چرا حکومت‌ها دست به حماقت می‌زنند؟

سلام عرض می‌کنم خدمت دوستان گرامی امیدوارم که حال همگی خوب باشه در این جلسه من میخوام یه بخشهایی از کتاب تاریخ بیخردی از خانم باربرا تاکمن رو بخونم برای شما به ترجمه آقای حسن کامشاد این کتاب رو شما میت میتونید توی کانال تلگرام منم پیشو پیدا بکنید و بخونید امیدوارم که این جلسه یک انگیزهای برای خوندن همه کتاب در دوستان ایجاد میکنه مسئله این کتاب این هست که چرا حکومت‌ها تصمیم‌هایی میگیرن یا سیاست‌هایی اتخاذ میکنن که نادرست هست و بر اون سیاست ها اصرار میورزند و سیاست‌هایی که به هیچ وجه عاقلانه نیست و در نهایت به زیان اونها تمام میشه و این به هیچ وجه منحصر نیست در حکومت‌های که ما به اصطلاح استبدادی مینامیم بلکه در دموکراسی ها هم حکومت‌هایی که به ظاهر دموکرات هستن رهبرانی پیدا میکنن که اونها تصمیم‌های ناوخ ردانه میگیرن و منافع خودشون رو در حقیقت از بین میبرن من یه بخشی از این کتاب میخونم و بعد امیدوارم که دوستان تشویق بشن برای خوندن همه کتاب از دوستان خواهش می‌کنم که کانال یوتیوب من رو حمایت بکنن و به من کمک کنن که من برنامه های یوتیوب رو بیشتر ادامه بدم و بهبود ببخشم خب من از روی تاریخ بیخردی نوشته باربرا تاکمن و ترجمه حسن کامشاد می‌خونم برای شما در این کتاب اینطور آغاز میشه پیروی حکومت‌ها از سیاست‌های مغایر با منافع خویش یکی از پدیده‌های مشهود سراسر تاریخ صرف نظر از زمان و مکان است انسان ظاهراً در حکومت بیش از هر رشته دیگر فعالیت‌های بشری بی‌کفایتی نشان می‌دهد خرد که می‌توان گفت داوری بر پایه تجربه و عقل سلیم و اطلاعات موجود است در این رهگذر کمتر به کار می‌افتد و اغلب سرخورده و ناکام می‌ماند چرا زمامداران این همه بر خلاف عقل و منافع خردمندانه خویش عمل می‌کنند چرا شعور چنین به ندرت وارد کار می‌شود از اول شروع کنیم فرمانروایان تروا به هر دلیل که بگیریم می‌بایست بدگمان می‌بودند که حقه‌ای در کار یونانیان است پس چرا با وجود این آن اسب چوبی مشکوک را به درون باروی خود کشیدند چرا وزیران جرج سوم یکی پس از دیگری به جای آشتی و دوستی با مهاجر نشین‌های آمریکا آنها را زیر قهر و فشار گذاشتند مگر مشاوران به کرات یادآور نشده بودند که لطمه وارده بیشک فزون بر هر سود محتمل است چرا کارل دوازدهم پادشاه سوئد و ناپلئون و پس از آنها هیتلر با وجود بلایی که بر سر پیشینیان هر کدام آمده بود باز به روسیه حمله بردند چرا منون سوما سردار سپاهی شرزه و تشنه کاام و فرمانروای شهری ۳۰۰ هزار نفری دست بسته تسلیم چند صد تن مهاجم بیگانه شد حتی پس از آنکه مهاجمان آشکارا نشان دادند که بشرند نه خدا چرا چانکی چرا چانکی شک به نداهای هشداردهنده یا نداهای خاستار اصلاحات وقعی ننهاد تا از خواب که برخواست کشور دیگر از دست رفته بود چرا کشورهای وارد کننده نفت برای نفت موجود به رقابت می‌پردازند حالان کهه جبهه‌ای متحد با مستحکم در برابر صادر کنندگان کنترل وضعیت را به دست در برابر صادرکنندگان کنترل وضعیت را به دست آنها می‌دهد چرا در سال‌های اخیر اتحادیه‌های کارگری بریتانیا به وضع جنون آمیزی هرچند گاه یک بار کشور خود را به سوی وقفه کامل می‌کشند گویی خود را جزئی از کل نمی‌دانند و همین طور نمونه‌هایی رو میگه بعد میگه که بشر در همه زمینه‌ها جز حکومت شگفتی آفریده است در طول عمر خود ما وسایل ترک زمین و مسافرت به ماه را اختراع کرده در گذشته به باد و برق مهار زده سنگ‌های اسیر زمین را بر هم نهاده و کلیساهای جامع سر فلک کشیده ساخته از تارهایی که کرم به گرد خود می‌تند پارچه زربفت ابریشمین بافته آلات موسیقی ساخته از بخار نیروی محرک به دست آورده امراض را از میان برده یا مهار کرده دریای شمال را عقب رانده و بر وسعت خاک خود افزوده انواع موجودات طبیعی را رده بندی کرده و رازهای کیهان را گشوده است جان ادمز دومین رئیس جمهوری آمریکا اعتراف می‌کرد در حالی که همه علوم دیگر پیشرفت داشته است علم حکومت متوقف مانده و امروزه بهتر از ه یا ۴ هزار سال پیش اعمال نمی‌شود خب چرا حکومت‌ها درست تصمیم نمی‌گیرن و درست عمل نمی‌کنن میگه سوء حکومت چهار گونه است و اغلب آمیزه‌ای از هر چهار یک استبداد یا ظلم و فشار که تاریخ چنان آکنده از نمونه‌های مشهور آنه است که نیازی به ذکر شواهد نیست د جاه‌طلبی بیش از حد مانند جد و جهد آتن برای فتح سیسیل در جنگ پلوپونزی یا تلاش‌های فیلیپ دوم برای فتح انگلستان به اتکای ناودان جنگیش یا دو بار تکاپوی آلمان برای تسلط بر اروپا به پیروی از پندار خودساخته سیاست نژادی یا تقلای ژاپن برای تشکیل نوعی امپراتوری آسیایی ه بی‌کفایتی یا انحطاط مانند داستان امپراتوری روم باستان و آخرین تزارهای رومانوف روسیه و واپسین دودمان امپراتوری چین چ کار و بالاخره بی‌خردی یا اصرار در کج اندیشی این کتاب درباره تجلی ویژه‌‌ای از شق اخیر است یعنی پیروی از سیاست‌های مغایر با منافع مردم و کشور خود غرض از منافع هر آن چیزیست که به آسایش و سود مردم تحت حکومت می‌انجامد و مراد از بی‌خردی گز گزینش سیاست‌هایی است که نقض این غرض کنند در این بررسی سیاستی را نابخردانه خوانده‌ایم که واجد سه شرط باشد اولان که نه تنها از دید حال به گذشته بلکه در زمان خود ناقض غرض انگاشته شده باشد این مهم است چون هر سیاستی بر حسب آداب و رسوم زمان خود اتخاذ می‌شود چه خوش گفته است آن مورخ انگلیسی که هیچ چیز نامنصفانه تر از این نیست که درباره گذشتگان با اندیش ‌های کنونی داوری کنیم درباره اخلاق هر آنچه گفته شود خردمندی سیاسی قطعاً سیار و تغییرپذیر است برای احتراز از داوری بر مبنای ارزش‌های امروزین باید طرز فکر آن زمان را دریابیم و فقط در وقایعی تحقیق کنیم که زیانباری آنها به حال منافع و مصالح مردم بر معاصران آشکار بوده است دوم اینکه باید راه دیگری سوای آنکه پیموده شده وجود می‌داشته است شرط سوم این است که برای رهایی از مشکل شخصیت سیاست مورد بحث باید متعلق به گروه باشد نه یک فرد حکمران و از طول عمر سیاسی یک نفر تجاوز کند سوء حکومت یک پادشاه یا یک جبار آنقدر رایج و فراوان است و آنقدر جنبه شخصی دارد که شایان پژوهش عمومی نیست حکومت جمعی یا توالی ف فرمانروایان در یک مقام مثلاً مورد پاپ‌های رنسانس مسئله مهم‌تری را پیش می‌آورد واقعه اسب ترا که به زودی بررسی خواهد شد استثنایی است بر شرط طول زمان و واقعه رهب عام استثنایی بر مقتضیات گروهی اما هر یک چنان نمونه مشهوری است و آنقدر در عان تاریخ مدون حکومت رو داده که نشانگر عمق رسوخ پدیده بی ختی اس خب انقلاب فرانسه نمونه بزرگ حکومت مردمی بود ولی دیری نپایی به محض آنکه مدیری توانا پیدا کرد به خود سالاری سلطنتی بازگشت رژیم‌های انقلابی ژاکوبن ها و هیئت مدیره آنقدر قدرت به دست آوردند که توانستند مخالفان داخلی را از ریشه برکنند و دشمنان خارجی را شکست دهند اما نتوانستند طرفداران خود را چنان سامان دهند که از عهده حفظ نظم داخلی و تأسیس یک دستگاه اداری لایق و یا جمع‌آوری مالیات برآید نظم نوین را در واقع لشکرکشی‌های بناپارت و مالاً کارایی او در اداره امور نجات داد چه با نایم جنگ‌های خار چه با نائم جنگ‌های خارجی خزانه را انباشت ناپلئون مأموریت مأموران دولت را بر طبق اصل ارتقا بر پایه استعداد یعنی هوش و همت و پشتکار و اطاعت برمی‌گزیند این سیاست مدتی موثر افتاد تا آنکه او هم قربانی کبر و نخوت شد و بر اثر بلندپروازی‌های بیش از حد خود را نابود کرد ممکن است بپرسید از آنجا که اصرار در کژاندیشی یا در بی‌خردی جزء فطرت آدمیست آیا می‌توان از حکومت‌ها انتظار دیگری داشت چیز نگران‌کننده آن است که بی‌خردی حکومت اثر بیشتر بر شماری بیشتر می‌گذارد تا بی‌خردی های فردی از این رو حکومت‌ها وظیفه سنگین‌تری دارند که بر طبق عقل و خرد رفتار کنند این درست ولی بشر که از دیرباز به این امر آگاه بوده است پس چرا همنوعان ما احتیاط به خرج نداده‌اند و حفاظی در برابر آن نیفا شهان البته تلاش‌هایی در این زمینه شده است نخستین کوشش کوشش پیشنهاد افلاطون بود که طبقه‌ای را برگزینیم و از میان افراد آن دولتمردان حرفه‌ای تربیت کنیم بنابراین طرح افراد طبقه حاکم در هر جامعه عدالتخواه باید مردانی باشند از بین فرزانگان و خردمندان که در فن حکمرانی کارآموزی کرده‌اند افلاطون می‌دانست که چنین کسانی طبیعتاً اندک شمارند و لذا معتقد بود که باید ایشان را از طریق اصلاح نژاد برآورد و پرورد او می‌گفت حکومت هنر ویژه‌ای اس که صلاحیت در آن مانند هر پیشه دیگری فقط با آموزش به دست می‌آید و جز این راهی ندارد راهکار دست نیافتنی اما زیبایی که او اندیشیده بود پادشاهی فیلسوفان بود خشک مغزی منشأ خودفریبی است و در حکومت نقش بسیار بزرگی دارد و عبارت است از اینکه اوضاع و احوال را بر مبنای تصور ورات ثابت و پیش‌ساخته ارزیابی کنیم و علائم و قرائن مخالف را نادیده بگیریم یا مردود بشماریم و و به پیروی از آرزوهای خود عمل کنیم و واقعیت‌ها را گردن ننیم اساره خشک مغزی را یکی از مورخان در گفته‌ی درباره فیلیپ دوم پادشاه اسپانیا و سردسته تاجداران یک دنده و خشک مغز بیان کرده است تجربه هیچ تجربه هیچ شکستی ایمان او را به برتری ذاتی سیاست خویش سست نمی‌کرد در حقیقت هر سیاستی که با تجربه‌های شکست عوض نشه تبدیل میشه به سیاست احمقانه هر سیاستی که در عمل شکست خورد اگر شما ادامش بدین اون سیاست احمقانه خواش خب از مواردی که تاکنون بیان شد این اصل نتیجه می‌شود که بی‌خردی زاده قدرت است از تکرار مکرر گفتار لرد اکتر همه می‌دانیم که قدرت فاسد می‌کند اما کمتر توجه داریم که قدرت بی‌خردی نیز می‌آورد و قدرت آمرانه اغلب باعث نقص تفکر می‌شود و هرچه اعمال قدرت افزایش یابد احساس مسئولیت در قبال آن بیشتر رنگ می‌بازد احساس کلی مسئولیت در اعمال قدرت بدین معناست که باید تا حد امکان عاقلانه در جهت منافع کشور و شهروندان حکومت کرد یکی از تکالیفی که باید در این رهگذر به جا آورد هوشیار و مطلع ماندن است و نیز به اطلاعات توجه کردن و رأی و ذهن را باز نگه داشتن و در برابر افسون موزیانه خشک مغزی مقاومت ورزیدن اوج هنر حکمرانی این است که ذهن چنان باز باشد که دریابد فلان سیاست به جای سود زیان می‌آورد و شخص اعتماد به نفس لازم را داشته باشد که به این امر اعان کند و عقل کافی که مشی پیشین را وارونه گرداند آنچه بی‌خردی یک سیاست را محرض می‌کند نتیجه آن نیست سوء حکومت در دراز مدت همواره زیانم به حال مردم است ولی ممکن است نظام را موقتاً نیرو ببخشد سوء حکومت وقتی بی‌خردی محسوب می‌شود که در سیاستی آشکارا غیرعملی یا بی‌ثمر احمقانه لجاجت ورزیم و لابد نیازی هم به گفتن نیست که مسبب بررسی حاضر وفور این مشکل در زمانه ماست خب این نمونه‌های تاریخی زیادی رو بیان میکنه که من نمیخوام واردش بشم تا میاد به داستان جنگ آمریکا با ویتنام می‌رسه من فقط یک تکه دیگه رو از این کتاب می‌خونم و صحبتم رو پایان میدم میگه رکود یا جمود فکری یعنی اینکه فرمانروایان و سیاست‌گذاران اندیشه‌ها و تصوراتی را که از آغاز داشته‌‌اند هم همانطور ثابت و دست ناخورده نگاه دارند کشتزاری بارور است برای بی‌خردی مسما نمونه مهلک و تأسر انگیز این نقیصه بود به قول سقه هنری کسینجر رهبران حکومت فراسوی معتقدات که با خود می‌آورند چیزی نمی‌آموزند و مادام که بر سر کارند از همان سرمایه فکری تغذیه می‌کنند پند گرفتن از تجربه مقوله‌ای اس که تقریباً هیچگاه به کار بسته نمی‌شود چرا تجربه آمریکا در چین یعنی نتیجه حمایت از دار و دسته نا محبوب در ویتنام درس عبرت نشد و تجربه ویتنام درس عبرت در ایران و چرا هیچ‌کدام از درس‌های فوق سبب نشده است که دولت کنونی ایالات متحده که این مربوط به سال ۱۹۸۴ است در ال سالوادور این همه حماقت قط نکند سمال کل ریج و اندوه گفت اگر بشر می‌توانست از تاریخ پند گیرد چه درس‌ها که تاریخ به ما نمی‌داد ولی شهوت و حزب بازی جلوی چشممان را می‌بندد و روشنایی تجربه فانوسی است در عقب کشتی که فقط بر موج‌های پشت سرمان می‌تابد تشبیه زیبا ولی پیام گمراه کننده است چون در پرتب موج‌های پشت سر است که می‌توان کیفیت موج‌های پیش رو را دریافت جمود فکری در مرحله نخستین اصول و حدود هر مسئله سیاسی را مشخص می‌کنند در مرحله دوم وقتی ناهماهنگی و ناکامی پدیدار می‌شود اصول اولیه بیشتر تسب می‌یابد این مرحله‌ای است که اگر فرزانگی و خردمندی در کار باشد بازبینی و بازاندیشی و تغییر مسیر هنوز امکان‌پذیر است اما در بیغوله کی توان گوهر یافت جمود و تسلف به مایه گذاری بیشتر و ضرورت حفظ غرور می‌انجامد و سیاست مبتنی بر خبط و خطا تکسیر می‌یابد و عقب‌نشینی محال می‌شود هرچه مایه گذاری فزون‌تر و درگیری غرور بیشتر دست کشیدن دشوارتر در مرحله سوم پیگیری اقدامات عس زیان را بیشتر می‌کند تا آنکه سرانجام سقوط ترا و برگشت خلایق از دستگاه پاپ و از دست شدن یک امپراتوری در آن سوی اقیانوس اطلس و سرافکندگی تمام ایار در ویتنام حاصل می‌شود معزل در پافشاری بر خبط و خطاست دولتمردان در سراشیب کجراه همچنان پیش می‌روند گویی جادوگری آنها را مسهور کرده است و گام‌هایش را هدایت می‌کند در ادبیات باستان جادوگران مسبب لغزش بشرند ولی آزادی و اختیار کجا رفته است مگر اینکه ضمیر ناهشیار را در روانکاوی فروید جادوگر نوین بشمریم یکی از مورخان هواخواه جان اف کندی نوشت که وی چاره دیگری نداشت فرمانروایان نیز هر سیاست بد یا اشتباه خود را به همین بهانه توجیه می‌کنند اما دو شق هر چقدر هم یکسان نمایند انتخاب برای تغییر یا قطع سیاست زیانبار پیوسته و وجود دارد به شرط آنکه سیاست‌گذار شهامت اخلاقی بهره‌گیری از آن را داشته باشد سیاست‌مدار اسیر تقدیر یا دستخوش هوس‌های خود سیاستمدار اسیر تقدیر یا دستخوش هوس‌های خدایان حمری نیست با این حال بازشناخت خطا و جلوگیری از زیان و جلوگیری از زیان بیشتر و تغییر خط مشی مشکل‌ترین کار در حکومت است ازان به به اشتباه برای سران دولت‌ها تقریباً محال است بدبختی آمریکا در دوره جنگ ویتنام آن بود که رؤسای جمهوری داشت که رؤسای جمهوری داشت فاقد اعتماد به نفس کافی برای خروج بزرگ باز می‌رسیم به سخن برک که گفت بزرگواری در سیاست اغلب فرزانگی راستین است امپراتوری بزرگ با مغزهای کوچک جور در نمی‌‌آید مهک تمیز لحظه ست که پافشاری در اشتباه خودآزار می‌شود مکی وی می‌گوید شهریار باید همواره بزرگ‌ترین پرسن و شکیب ترین شنونده حقیقت در مورد اموری باشد که راجع به آنها پرسیده است و اگر دید که کسی در بیان حقیقت به او تعلل می‌ورزد باید به خشم آید حکومت نیازمند پرسند گان بزرگ است سرپیچی از نتیجه‌گیری از قرائن منفی در کتاب ۱۹۸۴ جورج اورول ایست جرم خوانده شده است به نوشته اورول ایست جرم یعنی توان توقف ریضی در آستانه هر اندیشه خطرناک از این مقوله است قدرت در نیافتن یاس‌ها درک نکردن لغزش‌های منطقی بد فهمیدن ساده‌ترین بحث‌ها و ملول و دلگیر شدن از هر اندیشه‌ای که قادر است در جهت بدعت سیر کند ایست جرم خلاصه یعنی حماقت حمایتی مسئله این است که آیا و چگونه یک کشور می‌تواند در سیاست‌گذاری از حماقت حمایتی محفوظ بماند که این خود منجر به پرسش دیگری می‌شود آیا آموزش حکمرانی امکان‌پذیر است آیا طرح افلاطون طرح افلاطون که هم پرورش نسل و هم تعلیم و تربیت را شامل می‌شد هیچ‌گاه آزموده نشد تلاش چشم‌گیر یک فرهنگ دیگر یعنی تربیت دیوان سالاران یا مدرنها برای مشاغل دیوانی نتیجه چندان درخشانی نداشت حال که از قدرت چیره جاه‌طلبی و فساد احساسات آگاه شدیم در جستجوی خود برای حکومت فرزان تر ای بسا بهتر باشد که ابتدا در سدد آزمودن سیرت و شخصیت برایم و شهامت اخلاقی را محک قرار دهیم آتین می‌گوید عزم و رشادت ولی نه عزم و رشادت برخواسته از جاه‌طلبی بلکه از آن نوع که فرزانگی و عقل در روح سامانم می‌ش نشاند لازم است لیلی پوتی ها در گزینش اشخاص برای کارهای دولتی معیاری این‌چنین داشتند بنابر گزارش گلیور به حسن اخلاق بیشتر اهمیت می‌دهند تا به توانایی‌های زیاد چون معتقدند که بشر حکومت لازم دارد و لذا نیت پروردگار هیچ‌گاه این نبوده که اداره امور همگانی را به صورت یکی از اسراری درآورد که تنها چند فرد نابغ به درک آن نایل شوند که هه نفرشان هم به ندرت در یک عصر به دنیا می‌آیند به گمان آنها راستگویی و عدالت و خویشتنداری و خصلت‌های همسان در توان هر انسان است و به جز مواردی که معلومات اختصاصی ضروریست با کاربرد این فضایل و نیز حسن نیت و تجربه هر کسی شایستگی خدمت به کشور خود را پیدا می‌کند شاید که این فضایل به راستی در توان هرکسی باشد ولی در نظام ما در آمریکا به هنگام انتخابات این‌ها راه به جایی نمی‌برد اینجا پول و جاه‌طلبی بی‌امان است که کارگر می‌افتد مشکل احتمالاً بیش از آنکه تعلیم افراد برای حکومت کردن باشد آموزش رأی‌دهندگان است برای تشخیص و ارج گذاری به راستی و درستی و طرد جنس تقلبی انسان‌های بهتر شاید در زمان‌های بهتر بار می‌آیند و شرط حکومت خردمندانه البته پرورانید جامعه پویاست نه جامعه رنجور و سرب به گریوان اگر سخن جان ادمز راست باشد که می‌گفت زمامداری امروزه بهتر از ه یا ۴ ساله امروزه بهتر از ۳ یا ۴ هزار سال پیش انجام نمی‌‌شود منطقاً نباید انتظار بهبود زیاد داشت فقط می‌توان مانند همان ه یا ۴ هزار سال گذشته در میان دوره‌های جلال و دوره‌های زوال دوره‌های مجاهدت و دوره‌های جهالت کارها را به نحوی سر سابان بسیار خوب من سپاسگزارم از دوستان خانم فروغ سلام عرض می‌کنم خدمت شما سلام از من آقای خلجی خسته نباشید منو لطفاً مدرات می‌کنید ببینم که کسی دست بلند کرده یا نه بله من یه ۱۰ دقیقه در خدمت دوستان هستم آقای خرجی پرسیدن کتاب رو لطفاً مجدد معرفی میکنید بله کتاب هست تاریخ بخردی از ترا تا ویتنام نوشته خانم تاکمن و ترجمه حسن کامشاد و چاپ انتشارات کارنامه است نشد کارنامه در تهران بله سلام عرض مکنم خدمت همه دوستانی که در یوتیوب نوشتن خیلی ممنونم دوستی نوشته که توضیح بدید من جلسات دیگه توضیح میدم ولی این جلسه فقط برای این بود که با این کتاب آشنا بشین و اگر من همه کتابو نمیخونم بخشهایی رو خوندم که شما واقع کتاب بخون سلام بر آقای سعید و دوستان دیگه بله اگر کسی دوستی صحبتی نداره پس من با دوستان خداحافظی می‌کنم و در یک فرصت دیگه باز در خدمت دوستان هستم در کلاب خاستم کسی سوالی مطرح نکرد متشکرم از همه دوستان تا نوبت دیگه