تلویزیون «من و تو» و تصویر رمانتیک عصر پهلوی: گفت‌وگو با حسن اعتمادی

سلام عرض می‌کنم خدمت مخاطبان گرامی و عذر میخوام از اینکه ما حدود ۱۵ دقیقه دیرتر شروع میکنیم یه مقدار اشکال فنی داشتیم آقای اعتمادی در سوئد هستن و من در آمریکا و طبیعتا این تکنولوژی هم که همیشه دردسرساز و در نتیجه ما مجبور شدیم که متأسفانه برنامه رو دیر شروع بکنیم و به جای اینکه تصویر آقای اعتمادی رو داشته باشیم از طریق واتسپ با هم صحبت بکنیم حداقل صدای ایشونو داشته باشیم و جلسه به تأخیر نیفته آقای اعتمادی عزیز من خدمت شما سلام عرض می‌کنم آقای خلجی من خدمت شماست خدمت خانم فروغ همکارتون و عزیزانی که این گفتگو رو میشنون سلام عرض می‌کنم ب از اینکه تأخیری تو شور این گفتگو به وجود اومد عذرخواهی میکن نه خواهش می‌کنم خب من خیلی خوشحالم که در خدمت شما هستم و مطمئن هستم که دوستان بسیاری هم مشتاق شنیدن صدای شما هستن و امیدوارم که گفتگوی ما گفتگوی خوبی باشه همون طور که دوستان در آگهی برنامه دیدند موضوع صحبت ما با آقای اعتمادی در حقیقت تلویزیون من و تو هست به دلیل اینکه آقای اعتمادی خودشون یکی از اصلی‌ترین به اصطلاح کسانی بودن که جز مدیران من و تو بودن و در راه اندازی من و تو سهم داشتن و همین طور فرزند ایشون آقای رهای اعتمادی هم از برنامه سازان این تلویزیون بودن خب در جریان بسیاری از به اصطلاح مسائل من و تو اینکه اصلا چرا همچین پروژهای به راه افتاد و چه اهداف سیاسی رو دنبال میکرد هستن مهمترین چیزی که الان ما از من و تو به یاد میاریم یعنی من و تو که تا همین یک سال پیش کار میکرد تصویریست که از دوران پهلوی ساخت و در حقیقت در تقابل قرار داشت با اون تصویری که مخصوصاً نسل جوان از رسانه‌های جمهوری اسلامی از در مدارس در دانشگاه‌ها در کتاب‌ها خونده بودن و در حقیقت یک تصویر خیلی رمانتیک و رویایی از عصر پهلوی عرضه کرد که این توهم رو برانگیخت که ظاهراً زمان پهلوی بسیار زمان خوب و خوش و خیلی آباد و آزادی بوده و انقلاب محصول یک مش آدمهای بدخواه به اصطلاح پ هفتی ها یه شیاطین و حالا دستهای خارج و دست‌های داخلی و آمدن و به مردم خیانت کردن و مردمو گول زدن تا جایی که یکی از مجریان شبکه‌های تلویزیونی خارج از کشور رسماً گفت مردم ایران به خانواده پهلوی یک معذرت‌خواهی بدهکارن و گویا که مردم باید برای انقلابی که کردن عذرخواهی کنن و آقای پهلوی هم ناگهان به اصطلاح خودش رو در قامت یک رهبر سیاسی دید و این باز این مسئله به ایشون القا شد که گویا شهرت ایشون به معنای محبوبیت ایشون هست یعنی این تصور که چون ایشون مشهورترین شخصیت اپوزیسیون هست پس لزوما محبوبترین هم هست و خب ادعاهای که در پی این آمد این رمانی سیز کردن یا به اصطلاح ساختن تصویر رمانتیک از یک دوره تاریخی در عصر جدید یک مسئله جهانیست اصولاً به وجود آمدن فاشیزم جدید یا راست افراطی در کشورهای مختلف در اروپا و جاهای دیگه محصول تکنولوژی جدید هست که به شما اجازه میده که در حقیقت تصاویری رو بسازید و اون تصاویر جای واقعیتو بگیرن و مخصوصاً نسل جوان که نسل دیجیتال هست می‌تونه تحت تأثیر این تصاویر قرار بگیره بدون این که قدرت تحلیل و قدرت فهم تاریخی رو داشته باشه ما این رو در کشورهای مختلف میبینیم از جمله در روسیه که در روسیه هم دولت دوران استالین که در تاریخ جز تاریخ قرن بیستم یکی از فاجعه آمیزترین دوره‌های تاریخ بشری تلقی میشه دوره استاری هم خیلی به صورت رویایی و رمانتیک تصویر میشه تا جایی که در نظرسنجی‌ها که اخیرا انجام شده در سال‌های اخیر حدود ۷۰ جوانهای زیر ۳۰ سال دوران استالین رو یک دورای طلایی تلقی میکنن و حتی پوتین رو در قامت و قالب استالین میخوان این کارو در مورد قذافی میکنن در مورد صدام حسین میکنن در مورد حتی دیکتاتوری که الان هستن مثل ملک عبدالله در اردن مثل محمد بن سلمان در در عربستان سعودی مثل حاکم دبی و همه اینها یک تصوی به اصطلاح با کمک تکنولوژی دیجیتال و در حقیقت سلطه عصر سلطه تصویر بر ذهن و فکر آدم‌ها مخصوصاً نسر جوان میشه تاریخ رو کاملاً به شکل مصنوعی تحریف کرد و یک تصویر کاملاً مصنوعی داد و برای اهدا و این تصویر مصنوعی البته هدفش تاریخ نیست گذشته نیست بلکه خدمت به یک سری اهداف و به اصطلاح برنامه‌های سیاسی جریان‌های موجود هست یعنی جریانهای موجود برای اینکه گذشته خودشونو پاک کنن برای اینکه گذشته خودشون رو دستکاری کنن برا اینکه حافظه مردم رو دستکاری بکنند نیاز دارن به اینکه در حقیقت تصاویری در حقیقت یک تصاویر مونتاژ رو به جای یک تاریخ و گذشته خیلی بلند و پیچیده جایگزین کنن تلویزیون من و تو چنین کاری کرد و خیلی با موفقیت کرد به دلیل اینکه دلیل عمدش م فقر رسانه‌های خارج از کشور بود یعنی ما در رسانه‌های خارج از کشور نه برنامه های اینترتینمنت درستی داشتیم خب من و تو اومد برای اولین بار یه برنامه‌های اینترتینمنت که شما در رسانه‌های اصطلاح جهانی یه چیز عادیه ولی برای ما به دلیل این کهه نداشتیم یک به اصلاح ح حادثه بود یه اتفاق خیلی بزرگ بود یه انقلاب بود به عبارت دیگه در رسانه‌های خارج از کشور و از اون طرف هم مستندسازی ما مستندهای سیاسی نداشتیم ما در مثلاً فرض کنید بی بی سی بخش انگلیسیش مستندهای درجه یکی میسازه و می‌دونید که حالا مستندهای بی بی سی در همه زمینه‌ها چه مستندهای علمیش چه سیاسیش حالت مرجع دارن ولی بخش فارسی بی بی سی قادر نبود که همچین مستندهایی رو شبیه بخش انگلیسی بسازه یا مثلاً صدای آمریکا یا جاهای دیگه در نتیجه در یک خلع تلویزیون من و تو به وجود آمد و بودجه بسیار کلانی در اختیارش قرار گرفته بود من راجع به بودش و مسائل دیگه چیزهایی که می‌دونم رو نمیتونم متأسفانه بگم و لزومی هم نداره بگم و شاید یک فرصت یک زمان دیگری بشه راجع به این مسائل صحبت کرد به خاطر اینکه ممکنه برای خیلیها مشکل ایجاد بشه ولی من از آقای اعتمادی خواهش کردم که ایشون به عنوان خودشون یک فعال سیاسی و مدنی هستن خودشون روزنامه نگارن و خودشون در هم قبل از من و تو و هم بعد از من و تو در رسانه کار میکنن رسانه دارن و خب شاید یکی از بهترین کسانی باشن که راجع به چگونگی راه افتادن این پروژه و و رفتن به سمت اینکه از یک تلویزیون سرگرمی تبدیل شد به یک تلویزیون سلطنت طلب در حقیقت و بعد یک تلویزیونی بود که خب وقتی که سرگرمی بود سالهای اول مخاطبان بسیار زیادی داشت و حالا فارغ از گرایش سیاسی بینندگان بینندگان بسیار زیادی رو جلب کرد ولی وقتی که تبدیل شد به یک تلویزیون سلطنت طلب و بسیار تهاجمی و پرخاشگر و به شکل کاملاً پروپاگاندای درآمد خب خیلی از بینندگان باهاش مشکل پیدا کردن یعنی وارد دعواهای سیاسی شد در حقیقت و بعدم پروژه به شکل همون ش همون ابهام و عدم شفافیتی که راه افتاده بود با همون ابهام و عدم شفافیت پایان پیدا کرد و خب مسئولینش مخصوصاً گرداننده اصلیش آقای عباسی به در پاسخگویی به پرسش‌هایی که وجود داشت خیلی اهتمامی نورزیدن به هر حال این فرصت مغتنم هست که من از آقای اعتمادی پرسش بکنم دوستان اگر پرسشی دارند در چت بنویسن من پرسش‌هایی که مربوط باشه به صحبت ما حتما از آقای اعتمادی خواهم پرسید و از آقای اعتمادی هم خواهش می‌کنم که برای اینکه بتونیم بیشتر ازشون سؤال کنیم پرسش‌های ما رو خیلی تا جایی که ممکن هست کوتاه پاسخ بدن و که بتونیم ما تا جای ممکن از ایشون استفاده بکنیم آقای اعتمادی موافق هستید با اونچه که من گفتم بله حتما آقای خالی بسیار خب آقای اتمی اولا شما بفرمایید که خود شما قبل از یعنی چی شد که شما با آقای عباسی شروع کردید به همکاری و از یعنی تصورتون چی بود از من و تو یعنی وقتی که مثلاً آقای عباسی از شما دعوت کرد یا شما به نحوی به همکاری با این پروژه دعوت شدید چه تصوری به شما دادن راجع به هدف راهاندازی این تلویزیون بله آقای خلجی به خاطر اینکه شنوندگان این برنامه شما دقیقاً متوجه همه جزئیات بشن من فقط در مقدمه ناچارم که یه توضیحی بدم خدمتتون من سال ۲۲۰۰۰۰ در سال ۲۰۰۰ یعنی ۲۵ سال پیش حالا به توصیه عده‌ای از دوستان سیاسی و یک رابطی که اون زمان پسرعمه خود من آقای مظفر جهانگیری که از دوستان صمیمی آقای رضا پهلوی مدت‌ها بود که تا پیش از سالهای ۱۹۹۹ به من پیشنهاد می‌کرد که بیا با رضا پهلوی همکاری کنید و بشه تشکیلات درست کرد به هر حال من بعد از یک مدتی برام بود اصلا این قضیه که من بتونم با نماینده بهی حکومتی که من هم جزو منتقدین و مخالفینش بودم حالا وارد گفتگو بشم ولی این مسئله رو من با برخی از دوستان اپوزیسیون در میون گذاشتم از جمله دکتر کامبیز روستا آقای عبدالله مهتدی آقای حسینزاده د تا حزب اصلی به اصطلاح متعلق به کردستان کشورمون و تقریبا همه اونها که من باهاشون مشورت کرد کرن موافقت کردن گفتن خب خوبه که این گفتگو انجام بگیره و خب اگر بشه به اصطلاح همکاری هم کرد خوبه در نتیجه من در سال ۲۰۰۰ نخستین بار آقای پهلوی رو در پاریس ملاقات کردیم با هم و در مورد مسائل مربوط به چگونگی تشکیل یک جبهه از مخالفین جمهوری اسلامی صحبت کردیم بسیار استقبال گرم میکرد از این صحبت اگرچه خودشم از قبل یک چنین نیتی رو داشت و بعد بعد ما ی کنفرانس سه روزه گذاشتیم در سال ماه می ۲۰۰۱ در استکهلم به مدت ۳ روز ۱۸ تن از رهبران اصلی گروه‌های مختلف اپوزیسیون چپ و راست و ملی و مشروطه خواه و جمهوریخواه و همه دعوت کردیم ه روز در اون کنفرانس شرکت کردن در رابطه با عنوان کنفرانس م بود چگونگی گذار به دموکراسی در ایران این مقدمه فعالیت‌ها بود من در همون سال‌ها یعنی از سال ۲۰۰۰ و پیش از ملاقات با رضا پهلوی هم یک برنامه رادیویی داشتم در شهر استکهلم به عنوان صدای شما هفتهی ۶ روز برنامه ش ۴ ساعت برنامه زنده و من در اونجا به هر حال تبلیغ میکردم این موضوع رو و حتی یکی دو بارم با خود آقای پهلوی تو همون برنامه رادیویی که اون موقع زیاد تلویزیون و رادیو و اینا نبوده هرچی بود در لس آنجلس بود باهاشون مصاحبه کردم و خب از همونجا تقریباً همکاری ما شروع شد و بعد از اون زنیا دکتر باقر پرهام از ایران اومد به فرانسه ایشونم رضا پهلوی رو ملاقات کرد و ما تصمیم گرفتیم که یک تشکیلات درست کنیم تحت عنوان اتحادی ملی برای دموکراسی در ایران یا همین ناشونال یونیون دموکراسی ایران که با عنوان نفتی الان فعالیت میکنه که من از همون سال ۲۰۰۱ تا ۲ نه مخفف چیه ابریشن یونیون آف دموکراسی ایران آها و بعد من در تمام اون هفت سال نخست فعالیت این تشکیلات به عنوان سخنگو و دبیر کل این جریان بودم اما چطوری من آشنا شده در سال ۲۰ و س چ اگر اشتباه نکنم تلویزیون آزادی توسط پدر کیوان عباسی در لس آنجلس تأسیس شد این تلویزیون با سرمایه اولیه خود پدر کیوان و آقای رضا فاضلی زنده یاد اینا این تلویزیونو راهاندازی کردن و تعدادی از روزنامه نگاران اون زمان که در لس‌آنجلس بودم مثل آقای فردون توفیقی آقای پهلوان آقای سور اسرافیل اینا همه تو اون تلویزیون بودن به من گفتن که شما یک سال بیا به لس‌آنجلس و در این تلویزیون که بیشتر برنامه‌سازان شم از طرفداران رضا پهلوی هستن در اونجا برنامه‌ای داشته باش و تبلیغ کن برای نفی و برای ایجاد هم‌بستگی و اتحاد من به چیز اومدم اومدم لس‌آنجلس اگرچه پیش از اون رفتم واشینگتن ه روز در اونجا بودم با ایشون خب ملاقات کردیم صحبت کردیم که رو چه مسائلی باید بیشتر تکیه بکنیم و بعدم از همونجا راهی لس آنجلس شدم و در تلویزیون پدر کیوان عباسی شروع به کار کردم در همون زمان بود که پروژه رفراندوم پیش اومد اگر خاطرتون باشه که افرادی مانند آقای سازگارا و شهریار آهی و اینها درگیر اون قضیه شدن و یک به اصطلاح یک جریان جدی شد ظاهراً ولی در همون زمان من با این پروژه مخالف بودم چون اطلاعاتی که راجع به چگونگی تدوین اون بیانیه رفراندوم و نیرو به کسانی که دنبال اون هستند رو ازش با اطلاع بودم و گفتم که من چیز نمیکنم یعنی اون موقع باید امضا میکردیم و به اصطلاح امضا جمع میکردیم و هر کسی که در هر جایگاهی بود باید اعلام پشتیبانی میکرد خب اون مسئله باعث شد که تلویزیون آزادی پدر همین کیوان در مورد این موضوع که بحث رفراندوم بود مخالف باشن اون‌ها هم یعنی آقای سور اسرافیل که از طرفداران شدید نظام پادشاهی بود با رفراندوم مخالف بود برای این دعوایی بود که بین نظام پادشاهی بود و در نتیجه فاضلی مخالف بود آقای پهلوان مخالف بود و اینا همه مخالف بودن منتها اونا از نگاه خودشو نسبت به این پروژه و منم از نگاه خودم چون من نه سلطنت‌طلب بودم نه پادشاه خواب من در پی ایجاد یک جبهه بودم آشنایی من اونجا شروع شد و در اون زمان کیوان عباسی به اتفاق همسرشون خانم مرجان عباسی کارهای اداری اون تلویزیون رو انجام می‌دادن خب من یادمه که در روزهای اول خب من اتومبیل نداشتم در لس آنجلس همه شما می‌دونید باید ماشین داشت که به اصطلاح بخواید شما برید سر کار و برگردید و اینا ولی خب صبحا کیوان میومد دنبال من منو با خودش می‌برد استودیو و من فکر می‌کنم اگر اشتباه نکنم بین ساعت ۱۲ ۱۱ صبح لس آنجلس یه برنامه داشتم و بیشترین وقت روهم به من دادن یعنی د ساعت به من وقت پخش برنامه داده بودم من اونجا آشنا شدم با کیبان اما مسائلی پیش اومد که بعداً تلویزیون آزادی ورشکست شد و اون خودش یک داستان مفصلی داره که چرا برشکست شد و چرا آقای رضا پهلوی می‌تونست به اون تلویزیون کمک کنه و نکرد این مسئله در اونجا باعث شد که کیوان عباسی به شدت نسبت به رضا پهلوی نفرت پیدا بکنه و من هر نکته‌ای هم که در این گفتگو دارم خدمتتون میگم یعنی افراد افراد زیادی هستن که شاهد تمام این وقایه هستن از لحاظ تاریخی و در یک جلسه شبانه که ما در یکی از رستوران لس آنجلس گذاشته بودیم و کامران بگی که در در اون زمان در دفتر رضا پهلوی کار می‌کرد اومد اونجا که ببینیم می‌تونیم تلویزیون آزادی رو نگه داریم و اونا می‌تونستن ولی کمک نکردن کیوان عباسی ورشکست شد یعنی پدرش اون تلویزیون بسته شد و که کهوان عباسی مجبور شد برای امرار معاش بره در تلویزیون امیر قاسمی کار بکنه یعنی کارای اداری اون تلویزیون انجام بده یه مقدار کمی هم شاید حدود ۱۵۰۰۰ دلار در ماه بهش حقوق می‌دادن و اون با اون حقوق فقط می‌تونست کرایه خونه خودش رو تأمین بکنه اما بعد از یک مدتی که گذشت و من بعد از یک سال که این مأموریت رو داشتم برای تبلیغ برای نفتی بعد برگشتم به سوئد وقتی که برگشتم بعد از مدتی که ایوان با من تماس گرفت گفت من دارم یه رادیویی مانند رادیو صدای ایران که آقای مروتی اینا داشتن رو را می‌اندازم اسپانسر پیدا کردم ولی شما باید برگردی رادیو رو شما اداره کن و برنامه هاشو تنظیم کن و منم براتون اسپانسر اینا پیدا می‌کنم و از طریق اون رادیو فعالیت می‌کنیم من قبول کرده بودم و کیوان شروع کرد به فعالیت برای انجام این کار این همزمان شده بود با به اصطلاح رفتن رها پسرم به لسن لست برای ادامه تحصیل البته از یک سال قبلش در در دانشگاه دیگری تحصیل میکرد ولی بعدا خودشو منتقل کرد به دانشگاه لس آنجلس اومد اونجا و من دیدم رها اونجا تنهاست معرفیش کردم به کیوان و اینا بعد از یک ملاقاتی که با همدیگه داشتن به این نتیجه رسیدن که به جای رادیو تلویزیون راه بی اندازن یک تلویزیون اینن صحبتت میبرم رها رشته تحصیلیش چی هست رشته علوم اجتماعی خونده و و رسانه درست و چند واحم روانشناسی هم خونده درست بله بفرما بعد اینها اونجا با هم صحبت کردن و بعد به من گفتن که ما منصرف یعنی کیوان به من گفت گفت آقا ب جا اجازه بده به جای به جای به جای این چیز رادیو مای تلویزیون اینترنتی درست کنیم چون رها توانایی اینو داره که اون چیزی که که تو ذهن من هست یه تلویزیون سرگرم کننده و در این حال فرهنگی بتونه راه راه بیاندازه نها در همون زمان تعدادی از دوستانش که از سوئد رفته بودن برای تحصیل همدوره هاش بودن در سوئد اوارم دعوت کرد هیچ کدومشون م آدمای حرفه‌ای نبودن همه آماتور بودن ولی خب را دوران کودکیش کار تئاتر کرده بود به مسئله سینما موسیقی علاقه من بود کتابخون بود و این با بچه‌ها جمع شدن و و به هر حال یه گور درست کردن و خودش مستندهای مختلف درست میکرد مستنی تاریخی و اینها به علاوه به تو زمینه کار موسیقی هم برنامه برنامه میساخت این باعث شد که بعد از یه دو سه سالی که اینا تلویزیون ببین تی وی رو اداره میکردن با پیشنهاد به اصطلاح از طرف کسانی که میخواستن تلویزیون من و تو درست بشه پیشنهاد بهشون شد که ما میخوایم شما رو انتخاب بکنیم برای راهاندازی یک تلویزیون ماهواره‌ای چه کسانی بودن این افراد متوجه نشدم می این افرادی که در حقیقت می‌خواستن تلویزیون بسازن شما فرمودید اینا چه کسانی بودن ببینید من اینو پرسیدم و اون زمان خب من سر این موضوع چون رها زیاد به مسائل پشت پرده و تماس و اینا علاقه‌مند نبود علاقه‌مند بود که کار کنه دلش می‌خواست مستند بسازه دلش می‌خواست به هر حال تو زمین کارای فرهنگی و تاریخی فیلم بسازه و این ک به اونا می‌پرداخت در نتیجه من سر این موضوعات به با کیوان صحبت می‌کردم که من به کیوان گفتم این اسپانس کین گفت که اینا یه سری از این شرکت‌های آمریکایی که می‌تونن از طریق مالیات هایی که پرداخت می‌کنن این پول رو در اختیار گروههایی مثل ما بذارن و ما بتونیم مثلاً کارای فرهنگی و اینها بکنیم اما ی کم برای من این توضیح زیاد قانع کننده نبود ولی خب من چون دلیلی برای با به اصطلاح ست نبودن این ادعا داشتم خب باید می‌پذیرفتم ضمن اینکه تردیدم داشتم که آیا درست میگه یا نادرست میگه ولی در هر حال گفتیم شرکتهای آمریکایی هم باهاشون تماس گرفتم از طریق این سازمان‌هایی که در آمریکا هستن میشه به اصطلاح این به به اصطلاح کمکها رو گرفت گذشت همین طور ادامه پیدا کرد و تا اینکه چند هفته بعد به من گفتن که ما میخوایم شما من اون موقع رادیو خودم هنوز در سوئد کار میکردم گفتن که آقا ما می‌خوایم یه برنامه خبری هم تو این تلویزیون بذاریم آیا شما به ما کمک می‌کنید من گفتم که خب حتماً آره گفتم خیلی خب بنابراین شما یه برنامه آزمایشی خبری هفتگی درست کنید بفرستید حدود ۲۲۰ دقیقه بفرستید برای من کیوان گفت و ما اینو از تلویزیون پارس پخش می‌کنیم یعنی یکی از تلویزیونهای اصلی که اون موقع تو لس آنجلس بود تا اسپانسر ببینن این برنامه خبری رو من همونجا تو استودیو خودم خلاصه خبرهای هفته رو ضبط می‌کردن به وسیله خانمی که همکار من بود ما صدا رو میفرستادیم ب برای کیوان کیوان روش تصویر می‌گذاشت و یه برنامه‌ای بود ایران در هفته‌ای که گذشت در اون سال‌ها از تلویزیون پاس روزهای شنبه پخش میشد و مورد توجهم قرار گرفته بود ی برنامه شو سفته بود تمام خبرهای مهم هفته در اونجا در رابطه با ایران و جهان میومد بعد از مدتی که گذشت شاید حدود مثلاً من ۲۲۰ تا برنامه خبری درست کردم که ح تلویزیون پارس تحت عنوان ایران در هفتهی که گذشت پخش شد و بعد کیوان گفت اسپانسر برنامه‌های خبری شما رو دیدن خیلی هم خوششون اومده بنابراین میخواین که شما در پروسه راهاندازی تلویزیون باشید و مسئولیت اتاق خبر یا بخش خبرم به عهده بگیرید خب منم برام جذاب بود چون منم اومده بودم سوئد و دلمم میخواست که نزدیک رها باشم و قبول کردم در اینا اومدن لندن و منم رف منم رفتم لندن و بعد یه دفتری گرفته بودیم یه استودیوی قدیمی رو گرفته بودیم ولی این استودیو باید تعمیراتی توش صورت می‌گرفت به هر حال کارگرای فنی ساختمانی همه ریخته بودن تو اون ساختمان و داشتن از پایین و بالای ساختمون تعمیر می‌کردن خب من می‌دیدم که این هزینه‌ها و بودجه و دفتری که تو لندن باز شده و بعد این فیلمهای آرشیو که مرتب با پست از جاهای مختلف میاد نشون دهنده این هستش که خب یه بودجه قابل ملاحظه این تلویزیون داره ولی برای من من کچکی داشتم ولی برای من مهم این بود که منم از نیت خودم می‌گفتم خب یه تلویزیونی داره باز میشه دست منم توش هست منم به نیت خودم که به هر حال اون هدفهای سیاسی رو که دنبال می‌کردن شاید بتونم از این طریق این تلویزیون اونها رم به به نوعی اشاعه بدم ب خیلی دوستان در چت هم خیلی مایل هستن که در حقیقت این اسپانسرهای اصلی آقای اعتمادی اونچه که می‌دونستن رو گفتن و ولی من نسبت در مورد اسپانسر اصلی من و تو خب اطلاعات دقیقی دارم ولی متسفانه نمیتونم بیان بکنم و حالا میگذاریم به یک فرصت دیگه و حالا مهمم نیست یعنی مهم هست ولی الان گفتنش بیانش ضررش بیشتر از نفعش هست فعلا و در نتیجه دوستانه بیشتر از این نمیتونن کنجکاوی بکنن بفرمایید آقای اعت ب من یه چند تا نکته بگم شاید ا کمک بکنه به اون پرسشی که در ذهن بعضی از دوستان هست یکم اینکه خب پدر کبان در دوران رژیم گذشته با با با اسرائیل کار تجارت میکرده یعنی ارتباط ارتباط داشته با اسرائیلی‌ها و وابستگی به دستگاه حکومتی داشته و حتی با با کارمندان ساواک در ارتباط بوده به طور مثال خب من اینو می‌دونم که پدر کیوان آقای فریب رضا عباسی با آقای پرویز ثابتی روابط دوستانه بسیار نزدیک ی با همدیگه داشتن اینها میتونه نشانه‌هایی از این باشه که شاید بشه ردی از اسپانسرها رو پیدا کرد بله بی خ اسپانسر حالا خیلی خلاصه که بگم اسپانسرهای ایشون ایرانی نبودن هیچ کدوم یعنی اصلا ربطی به ایرانی‌ها نداره از روابط ایرانی شون استفاده کردن ولی اسپانسرشون اولا فرد نبوده ثانیا ایرانی نبودن حالا اینا مهم نیست از این موضوع خارج بشیم چون که میگم وارد یه چیزی میشیم که شاید الان کسان زیادی دارن با این تلویزیون کار میکنن روزنامه نگاران زیادی کار کردن کار میکنن شاید خیلی خوب نباشه و مسئله فقط آقای عباسی تلویزیون نیست به هر حال باید ملاحظات همه جانبه داشت بله بفرمایین آقای عرض کنم که به هر حال ما شروع به کار کردیم و خب یه مقدار مصاحبه برای کسانی که متقاضی کار بودن ما سه ماه یا چ ماه پیش از شروع به این که برنامه من و تو روی آنتن بره ما اونجا ساختمون دیگه آماده کرده بودیم آگهی برای استخدام داده بودیم و آدمای مختلفی هم رزومه‌های خودشونو میفرستادن و بخشی قابل توجه از رزومه‌ها رو به من میدادن که من بخونم و بعد قرار مصاحبه بگذارم خب من هم برای اتاق خبر باید آدمی مورد به اصطلاح لازم رو انتخاب میکردم هم برای بخش دیگه اگر توی مصب کسایی رو می‌دیدم که اگر توانایی و یا استعدادهایی رو دارن اونها رم به هر حال برای استخدامش اقدام کنیم این کار ادامه پیدا کرد تا اینکه دیگه همه چی آماده شد برای رفتن روی آنتن و ما اتاق خبر راهاندازی کردیم حدود ه تا ۸ تا اون موقع مجری خبر داشتیم یه اتاقی رو اختصاص داده بودیم به این استودیو یه سبک جدیدی هر هر به اصطلاح مجری خبر پشت میز کار خودش بود و حتماً اگر دوستان اون اتاق خبر از ابتدا دیده باشن فرمش یادت یادشون هست که خبرا توی به اصطلاح بخش‌های مختلف گفته میشد اخبار داخلی اخبار بین‌المللی خبرهای اقتصادی گاهی وقتا خبرهای ورزشی هم اگر بود به اصطلاح به اونام به اصطلاح توجه می‌کردیم و کمکم تلویزیون شروع به کار کرد ولی خب نکتهی که شاید لازم باشه اینجا بگم این بود که این کنجکاوی رو من من همیشه داشتم که هدف از راه‌اندازی این تلویزیون چیست و خود من منتظر بودم ببینم چه مجموعه‌ای از برنامه‌ها رو ما باید تولید بکنیم نکته‌ای که نکته‌ای که اینجا باید بهش باز اشاره کنم این بود که که برنامه‌های سرگرم کننده رو معمولاً کیوان پیشنهاد می‌داد که چه فرمی باشه چطوری باشه بهتره و بعد اون بچه‌هام همه جوون بودن و بچه‌های با استعدادم توشون بود و اونهام بر اساس پیشنهاد کیوان می‌رفتن سراغ به اصطلاح ساختن برنامه‌های مختلف مثل بفرمایید شام نمیدونم همون برنامههای که صبح پخش میشد و چرا که نه و همین چیزایی که معمولا جوونا خوششون میاد اونا اونا به اصطلاح کار خودشون رو به اون شکل پیش میبردن تا اینکه خب ه سال من در ه سال اول با این تلویزیون همکاری کردم ولی در یک مقطعی تهیه ی گزارش که الانم تو یوتیوب هست به عنوان به عنوان تروریسم سپاه قدس در خارج از کشور یه گزارش ۱۳ دقیقه‌ی بود که من برای اتاق خبر تهیه کرده بودم با همین عنوان م اگر سرچ بکنید الان تو یوتیوب اونجا هست که با صدای خودمه این گزارش تروریسم سپاه قدس که عملاً در اونجا نشون داده میشه که تمام جناح‌های حکومتی در طرح ترور مخالفین خودشون در خارج از کشور اقدام می‌کنن دست دارن و این برای اولین بار بود که به هر حال خیلی مستن و به همین این خاطرم هیچ اشکالی از لظ قانونی نسبت به اون مستند پیش نیومد و یک یه آقای اعتمادی دیگری در من تو کار میکرد برادر شما بودن بله ناصر اعتماد خ بعد از اینکه من اومدم ناصر به عنوان سردبیر اتاق خبر شد ولی با اون بچه‌ها نتونست بسازه بعد از یه دو سه هفتهی که گذشت این کارو نکرد ولی خب ناصر برنامه چشمانداز درست میکرد اونا سندای خیلی با ارز شی بود در زمینه مسائل سیاست‌های منطقه‌ای و محلی بود به طور نمونه ی مستند راجع به اون انفجار نیروگاه اتمی چرنوبیل درست کرد که خیلی م خیلی خیلی مورد توجه قرار گرفت اون هدف اون مستند مثلاً این بود که سیستم سیستم به اصطلاح یا ساختار تشکیلات هسته‌ای ایران چون روسیه نمیشه بهش اعتماد کرد نمونش همون انفجار اون به اصطلاح اون انفجار اون نیروگاه اتمی چرنوبیل بود یا مثلاً برنامه‌هایی درست می‌کرد مقایسه می‌کرد فعالیت‌های اقتصادی ترکیه نسبت به ایران که خب اینا یا اینا به اینا تا چه اندازه ترکها تونستن در طی اون سال‌ها پیشرفت بکنن با برنامه‌های اقتصادی که حالا در حد توانشون بود و ما نتونستیم من یک بار از کیوان که پرسیدم هدف اصلی این تلویزیون چیه به نظر تو گفت ما باید یه برنامه‌هایی رو تولید بکنیم که ایرانی‌ها خودشونو با مردمان سایر کشور دیگه مقایسه بکنن این مقایسه کردن حتی در رابطه با اون مستندهایی که در رابطه با رژیم گذشته ایران تهیه شد توسط رها اونجام نقش داشت و من هم فراموش نکنید من هم به هر حال باید بگم منم تأثیر داشتم تو این رابطه دلیلشم این بود که خب من از سال ۲۰۰۰ با رضا پهلوی وارد همکاری شده بودم و این مورد اعتراض بسیاری از دوستان سابق من که بیشتر اون‌ها دارای گرایشات سوسیالیستی و چپ بودن قرار گرفت و من هدفم این بود که زمینه همکاری و هم‌بستگی ایجاد بکنیم بین چپ‌ها و راستا ولی و در نتیجه تو همون برنامه‌های رادیوی خودم در سوئد سعی می‌کردم نکات ضعف رژیم گذشته رو تو برنامه‌ها تو گفتگوها تو گزارش‌هایی که هست برجسته نکنم و نکات مثبتی که از سوی رژیم گذشته در ایران وجود داشته اون‌ها رو سعی کنم برجسته کنم هدفم روشن بود من می‌خواستم به به سهم خودم زمینه همبسته ایجاد بشه و طبیعتاً اون اختلافات شدید تاریخی و سیاسی که بین چپ‌ها و جمهوریخواه و ملیون و گروه‌های قومی با رژیم گذشته بود باید روش کار میشد و من به سهم خودم به هر حال یک دنه از طریق همون برنامه رادیو این کارو می‌کردم و وقتی هم که به تلویزیون منو تووم بدن با اینکه دیگه من استعفا دادم از نفی اومدم بیرون بنا به دلایلی که اگر وقت شد بهش اشاره خواهم کرد ولی اون تأثیرات اون دورهی ۷ ساله ۸ ساله که در رادیو خودم و بعد تلویزیون آزادی در لسآنجلس کار کرده بودم روی ذهنیت من وجود داشت بنابراین اون مستندها رو من بهش زیاد ایراد نمی‌گرفتم می‌گفتم خب همین مقایسه کردن باعث میشه که ایرانی‌ها بفهمن که بعد از انقلاب چه بلایی به سرشون اومده در ایران از این جهت نگاه می‌کردم اما باید اعتراف بکنم که من فکر می‌کنم اسپانسرها اون موقع با نیت دیگری و به هر حال رها رو تشویق می‌کردن که این مستندا رو بسازه و خود رها هم با یک نیت دیگری باز این مستندا رو می‌ساخت کما اینکه در آخرین مستندی که داشت تهیه می‌کرد در یک ملاقاتی که با رضا پهلوی در منزل شهبانو داشتن در پاریس وقتی که از پاریس برگشت یکی دو روز تو فکر بود ازش پرسیدم چی شده چرا تو فکری اینقدر گفت که آره من برای ملاقات که شهوان گفته بود بیاد رفتم ولی اونجا بعداً دیدم آقای رضا پهلوی هم هست ایشون با من یه مسائلی رو در میون گذاشت که من احساس کردم که من رو به اصطلاح یه آدم ناشی بی‌تجربه می‌دونه همه حالا هدفش م این بود که از من یک مستند از دوران کودکیم تا الان بساز و خب خب رهام اون موقع دیگه کم و بیش شناخت بیشتری پیدا کرده بود در اثر مطالعاتی که مرتب می‌کرد در زمین تاریخ معاصر ایران به نکاتی رسیده بود که اون طورم که میگن در زمان رژیم گذشته ایران گل و بلبل نبوده بنابراین سعی میکرد که دیگه فاصله بگیره و از اون آخرین ملاقاتی که با ایشون داشت گفت من این مستندی هم که ساختم این رو به اسم خودم پخش نخواهم کرد و این رو میدم به همین به خانم تینا قاضی مراد که اون موقع با آقای چالنگی کار میکرد و من باعث شدم که ایشون بره تلویزیون من و تو تازم وارد شده بود که رها این فیلم رو سپرد به اون صحنه آخر که در سر صفه هفسین در منزل رضا پهلوی با حضور شه قانو اینا برگزار میشد اون رو رفت گرفت و اون مستند تموم شد و و بعد اون هم پخش شد و از اون به بعد دیگه هم رها کناره‌گیری کرد از ساختن مستندهایی که به هر حال در طی اون سال‌ها ساخته بود و بعد از یکی دو سه سالی هم که من دیگه اومده بودم رهام از من و تو استعفا داد و اومد بیرون بله خب دلیل اصلی که شما اومدید بیرون یعنی مسئله سیاسی بود یا اینکه مسئله این بود که نمیتونستی کار بکنید به آقای عباسی ببینید د تا اتفاق افتاد یه اتفاق اون گزارش تروریسم سپاه قدس در خارج از کشور من فکر می‌کنم یعنی باور بکنید الان بعد از سالها که گذشته هنوز نمی‌دونم علت مخالفت این با اون مستند تروریسم سپاه قدس در خارج از کشور چیه با توجه به اینکه به هر حال این مستند م ۱۳ دقیقه بیشتر نیست خیلی مورد توجه قرار گرفته و هنوزم در در یوتیوب ی وقتا من نگاه می‌کنم می‌بینم بازدید کننده‌ها ش بیشتر دارن میشن یکی این بود که اومد به من گفت که آقای تمدی این خیلی مورد اعتراض قرار گرفته این مستند سپاه قطب و بعد من رفتارش نحوه رفتارشو دیدم داره به مرور تغییر می‌کنه و و تغییر رفتار کیوان طوری بود که من دیگه نمی‌تونستم تحمل بکنم از یک طرف رها هنوز اونجا داشت کار می‌کرد برا دارمم اونجا داشت کار می‌کرد و من نمی‌خواستم این اختلافی پیش بیاد که موجب این بشه که این اختلاف تاثیرشو روی وضعیت برادر خودم و رها هم بگذاره بنابراین ترجیح دادم که به اصطلاح از اونجا بیام بیرون اتفاق بعدی که افتاد این بود که بلافاصله بعد از اومدن من بیرون این رم اضافه بکنم من ابتدای عرایضم خدمتتون عرض کردم کیوان نفرت داشت از رض پهلوی یعنی زمانی که تلویزیون آزادی پدرش ورشکسته شد همون شبی که ما در کافه نشسته بودیم برای برای به اصطلاح اینکه راه حلی برای نجات تلویزیون آزادی پیدا بکنیم و کامران بگی به عنوان نماینده رضا پهلوی تو اون جلسه توافقی از خودش نشون نداد و کیوان واقعاً به حالت خیلی بدی اون جلسه رو ترک کرد و من یکی به اصطلاح ۲ ساعت باهاش موندم که تا بتونه آروم بشه و و این نفرت در کیبان باقی مونده بود ولی ۳ سال بعد ۳ سال بعدی که من اومدم بیرون ۱۸۰ درجه همه چیز تغییر کرد اینکه چرا تغییر کرد به نظر من می‌تونه یه دلیلش این باشه که اسپانسرها عوض شدن یه دلیلش می‌تونه این باشه که سیاست اسپانسرها عوض شد یعنی زمانی که در ۳ سال اول بدون هیچ قرارداد نوشته‌ای من یک خبر از رضا پهلوی نمی‌گذارم و هیچ اعتراضی نیست و همه راضی هستن چطور میشه که بعد از اینکه من میام بیرون بلافاصله رضا پهلوی میاد تلویزیون من و تو و بعد به پشت سر اون شهبانو میاد با کارمندان ملاقات میکنن و یه نکته رم بگم آقای خلجی من تک تک خون بچه‌هایی که اونجا کار میکردن رو میشناسم تقریباً میتونم بگم ۹۹ کسایی که اونجا کار میکردن اصلاحطلب بودن یعنی تا پیش از اینکه رض پهلوی وارد استودیو من و تو بشه این بچه‌ها همه اصلاحطلب بودن حالا با درس‌های متفاوتی که آگاهی سیاسی دارن یا ندارن ولی همگیشون اصلاحطلب بودن یعنی تنها کسی که در اونجا حالا می‌خوام بگم مشخص بود که با اصلاح طلبا با پادشاهی خواها به نوعی البته به در حد و اندازه متفاوت مرزبندی داره من بودم ولی جالبه بعد از از اینکه من میام بیرون بدون استثنا تمام کارمندا طرفدار رضا پهلوی میشن و این عجیبه انگار همه رو ردیف کردن یکی یه آمپول تصدیق بهشون کردن آقا رفیق بعدد و زغال خوب دیگه هر دو موثرن خدمتت میگم یه برنامه عروسکی داشتن در در من و تو اسمش چی بود یادم رفته اسمش دکتر کپی نه نه نه یه برنامه‌ی بود که برنامهی بود که مسئولین جمهوری اسلامی رو به صورت عروس بله بله بله بله بله اونم یه برنامه دیگه یه نکته جالب که در اون بود این بود که اینا هیچ موقع عروسک آقای خامنه‌ای رو نساختن یعنی رئیس جمهور م آقای خاتمی نونم روحانی نمیدونم همه مسئولین رو میساختن غیر از آقای خامنه‌ای خب این یادآور یک قانونی هست که عربستان سعودی داره برای تلویزیون ام بی سی که دیدین که سی ولیالله هم وقتی که یک چیزی گفت که خارج از قوانین اونها بود برنامش متوقف شد برای یه مدتی و خود سینا ولیال هم تو برنامش هیچ موق به آقای خامنه‌ای نمی‌پردازد مطلقا آقای خامنه‌ای هست اینا خب یه رد و نشون هایی از اسپانسرشیپ که اینا مجبورن رعایت بکنن وگرنه اگر اسپان سراش مثلا ایرانی بودن دلیل نداشت که مثلا آقای خامنه‌ای رو نکنه مثل مثلاً فرض کنید ایران اینترنشنال که اونم اسپانس البته خارجی هستن خ آقای خامنهای خیلی سریح میپردازه و مسخره میکنه و فحش میده و این حرفا ولی من و تو این کارو نمیکرد و خود مثلا همین سینا ولیال نمیکنه و آره اونچه که میخواستم بگم به حالا دوستانی که باز مینویسن اینه که اسپانسرهای من و تو مثل اسپانسرهای ایران اینترنشنال ایرانی نیستن و فرد هم نیستن و خب این خیلی بد هست هم در مورد ایران انترنشنال هم در مورد من و تو که شفافیت ندارن این یک نقص مخصوصا رسانه که اساساً رسانه در پی این هست که صحنه سیاست رو شفاف بکنه اگر رسانها خودش شفاف نباشه در حقیقت نقض غرض کرده به هر حال آقای اعتمادی عزیز شما تاثیر این این مستندها رو بر تغییر نگرش مخصوصاً نسل جوان در ایران چه جوری می‌بینید و تأثیر من و تو در این جریان‌هایی که این دو سه سال اخیر به وجود اومد شما خودتون ارزیابی تون چی هست به نظر من اون مستندا به شدت جامعه ایرانی رو به خصوص جوونا رو متأثر کرد از خودش و نگاه جوونا نسبت به رژیم گذشته کاملاً فرق کرد من با بعضی از دوستانی که این برنامه رو برنامه مستندا رو در ایران می‌دیدن می‌گفتن که حتی بعضی از شاگردان تو دانشگاه با استادشون در مورد این مستندا صحبت می‌کنن یعنی خب اینا شما خودتونم بهتر می‌دونید مرابع تاریخی که بتونه مسائل سیاسی تاریخ معاصر ایران رو در اختیار نصب‌های جوون بذاره بعد از انقلاب خب خیلی محدود شد یک سری مسائل یک جانب منشر میشد خب اینا حالا مطالعه میشد یا نمیشد افکار عمومی به نظرم مردم کشور ما اطلاعات تاریخی موثق از منابع موثق نداشتن و به همین خاطر این مستندا به شدت تونست جامعه ایرانی رو متأثر بکنه و یک نگاه مثبتی رو نسبت به رژیم گذشته ایجاد بکنه به نظرم این یکی از تأثیراتی بود که گذاشته شد از طریق اینن یعنی از نظر شما آقای شاهزاده رضا پهلوی اشتباه نمی‌کنه در اینکه تصور کنه الان بخش زیادی از مردم ایران طرفدار او هستن و خواهان بازگشت سلطنت نه بنا البته خب ایشون من فکر می‌کنم ایشون نتونست از این موقعیت خوب استفاده کنه به دلیل عملکرد خودش و به خاطر اشتباهاتی که مرتب داره مرتکب میشه اون اعتباری که اون مستندا برای نظام پادشاه گذشته در ایران به وجود آورده بود رو ایشون خراب کرد من خودم همون موقع حس می‌کردم که این مستندا به شدت ب به نفع خانواده پهلوی و این اگر هوشیار باشه می‌تونه به نحو خودش استفاده بکنه و به همین خاطر عملکرد ایشون و رفتار سیاسی ایشون باعث شد اون تأثیر مثبتی که ایرانی‌ها یا یا لاقل جوان‌های ایرانی از اون مستندا گرفته بودن نسبت به رژیم گذشته اون رو از دست بدن دیگه من فکر نمیکنم اکنون به هر حال اون تأثیر مثبت دیگه زیاد نقشی داشته باشه چون در عمل رفتار ایشون به نظرم همه اون تاثیرات مثبت خساک یه نکته جالبی آقای اعتمادی به نظر من میرسه میخوام از شما بپرسم شاید ی نظرتونو بگین ببینم که من درکم درسته یا نه من فکرکنم این تلویزیون من و تو حالا یه طرفش تاثیر گذاشت روی نسل جوان و یه بخشی از جامعه ایران که به قول شما در تحت یک پروپاگاندای کاملا ایدئولوژیک و ضد پهلوی زندگی کردن و از طرف دیگه ببخشید و از طرف دیگه تاثیر گذاشت رو خود شاهزاده رضا پهلوی ببخشید و خیلی خود ایشونو تغییر داد مثلا آقای پهلوی در اون کتاب تنها کتاب که به اسمشون نوشته شده نسیم تغییر ایشون میگه که قبول میکنه که زمان شاه ساواک وجود داشته شکنجه وجود داشته یه کارایی وجود داشته که اصلا قابل دفاع کردن نیست و ایشون میگه که ما باید از اون دوره بگذریم و یعنی کاملا نگاه انتقادی داره به زمان پدرش و حالت اپولو تیک یعنی یه جوری داره در حقیقت میگه خب حالا این کار این یعنی یک جمله داره دقیقا این هست که نبودن دموکراسی در زمان پدرم موجب انقلاب ایران شد این جملهی اس که در اون کتاب نوشته بعد خود شهبانو پهلوی هم جاهای مختلف گفته که بله خب ما در اون زمان اشتباهات زیادی کردیم و این اشتات انکار نکردن ایشون و گفتن که خب به هال این مشکلات وجود داشته یعنی به طور کلی وجود اینکه مشکلاتی در نظام پهلوی منجر به این انقلاب شده رو به طور ضمنی پذیرفتن بعد خود آقای پهلوی تو مصاحبه‌ها ش مثلاً زمان آقای خاتمی زمان حتی آقای روحانی ایشون یک مصاحبه داره که توش دقیقاً میگه دیگه زمان انقلاب گذشته دیگه نمیشه در ایران انقلاب بشه ما باید دنبال تحول باشیم یعنی از تحول صحبت میکنه بعد اصلاً کلمه انقلاب برای اینا خب یه تبو بود دیگه اینا خودشون یعنی خانواده پهلوی اولین قربانی انقلاب بودن و نمیتونستن طرفدار انقلاب باشن معمولاً هم پادشاهان و نمیدون خان نهاد سلطنت طرفدار انقلاب نیست ولی اینا شروع کردن بعد از مخصص بعد از داستان چیز بعد از داستان قتل خانم مهسا امینی این اصطلاح براندازی رو راه انداختن و اینکه انقلاب و شروع کردن که آره یه انقلابی در جریان هست و خود آقای پهلوی شد خودشو کرد رهبر انقلاب یعنی خودشو به رهبری هم منسوب کرد یعنی میخوام بگم این من و تو نه تنها ت ذهنیت جوان‌هایی که خب در سیستم کاملاً پروپاگاندا درس خونده بودن و بزرگ شده بودن و تحت تاثیر قرار داد بلکه خود آقای پهلوی را هم خیلی گول زد و آقای پهلوی و خانم شهبان پهلوی اومدن در این موضع که نه در اون داران هیچ مشکلی نبوده اینا یه سری پن هفتی بودن که اینا اومدن و اینا همشون یا چپ بودن یا فلان بودن فاسد بودن ال بودن ول بودن و اینا باعث شدن که انقلاب شد یعنی خود آقای پهلوی هم میگن که یکی از مشکلاتی که در پروپاگاندا هست اینه که اشخاصی که پروپاگاندا می‌کنن خودشون قبل از دیگران تحت تاثیر اون پروپاگاندا قرار می‌گیرن دیگه من همشه راجع به آقای خامنه هم میگم که ایشون واقعا اونچه رو که رادیو تلویزیون میگه باور میکنه ول اینکه اون دروغها رو خودشم بگه شما اینطور فکر نمیکنی آقای خلجی ببینید شما یه نکته رو اشاره کردین راجع به کتاب ایشون خب ایشون که خب همه ما می‌دونیم اهل نوشتن نیست نیستن یعنی از همون ابتدا تا به امروز هر چیزی از یک اعلامیه و بیانیه ساده بگیرید و کتابشون اینا رو خب کسای دیگه باید بنویسن یه نکته ضعف یکی از نکات ضعف ایشون این هستش که من واقعاً متأسفم این رو میگم چون این شناخت رو از نزدیک پیدا کردم اینه که تشخیص ایشون راجع به مفاهیم سیاسی و این‌ها خیلی دقیق نیست و به همین خاطره که شما می‌بینید در فاصله دو سه سال اخیر چون بارها حرفایی رو زده که کاملاً متناقض با هم هستن یه یه پرانتز اینجا باز کنم ببینید هر پروژه سیاسی که ایشون همیشه در طی این سال‌ها به راه انداخته حتی اون پروژه‌ی که من سخنگو دبیر کلش بودم بعداً متوجه شدم که این پروژه اسپانسر داره و اون اسپانسر که به این میگه تو با این پروژه باید چیکار بکنی و اون حالا می‌تونه نمی‌دونم یه آدم یه جریان مثلاً سیاسی طرفدار آمریکا باشه یه جریان سیاسی طرفدار اسرائیل باشه یه جریان سیاسی طرفدار عرب‌ها باشه و به همین ترتیب یا یه جریان طرفدار مثلاً حتی محافل سیاسی داخل کشور باشه به همین خاطره که یه جا میگه که باید تحول ایجاد کرد یه جا میگه باید انقلاب کرد یه جا میگه نمی‌دونم باید اعتراض کرد یه جا میگه اعتصاب کرد یه جا میگه من می‌خوام رهبر بشم یه جا میگه اصلاً من رهبر نمی‌خوام بشم چرا چون بر اساس سفارشی که می‌گیره انجام میده کارشو بر اساس اون پروژهای که بهش داده میشه حرف میزنه حالا این یه طرف یه طرف اصلا ایشون از نظر سیاسی خب میدونی که در یادداشت علم علم به محمدرضا شاه پهلوی میگه که شاهزاده الان ۱۰ سالش شده و تو این ۱ سالم همش با لله فرانسوی بوده شما باید براش یه معلم فارسی بگیرین که بهش سعدی یاد بده حاف فردا قراره این پادشاه مملکت بشه و محمدرضا شاه یه چیزی میگه که حالا جای گفتنش اینجا نیست ایشون واقعا از نظر درک و تشخیص یعنی کامن سنس مشکل داره به خاطر اینکه تقریبا میشه گفت که تمام کارنامش در این ۴۵ سال تشکیلات درست کردن و از هم پاشوند اون تشکیلات هست و اینکه نا ان هست از اینکه یک گروه خیلی کوچیک درست بکنه و همینطور جایگاهی که برای خودش قائل هست خب جایگاهی که یک پادشاه یا یک ولیعهد برای خودش قائل هست اینه که من پادشاه مملکتم یعنی که همه افراد مملکت همه گرایش‌های سیاسی برای من یکسانند یعنی قاع اینه دیگه میگه من به اصطلاح حالت پدری داره برای که ملت خودش ولی ایشون خودش مثل آقای خامنه‌ای که به جای اینکه رهبر کشور باشه در حقیقت رهبر یه جناه خاصی هست و برا خودش یه جناحی داره و خب حضورشون هم حضور با در حقیقت حضور کاملاً فاشیستی و توده گرا و با ادبیات فاشیستی و و بیشتر آقای پهلوی در این ۴۵ سال مایه پراکندگی و پریشانی مخالفان جمهوری اسلامی بوده هر یک قدمی هم که برداشته برای به اصطلاح همبستگی بعد یه چند تا قدم برگشته عقب شما اینطور فکر نمی‌کنی آقای خرجی ببینید این نکته‌ای که شما فرمودید که هر دوره ی تشکیلات کوچکی درست می‌کنه بذارید من اینجوری بگم بر اساس پروژه‌ای که بهش میدن برای اون پروژه معمولاً صاحبان پروژه آدمای خودشون رو هم بهش معرفی می‌کنن میگن که من اینا رو برات می‌فرستم این آدما برات می‌فرستم اینا می‌دونن چیکار باید بکنی اینا با اعلامی و می‌نویسن این شبکه‌های به اصطلاح مجازی توو برات اداره می‌کنن برات توییت می‌کنن سایتو اداره می‌کنن و و و متن سخنرانی برات می‌نویسن و غیره و غیره و تو رو توی مسائل روز قرار میدن بنابراین اون کسایی که در هر دوره شما نگاه کنید از دوران گذشته تا به امروز آدمای مختلفی با ایشون همکاری کردن به عنوان مشاور به عنوان مسئول دفتر و غیره و غیره خب و و همه این‌ها دارای ویژگی‌های خاص خودشون بودن البته تمام اون کسانی که در سال‌های نزدیک بعد از انقلاب به عنوان مشاورش بودن حالا صرف نظر از اینکه از طرفداران رژیم گذشتم بودن ولی آدمای آدمای فهیم و عاقل و منطقی بودن و می‌دونستن چیکار باید بکنن ولی به مرور افرادی رو که کمکم به اینا نزدیک شدن بر اساس مأموریتی که از صاحبان پروژه می‌گرفتن اونوقت اونا می‌شدن تشکیلات این پروژه جدید الان همین بچه‌هایی که الان باهاش کار می‌کنن اغلب اینا از بچه‌های دفتر تحکیم وحدت انجمنهای اسلامی که در دانشگاه‌های ایران بودن مثلا به طور متوسط حدود ۱۰ سالیست که از ایران اومدن و الان اینا به طور ثابت دیگه پلوش قرا در کنارش قرار گرفتن اینا تشکیلات نیستن اینا یک پروژه این پروژه افرادیست که باید رضا پهلوی رو مدیریت بکنن و این طبق قراری که با اون صاحبان پروژه می‌ذاره باید از اینا هرف شنوی داشته باشه و اینا هستن که بهش میگن چیکار کن چیکار نکن کجا برو کجا نرو و چه بسا برخی از این افراد آدرسهای غلط بهش بدن و اینم حتی بفهمه که این داره کارایی می‌کنه که این به نفعش نیست مثلاً همین سفر به اسرائیل این تمایل به تمایل به همکاری با اسرائیلی‌ها و نگاه مس نه تنها دیشون حتی متأسفانه این کار دامن خانم فرح پهلوی روم گرفته ایشونم الان نعل به نعل به اصطلاح با در کنار ایشون قرار گرفته در رابطه با نگاه مثبتش به نقش اسرائیل و اینکه اسرائیل به هر حال به عنوان یک کشور نجات دهنده مردم ایران خواهد بود و غیر و ذالک داره عمل می‌کنه بنابراین این یکی از اشکالات اساسی و بنیادی این فرده که من فکر می‌کنم که اصلاً قابل توجیه نیست اونچه که داره عمل می‌کنه بله حالا به عنوان پرسش آخر من می‌پرسم و دیگه شما رو خسته نمی‌کنم ببینید آقای پهلوی به هر حال یک سرمایه ملی میتونست باشه به هر حال خانواده پهلوی وارث یک نهادی بودن که در ایران مثل بقیه جاهای دنیا کهنترین نهاد به شمار میره در کنار نهاد روحانیت ولی آقای پهلوی این سرمایه رو تا الان هرچه که بیشتر گذشته بیشتر از بین برده و امکان اینکه از این سرمایه در سطح ملی استفاده بشه بسیار دشوار شده و الان ایشون به نظر میرسه که از سوی یک حلقه فاشیستی مصادره شده و این حلقه فاشیستی آقای پهلوی رو دارن به سرعت از بین میبرن از نظر سرمایه سیاسی کاملا دارن نابود میکنن آیا شما امیدوار هستید که بشه در آینده نزدیک ایشون رو از مصادره این حلقه فاشیستی نجات داد یعنی از یک رهبر یک حلقه کاملا فاشیستی تبدیلش کرد به یک ولیعهدی که میتونه واقعا یک نماد ملی باشه میتونه یک پرچمی باشه برای همبستگی و متعلق به همه باشه و برای گذار از جمهوری اسلامی به سوی دموکراسی بتونه نقش معناداری بازی بکنه من بعید میدونم به دلیلم دلیلشم اینه که ببینید این کسانی که الان به عنوان حلقه‌های نزدیک اشون هستن همین گروه فرشگرد سابق که حالا حزب رستاخیز درست کردن بله که همون بحث بحثم همون فرشگرد یا بله ببینید اینا اینا که اومدن با شعار ارتجاع مرگ بر ارتجاع مرگ بر ارتجاع سرخ و سیاه اومدن این راشکر دیا و میدان میدان میلیونی اگر خاطرتون باشه اون موقع صحبت با هم برای همکاری با رضا پهلوی هم نبود اون موقع پروژه قق بود که این آقای کندل درست کرده بود کمک ایشون و ایشون سرگرم اون ققنوس بود اینام اومده بودن جوون بودن شروع کردن اما چند تا چند تا علامت وجود داره که شما وقتی تو برنامه های این تفسیر خبر تلویزیون ایران آزاد و تلویزیون پارس برنامه که آقای میبدی داره وقتی که این دو برنامه افرادی رو مطرح میکنن شما باید بدونید که از یک جایی سفارش شدن این افراد وگرنه چطور ممکن بود که این آدمای جوون دفتر تحکیم وحدتی اینا بیان یک شبه چنان به اصطلاح میدون بهشون داده بشه و بعد اینا بیان همین طور بالا و بعد برسن به عنوان حلقه‌های اصلی کنار رضا پهلوی و به طور ثابت دیگه بمونن من باور من من از ضمن اینکه فکر می‌کنم ایران آبستان حوادث مهمی خواهد بود در طی یک سال آینده بنابراین به سادگی دیگه رضا پهلوی نمی‌تونه با این اشتباه کی کر کرده به عنوان سرمایه ملی به عنوان فردی که تاثیرگذاره بتونه نقش خودشو ایفا بکنه و بنابراین به نظرم آخرین آخرین پروژه‌ای اس که رضا پهلوی داره به اجرا میگذاره و داره داره پیش میبره ولی نکتهای که نکتهی که میخواستم بقط بگم اگر هنوز سوال شما درست تو ذهنم باقی مونده باشه اینه که این این این آدما با عملکرد خودشون و با حالا راهنماییهای که کردن در طی این یک سال بعد از جنبش مساب خصوص ایشون رو به هر حال به جایی رسوندن که الان دیگه فکر نمی‌کنم واقعاً کوچک‌ترین اعتباری در نزد ایرانیان به اون معنا داشته باشه که در گذشته داشته نمیگم اصلاً هیچکس دیگه بهش توجه نداره ولی الان یه خبرایی رو من همین پریشب شنیدم که خود رژیم سازمان اطلاعات یکی از این فرماندهان سپاه گفته تو سایت همین خبری تلویزیون ایران اینترناشنال بود که اینا یه رقم عجیب و غریبی ایا حدود مثلاً ۱۱ هزار نفر یا ۱۱۰ هزار نفر نیروی سایبری خودشونو رژیم در شبکه‌های مجازی گذاشتن به عنوان طرفداران رضا پهلوی خب شما نگاه کنید وقتی که خود رژیم خود دستگاه امنیتی رژیم در شبکه‌های مجازی و فضای مجازی نیروی طرفدار رضا پهلوی درست می‌کنه بنابراین اونا یه نیتی دارن که قطعاً نتیجش به نفع خود رژیم خواهد بود و و آقای آقای پهلوی هم خودش به هر حال با ار خودش از اینا حمایت میکنه دیگه یعنی آقای پهلوی میتونست و شهبانو ففر پهلوی مثلاً میتونست وقتی که نرگس محمدی که یک زن اولا ثانیا زندانیه سال سن جایزه نوبل گرفته میتونست خانم پهلوی میتونست یک نامه تبریک حداقل بنویسه و بگه که من تبریک میگم من نوبل رو به نرگس محمدیه زن شجاع ول اینکه طرف مثلا سلطنت طلبم نیست ولی وقتی که این کارو نمیک کنن یا در برابر فحاشی‌ها هیچ موضعی نمیگیرن در عمل دارن تایید میکنن این رو دیگه یعنی من فکر می‌کنم که اگر جمهوری اسلامی نیروهای سایبری داشته باشه که به آقای پهلوی به اصطلاح تظاهر کنن به طرفداری از آقای پهلوی که کاملاً درسته و کاملاً منطقی هست ولی آقای پهلوی خودشم یک ارتش سایبری داره و اینا رو داره دامن میزنه بهش یعنی آقای پهلوی هیچگونه نه خانم شهبانو په پهلوی و نه آقای شاهزاده پهلوی هیچگونه اقدامی برای اینکه این جریان فاشیستی رو این لکه ننگ رو از دامان خودشون پاک بکنن نمیکنن و و در برعکس کسانی که سخنگویان رسمی این فاشیسم هستن همیشه کنار آقای پهلوی هستن و در دفتر ایشون هستن و به نام ایشون حرف میزنن و خلاصه یک در حقیقت فاشیزم دیجیتال وحشتناکی درست کردن که برای نه تنها برای گذار به دموکراسی کمک نمی‌کنه بلکه به نظر من از عوامل بسیار مهم برای تداوم جمهوری اسلامی هست آقای خرجی اجازه بد در ادامه صحبت شما من یه این نکته رو بگم مال همین روزهای اخیره این رفتار شنی و زشتی که یکی از طرفداران ایشون بر روی سنگ قبر غلام حسین ساعدی انجام داد خب مورد اعتراض بسیاری از ایرانیا قرار گرفت و همین دیروز هم روز یکشنبه هم مراسمی در در در قبرستان پرلاشز برگزار شد و ایرانیان زیادی اونجا شرکت کردن و قبر غلام حسین ساعدی رو گلباران کردن من ۲و روز قبل از این مراسم در برنامه تلویزیونی خطاب به شهبانو گفتم که شما که همیشه خودتون رو طرفدار فرهنگ و هنر و هنرمندان و نویسندگان می‌دونید و در پاریس هم زندگی می‌کنید من می‌دونم مثلاً در پاریس اگر یه نمایشگاه تابلو اگ نقاشی یه ایرانی برگزار بکنه معمولاً شهبان برای جلب حمایت هنرمندان و نویسندگان و روزنامه نگاران خیلی اهمیت میده میره بعد مثلاً به اون نمایشگاه مراجعه می‌کنه عکس می‌ندازه با به اصطلاح باب گالری و اینها و ازشون خواهش کردم تو برنامه تلویزیونی گفتم خوبه که شما با یه شاخه گل برین تو این مراسم شرکت بکنین و تفاوت خودتون رو نگاه تفاوت نگاه خودتون رو با کسانی که به نام شما یک چنین اعمال زشت وقیحانه ای رو انجام میدن و نشون بدید بعد من واقعاً انتظار داشتم این اتفاق بیفته ولی خیلی باید جالب باشه براتون اینو بگم نه تنها ایشون نرفت بلکه تمام اون افرادی که میگن ما جمهوری خواهیم ولی رهبری رضا پهلوی رو قبول داریم یه تعدادی از این روشن فکران اینچنینی که جز دوستان خود منم هستن وجود دارن حتی این‌ها هم نرفتن یعنی این‌هایی که در گذشته در گذشته این‌ها اینا اینا دوستان ساعدی بودن در پاریس ولی نرفتن و این نشون دهنده چیه نشون دهنده اینه که این‌ها شمشیر از رو بستن و به غیر از رضا پهلوی و به غیر از پادشاهی خواهان و سلطنت‌طلبان هیچ ایرانی دیگری رو هیچ گروه دیگری رو هیچ نیروی اجتماعی دیگری رو اصلاً به رسمیت نمی‌شناسن یعنی این یه مرحله فراتر از فاشیزم بله بله به هر حال خیلی من ممنونم از شما متشکرم از شما و و من هم معتقدم که آقای پهلوی میتوانست یک محور همبستگی باشه برای مخالفان جمهوری اسلامی و گذار در ایران رو تسریع بکنه و تسهیل بکنه ولی من فکر می‌کنم الان تبدیل شده نه تنها به مانع همبستگی بلکه به عامل اصلی در حقیقت تداوم جمهوری اسلامی یکی از عوامل اصلی تداوم جمهوری اسلامی هست و فلج کردن اپوزیسیون در حقیقت فضای مخ به اصطلاح مخالفت با جمهوری اسلامی رو انقدر آلوده کرده ایشون که کار ایجابی کردن و مثبت کردن بسیار دشوار شده به هر حال خیلی ممنونم از شما آقای اعتمادی عزیز که اینطور صادقانه و خیلی شیوا و رسا اطلاعاتی رو در اختیار من و مخاطبان این برنامه گذاشتید امیدوارم که باز ما با همدیگه صحبت بکنیم درباره مسائل دیگه همفکری بکنیم و براتون بهترین آرزوها رو دارم به آقای رها اعتمادی هم سلام ما رو برسونین برای ایشونم بهترین آرزوها رو داریم خواهش مکنم بزرگیتو میرسونم خیلی ممنون آقای خلجی که این فرصتو فراهم کردید که من با شما و دوستداران شما به هر حال در این گفتگو شرکت بکنم ممنونم سال ۹ میلادی هم به شما و همه عزیزانمون سال ن میلادی شما و همین طور همه مخاطبان گرامی مبارک باشه وقت همه دوستان بخیر زنده باشید