت به طرف مقابل خشمش از وضعیت
موجود باعث بشه که به اینها ایمان بارن و
در حقیقت بدون اینکه فکر بکنن از
سیاستهای اینها پشتیبانی کنن و به دنیایی
که اونها براشون میسازن تن بدن در حقیقت
با برانگیختن عواطف عواطف منفی شما کاملاً
چراغ عقل رو خاموش میکنید تو ذهن فرد یا
افکار عمومی و فقط و فقط به صورت چشم گوش
بسته آدمها رو به سمت خودتون میکشید چون
نفرت مثل عشق میمونه دیگه عشق میگن که چشم
و گوشو کر میکنه نفرت هزاران برابر بیشتر
این کارو میکنه بنابراین ترفند شون اینه
که یک تبلیغات بسیار
بسیار در خیلی موارد وقیحانه نیش وقیحانه
و به اصطلاح نوع زبان بسیار ساده ولی خیلی
لخت سریع زمخت به کار بگیرن که فقط خشم
طرف مقابل برانگیخته بشه کافیه همین که
برانگیخته شد اون خودشو به در دیوار میزنه
و هر ک میکنه و شاید کارایی بکنه که حتی
عذت نفس خودش رو هم مخدوش بکنه
در خود به اصطلاح کسی که مث آقای ترامپ در
نماینده
و نمود این جریان هست هیچ اوایی نداره از
این که
حتی در
شرایطی به اصطلاح توطعه کنه یعنی حتی
روزنامه نگاران و روزنامههایی که از او
انتقاد میکننو به عنوان دشمن خودش تلقی می
اونها رو به دنبال حذف فیزیکی اونهاست
یعنی از دائره شعاعی که او حاضر هستن
اونها خارج
بشن فکر کنم یه هفته پیش بود که دستور داد
در کاخ سفید اشتراک تمام مجلات و
روزنامههایی که مربوط به رسانههای
مخالفش بودن همه ملغا شد من اصلا یعنی حتی
در کاخ سفید کسی فلان روزنامه رو نخونه
دیگه اونها رو کاملاً از شما از نظر زبانی
خاموش کردی یک یا یک گروه رو در حقیقت از
نظر اجتماعی ا نابود شده از با این کار از
ارتباط زبانی استفاده میکنه برای قتل
سیاسی مخالفش درتی شما نمیتونی بدونی که
اگر ۵۰ سال پیش بود حکومت میومد آدما رو
میگرفت زندان میکرد ولی او این لازم نیست
این کارا رو بکنه کافیست که کاری بکنه که
شما صداتون به گوش نرسه شما در به اصطلاح
مصاحبه مطبوعاتی او شرکت نکنید یا اگر یه
بار شرکت کردید بیتون رفتار بکنه که دیگه
به راهتون ندن و این یعنی که شما نیستید
دیگه وجود نداره و از اون طرف کسانی که
اطراف ما هستن باید همه مطیع باشن هیچکس
نباید به این صرافت بیفته که در کار شما
شک و شبهه کنه یا از ستایش شما دست برداره
یا در تبلیغ شما و ترویج شخصیت برجسته شما
از هیچ گچی فرو کنه بنابراین کیش شخصیت
شخصیت پرستی میشه
یک به اصطلاح جلوه بسیار پررنگ این جریان
و شخص فقط و فقط به عنوان یک انسان همه
توان که به دلیل این موقعیتی که داره هر
کاری میتونه بکنه آقای ترامپ قبل از اینکه
وارد کاخ سفید بشه یک ثروتی داشت که دیگه
هر کاری فقط مریخ نرفت هر کاری میخواست
میکرد یعنی حتی میتونست کسانی رو که ازش
شکایت کرده بودن با شیوههای مختلف اونها
رو از شکایت منصرف کنه میتونست فشار بیاره
روی حتی کسانی که در طرف تجاری او بودن و
این احساس مثل ی گنگ دیگه مثل مافیا این
یک احساس خداگونه میده و این همین خودش
برای توده جذابیت میاره یه آدم که قادره
همه کاری بکنه و هیچکسم
نمیتونه به اصطلاح به دام بیاندازه اینکه
میره در دادگاهها شکایت میشه ازش و پیروز
برمیگرده اینها بهترین هدیهست براش اینا
درست همون چیزیست که این جذاب میکنه یا
وقتی که تیر میخوره و به محض اینکه تیر
میخوره دستشو بالا میبره تکون میده و
اونجوری با خیلی سربلندی صحنه رو ترک
میکنه این او یک قهرمانی میسازه که در
جهان امروز کاملاً جای او خالیست جهانی که
ایدئولوژیها از بین رفته جهانی که دین
بسیار به ویژه از نظر
نهادی ضعیف شده جهانی که انسانها به ندرت
با هم میتونن ارتباط عمیق پیدا بکنن تا
جهان مشترک بسازن جهانی که آدمها روز به
روز تنهاتر یا بی اعتناتر هم میشن این
خدای پول و قدرت در رسانه جلوه میکنه و
درست همون نقشی رو بازی میکنه که امام
خمینی در
و بنابراین خود ترامپ آدم تلویزیونه دیگه
آدم پری روزم که با زلنسکی صحبت
کرد اون رسوایی رو به بار آورد بلافاصله
بعدش گفت این یه شو خوبی میشه لحظهای که
داره در حقیقت عمل میکنه داره در حقیقت
بازی هم میکنه یعنی هم داره پرف میکنه
یعنی داره یک کاری رو انجام میده وقتی حرف
میزنه یه شکلی حرف میزنه که اگر عکس یا
اگر فیلم بگیرن در موقعیت خوبی باشه و هم
اکت میکنه و هم یعنی بازی میکنه یعنی چی
یعنی که یک کارایی به شکلی رفتار میکنه که
اصلا از پیش طراحی شده است از پیش به
اصطلاح نقشش کشیده شده و این به او قدرت
باورپذیری بسیار زیادی
چون خیلی عظیم که طرفدار او هستن به هیچ
دنبال ایدئولوژی و نمیدونم فکر و این حرفا
که نیستن دنبال اونها با تصویر با رسانه
جذب میشن و رسانه در لحظه آتف شما رو تحت
تاثیر قرار مید در لحظه دیگه لازم نیست
مثل دوران قدیم شما جزوه بدن و بخونی و
فکر کنی و ببینی درسته یا ن حالا ب بحث
کنی و بعد آیا عضو حزب بشی یا نه نه با یک
شو با یک نمایش اون روزی که تیر خورد من
گفتم که این
امروز انتخابات برگزار بشه قط این برنده
میشه و در نهایت هم
شد تمام به اصطلاح
ت تکیه اینها بر برانگیختن عواطف منفی هست
و خودشون هم باید شکلی ظهور پیدا بکنن که
تا حد ممکن هم هوادارانش رو بیشتر بر
انگیزن و هم مخالفانش رو بیشتر ساکت کنن
در نتیجه اساسا این جریان ضد دانشگاه و ضد
علم و ضد روشنفکر و به این مباحات میکنه
یعنی مردمی که زخم خوردن آسیب دیدن فرصت
کافی نداشتن برای اینکه درباره خودشون فکر
کنن در فعالیتهای فرهنگی شرکت بکنن این
آدمها هم حوصله آدم که بشین براشون قلمبه
سلمبه حرف بزنن و نمیدونم مثل من بشینن هر
روز براشون حرفهای بیمعنی بزنن ندارن در
نتیجه اونها د پیامهای سریح هستن و درست
آقای ترامپ یا دیگران کارشون اینه که عکس
ما ار بکشن و به دیگران بگن که اون که
داره اسم ما رو مینویسه اون داره سر شما
کلاه میگذاره در حقیقت مردم کاردا طلبانه
حالا یا خواسته یا
ناخواسته شیدا و شیفته کسی میشند که در
مله عام و آشکا از نشون دادن به اصطلاح
وضعیت بسیار پایین اخلاقی خودش هیچ عبا
نداره یعنی آدمی که در شرایط عادی شما
باید یک آدم مؤدب و ترجیح بدید به او یا
آدم باسواد ترجیح بدید به او میگه که اصلا
نه سواد برام مهمه نه ادب برام مهمه نه
هیچی برام مهمه مردم همین براشون جذاب
میشه یعنی این
حالت اصطلاح چی میگن نمیخوام کلمه بدی به
کار ببرم این حالت مبادی آداب نبود بودن
حالا به انگلیسی میگن سیلای ن چون سیتی
یعنی احترام به یک سری رفتار و یک سری
ارزشهایی که شما از نظر اخلاقی یا حقوقی
لزو من موظف نیستید انجام بدید ولی اگر
اون کار رو انجام دادید این نشون دهنده
اینه که شما بسیار آدم پخته هستید بسیار
متمدنی هستید بسیار
آدم انسان دوستی هستید مثل یه نفر که مرتب
حواسش به شماست همسایه اگه روز شما مثلاً
نباشین میاد گلتونو آب میده در حالی که
وظیفه نداره این کارو بکنه یا شکلای یا
خیلی مؤدبانه صحبت می کلمات بد رو به کار
نمیبره یا اینکه آدب خاصی رو رعایت میکنه
این میشه سویلی تی و در دموکراسیها
سوییتی یکی از مهمترین ارکان به وجود
آورنده جامعه و نگهدارنده اون هست آدمها
که فقط با قانون و پلیس نیست که جامعه
میسازن و به ق عمل میکنن بلکه این
ارزشها باعث میشه جامعه هم نزدیک بشه
جامعه پیوندش محکمتر بشه جامعه بر آسیب
هایی که براش وارد میشه بیشتر توانایی
داشته باشه تا رفع بکنه ولی الان ما یک
بخشی از جا داریم آمریکا که مطلقا اعتقادی
به این چیزا ندارن و حالا در در زمانی که
شما
میبینیدش در تلویزیون در اینترنت یا در
عالم دنیا بیرونی و چه موقعی که شما
نمیبینیش فاه اصلی همون بخش ندیدن چون در
اینترنت یک امکانی هست برای اینکه شما در
برابر صداها و به
اصطلاح موجوداتی قرار بگیرید که نه صدا
دارن نه نام دارن و نه چهره نه چهرشون
مشخصه نه نامش وقتی که چهره و نام مشخص
نیست ولی طرف مقابل دقی همون امکان و
قدرتی رو داره که تو که نام داری و چهرت
مشخصه یعنی او به خودش اجازه میده هر کاری
که دلش بخواد چون به هیچ وجه نمیشه اورو
تو اونو نمیتونی ببینی اونچه که باعث میشه
که یک نفر کار بد نکنه نگاه چشم و نام و
هر دو اینها در اینترنت قایب بنابراین
اینترنت یک وضع جهان مجازی و جهان قبل
تمدن نه پلیس داره نه در داره نه دیوار
داره نه دادگاه داره نه مرز داره نه هیچی
نداره شما میتونی یک د یک میلیون اکانت
بسازه باش هر کاری دلش میخواد بکنه و این
درست مثل حالت جنگ میمونه آدمها در حالت
جنگ دوران جنگ ولو اینکه در جنگم شرکت
نکنن جامعه خیلی وقیح میشه بی چشم میشه
خیلی خودخواه میشه خیلی پررو میشه خیلی
به
اصطلاح بدرفتار
میشه این جنگی که در قرن بیستم آدم رو این
کار میکرد الان در جهان رسانهای این جنگ
به شکلی به
مراتب خشنتر و به مراتب پر زیان تر در
جریانه رسانهها مدام یعنی در رسانه
رسانههای بزرگ دارم میگما نه حالا رسانه
کوچیک رسانههای بزرگ برنامههای سیاسی
خودشونو تبدیل کردن به یک برنامه سرگرمی و
این برنامه سرگرمی کاملاً برای اینه
که مخاطب بیشتر جذب کنن مخاطب برای چی جذب
میشه برای اینکه یک نمایش خروس جنگی ببینه
و درست همون لذتی رو که از گاوبازی میبرن
اسانی اسپانیاییها الان از شوهای حالا به
قول امروزی مناظره نمیدونم بحث یا
مصاحبههای تلویزیونی میبرن یعنی شما به
تلویزیون مخاطب تلویزیونی رو که انتخاب
کرده رسانه که انتخاب کرده انتخاب نکرده
که از اخبار یا از وقایه مطلع بشه که مطلع
نیست بلکه او درست همون برنامههایی رو
میبینه یا همون شبکهای رو میبینه که هر
روز داره نشون میده و هر روز به همون شکل
و هر روز داره یه نمایشه دیگه ا قرار نیست
که شما چیزی بدونید قراره چیزی ببینید و
درست این تبدیل
میشه برنامهها یا محتوای سیاسی دو درست
تبدیل میشه به خصلت پورنوگرافی رو میگیره
پورنوگرافی شما یک صحنهای رو میبینید که
یک دقیقش برای شما غافلگیر کننده نیست پیش
از اینکه ببینید درست میدونید که چی
میخواید ببینید و به همین اصلاً چون که
میدونید میرید اونو میبینید و درست همون
چیزی رو که دیدید انتظار دارید ببینید و
این یعنی که شما هر بار که پورنوگرافی
میبینید محال رفتارتون با رفتار دیگه
تغییر کنه و این این موجب میشه که این
تبلیغاتی که اینها دارن در رسانههای
خودشون از نظر محتوا بسیار بسیار فرق یعنی
شما نگاه میکنید کلمات حرفها مدام داره
تکرار میشه اصل نمایشه در
لندن تئاترهایی هست که مثلا یه دونه
نمایشنامه رو ۳۰ سال روی پرده میبرن مثلا
نمایش بینوای ۳۰ سال رو پرده است بازیگران
میمیرن پیر میش ولی هر شب مردم رو همون
تماشا میکنن از این لذت
میبرن ما در جهان زندگی میکنیم که دیگه
چیزی برانگیزاننده درش وجود نداره همه چیز
عادیه همه چیز آشناست و این یعنی که شما
هر کس اون چیزی رو که هر روز استفاده
میکنه یعنی مثلا من هر روز میرم قهوه خونه
سر کوچم قهوه میگیرم با شوق علاقه صبح پا
میشم میرم همون کار میکن دیروز
کردم این الان تبدیل شده به نرم و سبک
زندگی آمریکایی یک در مدت کوتاه بسیار کم
به دلیل سرعت تحولات تکنولوژیک یک فرهنگ
کاملاً جدید فرهنگ سیاسی کاملاً جدیدی در
آمریکا به وجود اومده که رشته پیوند
نهادهای ی حالا نهادهای مدنی چه احزاب و
چه حکومت رو از جامعه بریده جامعه جامعه
دیگه هیچ رغبتی نداره به اینکه
به سمت اون نهادهای اجتماعی و سیاسی سنتی
بره به چیزی به نام اقتدار اصلاً باور
نداره اصلا حاضر نیست کسی ببال چشمت ابروس
اصلا حاضر نیست چیزی رو از کسی بپذیره یا
حتی در آموزش این یک مشکل بزرگ در
آمریکاست به اصطلاح اقتدار یا اتوریته چون
مطلقا دیگه اهمیت نداره برا دانشآموز
رابطه دانشآموز و معلم مشکل شده یعنی
معلمه اگر یه ذره بالا پایین حرف بزنه
پسره یا دانش آموزه پرخاش میکنه می اصلا
نمیخوام درس و به همین دلیلم هست که خیلی
خودآموزی یعنی سلف اجوکیشن خیلی باغ شده
در این سالهای اخیر بنابراین اینها از نظر
سیاسی و اجتماعی هم هیچ مرجعی برای خودشون
قائل نیستن گوششون هیچکس به دکار نیست
اینکه شما تحصیل کردهای اینکه شما تجربه
داری اینکه شما رفتی تحقیق کردی اینکه شما
فلان اصم بست و به همین
دلیل به
راحتی بر اساس قضاوتهای کاملاً مبتنی بر
پیشداوری و کلیشه دست به کارهایی میزنن
که مدام به قطبی کردن بیشتر جامعه به نفرت
پراکنی بیشتر و به
برخورد به
اصطلاح پرهزینه بیشتر میانجامد
و در صحبتشون و در کلامشون خودشون رو مجاز
میدن راجع به همه چی صحبت کنن چون که
میتونن صحبت بکنن یعنی بشر قدیم
اگر کاری بکنه باید فکر میکرد که حق این
کارو داره چون حقشو فکر میکرد داره این
کارو می بشر جدید اینطور نیست به محض
اینکه یه کاری رو بتونه بکنه حق خودش
میدونه یعنی حق او تواناییش هر چقدر
تواناییش بیشتر ب حقش بیشتره الان چون همه
مردم در دنیا اینترنت دارن و فیسبوک دارن
و توییتر دارن پس همه حق یکسانی دارن که
هرچی دلشون میخواد بگن و این یعنی اینکه
شما فقط و فقط کسی رو که عین خودتون هست
تحمل میکنید کسی که با شما مخالفه باید
حذف بشه تحمل شما از تنوع روز به روز کاهش
پیدا میکنه حتی در اینترنت شما به تدریج
کسانی رو در حلقه دوستانتون دارید که درست
همفکر شما هستن شما در اینترنت هستید و و
فکر میکنید که اینترنت شبکه جهانیه در
حالی که شما هم شما هم
الگوریتمهای این رسانهها شما رو در یک
حواب
کوچیک زندانی کردن در نتیجه شما قدرت
قضاوت درست ندارید چرا چون با آدمهایی که
مخالف خودت هستن ارتباط نداری بنابراین
وقتی صد مردم ایران طرفدار فلانی یعنی
واقعاً فکر میکنی ۹۰ طرفدار فلانی یی
خطرناکش اینه که این افراد یک اوه که شاید
اول خیلی ساده به ذهنشون راه یافته باشه
تبدیل میشه به عقاید جزمی و دینی اونها به
همین دلیل بود که اینها ریختن توی کنگره
دیگه یعنی تصور همچین چیزی اصلا در مخیله
هیچ آمریکایی نمیش رفتاری که این آقای
خبرنگار باسکی کرد در جلسه و با وقاحت
تمام به رئیس یک مملکت دیگری گفت تو چرا
اینجوری لباس میپوشی و حالا اینش مهم نیست
تو اومدی در اتاق رئیسجمهور آمریکا و ما
آمریکاییا اینطوری
نیستیم یعنی انقدر آدم عصبانیه که یک نفر
به خودش اجازه بده چون در اون اتاق هست
چون میتونه حرف بزنه چون دلش میخواد به
شکلی حرف بزنه که در یک مهمونی عادی
آدمها شر میکنن حرف بزنن و
آقای ترامپ دقیقاً این آدمها رو میخواد و
این آدمها رو از خودش میدونه اگر کسی یه
مقدار متفاوت باشه دانشگاهی متخصص نمیدونم
کسانی که تجربه دارن و حتی مردمی که به
نحوی میخوان یه شکل دیگه رفتار کنن برای
او
کاملاً هیچن دشمنای این هستن که باید حذف
بشن از حداقل فضای
سیاسی
خب به اینها یکی از نظریهها نظریاتی اس
که به اینها تکنو فاشیست در یکی از
اصطلاحات تکنو فاشیست بودنش به خاطر اینکه
خب در آمریکا
همیشه بدنه
سیاسی دولت و
قوه قانونگذاری یعنی کانگرس منن ها اینها
رو کسانی میدادن که خیلی ثروتمند یعنی که
شما اینجا اگه بخواید به اصطلاح در یک کار
نهادی ر انتخابی چه شهردار یک روستا باشه
شهرستان باشه چه نماینده مجلس باشه چه
فرمانداری باشه چه ریاست ج باشه شما باید
پیش از اینکه وارد این کارزار بشین از
موقعیت بسیار خوب مالی برخورد باشید چرا
چون در آمریکا دموکراسی به اصطلاح بهش
میگن رس رو دموکراسی یعنی دموکراسی از
پایینه یعنی مردم اومدن اینجا به ت کنار
همدیگه شهر ساختن روستا
ساختن کلیسا ساختن مدرسه ساختن و شهر و و
به اصطلاح کامیونیتی ها جوامع همه بر اساس
قدرتهای محلی هست که شکل گرفتن و شما اگر
بخوای مثلا در یه شهری نامزد بشی شما باید
بری با کسا صحبت بکنی با باید بری با به
اصطلاح مدرسهها صحبت بکنی با نهادهای
صنفی صحبت بکنی و این یعنی که شما در
موقعیت مالی خیلی خوبی با همین طور که
میری بالا شما نیازمند این هستی که از نظر
ثروت در موقعیت خوبی باشه شما وقتی میرید
در دولت از نظر مالی مطلقا سودی نمیکنه
مخصوصاً در قوه مجریه و مخصوصا در کاخ
سفید کاری که کارمندا میکنن چه در شورای
امنیت ملی چه در خود دفتر رئیس جمهور یک
کار کشنده است یعنی معمولاً خانوادههاشون
مخالفن و بی اقرا گاهی ۱۷ ه۸ ساعت اونا
دارن کار میکنن و کار بسیار پر استرس از
نظر مالی اونها باید اون کاری که میکردن
دیگه درآمد نداشته باشن فقط درآمد دولت رو
بگیرن و یه سری محدودیت حق ندارن فعالیت
اقتصادی بکنن
بنابراین به اصطلاح پول درآوردن بیشتر
نمیره اونجا البته که میره اونجا و کارایی
میکنه که به صاحبان مف مشترکش حتما سود
داره ولی برعکس ایران هست
الان این پول نیست که فقط خداست میبینیم
که در آمریکا پول خداست دیگه در پشت دلارا
نوشته که ا گاد تراست یعنی توکلت عل الله
و این یعنی خدا و دلار یکین در آمریکا و
در
حقیقت آمریکا رو خدای دلار ساخته یعنی هم
نظریه ماکس اما با پیدایش تکنولوژی
دیجیتال و
دستاورد حی انگیز و شتابنده
اون یک عامل جدید هم وارد بازی شده اون
عامل جدید
آقای ماسک هست یعنی کسی
که آرمانش خواستش اینه که یک تکنولوژی
تولید کنه که تمام جهان رو تغییر بده یعنی
ماسک کسیست که نه فقط پول داره بلکه در به
تکنولوژی دسترسی داره و در حال توسعه اون
هست که انسانها انسانهای عادی انسانها
اونا هیچ به اصطلاح خرده بردهی باهاش
ندارن در همه جای دنیا انسانها با
استفاده از اون ابزارها از واقعیت جدا بشن
یکی از مصاحبههای اخیرش میگه که ما داریم
یک بازی میسازیم که وقتی شما بازی میکنی
شما در اون بازی در جهان واقعی هستید یعنی
میخواد قبلاً قرار بود که این تکنولوژیها
برای ما برای انسان ربات بسازن آقای ماسک
انسانها رو تبدیل کنه به ربات و این
عظیمترین فاجعهی اس که تا امروز بشر به
خودش دیده این خیلی بدتر از بمب اتمی
هیروشیما اس و چون که آدمها زنده ولی در
حقیقت با روحهای مرده و در یک جهان
کاملاً جهنمی زندگی میکنن بدون
اینکه آگاه باشن یا توانایی کاری مقاومت
داشته باشن و انسانها که درست در
نظامهای دموکراتیک و در با قوانین
نهادهای دموکراتیک فکر میکردن که نسبت به
ملتهای
دیگه اختیار خودشون رو در دست دارن حاکمیت
و سرنوشت خودشون رو به دست خودشون دارن
درست همین
انسانها زندانی یک قلعه میش که نامرعی
نمیبینن رشتههایی که اونها رو به هم به
اصطلاح دست و پاشونو میبنده از قل و زنجی
آهنی محکم تره ولی دیده نمیشه یعنی شما یک
نظام بندگی و اسارتی رو دارید به سمتش
میرید که از نه از قرون وس که از دوران
وردگی که اهرام مصر رو میساختن م بدتره
یعنی ما داریم برمیگردیم با تکنولوژی
دیجیتال به دوران توحش
اگر این رویای
این عده تحقق
پیداکنه خب این یعنی خیلی خطرناکه یعنی
فقط این نیست که آقای
ترامپ انگیزه مبنای رفتار و سیاست و عملش
پول هست بلکه نمیخواد فقط بیاره بلکه
میخواد شما رو تبدیل کنه به
ربات و این این به این معناست که ما وارد
جهان جدیدی شدیم یعنی نه فقط در آمریکا
بلکه با تغییر بسیار رادیکال سیاست خارجی
آمریکا منطق سیاسی سیاست خارجی آمریکا
جهان کاملاً داره تغییر میکنه ماسکم که
تکنولوژی جهانیه یعنی هم تکنولوژی ماس
جهانیه یعنی مثل پولدارا نیست که برای
انتخابات رأی میدن پولدارا تو آمریکا
میبودن در خارج از آمریکا تأثیری نداشتن
ولی ماس خودش رو در مریخ میبینه رویای
رفتن به مریخ دار چد از بالا مثل خدا به
کره زمین نگاه کنه او از اینکه با
انسانها در روی یک خاک قدم میزنه اصلاً
خرسند
نیست بنابراین در رفت همون طور که در داخل
آمریکا آقای
ترامپ نهاد کمکهایی که دولت میکرد یا
سیاستهایی که دولت داشت به نظام آموزشی و
به دانشگاهها و به به اصطلاح نهادهای
دیگه اونها رو قطع کرده یا کاهش داده و در
حقیقت دانشگاه رو داره نا میکنه فرهنگ رو
داره نابود میکنه که مهمترین ارزش
بنیانگذار این جامعه بوده و همواره آمریکا
به داشتن نظام آموزشی برتر در دنیا افتخار
میکرده از طرف
دیگه در دنیا
هم منطق ارتباطش با کشورها اینه که چقدر
به من پول میدی یعنی روییش اقتصادی نیست
روکش بیزنس بازرگانی یعنی به منافع ما دی
کشور که به مسلح کشور هست توجه نداره بلکه
کشور رو مثل شرکت خصوصی اداره میکنه دولت
رو مثل ی شرکت خصوصی اداره میکنه و این
نه تنها در زبان و رتوریک
سیاسی کاملاً سیاست رو نابود میکنه و
پردههایی
که به اصطلاح رابطه شما با دیگری رو رابطه
انسانی میکردن اون پردهها رو همه میدره
با وقاحت تمام چقدر انقدر اونو انقدر وام
گرفتی انقدر فلان کردی این چر خرا که
اساساً امکان سیاست هم از بین میره اگر
آدمها با همدیگه مثل آقای ترامپ حرف بزنن
که الان متأسفانه طی این سالها بسیار در
فرهنگ عمومی تأثیر گذاشته و راجع به این
بسیار تحقیق شده یعنی مردم مثل در جمهوری
اسلامی هم همین طوره دیگه تحت تأثیر وقتی
جمهوری اسلامی دروغ میگه
و ظلم میکنه و بدر رفتاری میکنه و
آدمها رو به رسمیت نمیشناسه کمکم آدمام
همینطوری با هم رفتار میکنن حرف میزنن
در نتیجه نمیتونن اینها با هم یک زیست
سیاسی داشته باشن یعنی اینا نمیتونن به
عنوان شهروند یک جامعه سیاسی بسازن اینا
باید عین گنگا عین چی
میگن عین گروههای مافیایی با ارتباط
عاطفی ارتباط مالی با همدیگه علیه ی گروه
دیگه متحد بشن یعنی جامعه از بین میره
سیاست از بین میره بینا میشه و این یعنی
که شما دارید آمریکا رو نه ۱۰ سال پیش که
به ماقبل قانون اساسی داریم میبریم قانون
اساسی آمریکا و موجودیت آمریکا در
خطر خب من اینجا توقف میکنم ح اگه دوستان
نکتهای دارن در خدمتشون هستم
ید جان سلام من نمیدونم مایک داری یا نه
اگر
داری آقای جیسون سلام
بفرمایین
مکرم خیلی خوشحالم که این حرفا رو میشنوم
توی محیط فارسی زبان که اصلا نیست توی
انگلیسی زبانم این حرفا کم داره مطرح میشه
این خیلی چی میگن باعث خوش شادیه که به
این بحث پیش می من راستش خیلی حرف ی دارم
در این
زمینه ازم کجا شروع بکنم که سرتونو درد
نم میخواستم یه د تا تئوری که الان د مطرح
میشه تو این زمینه رو براتون بگم که ببینم
شما ای چی اگ حرفی هست یه بحثی باز
بشه یکی اینکه
که یه هستش که میگن که رقابتهای ایی در
رقابتهای هوش مصنوعی آمریکا که الان از
چین عقب
افتاده در دوره
بایدن به اینهایی که توی بحث تک هستن گفته
شد که اگه فکر میکنید که شما ا با ا
میخوای مثل استارت برخورد بکنین و هر گوش
برا خور کوچو بسازین ببینین چی میشه این
خبر نیست ما ضابطه میخوایم بذاریم میخوایم
کنترل بکنیم و اینا و توی اون نگاه ایران
پز که خودشو ناجی جهان میدونه این یکی از
بزرگترین عوامل بود که الان پیشرفته ایش
یکی از بزرگترین عوامل که براچ انگیزه
ایجاد میکنه
و امروز یکی از بحثهایی که وارد میدان شده
و داره پیش میره اینه
که اطلاعاتی که در تمام اینترنت وجود داره
رو شما وقتی که به خورده ایی بدی دیگه
چیزی نمیمونه جز اطلاعات محرمانه ما در
دولت آمریکا حالا چه اطلاعات مربوط به
شهروندان چه اطلاعات مربط به سازمان
اطلاعات
و تمام این رد گم کنی هایی که نسبت ما رو
تحریف میکنن به
خاطر حق نچه گرفتن حق و حقوقمون و این
حرکت اف و اینا اصل موضوع این نو
فاشیستهای ۲ چند ساله هستن که دارن با این
قیافه هاشم خیلی آدم یاد اون جوانان هیتلر
میندازه یه تیشرتی سیاه و یه دونه کلا
بیسبال سیاه دارن و هی دارن جارو میکنن
توی سازمانهای مختلف اطلاع
که ایلان ماسک بتونه برتری پیدا بکنه در
ساخت ایی نسبت
به اآ که چین میسازه یعنی در خلاصش این که
خرون دن اطلاعات ما به
ایش در ست همین حرف شمام هستش بتونه بهش
دست برتری بده توی این موقعیت بعدم یه
تئوری خیلی علمی تخیلی هم هستش که روکس
بهش میگن اونم یه تزه که او خیلی دایره
علم تخیلی بود ولی توی همین دایره های این
تکنولوژی جدید دوباره مطرح شده اون که اگر
در آینده ما یک ا کامپیوتر داشته باشیم و
این ا کامپیوتر خودشو ناجی بشر بدونه و
مصلحت مثل دیکتاتور مس باشه شروع
میکنه
اجازات افرادی که از به وجود اومدنش
جلوگیری کردن چون کهه مس که زودتر به وجود
بیاد و پاداشت دادن به اونایی که به اون
اول کامپیوتر به وجود اومدنش کمک کردن به
خاطر اینکه میدونه که افرای در گذشته همین
فکر رو میکنن که الان ما داریم میکنیم یی
ب فرض مثال من که الان اینو میدونم
اگر بگم این حرفو به شش کمک کردم و در
آینده منو پازش خواهد داد خیلی فکر عجیب
غریبیه ولی از مبانی این تفکرات نو ایجی
که این چی میگن مذاهب نو ایجی که غذا و
قدر و پادا ش به جهنم و اینا به صورت چی
میگن دنیوی و تکنولوژی دوباره باز توجیح
کردن اینم ی یکی از توریهای که توی این
محافل خیلی تنگی که کمی که
دارن این این حرف رو میزنن داره میپیچه و
فقط این کوچیک بگم افرادی که الان مثل شما
دادشون درومده و دارن پرچم تکون میدن توی
آمریکا نصفشون آدمهایی هستن که قاضی هستن
یعنی قاضی این پروندههای ترامپ و اینا
هستن و همچنین نویسندههای علمی تخیلی
دارن مصاحبه میکنن یعنی افرادی
کهند قانونی پیشرفت این جریان رو دارن از
نزدیک مشاهده میکنن و همچنین افرادی که
این آیندههای
تاریخو تصویر کشیدن این خطری که دیگه این
نشونه است این نشونه تبدیل به اون دنیاست
رو دیدن دارن چی میگن همچین جیغ برفش
میکشن منم خودم همین طور ب هر که دارم
میرسم دارم راجع مسائل مطرح میکنم پیش
میکشن مرسی از روشنگری که کردین شما البته
خیلی مسائل دیگهی هم نور انداختین که من
حواسم نبود ولی گفتم این دو تا تئوری که
دار دست به دست میشه اینجا تو آمریکا مثلا
براتون بگم مرسی بله خیلی ممنونم از لطف
شما شما رومان فرانک استان ملی رو
خوندین بله بله بله این در حقیقت قط من
مرشلی ۲۰۰ سال پیش اینو نوشته خب پیغمبر
نبوده که پیشبینی کنه بلکه منطق این رو
فهمیده یا کاف کاف منطق این به اصطلاح
مدرنیته یعنی تمدن مدرن یک تمدن کاملاً
متفاوتی اس با تمدنهای دیگه یعنی تمدن
تکنولوژی اگر شما منطق بفهمی در حقیقت در
به اونجا رسیدن میشه هدف حالا این آقای
ماسک نرسه بچش میرسه مگر اینکه انسانها
تصمیم بگیرن که حداقل بخشش تصمیم اخلاقی
بگیرن و عزم جدی داشته باشن که با سیاست
ورزیدن با نیروی مدنی و آرمانهای اخلاقیش
جلو بگیرن یعنی فردا همین هوش مصنوعی رو
شما نمیتونید با قانونگذاری فقط مهار
بکنید امکانش وجود نداره مگر الان شما
میتونید آدم رو از حک کردن نمیدونم از
هرسم یا این چیزا باز بدارید نه چرا شما
حک نمیکنید و در حالی که میتونید بکنید
به خاطر اینکه شما آدم اخلاقی هستید اگر
آدم اخلاق از بین بره که این آقایون دارن
این کارو میکنن با به اصطلاح موفقیت خیلی
چشمگیر اون وقت دیگه همه اینا ممکن میشه
آدمها انگیزشون
برای کنار اومدن با چیزی فقط و فقط منافع
مادی لحظه شون پیوند میخوره اصلاً دیگرانو
نمیبینن ببینید آدمها در مله اول و
اساساً ارتباطشون با زبان و اگر زبان
خاصیت معنا دادن خودشو از دست بده و به
جای ارتباط آدمها رو از همدیگه جدا بکنه
در حقیقت شما آدمها رو کشتید یعنی قتل
انسانها با قتل معنا صورت میگیره و این
شکل حضور اینها شکل بسیج اینها شکل به
اصطلاح مقابله اینها با دیگران در به
اصطلاح حوزه عمومی کاملاً ضد زبان و ضد
ارتباط اینها با بیمعنا کردن زبان یعنی
انقدر نویز دیگه نویز در حد فجیع و در حد
به خاطر اینکه کلمات هم فقط کلماتی اس که
مربوط به پایین تنه است و حملات شخصی یعنی
درست همه رفتارشون همه جا یه الگو داره با
این کار فق دارن آدم می کشتار جمعی میکنن
و با این کشتار جمعی که موفق میشن بقیه
کاراشونو انجام بدن بله من نمیدونم چقدر
توانشو دارن ولی همین الانشم کارایی کردن
که ما هنوز به
ابعادش و هنوز پی
نوردیم مرسی آقای خلی صحبتمون تموم شد
درسته بله بله ممن یه بارم که من زود تموم
کردم
نبود نه من بودم آقای فری تعجب کردم که
شما همین باید تعجب کنید دیگه من خرق عادت
کردم مرسی آقای جیسون من همیشه خوشحال
میشم وقتی شما میاید صحبت میکنید و از
اطلاعات به روزتون میگین من از جانب خودم
سپاسگزارم آقای همایون سلام بفرمایید ما
شما رو میش
اگر صحبت میکنید مایک تون بسته
است آقای محمد ما شما رو بشنویم آقای
همایون نشون رو ی کم تقویت
کن درود
جنابی شبتون
بخیر من این صحبتهایی که شد کلا خب یه
چیزش موافق بودم نظمش موافق بودم ولی ی
چیز
یه کم باهاش مشکل داشتم نگه کن ترامپ کلا
سواد رسانه چون خودش مثلا ش بوده و اینا
بعد سواد رسانه قوی داره بعد کارایی که
میکنه اکثراً کارای رسانهای یعنی اون
اهداف پشت مثلا کارایی که میکنه ی کم
پیچیده است ولی اینجوری اینهم نی که خیلی
از روی مثلا چیز این کار بکنی مثلا شما
نگاه کنید تو همین مدت کوتاهی که این
برخورد و بازرسی کرد تیتر اول تمام
خبرگزاریهای جهان شد
یعنی هنوز ترامپ خود توی انگار چیزهای
رقابتی میبینه یعنی هنوز برای اون کسایی
که رأی دهنده هایی که اومدن بهش رأی دادن
و اینو آوردن بالا مثلا رش کردن انگار
داره مثلا دینش به اونا ادا میکنه یعنی
کارایی که دار کاری پوپولیستی درست ولی
هدفهایی که داره هدفش هدفهای
خاصیه به نظر
من کاری که کرد با
زنسکی یه کم چه جوری بهتون بگم راحت اون
قشر خیلی متوسط توی آمریکا که اومده بودن
پشتشو اونا رو خیلی راضی کرد یعنی از بابت
اینکه مثلا اون قش خیلی زیادی که بهش رأی
داده بودن اکثر او رو راضی کرده یعنی
اینجوری نبوده که مثلا خیلی چیز حالا از
دید ماها که داریم از این طرف نگاه
میکنیم شاید مثلا یه کم زننده بود ولی
برای اون قشری که توی آمریکا بهش رأی داده
بودن یه جوری حامی شد یه جوری مثلاً ی کسی
شد که فقط به آمریکا فکر میکنم فقط
شمایین برام مهمین و حاضر نیستم کارایی که
مثلا بایدن کرد این همه پولو به زلنسکی تو
اینکه ۱د همه میدونیم که اوکراین هیچ چیز
پیروزی نسبت به روسیه نداره یعنی هرچی
پولی که تو اونجا خرج شده حالا چه ح حتی
خرجهای مثلا جانی که تو اونجا چیز شده همه
از بین رفته یعنی اینجوری نبوده که فکر
کنی مثلا اوکراین یصد مثلا بتونه ا پیروز
بشه برای همین این از میخواستم نظر شما رو
تو این موردم بدونم یکم از این جنب شم
دوست داشتم نظر شما رو بدونم ممنون ب بله
من امروز صحبتی کردم یک کلمش م از خودم
نبود و همونطور که اولش گفتم این چند تا
از این مقالهها و کتابها رو میذارم توی
کتابخونه و خواهید دید که این الان گوگلم
بکنید خواهید دید که راجع به این موضوعات
تحقیقات بسیار زیادی انجام شده نه فقط
راجع به این جریان آقای ترامپ در آمریکا
که در اروپا که در ترکیه و کشورهای دیگه
بنابراین حرف من نیست و ثانیا طرفدارای
اینا
طرفدارای به اصطلاح ذوب در ولایت
یعنی ترامپ هر کاری بکنه براش حرا میکشن
هر کاری که او بکنه براش براش جذابیت چون
اینا که مثلا به اصطلاح به خاطر افکارشون
ترامپ چیز ن جذب نشدن فکری وجود نداره که
ترامپ در حقیقت همون گاوبازه است هر بار
که بیاد حتی زمینم بخوره ای براش حرا
میکشن به اصطلاح منطق مطلق نداره شما با
اینا نمیتونید بحث کنید نمیتونید باهاشون
گفتگو کنید نمیتونید باشون استدلال کنید
اینها در خ خودشون از ضد و نز گوی هیچ
اوایی ندارن از نادیده گرفتن به اصطلاح
فکتها هیچ اوایی ندارن هرچی که دلشو
میخواد ادعا بکنن درصد و نمیدونم اینا و
اونا اصلاً خوراک روزانه شون بنابراین
هرچی بخوان بگن به هیچ وجه قصدشون این
نیست که پیامی بدن فقط قصدشون این هست که
از صدا از کلام استفاده بکنن برای
اینکه به به اصطلاح رهبرش شون یا مرکز
قدرت
بیشتر نیرو بدن و در مقابل دشمنانش بتونن
در سرکوب اونا موفقتر باشن بنابراین منطق
رفتار اینا خیلی متفاوته و میگم اینها
هزاران کتاب نوشته شده درباره اینها
بهخاطر اینا که تازه به وجود نیومدن که
۲۰۳۰ سال هست که تحقیقات راجع به اینا
انجام شده و اینها بخشی که در نماینده
نداشتن در حقیقت یعنی در انتخاباتها در
احزاب سنتی در نهادهای مدنی که اینها
دیگه قادر نبودن این بخشی جامعه رو
نمایندگی بکنن بنابراین اینها بخش ترد
شده نادیده گرفته شده و بشه خودشون رو
قربانی میدیدن و به همین دلیل هست که
آقای ترامپ چون که درست چون که از خارج
واشنگتن اومده هرگز سابقه دولتی نداشته و
درست بر خلاف یک سیاستمدار متعارف رفتار
میکنه براش جذابه همین که هر کاری میکنه
یعنی
این غافلگیر کنندگیش باعث میشه که هر کاری
بکنه اون در حقیقت دلش رج میره حاضره به
داد ب نمیدونم فریاد بکشه طرف م مقابله
کتک کاری هم میکردن چ سال پیش این در مورد
اینا خیلی هم راجع به روانشناسی خود آقای
ترامپ آقای ماسک خیلی کار شده و هم راجع
به روانشناسی و فرهنگ سیاسی
آمریکا و به همین دلیل گفتم که یه تحول
عظی در جامعه آمریکا به وجود اومده که ما
به راحتی نمیبینیمش ولی وقتی که این
تحقیقات میخونی و در چونین شرایطی مثل
انتخابات آدم رو شگفت زده
میکنه مرسی ج خواهش میکنم آقای همایون
شما مایک
داری من میشنوید بله
ب بله متسفانه من با اینکه فی دارم ولی
خیلی برا وضعیت خرابه سوال من اینه که به
هر حال اینها همیشه نشون داده دیگه فاشیسم
در کوتاه مدت شاید
یه جذابیتی داشته باشه ولی در دراز مدت
همیشه به فاجعه ختم میشه شما فکر میکنید
که جامعه لیبرال آمریکا در دراز مدت
واکنشش چی خواهد بود واکنش واکنش ج
و اینکه تاثیرش اینا اومدن اومد اینا در
ایران چه خواهد بود اینا رو اگه
ممکن آقا سلام عرض میکنم کار از این کارا
گذشته آقا جامعه نابود شده که آقای ترامپ
الان میشده رئیس جمهور آقای ترامپ که خودش
نیومده تو کاخ سفید جامعه آوردش بنابراین
جامعه آمریکا دچار مسخ روحی شده ارزشها
از بین رفتن آدمها تن ها شدن بیگانه شدن
آمریکا به مفهومی که در ذهن ما هست مرد
دیگه وجود نداره همین طور که در جهانم
همین طوره یعنی تکنولوژی دیجیتال به تقویت
قدرتمند به به اصطلاح تثبیت کسانی که بهره
کشی میکردن حالا چه شرکتهای اقتصادی
بودن چه دولتها اونها کمک کرده و در عوض
آد شهروندان رو آدمهایی که تنها بودن رو
اونها رو بی دفاع تر کرد و اون شکاف
طبقاتی که در قرن بیستم به انقلابها
میانجامید الان به به شکل خیلی خشن تری
در صورت میگیره و به معنای واقعی کلمه یک
جنگ روزانه در جریان هست و ولی ما
نمیبینیمش به ظاهر حسش نمیکنیم چون
دیجیتال ولی آسیبی که میزنه به هیچ وجه قا
مقایسه با اون جنگهای قبلی نیست الان شما
میتونید بدون جنگ کل بشریت رو از روی
زمین بردارید اون از دماق کسی
ن کرونا یک جنگ به اصطلاح ویروسی و جنگهای
اینجوری جنگهایی هستن که اصلا نیازی نداره
تو طرفو ببینی جنگ با پیج را وقتی که
میکشه اصلا نیاز ن از خونت بیای بیرون ما
وارد دنیایی شدیم که برای کشتن آدمها جنگ
دیگه لازم نیست این یه نکته نکته بعد اینه
که فاشیسم و توتالیتاریسم و جمهوری اسلامی
و آقای ترامپ زمانی به وجود میان که ارکان
اخلاقی و اجتماعی جامعه ارزش جامعه از هم
پاشیده آدمهای تنها آدمهای از جا کنده
شده آدمهای بیجا شده آدمهای بیپناه و
نادیده گرفته شده هستن که نیازمند میبینن
خودشون رو به یک جنبش
تودهای جذب بشن تا اینکه احساس بودن بکنن
تا اینکه کسی ببینه اونها رو بتونن ادامه
حیات بدن و اینها هیچ چیزی براشون مهم
نیست جز اون نیازی که خودشون داشتن و اون
تشکیلاتی که هست مثل بسیج تو ایران جا رو
شما یک بچه ۱۵ ساله رو بهش یه اسلحه بده
توی مسجد و بهش بگو که اینجا وایسا هرکی
اومد جلوشو بگیر همون کارو میکنه برای
شما او با اسلحه و با حقوقی که میگیره
هرچند ناچیزه احساس قدرتی میکنه که یک
آدم عادی که وارد اون مسجد میشه نمیکنه
یا آدمی که خیلی زندگی معمولی خوبی هم
داره او با نداشتن چیزی فقط با قدرت ارعاب
و خشونت هست میتونه در جامعه احساس میکنه
نقش بازی میکنه و مدام کشیده میشه به سمت
شرق محض پس کاری که چیز میکنه یا
توتالیتاریسم میکنه یا جمهوری اسلامی
کرده یک خسارتی بهیک جامعه زده که اگر
فردا هم از بین بره تشخیص این خسارت
و ت به اصطلاح ترمیم این
خرابی نسلها میکشه اخلاقیات جامعه از بین
بره بدتر از اینه که تمام سرزمین با جنگ
ویران بشه اون روح آدمها اگر از بین بره
و آدمها نتونن با هم رابطه انسانی داشته
باشن دیگه به حکومت فاشیستی نیاز نیست
آدما خودشون خودشون میکشن که همون که ال
همین الان نگاه کنید آدما با هم حرف
میزنن حرف نمیزنن همین الان در خارج از
کشور یا در داخل کشور پی ش کتک میزنن یا
حداقل میکشن یعنی اونچه که ما رو انسان
میکنه اونو میگیره چرا چون هدف نظامهای
توتالیتر همینه دیگه بخواد اون روح اخلاقی
شما روح انسانی شما رو ترور کنه و در
جمهوری اسلامی با تبلیغات با تکنولوژی و
در اینجا
با یک دستگاه بسیار عظیم مالی و تکنولوژی
داره این کارو انجام میده پس الان فعلاً
همین الانشم که جمهوری اسلامی هست گرچه
نخواهد پایید باید بدونیم که با یک
ویرانهی روبرو هستیم که مهمتر از خرابی
در و دیوار و گرسنگی
شکم ممنونم آقای مبارک آبادی بفرماید ما
شما رو میشنویم آقای خلجی میخواین شما یه
نگاهی به چت یوتیوب بکنید شاید کسی سؤالی
مطرح
کرده آقا حی سلام آقای سلام خان خیلی
ممنون ممنونم از اینکه دعوت کردید آقای
خلج من یه سؤال
خیلی کوچیک داشتم و اون اینه که واقعا چرا
کسانی مثل چامسکی حتما کسای دیگه رم شما
میشناسید یعنی اینا حرفاشون هیچ بردی
نداشته مثلا گرو ویدال یا چامسکی یا خیلی
کسای دیگه چند ساله اینا دارن صحبت میکنن
انتقاد میکنن از جامعه خودشون
هیچ بردی نداشته این حالا مطمئنم نمیشه تو
یکی دو جمله هم گفت یه رومی من فکر میکنم
بذارید که اصلاً چطور شده که آمریکایی که
به قول شما دیگه اون آمریکایی نیستش که ما
فکر میکردیم چرا واقعاً به اینجا رسیده
یعنی حالا همشم من فکر نمیکنم اون افراد
تک مونده و چه میدونم تنها مونده و اینا
باشن یه چیزی دیگهای باید باشه واقعاً که
یه
زمانی به اینا دموکراسی در آمریکا مینوشتن
و مثل توکویل و اینا ولی الان اینجوری شده
که همه داریم میبینیم واقعا دیگه الان
شده کشور چه میدونم رمزون یخی خب این خیلی
بده خیلی ممنونم ببخشید بله این موضوع
تنهایی رو که گفتم منظور فقط این نیست که
یه بخش مثلا جامعه فقیر شدن نه ما با
تکنولوژی دیجیتال وارد عصر به اصطلاح
هیومن میشه یعنی جهان پسا انسانی جهانی که
بر
اساس
روابط مستقیم آدمها ساخته نشده همه روابط
حتی رابطه شما با بچتون با از طریق به
اصطلاح تکنولوژی دیجیتال یعنی در جهانی
زندگی میکنیم که روابط بین انسانها و
زندگی انسانها در حقیقت کاملا وابسته است
به تکنولوژی دیجیتال و انسان دیجیتال به
وجود آمده جامعه دیجیتال به وجود آمده و
این ی کهه آدمها روابطشون با هم از دست
دادن آدمها تنها شدن به این
من این یه نکته بنابراین وقتی که یک شرایط
عینیه که به وجود میاد هم این شرایط عینی
هم اون طبقه دانشگاهی رو تحت تاثیر قرار
میده هم مردمی که دانشگاهی نیستن هم حکومت
رو تحت تاثیر قرار میدن هم مردمی که
براشون حکومت میشن قضیه خیلی چی از اون
هست که فکر کنیم یه عدهی هستن که قبلاً
یه کارایی میکردن الان میتونن همون کارا
رو بکنن نه همه چیز عوض شده ما وارد جهان
شدیم که انقدر تغییر درش سریع صورت گرفته
انقدر صدای این زلزلهها مهیب بوده که از
آستانه شنیداری ما بسی فراتر بوده از بس
این
صداها غولا سده و گوشخراش ما نشنیدیم به
خاطر به
اصطلاح عمق این دگرگونی هاست که مدام
ادامه پیدا میکنه که به ظاهر براتون
محصوص نیست و وحشت وحشتناکش م همینه دیگه
چون قبلاً شما تغییر میدیدی بنابراین
میتونستی بفهمی الان تغییر نمیبینی
بنابراین نمیتونی بفهمی اصلاً نمیدونی
چه چیزی تغییر کرده و چون نمیدونی چه
چیزی تغییر کرده در یک دنیای زندگی میکنی
که واقعی نیست چون عوض شده ولی شما
نمیدونی که عوض شده شما اگر موبایلت خراب
بشه نمیتونی درستش بکنی شما اگر یکی
اختلال بانکی پیدا بکنی زند زندگیت به هم
میریزه و برای هر چیزی انقدر تخصصهای
جزئی و اصطلاح جدای از تخصصهای دیگه به
وجود اومده که حتی دانشگاهی ها هم به دلیل
این تخصصی شدن حرفای همدیگه رو نمیفهمن
حتی در رشتههای علوم انسانی انقدر تخصص
زیاد شده
انقدر به اصطلاح زبان جدید اصطلاح جدید
حوزههای جدید به وجود آمده که دانشگاه هم
شده در حقیقت دیوار بندی دانش ما با خلق
زبانهای متفاوت حالا رسانه یه جور زبان
میسازه دانشگاه یه جور زبان میسازه نهادها
دولت یه جور زبان میسازه با انقدر زبان
ساخته میشه که دیگه کسی حرف دیگه نمیفهمه
انقدر دار براش تاثییر
نداره این به این معنا نیست که ما
نمیتونیم کاری بکنیم به این معناست که ما
کارایی که میکردیم نمیتونیم بکنیم ما
نیازمند تخیل هستیم همیشه راه آزادی اون
راهیست که هنوز شما تخیل نکردی اگر تخیل
کرده باشید که اون زندانبان زودتر از شما
اون راه ازتون میگیره پس راهها هست باید
کمک کرد به همدیگه جامعه باید هر مقدار
شون که اینجوری فکر میکنن کمک کنن به
همدیگه
که با این انگیزه خی خودشون رو بر انگیزن
و راههایی برای فکر کردن
برای آموختن فکر کردن ب اندیشن به عبارت
دیگه یژ یه حرف خوبی داره میگه که همش
میگن که به من میگن انقلاب یا اصلاحات من
میگم هر دوش به خاطر اینکه نه انقلاب یه
روش داره نه اد منتها شما باید تخیل کنید
باید یاد بگیری فکر کنی وقتی مردم میگن
این یا اون یعنی اون چیزی که اتفاق افتاده
و فکر کردن لازم نداره و نمیدونن که اون
چیزایی که به وجود آمده با فکر کردن به
وجود اومده و برای اون موقعیت خاص به وجود
اومده اوده و شما موقعیت دیگری هستی که
باید فکر کردن یاد بگیری و این هم یک امر
اجتماعیه آدم نمیتونه تنها یاد بگیره پس
باید ارتباطاتی برقرار بکنی که شاید به
اصطلاح خیلی چالش برانگیزتر از سابق باشه
ولی راه
هستش
خانم چقدر دیگه چند ت دیگه از دوستان
هستن فقط آقای محمدی اومدم بالا دیگه دوست
دیگه پسه لطفا آقای محمدی رو صحبت بشنویم
و دیگه از خدمت دوستان
مرخص آقای محمدی
سلام بله سلام آقای خراجی سلام به همه
دوستان خیلی ممنون که وقت گذاشتید و به هر
حال این ضرورتی بود که احساس میشد ممنون
از شما خواهش میکن سوال من اینه که حالا
پیرو همین بحثهایی که شما کردید و تو همین
بستر که الان هم سؤالات همچنان مطرحه و ما
به
عنوان ح ایرانی آمریکاییهایی که زندگی
میکنیم که
با این سوال چه بین خودمون مطرح هست چه
بین دیگران ولی یه سوال خیلی جالبی که
همیشه میشه شماهم
۱د بهش برخورد کردید
آمریکا مال کیست آمریکا ی
و یک اینکه
خودشون اینجا مال خودشون خودش میتونن این
خود کیه این چیزیه که یه
مقدار
ابهام زیاده و توی فضای
ریک آمریکا این خودشون هنوز
ظاهراً خیلی مشخص نیست آیا وقتی میگن
خودشون
یعنی مشخص مثلا وایکی آمریکا رو میگن یا
یا کیا این خودشونو اگه یه مقدار توضیح
بفرمایید ممنون می بله ببینید در دوره پیش
از عصر
دیجیتال جامعه س شد از شهروندانی که برای
نگه داشتن اون جامعه و برای زندگی اجتماعی
مدام با همدیگه در ارتباط مستقیم بودن در
ارتباط انسانی بودن بنابراین آدمهایی
بودن که به نوعی همدیگه رو میشناختن
میدیدن و درک و حس انسانی داشتن نسبت به
همدیگه و همین میشد قلمروی عمومی قلمروی
عمومی یعنی صحنهای که کاملاً روشنه و
آدمها همدیگه رو میبینن در قلمروی عمومی
دیدن مهمه پدید شدن مهمه من باید شما رو
ببینم شماهم باید منو ببینی تا بتونیم با
همدیگه گفتگو کنیم من نمیتونم در تاریکی
با صدایی که نمیدونم کیه گفتگو کنم جامعه
باش بص ما در عصری هستیم که بر خلاف قرن
بیستم که حکومتهای استبدادی میومدن قلمرو
عمومی رو خاموش میکردن
و راه شهروندان رو به قلمرو عمومی میبرن
ما الان نه قلمرو عمومی داریم نه قلمرو
خصوصی و در حقیقت در یک جهانی هستیم که
هایپر یعنی یه جهان فرا واقعیته و در اون
جهان فراواقعیت ما اصلاً نمیدونیم با
آدما سرکار داریم یا نه یعنی ماشینهای
عظیمی هستن که کارای عجیب غریبی میکنن که
اصلا ما نمیفهمیم و نمیدونیم و نمیبینیم
و آره ی یه مقداری عجیب غریب شده و جامعه
به اونا معنا نداره دیگه یعنی جامعه وقتی
که
نهادهای کهن و
رسمی اعتبار خودشونو از دست دادن حتی
نهادهای آموزشی روزنامه ها
نمیدونم مقامات محلی اینا دیگه نمیتونن
کانون معتبری برای گرد آمدن آدمها باشن و
تشکیل جامعه آدمها هر کس به یه سویی کنار
همدیگن ولی هر کس توی دنیای دیگه است
تکنولوژی دیجیتال به شما اجازه میده که با
یه نفر در کنار شما بنشینه و شما در با
گوشی بذاری در گوشت و با موبایلت یه چیزی
ببینی اونم یه چیز دیگه ببینه یعنی کاملاً
در د تا دنیای متفاوت به سر ببره حتی در
دورون خانواده پس این یعنی که نمیدونی کیه
نکته همینه دیگه عرض کردم که این بردگی
قبل از عصر دیجیتال یا از عصر مدرن یک
بردگی شخصی
و
کاملاً به اصطلاح معلوم بود انگیزش معلوم
بود یعنی شما یه نفر آدم اسیر میکرد به
بردگی میکشید میدونستی که کی اسیر کرده قل
و زنجیر میدیدی همه چیز در به اصطلاح
قلمرو حسی مشخص ما بردگی تمام نشده بردگی
ادامه پیدا کرده اما غیر شخصی شده و در
عین اینکه غیر شخصی شده آبجکتیو تی خودش
رو به مراتب بیشتر قویتر ارده یعنی ما ایر
مناسبات اقتصادی مناسبات تکنولوژیک و اینا
هستیم که هزاران هزار
یعنی به طرز
نامحدودی بیشتر از اون گذشته قدرت دارن
ولی کاملاً برای ما ناشناختنی ما هرگز
نمیتونیم بفهمیم که از طریق اینترنت کی
ما رو کنترل میکنه یا در فضای اجتماعی کی
فضای اجتماعی رو معماری میکنه فضای
اجتماعی یک معماری داره این معماری قبلاً
با آدمها و حضورشون و رفتارشون و کلامشون
در جهان واقعی ساخته میشد الان تمام این
با تصویر ساخته میشه با دیجیت ساخته میشه
که یه منطق متفاوتی داره پس ما در یه جهان
اجتماعی هستیم که نمیبینیش و نمیدونیم
یعنی کاملا عین که چه میدونم ما رو
انداختن در یک کابوسی یا رویایی و این
وحشتناکش میکنه دیگه یعنی این وظیفه ما رو
برای آموزش دیجیتال آموزش رسانهای جدی
گرفتن مسائل بیشتر میکنه الان تقلب انقدر
اصلا شما الان توی ایمیلتون نگاه بکنید
ایمیلی جانک ایمیلی تقلبی همیشه بیشتر از
ایمیلی واقعیست
یک لحظه اگر اشتباه بکنید سرتون کلاه
میذارن انقدر به اصطلاح کلاهبرداری از
دنیای دیجیتال پیچیده است و برای پلیس حتی
پیگیری راحت نیست که اصلا شما امنیت
ندارین یعنی شب تو خونه پشت اینترنت ممکنه
یکی بیاد اطلاعاتی رو از شما بدزده که
اصلا شما متوجه نشید فکر کنید که در امنیت
بنابراین در و دیوار و قف دیگه فایده
نداره ما
کاملاً بدون دفاع در یک جهانی هستیم که
مطلقا دست و پایگاهی نداره سپاسگزارم از
شما خیلی ممنونم امیدوارم که این بحثها
ادامه پیدا بکنه و به هم کمک بکنیم که
وضعیتو بیشتر بشناسیم و بفهمیم و چارهای
براش بیاندیشیم از خانم فروغ آقای بابک
آقای انور خیلی سپاسگزارم و امیدوارم که
دوباره به زودی شما رو
وقتت ه