خانم یلدا سلام بفرمایید
شما اگر صحبت میکنید مایکت بسته باید یک
بار روی مایکت بزنید علامت میکروفون پایین
سمت راست هست یک بار که روش بزنید باز
میشه و شما میتونید صحبت
کنید آقای خلجی بفرمایید شما بله
من سلام عرض میکنم خدمت دوستان گرامی در
یوتیوب و در کلاب هاس آقای
عطایی خانم
مینا
و من اسمشونو نمیتونم بخونم یک دوست دیگری
که پیام گذاشتن امیدوارم که حال همگی خوب
باشه بله در
باره همین حادثه که امروز خبرش منتشر شده
میخوایم صحبت بکنیم ترور سه قاضی که
ظاهراً مرگ د تا تایید شده د تا قاضی خیلی
معروف قاصی مقیسه و قاضی
رازینی و د تا از بدنامترین قاضی ها در
جمهوری اسلامی خب داستان قوه قضاییه در
ایران که داستانیست پر آب چشم و نهادی که
قرار هست که در حقیقت نهاد قانون حافظ
قانون و مجری قانون باشه نهادی اس که در
حقیقت بیشترین آسیب رو به قانون میزنه و
به عبارت دیگه ما در کشورهای در یک نظام
دموکراتیک رول لا داریم یعنی حاکمیت قانون
داریم ولی در نظامهای توتالیتر رولینگ
بایلا داریم یعنی از قانون استفاده میشه
برای حکومت کردن و قوه قضایی چنین بوده و
مخصوصا وقتی که ما میایم به سمت
احکام به اصطلاح سیاسی که حالا این وقتی
میگیم سیاسی یعنی
حتی قصاص هر چیزی که مربوط به کشتن و به
اصطلاح آسیب جسمی هست این رو سیاسی باید
تلقی کرد وقتی که میرسیم به مسائل سیاسی
اون وقت میبینیم که
کاملاً هیچ قانونی جز اراده حکومت درش
دخیل نیست
و کم هستن من فکر نمیکنم که الان در زمینه
احکام قض در قوه
قضاییه مخصوصاً در بخشهای که مربوط به
همین دادگاههای انقلاب و اینها هست یک
قاضی شریف یا یک انسان شریفی درشون وجود
داشته باشه یا مثلاً در زندان اوین یک
انسان شریفی وجود داشته باشه که زندانبان
باشه بنابراین داستان فقط به این قاضی دو
قاضی بدنام
منحصر نمیشه
و
بهترین شرایط ایدآل این نیست که ما یکی
یکی بریم اینا رو ترور بکنیم یا از ترور
اینها خوشحال بشیم یا منتظر باشیم کسی
اینا رو ترور بکنه بلکه شرایط ایدال اینه
که شرایط تغییر بکنه و
یک دستگاه عادلانه قضایی به وجود بیاد
برای دادخواهی و اینها درش محاکمه بشن
حالا من دو سه تا نکته رو میخوام عرض بکنم
یکی اینکه چنین چیزهایی خیلی طبیعیست به
دلیل
اینکه حالا من نمیدونم که چه کسی بوده پشت
این عمل حالا باید حتما در روزهای آینده
البته میدونیم که از منابع جمهوری اسلامی
نمیشه اعتماد کرد بهش ولی مشخص میشه که
آیا مثلا این فردی که میگن آبدار چیه آیا
این ارتباط داشته با سازمانهای جریانهای
مخالف جمهوری اسلامی مثل مجاهدین خلق یا
مثلاً
گروههای دیگه که به هر حال اینها در
کارنامه سیاهشون خیلی آدمها رو کشتن یعنی
حکم اعدام خیلی رو صادر کردن هیچ بعید
نیست که یکی از اهل خانواده اینها تصمیم
بگیره که از اینا انتقام بگیره هیچ چیز
عجیب غریبی نیست و هر حال انقدر اینها
دستشون در خون آلوده است
که به اصطلاح انتقامجو باید خیلی شمار
انتقامجویان باید خیلی زیاد باشه ما
نمیدونیم که حالا اون ک که کشته ارتباط
داشته با
سازمانهای سیاسی ضد جمهوری اسلامی یا نه
ولی حتی اگر این فرد فرد عادی باشه این
جریان ادامه پیدا خواهد کرد یعنی کهه
امنیت قاضیها امنیت کسانی که در جمهوری
اسلامی مبلغ خشونت هستن حتی امنیت کسانی
که تبلیغ خشونت میکنن امثال کسانی که
جانشینان مصباح هستن کسانی که از به
اصطلاح ریخته شدن خونه
جوانان
اظهار خوشحالی میکنن کسانی که از آسیب
خوردن مردم به نفع جمهوری اسلامی حمایت
میکنن اینها هم طبیعتا حالا آبرو که ندارن
هیچ ولی امنیتش هم به خطر خواهد افتاد و
روز به روز خب
این امریست طبیعی اما آیا این امر طبیعی
امر خوبی هم هست یا نه
به نظر من د تا نکته رو من میخوام عرض
بکنم در این جلسه یکی اینکه این که ما با
یک دشمنی با هر کسی فرض کنید ما با یزید
داریم میجنگیم با دشمنی میجنگیم این جنگ
دو حالت داره یه موقع هست که ما از جنگیدن
لذت میبریم از کشتن لذت میبریم از نابود
کردن لذت میبریم یه موقع هست میجنگیم
چون مجبوریم که بجنگیم ولی در در حقیقت
ایدآل ما صلحه ما میجنگیم و برا اینکه
صلح برقرار بشه ما اگر مجبوریم در مثلاً
فرض کنید جنگ با هیتلر آدم بکشیم ما آدم
نمیکشیم به خاطر اینکه دوست داریم آدم
بکشیم بلکه آدم میکشیم برای اینکه
آدمهای بیشتری کشته نشن بنابراین از خود
کشتن آدمها و مردن آدمها حتی از اینکه
دشمن ما باشن نباید خوشحال باشیم به دلیل
اینکه این ما رو در معرض انسانیت زدایی از
انسانها قرار میده و بسیار خطرناکه یعنی
حتی هیتلر که دیگه جانی تر از اون قابل
تصور نیست ما حق نداریم او رو حیوان
بنامیم یعنی او رو از انسانیت خارج بکنیم
به خاطر این وقتی شما از انسانیت او رو
خارج کردید و یک موجود غیر
انسانی او رو تلقی کردید دیگه شما
نمیتونید بگید که من دارم حقمو میگیرم
شما از حیوان که حقتون نمیتونید بگیرید
اگر او صاحب حقوق نباشه رابطه شما با او
هم رابطه حق و اخلاق
نخواهد این رو میگم به خاطر اینکه در این
چند سال اخیر متسفانه
متأسفانه برخی از رسانهها و برخی از
افرادی که به اصطلاح حالا اسم و رسم
میدارن سلبریتیهای رسانه ادبیاتی رو شروع
کردن به کار بردن که ادبیات بسیار حالا نه
تنها سخیفی اس که بسیار ضد انسانیست در
مقابل حالا کسانی
مثل قاسم سلیمانی نمیدونم نصرالله و
دیگران دیگران این ادبیات نمیدونم کتلت
شدن خنسا شدن نمیدونم پودر شدن این از
ادبیات ادبیات ضد انسانیه ضد حقوق بشری
شما حق ندارید این ادبیات رو در مورد هیچ
انسانی به کار ببریم اگر کسی بگه که قاسم
سلیمانی پودر شده هیچ فرقی با خود قاسم
سلیمانی نخواهد داشت اونوقت یعنی تفاوت
اینها تفاوت د تا آدم ضد انسان خواهد بود
ما از موضع انسان باوری ما از موضع حقوق
بشر با قاسم سلیمانی مشکل داریم مشکل ما
با آقای خامنهای از موض حقوق بشر هست اگر
ما مشکلمون با آقای خامنهای مشکلمون با
آقای مقیسه مشکلمون با آقای رازینی از
مقضی حقوق بشر باشه نمیتونیم خود اونها
رو محروم بکنیم از حقوق بشر مثلاً فرض
کنید آقای مقیسه اگر ۱۵۰ تا حکم اعدام
داده نمیتونیم بگیم ۱۵۱ اعدام داده حکم
اعدام داده نمیتونیم در موردش اغراق
بکنیم نمیتونیم بهش تهمت بزنیم نمیتونیم
در یک فرایند غیر عادلانهای او رو مجازات
بکنیم این این وضعیت بسیار بحرانی اس نشان
دهنده بحران اخلاق و بحران انسانیت در
جامعه ایرانه که ما دشمنانم رو تبدیل
میکنیم به یک موجودات خس و خاشاک در
حقیقت این کاری که جمهوری اسلامی میکنه
جمهوری اسلامی دشمنان خودشو خس و خاشاک
میدونه دیگه سوپ فلوس یک امور زائد که
بودن و نبودنش هیچ اهمیتی نداره اینو
بدونید که هر جریانی هر گفتمانی که در
مورد قاسم سلیمانی و فضلالله و نصرالله و
خامنهای و اینها اصطلاحات پودر و
نمیدونم کتلت و اینها به کار ببره
جریانات فاشیستی هستن یعنی جریاناتی هستن
که با جمهوری اسلامی مشکلشون در اینه که
اونها میخوان فاشیست باشن اونها میخوان
حاکم باشن بنابراین ادبیات باید بین
ادبیات فاشیستی علیه فاشیستها و ادبیات
حقوق بشری فرق گذاشت ما با اینها
اختلافمان نه
اختلاف اجدادی نه اختلاف نژادیه ما
اختلافمان و جمهوری اسلامی اختلاف بر سر
حقوق بشره به همین دلیلم میخوایم که این
جمهوری اسلامی از بین بره و یک نظام مبتنی
بر حقوق بشر جایرو بگیریم ما قرار نیست که
مثل قذافی
مثل مردم لیبی برسیم بریزیم سر قذافی و
اون بدنشو تکه تکه به تکه بکنیم اون مردمی
که اون اون جور بلا رو سر قذافی درآوردن
خودشونم مثل قذافی فرقی نمیکنه بنابراین
از
مردن دش دشمنان از کشتن دشمنان در چارچوب
رفع خطر باید خوشحال شد نه در چارچوب
اینکه خب دلمون خنک شد قرار نیست که دل
کسی خنک بشه قرار نیست که ما تشفی خاطر
پیدا بکنیم قرار هست که عدالت برقرار بشه
قرار هست که ما با همدیگه زندگی بکنیم چه
بسا ما مجبور باشیم الان همین همین که
خدمت شما عرض کردم چند هزار نفر در قوه
قضاییه کار میکنن چند هزار نفر در همین
زندانهای جمهوری اسلامی کار میکنن ما
باید همه اینها رو محاکمه بکنیم اما
نمیتونیم همه اینها رو مجازات بکنیم که
چه بسا بسیاری از اینها رو باید عف بکنیم
بهخاطر اینکه بتونیم زندگی بکنیم اگر قرار
باشه که هزاران هزار نفرو شما به پای چوبه
دار بفرستید هرگز امکان برقراری دموکراسی
در اون کشور به وجود نخواهد آمد بنابراین
ایدآل ما اینه که ما بریم به سمت به
اصطلاح دادرسی و دادخواهی عادلانه این یه
نکته نکته بعد اینه که فکر نکنید که چون
که من میدونم آقای رازینی من آقای رازینی
رو می وقیس رو نم رازینی رو میشناختم به
خاطر اینکه تو خیابونی که ما زندگی میکنیم
در قم خیابون وحشت بود ی خیابون دادگاهها
و خیابون اطلاعات بود و ایشونم مرتب میرفت
و میومد
و این آدم در اینکه اینا به اصطلاح جنایت
کردن هیچ شکی نیست اما اگر شما در به
اصطلاح یقین دارید حتی که یک نفر جنایت
کاره حق ندارید که خودتون برای در
حقیقت مجازات او اقدام میکنید مجازات فقط
و فقط باید در چارچوب حقوقی انجام بشه در
خارج از چارچوب حقوقی فردا الان فرض کنید
که در ایران آزاد شدیم ما بریم هر کس بره
بگه که من میدونم فلان کس فلان
م جرم مرتکب شده ولی مجازاتش کنیم یا همین
در اینترنت که دارن روز به روز لینچ میکنن
آدمها رو در اینترنت در
رسانههای اجتماعی مخصوصاً لینچ آدما رو
اعدام میکنن حکم به اعدام میدن حکم به
زندان میدن حکم س سلب اموال میدن مرتب این
کارو ما داریم در عالم مجازی انجام میدیم
این وحشتناکه وحشتناکه مجازات کار فردی
نیست مجازات دادخواهی و دادرسی باید باید
از طریق قضایی انجام بشه من اگر بدونم که
یک نفر بچه من رو کشته و این حق ندارم که
برم اون قاتل رو پیدا بکنم و خودم بکشمش
من باید اون قاتلو معرفی بکنن به دادگاه
قرار نیست که آدمها خودشون مجری قانون
بشن قرار نیست که آدمها قاضی بشن قرار
نیست که آدمها خودشون جای قوه قضاییه رو
بگیرن بنابراین توجه داشته باشین که در
جمهوری اسلامی مجرم بسیار فراوانه اما این
مجرم ها این باید در چارچوب قضایی و فقط و
فقط از طریق نهاد قانون باید مورد تعقیب
قضایی قرار بگیرن و مجازات بشن اگر قرار
باشه که هر کس با تشخیص خودش هر کس که
مجرم تشخیص شروع کنه به به اصطلاح مجازات
کردن یک حرج و مرجی به وجود خواه آمد که
اولین قربانیش قانون هست و اولین قربانیش
عدالت هست بنابراین دو نکته رو من باز
تأکید میکنم یک اینکه از به کار بردن
زبان فاشیسم
علیه به
اصطلاح مجرمان و متهمان حقوق بشر و دشمنان
ملت ایران پرهیز بکنیم از این از انسانیت
زدایی از دشمنان خودمون پرهیز بکنیم
دشمنان ما دشمن ما هستن اما باز انسانن
یعنی دارای حقوق بشر هستن دارای حقوق
شهروندی هستن و باید طبق همون قانون ما
مشکلمون با اونها اینه که این قانون رو
در حق دیگران رعایت نکردن بنابراین ما
باید این قانون رو در مق اونها رعایت
بکنیم و نکته بعد اینه که هرگز کسی نباید
خودش رو مجاز بدونه به مجازات کردن مجرمان
خارج از دستگاه قضایی بنابراین ما باید
تلاش بکنیم برای اینکه این سیستم تغییر
بکنه یک دستگاه قضایی عادلانه جای اون رو
بگیره و اونوقت ما مجازات بکنیم همین کاری
که در کشورهای غربی کردن دیگه مثلاً در
مورد آقای نوری و فلان اینها اومدن به
دادگاه گفتن دادگاه بررسی کرد بنابراین
دادگاه عادلانه هست که حق بررسی اتهامات
رو داره و این تصور پیش نیاد که چون من
میدونم فلان کس مجرمه من میدونم فلان کس
جنایت کرده من میدونم فلان کس متخلف پس
من خودم حق دارم که این کارو بکنم ما
انتقام میگیریم ما نه فلان میکنیم
اینها به فاشیسم و
به اصطلاح نابودی امکان همزیستی میانجامد
خب من اینجا متوقف میشم اگر دوستان
نکتهای دارن
من در خدمت شما
هستم بله با سلام عرض می کنم خدمت
دوستان گرامی
در یوتیوب پرسیدن آی ترور شخصیتهای بسیار
منفور میتونه سر آغاز یک فصل جدید در
مبارزه باشه اولاً که نه ثانیا اینکه
مبارزه نیست این جنگ داخلیه میتونه بیجامه
به جنگ داخلی به کار بردن
مبارزه موفق و مبارزه واقعی مبارزه مدنی و
غیر خشونت آمیزه اگر شروع کنید به ترور
کردن اونها بیشتر میتونن شما رو بکشن یعنی
جمهوری اسلام اگر یه آبدارچی میتونه دو
نفرو بکشه سپاه پاسداران میتونه هزاران
نفرو
بکشه در مورد این ترور این فرد یا نهاد من
به نظرم میرسه که بیشتر به نوع کار به
نظرم میرسه که من مطمئن نیستم من دارم
حدس میزنم این که من میگم خبر نیست ولی
یکی دو روز گذشته سالگرد
آزادی مسعود رجوی از زندان بوده زمان شاه
اونوقت اسم این رو مجاهدین میذارن روز
آزادی زندانیان یه همچین چیزی بعد روز
همیاری هم بوده که از تو تلویزیون
آزادیشون خیلی برای همیاری و اینها کمک
چیز میکردن بعد یه یه چیزی اصطلاحی رو به
کار میبرن به نام کانونهای شورش در
ایران که حالا با توجه به این چیزا این
امکان وجود داره که من بعید میدونم که
خیلی داستان ساده باشه یعنی یک آبدارچی
این کارو کرده باشه گرچه محال نیست یعنی
گرچه باز هم فرض بکنید که یه نفر همین
قاضی مقیسه حکم اعدام برادر منو داده باشه
خب منم طبیعتاً این احتمال وجود داره که
برم از یه راهی و اونو بکشم ول اینکه به
هیچ سازمان یا گروهی وابسته نباشم اما
احتمال اینکه یک ترور سازماندهی شده باشه
خیلی بیشتر هست و من بیشتر مجاهدین خلق رو
فکر میکنم که پشت سرش باشن در عین حال که
مجاهدین خلق یست شدن از گروههای تروریستی
اما احتمال میره که خب در مسائل دیگه هم
با اسرائیل خیلی همکاری کردن هم در
گرداوری اطلاعات مربوط به تأسیسات هستهی
تأسیسات موشکی و هم در ترور در حقیقت
دانشمندان هستهی من فکر میکنم که یک
چراغ سبزی به اینها داده شده که اینها یه
سری ترور انجام بدن در ایران ولو اینکه
اسمشون از لیست ترور خارج شده باشه و من
اگه اینطور باشه خب خیلی فاجعه است یعنی
اگر مجاهدین خلق وارد این داستان بشن و
اگر جمهوری اسلامی اینو رسماً منسوب بکنه
به مجاهدین خلق اونوقت فضا بسیار بسیار
امنیتی و سرکوبگر خواهد شد و جمهوری
اسلامی از این مسئله استفاده خواهد کرد
برای از بین بردن بسیار از کسانی که هیچ
ربطی به و بسیاری از کانونهای که ربطی به
مجاهدین
ندارن
بله بله و پرسیدن
که گفتن مثلاً به قاتل و متجاوز نیکا
شاکرمی شاخه گل
بدهیم نه لازم نیست که شما بین این دو یا
شاخه گل بدین یا اینکه
طرفو تکه تکه بکنین نه از طریق قانون عمل
بکنین به قانون اهمیت بدین عدالت فقط از
طریق قانون معنی میده اگه قراره انتقام
بگیرین یه بحثی ولی اگه قراره که قانون و
عدالت باشه اونوقت یک داستان دیگری خواهد
شد آقای خلجی آخه تا زمانی که قانون بخواد
اعمال بشه قانون که از طرف جمهوری اسلامی
که جوری اسلامی تازم سیستم عوض کنم مردم
چند بار که اومدن توی خیابون بیشتر کشته
شدن باید یک جوری بیان که کشته نشن دیگه
اون اشتباه مردم از شما اینه شما گفتین
مثلاً اگه یکی هیتلر رو میکشد اگه هیتلر
یک نفر هیتلر جنگ بینید هیتلر جنگه ا داست
میکرد کلو کاست اتفاق نمیفته بله هیتلر
جنگه ولی ما در وضعیت هیتلر نیستیم هیتلر
جنگه ولی ما در اینکه مردم آمدن در خیابان
کشته شدن درسته که جمهوری اسلامی مقصره
ولی مردم اشتباه کردن یعنی به شکلی نیومدن
در خیابان که کشته نشن میتونستن به شکلی
بیان در خیابان که کشته نشن یعنی
میتونستن یک بسیج عمومی بکنن مثل مثلاً ۳
میلیون نفر که بعد از جنبش سبز آمدن در
خیابان و کشته نشدن بنابراین این مردم
مسئول که به شیوهای مبارزه کنن که مؤثر
باشه اینکه مردم به شیوهای مبارزه
نمیکنن که مؤثر باشه این مسئولیتش
مسئولیت مردمه مسئولیت حکومت نیست حکومت
که داره میگه بیا این خیابون من میکشم
حکومت که تعارف نداره که حکومت میگه من
میکشم من انو تونو میگیرم من دروغ میگم
بهتون من قرارداد رو به شما فصل میکنم
حکومت که چیزی پنهان کارانه نداره اونچه
که مردم باید درش تجدید نظر کنن رفتار
خودشونه به شیوهی که مبارزه کردن با اگر
جواب ندادن به این شیوه نباید ادامه بدن
باید شیوههای جدیدی رو امتحان بکنن که
اون شیوهها مؤثر باشه اگر بگن که ما
اومدیم تو خیابون و کشته شدیم پس دیگه
نباید بریم تو خیابون یا نباید دیگه یا
باید همینطور بریم کشته بشیم خب این اشکال
اشکال از مردمه
من خیلی آقای خلجی این جلسه با شما موافق
نیستم ولی میذارم دوستان سوالشون رو بپرسن
اگر وقت بود منم سؤ رو میپرسم تعداد
دوستانی که میخوان بیان بالا زیاده آقای
فریاد بفرمایید شما رو میشنویم و بعد از
شما اکانت دوست دیگری رو بفرمایید
شم اگر صحبت میکنید مایکت باز نشده ما
نمیشنویم شما رو خب من این
خانم خیلی
ممنون من فکر میکنم شما یه ورود و خروج
لطفاً داشته باشید از اتاق ما صداتون رو
نمیشنویم آقای مطلبی بفرمایید ما شما رو
میشنویم
منم
سلام یه سوال برام خیلی جالب جالبه یعنی
الان بیرون آمدن در خیابون که مدنی ترین
روش جنبشهای مدنیه این هم مورد قبول نیست
و اون بچههایی هم که اومدن که کاملاً
مدنی هم اومدن دیگه حداکثر یه دونه سطل
آشغال آتیش زده بودن و اون اعدام
شدن انیکا تجاوز شد به شکنجه شد آخرشم
کشته شد برای توی خیابون آمدن و یک خیلی
عظیمتر یعنی ۵۳۷ نفر کشته شدن ۶۰۰ نفر کو
شدن از جمله همون یک پزشک که توی نظام
پزشکی در واقع توی یک نشست مصالح مصالحت
آمیز اومده بود کشته شد و اون خانم نیلوفر
آقایی که اونجا کور شد همه این روشها غلطه
الان روشی که شما میگید که میشه مردم اون
روشی که میگید یه کاری باید بکنن که درست
باشه کدومه آقای دکتر
بله به اصطلاح اونچه که درست هست اینه که
شما اولا کنش فردی نکنید یعنی کهه مثلا
فرض فردی که میگم فردی و به اصطلاح فل بدا
ا همش جم مثلا نظام پزشکی مشهد و تهران
جمع شدن یه کنش فرعی دسته جمعی مصالحت
آمیز بود که اینا رو از همون فاصله دور
وقتی بهشون شروع کردن شلیک کردن الان ی یه
مدلی رو بگید که اینایی که ما گفت چون همه
اینا که شما دارید میگید الان اتفاق
افتاده امتحان شده بله
ببینید در کنش سیاسی یکی کنش فردی اشتباهه
و یکی هم کنشهای فلبداهه یعنی کنشهای که
واکنشی در حقیقت ها مثلاً فرض کنید که
اونچه که
در اونچه که در جریان اعتراضها رخ
داد فکر کنم
تلف میکروفون یکی از دوستان بازه بیاد
انجام میدن مردم را به شو آمود دوستمونی
حشون ضعیفه و فکر میکنم ما ی
میزند من متوجه نشدم دوستمون بفرماید
آقای خلجی بفرماید ببینید یکی برنامه ریزی
نشده بدون برنامه و یکی هم فردی هر دو
اینا غلطه اونچه که در اعتراضهای بعد از
قتل خانم محس امین رخ داد هیچ کدوم برنامه
ریزی نشده بود یعنی هیچ موقع معلوم نبود
که این عده که حالا جمع شدن بعدش چی حالا
به قول شما
پزشکی که کاملاً برنامه ریزی شده بود بعد
از ۲۲۰ روز که دیدن که داره از
آمبولانسها برای کشتار مردم استفاده میشه
توی مراکز درمانی مأمور گذاشتن اجازه
نمیدن این یعنی
خلاف پیمان نامه ژنو که کسی که پرسنل
درمانه وظیفه داره بدون ملاحظه به اینه که
این طرف دشمنه خودیه غیر خودیه مجروح باید
معالجه بکنه اعتراض پزشکان تو نظام پزشکی
مشهد و تهران کاملاً برنامه ریزی شده و
هماهنگ بر اساس موارد قانونی بود و کاملا
واکنش درست بود به یک تخلف بسیار بزرگی که
در سطح جامعه مخصوصا تو سرویسهای درمانی
داشت اتفاق میفتاد اشکالش چی بود چرا
مواجه شد با ک اگر شما میخوای من اشکالش
بگم باید گوش بدیم متأسف بفرمایید مرسی نه
شما بگین شما بگین من اون وقت بعدا میگم
آخر سر میگم شما بگ مجه شد با یعنی منجر
شد به کوه شدن خانم نیلوفر آقایی و کشته
شدن خانم پریس حال فامیلشون یادم رفت که
جراح بودن در چی بود برنامه ریزی شده بود
جمعی بود کاملاً صلحآمیز بود کاملاً
قانونی بود تو یک احساس مسولیت مسبت به
نقض قانون بود و تو جای درستش بود یعنی
توی حتی تو خیابونم نبود توی ساختمون نظام
پزشکی که
ی وقتی ی حرکتی وقتی یه حرکتی به نتیجه
مطلوب ن انجام میده یعنی درست نبوده یعنی
چی خب بگید چی اینو چیکار اجازه بدید شما
اجازه اگه اجازه بدید من میتونم حرف بزنم
اگه اجازه ندید خب صحبت کنید شما بفرمایید
ببینید یه کاری که شما انجام میدید مثلاً
فرض کنید شما دارین کوهنوردی میکنین بعد
یه جا میفتین توی چاه این یه یک به اصطلاح
توی دره میفتین این مشکل شماست که این دره
رو پیشبینی نکردید اگر یک گروهی مثل همین
پزشکهای که میگین به حق اولاً که وقتی ما
میگیم اعتراض مدنی به این معنی نیست که
اعتراض قانونی باشه ها شما میتونید ضد
قانون اعتراض بکنین اصلاً اصلا هیچ بحث
این نیست که قانونی با باید تحت قوانین
جمهوری اسلامی اونجور که اصلاً هیچ کاری
نمیشه کرد اعتراض مدنی اعتراض علیه قانونه
منتها اعتراض مدنیه یعنی چی یعنی اینکه
اولاً هدفش این نیست که حرج و مرج برقرار
کنه هدفش این نیست که بلکه یک سری علاوه
بر اینکه این قانونو نمیخواد یه چیزایی رو
میخواد ما علاوه بر اینکه از جمهوری
اسلامی از نقض حقوق بشر ما عصبانی هستیم
از حجاب اجباری آ عصبانی هستیم ما کرامت
انسانی رو میخوایم ما حقوق بشر رو
میخوایم یعنی فقط سلبی نیست ایجابیه این
یه نکته نکته بعد وقتی میگیم برنامهریزی
شده برنامهریزی شده یعنی تمام آفتها
آسیبها و مشکلاتو در نظر بگیرید شما اگر
در سال
۱۴۰۳ یه نوع مثلاً فرض کنید صنف معلمان
صنف مثلاً رانندههای اتوبوس صنف پزشکان
یه جوری رفتار کردن که همون طور سرکوب شدن
که در سال ۲۰۰۰۲ ۴۰۲ در در ۱۴۰۲ در سال ار
۴۰ در سال ۹۶ این یعنی که از تجربهها
نیاموختند این میشه ب آقای دکتر عذر
میخوام برای اینکه بحث چون من دارم یک
مورد خیلی مشخص عرض میکنم شما به جای
اینی که این مورد مشخص رو تحلیل بکنید
دارید از جاب القاب جابلسا رو معذرت
میخوام وصل میکنید من الان موردی بحث
کنیم اعتراض پزشکان در نظام پزشکی تهران و
مشهد که مجوز یعنی اجازه داشتن توی یک
جایی که ان جیوس متعلق به اونهاست تجمع
بکنن اعتراض بکنن تو سطح خیابونم نبود بر
اساس نقض قانونی بودش که اینا وظیفشون که
باید انجام میدادن اجازه نمیداد انجام بدن
و اینا میدیدن که واضحا این چندین قانون
ملی و بینالمللی داره نقض میشه قانون ژنو
قانون ژنو برای در مورد اینکه خدمات باید
دا بدن پرسنل و قانون حقوق کودکان هر دوی
این بر اساس هر دوی اینها کاملاً مال
مسالمت آمیز به صورت جمعی به صورت
محترمانه بدون توهین جمع شدن توی این محلی
که به اونها تعلق داشت و حق داشتن که
اونجا جمع بشن و بخوان مطالباتش رو اونجا
بگن شما در مورد همین یه مورد لطفاً بکنید
کوهنوردی و نمیدونم کار ک این ی شما بی چ
کار اشتباهی کردن شما ب ببین ی مودل شما
باید بگیرید بتونید اصلاح بکنید که بعد د
بعد ولی اگه میخوایم کلی حرف بزنیم فقط به
نظر من سب شرمنده بسیار خب خیلی ممنون شما
اجازه بدین من سف سمو بکنم
شما اگه اجازه بدین من سف سمو بکنم من
اجازه بدین که من صحبت بکنم در هر کاری که
به شکست مواجه بشه مشکلش خودشه یعنی کهه
اگر کسانی فکر کردن که آره چون که کارشون
قانونیه چون که کارشون درسته چون که فلان
و فلان همین چیزایی که شما گفتین ا این
پزشکها اگه فکر کردن که چون اینجوریه پس
اشتباه کردن چون شکست خوردن بنابراین
جریان بعدی اگر بخواد این کارو بکنه باید
بدونه که
صرف نمیدونم به حق بودن و صرف قانونی
بودن و صرف مجوز داشتن اینا باعث نمیشه
جمهوری اسلامی سرکوب نکنه شما باید چی کار
باید این کرردن ا شما بگید پزشکان برای
مورد بعدی چیکار باید بکنن آقای دکتر شما
میگید اینا اشتباه بوده اشتباهشون م به
این دلیل بوده که شکست خوردن اینکه خودش
استدلال عجیب و غریبیه ولی حالا الان فرض
کنیم که این تحلیل شما درسته اینا کارشون
اشتباه بوده شما بگید اینا دفعه بعد باید
چیکار کنن ب دفعه بعد باید به اصطلاح از
اینکه همچین شکستی بخورن ب چرا این شکست
دست و خوردن یکی از مهمترین مشکلاتی که
در جامعه ایران هست همین عدم انسجام
اجتماعیه یعنی اینکه اگر همین گروه پزشکان
با ۱۰۰ تا گروه دیگه پیوند داشتن و
میتونستن با همدیگه مقاومت بکنن اینا
سرکوب نمیشدن اینکه شما بخوای ۵۰۰۰ نفرو
سرکوب بکنی هیچ کاری نداره برای جمهوری
اسلامی همون طور که شما گفتین ۱۰۰۰ نفرم
میکشه کورم میکنه ولی اگر ۱۰۰۰۰ نفر ۲۰
هزار نفر ۵۰ هزار نفر ۱ میلیون نفر در یک
جا جمع بشن جمهوری اسلامی نمیتونه سرکوب
کنه مشکل اینها اینه که کاملاً جدای از
جامعه است یک صنف محدود نمیتونه مبارزه
بکنه شما باید همبستگی اجتماعی به وجود
بیارید شما باید یک جنبش به وجود بیارید
جنبش یعنی چی جنبش یعنی فراتر از ۵۰۰ نفر
در یک جامعه ۹۹۰ میلیونی که به ۱۰۰۰ نفر
نمیگن جنبش که شما اگر جنبش به وجود
بیارید اون جنبش توانایی حکومت رو برای
اعمال خشونت کاهش میده شما باید برید به
سمت اینکه ببینید چیکار کنید که یک حکومتی
که تا دندان مسلحه هیچ منع قانونی و
اخلاقی و شرعی و عرفی برای اعمال خشونت
نداره از حفظ حکومت به هر بهایی دریق
نمیکنه در برابر همچین حکومتی چیکار
بکنید که کمترین خشونت رو بتونه در قبال
شما انجام بده مهمترین عاملی که میتونه
خشونت رو کم بکنه میزان کمیت یک اجتماعه
کمیت یک جنبش یعنی یک جنبشی که ۲ میلیون
نفر درش شرکت داشته باشن نمیشه سرکوب بشه
ولی یک جریانی که ۵۰۰ نفر درش شرکت داشته
شن همشون میتونن غل قم بشن و به زندان
انداخته بشن بنابراین وقتی که من میگم ک
کنش فردی یعنی کنش تک کنش جدا از دیگران
ما پزشکم نمیتونن برا خودشون اعتراض بکنن
معلما برا خودشون نونم بازنشستهها برا
خودشون دانشجا برا خود اینا باید به هم
بپیوندن اگه به هم بپیوندن اونوقت توانایی
حکومت برای اعمال خشونت کم میشه مشکل اینه
که ما ما یک جا
یک سینماگر ما وقتی که به اصطلاح به زندان
میفته بقیه سینماگر اعتصاب نمیکنن یک
روزنامه نگار ما به زندان میفته
روزنامهها در ایران تعطیل نمیشن بنابراین
وقتی که چنین همبستگی وجود نداره سرکوب
کردن افراد تنها جریانهای تنها جریانهای
منفرد به اصطلاح حرکتهای جدا افتاده
بسیار ساده میشه آقای دکتر البته اینو عرض
کنم که پزشکان به خاطر حقوق خودشون شکایت
نکرده بودن نهه به هر دلیلی به هر دلیلی
مهم نیست ولی وقتی که پزشک پزشکی به دلیل
به دلیل تعهد پزشکش این کار کرده دیگه
باید تمام پزشکها در ایران بتونن اعتصاب
کنن یه بخشیش رو بتونن اعتصاب کنن اگر شما
یک جریانی این شما اینو من کاملاً با این
چیز که شما میگید که یعنی گروهها باید
مطالبه داشته باشن برای دغدقه داشته باشن
برای گروههای دیگهی رو من قبول دارم و
اینه که مثلاً همین احتسابی که الان اصناف
مختلف پراکنده میکنن اینا باید هماهنگ
میشد حالا الان من من قصدم به چالش کشیدن
شما نیست قصم اینه که یه چیز چش ک ا نداره
اجازه بدید من میخوام بگم که من اصلا قص
چیز ندارم حالا الان توی این شرایطی که
اصلاً وجود قانونی نیست وجود تشکل ما حتی
سندیکا هم نداریم یه سری اصنافی داریم که
ثبتنام کردن خب یه جایی ثبت کردن و میان
میرن توی شرایطی که امکان برقراری ارتباط
نیست همه چی داره فیلتر و کنترل میشه چه
راه عملی وجود داره برای اینکه بتونن این
اصناف مختلف با هم بخوان هماهنگ خانم
جنبشهای من یک کانال دارم در یوتیوب اسمش
هست اندیشیدن انتقادی برای مبارزه سیاسی
صدها کتاب گذاشتم اونجا راجع به تجربه
بسیج اجتماعی بسیج مدنی جنبشهای مدنی در
کشور مخت خانم ما وضعیتمون اینه که نیاز
به جنبش مدنی داریم اگر قرار نبود
حکومت اصناف و تعطیل بکنه و خشونت بورزه
که ما این حرفها رو برا چی میزدی این حرف
شما بسیار حرف رایجی هست که حکومت داره
خشونت میورزه ما که نمیتونیم در برابر
این حکومت من فلان خ چون حکومت خشونت
خشونت میورزه شما حک مبارزه غیر خشونت
آمیز بکنید اگر حکومت خشونت نمیورزد
اونوقت بر چی شما دست به خشونت میزنید
چون حکومت همه چیزو سرکوب کرده شما نیاز
به ی جنبش مدنی جنبش دموکراتیک دارین چون
دموکراسی نیست شما نیاز دارین برا
دموکراسی مبارزه بکنین اگر شرایط ایدآل
باشه که شما برا چی دارین صحبت میکنین
اصلاً آقای دکتر من اینا مسئولیت گریزی
خانم باید اجازه بدین خانم اجازه بدید شما
شما نگاه بکنید به اون کتابخونه من مرتب
ارجاع میدم به اونجا به خاطر اینکه من
نمیتونم به سؤالهای خیلی مهم پاسخهای
عوام فریبانه بدم برید اونجا کتاب دارن
جذوه دارن که فلسفه شو گفتن
شیوه شکلگیری جنبش مدنی رو گفتن تجربیات
جهان امروزو گفتن شما الان میدونید در
دنیا چند تا انقلاب در جریان همین الان که
من و شما داریم حرف میزنیم نه نمیدونید
میدونید که اونهایی که دارن انقلاب
میکنن چجوری دارن خودشونو بسیج میکنن نه
نمیدونید به خاطر اینکه فقط نگاهتون ب
اجازه بدین اجازه بدین من اجازه بدین که
چیزایی رو دارید می میگید که من مجبورم
اولاً که من به هیچ عنوان موافق جنبشهای
خشونت مدار نیستم خودم ۶ ماه فقط جنبشهای
خشونت پریز آموزش دادم همون کتابخونه که
شما میگید منم درست کردم الان کاملترین
کتابخونه جنبشهای خشونت پریز برید ببینید
صد و خورده آدمم توش هست به زبان فارسی و
انگلیسی از هر جا منتها شما یک چیزی رم
باید در نظر بگیرید تئوریهایی که مثلاً
یه کسانی مثل جان جین شارپ درآوردن نه
خانم جین شارپ که گذشته اصلا یکنی
جآ قر بیست خانم قیک چویس مال ۶۳۰ تا ب
حرفم تموم شد دیگه آره یه جین اریکا چ
نویس مطالعه کرده ۶۳۰ تا تو ۱۲۰ سال اما
شما برید همون مخال مقاله آخرش رو که مال
همین در مورد مطالعه جنبشهای بعد از ۲۰۱۲
رو نگاه کنید توی اون گفته میزان سرکو و
میزان نظارت انقدر جدید شده که اون فرمول
هایی رو که الگوهایی رو که برای اون ۶۳۰
تا جنبش تو ۱۲۰ سال قبلی قبل از سال ۲۰۲
تطبیق داره ممکنه الان دیگه تطبیق نداشته
باشه من حرفم اینه که ما نمیتونیم یه
تئوری کلی که مال یک قرن پیش مال مطالعات
ی قرن پیش بوده از برای این دیکتاتوری
هایی که الان در جریانه رو بتونیم دقیقاً
برا اون تطبیق بدیم الان قابل تطبیق نیست
خ م خانم محتر چنانچه که ما دیدیم در مال
جنبش سوریه که اول خشونت مدار بود جواب
نداد بعد اومدن سعی کردن خشونت پیز ب کنم
با جواب نداد بعد آخر دوباره با خشونت
اومدن دیگه شما چند تا جای دیگه ببین
بشنوید از آقای خلجی شما دوست دارید چه
جواب من میخوام بگم که ببینید ما خیلی
موقعها میایم یه تئوری و چیزای کلی میدیم
من میداریم میاریم که در صورتی که به
واقعیت جامعه ما تطبیق نداره بسیار خ
مثلاً ا مدلایی که پاپیچ میگه اصلاً به
مدلای ایران تطبیق نداره پاپیچ داره در
مورد یه جامعه همگن داره حرف میزنه که یک
سری اقدامات ی یک سری ابزار قانونی براش
وجود داره که بتونه دولت وقت رو تحت فشار
قرار بده بعد بتونه دولتو عوض کنه یه دولت
موقت سه ماه درست بکنه بعد اون وقت تمام
ارکان اون دولت رو به تدریج با رأی مردم
عوض بکنه اینا برای جامعه ایرانی که یک
جامعه ناهمگن و یک دیکتاتوری تمام ایار
وجود داره که هم همه جور خشونتی میکنه و
هم همه جور سانسوری با همه ابزارها میکنه
این فرمولها لزوماً بر همه این دولتها
حکومتهای جدید قابل تطبیق نیست چنانچه
مطالعات اریکا چنو بیس هم الان که
جدیدترین مطالعات گسترده ترین مطالعات
یافته هاش بر اساس گفته خود اریکا چنی که
من اتفاقا تو همین کلاب باهاشم گفتگو کردم
همین الان قابل تطبیق رزو به جامعه ایرانی
نیست حرف من اینه اوکی آقای فرجی اجازه
بدین دوستان دیگه رو هم بشنویم ب ممنونم
آقای مهیار بفرمایید شما بعد از شماهم
آقای کابوس رو
میشنویم سلام وقت بخیر
من اولا که خب اینی که میگن این اجرای
عدالت بو رو که خیلی نمیفهمم چون میگم
نهایت مثلا در حق نیکا شاکرمی یا باقی
افراد نهایت میتونه همون یک انتقام گیری
باشه یک چیزی هم که من سوالم بود اینه
که ما فرض بگیریم که شما
میگید یک جنب بش یا یک ساختاری نداره
اعتراضات علیه حکومت توی ایران من سوالم
اینه که اگر فرض بگیریم که یک همچین
ساختاری یا یک همچین
سازمانی شکل بگیره یک جامعهای شکل بگیره
برای اپوزیسیون شدن در برابر حکومت ایران
این چه زمانی آیا اصلا حق داره و چه زمانی
حق داره که از
خشونت ترور کشتن و این جور چیزا استفاده
کنه مخصوصاً که
وقتی مثال هیتلر رو هم زدین و شما گفتین
که هیتلر جنگ بود یعنی هیتلر زمانی که جنگ
رو شروع کرد این حق رو به طرفها داد که
مثلا بیان اون رو بکشن یا قبل از مثلا
ضمیمه شدن اتریش و چک هم ممکن بود اگر
نخست وزیر انگلیس کس دیگری بود تصمیم
میگرفتن برن و هیتلر رو ترور کنن این
اجازه رو
داشتن حالا داستان ببینید داستان هیتلر
بگذاریم کنار چون مسئله جنگ با دولتهای
دیگه بود اشغال کشورهای دیگه و بعد میشد ح
ایدولوژی او ایدولوژی بود که تما ارپ این
که اگر قبل از شروع جنگ اینها میخواستن از
این اگه میتونستن که میگرفتن یعنی کسی
باور نمیکرد که همچین اتفاقی بیفته و بام
توجه داشته باشید که با ترور هیتلر لزوماً
همه چیز حل نمیشد یعنی الان فرض کنید با
ترور آقای خامنهای شما فکر کنید که اگر
آقای خامنهای ترور کنیم وضع خوب میشه آیا
اینطوریه نه آقای خامنهای ترور کنیم آیا
اتفاقی میفته شما دهه ۶۰ که دهه سیاهی هست
دهه ترور هاست دیگه این طرف ترور میکنن
اون طرف اعدام میکنن به جایی نرسید آدم
کسایی که یعنی اگر بهشتی ۱د برابر مهمتر
از خامنهای و رفسنج یعنی واقعا اگر بهشتی
بود قطعا او جایگزین خمینی میشد و اصلا یه
شخصیتی بود که قابل مقایسه با ای نیست ولی
کشتنشون ولی چه اتفاقی افتاد ببینید
میتونم یه س بفرمایید سوال من همینه که خب
پس در این حالت شما یعنی کلا میگید که
خشونت راه به جایی نمیبره
ت دقیقا ببینید شما روشی که استفاده
میکنید هدف وسیله رو تعیین میکنه نه
توجیه یعنی شما بستگی دارید میخواید به
کجا برسید اگه میخواید مثلاً جمهوری
اسلامی رو نابود کنید به هر قیمتی خودتون
به قدرت برسیم به هر قیمتی خب این یه یه
چیزه شما دیگه هر کاری رو در این راه مجاز
میدونید اما اگر میخواید جمهوری اسلامی
نابود بشه برای اینکه دموکراسی برقرار بشه
اونوقت اون اون هدف شما روش شما رو تعیین
میکنه چون با هر روشی از هر راهی نمیشه
به هر مقصدی رسید اگه شما بگی که من
میخوام همین طوری برم ببینم چه خبره خب
میتونی از مشرق ب برین از مغرب برین از ش
از شمال برین از جنوب برین ولی وقتی که
میگی که من میخوام برم مثلاً
به نیویورک دیگه نمیتونین از هر راهی
برین که نییویورک مقصدی اس که راهشو تعیین
میکنه بنابراین شما اگر بخواید به
دموکراسی برسید اگر بخواید به یک جامعهای
برسید که مبتنی بر کرامت و حقوق بشر باشه
انسانیت زدایی درش از بین بره شما
نمیتونید خودتون انسانیت زدایی بکنید
خودتون نقض حقوق بشر بکنید خودتون عدالت و
تعریف بکنید خودتون عدالتو اجرا بکنید
عدالت یک مفهومی اس که به نحو جمعی اجرا
فهمیده میشه به نحو جمعی قانونگذاری میشه
یعنی شما حق ندارید خودتون بشینید قانون
بگذارین من بشینم قانون اساسی بنویسم
قانون اساسی اون چیزیست که در یک فرایند
جمعی تعیین میشه و تصویب میشه اصلاً اون
چیزی که قانون اساسی رو قانون اساسی
میکنه اون فرایند تدوین و تصویب بشه نه
نه محتواش شما میتونید محتوا بهترین
محتوای قانون اساسی رو داشته باشیم ولی
اون قانون اساسی نباشه چون کهه در
فرایند کانستیتوشن در حقیقت به تصویب
نرسیده باشه بنابراین وقتی میگه عدالت
عدالت یعنی چی عدالت اون چیزیست که در یک
فرایند جمعی فهمیده شده باشه در اون
فرایند جمعی قانونگذاری شده باشه در اون
فرآیند جمعی نهادسازی شده باشه و اون نهاد
عدالت بیاد عدالتو برقرار بکنه صرف اینکه
من میگم فلان آره فلانی اومده فلانی کشته
پس من برم بکشمش این اجرای عدالتی این
بیمعناست این همون که شما فرمودید انتقام
گیری و کینت توزی
که بیشتر به میتونه نتایج منفیش خیلی
بیشتر از نتایج مثبتش باشه یعنی همین
جمهوری اسلامی از همین ترور میتونه
استفاده بکنه برای سرکوب بیشتر یعنی
امکاناتی که شما دارید برای اینکه بسیج
بشین امکاناتی که شما دارید برای اینکه
همبستگی ایجاد بکنید کاهش پیدا بکنه
بنابرین نباید مطلقا به سمت دست بردن به
اسلحه برد به خاطر اینکه درست شما با هیک
نظامی حاکم هستید که تا دندان مسلحه یعنی
درست به این دلیل نباید دست به اسلحه
ببرین که طرف مقابل تا بینهایت اسلحه
داره و بینهایت بیشرم در ب به کار بردن
اسلحه در به کار بردن خشونت درست عدم چیزی
رو باید علیه او استفاده کرد که او نداره
و اون اراده جمعی اراده ملی اراده
دموکراتیک و یک جنبش دموکراتیک غیر
خشونتآمیز هست این هست که او نداره اون
اراده دموکراتیکی که او در برابرش شکست
میخوره هر جا هم که پیروز شده این
جنبشها به خاطر اینکه اخلاق ارزشهای
انسانی در بر اسلحه و بر بمب و ت توپ و
تانک و موشک فائق
آمد آقای محمد کاوس محمد ما شما رو
بشنویم آقای خرجی مایکت باز
سلام وقتتون بخیر آقای خراجی من خیلی نکات
خوبی از شما یاد گرفتم
فقط این نکتهی که من دوست داشتم همین
قاضیهای که ما با عناوین حالا شما هم
توضیح دادید احتمالا همون فاشیستی اینا رو
قاضی مرگ یا مثلاً خیلی القاب بش کاش
محاکمه میکردیم ال خودو یه قاضی در محدوده
قانون حق قضاوت داره یه بازه هم براش
گذاشتم مثلاً ۲ سال تا ۵ سال یا مثلاً
اینجوری ما به جای کهه قانون رو بهش دست
بزن ی که این قانون احتیاج دارم و الا شما
هوش مصنوعی هم میذاشتید همین حکمای که
اینا دادن و به نام قاضی مرگ و حالا مسائل
دادن مشکل تو قانونه به خاطر همین هر کسی
هم قاضی بشه تو جمهوری اسلامی نهایتاً به
همین حکما میرسه ما متأسفانه سوراخ دعا
رو گم کردیم به کجا باید اشاره کنیم که
اونجا اشکال داره اونم به صورت مدنی هر کی
با اسلحه اومد با اسلحه هم خودشو حفظ
میکنه
فرقی هم بله و کاملاً درسته ببینید مشکل
در ایران این قاضی و اون قاضی نیست کل
ساختار قضایی در ایران باطله باطله اصلاً
ما در ایران چیزی به نام قانون قوه قضاییه
نداریم این باطله اصلاً همون طور که گفتم
قانون اون چیزیست که حاکمه بر همه ولی در
جمهوری اسلامی حاکمیت از طریق قانون انجام
میشه یعنی کهه حکومت برای اینکه خودش رو
اعمال قدرت نامشروع بکنه از قانون استفاده
میکنه بنابراین راه حل از بین بردن این
قانون یا اون قانون نیست برا اینکه از بین
برد در حقیقت از بین بردن این سیستم کنونی
از بین بردن این رژیم و تأسیس یک نظام
قانونی هست ما باید ی برای اولین بار یک
نظام قانونی رو تأسیس بکنیم که در اون
نظام قانون حاکم باشه حاکمیت قانون یعنی
اینکه قان اراده ملی حاکمیت ملی اون قانون
رو تصویب کرده باشن و اون قانون در برای
همه یکسان باشه و اون قانون به طور کامل
مجزا و مستقل از قدرت سیاسی باشه و قدرت
سیاسی مطلقا نتونه از او استفاده بکنه به
نفع خودش در تنها در این صورتی که ما
میتونیم از قانون صحبت بکنیم قانونی که
آقای خامنهای با اشاره ابرو حکم اعدام
میده و این قاضیا فقط مینویسن یا مثلاً
سعید مرتضوی مثلاً کیه اون اون فقط یه
چیزه اون میرزا بنویسه آقای خامنهای بهش
میگه که روزنامهها رو ببند اونم میبنده
میگه بکش میکشه این کل این سیستم اشکال
داره به خاطر اینکه اساساً حکومت
دموکراتیک بر قانون استواره در جمهوری
اسلامی چیزی به نام قانون نهاد قانون
نمیدونم حاکمیت قانون وجود نداره و
بنابراین این حکومت باید جای خودش رو به
یک حکومت قانون
بده بله ممنونم خانم مهردخت بفرمایید ما
شما رو میشنویم بعد از شماهم آقای اکانت
دوست دیگهای رو ماستری رو خرو جان میشه
لطفا کسی دیگهای الان صحبت کنم مرسی
بله اکانت ماستری شما اگر صحبت ب سلام
درود ممنونم جناب خلجی من با تمام اون
گفتههایی که در مورد اتحاد و اینکه یک
جنبش مدنی بزرگ قابل سرکوب نیست ۱د موافقم
و همیشه هم سعی کردم این همین گفته شما
پروموت کنم اما یه یه چیزی برای من سؤاله
که اینکه آیا لزوماً همیشه تحت هر شرایطی
استفاده از
خشونت در واقع بد و منفی تلقی میشه خب
مثالش میتونم مثلاً از از انقلاب آمریکا
بزنم الان انگلیس بریتانیا و آمریکا دو
کشور مجزا هستن و احتمالاً اختلاف و مناظر
شون جنگ تلقی میشه اما اون روزی که این
اتفاق افتاد در واقع یک مردم
بر علیه حکومتش شورش کردن و از اسلحه به
حد بالا هم استفاده کردن و خب ن میدونیم
که اونا استعمارگر بودن آره اونا
استعمارگر بودن اونا استعمارگر بودن بعد
چون جامعه آمریکای قرن هجدهم رو با جامعه
ایران الان اصلاً مقایسه نکنید ببینید این
مقایسهها همش میتونه گول زننده باشه
انقلاب آمریکا انقلاب علیه استعمارگر
استعمار بریتانیا ب اون داستانش اصلاً فرق
میکنه و اتفاقاً ویژگی انقلاب آمریکا این
بود که اصلاً بر خلاف انقلاب فرانسه به
خشونت نیانجامید ببینید نگاه کنید یه نکته
رو من بهتون بگم هیچ راه فراری وجود نداره
یعنی ما نمیتونیم از شر جمهوری اسلامی
خلاص بشیم به و به دموکراسی بیانجامد
اینکه بخوایم مقتضیات دموکراسی رو در نظر
بگیریم دموکراسی یک نیازمند توافق
بنابراین تا اصلاً دموکراسی از توافق شروع
میشه جامعهای که پراکنده است هر کس برا
خودش یه سازی میزنه هر کس برا خودش یک
ایران ایدلی داره تو ذهنش دموکراسی درش
شکل نمیگیره جمهوری اسلامی باشه یا نباشه
پس توافق یعنی که من و شما و یک زن
سیستانی و یک همجنسگرای تبریزی و یک بهایی
شیرازی ما همه ما باید بتونیم نقاط توافق
بین خودمون رو پیدا بکنیم تا زمانی که ما
نقاط توافق پیدا نکردیم حرف از دموکراسی
شوخیه مبارزه با جمهوری اسلامی میشه
مبارزه با مستبد نه مبارزه با استبداد یک
توافق
د اراده به همزیستی یعنی ما بخوایم با
همدیگه زندگی کنیم بنابراین ایرانی بودن و
به اصطلاح شهروند بودنو منحصر نکنیم به یک
سری ویژگیهای خاص این سنیه اون بدم فلانش
اون دینش فلانه اون ات ایسته نه بلکه باید
هویت ایرانی و ایرانی و ناسیونالیسم
ایرانی اینکلوسیو باشه یعنی همه رو در بر
بگیره به جای اینکه به اصطلاح اکسکلوسیو
باشه و دیگرانو ترد بکنه دو هه باور داشته
باشیم به آزادی و اینکه آزادی برای آزادی
شما باید هزینه بدید در وحله اول خودتون
از خیلی چیزایی که میتونید آزادی یعنی
آزادی انجام دادن انجام ندادن کارایی که
میتونید انجام بدید یعنی خویشتن داری شما
میتونید حق یه نفرو ضایع بکنید ولی نکنید
این میشه آزادی تا زمانی که در مملکت ما
آزادی به مفهوم آزادی قانونگریزی فهمیده
میشه لاوویگ اینکه همه چی آزاد بشه همه
کار مباه باشه این ما به آزادی نمیرسیم
آزادی یعنی آزادی
قانونگذاری و تعهد به عمل به قانونی که
خودمون گذاشتیم بنابراین ما آزادی رو تا
زمانی که لاابالی گری میفهمیم وضعمون
همین که هست هیچ فرقی نخواهد کرد خامنهای
باشه یا خامنهای نباشه بنابراین اینا
چیزهاییست که ما برای و بعد همبستگی
اجتماعی هیچ جامعهای نمیتونه وجود جامعه
مثل کوه نیست که یک ساخته طبیعی باشه قبل
از مرگ من بعد از مرگ من همینجوری وجود
داشته باشه جامعه رو میسازن جامعه شکل
میگیره جامعهی رو که نسازی که وجود نداره
جامعهای که شما به آفتها ش توجه نکنی و
دچار انحطاط بشه که خود بخود نمیتونه
خودشو اصلاح بکنه جامعه رو میسازن جامعه
رو ترمین میکنن جامعه رو بازسازی میکنن
جامعه رو احیا میکنن جامعه رو از آفات
مسون میدارن جامعه با همبستگی اجتماعی
ایجاد میشه با حس جا اجتماعی سوشال سنس من
یه حس اجتماعی داشته باشم غیر از خودم به
دیگری هم فکر کنم غیر از خودم به دیگری هم
اهمیت بدم اصلاً دیگری رو برای بقای خودم
ا به اصطلاح حیاتی بدونم حیات خودمو سعادت
خودمو در گرو وجود دیگری ببینم این اگر
وجود نداشته باشه واقعی حرفا همه شوخیه
فحش بدیم به خامنهای خامنهای رم بندازیم
ولی بعد از خامنهای چیزی جز یه خامنهای
دیگه به یه شکل دیگه نخواهد بود بنابراین
اگر ما میخوایم واقعاً گذار کنیم از
جمهوری اسلامی به دموکراسی یه شرایطی داره
تلاش کنیم برای توافق د معنی آزادی و
قانون رو رابطه آزادی و قانون بفهمیم سه
به همبستگی اجتماعی اهمیت بدیم اگر ا اینا
رو ما بهش توجه نکنیم هیچ فای شما توپ و
تانک و بمب هستهای هم روی خامنهای
بریزید وضعیت عوض نخواهد
شد جناب خلیجی من یک نکته دیگه هم در مورد
مشخص همین موضوع تایتل اینکه خب از جنبه
انتقام که من هم به شدت موافق هستم که
اصلا هیچ تو چ نداره اما اگر این رو در
نظر بگیرم که سه قاضی که تجربه و سابقه
صدور احکام بسیار بیشماری در اعدام داشتن
همین امروز احتمالاً میتونستن چندین حکم
اعدام رو امضا کنن یا در طول ماههای
آینده این کارو بکنن اگر اینجوری به این
قضیه نگاه کنیم که این این اتفاق من حالا
نیت اون فرد رو نمیدونم واقعاً ولی حداقل
الان این اتفاق باعث میشه که شاید جان
چندین نفر حداقل برای مدت تا این جایگزین
این افراد بی نه دیگه اینا توجیه آقا
عکسشم ممکنه ممکنه که حکومت خشنتر بشه یه
عدهای رو که در اعدام نباشن اعدام می
اینا توجیه نه خب مسلماً امروز که ا ب این
حکومتها این حکومتها به هیچ وجه حتی
توانایی فکر کردن به مصلحت خودشونم ندارن
اگر میتونستن به مصلحت خودشون فکر بکنن
خیلی کارا رو
نمیکردن این حکومتها در در این حکومتها
ویژگی حکومتهای توتالیتر این هست که
خشونت درش وسیله نیست بلکه هدفه یعنی که
اینا خشونت نمیورزند که به یه جایی برسن
خشونت میورزم برا اینکه خشونت بورزن وقتی
شما خشونت هدف میشه اقتصاد خشونت وجود
نداره یعنی کهه چه مقداری ما خشونت بورزیم
مثلاً فرض کنید شما در دولتهای دموکراتیک
هم دولت خشونت میبرده دیگه زندان داره
پلیس داره نم دادگاه داره منتها چون که
هدفش خشونت نیست خشونت وسیلهای اس برای
مثلاً فرض کنید امنیت وسیلهای است برای
مثلاً مثلاً کاهش بزه کاریها بنابراین یه
میدونه چه مقداری خشونت رو باید یعنی یه
حدی قائل هست برای اعمال خشونت اقتصاد
خشونت درش وجود داره اما در جمهوری اسلامی
چون که هدف این نیست که ما خشونت بورزیم
که چی بشه نه خشونت برای خشونت ورزیده
میشه اقتصاد خشونت م وجود نداره در نتیجه
شما یه نفر بکشه اون ۱۰ نفر میکشه ۱۰ نفر
بکشه ۱۱۰ نفر میکشه اون یه حد مرزی قائل
نیست اگر میتونست فکر کنه به اینکه خب
حالا اگر من بکشم از خودمم کش کشته میشه
اگر من بکشم فلان میشه که میشد یه حکومت
غیر توتالیتر میشد یه حکومتی که بتونه
ویژگی حکومتهای توتالیتر اینه که درشون
محاسبه سود و زیان وجود نداره یعنی
تصمیمگیریها بر اساس محاسبه سود و زیان
نیست چون بر اساس محاسبه سود و زیان نیست
بر اساس اراده حاکمه اراده
حاکمم اصولاً بر یک سری پارامترهای
غیرعقلانی استوار هست مثلاً همین آقای
خامنهای از مجاهدین خل ی کینهای داره یا
مثلاً فرض کنید از پهلویها یه کینهای
داره خب این وقتی میرسه به این چیزا دیگه
اصلاً با عقلش فکر نمیکنه که با عواطفش
فکر میکنه یا کسی که دستش در یک جریان
تروریستی مثلاً آسیب دیده ا این که
نمیتونه به این مسئله عادی فکر بکنه یه
حاکم خودکامه است دری دنیایی از توهمات و
اوهام زندگی میکنه تصمیم گیرشم اینطوره
بنابراین در این حکومت نمیشه بگه که ما
این کارو بکنیم حکومت دست تنها راهی که
باعث میشه این حکومت کمتر دست به خشونت
بزنه اینه که یه اراده جمعی وجود داشته
باشه و این اراده جمعی خودشو نشون بده
یعنی اراده جمعی خود این همبستگی خودشو
نشون بده یه نفرو زندان کردن اون صنف
تعطیل کنه اگه یک روزنامه در ببینید در
همین لبنان من حدود بیست و خورده سال پیش
که
بودم
یک یادم نیست الان الان یادم رفته که
خاطرات یک یکی از نخست وزیرهای اس اسرائیل
رو یکی از ناشران لبنانی از عبری به عربی
ترجمه کرد و منتشر کرد دادگاه در لبنان
اون جلوی نش رو گرفت و اون انتشاراتی رو
توقیف کرد فردا صبح یک دونه روزنامه در
لبنان منتشر نشد یک دونه روزنامه منتشر
نشد و گفتن این حق ماست که ما بفهمیم
دشمنم چی گفته و اگر کس یک دونه انتشاراتی
تعطیل بشه ما همه ناشر تعطیل میشیم فرداش
ح حکمو برداشتن اگر چون این اتفاقی در
ایران بیفته اونوقت میشه گفت بله ما تلاش
کردیم برای اینکه خشونت کم کردیم ک کاهش
خشونت با خشونت ممکن نیست خون به خون شستن
محال است و محال محاله که شما با خون
ریختن بیشتر بتونید از خونریزی جلوگیری
بکنید مگر در ی شرایط استثنایی در شرایط
جنگ و اینها در شرایطی که شما با استبداد
دارید میجنگید تنها راهش این هست که از
چیزی استفاده کنید که او نداره جمهوری
اسلامی چی داره اسلحه شما چی دارید اخلاق
جمهوری اسلامی اخلاق نداره جمهوری اسلامی
به حق پایبند نیست جمهوری اسلامی به
ارزشهای انسانی پایبندی نیست اجتماعی که
بر اساس ارزشهای انسانی و حقوق بشر شکل
گرفته باشه جنبشی که بر اساس حقوق بشر و
کرامت انسانی شکل گرفته باشه میتواند
مسلح ترین حکومتها رو از بین ببره کهمان
که در تاریخ برده این کارو کرده بنابراین
با چیزی با ابزاری باید مبارزه کرد که او
نداره داره و اون اخلاق و ارزشهای
انسانیست چون اخلاق و ارزشهای انسانی رو
نداره در برابر یک جامعهای که بر این
اساس شکل گرفته باشه و در برابرش مقاومت
میکنه و دلیلی و امید رو ترویج میکنه از
پا در خواهد بد من سپاسگزارم از شما آقای
خ مونم فقط لینک کتابخونه تونم من تو
کانالتون گشم یه بار دیگه میتونید بگید
یا کجا تو اون کانال بگردم دنبال چی باید
بگردیم خانم در صفحه اول یوتیوب شما در
صفحه مشخص سد که نگاه بکنید همه لینک
کانالهای مجازی آقای خلجی رو میتونید از
اونجا پیدا بکنید اجازه بدید من الان این
رو هم اینجا میذارم که اگر من کانال
تلگرامو پین کردم الان کتابخونه رو هم پین
میکنم آقای خرجی لطفاً امروز یه کم وقت
بذارید سه تا از دوستان مون من میخواستم
چند نفر دیگه رو تایید کنم ولی فکر میکنم
که شما حالا خانم هرمینه بفرمایید شما بعد
از شما خانم مهرخ رو
میشنویم ممنونم فروغ جان سلام به شما و
آقای خلجی سؤال من اصلاً ربطی به موضوع
امروز اتاق نداره من فقط میخواستم از
آقای خلجی بپرسم که دوره روش تحقیق که
قرار بود اول هفته ایمیلش بدین هنوز
ایمیلی نیومده و پیگیری کنم که اون دوره
چی شد خیلی ممنون بله بله بله من یکی دو
روز آینده در یک گروه تلگرامی دوستانی رو
که ثبتنام کردم وارد خواهم کرد ولی جلسه
قرار بوده از هفته آینده آغاز بشه از
ابتدا ممکنه یک هفته به تأخیر بیفته ولی
کسانی رو که ثبتنام کردن امروز و فردا من
براشون لینکی میفرستم که وارد گروه بشن در
خیلی ممنونم که یادآوری
کردید مه دکم بفرمایید شما خیلی ممنونم
مرسی خیلی ممنون سلام میکنم هم دوستان
آقای خلجی من اگر که روز دیگری صحبتهای
شما رو شنیده بودم
حتماً هیچ اختلاف نظری نداشتم ی من به شدت
موافقم که برای داشتن جامعه سالمی که
دموکراسی رو در خودش میتونه نه تنها ایجاد
کنه بلکه حفظ بکنه دوری از اون تکرار
خشونت و اون به اصطلاح انتقام و خونخواهی
یک یکی از اصول اصلیه مشکلی من وقتی ایجاد
شد که احساس کردم اول اتاق به خصوص که یک
حسی از سرزنش سرزنش کردن افراد مردم عادی
و کسانی که به هر دلیلی امروز خوشحالم
وجود داره
من چیزی که موقعیتی که وجود داره این که
زندگی کردن در اون کشور تو این ۴۶ سال امر
به اصطلاح بسیار پیچیدهای یعنی ما روزهای
بسیاری هم عصبانی هستیم هم خوشحالیم هم
گریه میکنیم و هم باید اصول اخلاقیم وو
حفظ بکنیم هم به این فکر کنیم که کار درست
چیه چطور
نباید چطور از این روزها باید گذشت امروز
یکی از اون
روزهاست و اینکه ما فکر کنیم کسانی که
زنان امروز ولی زندگی هاشون تو دورههای
مختلف نابود شده تحت این ستمی که وجود
داره و فکر کنیم امروز نباید خوشحال باشن
نه اینکه تشویق بکنن نه اینکه بگن این است
به عنوان استراتژی به عنوان شیوه مبارزه
به عنوان من اینو قبول دارم ولی سرزنش
کردن مردم به اینکه خوشحالن که امروز این
اتفاق افتاده نه به دلیل میگم فکر میکنم
نکتو مشخص کردم این خیلی مسئله مهم ما اگر
بخوایم زندگی دوران به این پیچ ۴۶ سال
پیچیدگی رو و در هم پیچیدگی با خشونت و
ظلم و خشم فرا ویرانگر رو توقع داشته
باشیم
که بدون اینکه این این یعنی یک دوره
تغییری وجود داره ی حرکت باید کرد که بشه
از این خشم رور کرد و ما حتی اونجا نیستیم
ما حتی جایی نیستیم که بگیم امروز روز ما
روزی هستش که میتونیم بگیم داریم به سمت
آینده حرکت میکنیم امروز روزیه که ما بگیم
که امروز ما میتونیم بگیم به
فردای
شروع حتی قدمهای اولیه دادهای هرچند که
من معتقدم دادخواهی قدمهای اولیه
دادخواهی حتی از همین امروز شروع میشه و
همین تو همین لحظهها حتی و اتفاقاً
برخورد مهم برخوردی که بین با آدمها میشه
با مردم میشه با بین
آکادمی سین ها انجام میشه یعنی این
صحبتها این گفتگوها ولی سرزنش و
اینکه کار کار درست نکردن کار غلط کردن
اشتباه کردن جور دیگهای باید انجامش
میدادن این تأثیر خوبی نداره یی منظورتون
اینه که مردم هر کاری میکنن درسته نباید
سرز شون کرد من اینو گفتم بدا خ اگر اگر
اگر مردم در شرایطی یک رفتاری انجام بدن
که قابل سرزنش چه چه اشکالی داره سرزنش
امروز مردم چه کردن که قابل سرزنش نه من
من من مردمو سرزنش نکردم من نکته اولی که
گفتم خانم درباره این بود که کسانی که
گفتم گفتم از رسانهها هم گفتم کسانی که
راجع به دشمنانش یا کسانی که به هر حال ما
دشمن میدونیم مثل آقای سلیمانی و نمیدونم
نصرالله و فلان این حرفا دیناز میکنن
انسانیت زدایی میکنن گفتم تعبیرات
اینجوری که به کار میبرن این این غلطه من
نگفتم مردم خوشحالی نکنن نه متوجه شدم من
د اینکه گفتم که کسی من اصلا بحث راجع به
مردم صحبت نکردم خوشحالی مردم اصلا حرف
نزدم من گفتم یکی بحث اینکه چه زبانی رو
باید به کار ببریم ثانیا اینکه ما باید
بریم به سمت دادخواهی در یک شرایط جدید ما
نباید هر کس فکر کنه که خودش مجرم بوده به
اصطلاح مجرم میشناسه میتونه مجازات بکنه
این نکته رم در نظر بگیرید که منی که الان
دارم حرف میزنم من آیا باید مثل مثلاً
ابراهیم نبوی خودکشی کنم تا اون وقت مثلا
مردم بفهمن چه بلای سر من اومده شما از
کجا میدونید که من آسیبی که دیدم از این
قوه قضاییه و از این آقای مقیسه و دیگران
آقای رازینی کمتر از دیگران نیست که الان
خوشحالی میکنن یعنی اینکه صرف اجازه بدین
صرف اینکه صرف اینکه ما ببینید یه موقعست
که میگین مردم طبیعی خوشحالی میکنن من
میفهمم یعنی اینکه بگیم که مردم الان در
غزه مثلاً در مردم در غزه الان طبیعیه که
خوشحالی میکنن ولی آیا جای خوشحالی داره
آیا کسی پیروز شده در این میدان نه آ باید
گریست بر این مملکتی که اینجوری باید
ویران بشد تا الان برسه به اینجا میخوام
به شما بگم که ما یه موقع هست میگیم
طبیعیه که خوشحال میشن بله من ولی باور
کنید وقتی که صدام حسینو اعدام کردن من
گریه کردم چون کهه اعدام صدام حسین یعنی
که ما دوباره صدام حسین ها خواهیم داشت ما
زمانی میتونیم از پایان صدام حسین حرف
بزنیم که صدام حسینو نکشیم اگه میخوایم دی
یک قاتل ایجاد نشه باید قط دست به قتل
نزنیم خب البته که وقتی صدام حسین کشته
بود من د تا دایی من شهید شدن پسرعموی من
جزغاله شده من خودم توی جبهه بودم من منم
خوشحال میشم از اینکه صدام حسین از بین
بره ولی آیا من فقط به تشفی خاطر خودم
دارم فکر میکنم یا اینکه دارم فکر میکنم
به اینکه در ی چه جامعهی قراره زندگی
بکنم آقای دکتر خ ببینید من منظورم نکته
من اینه که انقدر این
و صدای شما قطع و وصل میشه
خانم مه ما صدا خانم مهد نتون پایدار ن ه
چی خانم مهرخ نت شما پایدار نبود ما
صداتون رو
نشن وقتی که ما داریم در مورد ی چیزی که
چندین لایه مختلف داره
مسئله دادخواهی هستش مسئله استراتژی
مبارزه مردمی هست چندین حرف داره زده میشه
وقتی شما میگی مردم اشتباه من ببینید من
من نگفتم مردم خانم اشتباه کردن آخه شما
چیزی نسبت بدین که من نگفتم شما تریبون
تونو دار اجازه بدید اجازه بدید من
میدونم من اینجا بودم و شنیدم من اتفاقاً
با شما مخالفتی ندارم من دارم به عنوان یک
شنونده نشستم اون پایین و دارم به شما
دارم اومدم بالا به شما بگم که میتونه
حرف درستی که دارین میزنین به دلیل
شرایطی که الان وجود داره و روش اشتباهی
که الان میتونه در مورد گفتن این حرف
باشه اتفاقاً ضربه بزنه به اصل حرفتون من
دارم اینو میگم من اصلا شما رو قضاوت
نمیفهمم نه شما لطف کنید بفرمایید من چی
گفتم دقیقاً که درست نبوده ب بین وقتی که
فکر کنم سحر بود خانوم مطلبی بودن که
مثلاً داشتن در مورد دکترا اینا صحبت
میکردن وقتی شما نکته اینا میگین که مردم
اشتباه کردن راه اشتباهی رو رفتن نه ایشون
میگه نه ایشون گفت نه با ایشون صحبت
میکردیم گفت مردم اومدن در خیاب خون و در
خیابون کشته شدن گفتم پس روشش اشتباه بوده
باید روشش تغییر بدن نه گفتم سرزنش نکردن
مردم بذار همینو بهت بگم میخوام بگم
روز دیگه مردم روشون اشتباه بوده برا
اینکه ما با ی حیولا سر کار داریم که بعد
می اجازه بدین ببینید من میخوام اینو بگم
من اینو میگم چون اگر بخوایم هی بخوایم
شما به من ثابت کنین که شما حرف منظورتون
نبود به خصوص که بحث پیچیده هیچ فایدهی
نداره منم مان آخه مسئله اینجاست مه اجاز
ب اجازه بدین یه لحظه مسئله اینجاست که
الان شما سهر جان کسایی که میاید روی استج
سؤال میپرسید ولی خودتون میخواین اون
جوابی رو که میخواید
بشنید خ الان آقا خ دارن به شما میگن که
اصلا مخاطبشون مردم نبودن اما شما همچن
دارین این حرفو تکرار میکنین من حرف برم ا
من س وقتی گوش ندین به نتیجه هم نمیرسید
رو جان من سو ندارم من اومدم بالا یک حی
رو شما اگه گفت نه آخه شما ببینید خانم
مشکل نه نمیخواد نه لازم نیست سؤال داشته
باشید خانم ولی من چیزی رو که نسبت میدید
من باید گفته باشم دیگه شما به من میگید
که شما شما خوشحالی مردم رو سرزنش کردین
من کی خوشحالی مردم سرزنش کردن ببینید
آقای بعدم این جلسه هم داره ضبط میشه خب
این جلسه این جلسه هم همین جا ضبط میشه
جلسه ممکن ضب شدنش خش نشه نه به هر حال نه
شما نه ولی دوستان دیگه میتونن قضاوت کنن
من این چیزی که شما نسبت میدید به منو من
نگفتم من نگفتم مردم ن میدم من دارم به
عنوان یک شنوندهی که پایین نشسته و تو
این اتاق بوده من دارم اینو میت شما
میتونی بگی من قصدم قضاوت نبوده ولی
نمیتونی بگی مخاطب احساس نش نکرده باشه که
قضاوت داره میشه به خاطر اینکه امروز
خوشحاله خاطر اینکه از ا من نگفت خانم
ببینید خانم محترم اجازه بدید برای اینکه
به نتیجه برسیم یک من نگفت من هیچ حرفی
راجع به خوشحالی مردم نگفتم یک دو اینکه
الان میگم میگم جای خوشحالی نیست اگر کسی
فکر کنه که این اتفاق خیلی امر خوبیه فقط
از حس انتقامجویی حس انتقامجویی به هیچ
وجه حس دموکراتیکی نیست ما رو به دموکراسی
نمیانجامد من این قضاوت رو میکنم و این
رو من وظیفه خودم میدونم قضاوت بکنم و نه
نه خوشحالی مردمو من مقدس میدونم نه چیزی
به نام مردم مقدس میدونم من معتقدم همه
مردم الان خوشحالن چه بسا بسیاری از مردم
یه جور دیگه فکر میکنن کی گفته الان همه
مردم خوشحالن بسیاری از مردم شاید نگران
باشن بسیاری از مردم شاید دموکراتیک فکر
بکنن نه صرفاً به خاطر اینکه کسانی که یک
وزیر دادگستری در زمان میتران کسی بود که
در فرانسه کسی بود که یه وکیل دادگستری
بود اومد تمام تلاششو کرد برای اینکه بشه
وزیر و برای اینکه فقط و فقط حکم اعدام
برداره و گفت اگر بچه منو جلوی چشم من
اعدام بکنن من باز از لغو حکم اعدام
دفاع میکنم مسئله این که ما نسبت به
سیاست تا عقلانی فکر نکنیم که نمیتونیم ه
بگیم مردم مردم اومدن خوشحال شدن د من
امکان حرف زدن ندارم دیه من فقط یه ۳۰
ثانیه ب من وقت شما خانم پ دقیقه صحبت
کنید ولی چیزی رو که به من من نگفتن بفر
فقط ۳۰ ثانیه تو حرف من ن فقط ۳ ثانیه من
پ دقیقه نمیخوام امکان شم مشکلی هم ندارم
صحبت من از این روز مشخصه تو های مشخصه
اتفاقهای مشخصه و رفتاری که میخوایم با
مردم داشته باشیم س گفتگویی که میخوایم
داشته باشیم برای اینکه بتونیم بگیم
اتفاقاً از انتقام و خونخواهی باید گذر
کرد به دادخواهی دادخواهی جمعی و دادخواهی
به عنوان وظیفه شهروندی و تلاش همه جوره و
یکی از اون تلاشها اینه که بدونیم که
انتقام و خوشحالی از غیر انسانی رفتار
کردن با یک انسان دیگه آخر به اون حکومت و
ا اون جامع که ما میخوایم برسیم نمیرسه من
حرفم اینه یک سری اتفاق اینجا رو این
استیج افتاد به نظر من غلط بود حالا شما
میتونین بعدا ا اگر اگر خواستین میتونیم
بیشتر صحبت کنیم به نظر من حس مناسبی رو
ایجاد نمیکرد همین این یه نظره مرسی
ممنونم از ش متشکرم و در نظرم داشته باشید
که نه تنها من که بارها و بارها در علوم
اجتماعی تاکید میکنن که چیزی به نام مردم
وجود نداره مردم یک کلمه کاملاً مبهمی اس
که معمولاً برای سواستفاده از استفاده
میشه کلمه مردم خیلی ممنونم آقای شهرام و
آقای کامران م باقی موندن آقای خلجی بله
بله بفرمایید آقای شهرام بفرمایید سلام بر
شما آقای شهرام
بون فکر میکنم نتش ضعیف بود آقای کامران
شما بفرمایید شاید آقای بله من صحبتهای
خواهش میکنم از صحبتی خیلی خوب آقای خ ا
گوش کردم ببینید من اگر بخوام انتخاب کنم
حرف آقای خلیجی رو قبول دارم باید از
خشونت پرهیز کرد چون یکی از فایدههای
اینکه از خوشن پی پرهیز کرد این هست که
میتونه قش وسیعی از مردم دور خود جمع کنید
خیلی از مردم نمیخوان به خشونت دست بزنن
تا سیستم بهشون خشونت میزنه خشونت پاسخ
میده و از پاش خشونت میخوان پیز کنن پس
مبارزه بدون خشونت شکی نیست که بیشتر
بهترین مبارزه داره چون که قشر وسیعی از
مردم حتی خیر قشر خاکستری میتونه با خودش
داشته باشه ولی سؤال اینجاست که ما باید
قشی که میخوان جواب خشونت را خشونت بدن
باید اونا رو بکوبیم ببینید توی جنگ شما
یه خاکریز اول دارین یه خاکریز دوم داری
خاکریز اول کسایی که جون خودشونو مایع
میذارن جلو میان کشته میدن واسه اینکه
حفاظت کنن از حاکی شماره ۲
اگر امروز افرادی نباشن که مقابل به سیستم
سیستم حکومت از جان خودشون مایع بگذرن و
مدافعه کنن این باعث میشه که حکومت سراغ
خشت دوم بیاد شما که خواهان خشونت غیر
خواهان سیستم میخواین مردم رو بدون خشونت
بیرون بیارین اگر افرادی نباشه که بخوان
جلوی سیستم بگیرن ج خونش مایه بگیرن اون
موقع سیستم میاد سراغ شما ببینید سیستم
همیشه سعی میکنه اونایی که بیشترین و
بیشترین تهدید واسش میشنو بکوبه و بیشترین
تهدید افرادی هستن که در مقابلم ایستادن و
از جان خودشون مایع گذاشتن اینا باعث می
که باعث میشه به طبقه دوم که خوا
خواهان خ بدون خشونت هستن واسه اینا یه
امنیتی ایجاد کنه که بتونن فعالیت خودشونو
چ کنن گسترش بدن به نظر من هر دوش لازمه
ما که خواهان غیر خوشون هستیم باید سعی
کنیم قش خودمون داشته باشیم اونایی که
میخوان از جان خودشون مایه بزنن که آدمای
بسیار عزیزی هستن و اینا باعث میشه که
اکثریت مردم احساس امنیت بیشتری بکنن به
خاطر اینکه اونا دارن جان شریف خودشونو
میدن از ا نباید اونا رو بکوبیم نباید
بگیم ما چون ما فکر میکنیم که میخوایم
خیر خشونت بخوایم پس میی که خشونت میخوا
آدمای یعنی بخوایم اونا رو بکو بخوایم
اونا رو از صحنه بیرون بیاریم
ماا کنیم
خشونت خیلی خوب هست و سعی کنیم آدمای
بیشتری دقیقا دور خ کنیم اجازه بدیم اونا
فعالیت خودشو داشته باشن بله نه متسفانه
خب اینکه تناقض آها یه پاهم یه پاون اوبره
یه پایون اوبره شما نمیتونید که اوبرو
بکوبی واه دوست دوست عزیز کسی که مخالف
خشونت هست که نمیتونه طرف طرفدار خشونت م
باشه که این حرف که شما میزنید که
متناقضه بسیار خوب آقای یاهی عزیز
سپاسگزارم از شما نمیتونه عضر میخوام
نمیتونه طرفدار خشونت باشه بی نبود خشونت
اون طرف که میخواد از بله خشونت فقط به
نفع جمهوری اسلامیه خشونت خشونت مهم نیست
که از جانب کی باشه خشونت مهم نیست که از
جانب مجاهدین خلقه از جانب نمیدونم هر
گروه دیگه هست خشونت به نفع جمهوری
اسلامیه با نیت خوب یا با نیت بد آقای یای
سلام بر
شما سلام سلام سلام حال شما سلام بر شما
ممنون که وقت دادین سلام خانم فرو متشکر
من در واقع توی تمام چیز رو بخوام تمام
حرفاتونو بخوام خلاصه کنم و بفهمم و بسیار
خوشحالم اینکه بر آخر نه به اعدام نه به
تعرض بدنی چیزی که شما در اوایل صحبتت
گفتین که تعرض بدنی کشتن دیگری سیاسی امر
سیاسیه بسیار
بسیار جالب ب برام و فکر میکنم همین
نتیجهگیری برای من امشب کافی است خب توی
حرفاتون خیلی نکتهها هست و تفسیر و تحلل
این ترور هم اتفاق افتاده باید صبر کرد تا
اطلاعاتمون بیشتر بشه خیلی ممنون از شما
خیلی ممنونم از همه دوستان سپاسگزارم فقط
بر یک نکته تاکید بکنم که بلای جان بشر
خشونته و تمام هدف ما از درس خوندن از
زندگی کردن از کار کردن از نفس کشیدن باید
این باشه که خشونت و کم کنیم و به سمت
جامعهی به
اصطلاح آسیب ناپذیر تر در برابر خشونت
بریم خشونت مسئله اول انسان هست مسئله اول
جهان هست و مسئله اول ایران هست بنابراین
نباید این رو شوخی بگیریم و فکر کنیم که
میتونیم چه در فکر چه در عمل خیلی سرسری
ازش بگذریم باید بسیار فکر بکن سنجیده عمل
بکنیم و هر کاری که میکنیم هدفمون این
باشه که ببینیم این کار ما چقدر از خشونت
کم میکنه و چقدر به همزیستی ما کمک میکنه
از همه دوستان سپاسگزارم تا نوبتی دیگر
وقت همگی
خوش دوستان شب و روز