خلجی و بقیه دوستان من چند دقیقه زودتر
اومدم البته صحبتهای آقای خلجی رو نشنیدم
در مورد عنوان جلسه ولی چیزی که برای خودم
خیلی جالب بود از انتخاب این عنوان این
هست که حالا صرف نظر از مفهوم روشنفکر در
ایران که کی اومده و روشنفکر در جاهای
دیگه یعنی به معنی
غربی از اینها سوال من د تا هست یکی اینکه
انتخاب شما اینکه به زبان آدم حرف نمیزنن
منظورتون اینه مفهوم برای عامه مردمه و
آیا روشنفکران غربی حرف که میزنن زبانشان
برای عامه مردم مفهوم هست یعنی اون چیزی
که متأسفانه
[موسیقی]
ادبت تلقی چه عامه مردم ایران چه کسایی که
خودشونو روشن فکر مینامند از سالهاست توی
ایران خب یکیشون همین نامفهومی بوده یعنی
اینکه انگار خودشونم نمیدونن یعنی انگار
قبل از این که خودشون منور فکر شده باشن
منور الفکر میخوان خودشونو الغاب بکنن این
چیزیه که ما حتی تو عامه هم این رو میگیم
یعنی روشنفکر وقتی که به یه نفر میگن این
ازش برمیاد حالا من د تا سؤال دارم یکیش
اینه که آیا به مفهوم غربی به زبان آدم
حرف میزنن روشن فکران
غربی اگه لطف بفرمایید در این مد خیل حت
حتما خانم چشم حتما توضیح می به زبان آدم
می یعنی به زبان
آدم حالا برای دیدم اینجا سلام عرض کنم
خدمت دوستان
در یوتیوب دوستان گفتن
که چرا این عنوان انتخاب کردم فکر کردن
اینان توهین آمیزه یعنی گفتن که عنوان
جالب نیست نه اصلا توهین آمیز نیست به هیچ
وجه این عنوان علمیه
کاملا و هزاران کتاب به همین عنوان هست به
زبان آد م حرف زدن حالا من اشاره میکنم
دارم دنبال یک نقل وول از کانت میگردم
برای شما ولی قطعاً توضیح
میدم اگر دوستان نکته دارن بازم بفرماین
تا من اینو پیدا
بکنم خانم فروغ
خانم فروخ بله بله آقای خرجی من داشتم
کامنت ها رو میخوندم دوستان خیلی خودشون
حدف زدن که یک نفر میگه این تایتل بوی
صحبتهای فلانی رو میده یک نفر میگه
میخواید اصلا شما موافق هستین بگین چرا
این عنوان رو انتخاب کرده صحبت کیو
میده یک نفر نوشته بیژن عبدالکریمی یک نفر
نوشته مهدی فضائلی
بله بله یک ماشاالله که یکی دو تا نیست
که حالا دوستان اگر مایل هستن میتونن سریع
به توییتر آقای خلجی بزنن این شکلگیری
اتاق امروز که همیشه یکی از مباحثی بوده
که آقای خلجی براشون مهم بوده ولی امروز
یک یک سری توییت بین آقای خلجی و یکی از
دوستان دیگه اگه مایل باشن خودشون میگن
شکل گرفت در نوع ادبیات و استفادهی که
ایشون از کلمات میکرد که اگر این زبان
برای مردم هست قابل فهم نیست و اگر زبان
قابل فهم برای مردم نباشه حقیقتاً اینها
برای کی مینویسن این تایتل از اونجا شکل
گرفته آقای سجی آقای سینا رو هم بشنویم و
بعد شما دوستان یوتیوب رو بیشتر معطل
نکنید آقای سینا خیلی کوتاه ما شما رو
میشنویم با سلام عرض اد حضور همه
بزی عزیز
من یه سوالی داشتم قبلش یه مقدمه خیلی
کوچیکی بگم اینه که مردم کلا خیلی علاه
دارن یعنی همچین اینطوری میبینم ق مردم
خیلی دوست دارن قضی رو ساده کن مثلا ایران
چرا بدبخ شد مثلا ۵۷ خیلی دوست دارم همه
چیزو ساده
کنم آیا واقعا موضوعات که تو علوم انسانی
ح سر م ها هست قابلی ت اینو دارن که واقعا
ساده بشن یا به کل از تایتل این کتابایی
که هست مثلا اقتصاد به زبان آدمیزاد مثلا
انگار مثلا میشه توی دد س م یاد یا مثلا
مثلا توی روان پزشکی من میدونم که مثلا ال
یه جریانی هست
طرفدار بهش میگن اپروچ بیولوژیک همه کل
پیچیدگی بشر رو تقلیل دادن به یه سروتونین
و دوپامینی که اینا بالا و پایین میرن
یعنی مثلاً کل این پیچیدگی باشه خلاصه
کردم توی این مثلاً د تا نوروترانسمیتر که
ما میتونیم همه چیزو با این توضیح بده
این آیا واقعاً میشه مسائل انسانی رو
اینقدر ساده کرد و اینقدر تقلیل داد
پیچیدگیهای حوزههای علوم انسانی
خش بله ببینید د تا کلمه رو به کار میبرید
اینا د تا با هم یکی نیست یکی ساده یکی
ساده سازی ساده و تقلیل نه ساده سازی به
هیچ وج کار خوبی نیست ولی سادگی خودش یه
اص در علم در کتاب حدسها و ابطال های
پوپر رو بخونین یاه بخشش اصلا راجع به پپل
سپ از سادگی اصل در فلسفه در علم در
ارتباطات سادگی یک اصل ساده سازی نه د تا
چیز متفاوت بسیار خب من حتماً دنبال
این دنبال نقل قول هستم برای دوستان حالا
مهم نیست من با یک نقل قول قولی
از کانت آغاز میکنم
در
در ابتدای نقد عقل عمل در دیبا
چش
خب میگه
که ابداع واژگان این حرف کانت همین کانتی
که که آقای ادیب سلطانی در حقیقت نابود
کرده با ترجمه بی
معنیش ابداع واژگان تازه تصور کنید یه نفر
بردار کتاب یه کسی رو که این عقیده شه
آقای ادیب سلطانی اونجوری برگرد ابداع
واژگان تازه در جایی که زبان از تعابیر
لازم برای بیان مفاهیم مورد نظر بیبهره
نیست تلاشی
کودکانه برای ممتاز ساختن خویش از توده
مردم اگر نه با افکار نوین و راستین بلکه
با وصلههای نو بر جامعه کهنه است یک بار
دیگه میخونم برا
دوستان ابداع واژگان تازه در جایی که زبان
از تعابیر لازم برای بیان مفاهیم مورد نظر
بیبهره نیست تلاشی کودکانه برای ممتاز
ساختن خویش از توده مردم اگر نه با افکار
نوین و راستین بلکه با وصلههای نو بر
جامعه کهن
خب این رو این اصلو ق اگر شما بپذیرید که
بنیانگذار فی فلسفه مدرن این اصلو گفته و
هیچکس در تأکید بر اینکه زبان بازی و زبان
سزی و اینها دشمن اندیشه هست و دشمن فکر
هست هرگز کسی از در علوم انسانی در فلسفه
در زبانشناسی در همه علوم انسانی کسی از
تأکید مکرر بر این نکته خسته نشده به دلیل
اینکه همونطور که توضیح خواهم داد فاشیسم
یعنی بینایی
و فاشیسم یک اتفاق زبانیه همونطور که
مدرنیته ی اتفاق زبانیه همینطور که ما
انسانها یک زبان ما هستیم ما وقتی میگم من
انسان ایران گذشته من مهدی خلجی اینا همه
زبان بنابراین اگر جمهوری اسلامی بر ما
حاکم هست این جمهوری اسلامی فرزند
تباهی فکر هست در ایران یعنی جمهوری
اسلامی
معلول و جلوهای اس از انحطاط فکری و
تباهی عقلی ما که خب چیزش م دانشگاه است
دیگه دانشگاه در حقیقت من در علوم انسانی
صحبت میکنم که علوم مادرن علوم انسانی
اگر تباه باشه یعنی بقیه رشتهها هم همش
لقلقه لسان زبانیست و به جایی نخواهد رسید
کمان که نرسیده علم دری ولی حالا چرا من
این نکته رو میگم به هیچ وجه تأکید کنم که
به هیچ وجه این عنوانی که من انتخاب کردم
عنوان شوخی
یا ادبی یا طعنه
نیست وقتی که میگم زبان
آدم یعنی آدم یعنی زبان آدم غیر از زبانش
هیچی نیست و این بسیار مهمه که به زبانی
حرف بزنیم که این زبان مفهوم باشه یک
زبانی صحبت بکنیم که این زبان مفهوم باشه
د زبانی صحبت بکنیم به اون چیزی رو که
منظور مونه بیان کنیم این یک یکی از
مهمترین کتابها در
فلسفه در فلسفه آنالیتیک یکی از مهمترین
کتابها مال کول هست اسمش هست چرا مهم است
که منظور خود را بیان کنه یکی از مهمترین
کتابا در اواخر قرن
گذشته من اینا رو توی
همین کانال تلگرامی قرار دادم ببینید
هر بدبختی هر بحرانی هر هر هر چقدر که ما
مشکل داریم تمامش به یک جا برمیگرده و
اون بحران زبانه یعنی هیچ مشکلی وجود
نداره از اقتصاد مرگ گرسنگی زلزله طاعون
وبا جنگ استبداد همه اینها برمیگرده به
طاعونی که در زبان به جان زبان میفته
بنابراین اگر میخوایم نجات پیدا بکنیم
باید بفهمیم که زبانمون چجوری نجات بدیم
نجات ما در گرو نجات زبان هست فهم ما در
گروم فهم زبان هست عقل ما عقل سالم در
زبان سالم زبان سالم در عقل سالم دوستانی
که با بحثهای تاریخ ادبیات ایران آشنا
هستن میدونن که در تاریخ مثلاً فرض کنید
سبک شناسی بها رو بخونید در دورههایی که
ما به اصطلاح پویایی فکری و عقلی داشتیم
زبان ما بسیار روشن زبان بیحقی دیگه زبان
روشن زبان مفهوم زبان بی شیله پیله بی
چربی نمیدونم بدون به اصطلاح زرا زیورهای
بیخود هر موقع که ما منحط شدیم زبان پر
تکلف پر تصنع نمیدونم مسجع و مقفی که
بعضی هم دوست دارن همچنان ادامش بدن پس
تباهی زبان در هم فر تاریخ خودمون تباهی
زبان و شکوفایی زبان با تباهی و شکوفایی
عقل یکین اصلاً ما چیزی به نام عقل بدون
زبان یا زبان بدون عقل نداریم زبان مریض
زبان بیمار یعنی عقل بیمار و زبان سالم
یعنی عقل سالم در حالا در فلسفه وقتی میگن
لوگوس لوگوس هم عقله هم زبانه هم زمان نه
اینکه به دو معناست به دو معنا نیست یه
معناست یعنی عقل زبان
در
بنابراین من نقدی که میکنم اصلاً به شخص
خاصی نیست مطلقا یعنی به کاری با آدمها
ندارم من دیشب یعنی به وقت ما واشنگ تون
اوایل صبح امروز
با آقاست که من ایشونو نمیشناسم ولی خب
یکی دو سالیه که جست گریخته کاراشونو
دنبال میکنم آقای مطهرنیا آقای دکتر مهدی
مطهرنیا که
ایشون ظاهرا در هاوایی درس خوندن و
بعد اگه اشتباه نکنم بعد ایشون
یک اندیشکدههای دارن به نام سیمرغ در
ایران و از رهبران جنبش در حقیقت کلمه
سازی در ایران هستن ایشون آقای ایشون آقای
دکتر رضا منصوری نمیدونم به قول یک یک
مقدمی داره زنده یاد نجف دریابندری میگه
که به هیچ وجه من نمیخوام این جنبش بسیار
پرشور لغت سزی در ایران بپیوندم ولی واقعا
یه جنبش یه بیماری ی یک بیماری که یک
بیماری خیلی وحشتناک یعنی همون طاعون در
حقیقت طاعون کلمه سازی و خب این از
ابتدای مشروطه به از ابتدای تجدد این تا
اون به جون ما افتاد تا امروزم هست حالا
کلاً زبان در
جهان زبان بشر امروزه به دلیل تکنولوژی
دیجیتال دچار بحران هست و ما هم که
ایرانیها از این استثنا نیستیم ولی همون
طوری که تصادفات رانندگی در همه جا هست
ولی در ایران ما پیشتاز هستیم ما هم الان
جمهوری اسلامی یعنی نشانه تباهی زبان اگر
فکر میکنید که چیزی جز تباهی زبان هست
نیست جمهوری اسلامی بدبختی فقر رنج گرسنگی
مرگ یعنی همش ویژگیهای زبان بیمار و به
اصطلاح وقتی هم که میگیم زبان بیمار توجه
داشته باشیم که
در عصر جدید چیزی نمیمیره از بین نمیره
چیزا
میگند و اون گندیده ادامه حیات میده
یعنی یک جمله
عربا من خوندم توی هم یکی از توتر دوستای
عرب بون که نوشته بود مات ابوجهل ابوجهل
مرد
جلو ییش ابوجهل پدا ک
تعبیر به اصطلاح کنیه عموی پیغمبره میگه
ابوجهل مرد ولی جهل همچنان به حیات خودش
ادامه
میده این وضعیت ماست بنابراین فکرها از
بین نمیرن چیزا از بین نمیرن همه چی
میگنده و حالت ویژگی عصر مدرن اینه دیگه
ما در ما در عصر زبالهها زندگی میکنیم
یعنی زباله انسان مدرن ان انسان امروزی
انسان زباله سازه و میدونید که زباله
بحران بزرگ دنیاست یکی از از بدبختیهای که
ما سر محیط زیست آوردیم یکی از عوامل مهمش
همین زباله است از زبالههای اتمی بگیرید
تا همین زبالههایی که ما مصرف میکنیم
پلاستیک و فلان ما در عصر زباله سازی
انسان تبدیل شده به موجود زباله ساز این
زباله سازی در زبان اوجش به اوج خودش
میرسه ک کلمات رو ما کاملاً چیز میکنیم
مصرفشون میکنیم و بعد مطالعه میکنیم و
مثل یک تکه عفونت میندازیم گوشه ذهن مون و
فرهنگمون و جامعمون زبان از بین نمیره ف
میگنده و زبان فارسی به شدت گندیده است
زبان فارسی امروز گندیده است نه اینکه
زبان خودش مشکل داشته باشه ها نه هی زبانی
خودش معنی نداره بدون کسانی که به اون
زبان حرف میزنن قطعاً زبان فردوسی زبان
درخشان نیست به خاطر اینکه فردوسی
میدونسته چی داره میگه ولی ما شرور میگیم
و مینویسیم و ما اینکه ز به شکلی زبان رو
به کار میبریم که زبان رو به اصطلاح دچار
گندیدگی میکنه پس من اصلاً موافق این
نیستم که زبان فارسی توانایی این رو دارد
یا توانایی اون رو ندارد این انسانها
هستند که توانایی بیان یه چیزی رو دارن
توانایی بیان یه چیزی رو ندارن ۱۰۰ ساله
از این حرفای ابلهانه داریم میزنیم بین
عدبا و زبانشناس آیا فارسی فلان هست ف سست
یک عدهای به این فکر افتادن که برای
اینکه ما به اصطلاح علمو وارد کنیم ما
باید کلمه بسازیم یعنی مشکل ما مشکل کلمه
ساختنه و این خب یه بیماری خیلی خیلی
وحشتناکیه و حتی این منحصر به ما هم نیست
عربا هم همین مشکلو داشتن ولی خب یه ذره
اونا از ما
جلوتر و فکر کردن که آره ما یه لغت باید
بسازیم آقای خلجی ممکنه لطفا یه کم بلند
تر صحبت کنید بله بله و فکر کردن که ما
باید لغت بسازیم مدام لغت بسازیم
و خب ترکها عربا خ یعنی ملتهای به اصطلاح
غیر اروپایی دچار این بدبختی بودن حالا هر
کد هر کدوم یه جوری باش چز معامله کردن در
ایران خب
وحشتناکه یک کسی مثل سعید نفیسی که خب
ادیب و مترجم و فلان به قاسم غنی میگه که
شما با دربار قاسم غنی خب میدونید که
دولتمرد و خودش حافظ شناس بزرگ هست به
دربار میگه که شما باید دربار صحبت کنید ۲
هفته
ما الفبای فارسی رو لاتین بکنیم بعد که
مدرن شدیم بعد از ۲ هفته اونوقت ما
برگردونیم دوباره زبان فارسی بکنیم یعنی
انقدر درک نعیب وجود داره درک ساده لوحانه
وجود داره از زبان یه کسی مثل ادیب سلطانی
دانش زبانی رو در خدمت تخر مثل بمب اتم
ساخته یعنی شما دقیقاً چطور مثلاً یه
فیزیکدان میتونه از فیزیک اتمی دانشش در
فیزیک اتمی استفاده بکنه و خیلی کارای خوب
بکنه آقای ادیب سلطانی بمب اتم ساخته و
گذاشته زیر زبان فارسی و زبان فلسفی و و
نابود کرده زبان خب
آقای
آقای داریوش آشوری یکی از افتخاراتش اینه
که ی فرهنگی ساختن کلماتی ساختن که تا
حالا بنی بشری اونا رو تلفظ نکرد خب زبان
آدمیزاد چیه زبان آدمیزاد زبانیست که در
کامیونیکیشن در ارتباط به کار حالا شما
میتونید زبان عمومی داشته باشید میتونید
زبان تخصصی داشته باشید اصلاً
آقای متهنی طبق معمول یعنی این کار این
کاری که آقای مطهرنیا و آقای ادیب سلطانی
میکنن اینها رو به هم بهشون میگن اینا
یعنی اصطلاحات من نیستا اینا به هیچ وجه
اصطلاحات من
نیست منابعش که بخواین ب در همین کانال
کتابخونه هست میتونم به شما بگم کجا ب
اینا اصطلاحات من درآوردی نیست این کاری
که آقای ادیب سلطان و امثال آقای واژه
سزان بزرگ ایران زمین میکنن اینو بهش
میگن تروریسم تروریسم زبانی اینو بهش میگن
توتالیتاریسم یعنی اینو بهش میگن فاشیسم
فاشیسم زبانی و فاشیسم زبانی کاملاً از به
اصطلاح اول قرن بیستم آغاز میشه و این
مشکل که آره ما باز زبان مهندسی کنیم این
ایدههای که شما میخواین زبان مهندسی کنید
مثل آقای متهنی یه کلماتی رو به کار میبره
که تا
حالا هیچکس به کار نبرده یعنی ایشون خودش
میگه که این کلماتو من میسازم شما اگه
نمیفهمید مشکل
شماست خب این بیناست یعنی باری شناسی و
نمیدونم فرا فرا چی فرا پارادایم در هیچ
زبانی مگر زبان میخی که ایشون اگر دوست
داشته باشن احیا بکنن فقط در زبان میخی
معنی میده فرا پاردم در هیچ زبانی معنی
نمیده منم به ایشون گفتم که هم به ایشون
هم به آقای ادیب سلطانی هم به دیگران
لطفاً شما یه مقاله به انگلیسی بنویسید
چرا شما آقای ادیب سلطانی که یه کتاب نوشت
راجع به چپ حالا با اون انگلیسی خودش
و در ایران چاپ کرد یعنی ی کتاب یعنی یعنی
عقل سلیم در ایشون نیست در آقای ادیب
سلطانی امیدوارم که راهش بی رهرو بمونه
ولی متسفانه ما الان بحران عقل سلیم داریم
در
ایران گفت هشیاری بیار اینجا کسی هوشیار
نیست شما یک مقاله بنویسید به زبان این
آقای متعنی گفتم شما چه این خانمی که مدیر
نسله است و در ایران اومده صحبت کرده چار
تا کلام خب شما چرا اصرار دارید فارسی
صحبت کنید انگلیسی صحبت کنی هیچ اشکالی
نداره من الان بچه من ایرانیه ولی اگر یه
موقع خواست در ایران بشه مدیر مثله در
ایران خیلی خوبه که شما دعوتش کنید
انگلیسی صحبت کنید ترجمه کنید هیچ اشکالی
نداره شما زبان ندونید مطلقا هیچ اشکالی
نداره که شما فارسی بلد نباشین اصلاً قرآن
نازل نشده هر ایرانی باید فارسی بلد باشه
فقط فقط یه زبانی بلد باشید که باهاش
بتونید حرف معنادار بزنید میدونین چی
میگم یه زبانی که شما بتونید باش منظورتون
بیان
کنید خب مشکلی که هست اینه که فکر کنیم که
شما میتونید با کلماتی که تا کنون کسی به
کار نبرده میتونید چیزی رو بگید کلمات
فقط و فقط زبان فقط و فقط در ارتباط منی
یعنی حالا این ارتباط میتونه ارتباط یک
یه ۵۰ تا ۲۰۰ نفر آدم باشه که یه علم
جدیدو میخونن ولی این ۲۰ نفر با اون زبان
حرف بزنن ما در حرف بزنن که بفهمن نه
اینکه صرفا حرف بزنن الان که هممون داریم
حرف میزنیم منتها حرف با معنی
نمیزنیم حرف با معنی یعنی که شما منظور
منظورتون و حالا متخصص نمیدونم فلان چیز
هستید با متخصصان این کلماتو به کار ببرین
اونها بفهمن و اونها هم بتونن با اون
کلمات با شما صحبت بکنن زبان
زبانی که شما بسازید که هیچکس تا حالا باش
حرف نزده و بعد بگید اینا برا خودشون معنی
میدن مثلا یه چیز داریم به نام باری شناسی
مثلا خودش ب خودش معنی میده بعد من مثلا
یه چیزی کلماتو درست بکنم به معنای خودشون
اینا
اینا در حقیقت نه تنها نشانه گسست خردی اس
که در حقیقت ترور فرهنگه تر ترور میدونید
یعنی چی یعنی ارعاب یعنی شما به جای اینکه
حرفی داشته باشید برای گفتن
دیگرانو با زبانتون بترسونی یعنی طرف
دانشجو فکر کنه که اه عجب این آقای ادیب
سلطانی عجب ترجمه دقیقی کردا حالا شما
ازیز دقیق چیه نمیدونی یعنی چی یعنی این
همه کسایی که ستایش میکنن از آقای ادیب
سلطانی به خاطر اینکه خودشون بی سوادن با
چسبوندن خودشون به آقای ادیب سلطانی
میخوان بگن اگه شما نمیفهمید مشکلش من
میفهمم نه کسی نمیفهمه آقای ادیب سلطانی
هم خودش نفهمیده که فارسیشو اگر آقای ادیب
سلطانی چیزی فهمیده باشه از متن آلمانی
انگلیسی فهمی متن فارسی برای آقای ادیب
سلطانی هم معنی نمیده منتها خب
ما یه موقع زبان ما رو آخوندا فاسد کردن
الانم که ماشاالله روشنفکر ما در فارسی
این کهه میگم روشنفکران ایرانی این اینا
بدبختیهای ماست آدم به خودش نمیگه روشنفکر
شما فکر میکنید من شوخی میکنم برید
صحبتهای این آقای چی اسمش منصور هاشمی رو
که ایشون مثلاً استاد فلسفه کاری ندارم که
رساله چه فاجعهای است و آقای مجتهدی کریم
مجتهدی چه جنایتها کرده با این کاراش در
حق دانشگاه ولی برید صحبتهای ایشون گوش
کنید تو وب سایتش هست یه صحبت کرده میگه
که آره ما در ایران چار تا نسل روشنفکری
داریم و الان ما نسل چهارمی در نسل چهارمم
میگم این آقا در دانشگاه سخنرانی کرده
مقاله نوشته میگه نسل چهارمم ه نفر
روشنفکر والا یکیش که خودمم یکی هم آقای
فلانی یکی خانم فلانی حالا اسم میبرم اونا
رو ولی میگه که یکیشم خودم تصور بکنید این
آدم رو باید حتماً بستریش کنه حتماً باید
بستریش کنه این آدم نه تنها که نمیفهمه
چی میگه که داره در حقیقت آبروی دانشگاه و
آبروی فکر ب اینا میبره گفت که وودی آلن
یه یکی از فیلماش میگه
که خدا که
مرد مارکس هم مرد والا منم خیلی حالم خوب
نیست حالا این آقای متهنی به خودش میگه
اندیشمند به خودش میگه ان یعنی یه دونه
دفتر داره دستک داره اسمشو گذاشته
اندیشکده ببینید
اندیشکده ما همه چیز رو مثل همین چیز دیگه
مثل پارلمانی که میکنیم مجلس شورای
اسلامی اندیشه همونم همین طوره ببینید
اندیشکده اگر معادله برای تینگ تنک هست در
آمریکا تینگ تنگ تنک یعنی
یک ظرف یک یک چی میگن یه چیزی که شما درش
محتوایی رو قرار
میدید تین تنک یعنی جایی که آدما افکار
خودشون رو اونجا با همدیگه مبادله میکنن
با همدیگه میاندیشند در حقیقت بعد از
برخورد اندیشهها اندیشههای جدید در میاد
هیچ موقع رئیس یک اندیشکده مطلقا اهمیت
نداره رئیس اندیشکده یه کار اداریه و
هیچکس نمیاد بگه من رئیس نم فلان هستم که
یعنی عجب از شما خیلی مثلاً اندیشه داری
نه اندیش کرده باید توش اندیشمندان باشن
اندیشمندانی که اندیشههای مختلفی دارن
اون وقت در برخورد با این اندیشهها شون
یک اندیشه جدید به وجود مثلاً فرض کنید در
یه تینگ تنگ در حالا هر جای دنیا و در
مورد مثلاً فرض کنید سیاست هست در مورد
جامعه هست در مورد اقتصاد هست دانشمندان
مختلف یا متخصصان مختلف با دیدگاههای
مختلف اونجا میان با همدیگه بحث میکنن با
همدیگه به اصطلاح گفتگوی جدی میکنن وقت
در برخورد با این افکار افکار جدید متولد
میشه اینو بهش میگن اندیشکده اندیشکده
اینجوری نیست که کسی ب برا خودش ی کتاب
لغت بسازه بعد بگه که من از فلان جا دکترا
دارم فلان یا مثلاً یه آقا آقایی مثل
عبدالکریمی آقای ویژن عبدالکریمی فاجعهای
است برای تاریخ بشری ی ک مقالهای نوشته
ایشون حالا من سالهاست که به طور امد
دارم میخونم ایشونو چون که اینا پدیدن
شخص خودشون که مهم نیست یعنی ما یه ژانری
داریم یه یه فسادی داریم به نام میتونیم
بش فساد اسم فساد دانشگاهیم اون نمادش
آقای دکتر داوری نمادش آقای عبدالکریم یکی
ایشون یه مقاله نوشته اولاً که ایشون وقتی
که س جمله س تا کلمه فارسی میگه حتماً
میخواد چهار تا کلمه انگلیسی هم بگه من
کاری به تلفظش ندارم ایشون کلاً ۲ سال مثل
اینکه در دهلی بود درس خونده دهلی یا
کلکته یه جای اینجوری و کلاً فارسی یادش
رفت و اصلاً نمیدونه که فارسی صحبت میکنه
خب ما من رفتم مقالات فارسی شون که خب
محمل مطلقه یه مقاله دارن ایشون به
انگلیسی من تازه خوندم دو سه ماه پیش در
مورد هایدگر در ایران که انگلیسی که
واقعاً اگر شما با این انگلیسی اگر اینجا
روی چیز کاغذ دیواری بنویسید توی مهد
کودکم اصلا نمیتونید نصب بکنید همچین
مقاله انگلیسی افتضاح افتضاح وحشتناک
بیسوادی مطلق یعنی اصلا وقت راجع به
هایدگر شما جرت بکنید همچین چی بید
بنویسید یعنی که مملکت ما ببخشید خیلی شیر
تو شیر دیگه درش اگه نقد باشه که کسی جرت
نمیکنه که همچین مزخرفاتی رو بنویسه به
اسم مقاله ایشون ۴ سال خودش نوشته تو این
مقاله کذایی که ۴ سال
من یک پروژه داشتم پول بودجهی گرفته از
کدام خراب شدهی تو
مملکت به ایشون بودجه دادن که راجع به
هایدگر در ایران تحقیق بکنه بعد حالا یه
چیزی نوشته و و اینکه این مقاله خلاصه
نتایج تحقیقاتش حالا یعنی مزخرفاتی که
فردید گفت و مرد و ۵۰ سال از اون گذشته
ایشون مزخرف تر از اون داره حرف میزنه
میگه که
هایدگر بزرگترین منتقد مدرنیته است و
بهترین فیلسوف برای ایران و جمهوری
اسلامیه یعنی تو تصور بکنی یک آدم که صبح
تا شب داره میگه نیهیلیسم من از روشنفکرا
راضی نیستم من از از ایشون یه چیزی داره
فکر میکنه روشنفکرا مثلاً
صنف
چیز بافندگان کیسه حمام در یزن مثلاً نه
روشن روشنفکران نباید این کارو بکنن روشن
آ روشنفکری کین حتماً خودتون روشن فکرین
کسی به خودش نمیگه نو اندیش حالا چه دینی
چه غیردینی کسی به خودش نمیگه استاد کسی
به خودش نمیگه ا این تعارف این اینا ظهره
اینا بدبختیه یعنی همون طور که زمان
ناصرالدین شاه به هر بیسر و بی پایی فلان
و سلطنه و فلان و دلو و اینا میگفتن و
این نشانده تباهی قدرت تباهی اجتماعی بود
و تباهی سیاسی این این عناوین همه زهرن
این همه عناوین اینور تحویل گرفتن خودو
هیچ کجای دنیا انقدر که در ایران نکوداشت
برگزار میکنن برگزار نمیکنن والا من
ندیدم من فرانسه درس خوندم آمریکا درس
دادم من ندیدم اصلاً جایی اینقدر این سیرک
سیرک های دانشگه اینا سیرکه یعنی شما
بیاید هی به این استاد نگو داشت به اون
استاد نگو داشت به این استاد بم فلان
اصلاً یه چیز احمقانه است واقعاً احمقانه
است واقعاً احمقانه ست ب این اینا بس فکر
کنیم یه ذره زبان برای این نیست که شما
نظریه بپردازید تئوری مکتب فلان درست نه
زبان برای فکر کردن برای فکر کردن هیچکس
نمیاد در قر بگه من نظریه پردازم یه آقای
مهرایین هست ایشون میگه که من متفکر
سیاسیا خب اینا
خندهداره واقعاً زشته واقعاً زشته یعنی
اینها زشتتر از این هست که آقای
خامنهای به خودش بگه آیتالله میدونین
آقای خامنهای برای اینکه آیتالله بشه ۴۰۰
تا اجازه اجتهاد یعنی ۴۰۰ تا لقب آیتالله
به ۴۰۰۰ تا آدم بیمغز
داده یعنی اگر شما به خودتون بگید متفکر
یعنی اصلا هیچی از فکر نمیدونید
شما
این اینا تبدیل کردن دانش و دانشگاه به یک
سری لقلقه های زبانی ترور دانشجویان ترور
خوانندگان که حرفای من حرفای مهمی دارم
میزنم این حرفای من در فلان جا خیلی
تخصصی اینا مزخرفات و یک ما و میدونید که
در به اصطلاح مسئله اصلی فلسفه دو چیزه
یکی حماقته یکم مزخرف گویه و میدونید
بولشت یکی از مباحث مهم بولش یعنی هم
مزخرف گویی چرت پرت گویی یعنی هم کاری که
هم استادای گران قدر ما میکنن این یه
مسئله مهم فلسفیه کتاب هری فرانک فورتو
حتما خوندید دیگه آنول ش اسم کتابش در
نظریه مهمی داره درباره مزخرف گویی دربه
بلشت گویی اینا بولشت بولشت چیه حری فرنک
فورت اونجا توضیح میده که بولشت یا
مزخرف به اون صحبتهایی گفته نمیشه که
دروغن نه نه اصلاً اتفاقاً دروغ نیستن
اصلاً بلکه به صحبتهایی گفته میشه که حالا
یکی از خیلی ساده بخوام بگم که شما یه
چیزی میگید در حالی که منظورتون یه چیز
دیگه است مثلاً
آگهیهای تجاری همه بلشت مزخرف مثلا میگه
که سا ایران امروز بهتر از دیروز بلش بیم
معنیست
یا مثلا بگه که هر جا سخن از اعتماد است
نام بانک ملی میدرخشد بولشت یه مزخرف شر
نه دروغه نه راسته بلشت بسیاری از تبلیغات
سیاسی حرفهای سیاستمداران حرفهای آقای
خامنهای حرفهای آقای ترامپ بولشت بنابراین
بحث مهم فلس فیست اینا توهین به کسی نیست
اینا معیار داره بحث فلسفی میکنن راجع
بهش و اگر ما در ایران یه موقع فلسفه
انشاالله در آینده نسلهای دیگه داشتن
موضوع اولشون و آخرشون حماقت یعنی استوپید
تی یا به فرانسوی میگن بتیس و بولشت باید
باشه یعنی چه جوری احمق نشیم و چه جوری
مزخرف نگیم این مهمترین کار فلسفه فلسفه
که نمیتونه به شما حقیقتو بگه فلسفه که
به شما نمیتونه بگه که چه بگو فلسفه
میتونه بگه چه ن چه نگویید مزخرف نگوید
هرچی میخواید بگید بگید ولی مزخرف نگید یا
هر فکری میخواید داشته باشید ولی احمق
نباشید مخصوصاً بعضیا دوست دارن حماقتش و
به قول یک یکی از رفیقای آمریکایی من
میگفت که بابا میگفت اگر میخوای احمق باشی
اشکال نداره ولی سعی نکنی اثباتش کنی
بعضیا سعی دارن اصلاً خیلی اصرار دارن که
حماقت خودشونم ثابت بکنن بنابراین ما
داریم راجع به این مسئله مهم صحبت میکنیم
به زبان آدم حرف زدن یعنی که زبان یعنی
آدم آدم یعنی زبان و زبان آدم یعنی زبانی
که آدمها با هم حرف میزنن زبان غیر از
حرف زدن آدمها با هم نیست حالا یا حرف
زدن کوچه و خیابونه یا حرف زدن تو خونه
است یا حرف زدن دانشمندان در یک رشته خاصی
هست مهم نیست مهم اینه که زبان در جایی که
به کار میره شما دری به اقتضای جایی که
هستید در خونه یه جور حرف میزنید در
خیابون یه جور حرف میزنید در اداره یه
جور حرف میزنید در دانشگاه هم یه جا دیگه
حرف میزنید این تفاوتهای زبان هیچ مطلقاً
نه تنها اشکال نیست که اصلاً ویژگی زبانه
اونجا که اشکال هست اینه که شما مزخرف
بگید بعد بگید که اینها یه دانش جدیدیه به
نام باری یا باری خ شناسی مثلاً یکی از
این کلمه درست کردن و بدونید که این شهوت
کلمه درست کردن ی شهوت خاص ایرانی عربیه
دیگه این کلمه بازی و این حرفا ما میدونیم
که معجزه ما مسلمونا قرآنه دیگه ک هست و و
هیچی جز کلمه هم نداریم دیگه دینمون کلمه
است شعر ب شعره دیگه غیر از شعر که ما
چیزی نداریم از گذشت در نتیجه مراقب باشیم
که ما خیلی بیش از ملتهای دیگه در تباهی
فرو رفتیم و کاری که با زبانمون میکنیم
پس اینم من تأکید کنم از هیچ زبانی نه
خوبه نه بده هیچ زبانی نه سالمه نه بیماره
هیچ زبانی نه تواناست نه ناتوانه این آدما
هستن که به اون زبان حرف میزن زن اگر به
شیوه درست حرف بزنن اون زبان به شیوه درست
استفاده شده اگر به شیوه غلط حرف بزنن غ
این آدمها اگر عقل ندونن عقل چیه اون
زبان رو بیمار میکنن اگه بدونن که چگونه
عقل چیه عاقلانه حرف بزنن خردمندانه حرف
میزنن اون زبان میشه توانا بنابراین هیچ
زبانی خارج از ما وجود نداره توجه میکنید
هیچ زبانی زبان فارسی ی که من شما حرف
میزنیم پس ما اگر درست حرف بزنیم زبان
فارسی میشه زبان مثل انگلیسی میشه میشه
شما باهاش علم درست کنین فلسفه درست کنین
میتونین باهاش هنر درست کنین ادبیات درست
اما اگه درست به کارش نبریم زبان فارسی نه
تنها شیرین که زهر از زهر اقرب هم کشنده
بسیار
خب
دوستان دوستی گفته
که دوستان گفتن که
آقای من نشنیدم که آقای نصیری راجع به من
چی گفتن و دوستم ندارم بشنوم گفتن که چرا
و به چه دلیل آقای مهدی نصیری را مامور
وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی میدانید عرض
کردم
بله بله آقای مهدی نصیری مطلقا یه ارزش
صحبت کردن ندارن همون که عرض کردم آخرین
چیزی که راجع بهش میشه بله خانم فروغ من
در
خدمت پیش از اینکه خانم فروغ صحبت کنن من
باز
آگهی
آگهی بازرگانی خودمو خدمتتون بگم از شنبه
و یکشنبه این
هفته درس گفتارهای دوره دوم درس گفتارهای
ادبیات غرب آغاز خواهد شد و ۱۰ جلسه خواهد
بود ۱۰ تا درس گفتاره راجع به ۱ تا
نویسنده برجسته قرن نوزدهم دیکنز و بالزاک
و جورج الیوت و دیگران فلوبر و من سعی
میکنم که درباره این ۱ تا نویسنده
بزرگ در
حقیقت از خلال شاهکارهای ادبی اینها ۱۰ تا
دوربین بندازم روی یک قرن مهم در
اروپا قرن نوزدهم که کمک بکنه به ما
روح مدرنیته روح اندیشه
و به
اصطلاح تاریخ مدرن رو بفهمیم از خلال قرن
نوزدهم بنابراین اگر دوستانی مایل هستن که
در این جلسات شرکت
کنن لطف کنن برا من ایمل بفرستن
مهدی
gmail.com و یا در
همین رسانههای اجتماعی که هستیم پیام
برای من بفرستن و یک شهری مختصری رو
پرداخت میکنن حالا چه در ایران باشن چه در
خارج از ایران
و به اصطلاح وارد گروه میشن و خیلی خوشحال
خواهم بود که در خدمت شما باشم
خانم ای بابا چرا من
من فکر کنم دستم خور قط
کرد
اه ا
مشکل من در کلاب هاس مشکل
پیشم اجازه ب ببینم چی شد
[موسیقی]
بله
لغز من عذر میخوام از شما ببینم که
چه اتفاقی
افتاد باین ب آقای خل برگشتید ما رو
میشنوید بش بله بله ببخشید من از اتاق
رفتم بله نه خواهش میکنم آقای حسین
بفرمایید ما انور جان به شما هم سلام عرض
میکنم آقای حسین بفرمایید ما شما رو
میشنویم آقای خراجی مایکت باز مونده
سلام آقای خلجی و بقیه دوست صدای من میاد
خان بله آقا بفرماید سلام بر شما مون مس
خجی من ی سؤ داشتم واقعا برا خودم میخوام
روشن بشه ببینید شما میگید که سطح حالا
زبان ح همونجور که تایتل هستش زبان
آدمیزاد یا نمدونم این چیه مثلاً میگید که
شیوه غلط گفتن شیوه درست گفتن این کجاست
شیوه مثلاً شیوه درست گفتن چیه و مرزش
کجاست و کی اینو مشخص میکنه که این شیوه
درسته یکی این یکی اینکه بهتر شما
میدونید که صادق هدایت زمانی جلوی
فرهنگستان
وایساد در برابر واژههایی مثل هواپیما و
اینا وایساد ولی این واژهها جا افتاد
رفته رفته اون موقع ولی خیلی دیگه به هر
حال مسخره میکرد واقعا میدونید شما یکی
این مسئله یکم این کهه اگه خب اجازه بد
اجازه بدین چند تا نکته رو میگین اون وقت
من یادم میره که بذارین من این د تا نکته
رو بگم نکته اول اینه
که معیار اینه که شما کلمات رو به گونهای
به کار ببرین که یک فهمیده بشه معنا بده
این یه چیز خیلی ساده است کلماتو ساده
یعنی یعنی گفتنش ساده است ولی به کار در
عمل خیلی ساده دو اینکه منظورتون بیان
کنید ها مثلاً من اگه بیام بگم که بله ما
در عصر نیهیلیسم به سر میبریم شما بگو
نیهیلیسم یعنی چی ها در عصر نیهیلیسم به
سردن یعنی چی از آقای عبدالکریم بپرسیم
آقای عبدالکریمی یه چهار تا پن تا کلمه مث
آخوندا دیگه آخوندا یه چهار تا پن تا کلمه
بلدن اینا رو هی میگن میگن میگن میگن و
مثلاً با امت ما ملت ما ن فلان و عزت و
مصلحت نا حکومت از این کلمه شما بگو یعنی
چی بنابراین و این کار سختیه یعنی که ما
باید بدونیم که ما انسانها ما د تا چیز
داریم یکی لانگ داریم این در فارسی هر دش
میگیم زبان دیگه یعنی این زبان گوشتیه
یعنی قدرت سخن گفتن داریم یکی لنگویج
داریم یعنی زبان اون زبان اصلاً چی خ
مادرزادی نیستا اون زبان باید یاد گرفت
یعنی اینکه شما باید یاد بگیرین علم
چیه علم
چیست بله بله علم چیه عل عرضم عرضم اینه
که عرضم اینه که سؤال این آره این نکته اس
بنابراین عل علم چیزی نیست جز اینکه شما
یه زبانی علمی یاد میگیرین ما در علم
چیکار میکنیم علم زبانه دیگه غیر از زبان
که چیزی نیست بنابراین شما باید یاد
بگیرید این این مسئله یک دو اینکه من
مخالف کلمه سازی به طور مطلق که نیستم که
من که نمیگم اصلا کسی کلمه نسازه من میگم
کلمه بیخودی نسازین یعنی شما بعد در کتاب
آقای مسئله هواپیما نیست که مسئله اینکه
شما در فلسفه در علوم انسانی بیای ب برا
خودت بشینی بر اساس مثلاً مرفولوژی زبان
بر اساس اتیمولوژی زبان ریشه شناسی زبان
کلمه بسازی یه دیکشنری رو ورداری کلماتی
که ما به کار نبردیم اصلاً هنوز حرف نزدیم
دربارش ها مثلاً این میشه بیمعنی بله شما
باید کلمه بسازین منتها کلمه ساختنم یک
امر اجتماعیه یعنی کلمه ساختن به هیچ وج
یک امر فردی نیست که من بشونم تو خونم
کتاب بسازم کلمه بسازم و حالا داستان
فرهنگستان بذارید کنار در مورد فرهنگستان
و و بحثش جداست ولی به طور کلی شما
نمیتونید به عنوان یک مترجم به عنوان یک
محقق به عنوان یک دانشگاهی برید تو خونتون
کلمه بسازین آقای ادیب سلطانی ۳۰ سال
نشسته تو خونش کلمه ساخته آخه این کهه
کارخونه است آخه کلمات که معنی نمیدن که
شما بله اگه میگه آقای ادیب سلطانی اومده
بود کانتو درس داده بود کار که خود کانت
کرده دیگه کانت فلسفه شو تو خونه که
ننوشته که کانت درس داده کانت اگر قرار
بود که کانت مثل ادیب سلطانی بنویسه که
کانت نمیشد که اصلا مدرنیته به وجود
نمیآمد که پس مدرنیته اگه اگر ما
کانت پدر فلسفه مدرنه و تمام این علوم
انسانی همه اینا وامدار کانته به خاط
فهمیده شده زمان خودش فهمیده شده اینکه به
زبان یاجوج و معجوج ننوشتن که آقای عزیز
بنابراین زبان یک پدیده اجتماعیست یک و دو
اینکه یک امر کامیونیکیشن
یعنی به خارج از کام یعنی د تا ویژگی مهم
زبان داره یکی اینکه کامیونیکیشن آه یعنی
در ارتباط فقط معنی میده خارج از ارتباط
هیچ کلمهای معنی نمیده یعنی اگر یه کلمه
باشه که فقط آقای متهنی به کار ببره این
کلمه بیمعنی مگر اینکه دیگرانم به کار
ببرن خب پس کلمه که به کار نره ک حالا به
کار نره شما میتونید توی متن تخصصی به
کار ببرین میتونین توی روزنامه به کار
ببرین توی حرف زدن معمولی ولی باید به کار
بره یکی کامیونیکیشن آه دو ریلیشن له یعنی
چی یعنی هر کلمهای در ارتباط با کلمات
دیگه معنی میده اگر شما یه کلمهی رو
همینطوری ورداری اینطوری هیچ معنایی نمیده
جدای از کلمات دیگه هیچ معنایی نمیده
بنابراین دیکشنری جایی نیست که معنی
کلماتو توش پیدا بکنه کلمه فقط تو ارتباط
کلمه یا باید تو متن نوشتاری باشه یا باید
در گفتار باشه در ارتباط با کلمات دیگه
معنی میده در نتیجه این رو باید همیشه بش
توجه بله باشد آقا خیلی ممنون مسی قربان
شما خانم شهلا شما مجدد صحبت آقای خرجی
لطفاً مایکت رو میبندید نویز میفته خانم
شهلا شما مجدد صحبتی دارید
خیر فروغ جان من شنونده هستم و خیلی
خوشحال میشم که بحث شروع بشه و منم گوش
کنم آقای سینا بفرمایید ما شما رو
میشنویم استاد یه سؤالی داشتم تو این
ادبیات
داستانی غرب که مثلا از چ قف شروع میشه
خیلی سعی میکنن آثار و ساده و بدون ب دور
از زبان پرتم ترا و توصیفات عجیب غریب
ارائه بدن آیا پیوندی با همین سلامت زبان
داره که چخوف و کسایی که بعد از اون
او به شدت رو این تاکید داشتن مثل عیسا
بابل و ر کارر و اینا من بله ببینید
اساسا مدرنیته یعنی دیکشنری مدرنیته یعنی
دارت المعارف مدرنیته یعنی زبان مدرن
مدرنیت غیر از زبان هیچی نیست آقای خرجی
سوالشون تمام
شد مدرنیته یعنی یعنی زبان مدرن یعنی
مدرنیته غیر از زبان که چیزی نیست عقل
مدرن فکر مدرن با زبان مدرن هیچ فاصلهای
ندارن عرض کردم که عقل و زبان یکین
بله شما در ادبیات مدرن شما چیزی رو ساده
نمیکنید بلکه شما اون چیزی رو که فکر
میکنید بیان میکنه قرار نیست چیز ساده
بکنیم قراره که ساده بک کنیم یعنی قرار
نیست که مثلاً شما مارسل پروست یا جیمز
جوسو نمیتونید به راحتی بخونید ولی او یا
کانتو نمیتونید به راحتی بخونید ولی این
به این معنی نیست که او یه مطلب ساده رو
پیچیده کرده که اون فکرشو همین طوری بیان
کرده ارزش کانت ارزش هر اثر ادبی و فکری
به این هست که منظورشو بیان بکنه حالا
منظور کانت منظورش پیچیده است شما باید
زبانش یاد بگیرید و زبانش م یاد گرفتنیه
یعنی اینجور نیست که برید فال بگیرید و
این حرفا هر کتابی هر اثری ماسر پروست روش
خوندن کتاب خودشو در همون کتابش بیان کرد
جیمز جویس روش خوندن کتابشو در کتابش بیان
کرده کانت روش خوندن کتابش رو بیان کرده
یعنی اینا معما طرح نکردن چیستان نیستن
اینا فلسفه و ادبیات چیستان نیستن مثل
ادبیات ما نیست که مثلاً آقای گلشیری
مثلاً مینویسه چیستان اینا یعنی یا مثل
اون آقای چیه
شاگردش آقای خسروی ابوتراب خسروی اینا
چیستان اینا هیچ ارزش ادبی نداره یعنی
اینجوری شما فکر نکردی بیان
بکنی و یه چیزی ساختی برا خود یا مثل
اینکه بری کنار دریا رو ساحل با شنا یه
دونه مثلا چه میدونم مجسمه بسازی اون با
یه موج دریا از بین خواهد رفت بنابراین
بحث سر اینه که شما اونجور که فکر میکنید
منظورتون رو بیان بکنید میخواید فلسفه ب
بورزید میخواید علم بورزید میخواید
روزنامه نگار باشید میخواید استاد هر کس
که میخواید باشید اونچه رو که منظورتون
بگید و این کار کار ساده نیست باید یاد
بگیریم اینو یعنی همه ما باید یاد بگیریم
یعنی یه چیزم نیست که یه بار یاد بگیریم
تموم بشه یعنی ما مرتب باید مدام در حال
اصلاح زبان خودمون باشیم مدام مدام باید
ای سعی بکنیم که زبان خودمونو اصلاح بکنیم
و این کار همست کار فردی هم نیست همه باید
به همدیگه کمک بکنیم که از این طاعون زب
نجات پیدا بکن آقای خلجی موافق خیلی کوتاه
داستان یاسپرس رو بگید بعد از جنگ جهانی
کاری رو که میکنه در ساختن جامعه بله من
حالا یک جلسها خواهم گذاشت مسئله
کامیونیکیشن برای فیلسوف خیلی مهمه یعنی
برای همه رشتههای علمی مهمه و یک جلسه
خواهم گذاشت راجع به کامیونیکیشن از نظر
یاسپرس و توضیح میدم که ارتباط و زبان
چقدر
از نظر یاسپرس و به عنوان نمونه اهمیت
داره
و به این نکته که خانم فروغ گفتن حتما
اشاره خواهم
کرد آقای فرید سلام بفرمایید ما شما رو
میشنویم سلام وقتتون بخیر صدام
میاد بله آقا صداتون هست
آقای خرجی خسته
نباشین دستتون درد نکنید من سه تا سوال
داشتم یکی اینکه دلیل این چیز که میگین
این آقایون خودشون رو اندیشم میدونن به
نظرتون این نیست که مثلا میان تو فضای
مجازی یا یه جایی مثلا یه انتقادی مطرح
میکنه و این وایرال میشه و از طرف جامعه
هم خیلی استقبال میشه و
باعث میشه که مثلا این چنین توهمی بهشون
دست بده یه سؤال دیگه هم دارم ب
این این اصلا د شما بفرما اجا که من یادم
میره همه نکته هاتونو جواب بدم ببینی ما
در
اصطلاحاً در عصر سلبریتیها هستیم حالا
سلبریتی آقای عبدالکریمی همونقدر سلبریتیه
که رضا کی این آقای هنر هنرپیشه چیه آقا
هنرپیشه خوشتیپ ایرانی
کیه یادم رفت محمدرضا گلزا محمدرضا گلزار
یعنی بین محمدرضا گلزار و آقای عبدالکریمی
و من و شما هیچ فرقی نیست ما در
عصر سلبریتی زندگی میکنیم و عصر سلبریتی
یعنی عصری
که شهرت از شرافت کاملاً جدا میشه یعنی
شهرت به معنای شرافت نیست میدونید که
خیلیا هر کاری میکنن که مثل آقای ترامپ از
اوناست که میگه بدنامی بهتر از گم نامیه و
از اون طرف
ارزش لیاقت
شایستگی از
امتیاز ببخشید از امتیاز جدا میشه یعنی چی
یعنی شما میتونید بدون اینکه هیچگونه ارزش
یا لیاقتی داشته باشید ناگهان بشید مثلاً
انفلونسر
۷ میلیون ۸ میلیون لایک بخورید و فالوور
داشته باشید بدون اینکه هیچ یعنی اصلاً
ممکنه که در مختون نمیگنجی هیچ تلاشی
نکردید برای اینکه یک شایستگی به دست
بیارید در زمان قدیم شما میرفتید مثلاً
میخواستید تخصصی داشته باشی میخواستی در
جامعه یک موقعیتی داشته باشی یا باید حالا
وراثت بود مثلاً از طبقه اشراف بودی ندونم
طبقه روحانیت بودی یه چیز اینجوری بود یا
اینکه شما براش یک شایستگی کسب میکردی
عصر جدید یا به اصطلاح عصر فرهنگ سلبریتی
فرهنگیست که شما امتیازهایی که به دست
میاری محصول تواناییها یا محصول
شایستگیهای شما نیست پس اسر سلبریتی از
جمله د تا ویژگی مهم داره شرافت از شهرت
جدا میشه
یعنی سلبریتی فیمس نیست یعنی آدم مشهور
نیست سلبریتی یک یک مفهوم جدیدیه سلبریتی
ماه اص قبلاً ما سلبریتی نداشتیم مربوط به
رسم هست پس شهرت از شرافت جدا میشه و دو
اینکه شایستگی از امتیاز جدا میشه یعنی
شما
میتونین بسیار امتیازها داشته باشین به
قول معروف شاخ اینستاگرام بشین بدون اینکه
هیچ شایستگی یا توانایی یا لیاقتی داشته
باشیم برا ا بله
بفرمایید آقای فرید سؤالهای بعدیتون رو هم
مطرح کنید گفتید تا سؤال
دارم بله
ممنونم سوال بعدیم این بود که ما چیکار
کنیم که خودمون گرفتار این قضیه نشه هممون
گرفتاریم نه هممون گرفتاریم آقا این که من
میگم به این معنی نیست که کسی میتونه
گرفتار نباشه نه عصر جدید مثل کرونا
میمونه عصر جدید میگید وایرال عصر وایرال
و ویروس مهمترین چیزی که در عصر جدید
وایرال میشه مهمترین ویژگیش و ویژگی
ویروسی شه دیگه یعنی همه بیماریها ویروسی
اینطور نیست که من میگم زبان روشنفکرا
اینطوری من بر کنارم نه نه نه به هیچ وجه
همه ما دچار این ما باید آگاه بشیم بهش که
این آلودگی زبانی این عفونت زبانی این
طاعون زبانی چیه و همه باید براش تلاش
بکنن اصلاً اینطور نیست که یک نفر بتونه
ازش در امان باشه هم که عرض کردم مثل
سلامت میمونه دیگه من که نمیتونم توی
جامعه بیمار من نمیتونم بگم من سالمم که
نه مثل دقیقاً مثل ویروس بنابراین همه
جامعه هم باید با وی اگه قرار بود مثلاً
کرونا که میاد فقط یک دکترا مواضب خودشون
باشن که جامعه نابود میشد نه همه دچاریم
همه باید براش تلاش کنیم اینم تلاش نیست
پایان
ناپذیر آقای فرید سؤال دیگهای هم
داری خب من در یکی دو جلسه آقای فرید اگر
صحبت بکنید مایکت بسته است من صحبتهای من
شنیده میشد خانم فرو بله آقای
فرجی یک یکی از کارای آخر یاسپرس در حقیقت
یه جستار بلند
هست در حقیقت سه تا جستار به هم پیوسته
است اسمش ه
ز عقل و بی عقلی در عصر ما انتی ریزن یعنی
ضد عقل یا اگر بخوایم خیلی شبیه آقای ادیب
سلطانی ترجمه کنیم پاد
خرت این رو من حتما راجع بش یک جلسه صحبت
خواهم کرد زودی راجع به عقل و بیعقلی در
عصر ما و این بحث مهمه مهم عصر مدرن همینه
همون طور که
گفتم و چیزی جز این نیست در همه علوم و
همه اینا در خدمت این هستن که علوم انسانی
در خدمت این هستن که به ما یاد بدن چه
جوری احمق نباشیم و همیشه در معرض حماقتی
نه اینکه در معرض ما احمق هستیم
مثل ما نادان اینجور نیست که نادان به
دنیا بیاییم نه ما با کلی به اصطلاح جهل
به جهلم به دنیا میام وقتی ما شروع
میکنیم به حرف زدن ذهن ما پره از پیش
فرضها پیش داوریها و مبارزه با حماقت
یعنی که شما هیچ موقع فکر نکنید که از
حماقت مصومیت
هیچکس مسون از حماقت نست مخصوصاً کسی که
فکر میکنه که مسون از حماقته از همه
احمق آقای یایی سلام بر شما شبتون بخیر
بفرمایید
سلام خانم فروغ سلام آقای فرجی سلام بر
شما آقای یا ممنون ازتون واقعا این برنامه
دست رو دل من گذاشت شما در واقع بخشی از
این درد من هم در واقع خیلی از اینا رو
بیان کردین میتونین تصور بکنین که با این
همه کوه کتاب فارسی و من به عنوان یک
علاقهمند فارسی خون واقعاً هر روز فکر
میکنم انقدر لاغر موندم یکی از دلایلش
همین مسائل که شما میگی چه در ترجمهها و
چه در متنها من توی زندگی خودم حقیقتش از
همین میتونم بگم که از ده ۶۰ واقعاً شروع
شد و یه آشفتگی وحشتناکه در مورد زبان
فارسی چه متن و توی گفتار هم البته و توی
گفتار بیشتر به قول معروف تحصیل کردهها
دانشگاه رفتهها واقعاً واقعاً یک چیز
عجیب غریبی هست اصلاً نمیدونم چطور ممکنه
این این آشفتگی زبانی که فکر میکن همینجور
که شما گفتین مربوط به یه آشفت چد برطرف
بشه از دلایلی که تو این مدت من دیدم یکی
این نگاه به نظر
من میگم راحت احمقانه اینکه مطرح شده عربی
زدایی و نمیدونم اصلا ی اصلا فاجعه است
خودتون
میدونید و از جمله واژ سازی لغت سازی هر
کسی و
اغلب این واژه سازان یا آدمایی هستن که
سالها بیرون زندگی میکنن یا اینای که داخل
هستن و در واقع با به خیال خودشون با یک
واژه میخوان یه حرف تازه بزنن توی مجموع
اینا من در واقع تو این زمینه سوی ندارم
نمیدونم اصلا اجازه دارم انقدر حرف ن
خواهش مکنم خواهش میکن حالا برای دوستانی
که برای دوستانی که شاید با ما آشنا نباشن
عرض کنم که آقای یایی ناشر هستن
در آلمان و نشر آیدا رو دارن و افتخار من
این بود که کتاب نظم نوین روحانیت اولین
بار در نشر آیدا و به لطف و همت و حمایت
آقای یایی منتشر شد بنابراین دوستان اگر
از این جهت حرفهای آقای غیار گوشن که
ایشون ناشر و خودش اهل
کتاب ممنون آقای خرجی لست دارین من در
واقع از من تو این چند سال گذشته کتابی
خوندم شاید شما همش با همش موافق نباشین
از دکتر کورش صفوی که چند سال
پیش فوت کرد من حقیقتش این کتاب آشنایی با
زبانشناسی در مطالعات ادب فارسی بسیار
بسیار نکاتی توش هستش که وقتی آدم میخونه
به بسیاری از این حرفهایی که شما رو زدین
و نگاهتون خیلی برای من نزدیکی داره از
چیزهایی که یادم مونده از تو این کتاب یکی
اینکه ز یک اصطلاحی رو به کار میبره یا
خودش میگه به اسم زبان خودکار زبان خودکار
در واقع ی چیزی شبیه به زبان محاوره زبانی
که آدمها با هم حرف میزنن و معتقده و
میگه که این زبان خودکار میاد در ادبیات و
از ادبیات میاد تو این زبان خودکار و به
این پایبن به این به این مطلب و و اتفاقا
خود صفوی هم مطلق آدم لغت سازی نیست و
خودشم میگه که همیشه سعی میکنه به همین
دلیل این کتابش بسیار قابل فهمه یه جمله
دیگه یادم میاد از این کتاب میگه که هیچ
متنی حالا من البته دقیقش نیست هیچ متنی
غیر قابل فهم و پیچیده نیست مگر اینکه اگر
که نویسنده خودش میدونه که چی
نوشته نه آقای این کهه شما میگی که کاملا
درست کانت اینجا
توی یاسپرس ازش نقل میکنه کانت میگه که هر
کتابی که نامفهوم باشه هرگز حسرت نفهمیدن
رو نبرید اون کتاب اگر حرفی برای گفتن
داشته باشه نمیتونه نامفهوم بشه و اینو
کانت داره میگه یعنی کانتی که این همه
میگم بنیانگذار فلسفه است میگه لغت ح من
اول صحبتم از کانم شما تشریف داشتید یا نه
نقل قول کردم از نظ عقل عمل بازیسازی
نکنید اصلاً با توی س صفحه توی نقد عقل
محث میگه که آقا کلمهی که داریم این کلمه
رو به کار ب شما اصلاً ق میبینید آقای
یاهی زبان در ایران در عصر جدید تبدیل شد
به یه سلاح
ایدئولوژیک یعنی این عربی زدایی این برای
مبارزه با روحانیت و مبارزه با سنت و
مبارزه با اسلام شروع کردن یک بیماری به
نام عربی زدایی یعنی مثلاً یک زبانی درست
کنیم که فردوسی اصلاً به این زبان حرف
نزده سعدی به این زبان حرف نزده شما وقتی
که باز میکنید حافظو میگه الا یا ایه
ساقی ادر و نابل ها خیام به این زبان
حرف نزده آخه این چه زبانیه که شما
میخواین درست بکنید اون وقت بعد یه زبان
ساختگی اون وقت اسمشم میذارید اصیل یعنی
در کجای تاریخ ما داریم که زبان فارسی به
این شکلی که آقای ادیب سلطانی به کار برده
به کار رفته باشه وقت چطور میشه این اصیل
باشه چطور می زبان آقای مثلاً یه زبانی
بسازیم جعلی که در طول تاریخ به وجود
نیومده باید اسمشو بذاریم فارسی اصیل خ
این بیمعناست کاملاً ما کجا کدوم زبانی
زبان ناب هست کجا زبان زبان ناب بوده هیچ
زبانی زبان ناب نیست مگه ما میدونیم اول
تاریخ کجاست زبان که اول در نوشتار نبوده
در گفتار بوده ز هزاران سال بشر داشته
زبان شفاهی حرف میزده نوشتار یه چیز
جدیده عمرش ۲و سه هزار سال بیشتر نیست وقت
شما میخواید بگید که ما بخوام زبان اصیل و
ناو و نمیدونم فلان و این مبارزه کردن
دیگه یک عربی گرایی یک عده عربی گرایی یک
عده چیز سر گرایی اینوری سر گرایی اونوری
زبان تبدیل شد به اسلحه به سلاح همونطور
که فلسفه هم همین طور شد دیگه فلسفه هم در
ایران تبدیل شد به سلاح شما اصلا راسل
بدبخت یعنی مزخرفترین ترجمهها رو از
کارای راسل میبینیم به خاطر اینکه یعنی
طرف فکر کرده چون راسل ضد دینه پس یه
وظیفه چیزی داره سکولاری تک تعیین به
اصطلاح برای خودش احساس تکلیف ضد شرعی
کرده که من اینو ترجمه مکنم حالا یار
مثلاً دندون پزشک تجربیه مثلاً نشسته کار
کار راستی رو ترجمه کرد مخصوصاً این کارش
که راجع به مذهب و اخلاقه اصلاً مزخرف
مزخرف طرف اومده کتاب یه کتابی رو از یاس
پرسو ترجمه کرده وسطای چیز وسطای ترجمه
چیز کرده پرانتز باز کر کرده نظر خودشو
داده بله بله بله بله میدونین زبان و فکر
تبدیل میشه وقتی تبدیل میشه به سلاح شما
با زبان باید فکر کنین نباید ضد چیزی کار
بکنین یا نمیدونم من بشینم با تصمیم بگیرم
نظریه پردازی کنم آخه اینکه بی عقلیه کی
اینجور آدما فکر میکنن از فکرشون نظریه در
میاد نه که تصمیم بگیرن نظریه بسازن مگه
کاردستی
نظریه بله ب بله من حالا خب حرف زیاده من
دو سه تا سعی میکنم دو سه تا نکته من
مثلاً از چیزهایی که برام از نکاتی که
برام مسئله شده میگم چطور میتونه یک متجم
چه از زبان انگلیسی چه از زبان آلمانی
چطور میتونه چند سال در این جامعه زندگی
نکرده باشه و بیاد ادب به خصوص ادبیات
منظور من هست و بعد میاد یک رمانی رو
ترجمه میکنه متوجه هستین منظورم چی هست
یعنی اینکه زبان ب کاملا چار تا لغت نیست
که بذارین کنار هم فاجعه است شما خودتون
میدونین منم میدونم من بارها شده کتابی رو
که از آلمانی ترجمه کردن خب زمانیست که
نسبتاً بالاخره ۴ل سال زندگی میکنم اهل
خوندنم بارا شده کتابی که از آلمانی ترجمه
شده برداشتم بعد میبینم به فارسی یه
پاراگراف میخونم میبینم اصلا معلوم نیست
چی آلمانی شو آوردم میم که کاملا معلومه
چی میگه یعنی ای چیزایی نیستش که میگم شما
خود آقای قی ببینید مسئله اصلی بحران اصلی
برمیگرده به اینکه ما در ایران چیزی به
نام نهاد نداریم یعنی ما باید نهاد ترجمه
داشته باشیم نها یعنی شما الان در همین
آلمانی که شما هستید ی امریکایی که ما
هستیم کتاب درسته یه نویسنده داره ولی
هرگز پدید آورنده شون نویسنده به تنهایی
نیست بلکه ناشر خودش من به یکی از نشرهای
فرانسوی که دوستمونو گفتم که تو خودتو
نمینویسم گفت من نویسنده ت تربیت میکنن
یعنی ناشر اولا که اینا هیئت تحریریه دارن
یعنی شما مثل ایران نیست که آقای مثلا
ثانی دریدی بیاد مثلا همین طوری قتلعام
کنه کتابای کانت و د کارتو و بعد برا خودش
بگه من دلم خواست ایده رو این ترجمه بکنه
آخه شما کی هستی که دلت بخواد من میشه
همچین کاری در غرب که شما نمیتونی بی کتاب
بنویسی با برا خودت کلمه بسازی یا به قول
شما مترجم ترجمه زبان بلد نب باشی ترجمه
کنی یا اینا چ کتاب یه محصول جمعیه یعنی
اون کتاب دهها بار قبلش خونده میشه
برگردونده میشه به نویسنده اگر یه کلمه
اشتباه باشه اگر اصلاً اجازه نمیدن به شما
اگر شما زبانی رو نمیدونی یه آقایی هست
آخ آخ آخ گفت که مدینه گفتی و کردی کبابم
یه آقایی هست به نام زانیار
ابراهیمی ایشون یکی از جوان سح شوره که
با چیز شور حماسی افتاده به جون فلسفه و
زبان فارسی یک کتابی داره بلومبرگ بلومبرگ
آلمانیه و شما میشناسید بلومبرگ خ خیلی
مشکله فوقالعاده
مشکله و بلومبرگ این کتاب اسمش هست مادرن
تایم مشروعیت اصر مدرن حالا این کتابو من
به شما بگم که این کتاب از آلمانی که
ترجمه شده به انگلیسی کی ترجمه کرده در
اینجا کسی که ترجمه کرده این کتاب رو یکی
از بزرگترین هگل شناسای آمریکاست یعنی هگل
شناسای انگلیسی زبانه خب استاد دانشگاهه و
هگل شناسه یعنی کارای سر هگل شناسی معرو
اومده ۱۵۰ صفحه مقدمه نوشته بر این کتاب
که این کتاب چی میخواد بگه نونم چجوره
فلانه فلانه فلانه و بعد این که ترجمه
وقتی شما میخونی بعد ارجاعات مفصل داده
که اینا رو توضیح داده همه این آقا آقای
زانیار ابراهیمی حالا آلمانی که نمیدونه
هیچ اومده از روی این کتاب
در حقیقت این کتابو یعنی اگر شما مورچه رو
بندازید تو مرکب در یه روز بارونی روی
خیابون ولش کنی معنی دارتر از این میشه رد
پاش تا این چیزی که ایشون نوشته و بعد اون
مقدمه رو چون نمی فهمیده ترجمه نکرده خودش
براش مقدمه
نشته آخه آدم واقعاً حیرت میکنه آدم انقدر
اعتماد به نفس محصول چیه محصول که آقا ما
دیکتاتوری فرهنگمون استبدادی متر مون
استبدادی عمل میکنه استادمون با زبان
برخوردم با زبان استبدادی من میگم این
کلمه این معنی بده ا مگه میشه مگه به
اراده شماست بله بله دقیقا همون فاشیزم که
گفتم همینه دیگه ب بله بله ب یه نکتهای
بگم این مسئله که شما میگین نهادسازی
رو ب فکر نمیکنم شما منظورتون این بود
انگار که مثلاً فرض
میکنیم بگیم حاکمیت نهاد ب نه نه نه نه
متوج متوج م ناشر دیگه مثلا نشر نشر یه
نهاده بله بله بله ببینین اتفاقی که
افتاده در ایران و هی داره بدتر میشه من
بالاخره ۲ س چ ساله در رابطه مستقیم با
کتاب هستیم و یه چند تا چیزم مد شده به
اسم ویراستار اتفاقی که افتاده ناشرها
اکثرشون حتی ناشی معروف اسم نمیارم اصلاً
اون چیزی که اسمش اخلاقیات تعهد به کتاب
از بین رفته و این هی داره فاجعه درست
میکنه من هر روز که کتاب میاد نگاه
میکنی از ناشی نامدار اسم نمیارم خب
واقعاً این اینو من حرص میخورم من تی چند
وقت پیش تو این مجلاتی که از ایران هست ن
اندیشه پویا چی چی چی ب ورق زدم دیدم کتاب
معرفی کتاب تبدیل شده به یه عکس یه عکس
جلدو میذارن و اسمش میشه معرفی من برا
یکیشون نوشتم بابا وقت آقای قیا ب بده به
چی بده بده به هوش مصنوعی برات خلاصه
میکنه یه پاراگراف ی یعنی چگونه درباره
کتابی که نخواندیم حرف بزنیم نه برای ی د
تا ناشر معروفم نوشتم که وقتی که تو ی
کاتالوگ یه جوها برا معرفی میکنن عکسو
میندازن مینویسن چند درصد پشمه چند درصد
اندازش چیه یه کتاب که ی عکس نیستش که
یعنی حالا نمیخوام چیز کنم زیاد حرف زیاده
ولی واقعیت اینه فاجعه و این چیزی که پیدا
شده و مت شده به اسم ویراست و بسیاری
آدمهای
واقعاً در فارسی کم صفات باید بگم واقعاً
شدن اسم و اسم در کردن وهید دارن پرورشش
رو میدن یه نکته رو بگم چون چیز جالبه
برای اینکه بحث جدی نباشه چند سال پیش یکی
از همین طرفداران فارسی زدایی تا عربی
زدایی گفتین چیز نکنین غذا خوردن نگین
میگیم چرا
گفت غذا به عربی یعنی ادرار شتور و اینو
عربا درست کردن میگن که غذا خوردن یعنی
ادرار شتو بله فارسی رو میخوان سر بکنن
ببخشید من زیاد وقت گرفتم من خواهش میکنم
بذارین من خواهش میکنم آقای یایی سلامت
باشید خواهش میکنم خیلی ممنونم اگر اجازه
بدین من یک پاراگراف دو پاراگراف از
یاسپرس برای شما بخونم آی چند تا از
دوستان بالا هستن یکی از دوستانم چون
منتقد بودن من خودم دعوتشون کردم چون در
چت مینوشتم بفر میخواید اول دوستان استیج
رو بشنوید و بعد شما بله
مرسی آقای کاوه ما شما رو میشنویم بعد از
شما آقای خراجی اجازه بدین د تا از
دوستانو با هم بشنویم د تا د تا بعد شما
جواب بدید اگه شما یادتون بره من بهتون
میگم آقای کاوه شما بفرمایید بعد از شمام
آقای
احمد خیلی ممنون از فرصتی که به من دادید
وقتتون بخیر آقای خ ی چیزی که میخوام بگم
نافی فرمایش شما نیست ولی یعنی قبول دارم
که بخشی از این مشکل مشکل واژه سازی ترجمه
و این چیزها یه بیماری ایرانیه ولی میخوام
ببینم که آیا نظرتون راجع به این چیه که
بخشی از این
مسئله مشکل اروپاییه مشکل فرانسوی آلمانیه
یعنی شاید اگه بخوام یه نقطهی بذارم و بعد
از اون نقطه بگم شاید از هگل به بعد کلاً
زبان فلسفه مغلق تر و مغلق تر شد در
مقایسه با پیش از اون که بیشتر دکارت
میگفت صراحت روشنی و به این ترتیب همین
جوری که جلو میایم میبینیم که اساساً اگر
این کتابها رو مثلاً کتابهای ژیژک و دری
داب و هایدگر و فرانسویها رو اینا رو که
اگر سعی بکنی که به زبان اصلی هم بخونی
خیلی چیز زیادی دستگیرت نمیشه و مترجم
فارسی وقتی که باید اینا رو ترجمه کنه به
فارسی ایجاد کننده یه مقداری از این
مشکلات میشه که به صورت مغلق شدن زبان به
اصطلاح خودشو نشون میده این اشراف دارید
حتما به این مسئله آلن سوکال و سوکال ایرز
که اون مقالهای که همش بشته نوشت و به
زبان پست مدرن و در یه ژورنال پست پست
مدرن چاپ کرد و بعد از اینکه این مقاله
چاپ شد و قبول شد توسط هیت تحریری و به
چاپ رسید مقاله دیگری نوشت در یه ژورنال
دیگه و نشون داد که چطور این کلمات رو
الکی الکی دور هم این مفاهیم رو الکی
ساخته با واژگان مغلق و اسلش گذاشتن خط
تیره گذاشتن و این چیزایی که امروزه مج
شده انگاری بخشی از مسئله مسئله اینه که
از در قرون به اصطلاح معاصر فلسفه بیشتر
تفکر با زبان
معادل شده امروزم شما خیلی اشاره داشتید
که هر چیزی زبانه مدرنیته زبان اندیشه
چیزی به غیر از زبان نیست و وقتی که این
فرهنگ جا میفته که اساساً اندیشیدن یعنی
زبان خب ما میریم به سمت اینکه خب واژه
خلق کنیم و یه
دست شاخ و برگی به زبان بدیم به توهم
اینکه خب در حقیقت الان یه اندیشه نو هم
تولید کردی میخواستم نظرتون راجع به این
بدونم مرسی
ممنونم ببینید دوست عزیز راجع چیزی که
گفتید راجع فرانسه و آلمان یا فلسفه
فرانسوی و آلمانی با به طور خیلی محتاطانه
با شما موافق
هستم و در مورد هگل و دریدا و اینا اصلا
با شما موافق نیستم اینکه ما در عصر جدید
فلسفه تبدیل شده به یک رشته دانشگاهی در
۲۰۰ سال گذشته خب این ویژگی اصر مدرنه
دیگه و این زبان تخصصی شده ا اینم مدرنه
ولی اینطور نیست در اونهایی که در ایران
فکر میکنن که هگل چون مشکله پس مشکل
ترجمه کردنش اشکال نداره هگل نمیشناسن یا
کانتو نمیشناسن به هیچ وقت این شکلی نیست
یه نکته مهم اینه که اصلاً حالا فرض کنید
که ما یه کسی هست به نام دریدا چرت و پرت
مینویسه ما چرا باید ترجمه کنیم چه دلیل
داره ما چ ترجمه کنیم اینا رو یعنی ما مگه
ما تعهدی داریم مثلاً به اینکه هر کتابی
در غرب اومد هر متفکری اومد مگه ما تعهدی
داریم که که چیزی که من نمیاره ترجمه کنه
مترجمی که میگه این مطلب چون مشکله پس من
زبانم مشکله این اصلاً مترجم
نیست مترجمی که بلد نیست یک خط بنویسه
راجع به ا کتاب مترجم نیست شما مگه میشه
شما نیچه رو ترجمه بکنی بعد تو اول کتاب
بنویس بله نیشه که معرف حضور همگی هست و
هیچ دلیلم نداره که من دربارش بنویسم مگه
میشه همچین چیزی به آلمانی نیچه وقتی
منتشر میشه ۱۰۰ صفحه اولش مقدمه مینویسن
هر کتابش پاورقی مینویسن مگه شما
میتونید کتاب نیچه رو ترجمه بکنید نه
مقدمه داره نه پاورقی داره هیچی یعنی خب
میشه کار در بهترین صورت میشه کار آقای
داریش آشوری که در حقیقت ترجمههای آقای
آشوری متنهای ادبیان که نشاندهنده
صنعتگری ادبی آقای آشوری هیچ ربطی به
فلسفه نداره هیچ ربطی به به نیچه نداره و
نیچه اصلاً اگر که از قبر بلند بشه و
ببینید چنین گفت زرتشت رو با ۲۲۰۰۰ کلمه
ساختگی شما ساخته ۱۰ بار سکته میکنه و
برای عب میخوابه تو قبرش شما در چنین گفت
زرتشت من کلمه ساختگی دارین شما مگه نیچه
کلمه ساخته آقای چی آقای آشوری ک کلمه خیر
و شر رو چون فارسیه به کار نبرده چون
عربیه به کار نبرده گذاشته فراس توی نیکوت
در نتیجه متوجه نشده که نیکوبر غیر از خیر
و شره مخصوصاً در در نیچه گود ورس ایول
فرق میکنه با گود ورز بد ایول یک اصطلاحه
فراسوی خیر و شر این نه فراسی نیکو بد چون
نیچی به نیکو بد باور داره به خیر و شر
اعتقاد نداره حالا آقای آشوری خ منتها
براش کاملاً عین شعر خونده دیگه مثلاً
همون طور که شاملو شعر لر رو ترجمه کرده
آقای چیزم نه تخصص فلسفه داره آقای آشوری
و نه اصلاً نیچه رو میشناسه مطلقا نیچه
رو نمیشناسه مطلقا یعنی آقای آشوری وقتی
که زی چنین گفت زرتشت و ترجمه کرده یک
کتاب از آش نیچه نخونده بوده یک مقاله
راجع به نیچه نخونده بوده وقتی که اون
موقع هم که متأسفانه ویکیپیدیا نبود مثل
الان که راحت شما بتونین چه میدونم چت جی
ویتی ترجمه کنین این حرفا یک دونه کتاب
آقای
آشوری قبل از ترجمه فراسوی نیکو بد و قبل
از ترجمه چرین درداش یک کتاب دیگه از نیچی
نخونده مگه میشه همچین کاری مگه مترجم
میتونه بیاد مثلاً یه کتاب ورداره همین
طوری از یه فیلسوف ترجمه کنه بعد بگه آره
ببخشید این من کلمات رو اینجا آوردم به
خاطر آقای آشوری تو مقدمه فراسی نیکو بد
میگه آره یه کلمات جدید هست مفاهیم جدید
رو باید با کلمات جدید بیان کرد آخ کی
گفته اینو کجای عالم کجای در زبان انگلیسی
کجای فرانسه کجای آلمانی که مفاهیم جدیدو
لزوماً با کلمات جدید میگن دیسکورس که
فوکو میگه دیسکورس که فوکو میگه ک کار به
کار برده دیگه گفتار در روش به کار بردن
اون دیسکو دیسکورس فوک هم
دیسکو وقتی که شما میگی که نه اونو بذاریم
گفتار اینو بذاریم گفت ما بازی میکنه
اونوقت بعد معلوم نیست که این دیسکو با
اون دیسکو ربط
داره یعنی وقتی که اینطوری ترجمه میکنی
اقت یک دانشجوی که فقط زبانش فارسیه
نمیدونه این ایده که اینجا شما ترجمه
کردی معنا این همون ایده است یه جا دیگه
میذاری مثال یه جا دیگه میگه فکرت یه جا
دیگه میذاری فلان و اینا یه کلمه است
آقای آشوری در ترجمه فراسوی نیکوبر کلمه
مدرنیته
رو یا مادرن تایم یه جا ترجمه کرده تجدد
یه جا ترجمه کرده نو بودگی یه جا ترجمه
کرده روزگار
نو یعنی چی یعنی که همه چیز بازیست خب
اجازه بدید که من از که دوست دیگری اگر
نیست خانم فروغ من میخوام از یا دوستان
دیگه هستن اگه اجازه بفرمایید صحبت کنم
بعد خدمت شما بسیار خ چون نمیخوام زیاد
وقتتون
گرف بسیار آقای احمد لطف کنید مایکون باز
کنید با س
سلام عرض میکنم وقتتون بخیر خیلی مفتخرم
که در اینجام هستم جناب آقای خلجی عزیز
خسته
نباشید زنده باشید آقا م آ خلجی
مرسی من داشتم پیش خودم فکر میکردم که
درسته ما بالاخره تاری تاریخ مشکلی داشتیم
و اضاعت روشنفکران و روشنگران ما هم شاید
تو این فضای به اصطلاح استبداد زده نباید
خیلی بیش از این انتظار داشته باشیم ولی
داشتم فرمایش شما رو که گوش میکردم
ناخواسته ذهنم رفت که بالاخره ما ما هم با
همین علی شریعتی ها و طالقانی و همین
غراب سپهر و فروغ و فرخ ساتها و حالا من
کمتر میخواستم حتی دوش شایگان همه اسم
بیارم و و حتی شاملو اینها به عنوان جلال
آل احمد و اینها اینها آدمایی بودن که
اندیشه هاشون رو به زبان ساده و فراگیر با
با مردمان ایران سزمین در میان گذاشتن و
شاید هم بعد بعضی جاها موجب تغییر و تحول
هم شدن میخواستم بگم که خیلی خب شما
بعضیها از اینرا رو که به درستی و خیلی
ممنونیم که روشنگری میکنید میگید که آقا
اینها که زمان پیچیده و اصطلاحات خیلی من
در آورده در میارن اینها شاید واقعاً چند
تهشون خیلی هم پر نباشه از اون خوباش
اونایی که مخصوصاً در حوزه اندیشهورزی
سیاسی که به اصطلاح خیردی گمشده ما هستش
از اونهایی که آرایش و اندیشه هاشون
زبانشون رو به
اصطلاح انتخاب کردید و پسندیدید چند نفری
به ما اگر امکان شست معرفی کنید
که دقت بیشتری کنیم مبد خیلی متشکرم بله
ممنونم از شما ببینید دوست عزیز کسی زبان
مال کسی نیست زبان مال اهل اون زبانه و
همون طور که گفتم شما اگر صادقانه زبان رو
به کار ببرید یعنی به قصد معنی دادن و به
قصد بیان منظورتون اگر صادقانه به کار
ببرید اون زبان میشه زبان خوب مهم نیست
شما چی بهش چی باهاش بیان میکنه میخواید
هندونه بخرید میخواید نظریه برای جامعه
بسازید میخواید اقتصاد مملکتو درست کنید
هر کاری که میخواید بکنید اصلاً مهم نیست
صداقت صداقت صداقت من
شخصاً بزرگترین روشنفکر رو در ایران اگر
کلمه روشنفکر رو حالا تعریف میکنم به چه
معنا به کار می ببرم من آل احمد میگم
دلیلشم اینه که آل احمد صادقانهترین شکل
حرف زدن رو داره سبکش صادقانه است حرف
زدنش صادقانه است نقد در نقد خودش
بیرحمانه نقد میکنه و این صداقت ما به
اندیشههای کسی نیاز نداریم ما به صداقت
خودمون نیاز داریم ما به زبان کسی نیاز
نداریم به صداقت خودمون نیاز داریم حقیقت
تروث اصلاً مهم نیست تروت فولنس و صداقت
مهمه ببینید من الان برای شما از کسی
میخونم که یکی از بزرگترین فیلسوفان قرن
بیستم این فیلسوف کسیست که فیلسوفها از
نه تنها در زمینه فلسفه که در رشتههای
مختلف مخصوصاً در سایکو پاتولوژی و
آسیبشناسی روانی یک مکتب داره ها یک آدم
کلهگنده است ببینید که در زندگینامه خودش
چی مینویسه یا پرس میگه وقتی جهان اندیشه
از فلسفه توهی باشد کمترین کار این است که
به نفع آن شهادت دهیم و توجه را به فلاسفه
بزرگ جلب کنیم و جلوی پریشان اندیشهها را
بگیریم و در جوانان نسبت به فلسفه صداقت
شوق
براندازیم ها این آدم میشه
فیلسوف یعنی میگه که ما بذارید من براتون
یک تکه دیگه
بخونم میگه که
ما در عصری زندگی میکنیم که ببینید این
جمله ریاس پرس عصر ما روزگار پدید آوردن
آثار بزرگ بیهمتا
نیست مانند عصر لاسه و حکمای پیش از سقراط
و برخی از رسالههای افلاطون و پارهای از
متنهای کتاب مقدس بلکه بیشتر شبیه فلسفه
جهانی اواخر عهد باستان و اندیشه رواقی و
فلوتین و بوئتیوس است که در محافل بزرگ
رواج داشت به جای آنکه چیزی زنده و بدیع
بیابیم و بگذاریم خود اثر آن را بیان کند
به ایجاد نوع خاصی از آثار موفق میشویم
که نمایشگر سادگی
و ساخت بی خدشه و زبان سیقل خورده
است ولی اگر
بخواهد مثل این روشنفکرانی
که ما در خدمتشون هستیم در عصر ما ولی اگر
بخواهد مدعی ارزش مستقل شود در معرض شک و
ترلی فلسفه همیشه در برابر انحطاط روح و
پراکندگی آدمیان ایستاده است فیلسوف به
چیزی اتمام میورزد که تنها چند نابغ اصیل
در آن به پیشرفتهایی که به نامشان ثبت
است نائل شدن ما
دیگران به خودش میگه دیگران هیچ فیلسوفی
هرگز به خودش نگفته فیلسوف افلاطون برای
اولین بار کلمه فیلسوف و نوشته و فقط و
فقط در مورد سقراط به کار
می کانت بنیانگذار فیلسوف فلسفه مدرنه و
میگه و چه کسی میتونه
و چه کسی جرأت این داره که خودشو فیلسوف
بدونه در اواخر نقد عقل ما دیگران یعنی ما
فیلسوفان نیستیم ما دیگران در همه
اعصار زحمت میکشید میکشیده ایم برای تحقق
بخشیدن به اکتساب و گسترش
محصولات کار که کاری که اون بزرگان
آفریدن نوشتههای من همه با آرامش ی خالی
از تعصب به رشته تحریر درآمدند و آنچه به
آنها جان میبخشد این است که خواستم مؤثر
باشن یعنی هرچقدر م هرچه مقدور است بکنم
تا شاید پیشرفتی هرچند اندک نصیب عقل در
جهان شود اما این کار را از این طریق
انجام دهم که آرامش خواننده را واندن وی
به سوی وجود بالقوه اش برهم زنم و او را
دلیل کنم که خودش بشود
و معنایی را که هستی ممکن است بدهد در او
بیدار کنم و بگذارم و بگذارد تفکرش وقتی
به در نیافتنی ها میرسد به گل
بنشیند عوس به نظر میرسد که امروزه کسی
بخواهد آثاری در حد کمال پدید بیورن اینا
داره اول قرن بیستم میگه نه حالا که دیگه
تکنولوژی دیجیتال دیگه چی چیزی به نمی فکر
به جا نگذاشته عوس به نظر میرسد که
امروزه کسی بخواهد آثاری در حد کمال پدید
آورد در مقابل کاهلی و کارهای آبکی و
آشفتگی وسوسه امروزی این است که بخواهیم
در شعر و فلسفه و هنر کارهای هنری
بیافرینیم میگه که آن میگه که
اگر
ما چیزی غیر از تلاش
برای میگه مقاومت در برابر بی
شکلی مقاومت در برابر بی شکلی هیچ و پوچ
های امروزی خوب است و بنابراین آنچه اینجا
میگذرد نیز به عنوان یادآوری و هشدار
نیکوست ولی به کذب آلوده میشود هرگاه
بخواهیم قصد و غرض از چنین چیزی را در
کنار قصد و غرض از شاهکارهای ب بزرگ قدیم
بگذارید یا هرگاه که چیزی ساختگی و دور از
صداقت و تحقق نیافته در زندگی خود شخص در
آن پدید
بیا میگه
که هیچ حقیقت کل و یکتایی وجود
ندارد به حقیقت چندگانه به صورت تاریخی
برمیخوریم بنابراین هیچگونه اجتماع و
اشتراکی میان کل آدمیان از راه اقرار به
حقیقتی واحد امکانپذیر نیست مگر به یاری
وسیله مشترک ارتباط و
تفاهم کار منطق فلسفی این است که وسیله
مذکور یعنی کامیونیکیشن ارتباط را به
آگاهی برساند و تا حد امکان در دسترس بگ
دارد و از این گذشته معنای ثبات وجودی آن
را روشن
کند منطق فلسفی از سوئی شرطهای تحقق
اراده بیقید و شرط برای تفاهم میبینید
که تفاهم شما باید اراده به تفاهم داشته
باشیم یعنی بخوایم تفاهم کنیم تفاهم بدون
اراده به وجود نمیاد بنابراین مشکل ما
مشکل فکری نیست مشکل اخلاقی اس و مشکل
روانی یعنی مشکل مدرنیته در ایران مشکل
عقل عقل در ایران مشکلش عقلی نیست روانی و
اخلاقیه یعنی که ما باید اراده تفاهم
داشته باشیم که مسئله روانیه و دوم صداقت
برای تفاهم داشته باشیم کانت گفت جرأت
اندیشیدن با عقل خود رو داشته باش جرت امر
روانی
اخلاقی منطق فلسفه از سوی شرطهای تحقق
اراده بی قید و شرط برای تفاهم و از سوی
دیگر شکلهای مختلف
و معنا و پیامدهای قطع ارتباط و تفاهم را
میشناساند
ارتباط و تفاهم نیازمند آن است که عقل از
خویشتن آگاه باشد یعنی صورتها و روشهای
تفکر را از جهتیابی در فن اندیشیدن تا
تعیین اصر سرچشمههای آن
بشناسد میگه که مشغول مطالعه نوشتههای
لوتر
بودن دیدم که با چه دقتی کار میکند و
شیوه سخن گفتنش با جملات کوتاه و مؤثر مرا
خوش
میابد و یک عبارت دیگهای بخونم براتون و
تمام کنم
بله
آقای عبارت رو پیدا کنین د تا از دوستان
رو بشنوید یکی دارم من فکر
میکنم باشه اجازه بدین که من اینو بخونم
و بعد حرف دوست دارم بشن
بله بفرمایید دوست
بفرماید بسیار خوب آقای ابوالفضل
بفرماید سلام عرض میکنم خدمت شما از خانم
فروغ هم تشکر میکنم و سلام ویچه دارم
خدمت حاضران در اتاق و جناب استاد خلجی من
از اتاقهای آرنت خانی استفاده میکنم از
کانالی که ایشون دارن اندیشن انتقادی
ولی به نظرم امروز درس گفتاری که شما
امروز ارائه دادین و ارائه امروزتون ا
مقدار باعث تعجب شد برای من به عنوان ی
شنونده و به خاطر اینکه شما از عنوان اتاق
تبدیل شد به یک نقد رادیکال روشنفکری
ایرانی و به نظرم یه جوری یک محاکمه یابی
روشنفکر ایرانی بودش
و یک
داوری با معذرت یک جانبه و سود گیرانه بود
و شما نحلههای روشنفکری و
نمایندگان نحلههای روشنفکری و یک پارچه و
یک کاسه کردین از آقای ادیب سلطانی مرحوم
سلطانی از داریوش آشوری از آقای مطهرنیا
آقای محمد منصور هاشمی آقای ویژن
عبدالکریمی آقای هوشنگ گلشیری و
یک نقد بسیار تندی
داشتیم و این یه مقدار باث تعجبی که عرض
میکنم از این بابت بود یعنی هنون تون که
شما نفش میکنید اون گفتمان آقای
عبدالکریمی رو و اینکه ایشون به هر حال
نماینده یک زبان شماتت آلود و تحقیر آمیز
هستن به روشن فکر ایرانی شما هم تو این
جلسه خیلی خار داش کرد گذاشتین ا روشن فکر
ایرانی و این یه رویکرد خار داش کونهای
بود و بیشتر به مخالف خونی نزدیک شد این
استاد به نظر
من البته من واقعا نباید در محضر ی استاد
چون شما نقد خیلی اهمیت میدید بنده دارم
اون چیزی که ذهنم بسی نوشتمو عرض
میکنم بحث ترجمه البته بحث تخصصی هستش
ولی شما خودتون یک مقالهای دارین راجع به
واژ برابر نهاده های فلسفی مرحوم
حقوقی من هم یادم هستش
که دکتر نیکفر فیلسوف سیاسی یک یادداشتی
دارن راجع به که اونجا اتفاقا میان داریوش
آشوری آقای داریوش آشوری
و آقای دیب سلطانی رو به عنوان روشنگران
متر روشنگر روشنگر تعبیر میبرن و از آقای
ادیب سلطانی به عنوان
آخرین به اصطلاح
متعقب روشنگر نام میبرن به همین خاطر این
یه مقدار به نظر من نقد میتونست به گونه
دیگه پیش بره یا مثلا نقدی که آقای دکتر
جواد
طباطبایی ترجمه شهریار ماکیاوللی آقای
آشوری میکنه خب این بحثهای تخصصی هست که
در مثلا در من نمیتونم داوری کنم ولی
اینکه ما یک شخصی رو که یک خدمات بسیار ز
ششم و بی بدیلی کرده به زبان و توسعه زبان
فارسی به هر حال ما نمیگم مثلاً شأن ایشون
از اینکه از واژه سازی فراته مثلاً بگیم
خب ایشون اومده مثلاً گفتمان و یا مثلا
همه پرسی و آرمان شهر و یا واژهها
اینطوری رو مثلاً وارد زبان فارسی کرد شما
هم بهتر میدونید که ایشون به هر حال یکی
از چهرههای برجسته فرهنگی ما هستن و شما
ایشونو نقل کردین یا داروش یا آقای گلشیری
رو که میگیم بی ارزش است ما چجوری میتونیم
کتاب ش اجاب بی ارزش بدونیم وقتی که
تقریباً یکی از آثار برجسته ماندگار زبان
فارسی هستش و حالا راجع به یا مثلا یه بث
سر نویسی اگر باشه که مثلا ما تو پیش از
انقلاب آقای دکتر ناصر وثوقی رو داشتیم که
به هر حال یا دکتر کزاز نردین کزازی رو
الان داریم که حالا میشه راجع بهش بحث کرد
که آیا این اون این افراط هست یا نیست یا
این گرایش به سر نویسی چقدر میتونه توی
متن فلسفی تأثیر گذار بشه و دچار ابهام و
اجاج بکنه متنو اونها بحثهای تخصصی اس که
باید متخصصین بگن ولی به هر حال من وقت
دوستانو نگیرم یا اون که آقای عباس فرمودن
راجع به اندیشه پویا به هر حال به عنوان
یک نشریه معتبر توی نشریه معتبر روشنفکر
که در ایران اینها تخفیف و تحلیلها به
نظر میاد که میشه شاید جور دیگهی نگاه
کرد یا حداقل آقای زانیار ابراهیمی هم به
هر حال ایشون یه مترجم جوانی هستن برا
شماهم به هر حال به عنوان کسی که استاد
هستیم شاید مثلا میتونستید یه دریچه دیگه
وارد بشید و این به اصطلاح اونجور که شما
تعبیر محمل مطلقو به کار میبرین راجع به
بعضی از اساتید راجع به حالا اون من متعجب
بحث شما شدما به همین خاطر به نظرم یه
مقدار به نظرم بحث شما خیلی امروز تند بود
با عذرخواهی از
شما منظورم خیلی ممنونم از شما ولی من
نفهمیدم از نقد تند آخه نقد تند یعنی چی
یعنی ما که قراره که مثلاً نقد نرم داریم
ما یعنی حالا من راجع به همه این چیزایی
که گفتم من نوشتم البته راجع به آقای
آشوری نوشتم راجع به دیگرانم نوشتم من یه
چند دو سه سالی بیشتر کمتر در
همین فیسبوک و تلگرام یادداشتهای نقد
ترجمه میذاشتم ولی بعد دیدم کار عوسی
بیهوده هقدر یعنی هرک هرکی مثل اینکه شما
بخواید مثلا توی چه
میدونم تو
یک بلبشوی بخواید مثلا فرض کنید یک سفره
رنگین بخواید پن
بکنید من کار تج نقد ترجمه زیاد کردم ولی
آیا نمیشه که مثلاً استاد بزرگواری محمل
بگه و اگر شما فکر میکنید که من نمیدونم
نقد تند یعنی چی نقد یا درسته یا غلطه
یعنی یا وارده یا ناوارد من چیزای که گفتم
اسم بردم به دلیل اینکه درست به قول شما
کلی گویی نکنم من اسم مردم و بعدم گفتم که
چه کتابی و چرا محمله کسی که آقای زانیار
ابرایم ما که قرار نیست آقا مهد کوتک نیست
که ماهی بزر بزرگانمان ناز کنیم تا
خودمونو ناز کنیم که ما مشکلمون در ایران
همینه که ما خودمون در کودکی خودمونو نگه
داشتیم با خودمون مثل یک بچه نابالغ رفتار
میکنیم با فرهنگمون مثل یه بچه نابالغ هی
نازش میکنیم هی قربونش میدیم هر غربیا
اگر یه چیزی بگن به ما ما اصلاً پیش
قوامون میخوره اگه از ما تعریف کنن
میذاریمش رو سرمون آقا دوست عزیز ما یک
جامعه بیمار هستیم من هرگز خودم رو از
بقیه جامعه جدا نکردم و گفتم م که مشکل
اگر شما در از ابتدای حرف من بوده باشید
نگفتم من جدا با تافته جدا بافته هستم و
نگفتم م
که این مشکل فقط مال آقای آشوری و دیگرانه
بله یه کارایی کردیم همه ما همه فرهنگمون
یه تاریخی داریم یه کارایی کردیم ولی اون
کارایی که نکردیم مهمتره و من عرض کردم
به شما که مطلقا بحث فکری مطرح نیست یکی
از دلایلی که من نقد ترجمه رو کنار گذاشتم
این بود که یه موقع هست که شما بگی که آقا
این کتاب اون کلمه رو درست چیز کرده یا
درست ترجمه نکرده ولی مشکل ترجمه در ایران
مثل بقیه مشکلات مشکل اخلاقی و روانیه
یعنی که ما با ترجمه همون کاری میکنیم که
جمهوری اسلامی با اسلام میکنه آقای
نمیدونم دیگران با لغت همون کارو میکنن
که بانک مرکزی با تورم میکنه یعنی متورم
بعد شما چطور میتونید بگید که
مام فلان کردیم فسار کردیم بعد الان در
دوران خوبی هستیم یعنی به نظر شما و بعد
شما میدونید که اگر یک
هزارم نقدی که غربیها به خودشون میکنه
یک هزارم میگم خیلی دارم چیز میکنما خیلی
دارم احتیاط میکنم یک میلیونم نقدی که
اروپایی به خودشون میکنن اگه ما ایرانیا
بکنیم به خودمون جان به جان آفرین تسلیم
میکنیم مدرنیته ن نقد خود آقا منم دارم
جامعه رو نقد میکنم یعنی خودمو دارم نقد
میکنم من یه وجود اجتماعی دارم یه وجود
فردی در وجود فردیم تازه اجتماعیم وجود
فردی منفک از جامعه نیست بنابراین اونچه
که ما رو نجات میده نقده نقد صادقانه نقد
صادقانه یعنی چی یعنی کهه ما قرار نیست که
کسی رو از نظر حقوقی محاکمه کنیم که در
غیاب اونا یعنی شما منظورتون اینه که من
اگر خواستم راجع به زبان نقد بکنم باید از
فروغی تا آقای عبدالکریمی رو دعوت بکنم
اینجا باهاشون صحبت کنم این متأسفانه همین
طرز تلقی ما یکی از هم نشانههای انحطاط
ما همینه که نمیخوایم خودمون رو مثل یک
آدم بالغ به اصطلاح باهاش رفتار کنیم تا
زمانی که با خودمون به عنوان یک سقیر
رفتار میکنیم ولایت فقیه مناسبترین شکل
حکومت برای ایران خواهد بود سپاسگزارم از
شما و امیدوارم در یک فرصت دیگه اجازه
بدید دیگه اجازه بدید یه فرصت دیگه و من
یه مق خسته شدم من یه سؤال بپرسم
بفرماید خب حالا میدونم که یه مقدار کننده
هم
شد و خب از ابتدا هم جلسه دیروز هم جلسه
امروز میتونست یه مقدار
شایدم متفاوت تر باشه و ما سعی نکردیم
حتی پیش بیش از این که سولات شاید میتونست
تحریک پر انگیزم باشه خب البته شخصی شما
بهدونه این نیست که این گونه تحریک پذیر
باشه اما حالا برگردم به همین بحثهای که
امروز بود و یک خب خیلی
این تتلی که امروز داشتی ما تو جلسات خیلی
زیادی داشت در خدمت شما بودیم که از میلان
کندرا جلساتی که تحت اون عنوان برگزار شد
و شما نکات زیادی رو و گوشزد زیادی داشتید
اما این یه بحثی که حالا یه چیزی که تو
همین بحث زبان خیلی مطرح هستش تحت عنوان
زبان خصوصی تو همین عصر خودمون تو همین
معاصر
خودمون
ما در محفلیی حضور پیدا میکنیم که تو گویی
انگار باید یک زبان خصوصی رو قبلش آموزش
ببینی یا تو اون محفل که وارد میشی باید
او رو یاد بگیری تا بتونی بفهمی که چه
صحبت میکنن این یه بی بحثی هم این که حالا
اون چیزی که به صنف دوستان من هم نزدیک
هست این که چه ضرورتی داره در بحث ادبیات
نمایشی چه بحث ادبیات
ما الان به هر حال از آقای بهرام بیضایی
هم پس نام ببریم در کنار دوستانی که نام
برده شد این این زبان آرکا استفاده از چه
ضرورتی داره و آیا
پایان یافته یا هنوز میتونیم ازش بهره
بگیریم و اگر میتونیم خب این سنتزی پیدا
میکنه یا آپدیتی باید بشه یا خیر اینم یه
توضیح ب بله فرمودین آقای بهرام بیضایی
آقا بهرام بیضایی قطعا یکی از بزرگترین
استادای تئاتر و سینما در ایران هست و
امیدوارم که عمرش طولانی باشه ولی بابک
جان با زبان باید فکر کرد از زبان نمیشه
استفاده کر زبان آجر و چو آره شما میخوای
بگی من خونه میخوام بخرم خونه میخوام
بسازم آیا از چوب استفاده کنم یا از آهن
استفاده کنم این درد چیز درسته ولی از
زبان استفاده نمیکنن زبانو به کار میبرن
با زبان فکر میکنه کاری که آقای بهرام
بیضایی میکنه خب میدونم که ایشون به هر
حال دوستدار زیاد داره و دوستدارانش منم
دوستداره ایشون هستم ولی خب کارشون رو
قبول ندارم از نظر زبانی بین ببینید یک
کتابی هست
یک یک یکی از بزرگترین منتقدان ادبی یک
کتابی نوشته راج به هزار یک شب که آقای
فریدون بدرهای هم اینو ترجمه کرد یک
تفسیری داده از هزاری شب در ابتدای این
کتاب یکی از بهترین کارها راجع به هزار یک
شب در ابتدای این
کتاب این آقا این که یک آدم سرشناسی در
دنیا اشاره نکر کرده به اینکه این زار و۱
شب این ریشههای ایرانی داره حالا به هر
دلیل یعنی اشاره کرده به ریشههای هندیش
اشاره کرده به رشی عربیش رش فارسیشو چط
آقای بهرام بیضایی برداشته چند سال زحمت
کشیده یه کتابی نوشته ب نام هزار افسان و
فصل اولش در مورد این کتابه خب اولاً
بگذریم که ایشون فارسی سره صحبت میکنه
ولی ا او میذاره یعنی اعراب میگذاره این
این من نمیفهمم این این کار چیه یعنی ی
یه کار اعراب کار عربیه و من نمیفهمم که
آدم چرا باید سر اینا نشان دهنده
ناسازگاری ذهنی ماست دیگه و بعد نمیفهمم
حالا مثلاً شما اگر به کلماتو اینجوری به
کار ببری چه مشکل ما حل میشه حالا ایشون
که مقاله نوشته مفصل اولاً که دردناک یک
تعزیه خوانی واقعاً کرده که آ ما چقدر
بدبختیم تو دنیا میان میراث ما رو میدزدن
هزار و یک شب مال ما بوده که آی به دنیا
ببینید فلان استاد اومده فلان کتابو نوشته
و گفته که نمیدونم ایران فلان زار ۱ شب
اشاره نکرده به تاریخ ایرا عربیش و فلان
آقای بهرام رضایی عزیز استاد
گرامی اگر ما برا تو هزار یک شب مال ما
باشه یا مال ما نباشه این چه دردی دوا
میکنه وقتی که نتونیم یه کتاب راجع به
هزار یک شب بنویسیم و نداریم م هیچ ایرانی
تاکنون یک دونه مقاله درست حساب راجع به
زار یک شب ننوشته و اگر هزار ۱ شب آقای
بیضایی عزیز شما امروز انقدر عاشقش هستین
به خاطر اینکه غربیا کشفش
کرد اگر شما فردوسی عاشقش هستین غربیا
کشفش کرد اگر شما عاشق زبان فارسی هستین
زبان فارسی رو غربیا زبان پهلوی رو غربیا
کشف کردن ایران باستان و غربیا کشف کردن
از این بچه بازی بیایم بیرون و آقای
بیضایی یک کلمه ننوشته که این بابا تو این
کتاب به این مهمی چه چیز خوبی گفته راجع
به چیز هزار یک شب که ما بتونیم بفهمیم
هزار یک شب تمام بی مشکل ایشون اینه که
وای این کهه مثلا چ میدونم پالتوی پدر
بزرگشون چیز کردن دزدیدن آه پالتوی
پدربزرگ ما دزدیده شد حالا گیرم که شما
این هزار شب چ گلی زدی به سرش چه گلی زدیم
ما به سر ابن سینا که هنوز که هنوزه آثار
ابن سینا رو به فارسی ترجمه نکردیم حالا
ابن سینا مال بلخ باشه یا مال روم باشه یا
مال ژاپن باشه به چه درد ما میخوره
فرهنگی که مال ما نیست فرهنگ ایرانی مال
ما نیست به خاطر اینکه ما نمیفهمیم ما
کشفش نکردیم که ما داریم به چیزی افتخار
میکنیم که هیچ نقشی در به وجود آوردنش
نداشته نه ما ما اگر کوروش داشته باشیم
مگه ما کوروش به وجود آوردیم مگه ما تمدن
ایران باستان ما به وجود آوردیم که بهش
افتخار کنیم مگه ما کشف کردیم مگه زبان
پهلوی رو ما کشف کردیم ما رمزگشایی کردیم
ما گرامر براش نوشتیم مگه ادبیات ما رو ما
تاریخشو نوشتیم که بهش چیز کنیم افتخار
بکنیم اینا رو قر من اصلاً
حرفم ن این نیست که گذشتگان چیکار کردن
چیکار نکردن من میگم الان ما هیچ وظیفهای
جز اینکه صادقانه با خودمون روبهرو بشیم
صادقانه حرف بزنیم صادقانه زبان رو به کار
ببریم صادقانه فکر بکنیم به مسائل
واقعیمون فکر بکنیم این همه این تعصبی که
در آقای از خور داوود بگیری تا خانم جال
آموزگار تا اینا بله اینا کاری علمی حالا
در سطح ایرانی دیگه کردن
ولی یه مقدار م یه مقدار به بلوغ عقلی و
بلوغ روحی نیاز داریم ما چیزی اگر به نام
ملت ایران وجود داشته باشه و جامعه ایران
به شدت در نابالغی وحشتناکی به سر میبریم
و ما هستیم که خودمون رو با خودمون سقیر
به عنوان سقیر برخورد میکنیم یه حکومت م
میاد با ما به عنوان سقیر حکومت میکنه یه
آقای که غرب م با ما مثل سغیر برخورد
میکنه شما میدونین که غرب دانشگاههای
در غرب چقدر در مورد اسلام و مسلمونها و
ایرانیا پلیتیک کرکت ا میترسن اصلاً یه
چیزی بگن که یه موقع به تیج قوا اینا
برنخوره ما هم که خب ملت کلاً بی اعصابی
هستیم هم یک نفر یه چیزی بگه اوه یک این
فیلم من چند روز پیش بود دیه فیلم ۳۰۰ و
که ساخته بودن اصلاً ایرانیا نمیدونن که
اصلاً یونان چیه ایران چیه نمیدونم اون
داستان چیه یه فیلمو کاری کردن که این ای
به اصطلاح ایران پرستان ما کاری کردن که
مسلمونا با چیز میکنن
با سلمان رشتی میکنن یعنی شروع کردن تک
اه داد و بیداد چرا اصلاً خواننده اعظم
علی خواننده ایرانی چرا رفته توون یعنی
انگار که دقیقاً تفتیش عقائد محاکمه در
حالی که من گفتم که اینجا چجوری ژیژک
چهجوری میفهمیم ما به شدت نابالغی به
شدت نابالغی و بپذیریم نابالغی منو اینم
ویژگی همه ماست نه اینکه من تافته جدا
گفتم گفتم در عصر مدرن هیچکس از حماقت
مسون نیست مخصوصاً کسی که فکر میکنه که
از حماقت مسون هست بیش از هر کس دیگه در
معرض حماقت هست بنابراین هیچکس نه من من
اگر خودمو جدا بکنم از دیگران این نشان
دهنده حماقت من
هست من دارم از جامعه حرف میزنم از زبان
حرف میزنم زبانم اون چیزیست که همه ما به
کار ب سپاسگزارم از همه دوستان تا فرصت
دیگر
[موسیقی]