سقوط اسد و آغاز نظم نوین خاورمیانه: ابعاد منطقه‌ای و اهداف جهانی

و همین طور برا دوستان گرامی سلام بر شما و همینطور ب دوستان گرامی در کلاب هاس و همین طور در یوتیوب خیلی ممنونم از اینکه با من هستید در این آقای خراجی لطفاً منو مدتور میکنین که بتونم یه سری چیزها رو پین کنم ممنونم درست شد خانومه بله بله ممنون بله دوستان در سلام عض می‌کنم در یوتیوب نوشتن که آیا بعد از این تغییرات به توانایی اسرائیل کر میدید یا نه خ البته به توانایی اسرائیل بیشتر بیشتر از اکه به توانایی های اسرائیل باید اهمیت داد عامل اصلی ضعف کشورهای دیگه است ضعف جوامع م درباره سیاست کردها نقش آنها در مورد تحولات آینده در منطقه من چیز زیادی نمیدونم از سیاست کردها یعنی دنبال نمیکنم آقای رسول سلام گفتن که میشه آمود گفتگوی واق بیزن نه من با آقای بیجن عبدالکریمی گفتگو نمی بله اگر اجازه بدید صحبتو شروع بکنیم در ادامه صحبت دیروز خانم فروغ اگر اجازه بدین شروع بکنیم نه اگر صحبت آقای خی شما اول شما صحبت کنید بعد صحبتهای د دستان رو و سؤال و جواب‌ها رو میذاریم آخر ب بسیار خ سلام دوباره عرض می‌کنم خدمت همه دوستان چون که من دیروز یک بحثم بیشتر متمرکز بود بر پیش زمینه تاریخی تحولاتی که در جهان عرب و مخصوصاً در منطقه خاورمیانه و بهار عربی به وجود آمد بحث تاریخی کردیم گفتم امروز یه مقدار بحث بکنیم راجع به شرایط کنونی و چشمانداز آینده من فکر می‌کنم که به طور کلی اتفاقی که افتاد با سقوط اسد یک اتفاقیست که یه رخدادی اس که به یک دوره از تاریخ خاورمیانه پایان میده و دوره جدیدی رو آغاز میکنه یعنی اونچه که آقای نتانیاهو گفت که نظم نوین خاورمیانه اون اتفاق میفته منتها به این معنا نیست که یک قدرتی مثل اسرائیل یا چند تا از ابر قدرت‌ها قدرتها بزرگ اروپایی و آمریکا بشینن و برای خودشون تصمیم بگیرن عواملی که شکل دهنده هست به نظم جدید خاورمیانه بسیار متعدد و نکته مهم این هست که شرایطی که در تا کنون وجود داشته از مخصوصا از بعد از جنگ خلیج تا خلیج فارس تا یعنی جنگی که آمریکا با خلیج با عراق کرد و به عنوان جنگ خلیج فارس مشهوره از اون زمان تا الان شرایطی حاکم بوده که دیگه توانایی ادامه دادن نداشت یعنی اینکه نه در خود این منطقه این بحران‌ها پایانی داشت و نه دولت‌های خارجی دولت‌های غربی دیگه توانایی تحمل این وضعیتو داشتن من بله اینو آوردم یک یکی از شماره‌های مجله افقی فرانسه پاریس در سال ۲۰۱۶ چیزش این هست موضوع یعن ویژه نامه ویژه نامه اروپا و خاورمیانه و سرنوشت مشترک اینهاست عنوانش این هست معینی عق نستن لیه و اینکه وضعیتی که در خاورمیانه هست در مسئله عراق مسئله سوریه مسائل مختلفی که اتفاق افتاد مسئله قزه و بحرانی تر شدن رابطه اسرائیل با فلسطینی‌ها و بعد تلاش‌هایی که اسرائیل کرد برای عادی کردن رابطش با کشورهای عربی و بعد در میانه راه یعنی در آغاز راه سنگ اندازی هایی شد از جانب کشورهای مثل ایران یا نیروهایی مثل حزب‌الله و مجموعه اینها یک ساختمان خاورمیانه رو بسیار فرسوده و کلنگی کرده در یکی از مقالات این مجله خیلی عنوان عنوانش این هست که عنوانش این هست که ف چیز اروپا از خاورمیانه دیگه خسته است و وقت تغییرش رسیده این مال سال ۲۰۱۶ است و مفصل توضیح میده که اونچه که در خاورمیانه میگذره بحران‌ها همه دامان اروپا رو میگیره مخصوصا کشورها مثل فرانسه و آلمان و این برای از جهات متعدد قابل تحمل نیست خب داستان سوریه هم که هر چقدر بدتر ش شد اروپا بار مهاجرتش سنگین‌تر شد اختلاف نظر بین قدرت‌های اروپایی به وجود آمد اختلاف نظر بین فرانسه و آمریکا خیلی بالا گرفت در خود اتحادیه اروپا هم خود به اختلافات بسیاری منجر شد و از اون طرف کل این مسئله انقلاب عربی و بهار عربی تمام شد و فقط هزینه هاش موند هزینه‌ها که مدام بیشتر و بیشتر میشد یعنی از داعش و چیزای دیگه الان در یک شرایطی هستیم که یعنی از سال گذشته تا الان اسرائیل تصمیم گرفته که مسئله ایران رو به عنوان یک دولت جاه طلبی که میخواد هژمونی و برتری منطقهی داشته باشه اینو برای همیشه تمام کنه لازمش این بود که خب نه تنها بازوهای اصلیش در منطقه رو تضعیف بکنه به طور جدی که سوریه رو که در حقیقت پل اصلی نه فقط پلیس که موجب میشه که ایران با اسرائیل بتونه به راحتی رویارو بشه بلکه یک کانونی یعن یه نکسی هست یک قانون حلقه نیروها ضد اسرائیلی در منطقه و همینطور خارج از منطقه است یکی از تاریخ نگاران یکی از اصطلاح تاریخ نگاران سیاسی آمریکایی در سال هزار و فکرکنم ۹۲ یه همچین چیزی اگه اشتباه نکنم کتابی نوشته و اونجا میگه که تا مسئله سوریه حل نشه تا اتفاقی در سوریه نیفته مسئله اسرائیل و اعراب حل نخواهد شد یعنی سوریه در یک شرایطی قرار داشت در هم از نظر روابطی که با کشورهای منطقه داشت با مسکو داشت با در اتحادیه عرب داشت و با ایران مجموعاً یه چیزی بود که کاملاً شده بود بنیان اصلی اون چیزی که آقای خامنه‌ای بهش میگه جبهه مقاومت بنابراین سقوط اسد سقوط آخرین ستون نگهدارنده نیروهای ضد اسرائیلی در منطقه است و این وقتی داریم از نیروهای ضد اسرائیلی صحبت می‌کنیم یعنی یه بخشیش مثل جمهوری اسلامی و بازیگران غیر دولتی به اصطلاح نان استیت اکتر مثل مثلاً هشت شعبی نمیدونم حوثی‌ها حزب‌الله لبنان حماس که دولت نیستن و از اون طرف کشورهایی که از ترس اونها باید تظاهر کنن که با اسرائیل مشکل دارن و ناتوان از این اینکه به طور رسمی روابطشون عادی کنن مثل بحرین مثل قطر و کشورهای دیگه بنابراین اگر سوریه از بین میرفت یعنی اسد و تمام شبکهای که اسد به طور مافیایی از چین تا قلب اروپا در حقیقت به هم نگه داشته بود این شبکه رو و سازمان میداد و برای اسرائیل تبدیل شده بود به معزل غیر قابل حل در نیش با رفتن اسد این خانه فرو ریخته و حالا که خانه فرو ریخته ما با یک دوره کمابیش طولانی تردید عدم بیثباتی چه بسا تنش‌های جدید چه بسا ظهور سازمان‌ها یا نیرو گروه‌های تروریستی جدید مواجه باشیم مخصوصاً در سوریه این آقای جولانی گفته که میخوایم من دولت موقت گفته به آقای چیز به یادم رفت مقام سوری معاون اسد گفته که درست بکنه به عنوان عهده بگیره دولت موقت رو اما این دولت موقت قرار هست چه بکنه قرار هست که شرایط تأسیس نظام جدید رو فراهم بکنه اما به هیچ وجه جولانی امکان این رو نداره که توافقی ایجاد بکنه بین نیروهای بسیار بسیار پراکنده و با هم ستیز سوری چه ا الان سوریه حالا توضیح میدم که وضعیت سوریه کاملا استثنایی نسبت به کشورهای دیگهای که درشون به اصطلاح بحار عربی اتفاق افتاد بر خلاف کشورهای دیگه که انقلاب عربی در خیابان‌ها در شهرها اتفاق افتاد و اون کسانی که صاحب منفعت بودن از این انقلاب طبقه متوسط شهری بودن روشنفکرا بودن و همین طور طبقه بورژوای حالا همون اقلیت بورژوای جامعه ولی در م سوریه بر خلاف کشورهای مثل تونس و مصر اتفاقاً این جنبش یا انقلاب عربی در روستاها افتاد در جاهایی که مخالفان اسد در به اصطلاح مناطق روستایی بیشتر قدرت داشتن و شبکه‌های خودشون رو ساخته بودن در شهر اتفاقاً در دمشق اگر شما می‌رفتید غیر از سید زینب که یعنی خارج از شهر هست یعنی خود برا خودش ی چیزی مثل مثلاً کرج میمونه نسبت به تهران دمشق یعنی کسانی که هم روشنفکران هم طبقه متوسط شهری اینها یا اینکه صاحب منافع بودن با دولت یا اینکه در برابر این جنبش علیه اسد هیچ مشارکتی نکردن یعنی مردد بودن که چ مثل اتفاقی که در مورد اعتراضهای به قتل خانم محص در ایران افتاد که یک عده کمی از جوون‌ها در خیابان بودن ولی طبقه متوسط نگاه میکرد نمیدونست چی میشه و میترسید از اینکه وارد بشه و سرانجام کار اونطور که میخواد صورت نگیره بنابراین بخش قدرتمند سوریه از نظر مالی و از نظر اجتماعی اینها یا پسیو بودن کاملا منفعل بودن یا با اسد منافع مشترک داشتن این یه عنصر خیلی مهمی بود در اینکه اون کسانی که سیب دیدن و به تدریج حالا با شرایطی که پیش آمد دست به اسلحه بردن و بعد دامن زدن به این خشونت اونها کاملا موضعش متفاوت بود و موقعیتشون الانم متفاوته و در شرایطی که این آقای به اصطلاح بعد از اینکه اپوزیسیون خارج از کشور سوریه به رهبری همین آقای برهان قلیون آمدن و در میان و سعی کردن که اتفاق نظری ایجاد بکنن بین اپو اپوزیسیون و در حقیقت نیروهای مختلف رو جمع بکنن برای اینکه بتونن یک بدیل سیاسی بسازن و شکست خوردن الان و خب قلیون که کنار کشید و خیلیهای دیگه کنار کشیدن الان مسئله اینه که شما چگونه میخواید بین ارتش سوریه که در حقیقت با حمایت نکرد از اسد و مخالفان تروریستی مثل جولانی و بعد روشن فکرایی مثل قلیون و طبقه متوسط یا طبقه در حقیقت طبقه بالا بالا و در ستون اقتصادی کشور چه جوری میخواید بین اینها توافق ایجاد بکنید اون هم بر یک قانون اساسی که در حقیقت تا الان ما همچین چیزی در جهان عرب نداشتیم یعنی در جهان عرب تاکنون اتفاق نیفتاده که یک به عنوان نماینده مردم از جانب مردم میان قانون اساسی بنویسن همچین تجربهای مطلقا وجود نداشته و نکته و این یکی دلیلش دلایل متعدد دیگری هم هست که موجب میشه که روند شکلگیری نظام جدید دولت جدید در سوریه بسیار طولانی باشه بسیار پیچیده باشه و در این میان هم تشتت نیروهای داخلی و هم تضاد منافع کشورهای خارجی مثل روسیه فرانسه آلمان آمریکا اسرائیل و ایران مجموع اینها چندان چشم انداز روشنی رو برای دولت آینده در سوریه نمیگذاره اما این خیلی جای نگرانی نداره تا زمانی که جولانی بتونه امنیت رو در بخ همین بخش از سوریه که در اختیارش هست تأمین میکنه اونچه که برای اسرائیل مهمه اونچه که برای اردن مهمه اونچه که برای عراق مهمه و اونچه که برای ترکیه مهمه این هست که کسای دیگهای نیان این وسط و هر به اصطلاح هر کس یه جا رو بگیره و کنترل وضعیت دشوار بشه بلکه یک آدم یه پلیس یا یک چی میگن یه آدم قدرتمند اونجا باشه همه ازش حساب ببرن نه ایران بتونه بیاد دیگه از این از خاک سوریه به عنوان معبری برای به قول خودش عمق بخشی عمق استراتژیک بخشیدن به ایران استفاده بکنه نه اینکه دوباره از درون این یه داعشی جدید نمیدونم القاعده جدید چیزای جدید میدونی که خاک خاور میانه ماشاالله خیلی حاصل خیزه از این جهت اگر بتونه جولانی امنیت سوریه رو تامین بکنه پروسه سیاسی در سوریه هر چقدرم که طول بکشه حداقل کشورهای خارجی چندان نگرانی ندارن خب مسئله این هست که اولا اینکه کشورهای عربی از جمله سوریه در جریان چه اونها که در جریان بهار عربی در به اصطلاح بازیگر بودن چه دیگر کشورها درسته که از دولت هاشون ناراضین و ناراضی بودن منتها این نارضایتی به این معنا نیست که اینها لزوما طرفدار دموکراسی هستن یعنی دموکراسی میخوان یعنی اونچه که این ملت‌های عرب رو آزار میده اون چیزیست که در پسر پسری که خودکشی کرد و بعد شعار هم ساختن که از بین رفتن کرامت انسانی اونهاست یعنی اون مردم به دلیل شرایط بد اقتصادی و نظام بعضی جاها طبقاتی که هست یعنی یه بخشی از جامعه کاملاً تحت تبعیض هست به حاشیه رنده میشه مثلاً فرض بکنید در کشوری مثل عربستان سعودی شیعه‌ها همچین وضعیتی دارن در مصر قبطی ها که ۱۲ س۳ میلیون هستن این وضعیتو دارن و این نابرابری اجتماعی و بحران سیاسی بحران ببخشید اقتصادی عامل اصلی این اعتراضها و ناخرسندی ها بوده و هست و چندان چیزی به نام آرمان آزادی و دموکراسی درش مطرح نیست حالا در کشورهای مختلف هم شکلای مختلف داره در کشورهای که پادشاهی هستن یا قبیله‌ای هستن اساساً یه بخشی از نیروهای اجتماعی که قدرت خیلی زیادی دارن از نظر کمی جمعیت کمی رو تشکیل میدن بنابراین اگه اونها وارد پروسه دموکراسی بشن و قرار باشه که قدرت بر اساس انتخابات و توزیع برابر صورت بگیره اونها قدرتشون از دست میدن بنابراین نیروهای بازیگرانی هستن در هر کدوم از این کشورها که دموکراسی رو تهدید تهدیدی برای منافع خودشون میدونن و اساساً همچین چیزی در این کشورها بسیار بسیار دشوار هست یعنی خواستهای نیست شما در کشور مثل مصر خیلی کشورها مثل مصر مثل عربستان بخش عمده جامعه بسیار بسیار سنتی تر از دولتش هست یعنی در عربستان مشکل آل سعود نیستن آل سعود مطلقا مذهبی نیستن یعنی عربستان سعودی و مخصوصاً شهرهایی مثل ریاض از نظر مصرف خیلی عاشق ویسکی هم هستن از نظر مصرف ویسکی در خاورمیانه پیش تزن مطلقا هیچیش مذهبی نیست منتها خب تو خونن دیگه بیرون نشون نمیدن چیزی شما کویت هم که میری خیابون مثل قبرستون میمونه همه خونه‌ها بزرگه همه چیز در خونه‌ها میگذره آل سعود اصلاً مذهبی نیستن و اگر به هم بن سلمان باشه همین چی اسمش کنسرتهای موسیقی که دیدین از این هم فراتر خواهد رفت مشکل یک طرف نهاد علماست که اون هم یک ویژگی های تاریخی داره که نمیشه از دولت حکومت جدا باشه فراموش نکنید که علاوه بر این که اون‌ها یک طبقه به نام طبقه علما هستن روابط قبیله‌ای بسیار مهمه یعنی در ارتباط دولت با حکومت با علما فقط شما نمی‌تونید مثل جوامع مدرن نگاه نهای بکنین روابط قبیله‌ای نقش خیلی زیادی بازی می‌کنن و از اون طرف بخش عمده‌ای از جامعه بسیار مذهبی تر و س سنتی‌تر از حکومت و حکومت مشکل داره با این‌ها ها بر خلاف ایران درست بر خلاف ایران که ملت میخواد از نظر فرهنگی و از نظر اجتماعی بسیار مدرن تر و سکولار تر زندگی کنه و این حکومت هست که مرتجع و به اصطلاح بنیاد گراست در این کشورها کاملا ب عکسه یعنی اگر شما برین مصر به محض اینکه سوار تاکسی میشین براتون قرآن میذاره و این قرآن و عبادت و اینا یک چیزیست که اصلاً شما هرگز در ایران نمیتونید پیدا بکنید یکی از خبرنگاران ترکیه اومده بود تهران بعد که برگشت گزارش نوشت نوشته بود تهران غیر اسلامی ترین شهر پایتخت اسلامیه و اینو راست میگه چون من کشورهای مختلفی رفتم شما در تهران به ندرت چیزی میبینید که بگه اسلامیه این ولی در پایتختهای اسلامی از روات گرفته تا نمیدونم قاهره و کویت و یمن و اینها اوقات نماز پ بار اذان در سراسر شهر پخش میشه و مردم میرن در مسجد و این مردم هستند که تبعیض علیه زنان قائل میشن این مردم هستن که به به اصطلاح فقه و شریعت باور دارن وگرنه حکومت حکومت‌ها اینطور مطلقا اینطوری نیستن خب این باعث من در چند بار این اتفاق برا ما افتاده یه بار در مکه بودم سوار تاکسی شدم و بعد چون آدرس بهش گفتم شروع کرد با من عربی صحبت کردن بعد گفت چند تا بچه داری گفتم که گفت که بچه داری گفتم که بله یک پسر دارم نه اون موقع فقط دختر داشتم گفتم من یه دختر دارم گفت آها پس بچه ندارید یعنی این مردمی که الان دقیقا مثل همون زمان پیغمبر که دخترا رو زنده به گور میکردن هنوز دختر اصلا بچه حساب نمیکنه خب در این جامعه اس که حکومت برای اینکه به زنها گواهی نامه رانن راهنمایی و رانندگی بده با مردم مشکل داره با علما مشکل داره یعنی حکومت نیست که باش خب پس ما این شکست به اصطلاح شکست پ انقلاب و یا تلاش‌های مختلف برای تغییر سیاسی از یک طرف گسترش بسیار خطرناک بنیادگرایی اسلامی که یون یک بهلا حامی مثل ایران داشته باشه که بهشون موشک بده بهشون اسلحه‌ی بده که امکان نداشته بدون حمایت یک دولت بتونن به دست بیارن این هم کشورهای خارجی رو و هم بخش عمده مردم این کشورها رو در برابر یک گزینه قرار داده و اون این هست که یک دولت‌ها و حکومت‌هایی بر سر کار باشن که اینها از نظر حقوق بشر و دموکراسی هر کار دلشون خواست بکنن ولی از نظر رابطه د تا چیز رو به اصطلاح متعهد باشن که انجام بدن یک از نظر اقتصادی رابطشون با دنیا عادی بکنن در حقیقت وارد بازار جهانی بشن و دوم اینکه امنیت رو برای یعنی امنیت خارجیش نگذارند برای خارج از مرزها مشکلی ایجاد بشه نگذارند که در درون این کشورها هسته های خطرناک به وجود بیاد که بتونه به اصطلاح تهدید ثبات و امنیت و صلح رو در منطقه تهدید بکنه پس تا زمانی که بن سلمانی هست که میتونه گرایش‌های بنیادگرا سلفی نمیدونم تروریستی رو مهار بکنه در داخل کشور حالا میخواد گردن بزنه میخواد رشته باج بده بهشون هر کاری میخواد بکنه بعد و با غرب روابطش عادی هست و به اصطلاح به تدریج هم میخواد توسعه اقتصادی و توسعه اجتماعی به وجود بیاره این برای بسیاری از بازیگران خارجی و داخلی تبدیل شده به یک ایدال و خب میبینید که آقای بن سلمان رسما قاشقچی رو در یک سفارت خودش در ترکیه پودر کرد که اگر کشور دیگری این کارو کرده بود و کس دیگری این کارو کرده بود معلوم نبود که اصلا روابطش با غرب چگونه بشه ولی غرب ترجیح که اون قاشقچی رو اون بلا رو سرش دربیاره اما بتونه نیروهای القاعده و مانند القاعده رو مهار بکنه برای اسرائیل برای آمریکا برای کشورهای غربی در وحله اول آنچه که مهم هست اینه که منطقه خاورمیانه اولاً امنیت و ثبات پایدار داشته باشه و ثانیا این امنیت و ثبات به قیمت قدرت گرفت به اصطلاح افتادن قدرت یا تمرکز قدرت در یک کشور صورت نگیره یک آقا بالاسر نداشته باشه خاورمیانه چه میخواد بن سلمان باشه چه میخواد خامنه‌ای باشه چه میخواد ترکیه باشه اگر هژمونی یا برتری قدرت به دست یکی از اینها بیفته مصیبت خواهد بنابراین هرچه بیشتر این امنیت و این توزیع بشه بین قدرت‌های بیشتر برای غرب بسیار اطمینان خاطر بیشتری میاره پس مشکلی هم نداره برا به این با اینکه این بازیگران سیاسی در این کشورها میخوان برن به سمت تجزیه میخوان برن به سمت فدرالیسم یا میخوان در همین شرایط کنونی با حفظ وضعیت ژئوپلیتیک کنونی با همدیگه کنار بیان این اصلاً براشون مهم نیست هر کاری میخوان بکنن بکنن ولی هدف در حقیقت این هست که خاورمیانه بسه دیگه انقدر مشکل برای غرب ایجاد کرده هر بار که غرب وارد شده در این خاورمیانه مخصوصاً آمریکا هزینه بسیار زیادی داده اما از اونور بهای زیادی هم پرداخت کرده و دیگه کسانی مثل ترامپ هستن و کسایی مثل اوباما یعنی هم دموکراتها در آمریکا و هم جمهوری خواها یک وجه مشترک داشته باشن این هست که ما نمیخوایم دیگه وارد هیچ گونه درگیری نظامی در هیچ جا مخصوصا در خاورمیانه داشته باشیم خاورمیانه یه جاییست که در حقیقت بسیار پدیده جدیدیست که ساخته استعمار گرانه یعنی د امپراتوری های استعماری مثل بریتانیا ایتالیا آلمان فرانسه و بعد این‌ها چون یه جایی رو ساختن که در حقیقت این مرزها به هیچ وجه به صورت طبیعی بین کسانی که صاحب منافع مشترک هستن یا صاحب ی جوامع موجودی دارن این مرزها شکل نگرفتن بلکه مرزها کاملاً مصنوعی برای اینکه بشه کنترلشون کرد و به همین دلیل بوده که از زمانی که خاورمیانه درست شد تا الان غرب مجبور بوده به عنوان پلیس اونجا وایسه که این نیروهای متضاد در خاورمیانه به جور همدیگه نیفتن به همین دلیل وجود آمریکا پایگاه‌های نظامی بریتانیا در خلیج فارس همواره برای این بوده که بدون اونها اتفاقاتی مثل جنگ ایران و عراق محصول همین بود دیگه اگر حکومت اگر انقلاب نشده بود و دولت ایران همچنان متحد آمریکا بود این اتفاقات نمیفتاد دیگه ولی الان میخوان میگن که ما دیگه بزرگ بشید دیگه خودتون از خودتون نگهداری بکنید دیگه نمیخوایم هزینه اینو بدیم بیاید با هم تجارت کنیم بیایم تجارت کنیم اما برای ما دیگه درد سر نسازید مسئله مهاجرت در اروپا یک بحران بسیار جدیست بسیار جدیست یکی از مهم‌ترین دلایلی که راست افراطی در اروپا پایگاه اجتماعی گسترده‌ای پیدا کرده و بخشی از قدرت سیاسی رو به دست گرفته مسئله مهاجرت و مسئله مهاجرت مجموعه عظیمی از مشکلات رو از آموزش گرفته تا مسائل اقتصادی نمی‌دونم یک چیز عجیب غریبی شده در اروپا و برای حل این مسئله شما دیدید که سوئد و کشورهای دیگه اعلام کردن اگر هر کس که پناهنده است و به اصطلاح در این کشور است ما بهش پول میدیم برگرده ی الان اروپا حاضره پول بده به پناهنده کسایی که پناهندگی شون پذیرفته که برگردن بازگشت پناهنده ها یه مسئله موضوع مهاجران یه مسئله مهمیه اگر اتفاق بیفته به خیلی از مشکلات اروپا کمک میکنه که کمتر بشه و از اون طرف به اصطلاح مسئله نفت هست که ی هر اتفاقی در خاورمیانه بازار نفت رو تحت تثیر شدید قرار میده و این با مخصوصا با شرایطی که در اوکراین به وجود آمد برای اروپا و آمریکا دیگه به اصطلاح قابل تحمل نیست الان بنزین در اینجا من ماشین ندارم ولی گاهی که میگذرم هر گالنی حدود ۹ه دلاره اصلا سابقه نداشت من وقتی اومدم آمریکا هر گالنی ی دلار و ۰ سنت بود هر گالنی میشه تقریبا کمتر از یه ذره کمتر از چ لیتر این افزایش بنزین در آمریکا حالا تصور کنید در ایالتهای مثل کلیفرنیا که خیلی باید گرونتر باشه اونجا همیشه گرونترین جاست در آمریکا این موجب شده که تورم در این سال‌های اخیر به شکل وحشتناکی بالا بره و اقتصاد دوران آقای بایدن یک اقتصاد وحشتناک بود و بسیار بر مردم سخت گذشت دلیل اینکه ترامپ رأی آورد درست به این دلیل بود که اونچه که از ترامپ مردم به خاطر داشتن اونها رو میبرد به سمت هر امید هر کسی هر کسی که جلو بود چه برسه به ترامپ که حالا بیزنسم م هست به هر حال میخوام بگم که اینها این جنگ‌ها و این درگیری‌ها و این بیثباتی ها مشکلات زیادی رو تولید کرده و بعد ایران مسئله ایران اینه که ایران خب به عنوان یک نظام توتالیتر همه نظام‌های توتالیتر اکسپنشن استن یعنی خواهان گسترش قدرت شون خارج از مرزها هستن خودشون روی دولت ملی تعریف نمیکنن بلکه ولی فقیه مسلمین جهانه میخوان آقای خمینی در یک سخنرانی گفت تا بانگ در سخنرانی ن در یک پیامش گفت تا بانگ لا اله الا الله و محمد رسول الله را بر بام جهان تنی نیفتند از پا نخواهیم نشست خب با همچین قدرتی که از زمانی هم که به وجود آمده اسلامگرایی در یعنی اسلامگرایی رو نه تنها جهانی کرده که به شکل غیر قابل تصوری خطرناک کرده یعنی بازار سیاه اسلحه اطلاعات نظامی و امنیتی در به روی کسانی باز شده که مطلقا عقل و شعور درست حسابی ندارن که از این سلاحها چه جوری استفاده کنن کسایی مثل حسی ها اگر شما بدونید که اونا در چه شرایطی زندگی میکنن اصلا دنیای امروز نمیشناسن و اگر این شمشیر در دست زنگی مست قرار بگیره اصلا معلوم نیست در دنیا چه اتفاقی خواهد افتاد میدونید که یمن شهر صنعا صنعا قدیم کهنترین شهر در تاریخ در همه در همه میان همه کشورهاست یعنی از این جهت که شهر مردم همون جوری در درش زندگی میکنن که هزار سال پیش زندگی میکردن ما نداریم همچین چیزی در دنیا خب یعنی کاملاً اینا آکند از هزار سال پیش تا الان تکون نخوردن خب با هم الان اگر اینا قرار باشه که موشک به دستشون بیفته بعد این موشک بدن به همسایشون نمیدونم وارد بازار قاچاق مواد مخدر بشن مث حزب‌الله و اینا یه چیز عجیب غریبی میشه پس جمهوری اسلامی رو باید یعنی باید مجبورش کرد که به خودش رو در قالب دولت ملی محدود کنه یعنی امکان یعنی شاخها شو بکنن که به کسی شاخ نزنه وگرنه اگه شاخ داشته باشه می‌زنه و این اتفاق افتاد یعنی الان شرایطی که به وجود آمده این هست که جمهوری اسلامی نمی‌تونه دیگه قدرتی رو که در طی ۴۰ سال به دست آورده بود از طریق قدرت نرمش از طریق به اصطلاح توسعه سلاحهای هستیش موشکی از طریق پشتیبانی از گروه‌های ضد دولتی و رادیکال خیلی وسایل مختلفی رو استفاده کرده بود برای اینکه توانایی به اصطلاح فرماندهی یک جبهه عظیمی رو علیه اسرائیل و علیه غرب داشته باشه این همه از بین رفت این چیزی که الان ما در ایران حس میکنیم که چقدر جمهوری اسلامی سرمایه مملکتو به باد داد چقدر با یک سماجت و به اصطلاح حماقتی سیاستی رو به کار برد که تمام من مملکت رو ۴۰ ساله گروگان گرفته این رو در نظر داشته باشید که در کشورهای عربی و در جهان اسلام آبروی ایران بیش از هر موقع دیگه رفت یعنی اتفاقی که با سقوط اسد افتاد پیامد هاش برای ایران بیش از حتی جنگ ایران و عراقه ایران و در جنگ جریان ایران و عراق ایران موفق شد که رهبری مبارزه علیه اسرائیل رو از دست صدام حسین بگیره چون صدام حسین بود که خودشو جانشین جمال عبدالناصر می‌دونست و مدعی بود که من چیزم دیگه من رهبر عرب هام خودش رو میگم قهرمان عرب‌ها می‌دونست و کسی که اوست که دشمن واقعی اسرائیل و حق فلسطینیها رو خواهد گرفت با جنگ ایران و عراق مخصوصاً حمله صدام به به کویت تمام داستان رو عوض کرد و آقای خامنه‌ای شد رهبر مسلمین جهان یعنی به اصطلاح توانست در کشورهای اسلامی و همین طور در میان بخش عظیمی از نیروهای چپ چپ غیر اسلامی منظورمه به عنوان پیشتاز پیشگام و پیشوای اسرائیل ستیزی و آمریکاستیزی شناخته بشه تمام این باد تمام شد تمام شد یک طرف سرکوب داخلیست که امروزه در کشورهای اروپایی برای اینکه نادیده بگیرن نقض حقوق بشر در ایران رو در ارتباطشون با دولت ایران بسیار مشکل دارن دیگه نمیشه راحت با ایرانی‌ها نشست باهاشون مذاکره کرد و به روی خودم نیاورد که شما در مملکت دارین چه بلایی سر مردم در میارین یعنی اتحادی اروپا یا آمریکا در هر گونه تعامل شون با ایران با با این مسئله نمیتونن مثل گذشته راحت برخورد بکنن بنابراین جمهوری اسلامی خیلی بیش از هر زمان دیگری درهای دیپلماسی به روش بسته است یا راهها براش بسیار دشوار شده و از طرف دیگه از نظر اقتصادی به شدت در شرایط بدی به سر میبره و تمام اونچه که ذرات خانه رو که طی ۴۰ سال به در اون انباشته بود و در ا سرمایه گذاری کرده بود همش منفجر شد با سقوط اسد نیروی اصلی مقاومت و موضع جایگاه کانونی ایران کاملا نابود شد و این گرانیگاه قدرت رو در خاورمیانه جابهجا میکنه ایران مخصوصا اگر آقای خامنه‌ای صحنه گیتی رو ترک بکنه ما میریم به سمت یک حکومتی که بسیار بیشتر از گذشته نظامی اس یعنی سپاه پاسداران و امنیتی ها قدرت رو به دست خواهند گرفت اما هم در داخل سعی میکنن که از نظر اجتماعی آسان گیرتر باشن یعنی بخشی از نظامی هایی به قدرت خواهند رسید که مسئله اصلیشون بازسازی اقتصادی کشور و ارتباط وارد وارد شده وروده در بازارهای جهانی و در حقیقت هدفشون پوله همین سپاهی های [موسیقی] فربه اهل مال اندوزی و ولع پول داشتن ایدئولوژی براشون خیلی مهم نیست و اونچه که براشون مهمه اینه که مثل نظامی های کشورهای دیگه که در حکومتها مثل خود هم اسد پدرش نظامی بود دیگه و صدام نظامی بود قذافی نظامی بود اینها مسئله شون ایدئولوژی به مفهوم جمهوری اسلامی نبود اصلا هیچی براشون مهم ن همین صدام حسین هم خودشو بعثی می‌دونست یعنی کمونیست می‌دونست وقتی هم که لازم میشد میرفت نماز میخون توی حرم امام علی عکس مینداخت یعنی هیچ پرنسیپ ندارن همین اسد که کاملا بیدینه یعنی درسته که از نظر خانوادگی به علوی ها تعلق داره ولی خودشون کاملاً هیچ چیز دینی ندارن ولی زمانی که قرار بود که یادم نیست سر چه موضوعی الان ولی امام موسی صدر یه فتوایی صادر کرد و ها سر یه مسئله بود که میخواستن باید کشورهای اسلامی درش شرکت میکرد ن و کشورهای اسلامی علوی ها رو و اساسا مسلمو علوی ها رو به مسلمونی قبول ندارن میگن اینا بیشتر یک فرقه بدعت گذار مسیحی مسیحی هم به مسیحیت قبول ندارن ولی اما موسا صد با فتوای امام موسی صدر علوی ها مسلمون شدن یعنی و در حقیقت میخوام بگم که هیچ گونه تعهد فکری و دینی ندارن اینها الان سپاه پاسداران و نیروهای نظامی و امنیتی حتی بش از روحانیت روحانیت مخصوصا به طرز غیر قابل باوری دچار فساد فکری هست و فساد مذهبی یعنی برای من گاهی دوستانی که در قم دارن با با من تماس می‌گیرن میگن که طلبه‌هایی که درس خارج میخونن مشروب میخورن طلبه‌هایی که درس خارج می‌خونن نمیدونم نماز نمیخونن گرس میکشن و این حرفا یعنی بی اخلاقی فساد اخلاقی و فساد به اصطلاح اعتقادی گسترش پیدا کرده در نهن جای روحانیت هم نفوذ کرده خب اینها حاضرن هر کاری بکنن هم حاضرن آدم بکشن هم حاضرن به خاطر منافعشون با هر از هر شیوه مشروع و نامشروع استفاده کنن بنابراین این محتملترین سناریو که با وضعیت جدید خاورمیانه هم خواهد خواند اینه که یک دولتی باشه که نظامی باشه که بتونه کنترل کنه امنیت داخلی رو و از شکلگیری ویروس بنیادگرایی و غرب ستیزی و اسرائیل ستیزی بدون جلوگیری کنه در عین حال روابطش م یعنی برای کشورهای همسایه خطر نباشه اگر نمیخواد روابط خیلی دوستانه‌ای داشته باشه جمهوری اسلامی برای تقریبا همه کشورهای همسایه براشون خطر بود دیگه به خاطر اینکه نیروهای بازیگران غیر دولتی رو تجهیز میکرد علیه دولت‌ها یعنی ثبات دولت‌ها رو با سازماندهی اقلیت مخالف به خطر مینداخت اگر چون این کار نکن از صدور انقلاب جلو چیز کنن صرف نظر کنن بعد هر کاری میخواد در داخل کش بکنه مثل عربستان گردن میخواد بزنه بزنه نمیخواد بزنه نزنه ولی هم مسئله اولش امنیت و ثبات منطقه است و بعدم وارد بازار جهانی بشید و حداقل بازار جهانی رو بی ثبات نکنید دچار نوسانات شکننده نکنیم این میشه در حقیقت اون چیزی که قرار هست و به نظر می‌رسه که هم در داخل خاورمیانه و هم نیروهای خارج از خاورمیانه دارن با همدیگه کوشش می‌کنن که به این سمت بره اما فکر می‌کنم که مسئله دموکراسی نه تنها مسئله دموکراسی که مسئله حقوق بشر در هم در خود این کشورها و هم برای دولت‌های غربی یک موضوع فرعی خواهد شد و مردم میشن مثل دبی مثل کویت ویت که میتونن تجارت کنن هر کاری دلشون میخواد بکنن ر رأی نمیدن یا ردن ریشون خیلی مهم نیست خیلی هم واقعیت اینه که اون تحقیقاتی که کردن مخصوصا بعد از بهار عربی نشون میده که اصلا چیز مسئله به نام آزادی و دموکراسی ابدا مسئله عمومی نیست مسئله اصلی اقتصاد هست و رفت نابرابری های اجتماعی این رو متفکران بسیاری قبلا گفته بودن منت تحقیقات میدانی که در این سالها انجام شده بیش از گذشته اینرو تایید میکنه مخصوصا شکست این انقلاب های سیاسی دیگه اوی هم که میخواستن انقلاب کنن پشت دستشون داغ خواهند کرد با این داستان سوریه به اصطلاح جامعه شبکهای اینترنتی هرچقدر که پیشتر میده به کنترل و مهار دولت کمک میکنه یعنی در خدمت اقتدارگرایی قرار میگیره و برای مردم فقط جنبه در چارچوب آزادی های فردی و فعالیت اقتصادی فقط کارکرد خواهد داشت و مثل شما در دبی تمام مکالمات تلفنی به شکل وحشتناکی کنترل میشه بسیاری از این به اصطلاح ادها اپ ها وجود نداره یا کاملا دچار اختلال هست م تلگرام نیست اونجا خیلی از اینا بسته است در نتیجه شهروندان همه دارن کنترل میشن تمام هتل‌ها کنترل میشه ولی خب دارن کار خودشونو میکنن و همین که میرن اونجا بیزنس میکنن و زندگی راحتی دارن و شاپینگ میکنن خیلی هم راضین مسئله شون از اصلا چیزی به نام دموکراسی نیست نهادهای مدنی غیر سیاسی میشن جامعه غیر سیاسی تر میشه یعنی پیوند اعضای جامعه با همدیگه بر اساس ارزش‌های مشترک سیاسی نیست اصلا آدمها با همدیگه رابطه دارن بر اساس یا ارتباطات خانوادگی و دوستانه یا بیزنس یا چیز اینطوری و غیر سیاسی شدن جامعه باعث میشه که جامعه خودش از بین بره دیگه در حقیقت مثل این میشه که شما یک چه میدونم ی قطاری هست پر مسافره پر پرن کنار همن ولی فقط در ی راهی با هم مشترکن هیچ نسبتی با همدیگه ندارن اصلا نگاهم نمیکنن همدیگه رو بیگانه با هم جامعه داره میره به سمت فرگمنت شن بیشتر پاره پاره شدن بیشتر و اصلا امکان نداره که اقتدارگرایی رشد کنه بدون اینکه جامعه تجزیه بشه و این خبر خوبی نیست برای مردم خاورمیانه برای اونا که میخواهند آزاد باشن و دوست دارن آزاد باشن ولی بخش عمده شون اصلا هیچ متأسف نیستن اگر زندگیشون از نظر اقتصادی و آزادی فر شون تأمین باشه به همین راضین و اصلا تجربهای هم ندارن که حسرت بازگشتش بخورن الان گاهی توی این رسانه‌ها میگن که مردم سوریه خیلی خوشحالن که برگردن به اون زمان گذشته زمان گذشته شونم جهنم اون جهنم گذشته بوده که تا الان به اینجا انجام میده دیگه هیچ موقع در کشورهای اسلامی چیزی به نام دموکراسی وجود نداشته غیر از حالا ترکیه و چیز از زمانی که استعمار تمام میشه به پایان می‌رسه همون قهرمانان مبارزه با استعمار تبدیل میشن به دیکتاتورهای مثل قذافی و صدام و نمیدونم جمال عبدالناصر و این حرفا بنابراین هیچ موقعی نبوده که اینها چیزی به نام زندگی دموکراتیک داشته باشن یا تجربه سیاسی به مفهوم دقیق کلمه داشته باشن من اینجا دیگه متوقف میشم و دوستان در کلاب هاس من در خدمت خدمتتون هستم در مورد دین هم این رو بگم دین نهادهای دینی به شدت قدرت پیدا خواهند کرد جریان‌های سلفی حالا همین شی شیعه‌ها میدونید که ما نسخه‌هایی از شیعه داریم که بسیار وحشتناکتر از جمهوری اسلامی یعنی میگن در جهنم مارهایی هست که آدم به م ار قاشی پناه میبره در ایرانها در ایران ما به اصطلاح کانون‌های مذهبی داریم کانون‌های روحانی داریم که اینها به شدت منتقد جمهوری اسلامی که چرا به اندازه کافی مذهبی نیست یعنی یک یه هوا از اینها متأسف تر و خطرناکتر اینترنت تجزیه جامعه نظام‌های اقتدارگرا به آزادی بیشتر اینها خواهد انجامد به خاطر اینکه اینها برای جامعه خطر دارن نه برای دولت دولت‌ها و م مثل الازهر که الان چنین هست مثل همین سوریه که اسدی که بعثی بود و هیچ تعلق و گرایش مذهبی نداشت روحانیت و نظام نهاد روحانیت با اسد تقویت شد سنی‌ها نهاد به اصطلاح روحانیت سنی و هر دو به بقای همدیگه کمک کردن یه کتابی هست اگر دوستان خواستن در این زمینه بخونن خیلی کتاب خوبیه آکسفورد چاپ کرده به نام رلی س سنی علما رولوشن از یعنی از زمان سر کار آمدن اسد تا بهار عربی و روابط اینها رو که ببینید و کارای دیگه که شده راجع به علما در سعودی و کشورهای دیگه خواهید دید که یک ارتباط بسیار تنگی هست بین نظام‌های اقتدارگرا و نهاد مذهب اینا هیچ کدوم آسیب نمیبینن اونچه که در این جوامع آسیب خواهد دید و ضعیف تر خواهد شد اینه که نیروی پیشروی سکولار و در حقیقت خواهان آزادی و دموکراسی اینها هم پایگاه اجتماعیشون بسیار ضعیف خواهد بود ب و هم اینکه امکان عمل بسیار کم خواهند داشت مثل الان در ایران وقتی که روشنفکرا یا دانشگاهی یا نویسنده‌ها جایی ندارن برن اونجا باهم د دور همدیگه جمع بشن یعنی مکان از اینها سلب شده وقتی که این حکومت‌ها روی کار هستن مکان فیزیکی رو در انحصار خودشون درمیارن و این این یعنی که شما هیچی ندارید هیچی امکان فعالیت ندارید امکان ارتباط ندارید و روشنفکرا در حقیقت در یک ناگزیر میشن به یک تبعید درونی تن بدن یا در خود اون کشورها به تبعید دورون تن بدن یا اینکه از اون کشورها بیان بیرون و جوون تراشون طبیعتا در کشورهای دیگه زندگی کنن و کار علمیش بکنن یک چیزیست که کمابیش هم به گذشتش میخوره این آینده و هم اینکه خود این مردم هم خیلی نشانه هایی که از از اونها میبینیم چیزی بیش از این نمیخوان یعنی دموکراسی و اینها رو برا خودشون یک یا اصلا نمیشناسن یا درد سر میدونن و تهدیدی برای منافعشون سپاسگزارم و در کلاب هاوس در خدمت شما هستم خسته نباشین آقای خرجی آقای کا