آیت الله خامنه‌ای: پیشتاز علم و تکنولوژی مدرن

سلام عرض مکنم بر دوستان گرامی در یوتیوب و در کلاب هاس امیدوارم که حال همگی خوب باشه صحبتی که امروز قراره بکنیم درباره در حقیقت آیتالله خامنه‌ای و به طور کلی جمهوری اسلامی به عنوان یک نظام توتالیتر و علم و تکنولوژی هست اگر در نظر داشته باشید بیشتر شنیدید که میگن که این آخوندا تفکرشون ارتجاعی عقب مونده است نمیدونم با دنیای امروز هیچ سرکاری نداره و باید اینا با مدرنیته مخالفن و نمیدونم از اینور چیزها و فکر میکنن که خب یه عدهم بر از همین تفکرات فکر کردن که اگر یک تشکیلاتی بسازن که در حقیقت کارش ادار مدیریت علمی حکومت باشه این میشه بدیلی برای جمهوری اسلامی یعنی گویا که جمهوری اسلامی با علم مدرن و با تکنولوژی مدرن مخالف هست خب این تصور اشتباهیست و من امروز توضیح خواهم داد که چرا نظام‌های تتالی تفکرهای توتالیتر با تکنولوژی ارتباط خیلی محکمی دارن و چرا اساساً نظام‌های توتالیتر یا شخصیت‌های توتالیتر انقدر به علم و تکنولوژی ایمان دارن علم و تکنولوژی مدرن فرقی نمیکنه آقای ترامپ باشه یا آقای خامنه‌ای وجه مشترک آقای ترامپ و آقای خامنه‌ای یکی از وجوه مشترکش که نشون میده که تفکرشون توتالیتر همین اعتقادشون به علم یا ساینتیست هست ساینتیست و خب میدونید که مهم‌ترین سمبل به اصطلاح تشکیلات آقای ترامپ ایلان ماسکه و این به هیچ وجه اتفاقی نیست که ایلان ماسک در حقیقت اولین کسیست که با ترامپ توی ذهن ما میاد وقتی که بهش فکر میکنیم الان و در رسانه‌ها دربارش باهاش مواجه شدیم صحبت آقای ترامپ باز در مراسم تحلیف باز یک به اصطلاح تکه هایی هست که خیلی مربوط هست به این صحبتی که ما امروز میکنیم و من این نکته رو سال‌ها پیش در یک مقالهای به نام جمهوری علم پرستی من اینو توضیح دادم در بی بی سی مال سال ۹۸ بله پیر شدیم ما یعنی پ پ ۶ سال پیش بله ۲۰ اکتبر ۱۹ بله پ سال پیش تقریباً و پ ۶ سال پیش که من اینو توضیح دادم که چرا جمهوری اسلامی و نظام‌های توتالیتر علم پرست هستن دیروزم دیدید که آقای خامنه‌ای رفته در یک نمایشگاه تکنولوژیک و خب این کار مستمر هست حالا من یک تکه هایی رو از این مقالهای که خودم براتون میخونم و بعد توضیح میدم که در مورد روز امروز هم دقیقا همین طور یعنی همین صحبت‌ها رو ایشون باز تکرار میکنه و تکرار میکنه مقاله اینطور آغاز میشه که آیت الله خامنهای نمونه معاصر رهبری علم پرست و تکنولوژی باور است که باکی از بیان ایان آن ندارد محض نمونه در سخنرانی اخیرش ۱۷ مهر ۹۸ در جمع نخبگان و استعدادهای برتر علمی با لحنی حماسی وجود جنبشی علمی در ایران را می‌ستاید از صعود رتبه‌های علمی کشور در رشته‌هایی مانند نانو و زیست فناوری بایو تکنولوژی به خود می‌بالد وفور شرکت‌های دانشبنیان بالا بردن قدرت دفاعی درمان و پزشکی پیشرفته و کنترل بیماری مسائل فنی مهندسی زیست فناوری و تولید محصولات بادوام با فناوری نانو و فناوری صلح‌آمیز هسته‌‌ای همه را مایه فخر فروشی بر رقیبان و بدخواهان می‌پندارد با این همه وقتی به علوم انسانی می‌رسد فقط به نام چند رشته کاربردی بسنده می‌کند آقای خامنه‌ای میگه که وقتی جوان نخبه ایرانی در زمینه مهندسی در تراز جهانی عمل می‌کند و در ساخت دست اهای بسیار پیچیده کارهای بسیار مهمی انجام می‌دهد طبعاً حضور او در عرصه‌های مانند اقتصاد حقوق و مدیریت و ارائه راه حل برای مشکلات اقتصادی و آسیب‌های اجتماعی مثر و راهگشا خواهد بود آیتالله خامنه‌ای سردار جنگی تمام ایار با علوم انسانی در طول دوران رهبری خود است خب این نکته خیلی مهمه که نظام‌های توتالیتر به شدت دشمنن با علوم انسانی با فرهنگ دموکراتیک با فرهنگ مدرن با اندیشه انتقادی که اساس مدرنیته هست اما از اون طرف به شکل شهوت آلودی به تکنولوژی و به علم مدرن میل دارن و میخوان هم در هیتلر استالین همه حکومت‌های توتالی همیشه سعی میکردن که در در زمینه تکنولوژی و علوم مدرن پیشتاز باشن در جهان اتحاد جواهر شوروی نمیدونم همین الان چین و کشورهای دیگه همیشه این رقابت در زمینه علوم به اصطلاح مدرن و تکنولوژی براشون یک اصل هدف هست خب چرا اینطور هست چرا اینها انقدر به اصطلاح به علم باور دارن در حالی که فرهنگ مدرن اندیشه مدرن فلسفه مدرن رو نمیپذیرند دلایل متعددی داره اینو تمام کسانی که در مورد تکن در مورد توتالیتاریسم کار کردن در حقیقت بهش اشاره کردن حالا من باز یه تکه‌هایی از این نوشته میخونم جمهوری اسلامی را میتوان از بستگان خانواده رژیم‌های توتالیتر یا تمامیت خواه قلمداد کرد یکی از خص باعث مشترک میان اعضای این خاندان تعلق و تکیه استراتژیک به علوم طبیعی و تجربی و تکنولوژی مدرن است به عبارت دیگر علم پرستی یا سیانی سایتی اسم از ممیزه های ذاتی رژیم‌های توتالیتر است چیزی که مایع دنیوی کردن وجوه دینی و دینی ساختن جوانب دنیوی دولت می‌گردد از یک سو اعتقاد پوزیتیویستی به علم صورت ایمانی مذهبی به خود می‌گیرد و از سوی دیگر غلبه نگرش علم گرا و تکنولوژی باور با فرسودن سرمایه‌های معنویش از آن نظامی عرفی می‌سازد یعنی آقای خمینی و جمهوری اسلامی هر چیز مادی رو دینی کردن مثلاً آقای خمینی میگه مالیات دادن واجبه شرکت در انتخابات واجبه ندونم هر هر چیز پرداخت پول قبض آب و برق واجبه و از اون طرف هر امر دینی رو مادی می‌کنن و عرفی میکنن علم پرستی حالا این علم پرستی چیه یعنی سیان تیزم چی هست علم پرستی را رویکردی تعریف میکن علم پرستی غیر از علمه یا یا روش علمیه در حقیقت ما یک علم داریم یک روش علمی یعنی ساینتیفیک داریم نگرش علمی یعنی ساینتیفیک داریم و یکی هم سینتی داریم سینیز یعنی که شما از علم مذهب بسازید به علم ا داشته باشید یک اعتقاد مذهبی یعنی علم رو جایگزین مذهب کنید علم پرستی را رویکردی تعریف می‌کنند که برای روش‌های علوم طبیعی تقدم و اصالت قائل است به حالتی شبه مذهبی و هیئتی بت پرستانه ظاهر می‌شود پیروان آن عقیده جزمی به قدرت علم دارن به تعبیر به تعبیر اریک ولگن علم عل به بتی تبدیل می‌شود اریک وگن ببخشید اریک وگن به تعبیر اریک وو گلن علم به بتی بدل می‌شود که به طرزی جادویی دامن وجود را از شرور می‌پیوندد علم پرستی که امروزه فاقد مبنای دفاع پذیر فلسفی است اخلاق را تابع منطق علم ساخته به گواه تاریخ و تجربه به پیامدهای فاجعه آمیز راه این دقیقا طرز تفکر ایلان ماسک و طرز تفکر آقای ترامپ هست ایلان ماسک معتقد هست که شما با تکنولوژی میتونی انسان جدید بسازی و اصلا هیچ حد اخلاقی یا حد به اصطلاح انسانی قائل نیست و معتقده که این تکنولوژی این اخلاق هست که باید تابع منطق علم باشه و فکر میکنه که در نظام‌های توتالیتر توتال یعنی دقیقاً تفکر ایلان ماسک تفکر ترامپ تفکر خامنه‌ای معتقدن که همه چیز رو میشه اونجور که خودشون می‌خوان عوض کنن همه چیز ممکنه تغییر همه چیز ممکنه و برای تغییر طبیعتاً فکر می‌کنن که علم و تکنولوژی یگانه ابزار هست که میشه همه چیز رو مهندسی کرد نگاهشون به همه چیز مهندسیه ایدئولوژی علم پرستی به مادیت گرایی سوع می‌انجامد این این حاصل تقلیل واقعیت جهان و انسان است به بخش‌هایی قابل بهره کشی و دستکاری و تغییر شکل و کاربرد آن اون بخشی از انسان رو که میشه شما تغییر بدید تا اینکه انسان رو به سود خودت استثمار بکنی در حقیقت این هدف ایدئولوژی علم پرستی هست این اراده معطوف به قدرت هست که به اغواگری نیروهای اقتصادی و سیاسی تن داده به طمع کسب و بست بیشتر سلطه بر طبیعت و انسان‌های دیگر از تمنا و تقلا باز نمی‌ایستد برخی نتایج مصیبت‌بار این رویه را در تخریب فزاینده زیست بوم ایرانی و ویرانی منابع حیاتی و طبیعی طی چهاردهه گذشته می‌توان دید حالا در ایران در جهانم که روشنه آدولف هیتلر و ژوزف استالین نیز در مقام پدران بنیادگذار توتالیتاریسم دانشمندان و مهندسان را مهم‌ترین نیروی کارآمد و کلیدی برای تشکیل و تثبیت دولتی مقتدر می‌دانستند به طور کلی دیکتاتورها عاشق دستیابی به قدرت صنعتی و تفوق نظامیان برای این مقصود مرزی برای سرمایه‌گذاری و بلند پروازی نمی‌شناسند هیتلر شیفته ابر تسلیحات یعنی پن بود و استالین خود از نزدیک و با وسواس بر پروژه تولید سلاح‌های هسته‌ای نظارت می‌کرد می‌دونید که آقای خامنه‌ای چند وقت پیش حالا نمیدونم جدیده یا نه ولی دیدم که آقای محمد جواد لاریجانی گفته که آقای خامنه‌ای اینترنت در ایران آورده این درست میگه اینترنت کامپیوتر اینها رو آقای خامنه‌ای خیلی به ترویج کمک کرد مخصوصاً در حوزه که اساساً ورود کامپیوتر به حوزه باعث شد که یک انقلاب بروکراتیک در حوزه به وجود بیاد و حوزه در حقیقت استحاله پیدا بکنه به یک نهاد کاملاً جدید اردوگاه‌های مرگ در نظام نازی با همکاری پزشکان و نظامیان قربانی می‌گرفت در بسیاری از نظام‌های توتالیتر نهادهای علمی پررونق و نسبتاً پیشرفتن شوروی‌ها به پیش دست در فرستادن سفینه فضایی به ماه بر عالمیان مباحات می‌کردن مدیران نهادهای آموزشی و پژوهشی عمده باید منسوب و مربوط به حکومت و حتی از آزمودگان و تأیید شدگان دستگاه‌های امنیتی باشن به رغم ادعای این دولت‌ها در استقلال و از و استغنا از نگاه به الگوهای قدرت‌های برتر و رقیب جهانی تشکیلات علمی و برنامه‌های درسی در آن نهادها تابع استانداردهای بین‌المللی به ویژه پژوهشگران مطالعات اجتماعی علم د سوشال استادی آ ساینس نشان داده‌‌اند که انتظارات اقتصادی و توقعات سیاسی و ملاحظات ایدئولوژیک سازنده اصلی جلوه‌ها و کارکردهای علم توتالیتر نهادهای آن و هویت افرادی هستند که در خدمت آن سرگرم تحقیقات عملی علومی که برای جمهوری اسلامی ارزش استراتژیک داره اینا علوم امنیتی به شمار میان دیگه کسانی که درش درس می‌خونن کسانی که اونجا رو اداره می‌کنن کسانی که به هر نحوی مرتبط به این علوم هستن از نانو گرفته تا نمیدونم علوم هسته‌ای اینا همه فیزیک هسته‌ای اینا همه مربوطند به دستگاه امنیتی کشور هان آرنت فیلسوف آلمانی به ویژه در کتاب وضعیت انسان به تبیین چگونگی ارتباط ناگذیر و ناگسستنی میان توتالیتر توتالیتاریسم و علم مدرن می‌پردازند و مخاطرات این امررا برای قلمرو عمومی جامعه انسانی و سیاست شرح می‌دهد او به تفصیل بیان می‌کند که بشر تازه با گالیله بود که به تفاوتی جدی میان علم و سیاست پی برد پیش از گالیله زبان علم همانقدر انتزاعی و دور از تجربه بود که زبان سیاست اما کشف رازهای آسمان از دریچه تلسکوپ انسان را به مرحله جدیدی از تاریخ خود رهنمون ساخت جایی که در آن قادر است با ابزارهای صنعتی نه تنها دنیا را با اطمینان بیشتری بشناسد که بر آن تسلط نیز بیابد علم و تکنولوژی مدرن به آدمی این توان را می‌بخشد که از تنگنای مرزها و محدودیت‌های جسم زمین‌گیر خود فرا گذرد و به لایه‌هایی از آگاهی عینی کیهان و جهان نائل آید که پیش از آن تنها تیر گمان و خرافه و حدس آن را نشانه می‌رفت دانشمندان با دستیابی به معرفتی جدید به قدرت اجتماعی ممتازی دست یافتند و حتی با برساختن زبانی تخصصی برای ارتباط با یکدیگر جهان خود را از باقی جامعه جدا نمودند آنان نشسته بر قله‌های اقلیم انسانی نظاره‌گر دورترین افق‌ها شدند و دانایی و توانایی رقیب نشناسی را در انحصار خود گرفتن کشف روش‌های شناختی و ابداع شیوه‌های عملی برای تغییر و درآوردن جهان به قالب‌هایی که پیشتر در خیال نیز نمی‌گنجید به علم مدرن خصلت استیلا گرانه بی‌مانندی بخشید و آن را در چشم رژیم‌های توتالیتر آراست حکومت‌های توتالیتر به سیاست یعنی مشارکت فعال همگان در تدبیر و تمشیت امور عمومی باور ندارند آن‌ها یکسره در سر هوای آنها یکسره در سر هوای تملک و تصرف بیشتر جهان را می‌پرورد یعنی منطق اونها از توتالیتر ها از قدرت از سیاست فقط قدرت میفهمند و توانایی به انقیاد آوردن هم انسان‌ها هم طبیعت نقش و جایگاه علم و تکنولوژی تکنولوژی در نظام‌های تمامیت خواه هرگز حاشیه‌ای و فرعی نیست ایدئولوژی در مقام دستگاهی نظری و انتزاعی به هیچ روی یارای آن را ندارد که پایه و پشتوانه پایدار برای این رژیم‌ها باشد به رغم اینکه این رژیم‌های توتالیتر خیلی به ایدئولوژی شون مینازن ولی ایدئولوژی‌ها شون به سرعت تواناییش رو ب برای جذب کردن از دست میده ایدئولوژی‌ها به محض اینکه به قدرت می‌رسن به سرعت فرسوده میشن بنابراین نمی‌تونن این نظام‌های توتالیتر به ایدئولوژی تکیه بکنن مثل الان که جمهوری اسلامی ایدئولوژی در حقیقت فرسوده و نخ نماست ایدئولوژی در مقام دستگاه نظری و انتزاعی به هیچ روی یارای آن را ندارد که پایه و پشتوانه پایدار برای این رژیم‌ها باشد و عمر ایلا گری آنها را بر شهروندان و توسعه دامنه نفوذ نفوذ نظامی و اقتدار گرانه اقتدارگرا گران گرایانه اشان را دراز نماید ایدئولوژی‌های تمامیت‌خواه در بهترین حالت دولتی مستعجل ان طی مدت زمانی کوتاه از کشش و کنترل هر دو باز می‌مانند و به اساس و آویزه زینتی در سراچه قدرت بدل می‌شوند ایدئولوژی‌ها کاملاً زینتی میشن دیگه الان مثل جمهوری اسلامی مثل فقه اسلامی اینام فلسفه اسلامی اینا در جمهوری اسلامی کاملاً حکم این تابلوهای واسمی رو دارن که در فروشگاه‌ها آویزون می‌کنن برای زینت یا در مطب به دکترا ایدئولوژی‌های تمامیت خواه در بهترین حالت دولتی مستعجل ان طی مدت زمانی کوتاه از کشش و کنترل هر دو از کشش و کنترل هر دو باز می‌مانند و به اساس و آویزه زینتی در سراچه قدرت بدل می‌شوند چنین اس کن‌ها برای تداوم تسلط خود به تکیه‌گاهی ملموس و مستحکم حاجت دارند رژیم‌های توتالیتر وقتی که نمیتونن به ایدئولوژی تکیه بکنن ناگذیر به یک پایگاه محکمی تکیه گاه محکمی تکه کنن که اون چیزی جز تکنولوژی نیست و چه ستونی استوارتر از علم و تکنولوژی نظام‌های توتالیتر اتوپیای اند و مدام آینده درخشان و چشم‌اندازی آرمان شهرانه را تبلیغ و تصویر می‌کنند ما به قله‌ها نزدیک با انحصار سلطه بر نهاد علم و مصادره سراسری منا و دستاوردهای علمی رژیم به طرزی جادویی و البته فریبنده بقای خود را تضمین شده مییابد توتالیتاریسم نه با سنت می‌سازد نه با عصر خود کنار می‌آید لاجرم به دنبال زمین یقینی است که بتوان در عین پشت کردن به جهان بر روی آن ایستاد این رژیم‌ها غرق در توهم‌های مضاعف هیچ دستاویزی را به اندازه سلطه ان صاری بر علم و تکنولوژی اعتماد پذیر نمی‌دانند ا ایدئولوژی آقای ترامپ هم تکنولوژی دیگه تکنولوژی و در حقیقت علم و قدرت اقتصادی علم مدرن هم لنگر این کشتی و هم بادبان آن است یعنی هم تکیه گاهش و هم جهت دهنش از سوی دیگر برای توتالیتر ها الگوی معیار در فرآیندهای علمی و قوانین و شگردهای تقییر دهی و تصرف ماهرانه در جهان به غایت خواستنی و برانگیختن می‌نماید آن‌ها با قیاس همسان انگار دو جهان اجتماعی و طبیعی تغییر دفعی و کلی انسان را نیز ممکن و مطلوب پنداشته مهندسی اجتماعی را یگانه راه مطمئن غالب زدن انسان‌های تازه و سراپا دلخواه خود می‌یابند و خیال خلق جامعه‌ای را می‌پزند که شب‌ها به گورستان و روزها به کارخانه می‌ماند دقیقا دنیای ایدهآل آقای ترامپ و آقای ایلان ماسک همینه که همه کار بکنن شبیه همه چیز رو بسازن برای اون‌ها آرنس در آثار خود نشان می‌دهد که چگونه درک توتالیتر ها از قانون موضوعه ریشه در برداشت آنها از قوانین طبیعی دارد یعنی آقای ایلان ماسک همون طور که فکر می‌کنه که چون تونسته تسلا بسازه بنابراین می‌تونه یه آدم جدیدی رو هم بسازه دیگه این آدم جدید آمریکای جدید دنیای جدی جدید در حقیقت هدف اینا هست و این باعث میشه که جامعه رم مثل کارخونه تسلا یک کارخونه کاملاً قابل مهندسی ببین در نتیجه قانونگذاری نه با سازوکاری سیاسی که طی تدابیر و ترفندهای اقتدارگرا و حتی حراس گستر صورت می‌پذیرد در خبرا خوندید که آقای ترامپ چند نفرو به دلیل اینکه به ایده او درباره آمریکا اعتقاد ندارن از کار برکنار کرد یدم دیروز روز اول که آمده چون به ایده بود درباره امریکا اعتقاد نداشتن اونها رو برداشته تأثیر دگرگون سز سیان تیسم یا علم پرستی به حوزه علم و صنعت محدود نمی‌شود منطق علم پرستی در کانون جهانبینی توتالیتر می‌نشیند روانشناسی آن را می‌سازد نوع خاصی از تاریخ‌نویسی یادآوری گذشته و انتظار آینده را شکل می‌دهد قدرت اغواگری و انقیاد گری تصور ناپذیری به زبان می‌بخشد بر غلظت آمران گی و تاویل گریزی و نیرنگ بازی آن می‌افزاید و در شیپور توهم‌های توسعه طلبانه و عظمت جویانه دولت آنقدر می‌دمد تا سرانجام در اوج باخود بیگانگی به سراشیبی سقوطی بی بازگشت فرو افتد می‌بینید که آقای ترامپ میخواد گرینلند م بگیرم به عبارت دیگر در توتالیتاریسم علم پرستی همان پارادایم حقیقت و عقلانیت انگاشته می‌شود دنیویت بد و ولع وحشیانه برای تمتع از مادیات با ادعای دینداری و روحانیت نمی‌خواند ولی علم پرستی حجاب دیده دولت برای دیدن این تناقض است یعنی آقای چیز رو ببینید آقای ایلان ماسک و آقای ترامپو ببینید که به شدت به مذهبیا نزدیکن از اون طرف به شدت در مادیت غرقان ولی علم پرستی حجاب دیده دولت برای دیدن این تناقض است در واقع علم پرستی در جمهوری اسلامی به مسخ محتوا و تحول نقش و مقام دین انجامیده است بیش از هر چیز بدان رو که سبک سنتی تدین و تشرع ورزیدن از یک سو و از یک سو زوار یافته نخبگان و سهام‌داران حکومت به وسوسه‌های علم پرستانه و منطق بازارهای مادی و نمادین تن سپردان و در نتیجه مردم به جای دینی زیستن بیشتر دین را مصرف می‌کنن کاری که در در آمریکا هم میشه دولت به کارایی و ثمربخشی مهندسی اجتماعی که مثلاً جلوه‌ای از آن را در ایده و بساط اداری انقلاب فرهنگی می‌توان دید ایمانی راسخ دارد چرا که مقهور چرا که مقهور جهانبینی مکانیک واری اس که در عین عجز فزاینده از حل معضلات مدام ببخشید به خاطر اینکه چرا که مقهور جهانبینی مکانیک باریست که در عین عجز فزاینده از حل معضلات مدام معضلی تازه می‌آفریند یعنی نمی‌تونه ب ب رو حل بکنه ولی مدام بحران جدیدی خلق بکنه پیامد خویشاوندی علم پرستی با اراده معطوف به قدرت غلبه داروینیسم اجتماعی بر ذهنیت فرمانروایان جامعه است این نکته خیلی مهمه که کسی مثل ترامپ دیروز صحبت کرد و گفت که انسان بی‌رحم‌ترین جانوره و زندگی چیزی نیست جز جنگ و که باید درش یا پیروز شده یا شکست خ این دقیقا تفکر داروینیست یعنی کهه جهان رو پیکار یک صحنه پیکار عدی میبینه که در اون هر کی ضعیف تره از بین میره و این رو در حقیقت این منطق میپذیره در حقیقت این منطق رو میگه که چون اینطوره پس باید من قوی بشم که از بین نرم و ضعیف باید از بین ببرم تا بمونم این در صحبت دیروز آقای ترامپ ب داروینیسم اجتماعی به انواع و اقسام نظریه‌هایی اشاره دارد که مفاهیم بیولوژیک بیولوژیکی چون انتخاب طبیعی و بقای اسلحه را بر جامعه‌شناسی و سیاست تطبیق می‌دهند این نگرش میگن که چون حیوانات اینطورین حیوانات بر اساس انتخاب اسلحه بقای اسلحه و انتخاب طبیعی رشد می‌کنن تکامل پیدا می‌کنن پس جامعه هم همین طوره ما باید ضعیفان نابود کنیم اقویا رو قدت بیشتر ببخشیم این کاملاً نگرش آقای ماس و آقای ترامپ و آقای خامنه‌ای این نگرش به طور طبیعی جهان انسانی را نیز آوردگاه پیکار بی امان و بی‌پایان آدمیان با هم می‌داند این عین جمله اینو من ۵ سال پیش نوشتم ولی ا عین جمله آقای ترامپ دیروز و نابودی ضعیف و به جان در بردن قوی را تقدیر طبیعت می‌انگارد میگه که این تقدیر طبیعته همونطور که در طبیعت قوی ضعیف می‌کشه و ضعیف باید از بین بره در جهان اجتماعی هم هیچ چاره‌ای جز این نیست دیدگاهی که در آن سیاست و اخلاق جا و معنایی برای خود ندارند در نتیجه اگر قرار باشه که در جهان اجتماعی ما هم قوی بر ضعیف چیره بشه و حق داشته باشه که ضعیف از بین ببره دیگه اون وقت نه سیاست معنا داره نه اخلاق رگه‌های روشنی از این د داروینیسم اجتماعی را در منش و گفتار رهبر نظام می‌توان سراغ گرفت آقای خامنه‌ای بارها و بارها این مضمون رو گفته خیلی زیاد یک بار او در سخنرانی نوروزی خود در حرم رضوی مشهد در توجیه سیاست خارجی و برنامه‌های نظامی ایران شعری از ایرج میرزا را وسان شاهد نقل کرد قصه شنیدم این شعرو آقای خامنه‌ای خوند در صحبتش قصه شنیدم که بعلا به همه عمر لحم نخورد و زوات لحم نیازارد این اشاره است به ابوالعلا معری که گیاهخوار بود گوش نمیخوند در مرض موت با اجازه دستور خادم او جوجه‌ها به محضر او برد وقتی که در بستر مرگ قرار داشت پزشک گفت که باید این جوجه بخوره خواجه چو آن طیر طیر کشته دید برابر اشک تحسر ز هر دو دیده بیف شد وقتی اب الان نگاه کرد به این سینی که درش جوجار کباب کرده بودن شروع کرد به گریه کردن گفت چرا ماکیان شدی نشدی شیر تا نتوان تا نتواند کس به خون کشد و خرد مرگ برای ضعیف امر طبیعیست هر قوی اول ضعیف کشت و سپس مرد این دقیقاً داروینیسم اجتماعیه یعنی اگر شما معتقد داشته باشین معتقد باشین که مرگ برای ضعیف امر طبیعیست طبیعتاً میگید که اگر مثلاً ۴۰ میلیون نفر در آمریکا بیمه ندارن این مشکل اون‌هاست و باید نه در حقیقت به به یه نحوی از بین برن مضمون داروینیست این شعر در کلام خامنه‌ای تنین داروینیست بیشتری یافت آقای خامنه‌ای میگه میگه این را قبول دارم که مرگ این حرف آقای خامنه‌ای این را قبول دارم که مرگ در دنیایی که بر اساس افکار مادی اداره می‌شود برای ضعیف امر طبیعیست این را قبول دارند اما اگر یک ملتی به خود نیاید خود را قوی نکند دیگران به او زور می‌گویند بعضی ملت‌ها هستند که تا قوی شدن فاصله زیادی دارند امیدی وجود ندارد که بخواهند در خود آن نیرویی را که تا قو بتوانند مقابله کنند با زورگویان و گردن کلفتهای عالم ایجاد کنن اما ملت ما اینجور نیست ما اولاً استعداد قوی شدن زیاد داریم امکانات و ظرفیت‌ها هم زیاد داریم قوی شدن یک ملت فقط به این نیست که تسلیحات جنگی پیشرفت داشته باشد البته تسلیحات هم لازم است اما فقط با تسلیحات هیچ ملتی قوی نمی‌شود من وقتی نگاه می‌کنم سه عنصر را پیدا می‌کنم که دو عنصر از آنها همین دو نقطه‌ای اس که در پیام عرض کردم این سه عنصر اگر مورد توجه قرار گرفتند یک ملت قوی می‌شود یکی اقتصاد یکی فرهنگ و سومی علم و دانش گفتن ندارد که مراد آقای خامنه‌ای از فرهنگ محدود به فرهنگ متعهد و تبلیغاتی است ابزاری همچون اقتصاد و علم در خدمت قدرت بسیار خوب من اینو فکر کردم که برای الان مناسب هست خوندنش و دوستان اگر میل دارن میتونن من لینکش م گذاشتم دوستان اگر دوست داشتن میتونن متنش بخونن خیلی ممنونم از شما اگر نکته‌ی دارین من در خدمتتون هستم آقای خلجی دوستی پرسیدن مراد شما از علم چیه مراد از علم یعنی همین علم مدرن یعنی هرچ به اصطلاح ما یک علوم محض داریم مثل علوم ریاضی فیزیک بعد شیمی بعد علوم تجربی هر چیزی که در حقیقت شما علم علم مدرن تلقی میکنین در برابر علوم انسانی در حقیقت وقتی که میگیم که علم پرستی یا علم باوری یعنی باور به علم تجربی و باور به علمی که در خدمت تکنولوژی یعنی علمی که از توش تکنولوژی بیرون میاد یعنی علمی که کاربردیه مثلاً الان در دانشگاه آمریکا خیلی از در دانشگاه غرب ک به طور کلی خیلی از رشته‌های علوم انسانی دچار بحران شدن به خاطر اینکه کاربردی به نظر نمیاد همه علومی که کاربردی و در به اصطلاح تکنولوژی به کار بیان دیگه آقای خامنهای هم وقتی میگه اقتصاد یعنی اقتصاد جز علوم انسانی نمیدونه در حقیقت کاربردی میدونه به خاطر کاربردش که بهش توجه بکنه آقای خلجی دوست دیگهای هم نوشتن که حکومت‌های توتالیتر از علم و تکنولوژی شما گفتین آقای خامنهای خیلی موافق هستش با علم میگن اینا فقط علم رو در عرصه نظامی و کشتار به کار میبرن چرا پس ما در عرصه ماشین سازی امکانات پزشکی و عرصه‌های دیگه پیشرفت نکردیم خب البته هرچی که به قدرتشون مرسه ولی در ایران که در ی بعضی رشته‌ها ما دانشگاه صنعتی شریف یکی از مهم‌ترین دانشگاه‌های نه تنها ما هست که در دنیا هم خیلی اعتبار داره بعد در زمینه پزشکی ما خیلی پیشرفت کردیم چرا در در خیلی زمینه‌ها ما پیشرفت کردیم در زمین تکنولوژی منتها طبیعتاً اقتصاد ویران و همین بلندپروازی‌های نظامی به شما اجازه نمیده که در اول در اول شوروی هم نتونست کاری بکنه چینم نتونست کاری بکنه بخواد درست بهخاطر اینگه تفکیک می‌کنن دیگه به خاطر اینکه علوم انسانی در حقیقت ریشه است ریشه مدرنیته است این‌ها می‌خوان فقط از میوه هاش بچینن اینا فقط می‌خوان از تکنولوژی تکنولوژی میوه است و ولی اینا میوه‌ها رو می‌خوان ریشه رو نمی‌خوان در نتیجه شکست می‌خورن منم که توی این مقاله نوشتم که شکست می‌خورن عرض کردم ولی چرا در یه سری رشته‌هایی اینا پیشرفت کردن منتها این پیشرفتها همه عقیم خواهد بود حتی در برنامه نظامی شونم عقیم خواهد بود آقای سعید عابدی بفرما ببینید در زمینه تاریخ اگه شما به تاریخ برنامه‌های هسته‌‌ای در جهان نگاه بکنید برنامه هسته‌ی جمهوری اسلامی طولانی‌ترین پرهزینه‌ترین و ناکام ترین برنامه هسته‌ای در طول تاریخ یعنی ساختن به اصطلاح یه رسیدن به انرژی هسته‌ای یه چیزی پروژه ۱۰ ساله است و با هزینه شاید یک سدم اونچه که جمهوری اسلامی تا حالا درست کرده ولی جمهوری اسلامی اولاً طولانی‌ترین مدتو داره برنامش ثانیا پرهزینه ترینه و سالس با همه این حرفا به نتیجه نرسید آقای خرجی دوست دیگه سوال آخر رو میپرسم از چت دوست دیگهای پرسیدن که خود ماسک از تکنولوژی استفاده میکنه و علم تولید میکنه چه ربطی داره به بقیه مواردی که شما مثال زدی خب پس چرا اومده تو دولت چه ربطی داره به آقای خامنه به آقای ترامپ بله راجع به آقای ماسک یه مقدار مطالعه کنن آقای سعید بفرمایید شما اگر صحبت میکنید آ ک من اجازه بدین که من یه نگاهی بکنم به چیزی که دوستان اینجا نوشتن [موسیقی] و اولاً که سلام و احترام دارم خدمت همه دوستان که در چت یوتیوب نوشتن و سپاسگزارم از همه بله من یه سؤال مهم بود اونجا من خوندم براتون آقای خر بس بسیار پ من باز نگهدارم یوتیوب یا ببندم چیکار کنم نه شما نگه دارین دوستان تشکر کردن که اونجا پاسخهای شما رو میشنون اون دوستمون در تکمله جوابی که شما دادین گفتن به عنوان یک کارآفرین نمونه وارد دولت شده این ایرادی داره بله مسئله به عنوان کارآفرینی نیست مسئله نوع نگاه آقای ماسکه و نوع نگاه آقای ترامپ تکنولوژی بحث بر سر این نیست که علم بده تکنولوژی بده یا شما میتونین بدون علم و تکنولوژی مثلاً اقتصاد داشته باشین یا جامعه رو اداره بکنین نه بین علم بد نیست علم باوری بده ساینس بد نیست ساینتیست بده تکنولوژی بد نیست اما اگر فکر کنید که جامعه هم مثل یه کارخونه است اون بده جامعه رو مثل کارخونه دیدن بده شما ما قطعاً به کارخونه نیاز داریم اما باید سیاست و جامعه رو به شکل سیاسی و اخلاقی و اجتماعی ببینیم نه به شکل کاملاً تکنولوژیک فرض کنید که آدما رو میشه در حقیقت یه سیستمی درست کرد که آدما اون کاری که شما دلتون می‌خواد انجام بدن ها مثلاً ما یه سیستمی درست کنیم برای اقتصاد که آدما مجبور بشن اون شکلی که شما میخواین زندگی کنن ها شما آن شکلی از آزادی خودشون بگذرن برای اینکه مثلاً نون داشته باشن برای اینکه امنیت داشته باشن شما آدما رو مجبور بکنین به اینکه نتونن تصمیم بگیرن ها این میشه این میشه بد و تکنولوژی و علم دقیقاً همین کارو میکنه در نظام‌های چیز نظام‌های سرمایهداری که الان دیگه جهانی شده نظام سرمایهداری انواع و اقسام مختلفی داره از طریق علم و تکنولوژی چیکار میکنن کاری میکنن که شما اون چیزی رو که او میخواد بخری اون چیزی که او میخواد بخواهی اون چیزی که او میخواد بشنوی اون چیزی که او میخواد ببینی اون چیزی که او میخواد بفهمی توجه میکنین و خود رسانه تکنولوژی رسانه تکنولوژی دیگه در حقیقت شکل این این کهه میگن کاگنی تیو وار یا جنگ شناختی همینه جنگ شناخت یعنی چی جنگ شناخت شناختی یعنی که یه کاری بکنن که شما همه چیزو یه شکل دیگه بفهمید ها مثل اینکه شما بیهوش بشید بعد مثلا چشمتون لنز بگذارن بعد شما نفهمید که این چشمتون توش لنزه همه دنیا رو آبی ببینید فکر کنید همه دنیا آبیه این کاریست که رسانه‌ها میکنن در حقیقت این کاریست که نظامی اقتصادی میکنن ناگهان یه چیزی براتون مهم میشه که اونا براتون مهم کردن ا وقت یه چیزایی رو میخواید که فکر می‌کنید شما می‌خواید در حقیقت اون چیزیست که اون نظام‌های سلطه یا اون قدرت‌های برتر اراده کردن هر جا که آزادی انسان هر جا که توانایی انسان برای قضاوت بین خوب و بد بین حقیقت و باطل از بین بره اونجا خطره حالا وقتی تکنولوژی و علم استفاده میشه برای قدرت گرفتن بر به اصلا به زیر قدرت گرفتن انسان‌ها شما میخواید بر انسان ها مسلط بشیم اگر تکنولوژی و علم ابزار سلطه بر انسان‌ها باشه میشه سیان تیزم و میشه همون چیزی که ویژگی نظام‌های توتالیتر هست چون نظام‌های توتالیتر میخوان سلطه پیدا کنن برا آدم‌ها از چه راه این کارو می‌کنن از راه در حقیقت علم و تکنولوژی از یه نوعی مدیریت می‌کنن که شما به جمهوری اسلامی فحش میدین ولی میرید تو توی بانک پول می‌ذارید برای اینکه مثلاً ماشین جدید که اومد اون ماشین جدیدو بخرید بعد در نتیجه میبینید که مثلاً ۲۰۰ هزار نفر میرن ۵۰۰ میلیون تومن میذارن تو بانک برای یه ماشینی که هنوز نیومده به عنوان بیعانه به عنوان پیش پرداخت و در حقیقت همون کاری که جمهوری اسلامی میخواد میکنن دیگه همون شکلی جمهوری اسلامی میخواد عمل میکنن این سیستم مثلاً وام دادن سیستم چه جوری آدما رو کنترل میکنن از طریق تکنولوژی کنترل آدم‌ها نظارت بر آدم‌ها اینکه میدونن شما زمانی که آقای احمد این یارانه ها رو در ایران باب کرد اگر یادتون باشه در ایران خب خیلیا بودن که چیز نداشتن حساب بانکی نداشتن طبیع به خاطر شما بخواید یارانه بگیرید حساب بانکی داشته باشیم دیگه من یادم ا موق ی گزارشی میخوندم از صندوق بینالمللی پول که میزان حساب‌های بانکی در ایران از آمریکا به نسبت بالاتره یعنی میزان حساب‌های بانکی که مردم دارن در در آمریکا مردم که حساب بانکی اصلاً ندارن به نسبت ک بیشترن تا ایران اونوقت حساب بانکی چیه حساب بانکی یه چیزی که شما رو یا کردیت کارتها یا هرگونه خریدی که می‌کنید شما آنلاین اینا کاملاً می‌تونن شما رو کنترل کنم اگر ابزار اگر موانع اخلاقی اگر تعهدات اخلاقی و تعهدات سیاسی وجود نداشته باشه شما چه می‌دونید وقتی که میرید در گوگل سرچ می‌کنید کی از این سرچ شما استفاده می‌کنه بنابراین اگر یه نظامی وجود داشته باشه که به خودش حق بده که از این اطلاعات شما از اطلاعات اصطلاح آنلاین شما از اطلاعات بانکی شما از اطلاعات نمیدونم خرید و فروش شما استفاده بکنه ببین چه فاجی رخ میده در حقیقت اونچه که امروزه باعث میشه که انسان‌ها آزادی خودشونو از دست بدن همین مسئله اطلاعاته جنگ اطلاعاته الان مسئله اصلی اینه که شما اطلاعات به دست بیارید میدونید من اگه بخوام اینجا قهوه بفروشم اگر بدونم که تو این محله ما چند نفر قهوه می‌خورن چه نوع قهوه‌ای می‌خورن کی قهوه می‌خورن چند بار در روز قهوه می‌خورن تموم شده میشم بهترین بیزنس می‌تونم اینجا تشکیل بدم و هر قهوه خونه دیگه‌ای رو که این اطلاعات نداره شکست بدم خب تصور بکنید که اینطور باشه ا وقت چه فاجی پیش خواهد اد بله آقای سعید بفرمایید شما ببخشید سلام عرض هدب خیلی ممنون از مباحث خیلی خوبتون من اینطوری که از صحبتهای شما برداشت کردم به نظرم رسید که منظور شما اینه که داروینیسم اجتماعی که آقای ترامپ عقیده داره و همچنین آقای خامنهای که گفتید و در این قضیه مشترک هستن گویا مورد ضم شماست و قبول ندارید همچین چیزیو من فکر می‌کنم که یک ایدلی وجود داره و یک واقعیتی اگر شما منظورتون ایدآل هاست بله میشه به عنوان یک مباحث کلی مطرح کرد و بگید که مثلاً این در واقع این ضررها رو داره این در واقع غیر انسانیه غیر اخلاقیه ولی یه وقتی یه سیاستمدار میخواد روی کف جامعه بازی کنه و باید با واقعیت‌ها کنار بیاد نگاه من اینه که داروینیسم اجتماعی هست وجود داره اسرائیل داروینیسم نمونه کامل داروینیسم اجتماعیه اصلا براش مهم نیست هیچ قطعنامه شورای مللی چرا چون قویه در مقابل هر کس دیگهای هر کشور دیگهای این کارها رو توی یه کشور دیگهای انجام داده بود خیلی راحت با مواجه میشد با نمیدونم لشکرکشی سازمان ملل های سازمان ملل انواع و اقسام تحریم‌ها یا مثلاً خیلی راحت دارن دو سه تا استان اکراین رو میگیره روسیه یعنی الانم که اومدن یه در واقع طرحی اعلام کردن که میخوان جنگو ردن اینه که آقا تو اگه بخوای جنگ تموم شه باید زمین بدی دیگه تو ضعیفی اون قویه باید تو ضعیفی این واقعیت موجود الان به نظر من اینه اگر که بحث شما در م مورد ایدآل هاست من با شما خب کاملاً موافقم میشه در مورد ایدآل ها صحبت کرد ولی واقعیت جامعه و اجتماع به نظرم همین داروینیسم اجتماعی که وجود داره یعنی شما معتقد هستید که ما تبدیل بشیم به گرگای درنده و هر کی آخر زنده موند اون برنده است نه نه من این اعتقادی ندارم من دارم میگم آیا شما درباره ایدآل ها دارید صحبت میکنید یا در مارد واقعیت موجود دوست عزیز زندگی یعنی تلاش برای تغییر آزادی آزادی وقتی ما میگیم انسان ب یکی مثل آقای ترامپ باید با همین جامعی که داروینیسم اجتماعی دار داره توش اتفاق میفته باید کار کنه یعنی چی متوجه هستین آقای خامنه‌ای باید توی این توی اینجا نمیتونی من متوجه نیستم یعنی ما ما به جای اینکه مثلاً اسرائیل رو که به قول شما داره آدم می‌کشه و هیچکس آی نیست مثلاً یه در برابرشون شروع کنیم ما آدم کشتن ماهم مثل اسرائیل باشیم بعد ببینیم آخر سال کی برنده میشه آره یا اینکه ببینید اجازه بدید اجازه ب ب متوجه شدم بله اجازه بد ببینید دوست عزیز وضع طبیعی بشر جنگه آدم‌ها در وضع طبیعیش با هم می‌جنگن اخلاق تمدن و چیزیست که انسان‌ها به وجود میارن برای اینکه اون غرائز طبیعیش رو کنترل کنن بنابراین تمدن یعنی خویشتنداری یعنی شما فروید جمله معروفش اینه که تمدن از زمانی آغاز میشه که بچه مدفوع خودشو نگه می‌داره یعنی می‌تونه خویشتنداری کنه یعنی شما می‌تونید آدم بکشید ولی نمیکشید خب این میشه تمدن اینکه شما در روی زمین یک شرایطی به بنابراین زندگی زندگی انسانی معطوف باید به ایدآل صلح باشه یعنی ما باید بپذیریم که همدیگه رو نکشیم اگه نپذیریم که همدیگه رو بکشیم خب نابود میشه بشر بنابراین اینکه واقعیت اینه معلومه که واقعیت اینه اصلاً بدتر از اون نهاد بشر شره بشر اساساً میل به شر داره کسی با انسان نمی‌تونه وادار بکنه که مرتکب شر بشه انسان میلش اصلاً به شر غریضه شما شما رو به شر می میرانه نه به خیر در نتیجه اخلاق یعنی زندگی کردن به رغم غریضه سیاست یعنی زندگی همزیستی به رغم غریضه جامعه یعنی زندگی به رغم وضع طبیعی اینکه واقعیته بله واقعیته منت واقعیته که شما مثل این می‌مونه که شما بگید که این دریا واقعیته منم بپرم توش نه واقعیته منتها شما باید کشتی بسازی ما باید این واقعیت رو مهار بکنیم اگه مهار نکنیم نسل بشر منقرض بشه ا وقت اگر شما نپذیریم که به سمت صلح برین یعنی شما آزادی انسانو انکار کردیم میگه آقای ترامپ در این جامعه آمریکا چیکار بکنه باید به واقعیت طم بده نه اساساً ما زمانی داریم حرف می‌زنیم که ما تصمیم بگیریم به واقعیت تن ندیم اگه بخوایم به واقعیت تن بدیم که جای بحث نداره بحث‌ها مال زمانیست که شما بخواید به واقعیت تن ندید برای تن دادن به واقعیت اصلاً هیچ جای بحثی نیست بله خیلی ممنون متوجه شدم مسی شما دارید در مورد ایدآل ها صحبت می‌کنید بله متوجه شدم بله آقای مهدی بفرمایید شما سلام آقای خلجی وقتتون بخیرش مرسی از توضیحاتتون من یه سوالی ازتون داشتم الان بحث نادیده گرفتن علوم انسانی و توجه بیش از حد رو بحثهای تکنولوژی که فرمودین خ یه سری فیلد هستن الان تو آکادمی که دارن سعی میکنن بین رشته علوم انسانی و تکنولوژی با هم ببینن و تاثیر و خ ی بحث خیلی گسترده که تحت عنوان مطرح شده خیلی داره پیش میره این بحث ولی خب یه بحثی که هست من حالا مشاهدات خودمو میگم آماری ندارم واسه این اما چیزی که میبینم توی کشورهای اروپایی خیلی بیشتر به این بحث ها توجه بشه تا کش تا مثلا آمریکا تو آمریکا توجه شده اتفاقا خیلی ایران هستن که روی این بحث کار می‌کنن ولی توی کشورهای اروپایی بیشتر دیده میشه از یه طرف یه خبری و حالا چند وقت پیش توی بی بی سی تیتر شد نمیدونم چقدر این مقام دولت مقام سابق دولت اسپانیا که این حرفو زده بود قابل اعتبار هست گفته بود تا ۲۰۵۰ کشورهای اروپایی مخصوصا از نظر اقتصادی رو به افول هستن و تا ۲۰۵۰ به مشکلات بزرگی برمیخورم و خب میخواستم ببینم که حالا با توجه روند سیاسی که توی جهان هست حالا تو آمریکا جبهه راست بیشتر اومده توی سمت اروپا هم خیلی کشورها محتمل هستن که جه راست قدرت بیشتری و بگیرن که حالا جبه که حالا تحت عنوان راست افراطی گفته میشه منظورم هستش نه حالا خود راست نمیدونم ح این واژه درستی میخواستم ببینم که چقدر این شما از نظر شما این چشم انداز میبینید که واقعا اینور مباحث حتی در سطح آکادمیک کش و بعدا بیاد توی عمل بتونه موفق باشه یعنی اینکه اآ یا هوش مسنوعی ما جوری طراحی بکنیم که ریسپانسبل باشه و خب ببینید ب بله ببینید خب این مسئله در تکنولوژی از ابتدا مطرح بوده و بعد در قرن بیستم با سلاحهای کشتار جمعی بیشتر مطرح میشه دیگه سلاحهای کشتار جمعی خ تکنولوژی دیگه تکنولوژیست که بعد جهان تصمیم می‌گیره که مخصوصاً بعد از هیروشیما به صورت مسئولانه از اون استفاده بکنه اینکه حالا موفق میشه نمیشه این‌ها ولی به هر حال تا الان دستاوردهای بشر در کنترل سلاح‌های کشتار جمعی بسیار درخشان بوده یعنی شما تصور کنید که به هال د تا اب قدرت مثل آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی می‌تونستن جنگ اتمی راه بندازن و کل جهانو نابود بکنن ولی نکر کردن یعنی اینطور نیست که شما توقع داشته باشید که کاملاً بتونید هوش مصنوعی رو مسئول کنید همه قدرت‌ها رو بتونید مثل هر سلاح دیگه است دیگه مثل هر تکنولوژی دیگه است شما نمی‌تونید کره شمالی رو جمهوری اسلامی رو متعهد بکنید همونطور که می‌تونید فرانسه و انگلستان و متهد بکنید ولی وجود یک نظم به اصطلاح قانونی یعنی یک رژیم حقوقی بین‌المللی برای مسئول کردن استفا برای به اصطلاح وادار کردن کشورها به کاربرد مسئولانه هوش مصنوعی یک ضرورت و حالا چقدر موفق میشه چقدر موفق نمیشه من نمیدونم ولی یه چیزیست که باید بشه یعنی نمیشه بدون این رژیم حقوقی ممکن نیست حالا این فقط در زمینه حش مصنوعی نیست ما در یه رشته‌های داریم حالا گفتیم که این بحث مالتی دیسیپلین که قلمروهای مالتی دیسیپلینی در حوزه علوم انسانی که تکنولوژی و علوم انسانی رو با هم به اصطلاح همزمان در نظر میگیرن خب مثلا ما یه رشتهای داریم به نام نور فیلاسوفی نورو فیلاسوفی یعنی به اصطلاح مطالعاتی که ترکیبی از فلسفه و عصب شناسی هست خب این بار اول شاید حدود اگه اشتباه نکنم حدود ۳۰ سال پیش در ام آیتی یه گروهی از به اصطلاح ساینتیست ها و فیلسوفان جمع شدن و شروع کردن به این مطالعات و خیلیها بعد به این فکر افتادن که از این مطالعات استفاده کنن برای کاملا شما میتونید افکار آدما رو عوض کنید یعنی اگر در مغز اگ شما اگر بتونید لوکالیزه که کدوم قسمت مغز مثلاً مفاهیم ابسترکت تولید میکنه کدوم قسمت مغز مثلا احساس ایمانی نمیدونم تعصب مثلا ایجاد میکنه بعد بتونین اون قسمتو با قرص مثلا یا با مدیکیشن با هر نوع دارویی دستکاری بکنین اونوقت خیلی اتفاق بزرگی میفته دیگه اونوقت شما دیگه مثلا فرض کنید برا بنیادگرا ی قرص میفرستی همشون میشن ژان ژاک روسو خب اگر برن به این سمت که بتونن از به اصلاح مغز انسانو منی پولیتن یعنی دستکاری کنن با دارو طرز فکر آدما رو عوض بکنن خب الان شما میدونید قرصهایی که مربوط مثلا بهونم دپرشن و خیلی چیزایی هست خب احساس شما رو عوض میکنه افکار شما رو عوض میکنه خب اگه این غیر مسئولانه به کار گرفته بشه یعنی کهه ما مثلا بخوایم بریم یه ملتی رو بخوایم بهش حمله کنیم بین مردم مثلاً یه دارویی پخش بکنیم به اسم داروی مثلا چه میدونم سردرد ولی در حقیقت این اف کارشونو عوض کنه یا پرسپ شنون ادراکش عوض بکنه خب این خیلی خطرناکه دیگه ولی رژیم حقوقی باید وجود داشته باشه این به اصطلاح اینکه ما سازمان ملل داریم ضعیفه اینکه ما تعهدات بینالمللی داریم که خیلیا مثل ایران امضا می‌کنن مثل جمهوری اسلامی ولی عمل نمیکنن نباید باعث بشه که ما از وجود و ضرورت تقویت نهادهای بینالمللی غافل بشیم همین آژانس بینالم انرژی اتمی به هر حال در خیلی زمینه‌ها موفق نبوده ولی در اون زمینه که موفق بوده خیلی مهمه ممنونم خواهش می‌کنم آقای ابوالفضل بفرمایید شما ما شما رو می‌شنویم به عنوان دوست آخر بله سلام عرض می‌کنم خدمت شما حاضران در اتاق و استاد خلجی والا من اسم ایران ماسک چند بار اومد به عنوان یک کارآفرین برتر و عنوان یکی از صاحبان تکنولوژیهای نوین به هر حال انتخابات ۲۰ ۲۴ پیوند میان قدرت سیاسی بود با چهره هایی مثل ایلان ماس و آقای جناب خلی هم اشاره کردن به مسائلی که از به اصطلاح قب خونه آوردن در واقع از اینجا میخواستم یک نرمی بزنم به اینکه آقای بایدن تو آخرین سخنرانی خودش یه هشداری داد که به اصطلاح نسبت به شکلگیری و تمرکز یک الیگارشی خطرناک برخوردار هستش از ثروت و قدرت و نفوس و به تعبیر ایشون یک مان یک تهدیدی هست برای دموکراسی و آزادی در واقع این چیزی که اگر درست فهمیده باشم از سخنان آقای بایدن و ناظر به همین پیوند میان قدرت و ثروت باشه که نماد هاش ترامپ و ماسک هستن یا تیل هست در واقع این چیزی هستش که خیلی پیشتر خانم زوف به عنوان یک روانشناس اجتماعی تحت به اصطلاح تئوری سرمایه داری نظارتی اونو تئوریزه کرده و در در واقع منظور یک نظام نوین تکنولوژیک هست یک نظام تکنولوژیک سیاسی هستش که میاد از داده‌های کاربران استفاده میکنه برای منافع اقتصادی و البته میتونه در رابطه و پیوندی هم با قدرت سیاسی قرار بگیره و یک رابطه و تبادل دو سویه شکل بگیره اون چیزی که تعریف کلاسیکی که ایشون میاد میده توجه به سرمایه‌دار نظارتی میگه که سرمایهداری نظارتی اصولاً جدا شده و گونه استخراج کننده سرمایه‌داری اطلاعاتی هستش و مبنای اون کالاسازان های رفتاری برای به اصطلاح تحلیل و فروشه همون طور که جناب خلجی هم یه اشاره‌ای کردن در واقع این یک فاز جدیدی هستش توی سرمایه‌داری که به دنبال یه قلمروهای جدید هست و البته مسلماً یک انحراف توی سرمایهداری سنتی چون از اشکال سرمایه داری کلاسیک عبور میکنه و این مسئله الان به شدت در تلاقی بین یک سیاستمدار پوپولیست اقتدارگرا مثل ترامپ و یک کارآفرین سرمایه دار مثل ما ماس و دوستانش داره شکل می‌گیره و اگر شما دقت بکنید ماسک پیش از انتخابات هم نقش آفرینی کرد توی برکشیدن ترامپ و بعد از اون هم حتی خیلی روزهای اول بود که زمزمه صحبتش و گفتگو با نماینده ایران شد و بعد از اون هم که راجع به صحبت‌هایی شد اینکه در آزادی اون خانم ایتالیایی که در ایران گروگان بود نقش داشته و اینکه قرار هست ایشون در کاخ سفید یا حالا ساختمان نزدیک کاخ سفید دفتر داشته باشه و یک معاونتی هم به عنوان معاونت کارآمدی در دستگاه‌های دولتی رو بهشون محول شده من اینو فقط به عنوان یک نکته ذهنم رسیدست بسیار بسیار نکته مهم و مفیدی بود حالا اوجش اون زمان ای بود که ماسک گفت به هر کس که به کمپین ترامپ بپیونده پول میده اون مسابقه وحشتناک بود یعنی رأی خریدنش یعنی برای اولین بار در تاریخ آمریکا یه کسی میگه اگه شما برین رئیس جم رأ بدید من بهتون پول میدم و خب بحث حقوقش م مطرح شد و در نهایت هم خیلی به جایی نرسید ولی بله کاملاً همه چی تبدیل کردن به خال در در نظام‌هایی مثل ترامپ همه چیز به فروش میرسه همه چیز همه چیز به فروش میرسید هیچ چیزی به همین دلم هست حالا من در یه جلسه دیگه صحبت خواهم کرد راجع به مذاکرات ایران و آمریکا که به زودی آغاز خواهد شد در سیستم ترامپ هیچ پرنسیپ وجود نداره دیگه همه چیز به فروش میرسد و حق با مشتریست یعنی چی یعنی کهه من اگه بتونم یه چیزی رو بفروشم که مشتری بیشتر تولید کنه اونو تولید می‌کنم منتها در این نظامها خود مشتری خودش تولید میشه یعنی خود مشتری تولید میشه یعنی شما به نیاز شما پاسخ نمیدن بلکه نیاز در شما ایجاد میشه یعنی شما ناگهان میبینید ا شما نیاز به مثلاً تسلا دارین شما نیاز دارین مثلاً به ماشین فلان شما نیاز دارین به دستگاه فلان نیاز در شما تولید میشه یک دوستی پرسیدن که چرا حکومت‌های تمامیت خواه از تاریخ گذشتگان و سرنوشت دیگر حکومت‌های تمامت خواه عبرت نمیگیرن و فکر می‌کنن متفاوت هستن حالا به طور کلی هگل توی درس‌های فلسفه تاریخش میگه که تنها چیزی که ف تاریخ به ما میآموزد این هست که هیچکس از تاریخ چیزی نمی آموزد تاریخ برای هیچکس آموزنده نیست و اساساً این تفکر که تاریخ برای عبرت و اینجور چیزاست این خب یک افسانه است ولی دربار اینکه چجوری فکر میکنن من شاید یه جلسه دیگه بگذرم راجع به اینکه شخصیت توتالیتر چجوری فکر میکنه چه جوری تصمیم میگیره شخصیت توتالیتر م لازم نیست که فقط حاکم باشه دیگه میتونه هر آدمی می‌تونه باشه شخصیت توتالیتر یه شکل خاصی فکر می‌کنه یه رابطه خاصی با خودش داره با دنیای پیرامونش داره با گذشته داره با دیگران داره که اون رو متفاوت می‌کنه و در یک جلسه دیگری جداگانه بهش خواهیم پرداخت سپاسگزارم از همه دوستان عزیز و امیدوارم که بتونیم باز این بحثها رو با همدیگه ادامه بدیم وقت همگی خوش از خانم فروخ هم مث همیشه برای اداره جلسه سپاسگزارم وقتتون خوش ممنونم آقای خلجی از شما