آیت الله خامنه‌ای، سقوط اسد و آینده‌ سیاست منطقه‌ای ایران

دوستان کسانی که امکان و موقعیتش رو دارن اگر اتاق رو باز نشر کنن من سپاسگزار خواهم بود اون فلش رو به بالا که بین علامت چت و بله و اون علامت دست بلند کردن هست اونجا میتونید از اونجا اتاق رو باز نش کنید در سوشیال مدیا هایی که دارید مثل تویتر فیسبوک یا دوستانتون رو در همین جا میتونید مطلع بکنید من لینک کانال یوتیوب آی خلجی رم پین کردم بالای صفحه کسانی که بخوان لایو رو ببینن لایو زنده رو میتونن از اونجا هم ببینن هم بشنون و از اینجا فقط بشنون آقای حرجی مایک با شما دیگه سلام عرض می‌کنم خدمت دوستان گرامی در یوتیوب و همه دوستانی که در لاو هاس به من پیوستند و برای همه آرزوی تندرستی و شادابی و کامیابی می‌کنم موضوع این جلسه صحبت‌های امروز آیتالله خامنه‌ای هست که در جمع مداحان کشور بیان شده و حالا من نکته‌هایی رو که در این باره به نظرم می‌رسه خدمت شما عرض بکنم اولاً که پیش از اینکه وارد متن صحبت آیتالله خامنه‌ای بشیم من فکر می‌کنم که شاید بعد نباشه اشاره کنم به پدیده مداحان بعد از رهبری آقای خامنه‌ای اینکه میگم آقای به اون میکروفون تون دسترسی دارین من متسفانه الان نمیتونم پیدا کنم باشه اوکی بله خدمتتون عرض کنم که مداحی و به اصطلاح اون چیز که ما به عنوان به اصطلاح به شکل سنتی ما میشناختیم کسانی که میومدن در مراسم مذهبی آواز میخوندن حالا چه در تعزیه ها و به اصطلاح نمایش‌های مذهبی چه در مراسم مذهبی و مجالس مذهبی بیشتر در ایران از زمان صفویه به این طرف و به ویژه از زمان قاجاریه و با شکلگیری تکیه دولت به اصطلاح تاسیس تکیه ازی ناصردین شاه قاجار به وجود آمده و قبلش به این شکل نبوده حالا میاد تا عصر جدید و خب ما در جمهوری اسلامی هم مداحان همیشه یک و مداحی یک بخش جدا نشدنی از مراسم مذهبی بودن اما مراسم مذهبی در وحله اول توسط توسط روحانیون اداره میشد و توسط روحانیون در حقیقت شکل می‌گرفت و هر مراسم مذهبی رو با منب و وعض یک روحانی می‌شناختم مثلاً میگفتن که بریم فلان حسینیه مثلاً مهدیه تهران آقای کافی مثلاً منبر یا بریم مثلاً فلان حسینیه آقای مثلاً انصاریان منبر میره آقای فلسفی منبر میره خب طبیعتاً بعد از اون منبرها هم یک مداحی میومد مداحی می‌کردن حالا سینه زنی می‌کردن یا نه در زمان آقای خمنی هم کمابیش همین بود البته آقای خمینی خودش به سرعت متوجه اهمیت موسیقی و آواز در تهییج عواطف انقلابی و مؤثر بود به عنوان ابزار مؤثر در پیشبرد اهداف ایدئولوژیک پی برد متوجه شد که موسیقی بسیار ابزار مهمیه به همین دلیلم خب بر خلاف فقها که موسیقی رو حرام میدونستن و میدونن ایشون گفت که نه موسیقی های که مخصوصاً وقتی که آقای مطهری فووت کرد ترور شد یک موسیقی ساختن اون آقای فکر کنم اگه اشتبا نکنم گلریز آوازش خونده ایشون گفت که نه موسیقیهای انقلابی خیلی خوب هست و فلان و خب بعد اصلا مسئله سرود رسمی جمهوری اسلامی بود و و بعدشم مسئله جنگ مسئله بود که خب باید مداها نقش مهمی بازی می‌کردن در تهییج عواطف جنگی و رزمی درست همونطور که مارش نظامی نقش مهمی بازی می‌کنه در ارتش مداها هم در ساختار به اصطلاح ایدئولوژی جمهوری اسلامی نقش مهمی رو بازی کردن خب همون به اصطلاح آهنگ گران آقای صادق آهنگران خ مداح معروف دوران جنگ بود و میدونید که خ چقدر هیجان در جبهه ها و در پشت جبهه رو میتونست برانگیزه و بخش مهمی از تبلیغات جنگ بود اون موقع رادیوی صدام حسین بهش میگفت بلبل خمینی در حقیقت و خیلی هم دوست داشتن که مثلا اون هدف قرار بگیره یعنی به عنوان مهم در جریان جنگ محسوب میشد منتها خود آقای خمینی هم خب اهل روضه بود و اهل اینور چیزا منتها خیلی شکل نگاهش به روضه خیلی ساده و خیلی به اصطلاح بی تشریفات بود آقای [موسیقی] خمینی مثلا میگن وقتی که بهش خبر آوردن که آقای مصطفی پسرش گفتن فوت کرده خب نمیخواسته که به خاطر پسرش مثلا گریه کنه جلوی دیگران سریع میگه که یک یک نفر پاشه روضه بخونه و بعد شروع میکنه گریه کردن روزه خوندن همیشه بوده تو خونش ولی خیلی ساده و خیلی معمولی و بعد از اینم که آمد در جماران یه آقایی بود به نام آقای کوثری که این به اصطلاح روزه خون محبوب آقای خمینی بود و یه سبک خیلی ساده داشت و یه حرفای روضه ساده داشت و از قم با ماشین سوار اتوبوس میشد میومد تهران روزشو میخوند و برمیگشت یعنی خیلی تشکیلات و دفتر دستکی نداشت شاید مثلا این اواخر ماشین میبردش میآورد اتش ولی یه پیرمردی بود که تو قومم زندگی سادهای داشت خیلی چیز خاصی نداشت توی زندگیش آقای خامنهای که اومد سر کار داستان بالکل متفاوت ش شد یعنی یک آقای خامنه‌ای یک در حقیقت انقلابی در نظام مذهبی در رژیم مذهبی در ایران به وجود آورد و نقش مذهب رو به شکل جدی متحول کرد و نهادهای مذهب از جمله خب مسئله اصلی روحانیت بود آقای خامنه‌ای آقای خمینی و اساساً جمهوری اسلامی یک مثل همه نظام‌های توتالیتر پدیده‌های تناقض آمیزی هستن یعنی اینکه از از یک طرف آقای خمینی ما به عنوان یک رهبر مذهبی میشناسیمش حکومت اسلامی جمهوری اسلامی رو حکومت اسلامی می‌دونیم حکومت روحانی می‌دونیم خیلی مثلاً یوکراین سالاری تعریفش کردن ولی واقعیتش اینه که جمهوری اسلامی خیلی ضد روحانیت به یک معنا و گرچه به ظاهر مشروعیت شو از حوزه می‌گیره ولی در عمل تنها در صورتی می‌تونه دوام پیدا بکنه که بتونه حوزه رو کنترل بکنه روحانیت رو کنترل بکنه برا آقای خامنه‌ای آقای خمینی برای اینکه استقلال حوزه رو از بین ببره خود این رهبری کاریزماتیک و این جنبش انقلابی و فضای انقلابی کافی بود برای اینکه حوزه استقلال خودش رو به شدت از دست بده ولی آقای خامنهای که آمد خب می‌دونید که آقای خامنه‌ای اولاً به عنوان یک طلبه و آخوند خیلی شناخته نمیشد دیگه ی کسایی مثل آقای خامنه‌ای همیشه یه چیزی بودن که روشنفکرا بهشون می‌گفتن آخوند آخوندا بهشون میگفتن روشنفکر خیلی چیز نبودن و از نظر فقهی هم خب طبیعتاً به عنوان آیتالله و مجتهد شناخته نمیشد بنابراین روحانیت براش یک خطر بود یک منبع تهدید بود حتی چند ماه بعد از اینکه آقای خامنه‌ای به رهبری انتخاب میشه مادر ایشون فوت می‌کنه و با توجه به رابطه خیلی خاصی که با مادرش داشته ایشون به مشهد نمیره یکی از دلایل مهمش برا اینکه نره در مشهد و در تشریح جنازه مادر شرکت نکنه همین هراسش بود از نوع برخورد روحانیت مشهد با او و اینکه خب در اوائل بود و خیلی موقعیتش متزلزل بود بنابراین باید روحانیت مشکل روحانیت حل میشد آقای خامنه‌ای مشکل روحانیت رو رو با به وجود آوردن یک انقلاب بروکراتیک درش حل کرد یعنی روحانیت رو از یک نهاد بسیار سنتی کوچیک قابل کنترل با شیوه سنتی مراجع تبدیلش کرد به یک نها شبکه عظیم فراملی که بروکراسی بسیار مدرنی براش حاکم هست همه چیز دیجیتالی شده همه چیز کامپیوتری همه چیز از نظر بروکراتیک بسیار عظیمه که در واقع قابل کنترل با اون سیستم سنتی مرجعیت قابل کنترل نیست یعنی حوزه رو از کنترل مراجع خارج کرد با به اصطلاح جهشی که در توسعه حوزه به وجود آورد حوزه که مثلاً تصور کنید ۳۰ ۴۰ هزار طلبه داشت که وقتی یه آقای مقسمی داشت آقای گلپایگانی که وقتی هر ماه میخواست شهریه بده از رو حفظ می‌دونست که مثلا چ ۵ هزار نفر که شهریه می‌گرفتن اسم این آدما رو و میزانی که باید شهریه ماهانی بگیرن می‌دونست و می‌شناخت از این تبدیل کرد به یک بروکراسی عظیم که از خود بیت رهبری شروع میشه تا به حدود دد و دو سه تا کشور که دانشگاه عل مصطفی [موسیقی] درش درش شعبه داره و جمهوری اسلامی رایزنیهای فرهنگی و فلان و فلان گسترش پیدا کرده و اصلا غیر از اینکه یه دولتی بتونه ک تتر بکنه اینو امکان نداره و به این وسیله روحانیت در حقیقت خطرش برای آقای خامنهای از بین رفت یعنی با گسترش دادن با توسعه بی حد و حسر مثل اینکه تصور کنید شما یه دهی که دارین این دهو یه کدخدا می‌تونه به راحتی اداره کنه همه رو می‌شناسه سر تشو میدونه صبح تا شب می‌تونه ۱ باره از این و روستا بره اونور روستا همه چیزو کنترل کنه ولی تصور کنید این ده تبدیل بشه به یه شهر مثلاً ۱۶ میلیونی و دیگه امکان اینکه شما یک کت خدا داشته باشی نداره نوع مدیریت و توان از بین میره و تمرکز قدرت در اداره از بین میره و از طرف دیگه آقای خامنه‌ای و جمهوری اسلامی اساساً نیاز به دیگه این نبود که شما به اسلام شناس یا به اسلام به فقیه نیازمند نبودید شما نیازمند این بودید که یک عده‌ای برای شما کار بکنن یعنی ولایت فقیه ولایت بر فقها هم هست و این دلیل ولایت فقیه کاملاً ضد فقاهت ولایت فقیه فقیه ستیزانه تر ترین فقاهت ستیزانه ترین ایده‌ای اس که در طول تاریخ تشیع به وجود آمده یعنی ولی فقیه چی میگه ولی فقیه میگه که من ولایت دارم چون بر اساس تئوری ولایت فقیه که شما ن همه فقها ولایت ندارن یک فقیه ولایت داره ولایت داره در همه امور خب بنابراین دیگه مهم نیست شما فقیه هستین یا فقیه نیستین فقیه این یا مقلدین مرجع تقلید یا مرجع تقلید نیستین شما باید تحت فرمان اون ولی فقیه باشید مثلاً ممکنه زمان شاه میدونید که بانک سیستم بانکی رو کاملاً فقها تحریم میکردن میگفتن این سیستم سیستم ربوی اس و بعد از اون طرف مالیات رو هم حرام می‌دونستن مثل خود آقای خمینی میگفت مالیات دادن به حکومت حرامه خب به جا شما باید خمس و زکات بدید ما الان الان دیگه مهم نیست که شما آقای مقلد آقای سیستانی هستین مقلد آقای مکارم هستین مقلد کی هستین شما باید مالیات پرداخت کن و هر کس که می‌خواین بانک‌داری رو قبول دارین یا قبول ندارین شما باید حساب بانکی داشته باشین چون شما اونوقت بهتون یارانه تعلق نمی‌گیره قبضی بانکیتون نمی‌تونید زندگی نمی‌تونین بکنید بدون حساب بانکی زندگی نمی‌تونین بکنین بنابراین می‌خواین خود آقای سیستانی باشین می‌خواین هر کس دیگه‌ باشین قوانینی که ولی فقیه تعیین می‌کنه و کشوری که او رهبرش می‌کنه اون دیگه براش همه میشن چی همه میشن تحت ولایت او و مراجع تقلید هم باید از او پیروی کنن بنابراین دیگه اصلاً فقه خواندن معنی فقه فقاهت بی‌معنی میشه و از اون طرف شما اصلاً نیاز ندارین به آدمهایی که اسلامو بشناسن شما نیاز دارین به آدم‌هایی که در حقیقت عقاید شما و برنامه‌های شما رو پیاده بکنن خب منبی ها خب کسایی هستن که میرن و مثلاً چه میدونم یا تاریخ میگن یا یه چیزی میگن به هر حال یه چیزای راجع به اسلام میگن حالا درست غلط و اوناش مهم نیست ولی وعض کردن این که شما از تاریخ اسلام بگید از سنت اسلامی بگید به هرت یه سواد یه چیزی باید بدونید اما مداحی نه مداحی مطلقا اینچنین نیست یعنی شما برای اینکه مداح بشین مداح خوب کسی نیست که مثلاً تاریخ بلد باشه یا نمیدونم سنت بلد باشه یا تحصیلاتی داشته باشه مداح خوب کسیست که آواز بلد باشه خوب بخونه صدای خوبی داشته باشه آواز بلد باشه خوب بخونه بعد دیگه خب همه چی میخونی شما بخش چه میدونم تقریباً ۹۹ این اشعار مذهبی که میسازن مداح‌ها یا زبان حاله یا چیزاست که اصلا ربطی به تاریخ و اینجور چیزا نداره بعد در مداحی هم خب همه چی مهم اینه که شما بتونین شور بیفکنید در حقیقت عواطف رو تحیی بکنید چون شما زمانی که با فقیه و عالم و با باعث طرفین بیشتر حرفاش براتون میتونی فکر بکنی یعنی او فکر شما رو مخاطب قرار میده ولی وقتی که با مداح مواجه هستیم اون عواطف شما رو مخاطب قرار میده و قصد او تأثیرگذاری بر عواطف شماست به همین دلل که حالا آقای خمینی گفت اگر این عاشورا تسون نبود و عزاداری نبود اسلام زنده نمیماند دقیقاً همینو میگه یعنی که جامعه مذهبی که اساساً بر اساس عواطف درست میشه در جامعه توتالیتر این برانگیختن عواطف به اوج خودش میرسه در یک نظام توتالیتر پروپاگاندا مداحی پروپاگاندای مذهبی اس در حقیقت دیگه پروپاگاندا اساسش بر اینه که عواطف شما رو دستکاری کنه عواطف شما رو تهییج کنه شما از یه چیزی خوشتون بیاد از یه چیزی بدتون بیاد به یه چیزی فکر بکنین به یه چیزی فکر نکنین حواس شما رو از یه چیزی به یه چیز دیگه پرت بکنه و این باعث شد که آقای خم خامنه‌ای به یک چیزایی توجه بکنه و بهش گسترش پیدا بکنه گسترش بده که کاملاً حالت انقلابی داشت مثلا انقلابی که در کار قرائت قرآن رخ داد و این قرائت قرآن رو تبدیل کرد به یک نهاد بسیار عظیم یک شبکه بسیار عظیمی از قاریان قرآن که بینالمللی هم هست و تبدیلش کرد به یک بیزنس به یک کالا به یک بازار داد و ستد به اصطلاح ایدئولوژیک و اقتصادی که حالا در جای خودش من یه بار در اون جلسه که راجع به برنا مهران مدیری و آقای شاکرنژاد اگر اشتباه نکنم بود توضیحاتی دادم در همین یوتیوب هست و از اون طرف مداها رو ناگهان تبدیل کرد به یک نهاد و یک شبکه عظیم باز بین‌المللی که در در حقیقت از همین واشنگتن هر سال از بیت رهبری مداح میفرستن در این مرکز اسلامی که هم نزدیک ماست در اینجا در مریلند و تا اندونزی و مالزی و ژاپن و جاهای دیگه و مداحی تبدیل شد به دانشکده براش درست کردن رشته دانشگاهی شد و اصلاً یه بخش عظیم تبلیغات در جمهوری اسلامی تب یعنی استفاده از عواطف مذهبی برای اهداف سیاسی به دوش مداح یعنی مداها هستن که میتونن شما برید مثل این صرافی‌ها شما در صرافی میرید تومن میدید دلار میگیرید مداها در حقیقت صرافی عواطف شما عواطف مذهبی میدید عواطف سیاسی می‌گیرید شما امام حسین میدید امام خمینی از توش در میارید شما علی اکبر میدید قاسم سلیمانی از توش در میارید این صرافی عواطف در حقیقت در ایران در نظام توتالیتر جمهوری اسلامی به وسیله مداحان انجام میشه و آقای خامنه‌ای اصلا کاری کرد که دیگه منبر از بین رفت وعض از بین رفت دیگه آخوندها گردانندگان اصلی مراسم مذهبی نیستن و مراسم مذهبی و آیین‌های مذهبی اساساً از کنترل روحانیت خارج شد صدایی منو می‌شنوی این خانم فروغ بله آقای خلجی خیلی هم عالی بله خب این اهمیتی اس که مداها داره و خب یه چیز عجیب غریبی درآمده مداها از نظر اخلاقی عموماً خیلی خوشنام نیستن و از نظر مالی هم اساساً فاسدنمیشود که مداحان برای مثلاً یک شب خوندن ۱ دقیقه خوندن اجرت های میلیاردی میگیرن بعد کشف میگیرن یا سکه میگیرن معمولا اغلبشون به مواد مخدر و اینها اعتیاد دارن برای صداشون حالا مداحی قدیمم اینطور بودن که اغلبشون شما دعوت که میکردی مداح اون هیئتی که دعوت میکرد مهمترین چیزی که باید برای مداح ترتیب میداد مجلس تریاک و اینجور چیزا بود به هر حال و کسانی هستند که در حقیقت مداها نه نه به طور غیر رسمی به طور رسمی یک بدنهای از سیستم امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی به شمار میرن یعنی مثلا فرض کنید همون طور که در بیروت در لبنان مخصوصا در بیروت بیش از ۵۰درصد راننده تاکسی برای حزب‌الله کار میکنن یعنی اصلا کار اصلا اومده راننده تاکسی می برای اینکه اطلاعات جمع بکنه در مداح هم همچین کاری می‌کنن یعنی در ایران تصور کنید که ما یک چیزی بیش از ۸۰ هزار مسجد داریم ولی یه چیزی بیش از شاید ۲۰۰ هزار تکیه و حسینیه باشه و جدایی از تکیه و حسینیه مراسم مذهبی که در خونه‌ها برگزار میشه مخصوصاً مثلا در شهرهایی مثل اصفهان در شهرهای مث کاشان در اصفهان مخصوصاً حالا طبق بعضی از آمارها مراسم مذهبی که در خونه‌ها برگزار میشه بالاترین آمار رو در کل کشور داره خب میبینید که شبکه عظیمی اس از دورترین روستا در مثلاً فرض کنید استان بوشهر گرفته تا آخرین روستا در آذربایجان شرقی شما یه شبکه میبینید که مسجد تکیه خونه مراسم مذهبی هست و در این اها اون که هست یکی هست یکی کنار مسجد یه پایگاه بسیجه یه پایگاه مقاومت بسیجه و یکی هم خود مداها که اداره میکنن و در حقیقت مداها با گسترش شبکه مذهبی توانستن این شبکه امنیتی عظیمی رو در کشور ایجاد بکنن کنترل امنیتی در حقیقت کار کار مداها کنترل امنیتی کشور از طریق کنترل شبکه مذهبی هست خب این کار کمی نیست کار خیلی مهمی آقای خامنهای در صحبت امروزشون ایشون تبریک میگن میلاد دختر پیامبر رو و بعد که امروز در ایرانم روز مادر نامیده شده به این عنوان و بعد ایشون شروع میکنه در ستایش دختر پیامبر حضرت زهرا و بعد میگه که یک زن تنها یک بانوی جوان در برابر یک جمعیت عظیم یک قدرت یک حکومت قیام می‌کنه از حق دفاع می‌کنه شجاعت نشون میده و منطق او همه صاحبان منطق رو رها می‌کنه بعد ا وقتی ادامه میده تا می‌رسه به اینکه مداحی پیروی از فاطمه زهراست در تبیین ایشون یه چیزی داره اصطلاحی داره به نام جهاد تبیین یعنی که شما در حقیقت جهاد تبیین اون چیزیه که به مفهوم دقیق کلمه پروپاگاندا یعنی شما یه چیزایی رو ی خواسته‌های حکومت رو منویات حکومت رو اهداف حکومت رو به مردم تلقین بکنید یعنی عقاید ذهن مردم رو در حقیقت بشورین و عوض کنین این اون جهاد تبیین یعنی هرچی که ما میخوایم این رو به مردم القا بکنیم کاری بکنیم که مردم اینو باور بکنن این میشه تبیین بعد میگه که امروز برنامه‌هایی که این آقایان اجرا کردن یعنی مداحیی که اومدن امروز مداحی کردن در حسینی امام خمینی و پیش ایشون میگه که امروز برنامه‌هایی که این آقایان اجرا کردن تبیین بود یعنی در کنار ابراز عاطفه و ابراز عشق و محبت به اهل بیت حقایق را تبیین کردن حقایق یعنی معنویات رهبری در حقیقت حقایق روز را بیان کردن فاطمه زهرا هم حقایق روز رو بیان می‌کرد چون فاطمه زهرا هم از علی دفاع می‌کرد دیگه بنابراین دفاع از علی یعنی دفاع از حقیقت اینجا هم مداها از علی دارن علی خامنه‌ای دارن دفاع می‌کنن بنابراین اونم حقایق و دارم میگم مسائلی را که همان روز پیش آمده بود و مسائل روز بود بیان کرد خب ابزار این جهاد در اختیار شماست شما یک هنر ترکیبی دارید مداحی یک هنر ترکیبی اس هم قالب هم محتوا هر دو هنرنمای هنر است و ما باید باید قدر مداحی رو بدانیم مداح‌ها یکی بخش مهمی از تاریک خانه اقتصاد ایران هستن مثل خود روحانیت و یعنی یه بخشی اس که شما دولت هیچ کنترلی نداره بهش یعنی هیچ اطلاعی نداره روحانیت م همین طوره و یک بخش مهمی از فساد فساد سیستماتیک در جمهوری اسلامی به شبکه مداحان و اینها قرار میگیریم حالا تا تصور کنید مثلا اون مداحی که تو تهران مداحی میکنه یه شب چقدر پول میگیره اونی که میاد تو واشینگتن چقدر پول پول میگیره اونی که میم میره در مالزی چقدر پول می‌گیره این آقای میسن مطیعی رفته بود تایلند اخیراً اون اونا چه درآمدی دارن و اون فقط نیست وقتی که او میره در مثلاً تایلند یه کاروان با او میره و یه شبکه عظیمی برای او کار میکنه در نتیجه یک بخش مهمی از تاریکخانه اقتصادی و سیاسی جمهوری اسلامی هست بعد میگه که ما امروز به تبیین نیاز داریم امروز شبه افکنی یکی از کارهای اساسی دشمن برنامه‌ریزی می‌کنن حالا یک مقداری در خبرهای آشکار هست که شما هم می‌بینید یک مقداریش هم در خبرهای آشکار نیست که ما اطلاع داریم برنامه‌ریزی می‌کنن و پول خرج می‌کنن برای اینکه ذهنیت‌ها را منحرف کنن از حقیقت چه کسی باید جواب بدهد چه کسی باید این خط کج را مستقیم کند چه کسی بایستی تبلیغ کند شما جزو کسانی هستید که می‌توانید این کار بزرگ رو انجام بدید جالبه قبلاً می‌گفتن که اسلام شناسا باید بیان نمی‌دونم کسانی که بیان اسلامو بیان می‌کنن الان آواز خونا در حقیقت قراره که اهداف جمهوری اسلامی رو پیش ببرن و تبیین کنن واقعیتو بگن حقیقت اسلام میگه که مداحی هم باید آگاهی بخش باشه با امید آفرین باشه یعنی قرار نیست که شما هرچی دلتون خواست مداحی کنی باید اونچه که ما میگیم به شیوهای که امید بی آفرینه مردم به سمت ما جلب کنه به اون شیوه باشه مایوس کننده نباشد حرکت دهنده باشد یعنی مردم برانگیزه آنوقت یه کار اساسی و بزرگ را شما انجام داده‌اید که با بسیاری از ابزارهای سخن گفتن و تبلیغ کردن آن مقصود حاصل نمی‌شود آقای خامنه‌ای مداحی رو مهم‌ترین شیوه تبلیغی می‌تونید می‌توانید مبارزه کنید با هراس افکنی دشمن دیدید که اخیراً مداحی می‌کنن که آره این اگر خامنه‌ای دستور بده فردا صبح ما در تلآویو خواهیم بود فردا صبح در قدس خواهیم بود نمی‌دونم فاتح این جنگ خامنه‌ای است و اینجور حرفا رجز خوندن دیگه چون می‌دونید که در فرهنگ اسلامی رج دست خوندن یکی از مهم‌ترین بخش‌های جنگ بوده ما الان مثلاً در جنگ‌های مختلف ما در ادبیات عرب و در ادبیات اسلامی ما داریم که مثلاً فلان آدم اومد در جنگ مثلاً احد اومد در جنگ خیبر این رجز رو خوند رجز خوندن یعنی اینکه بلف زدن و دشمنو با کلام ترسوندن و به شکل از کلام قبل از اینکه اینا بجنگن رجز می‌خونن یعنی در جنگ‌ها قبل از اینکه نبرد آغاز بشه نبرد کلامی آغاز میشده این رجز که تو هیچی و من تو با تو رو نابود می‌کنم و تو رو پدرتو در میارم و تو عددی نیست تو این حرفها تحقیر دشمن و اعلام پیروزی پیش از نورد این کار رجز خوندن حالا ایشون دقیقا میگه رجز خوندن یک بخش مهمی است از کار مداها و اینو انجام میدن اونا میگه که شما یکی از کارهای مهم دشمن ترساندن است حرا افکنی اس می‌توانید مقابله کنید با اختلاف افکنی دشمن توجه داشته باشید که این کاری که آقای خامنه‌ای می‌کنه اختلاف افکنی بین دشمن یکی از کارای مهمی که ایشون می‌کنه اختلاف افکندن بین دشمنای داخلیش م هست یعنی دشمنای مخالفان رژیم حالا چه در داخل ایران چه در خارج از ایران یکی از مهم‌ترین دلایل اختلاف یعنی منشی اختلافش جمهوری اسلامی یعنی جمهوری اسلامی به شدت برنامه ریزی می‌کنه سرمایهگذاری می‌کنه برای اختلاف انداختن بین دشمنانش و مخالفانش می‌توانید مقابله کنید با یعص آفرینی دشمن ببینید این‌ها که عرض می‌کنم هر کدام یک عنصر اساسی اس احیا و احیای جامعه و همین‌هایی که شما اینجا گفتید که ما از پا نمیشینی ما پرچم اسلام را روی جولان به حرکت درمی‌آوریم ما از مرقد مطهر پاک شام دفاع می‌کنیم میبینید که اینا رجز دیگه از این قبیل ایناها خیلی خوبست یعنی بایستی با حراس افکنی دشمن مبارزه کرد خب بعد اشاره می‌کنه به جنگ احد همین چیزا که عرض کردم خب بعد میگه که امروز سرخط خبرهای منطقه ما مسائل سوریه است خب یک نکته مهم و اون که آقای دوست عزیزمون آقای حسین باستانی یه مقاله خیلی خوبی نوشتن در سایت بی بی سی که مثل همیشه ایشون از روزنامه نگاران واقعاً برجسته و خیلی از معدود کسانیست که هنوز به روزنامه نگاری حرفه‌ایی پایبند هست یه مقاله نوشته راجع به سقوط اسد و اینکه این چه تأثیری گذاشته بین رابطه آقای خامنه‌ای با هواداراش باید اشاره کرده به نوشته‌های منابعی از جمله در سایت تسلیم که نشون میده که آقای خامنه‌ای بعد از اون صحبتی که حالا ماهم راجع بهش صحبت کردیم نتونسته به درستی برای نیروهای خودش یعنی نیروهای یتی و نظامی جواب قانع کنندههای بده درباره اینکه چرا اینطور شد و چرا ایران شکست خورد چرا همه اونچه که اینها در ذهنشون القا شده بود بهش همه خلاف درآمد چرا حماس از بین رفت چرا حزب‌الله از بین رفت چرا اسد ساقط شد چرا جمهوری اسلامی در حالت انفعالی قرار گرفته چرا الان ترامپ و نتانیاهو در بهترین در اوج قدرت خودشون به سر میبرن و هدفشون هدف مشترکشون تضعیف حداکثری ایران هست چرا در این موقعیت قرار گرفتن چرا همه اون وعده‌ها به یک به اصطلاح نتیجه کاملاً معکوس انجام میده اینو آقای خامنه‌ای نتونسته توضیح بده توضیحاتی که داد اون دفعه خیلی دستپاچه و خیلی به یک معنا خنده دار بود مثلاً میگفت ما می‌خواستیم بریم حمله کنیم ولی راهو بسته بودن آسمانو بسته بودن زمینو بسته بودن انگار که مثلاً باید اسرائیل کمک می‌کرده به جمهوری اسلامی برای اینکه به اسرائیل حمله بشه حرفایی که زده برای حتی یه بچه بسیجی ۱۵ ش۶ ساله هم قابل هضم نیست قابل قبول نیست و این به شدت اعتبار آقای خامنه‌ای رو در میان هوادارانش کاهش داده یعنی ما الان در حالت ریزش به اصطلاح نیروهای درون حکومت هستیم از نظر فکری از نظر اعتقادی یعنی لزوماً فرمانده های سپاه نمیان از سپاه بیرون ولی اعتقادشون با آقای خامنهای از دست دادن این تاثیر بسیار بسیار بنیادی خواهد گذاشت در آینده نزدیک در ترنسفورم شن یا در به اصطلاح تحول و استحاله که در جمهوری اسلامی به زودی مخصوصا بعد از در گذشت آقای خامنه‌ای به وجود خواهد آمد حالا من اینو توضیح میدم به این نکته‌های که بعدی می‌پردازم بعد برمی‌گردم به این نکته میگه که امروز سرخط خبرهای منطقه ما مسائل سوریه است من نمی‌خواهم تحلیل بکنم دیگران تحلیل کنن من در این زمینه حرف دارم چند نکته اینا رو از رو می‌خونن نکته اول یک گروه اشش گر با کمک دولت‌های خارجی و با برنامه‌ریزی آن‌ها و با نقشه آن‌ها توانستن از ضعف‌های درونی کشور سوریه استفاده کنند و کشور را به بی‌ثباتی بکشانند به هرج و مرج بکشن بنابراین میگه که اینها نیروهای به اصطلاح ملی نیستن این برنامه آمریکا بخشی از برنامه آمریکاست بر کشورها تسلط پیدا بکنه میگه هدف برنامه آمریکا برای تسلط بر کشورها یکی از دو چیز است با ایجاد یک حکومت فردی استبدادی که بروند با او بسازن حرف بزنن منافع کشور رو به این هم تقسیم کنن یعنی از نظر ایشون بشار اسد اصلاً حکومتش فردی و استبدادی نبوده بلکه فقط این جولانی که حکومتش فردی و استبدادی اگر این نشد حرج و مرج اشش در سوریه به اشش منتهی شد شدن من هرج مرج در سوریه به اتشش منتهی شدن هرج مج به وجود آوردن حالا آمریکایی‌ها رژیم صهیونیستی و کسانی که با اینا همراهند به خیال خودشان احساس پیروزی می‌کنن اینا یعنی میگه تمام این داستان سناریوی غرب نوشته شده و چیز جنین و چیز به اصطلاح ا شما یه کم برای ما ضعیف شده بله بله من دستمو اشتباه گذاشتم ببخشید مرسی آره و بعد میگه که احمق‌ها بوی کباب شنیدن نکته اول اینکه ملت ایران هر کسی را که مزدوری آمریکا را در این زمینه قبول کند در زیر گام‌های محکم خود لگدمال خواهد کرد همون سیستم سبک رجزخوانی که گفتم نکته دوم عنصر صهیونی یعنی دولت اسرائیل تظاهر به پیروزی می‌کنن چهره آدم‌های پیروز را به خودش می‌گیرد و میگه نه این حرفاش قذاف و اونا شکست خوردن و مقاومت فلسطین زنده است و یعنی باز هم حالت رجز خون سوم در تبلیغات گوناگون چون با جمهوری اسلامی طرفند دیگن مرتب می‌کنن که جمهوری اسلامی نیروهای نیابتی خودش را در منطقه از دست داد خب می‌دونید که دیروز یا پری روز بود که رویترز یک گزارشی منتشر کرده بود که با تحلیل گرای مختلف صحبت کرده بود تقریباً یک اتفاق نظری وجود داره بین یعنی یکی از از تحلیلی بسیار پرطرفدار در آمریکا این هست که نتانیاهو و ترامپ خودشون رو برای حمله نظامی به تأسیسات اتمی ایران در سال ۲۲۵ آماده میکنن و این یکی از اولویت های هم اسرائیل خواهد بود هم مسئله مهمی برای ترامپ خواهد بود و صحبت که کرده بودن این بوده که الان هم حماس از بین رفته هم حزب‌الله از بین رفته هم اسد از بین رفته و تمام سپرهای امنیتی که جمهوری اسلامی داشته از بین رفته و جمهوری اسلامی الان در کاملاً بی‌دفاع و سپر انداخته است در برابر حمله نظامی اسرائیل و اسرائیل می‌تونه آسان‌تر و راحت‌تر از هر زمان دیگه به نابود کردن تأسیسات اتمی ایران بپردازه این یه احتمال بسیار قویست که داده میشه بعد آقای خامنه‌ای میگه که که فکر نکنید که حالا چون حماس حماس یا نمیدونم حزب‌الله یا نم اسد و چیز این نیروهای نیابتی ما از بین نرفتن میگه که اسرائیلی مرتب میگن جمهوری اسلامی نیروهای نیابتی خودش را در منطقه از دست داد این هم یک غلط دیگر جمهوری اسلامی نیروی نیابتی ندارد دبیر شورای عالی امنیت دبیر شرا عالی امنیت ملی گفته بود که ما اصلا در سوریه نبودیم که بخوایم اونجا رو ترک بکنیم فوقلاده است یعنی باید واقعاً شما همیشه این رمان ۱۹۸۴ جورج اورول رو به یاد داشته باشید میگه اصلا جمهوری اسلامی نیروی نیابتی نداشته یمن می‌جنگد چون با ایمان است یعنی با ایمان میجنگه با موشک نمیجنگه حزب‌الله می‌جنگد چون قدرت ایمانی او را به میدان میکشاند یعنی مثلا پول و اسلحه اینا اصلا مهم نیست شما ایمان داشته باشید میتونید مثل حزب‌الله بجنگید حماس و جهاد می‌جنگن چون عقیده شان آنها رو به این کار وادار می‌کنن این‌ها نیابت از ما ندارن اصلاً خیلی جالبه جمهوری اسلامی همش به خودش قرنه میشد و میناز مینازید که ما الان رهبر جریان مقاومت این جبهه مقاومت ما داریم رهبری می‌کنیم حالا که جبه مقاومت نابود شده اصلاً ما نبودیم که ربطی به ما نداشت خودشون بودن این‌ها نیابت از ما ندارن ما اگر یک روز بخواهیم اقدام بکنیم احتیاج به نیروی نیابتی نداریم مردان شرافتمند با ایمانی در یمن در عراق در لبنان در فلسطین و انشاالله در آینده نزدیک در سوریه حضور دارن و حضور خواهند داشت اینها دارن برای خودشان با ظلم با جنایت مبارزه میکنن با رژیم منحوس تحمیلی صهیونیستی مبارزه میکنن ما هم مبارزه میکنیم این منو یاد فیلمی انداخت یه فیلم هست که یک نفرو که قتلی انجام داده میگه که میارنش تو دادگاه بعد وقتی که می در جا جایگاه متهم میگه که اول میگه که من این کارو نکردم بعد میگه که میگه اولا که من انجام ندادم دو ثانیا شما نمیتونید اثبات بکنید و سال اصلا اتفاقی نیفتاده آقای خامنهای دقیقا مثل همون متهم هست میگه که آنچه من عرض می‌کنم بیان سیاسی نیست حقایقی اس که ما از نزدیک این حقایق را لمس کردهایم و بعد میگه که حزب‌الله خودش خیلی مهمه و از دل تهدیدها فرصت میاد و و حزب‌الله زنده است و این حرف و من پیشبینی می‌کنم در حقیقت پاراگراف آخر صحبتش اینه که من پیشبینی می‌کنم این حادثه یعنی سربرآوردن یک محکومه شراف شرافتمند قوی یعنی یک نیروی مقاومت جدید در سوریه اتفاق خواهد افتاد یعنی طبیعتاً این به این معناست که الان جمهوری اسلامی در حال تلاش برای شکل دادن یک هشت شعبی در سوریه است یه حزب‌الله در سوریه داره میخواد ایجاد بکنه حتما در این این معنیش اینه یعنی ما دنبال این هستیم که یک گروه شبه نظامی جدیدی رو در سوریه شکل بدیم جوان سوری چیزی برا از دست دادن ندارد دانشگاهش ناامن است مدرسش ناامن است خانش ناامن است خیابانش ناامن است زندگیش ناامن است چیکار کند بایستی با قوت اراده در مقابل آن کسانی که این ناامنی را طراحی کردن و آن کسانی که اجرا کردن بایستد و انشاالله بر آنها فائق خواهد آمد به لطف الهی فردای منطقه از امروز منطقه بهتر خواهد بود خب تمام پایان صحبت ایشون تمام آرزوهای آقای خامنه‌ای می‌تونه این این تصویری که ایشون داره و ام نگاه امیدوارانه داره که ورق برگرده به نفع جمهوری اسلامی خب چیز ناممکنی نیست ولی ضرورتاً محتمل‌ترین سناریو نیست اگر آقای خامنه‌ای در یک سال آینده از دنیا بره تمام معادلات نه تنها سیاست جمهوری اسلامی در سیاست داخلیش بلکه در سیاست خارجیش و منطقش دگرگون خواهد شد اولاً ادامه سیاستهای آقای خامنه‌ای برای کسانی که قدرت دارن یعنی برای سپاه پاسداران برای کانون‌های اصلی قدرت که اونها بعد از آقای خامنه‌ای قدرت رو به دست خواهند داشت برای اونها قابل تداوم نیست یعنی باید یک تحولی در سیاست‌های جمهوری اسلامی به وجود بیاد این تحول به این معنا نیست که لزوما ما میریم به سمت یک دموکراسی که طبیعتا خیلی نامحتمل هست بلکه اونچه که بیشتر از هوه محتمل هست اینه که از درون به اصطلاح سپاه یا نیروهای امنیتی نظامی جمهوری اسلامی یک به اصطلاح قدرت پست توتالیتر یا پس توتالیتر به وجود بیاد که کاملا یعنی رابطش با غرب رو در سطح اقتصادی سعی بکنه حداقل نرمالیزه و طبیعی عادی بکنه مثل مثلا رابطه که چین داره یا رابطهای که روسیه داره این کار اصلا کار سادهای نیست در چین و روسیه هم که شما میدونید که هیچ کدوم از اینا نمونه‌های موفقی نیستن نه چین و نه روسیه حتی در زمینه اقتصادش میبینید که مدام با دنیا مشکل دارن روسیه که الان تحت تحریمهای بینالمللی قرار داره بنابراین فکر نکنید که اگر همچین اتفاقی بیفته لزوماً و به سرعت هم همچین تحول اقتصادی در کشور به وجود خواهد آمد انقدر کشور از نظر اقتصادی هم دچار فساده هم دچار به اصطلاح آسیب‌ها و بیماری‌های گوناگون و فشارهای گوناگون هست که حتی اگر امشب هم تصمیم بگیرن که تمام سیاست‌ها رو دگرگون بکنن تحولات خیلی به کندی و با سختی پیش خواهد رفت ولی اونچه که مسلمه اینه که دنیای مطلوب آقای خامنه‌ای با مرگ آقای خامنهای به خاک خواهد سپرده خواهد شد و ادامه راه آقای خامنهای نا ممکنه ی آقای خامنهای راهی رو در پیش گرفته که با مرگ او بنبست بودنش برای همه آشکار میشه در بن بستی اس که فقط میکوبه بر دیوار به عس می پاید تا دری بخشاید که به در کس آید و ولی چنین صخره بن بستی هرگز باز نخواهد شد و خود او زیر این بنبست مدفون خواهد شد این شرایط آینده رو تغییر میده اما اگر فرض کنیم آقای خامنه‌ای بتونه سال‌های بیشتری رو زندگی بکنه بتونه چه میدونم تا سه چه سال دیگه زندگی بکنه خب باز هم شرایط متفاوت میشه بستگی داره به اینکه آمریکا بپذیره قبول بکنه که اسرائیل به تاسیسات هسته‌ی ایران حمله بکنه ببینید هدف اسرائیل وقتی که اسرائیل میگه نظم نوین منطقه منظورش از نظم نوین منطقه منطقهی اس که به وجود آوردن منطقه‌ی اس که توان تهدید جدی رو برای اسرائیل نداشته باشه و این لازمش چیه لازمش اینه که اسرائیل بتونه در وهله اول اون ذرات خانه تسلیحاتی رو که در منطقه وجود داره حالا از تونلی حماس بگیرید تا به اصطلاح شهرهای موشکی زیرزمینی در جمهوری اسلامی در ایران بتونه اینها رو نابود بکنه و نتانیاهو عزمش بر این هست در طبق بعضی از گزارش‌ها قبل از اینکه اسد پرواز بکنه به سوریه با اسرائیل تماس میگیرن و ازشون اجازه میخوان که اگر شما نمیزنید هواپیما رو اسد پرواز بکنه اسرائیل میگه ما به یک شرط اجازه پرواز میدیم که در حقیقت تمام نقاطی که به اصطلاح از نظر تسلیحاتی اهمیت دارن و حالا یا تأسیسات تسلیحاتی هستن یا ضررات خانه تسلیحاتی هستن همه اینها رو اطلاعاتش در اختیار ما قرار بده در ی فرصت کوتاهی قبل از پرواز اسد چون اتفاقی میفته و می‌بینید که در یکی دو هفته گذشته اسرائیل صدها حمله هوایی در سوریه انجام داده برای فقط نابود کردن این مراکز تسلیحاتی در جمهوری اسلامی هم به اصطلاح صورت ایلش این هست که بتونه در وهله اول تأسیسات موشکی رو تأسیسات هسته‌ای رو نابود بکنه همون کاری که در سال ۱۹۸۲ در عراق انجام داد تت موشکی عراق نابود کرد همون کاری که لیبی خودش انجام داد قذافی خودش اومد و تاسیسات به اصطلاح اتمیش رو تحویل غربی‌ها داد و خودشو از نظر اتمی کاملاً دی اتم اتمی زدایی کرد از خودش جمهوری اسلامی هم باید همچین کاری بکنه یعنی یا باید خودش تأسیسات هستهای خودش رو به نحوی در حقیقت بی خطر در بیاره به شدت کاهش بده حالا اورانیوم غنی شده که داره مثلا به یک کشور دیگری تحویل بده و امکان‌های نظامی برنامه هسته‌ایش رو نابود بکنه یا اینکه اسرائیل دیر یا زود به اصطلاح برنامش این هست که این تات هستهای رو از بین ببره اما چنین کاری ساده نیست به دلایل مختلف یکی اینکه یک آقایی هست یه آقای ایرانی هست که از ثروتمندان بزرگ آمریکاست و خودش در حقیقت مهندسه و کار اصلیش در حقیقت قراردادی بوده و هست که با دولت آمریکا داره برای جمع‌آوری زباله‌های اتمی در آمریکا و کسیست که درباره مسئله زباله‌های اتمی و مسائل زیست محیطی تأسیسات هسته‌ای اطلاعات بسیار زیادی داره آقای سمنانی آقای خسرو سمنانی اگر گوگل بکنین آقای خسر سمنانی یک پژوهش رو انجام داده که هم انگلیسی نوشتن بعد به فارسی هم ترجمه شده راجع به عوارض حمله عوارض زیست محیطی حمله به تأسیسات اتمی اگر اون گزارشو بخونین اون وقت متوجه میشین که مثلاً از بین بردن تأسیسات هسته‌ای در نتنز انفجارش حالا به هر شیوه‌ای لازم نیست که با هواپیما بیان منفجر بکنن موشک بزنن نه کافیست که دستکاری هم مثل استک و این حرفا دستکاری اینترنتی بکنن با ویروس‌های اینترنتی با در شبکه برق مثلا فرض بکنید نیروهای نیروگاه برق رو میتونن با دستگاه در کامپیوتر کلشو منفجر بکنن در نتیجه ولی هرگونه انفجار این تأسیسات اتمی یک فاجعه بزرگ زیست محیطی مثل چرنوبیل هست یعنی دامنه آسیب‌هایی که این تأسیسات اتمی میرسونه ببینید ما در نزدیک تهران تعسیسات اتمی داریم در قم نصت اتمی داریم در نتنز داریم در خرمآباد داریم در در بوشهر داریم ولی هر کدوم از اینها منفجر بشه دامنه تأسیسات زیر محیطی نه تنها کل کشور رو فرا می‌گیره که به کشورهای همسایه هم خواهد رسید یعنی ترکیه عراق عربستان سعودی کشورهای حاشیه خلیج فارس نمیدونم افغانستان پاکستان آذربایجان اینا هیچ کدوم از آسیب‌های زیست محیطی انفجار تأسیسات هسته‌ی در ایران مسون نخواهند بود و فقط این نسل هم دامنگیر او نخواهد شد و میتونه چند نسل ادامه پیدا بکنه همونطور که در چرنوبیل ان شد یا یه چیزی شبیه حادثه هیروشیما بنابراین ما با داریم راجع به یک فاجعه انسانی صحبت میکنیم اگر در عراق به اصطلاح [موسیقی] اسرائیل توانست تأسیسات هسته‌ی صدام رو از بین ببره به این دلیل بود که اون تأسیسات هسته‌ی بسیار بسیار ابتدایی بود و بسیار ناچیز بنابراین از بین بردن او و در زمان جنگ ایران و عراق هم بود از بین بردن او هنوز در مراحل بسیار ابتدایی بود و از بین بردن او پیامدهای به اصطلاح زیست محیطی چندانی به بار نیاورد ولی تأسیسات هسته‌ی جمهوری اسلامی بسیار پیشرفتن و و همین طور شهرکهای موشکی و انبارهای موشک در ایران اینها همه یک به اصطلاح آتشفشان از باروت هستن و به محض اینکه اینها منفجر بشن یک میدان بسیار عظیمی رو میدان جغرافیایی بسیار عظیمی رو تحت شها قرار خواهند داد بنابراین یعنی از یک جنگ تمام ایار میتونه عوارض فاجعه بار بیشتری داشته باشه خب آمریکا با این کار مخالف هست آقای بایدن تا الان همیشه تاکید کرده ب اینکه این خط قرمز رو اسرائیل باید رعایت بکنه به تاسیسات هستهای ایران نباید حمله بکنه و حمله هم اسرائیل تا حالا نکرده به طور جدی حالا شاید همون از طریق اومدن اطلاعات بردن نمیدونم مدارک بردن اومدن مثلا همون ویروسی که ویروس اس که یک سال کار میکرد چند سال پیش کار میکرد از این کارا کردن به اصطلاح خرابکاری نمیدونم دستکاری انجام دادن ولی هنوز به چنین چیزی دست نزدن و همچین چیزی یک فاجعه خیلی بزرگ خواهد بود اگر چ چیزی اتفاق بیفته خب یک یه چیز عجیبی خواهد بود که تمام منطقه رو تحت اثیر قرار میده نه از نظر فقط زیست محیطی که از نظر سیاسی هم و خب جمهوری اسلامی در وضعیت بسیار بسیار سختی قرار می‌گیره بدون اینکه رژیم لزوماً عوض بشه و رژیم اساساً عوض نخواهد شد با حمله نظامی باید کسانی حکومت عوض کنن یعن یه حکومتی یا حمله زمینی باید بشه یعنی فرض کنید اسرائیلی بیان این تاسیسات و بزنن بعد ارتش اسرائیل وارد ایران بشه برن حکومت و فیزیکی بگیرن حکومت یه چیز فیزیکیه یه چیز تو هوا نیست یعنی بیت رهبری یه جاییه سپاه پاسداران یه جاییه شما باید اینجاها رو اشغال بکنید همینطوری رو هوا حکومت نمیفته بنابراین یا باید سربازان خارجی بیان اشغال بکنن اونجا رو یا نیروهای مردمی برن اشغال بکنن اونجا رو یا در درون کودتا اتفاق بیفته یا ت فروپاشی داخلی اتفاق بیفته که یه عده‌ای خامنه‌ای رو بزنن کنار با قدرت برسن یه عده‌‌ای باید برن اونجا اشغال بکنن صرف حمله هوایی مطلقا به تغییر رژیم نخواهد انجام داد اما معادلات و تغییر خواهد داد و یک احتمال دیگر هم این هست که کسانی بتونن در درون نظام آقای خامنه‌ای رو در حقیقت پیش از اینکه اجلش برسه به سمت خدا روانش بکنن یعنی این کهه همون اتفاقی که برای رفسنجانی رئیسی و اینها افتاده احتمالش اصلا کم نیست که در یک بن‌بستی قرار بگیره جمهوری اسلامی یعنی منظورم از جمهوری اسلامی نیروهای اصلی نظامی و امنیتی هست که آقای خامنه‌ای رو یک خطر بزرگی برای قدرت خودشون ببینن و تصمیم بگیرن که همون چیزی که در مورد استالین به وجود اومد استالین هم مرگش مشکوک بود دیگه یعنی استالین هم به احتمال زیاد در حقیقت همون نیروهای امنیتی اطلاعاتی و نظامی حزب کمونیست است رو دخلش درآوردن به خاطر اینکه داشت نابود میکرد همه چیزو اگر سرنوشت استالین خیلی محتمل هست برای آقای خامنه‌ای این هم یک احتمال دیگر هست ولی به طور کلی سال ۲۰۲۵ که به زودی آغاز خواهد شد برای شخص آقای خامنه‌ای خیلی سال خوبی نخواهد بود امیدوارم که برای ملت ایران سالی باشه دور از هر نوع گزندی و امیدوارم ما از این هفت خوان آتش و شرارت به سلامت بگذریم و با پذیرش مسئولیت شهروندی و مسئولیت اجتماعی که داریم خودمون تصمیم بگیریم که شرایط رو تغییر بدیم و امیدوارم جامعه ایران هرچه زودتر به آگاهی و مسئولیت پذیری بالغانه خودش دست پیدا بکنه و دیگه اجازه نده که یک دیوی از درون یا دیوانهای از بیرون دل او رو بلرزونه سپاسگزارم و من از دوستان در یوتیوب خداحافظی می‌کنم در کلاب هاس یک نیم ساعتی در خدمت شما هستم تا فرصت دیگر از همه دوستان گرامی که در چت نوشتن در یوتیوب من سپاسگزارم برای همه آرزوی شادکامی و کامیابی دارم وقتتون بخیر