سلام بر شما همین طور بر دوستان گرامی در
کلاب هاس و در یوتیوب امیدوارم که حال همه
خوب
باشه منم به دوستان سلام عرض میکنم شب و
روز همگی بخیر امیدوارم که حال همه خوب
باشه امروز آقای خامنهای سخنرانی
کردن آقای خلجی حتما که تحلیل خواهم کرد
دوستان اگر صحبت یا سوالی داشته باشن
انتهای برنامه هستن در خدمتتون خواهیم بود
چون به صورت زنده در یوتیوب پخش میشه که
دوستانی که در یوتیوب هستن اجا زیاد
مف
بله دوستان در چت
یوتیوب سلام عرض میکنم بهشون و من اگه تا
جا که بتونم اونچه که مینویسید میخونم
ولی اگر سوالی بود که من نتونستم ببینم و
جواب بدم خوشحال میشم که در کلاب هاوس بعد
از پایان صحبت من
بش بله
ممنونم
من امروز صحبتهای آقای خامنهای رو خوندم
میخوام از
روی وب سایت ایشون صحبتهاش بخونم برای شما
و
به شما اونچه که میفهمم رو خدمت شما عرض
بکنم آقای خامنهای
خب تقریبا میشه گفت که همه ناظران
بینالمللی هم در کنار ما ایرانیها منتظر
صحبتهای اشون بودن و خب
خیلی به اصطلاح مرکز توجه قرار گرفته به
هر حال
ولی اونچه که ایشون اونجوری که صحبت
کرد برای من یه مقدار شگفت انگیز بود نسبت
به اون واکنشی که توقع داشتم و همین طور
جدای از محتوای
حرفهاش شکل حرف زدنش و شکل به اصطلاح از
نظر
گفتمانی با شیه همیشگیش یه مقدار متفاوت
بود و این
موجب شد که من تصمیم بگیرم که اصطلاح از
این منظر
هم مطلبش رو ببینم
و حالا اونچه که فکر میکنمو خدمت شما عرض
آقای خامنهای در این
صحبت اولا خب صداش
آشکارا میلرزه نسبت
به صحبت قبل همینطور به تدریج صداش داره
فرسوده تر و ناتوانتر میشه ولی خب ظاهراً
از نظر به اصطلاح کار روزمره و اینها
احتمالاً کارهاشو کمتر کرده ولی دستور
هاشو
نه
ایشون در یک راست میره اول صحبت سر مسئله
سقوط
اسد و بعد کاری که ایشون میکنه به جای
اینکه ی در تمام این صحبتش به جای اینکه
سعی کنیم در حقیقت به ما بگه که ایران چی
فکر میکنه و ایران چه تدبیری داره برای ا
اینکه این شکست رو جبران بکنه به ما در
حقیقت میگه اون واقعیتی رو که شما دارید
میبینید باید چه جوری بفهمید یا چه
واقعیتی رو باید ببینید یا واقعیت چه شکلی
باید ببینید یعنی در حقیقت نگرانیش بیش از
اینکه مسئله شکستش باشه مسئله داوری مردم
هست اینکه مردم آدمها چجوری میبینن در
نتیجه میگه که اگر برداشت بدی دارید من
اصلاح میکنم این واقعیت اینه که من میگم
و بسیار عجیبه برا اولین باری که من
میبینم که ایشون ب جا اینکه
به یک مثلا طیف خاصی مثل روزنامه
نگاران مثل نمیدونم مزدوران خارجی مثل
دولتهای خارجی پرخاش بکنه میگه مثل اون
تحلیلگر یعنی یک حتما تو تلویزیونی جای یک
کس خاصی رو دیده و اون حرفی رو
که اون تحلیلگر گفته نپسندیده و انقدر
عصبانی شده خ میدونید که آقای خامنهای
خصلتشان که باش معاشرت داشتن میدونن که
خصلت بسیار پرخاشگری داره و کنجو اگر از
کسی ناراحت بشه به سختی
میتونه رفتار رو تغییر
بده و حالا براتون میخونم و چند تا نکته
عرض بکنم ایشون میگه
که داره در منطقه در منطقه ما بسیار حساسه
درش اتفاقات خیلی مهمی داره میفته و من
الان برای شما نکتههایی رو میگم یکی
اینکه نباید تردید کرد که آنچه در سوریه
اتفاق افتاد محصول یک نقشه مشترک آمریکا
آمریکایی و صهیونیستی
اس بله یک دولت همسایه سوریه منظورش ترکیه
است نقش آشکاری در زمینه ایفا کرده الان
هم ایفا میکنن این را همه میبینند ولی
عامل اصلی آنها هستن منظورش اینه که تمام
این سقوط اسد یه توطعه کاملاً آمریکا خارج
ب عامل اصلی توطعه گر نقش کش اصلی اتاق
فرمان اصلی در آمریکا و رژیم صهیونیستی اس
قرائنی داریم این قرائن برای انسان جای
تردید نمیگذارد یعنی نمیگه به ما چه
قرائنی داره میگه من بر چون که من اینطوری
میبینم و باور دارم پس شما باید اینطوری
ببینید یکی از قرائن رفتار آنها با این
حادثه یکی از قرائن رفتار آنها یکی از این
قرائن رفتار آنها با این حادثه است در
حالی که همه این
کشورها خیلی محکوم کردن از نظر ایشون ولی
آمریکا و اسرائیل هیچ واکنشی نشون ندادن
این در حقیقت یک قرینه کاملاً سست یا
بیناست
طبق خبرهایی که داده شد رژیم صهیونیستی
بیش
از
بخشیش بیش از ۳۰۰ نقطه سوریه را بمباران
کرده خب اینکه قبلشم میکرد و اصلا کارش
هدفش سقوط اسد نمیتونه باشه
لزوما خب بنشینید تماشا کنید دو گروه دارن
با هم میجنگن ورود شما در جنگ
و خرده نقطه را بمباران کردن برای چیست
آمریکاییها هم خودشان اعلام کردن البته
تا دیروز شاید اینها بعد از آن هم بیشتر
شده
باشد که ۳۵ نقطه بیشتر زدن حالا اینا رو
میگه بعد میگه که رژیم صهیونیستی علاوه بر
این
کار سرزمینهای سوریه را تصرف کرد تانک
های او با تا نزدیک دمشق آمدن منطقه جولان
که م متعلق به دمشق بود سالها دستشان بود
حالا شروع کردن مناطق دیگه رو هم گرفتن
آمریکا و اروپا و دولتهایی که روی این
چیزها در سایر کشورها حساسن یعنی منظورش
اوکراین روی یک متر و ۱ مترش حساسن نه فقط
سکوت میکنن که اعتراض هم نمیکنن و کمکم
میکنن و کار کار آنهاست کار کار
انگلیسیهاست علاوه بر این میگه که
کمکهایی که برای سوریه فرستاده شده
مخصوصاً برای منطقه زینبیه
این قرار بوده که اینا منتقل بشه اونجا
تمام مسیر را هواپیمای صهیونیستی آمریکایی
مسدود کردن اف پان ها بالای آسمان هیچ
هواپیما رو اجازه ندادن که عبور بکنه یک
خلبان هواپیمای ما شجاعت کرد خطرپذیری کرد
رفت نشست لاکن بیش از اینها لازم بود و
بیش از اینها باید کار
میشد بعد میگه که اگر شما در این قضیه
صاحب قضیه نیستی به اسرائیل میگه اگر شما
در این قضیه صاحب قضیه نیستید یعنی تقصیر
شما نیست نیست اگر شما نیستید که دارید به
به نام مثلاً فرض کنید فلان گروه تروریستی
یا فلان گروه مسلح با سوریه میجنگید اگر
شما پشت سر آنها قرار ندارید چرا این
کارها رو میکنید چرا وارد میشوید چرا
کمک میکنید چرا از کمک به مردم سوریه
جلوگیری میکنید یعنی
تیپیکال عادت معمولش که
معمو
رهبران مثل ایشون که به تئوری توطعه پناه
میبرن یعنی تنها توضیحی دارن توضیح عمدهای
که برای وضعیت دارن و توجیهی که دارن تو
تئوری توطعه است در نتیجه شما یا باید به
آقای خامنهای ایمان داشته باشین و قبول
کنید حرفشو یا اگر شما به ایشون هیچ ارادت
خاصی نداشته باشید هیچ استدلال دیگری یا
قرائن قانع کنن دیگری در سخنش نیست
و بعد خب این که اسرائیل
بوده اولا که باشه اسرائیل باشه اشکال
اشکالش چیه یعنی این دلیل نمیشه که شکست
شما خیلی کمتر به نظر بیاد این به رسوایی
بسیار تاریخی برای ایران فرض کنید شکست از
اسرائیل تفاوتش چیه شما که میگفتید
اسرائیل میخواید نابود کنید شما که
میگفتید اسرائیل هیچ غلطی نمیتونه بکنه
آمریکا هیچ غلطی نمیتونه بکنه اگر تونستن
چند تا گروه تروریستی
رو سازمان بدن و بیارن و اسد رو به این
سرعت بندازن خب یعنی که شما شکست خوردین
بنابراین این جور به اصطلاح ویکت مایز
کردن خود شروع کردن به نقش مظلوم و قربانی
بازی کردن که مشکلی رو حل نمیکنه یعنی به
نفع شما نیست این در حقیقت تف سربالا بعد
میگه جبهه
مقاومت میگه در درباره جبهه مقاومت عرض
کنم عوامل استکبار بعد از این حوادث سوریه
خوشحالن اظهار خوشحالی میکنن به خیال
اینکه با سقوط دولت سوریه که طرفدار
مقاومت بود دیگر جبهه مقاومت ضعیف شده
اینجا منظورش همین بحثی اس که خیلیا تو
رسانهها پیش بردن درباره اینکه بعد از
سقوط اسد آیا نوبت ایران میرسه یعنی میگه
جبهه مقاومت خودشو و ایران رو مرکز یا در
مقام رهبری جبهه مقاومت میه و ناراحته از
اینکه چنین شائبهای در افکار عمومی یا در
رسانهها مطرح شده که بعد از اسد نوبت
ایران
هست آنها سخت در اشتباهن این کسانی که
خیال میکردن جبهه
مقاومت ضعیف شده به نظر بنده اینها تختر
اشتبا آن کسانی که خیال میکنن با این
چیزها با این چیزها جبهه مقاومت ضعیف
میشود درک درستی از مقاومت و جبهه مقاومت
ندارن پس قراره با چی ضعیف بشه اگر با این
ضعیف نمیشه اصلا نمید دانن مقاومت یعنی
چیه جبهه مقاومت یک سخت افزار نیست من
نمیفهمم اینو آقای خامنهای بسیار علاقه
داره که
کلمات خب خیلی عاشق تکنولوژی دیگه مثل همه
رهبران تمامیت خواه و خیلی دوست داره که
اصطلاحات تکنیکی رو به کار ببره و به این
شیوه قدرت خودشو نشون میده چون تکنیک و
علم نقش مهمی بازی میکنن توی
ایدئولوژیهای توتالیتر وعدهها و آرمان
شهرها و به اصطلاح شعارا همه چیزهاییست که
تو ذهنه و بنابراین همواره نگران این هستن
که این شعارها جذابیت خودشو از دست بده که
میده بنابراین علم و تکنولوژی به دلیل
اینکه اینها خیلی اعتقاد خیلی ساینتیست و
علم باورانه دارن کاملاً اعتماد مطلق و
غیر انتقادی دارن به علم و تکنولوجی
و تکنولوژی و علم کاملاً کانکریت و ملموس
هست اینها برای اونها خیلی مهمه که از
نظر علمی و از نظر تکنولوژیک خودشون رو
قوی نشون
بدن جبهه مقاومت یک سخت افزار نیست که
بشکند یا از هم فرو بریزد یا نابود شود
مقاومت یک ایمان است یک تفکر است یک تصمیم
قلبی و قطعیست مقاومت یک مکتب است یک مکتب
اعتقادی چیزی که ایمان یک عده مرد ببینید
آقای خامنهای وقتی که میخواد صحبت بکنه به
اصلا در میان نه تنها تفاوتش با آقای
خمینی که با دیگر مسئولان جمهوری اسلامی
هم این هست که قبل از صحبت هاش یادداشت
برمیداره و خب این کاملا خلاف معموله ولی
خب ایشون عادت یادداشت برداشتن دار اون
موق که طلبی بود مدتی که در مدرسه حجتیه
بوده در قم هم هجرش میگن که برنامه روزانه
شو مینوشته ای اینم که اصلا طلبا اصلا از
این کارا نمیکنن بنابراین یه آدمیه که
میترسه از خطیبه دیگه آدم که خطیب هست و
براش پابلیک مهمه خیلی با دقت سعی میک که
اونچه رو که میخواد بگه و در طی صحبت
هیجان سخنرانی او رو به اینور اونور نکشه
بنابراین
خیلی دقیق و حساب شده همیشه صحبت میکنه
قبلاً این صحبت معماری شده است ولی این
سخنران ی پر از زواده یعنی پر از اطناب
زائد هست و نشون میده که از نظر ذهنی یه
مقداری اون انضباطش از دست داد میگه
که چیز قراردادی نیست که من حالا میگویم
چرا ایمان مردم است این با فشار آوردن نه
فقط ضعیف میشود بلکه قویتر میشود خب اینم
که یعنی چه ما رو ب چه بکشید
کشته بشویم پیروزیم این در حقیقت
خیلی وعده خوبی نیست برای مردم ایران یعنی
میگه که ما اگر کشته هم بشیم پیروزیم یعنی
در هر حال پیروزیم اما بهای اون پیروزی
چیه خب خیلی جالب نیست میگه که انگیزه
افراد جبهه مقاومت و عناصر جبهه مقاومت با
دیدن خواستها قویتر میشود و دامنه جبهه
مقاومت گسترده تر میشود مقاومت اینجوری اس
وقتی جنایات آنه دشمن را میبینن آن کسانی
که تردید داشتن که باید مقاومت کرد یا نه
از تردید بیرون میآیند خب این کاملاً غلطه
در مورد هم
سازمانهای به اصطلاح بنیادگرا هم در مورد
دولتها حکومتهای انقلابی همیشه ریزش
دارن و اختلاف و مخصوصاً
آقای نصرالله که کشته شد حدود یک سال این
بعد از یک سال اختلاف درونی در در
حزبالله صورت گرفت یعنی موقعیت خود
نصرالله بسیار تضییق شده ب میگه که
حزبالله شما مثلاً لبنان رو نگاه کنید
ببینید حماس را ببینید جهاد را ببینید
منظور شهاد اسلامیه نیروهای مبارز فلسطینی
را ببینید غیر از اینا که دیگه نیرو
مبارزه ندارن این این همه روی اینها فشار
آمد مصیبتی که بر حزبالله وارد شد شوخی
نبود حزبالله کسی مثل سید حسن نصرالله رو
از دست داد این چیز کمی نبود حملات
حزبالله قدرت حزبالله مشت محکم حزبالله
بعد از این بیشتر از قبل شد اینرا دشمن هم
فهمید و قبول کرد یعنی داره تمام اون چیزی
رو که همه مردم در رسانهها دیدن خبرنگارا
گزارش دادن در حرف یه نفر دو نفر نبوده یه
واقعیت در بوده که به طور مشترک مردم
شاهدش بودن حالا از رسانهها داره به شما
میگه همین واقعیتو یه جور دیگه بفهمید
یعنی اونطوری بفهمید که من دارم میخوام
میگه که غزه رو ببینید الان یک سال و چند
ماه هست که غزه رو دارن بمباران میکنن
افراد برجسته غزه آدمی م مثل یحیی سنوار
رو کشتن شهید کردن این ضربهها رو وارد
کردن در عین حال مردم ایستادن آنها به این
خیال بودن که مردم را زیر فشار قرار بدن
تا آنها خودشان علیه حماس بایستن و فرار
کنن عکس شد مردم بیشتر طرفدار حماس شدن که
کاملاً دروغه یعنی در نظرسنجیهایی که
اخیراً یکی دو ماه پیش انجام دادن در غزه
ماست حدود ۶ در غزه
محبوبیت گستره مقاومت بیش از گذشته تمام
منطقه رو فرا خواهد گرفت یعنی کاملا داره
معکوس به شما میگه یعنی کاملاً داره
داستان رو معکوس تعریف میکنه و این نکتش
توضیح میدم چرا مهمه
این یعنی چه چیزی راجع به خودش میگه ایران
اسلامی هم ضعیف گفتن گفتن چی و من به شما
عرض میکنم به حول قوه الهی گستره مقاومت
بیش از گذشته تمام منطقه رو فرا خواهد
گرفت از تحلیلگر نادان بیخبر از معنای
مقاومت خیال میکند که مقاومت ضعیف این من
نمیدونم کیو داره میگه و باید خیلی حرف
او این این رو آقای خامنهای رو آزرده
باشه که از یه شخص خاصی داره اش صحبت
میکنه ایران اسلامی هم ضعیف خواهد شد من
عرض میکنم که به حول قوه الهی به اذن
الله تعالی ایران قوی مقتدر است و مقتدر
هم خواهد شد خب این همون در دقیقا اون
الگوی به اصطلاح گفتمان تبلیغاتی ایران در
زمان جنگ ایران و عراق بود مخصوصا حملاتی
که مثل کربلای چهار و اینا که اشتباهات
نظامی ایران موجب شد که تلفات بسیار زیادی
بده و بسیار عملیات خونباری بود و خیلی
تکون دهنده بود اینا همیشه میگفتن که همه
چی خوبه ما هم همیشه پیروزیم و جنگ جنگ
عزت و شرف ما در جنگ است و تا ۲۲۰ سالم
طول بکشه شاد ما هستیم یعنی همیشه خودشونو
در موضع پیشاپیش خودشونو پیروز میزن
خب ببینید الان تقریباً ۷۵ سال از قصب
فلسطین میگذرد خب یک حادثهای که ۲۵ سال
۷۵ سال پیش اتفاق افتاده باید تدریجاً
کمرنگ بشود از یاد افراد برود باید خاموش
بشود فلان اینا و نه نشد همسویی با رژیم
صهیونیستی خط قرمز دولتهاست ببینید جمله
رو توجه بکنید ملتها یعنی کدوم ملتها همه
ملتها اتفاقاً به عکس یکی از دلایلی که
حماس حمله کرد به اسرائیل و در حقیقت با
پشتیبانی جمهوری اسلامی این بود که
اسرائیل در حال عادی کردن روابطش با
کشورهای عربی منطقه بود یعنی حتی در
کشورهای اسلامی و کشورهای عربی که ۷۵ ساله
به قول ایشون با اسرائیل تقاب داشتن و
آسیب دیدن و خودشون رو سرمایه گذاری کردن
خودشونو رهبر مبارزه با اسرائیل میدونستن
اینا دیگه ضد اسرائیلی نیستن کشورهای
اسلامی بیشتر از تروریستها و گروههای
تروریستی میترسن
وگرنه با اسرائیل یا اینکه رابطه شونو
عادی میکنن یا اینکه رابطه شونو در سطحی
کمتر از به اصطلاح سفیر برقرار خواهند کرد
کسی نیست تو این دنیا غیر از طالبان و
جمهوری اسلامی که با
اسرائیل ابتدا به ساکن مشکل داشته باشه
یعنی بدون اینکه تضاد منافعی باشه صرفاً
بهخاطر این کهه اسرائیل اسرائیل باهاش
مشکل داشته باشه خب بعد میگه
که آیا با این توصیفی که ما از مسائل
سوریه کردیم توصیفه دیگه در این چند سال
در سوریه حضور داشتیم یا نه خب همه میدانن
که بله شهدای دفاع از حرم نشان میدهند که
اینطور است میدونید که این هم باز یه دروغ
دیگه است به خاطر اینکه ایران قبل از
اینکه داعش وارد سوریه بشه در برای تقاب
با انقلاب مردمی رفته بود ا برای سرکوب
مردم رفته بعد
داعش به وجود اومد یک نکته مهم این است که
حضور ما را هم همه میدانن شهدا را همه
تشیع کردن اما چند نکته هست که اغلب
نمیدونن یا لاقل خیلی از جوانهای ما
میدانم ما به دولت سوریه کمک کردیم لکن
قبل از اینکه ما به دولت سوریه کمک کنیم
در یک مقطع حساسی دولت سوریه یک کمک حیاتی
به ما کرد این را اغلب اطلاع ندارن در
بهبوهه جنگ در بهبوهه دفاع مقدس آن وقتی
که همه برای صدام کار میکردن و علیه ما
کار میکردن دولت سوریه آمد و یک حرکت
تعیین کننده بزرگی به نفع امام و علیه
صدام انجام داد و این و این بود که لول
نفتی را که نفت آنجا را میبرد به مدیترانه
و به اروپا و پولش برمیگشت در کیسه صدام
قطع کرد قایی شد در دنیا نگذاشتن نفتی که
برای صدام است جریان پیدا کند چقدر نفت
اینجا میرفت روزی یک میلیون بشکه روزی یک
میلیون بشکه نفت از این لوله بیرون میرفت
به طرف
مدیترانه خود دولت سوریه هم از عبور این
مسیر به اصطلاح از این ترانزیت ترانزیت
نفت سود میبرد پول میگرفت که از آن هم
صرف نظر کرد چرا صرف نظر کرد یعنی میخواست
ریا نشه البته عوضش از ما گرفت
اینه
سوریه نبود که به جمهوری اسلامی کمک کرد
این جمهوری اسلامی بود که به سوریه باج
میداد در دوران جنگ و از اختلافی که بین
حزب بعث سوری و حزب بعث صدام بود استفاده
کرد برای اینکه یک راهی رو در منطقه باز
بکنه برای رفتن به لبنان و سمت اسرائیل و
من الان یادم نیست که روزانه چقدر نفت
رایگان به سوریه میدادن در حقیقت یک باج
سرگردنه بود و سالها شاید حتی بعد از جنگ
هم و به هیچ
وجه هیچ لطفی دولت سوریه نمیکرد اونم کسی
مثل حافظ اسد اما نکتهی که به قول آقای
خامنهای بعضی از جوانها شاید ندونن اینه
که این اسرائیل بود که لطف کرد به ایران و
در یک در زمان جنگ دو سه سال به ایران
اسلحه فرو به دلیل اینکه اسرائیل اون موقع
با دشمن اصلیش صدام بود صدام در
حال توسعه تسلیحات هستهای بود صدام خودشو
رهبر مبارزه
علیه اسرائیل میدونست خودشو جایگزین جمال
عبدالناصر میدونست و عملا فعالیت میکرد
این حماس هم بیش از اینکه
به خامنهای و ایران ارادتی داشته باشن به
صدام داشتن توی خیابانش خیابانی غزه الانم
برین عکسی صدام
هست به اصطلاح بزرگ مرای بزرگ و رئیس شهید
مثلاً صدام به اینا کمک میکرد صدام به
نیروهای ضد اسرائیلی رو در منطقه و خارج
از منطقه بسیج میکد بنابراین اسرائیل براش
مهم بود که از در این جنگ
صدام شکست بخوره و خب در سال
۱۹۸۱ اگه اشتباه نکنم هواپیماهای اسرائیلی
رفتن و تأسیسات هستهای رو در عراق نابود
کردن کاملاً نابود شد اما به ایران گفتن
که ما به شما اسلحه میدیم و دو سه سال به
اینها اسلحه دادن در حالی که خب تمام
کشورهای عربی بایکت کرده بودن ایران رو و
این کار اسرائیل که بعد در حال با
داستانهای متوقف شد موجب شد که اینها
بتونن از آمریکا هم یه مدتی خرید بکنن
یعنی از آمریکا تونستن اسلحه بخرن
و این وضعیت بایکوت که وجود داشت برای یه
مدتی از بین ببرن بعد با آمدن مک فارلین
در ایران و اینا همه به هم خورد و بعد
آمریکا در مخصوصاً آمریکا تصمیم گرفت که
در این مسئله حداقل کاری نکنه یا اینکه
بذاره صدام پیروز بشه در نهایت هر دو کشور
ویران شد و هیچکس پیروز نشد میخوام بگم که
مسئله سوریه سوریه همین داستان
رفتن سپاه قدس اونجا در این سالها از سال
۲۰۱۱ نیست سوریه از اول انقلاب از روز اول
انقلاب خون این کشور داره میمکه یعنی به
خاطر اینکه ایران در کش در میان دولتهای
عربی و حکومتهای عربی مطلقا هیچ جایگاهی
نداشت خب میدونین که در کشورهای عربی اولا
سنین ثانیا سنی نباشن پن عروی هستن و به
اصطلاح
گرایش قومی دارن و جدای از اون همشون با
دولتهای حالا یا غربی یا اون موقع اتحاد
جماهیر شوروی همپیمان بودن و هیچ کدومشون
از اینکه جمهوری اسلامی داره انقلاب خودشو
میخواد صادر بکنه رسماً سیاستش این هست به
هیچ وجه راضی نبودن و از اینکه ایران
گروههای بنیادگرا در کشورهای اینها علیه
اینها بسیج بکنه به شدت هراس داشتن و در
نتیجه ایران خودش خودشو در برابر یک جبهه
عظیم بینالمللی و منطقه قرار داده بود
براش داشتن اسد خیلی حیاتی بود منتها اسد
مثل روسیه اینها کشورهایی نیستن که اساساً
کشورهایی که دموکراتیک نیستن نمیتونن
ائتلافها و پیوان های پایدار داشته باشن
به دلیل این کهه هر دوشون مثل مافی دیگه
میگه این پولو بده اون موادو من بگیرم بعد
از این دوباره باید بیم دوباره معامله
بکنیم اعتمادی وجود نداره هیچ موقع هیچ
موقع و به خاطر همینم ایران مجبور بود که
باج خیلی سنگینی بده و از طریق بسیاری از
خریدهای تسلیحاتی شون رو مجبور بودن که از
طریق یک طرف سوم انجام بدن یک ماجرایی بود
یعنی این جنگ در درش همه سود کردن فقط ملت
ایران در حقیقت
آسیب و این هنر آقای خامنهای و دولت
ایران بنابراین مسئله سوریه این ۳۰
میلیارد دلاری که در این د سالها دادن
نیست خیلی بیش از اینهاست ۴۵ ساله که او
داره خون اقتصاد و منافع ملی ما
رو میکشه
میخوره خب میگه
که یکی عل دیگ مسئله امنیت بود بود
مسئولین خیلی زود و به وقت فهمیدن که اگر
چنانش جلوی این ناامنیها در آنجا گرفته
نشود یعنی منظورش داعش هست سرایت میکنن
میاد اینجا خب عرض کردم که اینا دروغه
دیگه چ بارها هم میگن و بعد میگم نوع حضور
نظامی ما در سوریه و عراق هم همین طور به
معنای این نبود که ما لشکرهای را ارتشم را
سپاهم را برداریم و ببریم آنجا و به جای
ارتش
آنها ارتش ما
بجنگد نه نه این معنا ندارد این نه منطقی
اس نه
امکان نه افکار عمومی آن را قبول میکند که
ارتشی از اینجا بلند شود برود آنجا و به
جای ارتش آنها بجنگد نه جنگ به عهده ارتش
خود آن کشور است کاری که نیروهای ما
میتوانستند انجام بدهند و انجام میدادند
کار مستشاری بود خ واقعا خیلی
دیگه نمیدونم اینور آشکار در رو گفتن
کاملاً موقعیت خاص ایشون رو نشون میده
مستشاری یعنی چه یعنی تشکیل قرارگاههای
مهم مرکزی و اصلی تعیین راهبردها و تعیین
تاکتیکها و در مواقع ضروری ورود در میدان
جنگ اما
از همه مهمتر بسیج جوانان خود آن منطقه
بود البته جوانهای ما بسیجی های ما هم در
بیتاب مشتاق با اصرار شان
رفتن نخیر وی جای ما نرفتن شما سپاه قدس
داشتین و از کشورهای مختلف نیرو
میگرفتین بعضی شهید شدن و فلان شدن خب این
طبیعتاً میدونیم که واقعیت چونین
نیست میگه ملت
ایران خب میگه که حالا
چرا بعد از اینکه فتنه داعش خاموش شد بخشی
از نیروها برگشتن بخشی هم ن از این
نیروهای که رفته بودن بخشی در آنجا ماندن
در همین ضیا ایران در سوریه
دهها
مرکز تأسیسات موشکی راه انداخته بود و
تمام اینها در نوبتهای مختلف با هواپیمای
اسرائیلی نابود شد یعنی فقط نیلو نبود
ایران داشت براشون
یک تسلیحات خیلی پیشرفتهای رو داشت براشون
تجهیز میکرد بعد میگه
اگر ارتش آن کشور ضعف نشان داد از این
بسیجی کاری بر نمیاید میگه که ارتش
سوریه مقصر هست ارتش سوریه وا داده و وقتی
که ارتش به اصطلاح تسلیم میشه بسیجی ما
چیکار میتونه
بکنه همونطور که عرض کردم جنگ اصلی را
ارتش این کشور باید بکند در کنار آن ارتش
کشور است که نیروی بسیجی که از جای دیگر
آمده میتواند بجنگد اگر ارتش آن کشور ضعف
نشان داد از این بسیجی کاری برنمیآید و
این اتفاق متأسفانه افتاد یعنی روح
ایستادگی و حق مقاومت کم میشود ا اینجور
میشود که این مصیبتها که امروز بر سر
سوریه می خب این که تناقض داره با اون حرف
قبلی شما که قبلاً گفتید که این سقوط
عاملش اسرائیل و آمریکاست الان دارید
میگید که عاملش تسلیم شدن ارتش اسده یعنی
ا این ارتش بوده که ارتش اسد بوده که
فرمانده شو تنها گذاشته این به این معناست
که آقای اسد در میان ارتش خودش جایگاهش از
دست داده اینکه با اون تناقض داره
کاملاً وقتی روح بله
حالا از این تناقضات باز تو چند تا جمله
دیگش هست ملت ایران به ارتش خود به سپاه
خود مباهات میکنن افتخار میکنن مسئولان
بالای نیروهای مسلح سازمانهای مسلح در
قضیه لبنان در قضیه حزبالله به من نامه
مینویسن که ما تاب تحمل ندارید اجازه
بدهید ما برویم لازم نیست برن همون سر جای
خودشون اسرائیل داره میکشد ایرو مقایسه
کنید با آن ارتشی که تاب تحمل ندارد یعنی
حرفی بدتر از این نمیشه گفت که در حقیقت
داره قدرت ارتش ایران رو میزنه تو سر
ارتش سوریه یعنی ارتش بشار اسد این ارتش
رو بشار اسد درست کرده بود و بشار اسد
پرورش داده بود اینا قرار بود که با به او
وفادار باشن تو داری به در حقیقت به بشار
اسد در حقیقت توهین
میکنی
خب نتیجه اینست که بایستی مقاومت کرد
نتیجه که ایشون میگیره مث این کتاب دینیا
ما بود هرچی میگفت آخرش میگفت نتیجه
میگیریم که خدا دانا و تواناست اینم هرچی
میگه میگه که باید مقام ما در همین شرایط
دشوار هم آماده بودیم
آمدن اینجا که به من گفتن که همه امکاناتی
که برای سوریها امروز لازم هست ما آماده
کردیم آمادهایم که برویم اما آسمانها
بسته است زمین بسته است رژیم صهیونیستی و
آمریکا هم آسمان سوریه رو بستن هم راه
زمین رو امکان نداشت قضایا اینجوری اس
داره در
حقیقت از مسئولیت شانه خالی میکنه میگه ما
آماده بودیم ما قدرت داشتیم ما میخواستیم
بریم اسرائیلی
نذاشت بله
چند تا نکته کاملا تناقض آمیز شبیه این
میگه تا اینکه درسی هم که از این میگیریم
که غفلت بده مقاومت
خوبه جبهه مقاومت نه از پیروزی ها باید
مغرور بشه نه از شکستها مایوس بشه پیروزی
و شکست همیشه هست زندگی شخصی انسانها هم
همین جور است یعنی اصلاً صحبتش انسجام و
استحکام یک سخنرانی معمول ایشون رو در
همچین چیز موضوع حساسی
نداره یک عده عده هست همتشان این است که
هستن که کارشان این است که توی دل مردم رو
خالی کنن این نباید اتفاق بیفتد حالا بعضی
در خارج این کار میکنن تلویزیونهای خارجی
رادیوهای خارجی روزنامههای خارجی به زبان
فارسی با مردم حرف میزنن خبری جوری قضایا
رو تصویر میکنن که مردم را بترسانند توی
دل مردم رو خالی کنن حالا آن تکلیفش جور
دیگر است و با آنها جور دیگری باید برخورد
کرد اما در داخل کسی نباید این کار را
بکند در داخل اگر کسی در تحلیلی در بیانی
جوری حرف بزند که معنایش خالی کردن توی دل
مردم باشد این جرم است و باید دنبال بشه
این یعنی اعلام وضعیت فوقالعاده یعنی
اعلام وضعیت جنگی در حقیقت وقتی وضعیت
فوقالعاده وضعیتی اس که شما قانون رو
تعلیق میکنید و خودتون قانون میگذارید
یعنی چه جرمه همچین چیزی ما نداریم در
تحلیلش یعنی اگر کسی تحلیل کرد و تحلیلش
شما دوست نداشتی ول اینکه قصد مثلاً خالی
کردن دل مردم از امیدم نداره این جرم
محسوب میشه بعد چه جرمی با مجازاتش چیه
اعدامه زندانه
این خیلی چیزه ندرت
همچین چیزایی تو صحبتش داری میشه پیدا کرد
میگه
که آره یقیناً ایرانم که خیلی تکرار میکنه
و ما در سوریه موضوع پیدا کردیم دولت
سوریه از ما درخواست کرد ما با درخواست و
موافقت کردیم رفتیم تونستیم بریم اونجا
اگر درخواست نکند خب طبیعتا راه بسته است
بازم میگه کهی تقصیر ما نیست و امکان کمک
به آنها نخواهد بود اون نیروها تون که
اونجا بودن ول کردن اومدن چی اونا که راه
اونجا بودن نیاز به راه نبود لکن خدای
متعال انشاالله کمک خواهد کرد و ریشه
صهیونیسم و
عوامل خبیث غربی در این منطقه را در منطقه
برکنده خواهد شد به فضل
الان
خب این صحبت یکی از خیلی جاهات تماماً
ویژگی
نوع صحبتهای خود ایشون و تبلیغات جمهوری
اسلامی
و
سبک به
اصطلاح هم توجیه شکستها و هم تظاهر به
پیروزیها داره این همیشه همین طور بوده
منتها این
صحبتش هیچی توش نیست یعنی نوعی که ایشون
توجیه میکنه کاملاً نشون دهنده استیصاله
یعنی داره میگه تحلیل نکنی میگه تحلیل
کردن جرمه یعنی چی یعنی اینکه من نمیتونم
به شما رو قانع بکنم شما حق ندارید اون
چیزی رو که میبینید بیان بکنید اون چیزی
رو که فکر میکنید بیان بکنید این به این
معناست که آقای خامنهای در این
مسئله بسیار
دچار شوک روحی
شده در حقیقت اینور حرفها فوقش کار یه
فرمانده نظامیه که ب تو تلویزیون
بگ اما یه رهبر کشور این در این چ انقدر
ناتوانه از توضیح و توجیه موقعیتش بسیار
بر اون رسوایی ها و بر اون ضعفها اضافه
میکنه
ببینید سقوط اسد یک رسوایی بزرگ بود برای
ایران حتی بزرگتر از پذیرش قطعنامه ۵۹۸
برای توقف آتشبس میان ایران و مر یعنی ا
خوردن جام زهر برای آقای خامنهای برا
آقای خمینی بسیار راحت تر بود و کم هزینه
تر بود تا این شکستی که بر آقای خامنهای
تحمیل شد و آقای خامنهای انقدر پیش رفت
انقدر از دیدن واقعیت و از مخاطراتی که
پیش رو هست کاملاً غافل شد
که در حقی نابود شد تمام اون چیزی که آقای
خامنهای و ایران ترسناک میکرد در منطقه و
از اون طرف محبوب میکرد در بخشی از افکار
عمومی عرب و مسلمان همش به باد رفت و این
خیلی ضربه محکم تریست تا
داستان
قطعنامه آتشبس جنگ ایران و عراق و من
احساسم این هست که خب میدونید که آقای
خامنهای دقیقا اگر صحبتهاش
دنبال میکنید تو این ۳۵ سال میبینید که
صحبتهاش یا مسیری که صحبت میکنه حرکت از
جهان واقعیت به جهان اومه یعنی هر چقدر که
قدرت این رهبران بیشتر میشه ارتباطشون با
واقعیت کمتر میشه این کاملا ما یه رشتهای
داریم در علوم سیاسی
در
زیرمجموعه نظامهای اقتدارگرا که
اساسا چیز به سایکولوژی و روانشناسی شخصیت
توتالیتر میپردازه و از صد و خورده سال
پیش تا حالا راجع به
روانشناسی شخصیت توتالیتر یا رهبر
توتالیتر بسیار بسیار کار کردن و میکنن
راجع به ایران و آقای خامنهای آقای خمینی
همکارای ی آقای هست استاد اگه اشتباه نکنم
جورج تونه د تا کار خیلی خوب داره راجع به
روانشناسی سیاسی رهبران از جمله آقای
خمینی آقای خامنهای یادم نیست ولی به هر
حال این یک رشته بسیار پر دامنهای است
و اینها در همه موارد مهم وقتی شما نگاه
میکنید یک عناصری کاملا مشترک هست از
سرگذشت زندگیشون بچگیشون
و معمولا ای یه دوره مبارزه میکردن یا
اینکه
میجنگیدن یه چیزای مشترک هست درش ولی اون
چیزی که از نظر تاریخی همواره از
نمایشنامه آنتیگونه سوفوکل گرفته تا امروز
مشترک هست بین رهبران دیکتاتور اینه که
دیکتاتوری اونها رو به تدریج از واقعیت
جدا میکنه یعنی توانشون رو برای ادراک
واقعیت و فهم واقعیت از دست میدن یعنی در
نظامهای
استبدادی حکومت به دلیل اینکه حقوق مردم
رو اصلاً رعایت نمیکنه و هر کاری دلش
خواست انجام میده اطلاعاتی که راجع به
تکتک شهروندان میتونه به دست بیاره غیر
قابل مقایسه است با حکومتهای دموکراسی
دموکراتیک ولی این حکومتها با وجود
اینکه سرکوب میکنن با وجود
اینکه کنترل میکنن نظارت میکنن از انواع و
اقسام روشها استفاده میکنن برای اینکه
فکر میکنن آدمها رو کنترل کردن
ولی اشتباهشون اینه که این دادهها این
اطلاعات براشون فهم نمیاد نمیتونن اون
اطلاعاتو بفهمن برای فهمیدن شما نیازمند
این هستید که با عقل مشترک با عقل سلیم با
جامعه ارتباط داشته باشید اگر کسی از
جامعه جدا بشه در حصار حالا بید در غار
عبادت بکنه یا در
حصار امنیتی قرار بگیره و فقط بلتن بخونه
اون چیزایی رو که دلش میخواد بهش بگن اون
چیزایی که دلش میخواد دستور میده و احساسش
م اینه که من هر کاری که بخوام میتونم
بکنم احساس خدایی بهش دست میده یه همچین
آدمی کم کم رابطش با واقعیت از دست میده و
اون چیزی که درست جلوی چشمش میگذره رو
نمیبینه و مواردی که رهبران توتالیتر سقوط
میکنن دقیقا موردی هست که اشتباهی رو
انجام دادن که میتونستن اون اشتباه رو
جبران کنن ولی چون که نمیتونن از هیچ
تجربهای بیاموزند و هیچ واقعیتی
رو به اصطلاح موجب باطل کردن عقیده شون و
ایدولوژی شون نمیدونن در نتیجه مدام اون
اشتباه تکرار میکنن و مدام اون اشتباه در
عمل به فرسوده شدن ناتوان تر شدن اونها می
انجام تا یک جای که
دیگه به نقطه آخر
میرسه و آقای خامنهای از نظر روحی به نظر
میرسه که در از نظر سیاسی نظر میرسه که در
همچین موقعیتی وجود داره یعنی یه موقعیتی
که اگر آدم سالمم باشه میتونه سکته بکنه
ولی خب این یک اعتقاد یعنی این حرفا که
میزنه به هیچ وجه دروغ نمیگه مشکل همینه
اگه دروغ میگفت خیلی وضع ما بهتر بود مشکل
اینه که دروغ نمیگه یعنی مشکل اینه که
کاملا در دنیاییه
که توهمی و اون رو واقعیت میدونه من یه
بار به چی گفتم به مجله اکونومیست که مشکل
اینه که آقای خامنهای به اونچه که میگه
باور داره و نشانش م اینه که طبق اون عمل
میکنه و این یعنی که واقعیتو نمیبینه یعنی
این احتمال وجود داره که در محاسباتش
اشتباه کنه و اون اشتباه
کاملاً به امورش پایان بده ایران در موارد
گوناگونی طی این سالها بسیار محتاطانه
عمل کرد یعنی من شخص خودم من هیچ وقت فکر
نمیکردم که آقای خامنهای ایران رو به
رویارویی نظامی با اسرائیل یا آمریکا
بکشونه ایران زمانی که طالبان اون گوره
اول دیپلماتهای ایرانی رو کشتن خب طبیعتاً
خیلی خشم آور بود همچین چیزی و یکی از
مسئولان سابق جمهوری اسلامی به من گفت که
در شورای امنیت
ملی هم سپاه
و هم کل اعضای شورای امنیت ملی میگفت
معتقد بودن که ماید نیروها ببریم تو
مرزهای شرقی حالا حمله بکنیم یا حمله
نکنیم آقای خامنه گفت نه آقای خامنهای
تنها کسی بود که ایستاد و گفت نه یا وقتی
که صدام حمله کرد به کویت و بعد
آمریکا وارد جنگ با صدام شد آقای محمد
جواد لاریجانی که معرف حضور همگان هست یک
ستونی داشت در روزنامه اطلاعات و تازه جنگ
تموم شده بود دیگه یعنی جنگ خلیج فارس سال
۹۲ دیگه خیلی سه چ سال قبلش جنگ ایران و
عراق تمام شده بود و خاطرههای بسیار تلخ
آقای محمد جواد لاریجانی در اون سرمقاله
نوشت که ما باید الان تمام خاطرات تلخمون
از صدام فرامو برادر صدام کلمش این بود
برادر صدام فراموش کنیم و بریم کمک صدام
یعنی میگفت بریم آمریکا بجنگیم آقای
خامنهای گفت نه چقدر کار عاقلانه کرد تصور
کنید که میخواست ب در شرایطی که در جنگ
شکست خورده بود و آه در وساط نداشت میرفت
با صدام چه کمکی میتونست بکنه خودشون
آورد میکرد ی میخوام بگم کسانی بودن که اب
هایی که میتونستن آقای خامنهای رو به
سمت تصمیمهای خطرناک بکشن یعنی آقای
خامنهای هم من همیشه گفتم
که نقطه قوتش این بوده که به نقطههای ضعف
خودشو میشناخته برخلاف مثلاً رفسنجانی من
میگم داستان رفسنجانی خامنهای درست مثل
داستان خرگوش و پشت هست همه هم فکر میکردن
رفسنجانی خیلی زرنگه ولی در نهایت دیدیم
که آدمی که مثل خامنهای به نظر نمیآمد که
ی روز همچین قدرتی داشته باشه الان داره
پدر همه رو در میاره خب در جنگ آمریکا با
به اصطلاح نیروهای اتلاف رهبری آمریکا در
افغانستان در سال بعد از ۱۱ سپتامبر بعد
۲۲۰۳ در عراق با بوشی که ایران رو محور
شرارت اعلام کرده بود یعنی ای بوش وقتی که
این این جمله هم خیلی در فارسی فهمیده
نمیشه نمیدونی که محور شرارت یعنی چی
ایران رو با سوریه رو با کره شمالی رو گفت
اینا محور شرارت در فرهنگ غربی و فرهنگ
مسیحی شر یا ایول یک مسئله خیلی مهمه خیلی
مهمه یعنی تمام
جهانبینی غربی و چه در یونان و چه در
الهیات مسیحی بر مدار مسئله شر میگرده شر
مسئله مهمتر از خداست یعنی اصلا به خاطر
وجود شر هست که مسیح میاد و خداوند میاد
در تن مسیح تجسد پیدا میکنه برا اینکه بشر
رستگار بشه بنابراین شر یعنی نابودی مطلقه
وقتی که بوش این تعبیر به کار برد خب ما
ایرانیا خیلی نمیفهمیم باره کلمه چیه
بسیار تکان دهنده بود برای حتی به اصطلاح
خود همین آمریکایی یا خود
آدمای که توی دولت بودن مثل که حالا
داستانی هم داره اون و به نظر نمیومد
که آقای بوش هیچ گونه نرمشی در قبال
ایران در پیش بگیره و همه در منطقه تمام
مطبوعات منطقه مدام میگفتن که آمریکا
ایران هدف بدیست یعنی اول طالبان انداخت
بعد صدام انداخت بعد ایران هست و این شده
بود یک
باور نه فقط رایج در میان ایرانیها که
عربها هم حکومت هاشون هم رسانه هاشون
چنین چیزی رو القا میکردن آقای خامنهای هم
در سوریه هم
در جنگ افغانستان و هم در جنگ سوریه در یک
حد کاملاً
غیر به اصطلاح بیسابقه غیر معمولی با
آمریکا همکاری امنیت
همکاری امنیتی مهمترین چیزی که شما
میتونید به یک ارتشی که در حال جنگه بدید
از سلاح مهمتره آمریکا که به سلاح ایران
نیاز نداشت ولی اگر اون به اصطلاح کمک
امنیتی ایران نبود با پیشرفته ترین
سلاحها هم شما نمیتونستی به راحتی بجنگید
اونم در جایی مثل افغانستان که خیلی
جنگیدن خیلی سخته و کوهستانی به هر حال
ایران نقش بسیار مهمی داشت در موفقیت
آمریکا و نیروهای ائتلاف در سقوط
طالبان و صدام حسین و در زمانی که
با در همون زمان بوش ایران و آمریکا تراز
تجاری شون مخصوصا واردات گندم از آمریکا
در بالاترین حد به اصطلاح بعد از انقلاب
یعنی آقای خامنهای اصلا نشون نمیداد که
بخواد به طور
مستقیم آمریکا یا اسرائیل رو به چالش بکشه
به همین دلیل بود بعد بعد از اینکه آقای
خامنهای هم اومد سر کار فکر کنم ه ماه
بعدش شورای امنیت ملی تأسیس شد و اولین
چیزی هم که آقای خامنهای دستور داد بهشون
این بود که دکترین نظامی ایران رو عوض
بکنن یعنی ایران از این به بعد به جای
اینکه روی ارتش و جنگهای متعارف سرمایه
گذاری بکنه ب کهه اصلا ارتش نیروهای نظامی
ایران داغون شده بودن توان نظامی ایران
برای جنگ معمول از بین رفته بود دکتر
نظامی اسیم متریک وار یا جنگهای نامتقارن
در شد
رسماً دکتر نظامی جمهوری اسلامی یعنی چی
یعنی که ما با دشمنم در خاک خودمون
نمیجنگی و مستقیم نمی جنگیم بلکه همین
نیروهای نیابتی رو تجهیز میکنیم میسازیم
و با اونها میجنگیم در نتیجه آقای
خامنهای تونسته بود در عین اینکه از
ترسوندن و تهدید کردن و آزار دادن اسرائیل
و عربستان و کشورهای دیگه دست بر نداره
ولی تونسته بود که قصر درباره از مسئولیت
پذیرفتن یعنی هیچ موقع حتی زمانی که
اطلاعات بسیار کافی وجود داشت
مثل آرامکو رو که زدن یا انفجار خب یا
جاهای دیگه ولی هیچ موقع نیومدن سراغ
ایران ایران مستقیماً درگیر نشد و بعکس
ایران سپاه قدس رو که یک به اصطلاح بازوی
خارجی سپاه پاسداران بود تبدیلش کرد به یک
سازمان نظامی چند ملیتی یعنی اصلا یک نظام
یک سازمان شده برا خودش مستقل یه ارتش
سیاله یه ارتش هایبری تو منطقه امروز
اینجا جنگه فردا اونجا جنگه پس فردا جای
دیگه جنگه و نیروهای خودشم داره اصلا
جمهوری اسلامی هم ساقت بشه این خودش برا
خودش ی شبیه
داعش یکی از همین
اعضای
خانواده هیچ موقع آقای خامنهای خطر
نمیکرد خطر نظامی این شکلی هم موشک درست
کردنش نمیدونم تحصیلات هستهایش و اینا
همه خب شما معمولا میرن سراغ تحصیلات هستی
نه برای اینکه استفاده کنن برای اینکه
قدرت بازدارندگی داشته باشه دیگه یعنی من
نمیخوام با تون بجنگم فتوا داد که ما اصلا
سلاحهای هستهی اصلا نظامی نیست یعنی
تمام کار رو که در به اصطلاح آشکارا میشد
کرد برای اینکه بدگمانی ها رو نسبت
به به اصطلاح میل ایران برای تقابل نظامی
از بین ببره آقای خامنی انجام داد ولی این
کاری که حماس کرد و بعد این یک سالی که
گذشت و بعد مخصوصاً بعد از مرگ قاسم
سلیمانی ایران باید میکشید کنار ایران
نباید اصلاً وارد هیچ چیزی میشد وقتی قاسم
سلیمانی رو کشتن یعنی که ما الان بالاترین
یعنی بعد از قاسم سلیمانی خود خامنهای
و خب خامنهای رو نمیخواستن به کشتن بدنی
که حالا یه پروتکلی هست که یه چیز
بینالمللی هست اگرمن توافق بینالمللی هست
که رهبران کشورها رو نکشن ی کشوری رهبر
کشورهای دیگه رو در چنین شرایطی مسون
بداره معاف ولی اسرائیل م که میدونید
هیچگونه
مقامی ایرانی رو مقام سیاسی رو نکشت ولی
وقتی قاسم سلیمانی رو میکشن قاسم سلیمانی
کسیست که نه تنها در سپاه و ارتش
ایران بالاترین مقام از نظر نفوذ داشت و
نزدیکترین آدم به آقای خامنهای بود بلکه
او کسی بود که در بسیاری از
تحولات بالقوه جمهوری اسلامی مثل همین
مسئله جانشینی و گذار میتونست مخصوصاً بعد
از مرگ رفسنجانی نقش بازی کنه یعنی کسی
بود که مورد احترام بخشهای مختلف جمهوری
اسلامی نظامی غیرنظامی چپ و راست بود و
چنین کسی رو از بین بردن ضربه بسیار محکمی
بود و آقای خامنی نفهمید این ضربه رو درست
مثل کسی که بدنش بی حسه و هرچه که شما باش
چب میزنید
و ضربه بهش میزنید اصلا احساس نمیکنه این
بیحسی یا از دست دادن اونچه که آیزا برلی
میگه که سنس ریالیتی این
کاملاً یک چیزه یک پدیده معموله در میان
کسانی که خودکامان و حاضر نیستن که واقعیت
رو ببینن بپذیرن و سیاست خودشون رو تغییر
بدن و رفتار خودشونو تغییر بدن و به
واقعیت وفادار باشن بلکه به تدریج انقدر
در برابر تغییر سیاست هاشون مقاومت میکنن
که دیگه واقعیتم
نمیبینن یعنی این یک بیماری هم هست که
سایکس یعنی شما که ارتباطت با جهان خارج
قطع میشه ی اصلا سرد باشه گرم باشه دیگران
هر حسی داشته باشن شما نمیبینی و من خیلی
موقعها فکر میکردم که آقای خامنهای در
جاهایی که دست به کارای خیلی هولناک زده
چه جوری همچین آدمی میتونه راحت بخوابه
مثلاً آقای خامنهای عادتهای کاملاً عجیب
غریبی داره مثل اینکه هفته ۲۰ دقیقه براش
یه گزیدهی از شنود ها میارن و این لذت
میبره احساس قدرت میکنه یعنی شنود
رئیسجمهور و شنود نمیدونم سفیر و وزیر و
وکیل و این حرفا و این از اینکه در خونه
اینها در اتاق خواب اینها سنود داره و
اینا رو گوش میکنه احساس خدایی میکنه خب
من فکر میکم چجور همچه آدمی
میتونه مثلاً روشنفکرا رو بکشه بعد ب توی
نماز جمعه بگه که نه اینا آدمای خطری بودن
برای ما برا ما کاری ن اصلا خطری ند یعنی
اصلا میخواد بگه مهمم نبودن ارزش کشتنم
نداشتن انقدر آدم دچار سنگدلی
و تیر روحی بشه این برای من همیشه معما
بود ولی بعد که میخونی میبینی که کاملاً
مسئله حله به خاطر اینکه جنایت شما رو هم
قدرت اخلاقی وجدان شما رو کاملاً از کار
میندازه و هم اساساً حس مادی شما رو هم
تحت تثیر قرار میده یعنی شما اگر یک نفرو
کشتی دیگه کشتن نفر اعت دیگه خیلی راحت و
کسانی که اینقدر این این سط مثل بشار اسد
مثل خامنهای قطعهای زنجیرهای نمیدونم
کشتار
تابستان ۶۷ نمیدونم این
همه ظلم این همه آزار این همه بدبختی که
برای مردم عادی به وجود میاره این اصلا
نمیبینه اینو حس نمیکنه اصلا و بنا راحته
کاملا راحت و این یعنی البته خطر راکه به
خاطر اینکه این آدم ممکنه در همون دنیای
خودش مثل مستی بمونه که رانندگی کنه دیگه
هرچقدر که مستتر میشه خودش راحتتر میشه
اما خطراتش بسیار بشه امیدوارم قبل از
اینکه خطری برای ایران بیش از این به وجود
بیاره خداوند ایشونو ببخشه و به پیش خودش
ببره سپاسگزارم از همه دوستان
و از دوستان در یوتیوب خداحافظی میکنمو
برای شما بخش
رهبری کانال کتابخونه گذاشتم در زمینه
رهبری لیدرشیپ
نظامهای اقتدارگرا در نتیجه هم اونجا
میتونید ببینید همین که این منابی رو باز
هم در اونجا خواهم قرار خواهم داد
سپاسگزارم از شما در خدمت دوستان در کلاب
هاس هستم تا
وقت آقای خرجی ممنونم بسیار استفاده کردی