مهاجران و پناه‌جویان افغانستانی در ایران: افسانه‌ها و واقعیت‌ها

عرض می‌کنم سلام عرض می‌کنم بر دوستان گرامی در یوتیوب بسیار سپاسگزارم از دوستان من عذر میخوام بابت دیروز که مشکل اینترنت و این بساطا بود و میشد ما از طریق یوتیوب پخش بکنیم و اونچه که در کلاب هاس هم گفتیم متأسفانه ضبط نشد در نتیجه امروز بحث رو دوباره مطرح می‌کنیم خب طبیعتاً یک بخشی از بحث‌ها راجع به این موضوع تکراری خواهد بود از جانب من اما دوستانی هستن که می‌تونن نظراتشون و دیدگاهش و و دانشش رو با ما در میان بگذارن و به قنا بحث بیافزایند در کلاب هاوس هم هستیم در کلاب هاس آقای بهرام محمدی با ما هست و ایشون کسی هست که در زمینه به اصطلاح کار با سازمان ملل تجربه دارن و در زمینه پناهندگان و دیروز هم لطف کردن راجع به کنوانسیون ژنو و نکته‌های دیگه‌ی خیلی روشنگری کردن و من از ایشون یعنی بار دیگه بهشون سلام می‌کنم و خواهش می‌کنم که صحبتشون بفرم پیش از اینکه ما صحبت بکنیم سلام به همگی همین طور که ایشون فرمودن من من کارمند صلیب سرخ هستم سال‌هاست تو زمینه پناهندگی حمایت باید بگم مسلماً حمایت و کمک به پناهندگان قانونی یا غیر قانونی اص مهم نیست کمک به انسان کار می‌کنم در زمینه شخصی هم همین جور هست بده سعی می‌کنم که کمک کنم به پناهندگان و الزاما اینها ایرانی یا فارسی زبان حتما نیستن فقط پناهنده پناهجو و قانونی غیر قانونی اومدنش م موضوع ما نیست اینا پناهجو تو بحث قبلی که کاملاً آقای خلجی هم صحبتهای خیلی مفیدی گفتن میخوام فقط یک مسائلی رو به طور کلی بگم که وقت شما رم نگیرم یکی اینکه ایران جزو کنوانسیون حقوق بشر هست این رو قبول کرده از زمان شاه قبول کرده تمام کنوانسیون حقوق بشر رو امضا نکرده اما بخشی در مورد پناهندگان مهاجران کمک به مسائل حقوق درص پناهجویی در منطقه رو قبول کرده کمک‌هایی از سازمان ملل می‌گیره این کمک‌ها باید بگم صادقانه بگم برای هیچ کشوری کامل نیست کافی نیست اما توجه داشته باشید که پناهجویان افغانی وقتی وارد ایران میشن مث آلمان اینا وارد مثلا یک هایی نمیشن غیر قانونی باز اینو تذکر می‌کنم که اکثر پناهش غیر قانونی وارد کشورها میشن و پولی نمیگیرن غذایی نمیگیرن و ملزم به این هستن که در اون هایین بمونن بهشون کمک‌های مختلفی میشه از نظر بهداشتی کاملا تحت پوشش قرار میگیرن هر عملی داشته باشن هر مداوای داشته باشن مجانا انجام میشه باید باز اینو بگم که کشورهایی مثل آلمان فرانسه سوئد و کشورهای قدرتمند اروپایی این‌ها هیچ کمکی از ح نمی‌گیرن بلکه جزو کمک کنندگان هستند به ارگان ارگان‌های جهانی همچون صلیب سرخ و کشورهایی مثل ایران اینا پولی دریافت نمی‌کنن اینو محس اطلاع میگم چون شنیدم ب پناهنده ها میگن که آلمان مثلاً پول می‌گیره داره پولی که به ما میده این پول خودش نیست نه اینجور نیست آلمان کمک می‌کنه آلمان هیچ پولی نگ بخشی از کمک‌هایی که به سازمان بلند می‌کنه از سند کمک‌های بشر دوستانه اتحادی اروپا میکنه و سازمان ملل هم می بگذریم افغانی که با ایران میشن اینها کمکی نمیگیرن به یمی نمیدن اینا در شهر پخش میشن و باید خودشون گلیمش از آب بکشن بخشی از اینها وارد بازار کار ایران میشن خب حالا سیاه و سفیدش ما در ایران زیاد موضوع ما نیست مثل اروپا اما باید توجه داشته باشید که طبق آماری که خود دولت ایران میده حدود ۱۵۰ تا ۲۰ هزار نفر ما خروجی داریم از ایران همه اینا الزاماً دانشمند و مهندس و اینها نیستن بعضیا اصلا بیکارن بعضیها هیچ کاری هم نمیکنن خونه مامان به قول معرو اینها از ایران خواج در ای نیرو کارن ما در قبال این خروج باید یه ورود داشته باشیم برای بازار کار ایران همین بازار کار خراب ایران و در ضمن کمک‌هایی که ایران میگیره الزا من نمیخوام نمیخوام پیشبینی کنم نمیخوام بر اساس من بر اساس تجربت خودم حرف می‌زنم بر اساس نگرش خودم حرف میزنم ایران اگر آمار بالایی توجه داشته باشید بالای یا بده نسبت به آمار واقعی بنابراین کمک‌هایی که از سازمان ملل و سازمان‌های جهانی می‌گیره برای کمک بیشتر خواهد شد کمک‌هایی که داده میشه به ایران در قبال پناهجویان غیر ثبت نام شده نیست در بنا بر کسانی که ثبتنام میشن یعنی یه تعدادی مثلاً ۲ میلیون ه میلیون بر اساس اینا بسته‌های استفاده مثل مسواک و غذا کمک‌هایی در مورد آموزش بهداشت تحصیل داده میشه به اینها که متسفانه تا چند سال پیش میدونید که بچه‌های افغانی مدرسه هم نمیتونستن برن و این چند سالیه که آزاد شده متأسفانه حالا بگذریم از اینم بذار طبق آمارهایی که صحبت میشه گفت خود وزارت کشور ایران ما همش تو ی چیزی حود ۵ میلیون تا ۶ میلیون داریم از نظر سازمان ملل و سازمان‌های جهانی همین آم رو حدوداً این‌ها قبول کردن اما توجه داشته باشید که بسیاری ره گذرن از ایران طبق آمال خود اگه شما تعداد زیادی می‌بینید مثلاً در تهران چون خود صاح وزارت کشور داره میگه حدود ۵۰ از کسانی که وارد ایران شدن در استان مرکزی به دلیل خب امکانات به دلیل کار و اینا وارد شدن ولی آمارهایی که شما مردم به طور عادی میگن که هیچ پایه‌ای نداره ولی خود دولت وقتی صحبت از ۵ میلیون می‌کنه وزیر کشور ۵ میلیون می‌کنه یعنی شما باید چیزی رو قبول کنید دیگه با بالا پایین در ضمن اینکه فراموش نکنید تعداد هرچی بالاتر باشه ثبت نام این پناهندگان میزان کمک بالاتر میره در ضمن اینکه نیروی کار هستن کارهایی که اینا می‌کنن به طور مشخص در زمینه‌های خیلی سخته یعنی حفاری‌ها معادن ساختمانی شما به استان خراسان اگر برید با سازنده‌ها صحبت کنید در همین روزایی که دارن این آمارها رو میدن چون من صحبت کردم صحبت کنید با یک کس که آشنا داره ساختمان‌سازی می‌کنه مشکل کارگر افغانی دارن با تمام این داستان‌ها من خواستم در مجبو بگم وضعیت چگونه است وضعیت پناهندگی چگونه هست اصلاً وارد مسائل احساسی نمیخوام بشم به اساس حقوق بشر و اساس اینکه ما ما انسان‌ها و انسان‌ها باید کمک کنن و در ضم فقط یک جمله میگم که این‌هایی که به گذشته آریایی خیلی حرف و اعتقاد دارن و خون آریایی و سپاه بزرگ شکست ناپذیر کورش و داریوش همین افغانی‌ها در آن سپاه بودن عرب‌ها در سپاه بودن رامنه در سپاه بودن و ایران فقط اون ۳۰ فارس زبان یا قوم فارس نبودن تاریخ پرافتخار شما آقایونی که اعتقاد دارید به خون آریایی با تمام این لشکریان است در ضمن اینکه در جنگ ایران و عراق افاغنه تونستن پشت چپ‌ها به کمک‌های تدارکاتی ما کمک کنن حتی در زمینه پزشکی این آمارها وجود داره در خود ایران پس بنابراین بی انصاف نباشید و کمی دوستانه و انسانی به مسائل نگاه کنید موفق و معید میشید سپاسگزارم آقای بهرامی اجازه بدی من یه سؤال از شما بپرسم آیا سازمان ملل خودش آماری منتشر میکنه راجع بهه صحبتی ن آقای خلجی اگر صحبت میکنید ماتون بست بله بله من سپاسگزارم از شما آقای محمدی عزیز من سوالم اینه که یه سؤال اگر ممکن باشه بکنم ازتون آیا سازمان ملل آماری منتشر میکنه از به اصطلاح شمار پناهجویان یا پناهندگان در کشورهای مخ متلف از جمله در ایران ببینید آماری که سازمان ملل و ارگان‌های سازمان ملل بالاخص حلی سر جهانی من می‌تونه که بگه بر اساس همون چیزی که گفتم یعنی آماری که ثبت شدن یعنی پناهندگانی که وارد شدن و باز میگم قانونی غیرقانونی بحث ما نیست وارد شدن و ثبت شدن که در قبال این اسامی کمک‌هایی از طریق ارگان‌های جهانی و ساز ملل به ایران داده میشه این آماری که الان در سایت‌ها و در به قول معروف به قول چی بهش میگن در این داکمن تها وجود داره اینه که در ایران حدود ۵ میلیون افاغنه هستن که د میلیون یک و نیم تا د میلیون رسماً بودن از زمان جنگ از حمله روسیه به افغانستان و امروز به دلیل جنگ و مسائل طالبان و اینا ی حوش ۵ میلیونو قبول کردن یعنی ما میتونیم بگیم که ایران خودش هم رسماً ۵ میلیون رو ثبت نام میتونه کرده باشه وقتی اعلام میکنه اینها شامل مهاجران قانونی هم میشن دیگه یعنی همشون که غیرقانونی نیستن یعنی نه منم میگم همینو اصلا اون چی که سازمان اعلام میکنه بر اساس قانونی که نه نظر ورود از نظر که اینا اومدن خودشونو معرفی کردن به پلیس ایران به دار این کمپ هایی که وجود داره تو مناطق مرضی و اینا گفتن آقا ما از افغانستان اومدیم ثبت نامشون کردن بهشون یه بسته دارن تو صابون بوده مثلا شا ن نه نه من منظورم اینه که کسایی که شما وقتی میگین از کسای که از مثلا از دوران جنگ ایران و عراق اومدن و از اون دوران اینها تونستن اقامت بگیرن خیلیاشون دیگه یا اقامت بگیرن یا یعنی شیعیان بله شیع بنابراین وقتی ۵ میلیون صحبت می‌کنیم یعنی این شامل مهاجرانی میشه که اقامت گرفتن حالا یا پناهندگی گرفتن یا اقامت گرفتن و کسانی که پناهجو هستن در بله بله بله دقیقاً ولی کسانی که گذری از ایران میان یا ترس دارن مسلماً نمیدونن خودشونو معرفی کنن چ هیچ قاعده‌ی وجود نداره در اینکه اینها رو برگردونن حالا به هر مسئله که باشه ولی شما بهتر میدونید که هیچ قاعده پاکستان م این مسئله رو قبول کرده اما داره به این شکل وحشیانه افغانیها رو از پاکستان اخراج میکنه ب بسیار سپاسگزارم از شما خیلی لطف کردید آقای محمدی سپاسگزارم خواهش می‌کنم گوش می‌کنم از قربان شما من سلامو دوباره عرض می‌کنم خدمت همه دوستان در کلاب هاس و در یوتیوب و بحث امروزمون همونطور که گفتم بحث دیروز هست منتها به دلیل کهه ما نتونستیم ضبط کنیم دوباره برگزار میکنیم و امیدوارم که دوستان نظرات و دیدگاه هاشون رو با ما در میان بگذارن تا بتونیم به جنبه هایی از بحث که دیروز بهش نتونستیم اشاره کنیم اشاره بکنه من در صفحه کلاب هاس یک کتابی رو به اصطلاح پین کردم که یکی از مهمترین کتابیست که در زمینه فلسفه مهاجرت منتشر شده برای اینکه اشاره کنم به اینکه فلسفه مهاجرت یا فیلاسوفی ایگری شن یک شاخه‌ی است از شاخه‌های فلسفه سیاسی امروز و خیلی بحث مفصلی اس و من امروز قصد ندارم که بحث رو از نظر فلسفی پیش ببرم ولی خواستم فقط این نکته رو بهش اشاره بکنم که دوستان بهش توجه بکنن ولی در آینده بسیار نزدیک شاید حتی بیش از یک جلسه دو سه جلسه راجع به فلسفه صحبت خواهیم کرد به خاطر اینکه مهاجرت مسئله فقط افغانستانی‌ها نیست بلکه مسئله جهانیست از جمله مسئله ما ایرانی‌ها و ما ایرانی‌ها یکی از مهاجر ترین کشورهای جهان هستیم که در حال جنگ نیست الان و میزان مهاجرت از ایران در به یه شکلیست که گویا در ایران حالت جنگی وجود داره و بنابراین مسئله مهاجرت که مسئله عمومی اس من در آینده نزدیک دو سه جلسه راجع به فلسفه مهاجرت صحبت خواهم کرد بحث رو از نظر فلسفه پیش خواهم برد منتها امروز ما می‌خوایم به جوانب اجتماعی و سیاسی و فرهنگی قضیه بپردازیم مخصوصاً دیروز من راجع به فرهنگ سیاسی ما ایرانی‌ها صحبت کردم که چه معایبی داره و نوع نگاه ما به مهاجران به طور کلی در ایران و به طور خاص به مهاجران افغانستانی چه چیزی درباره خود ما میگه یعنی این طرزی که ما رفتار میکنیم با افغانستانی‌ها طرزی که ما نگاه میکنیم به افغانستانی‌ها خیلی از واقعیت‌های تلخ و زشت رو درباره ما ایرانی‌ها آشکار میکنه من عرض کردم که بحث اصلا نژاد پرستی و اینا رو بذاریم کنار به خاطر اینکه تجدد متأسفانه در ایران مدرنیزم در ایران با یک ناسیونالیسم فاشیستی همزاد هست این ناسیونالیسم فاشیستی شما در صادق هدایت میبینید در بسیاری از پیشروان تجدد میبینید و در عصر پهلوی هم خب همچین چیزی تبلیغ میشد دیگه یک ایرانی که عرب نیست و تازی نیست و نمیدونم اینجور چیزا به هر حال در اون زمان نژادپرستی یک سکه رایج بود در دنیا و ولی الان ما نژادپرستی به اون معنا شاید نداشته باشیم گرچه رگه‌هایی ازش هست شما اگر مخصوصاً فیلم‌ها و سریال‌ها و گاهی کلیپ‌های موسیقی که سازمان اوج مال متعلق به سپاه پاسداران منتشر می‌کنه رو ببینید می‌بینید که حتی جمهوری اسلامی دامن می‌زنه به عرب ستیزی و به بیگانه ستیزی آقای یک همین آقای محسن چاووشی هم که یکی از خوانندگان پاپ محبوب ایران هست یک کلیپی داره که اوج منتشر کرده و کاملاً ضد عرب هست با اینکه خودشم فکر کنم بچه خوزستان باشه به هر حال چنین چیزی هست ما عرب ستیز هستیم ما ترک ستیز هستیم ما این جور گیر گرفتی نژادی رو نژاد پرستانه رو داریم ولی اونچه که مهم هست ما دیگر ستیزی این دیگر ستیزی دیگه فراتر از این نژاد و اون نژاد هست یعنی همونطور که من دیروز اشاره کردم و الان مختصر فقط ازش میگذرم ما در زمان جنگ هم با کسانی که هموطنانی که در مناطق جنگی بودن در جنوب ایران در غرب ایران ما کاملاً به عنوان بیگانه با این‌ها برخورد کردیم یعنی با هموطنان خودمون بسیار بسیار شرم‌آور برخورد کردیم و نام جنگ زده رو برا نامی داشتیم و کسانی که در اون دوران آسیب دیدن خاطرات بسیار تلخی دارند از اون اون دوران و شیوهی که حتی گاهی بستگانش و خانواده‌هاشون باشون رفتار میکردن از اون گذشته ما د تا چیز داریم یعنی در عصر جدید یک دیگری داریم که نمیخوایم بپذیریم یک مثل افغانستانی‌ها مثل ترک‌ها مثل پاکستانی‌ها مثل هندی‌ها مثل عرب‌ها که اینا رو اصلاً فروتر از خودمون می‌دونیم اینا رو اصلاً ما خودمونو به اینا متعلق نمی‌دونیم دیوارهای هویتی دور خودمون می‌کشیم و اصلاً دیگری که نفش می‌کنیم و یه دیگری غربی که اصلاً دیگری نمی‌دونیم خودمون می‌دونیم اصلاً میگیم ما و سوئیسی اصلا ما مث همیم دیگه ما که اصلاً فرق ن داریم با اونها و به همین دلیلم هست که وقتی که خودمون میایم در اروپا و آمریکا توقع داریم که کاملاً اروپایی و آمریکاییا ما رو مثل خودشون بدونن ازان خودشون بدونن و به سرعت هم رنگ اینها رو می‌گیریم یعنی به شکل عجیبی ایرانی‌ها رنگ پذیرن یه نکته جالب من آماری رو میخوندم در مورد ۱۱ سپتامبر که وقتی ۱۱ سپتامبر اتفاق میفته خب میزان مهاجران عرب حتی مثلاً مهاجران مصری و اینا خیلی کاهش پیدا می‌کنه در ایالات متحده ولی مهاجران ایرانی زیاد میشن یعنی اصلاً م ما اصلا خودمونو جز جهان اسلام نمی‌دونیم جز خاورمیانه نمی‌دونیم جز جهان سوم نمی‌دونیم حتی جز جهان به اصطلاح کشورهای در حال توسعه نمی‌بینیم از نظر ذهنی و خودمونو در حد کاملاً چون یه تمدنی ۳۰۰۰ سال پیش داشتیم الان ما و تمدن غرب اصلا یکی هستیم یه همچین تصوراتی هست در پس ذهن ما از آخوند گرفته تا غیر آخوند ش این یک واقعیته در نتیجه شیوه که ما با افغانستانی‌ها رفتار می‌کنیم جدا از اینکه چه تأثیری بر زندگی افغانستانی‌ها می‌گذاره نشون دهنده انحطاط فکری ما انحطاط فرهنگی ما انحطاط اخلاقی ماست نشون دهنده اینه که ما یعنی حکومت اصلاً بگذاریم کنار جامعه چندان با مفاهیمی مثل حقوق بشر آشنا نیست ما نمی‌دونیم که یک نفر که ولو غیرقانونی آمده و داخل کشور ما شده این آدم اجازه اقامت نداره ولی حقوق انسانی که داره حقوق بشر که داره شما که نمیتونید حقوق بشر یک نفر رو نقض بکنید به خاطر اینکه مثلاً اجازه اقامت نداره ولی ما بین اینا تفکیک نمیکنیم دیگه بعد شروع میکنیم به شایعه ساختن تئوری توطعه ساختن یک سری آدم‌های نادان میگن که بله جمهوری اسلامی میره افغانستانی رو استخدام می‌کنه که بیان مردمو سرکوب کنن انگار ما بسیجی کم داریم انگار ما سپاهی کم داریم انگار ما نیروی لباس شخصی کم داریم و اینا فاجعه است واقعاً این یک نکته نکته بعد اینه که در مورد این توهم در ما هست که چون در بسیاری از ما که افغانستانی که آمدن در ایران دارن کار سیاه می‌کنن و بنابراین کار ارزون می‌کنن بعد این بازار کارو به به اصطلاح به ضرر کارگر ایرانی یا به ضرر بازار کار ایرانی تغییر داده و اگر این‌ها برن بیرون بازار کار مشکلش حل میشه خب این توهم وحشتناکی اس به خاطر اینکه اصلاً مسئله کار در ایران بحران کار در ایران مربوطه به افغانستانی‌ها نیست و اساساً جمهوری اسلامی یعنی خود جمهوری اسلامی سیاستش این این هست که جمعیت رو افزایش بده یعنی معتقد هست که ما با بحران نیروی کار مواجه هستیم و جهاد بارآوری که رهبر میگه و این حرفا برای چی هست برای اینکه معتقده که ما جمعیت مون کمه و این یک نکته نکته بعد اینه که اون کاری که افغانستانی‌ها می‌کنن و اون کار سیاهی که می‌کنن و کار ارزانی که می‌کنن این به این معنا نیست که شما اگه از اون بگیرید اون ایرونی میره همون مقدار کار ارزونو انجام میده بنابراین اون کارگر افغانستانی و اون با به اصطلاح در دست مزده ارزون اگر نباشه این به این معناست که شما یک تورم بالاتر خواهید داشت رکود بیشتری در اقتصاد و حتی در مسائل مختلف مثل ساخت و ساز و مسکن و خیلی کارایی که ک کارای به اصطلاح یدی و کارای سخت هستن خواهید داشت این به هیچ وجه به بهبود وضعیت کار کمک نخواهد کرد در نتیجه مسئله خیلی بنیادی تره مشکل اقتصادی ایران ربطی نداره به افغانستانی‌ها با رفتن افغانستانی‌ها از ایران مشکل اقتصاد ایران اگر بهتر نشه اگر بدتر نشه بهتر نخواهد شد و این همه شایعات و توهمات و اینکه ایرانی ها نمیدونم افغانی‌ها در ایران به اصطلاح بزهکاری اخلاقی دارن من دیروز مفصل گفتم که شما به هموطنان ما در خارج از ایران در آمریکا و اروپا نگاه بکنید و ببینید که بهزه کاریهای اخلاقی اونها در چه حد هست اون وقت شما بر دیگران عیب بگیرید من اینجا متوقف میشم و دوست دارم که دوستان صحبت بکنن به خاطر اینکه خیلی میل ندارم که حرفایی که زدم تکرار بکنم در پرسش و پاسخ با دوستان بحث رو پیش میبریم من برخلاف همیشه صفحه یوتیوب رم باز میگذارم که دوستان بتونن بشنون صحبت خانم فروغ بله آقای خرجی سپاسگذارم آقای خلجی دوستان در چس پرسیدن که رویکرد کلی جمهوری اسلامی راجع به مهاجران افغانستانی در ایران چی خیلی ریاکارانه است یعنی جمهوری اسلامی راجع به خیلی مسائل برخوردش یا سیاستش ریاکارانه است یعنی اولا که این تعبیر شرم ری که آقای رادان به کار میبره که ترد اطباع خارجه خب این تعابیر پوپولیستی دیگه درست به دلیل اینکه جو جامعه به شکلی شده که فکر می‌کنن که آره همه بدبختیهای ما در تقصیر افغانستانی هاست یعنی یه چیز موهوم یعنی این افغانستانی اومده هم وض ما خراب کرده بنابراین حکومت هم استقبال می‌کنه از این یعنی ترجیح میده که شما فکر کنید که مشکل از افغانستانی هاست نه از حکومت نه از کارآمدی نه از فسادش در نتیجه اونم این مسئله رو پررنگ می‌کنه متأسفانه تبلیغات رسمی جمهوری اسلامی تبلیغات کاملاً فریبکارانه و مزورانه ایست در این زمینه و داره دامن می‌زنه به این توهم که مشکل ما این افغانستانیها برای ما مشکل ایجاد کردن در حالی که هیچ کدوم از این مشکلات با افغانستانی‌ها به وجود نیامده با اغ با رفتن افغانستانی‌ها هم از بیان نخواهد رفت و دولت داره این ناکارآمدی و فسادش رو در حقیقت پنهان می‌کنه تحت این عنوان این یک مسئله است مسئله دوم اینه که دولت‌ها همونطور که گفتم در آمریکا هم همین طوره در کشورهای دیگه هم همین طوره از کارگر ارزان و کار سیاه بهره می‌برند یعنی یک بخش ضرر به اصطلاح یه سری آسیب‌هایی داره ولی اینطور نیست که همشو آسیب باشه اگ در همین آمریکا که حدود ۱۱ میلیون مهاجر غیرقانونی هستن و این‌ها بیشتر اسپنیش هستن یعنی از آمریکای لاتین آمدن این‌ها اگر نباشن وضع بسیاری از به اصطلاح بیزنس ها و تجارتها در زمینه خدمات به هم میریزه و دولتها اینو میدونن و بیخود نیست که همچین چیزی ممکن میشه یعنی به هر حال کسانی که کارفرما هستن مخصوصا در ایالتهای مثل کالیفرنیا و تگزاس و اینا که نزدیکن به مکزیک اینها از کارگران اسم ش استفاده میکنن به خاطر اینکه پول ارزون میدن و در نتیجه ممکن میشه خیلی از کارها وگرنه همون طور که دیروز توضیح دادم ایالت کالیفرنیا گرونترین ایالت آمریکا هست و مالیات مثلاً ۱د بنزین در کالیفرنیا گرونتر از همه جای آمریکا هست و اگر بخوان کارها رو با کارگران رسمی و معمولی انجام بدن بسیار بسیار چیزها گ خواهد شد در نتیجه دولت‌ها هم نفت میبرن هم سواستفاده می‌کنن هم در تبلیغات مدام در این فقط مال ایران نیست در همین آمریکا هم ترامپ داره از مسئله مهاجرت یا راستای افراطی و فاشیست‌ها معمولاً از تبلیغات ضد مهاجران استفاده می‌کنن برای مقاصد خودشون و کاملاً این شیوه شیوه فاشیستی اس و شیوه پوپولیستی اس شیوه عوام فریبانه است و هیچ منطق واقعی پشت سرش وجود نداره و در عمل برای فریب افکار عمومی ب آقای خلجی مجدد یکی دیگه از دوستان پرسیدن که چه کسانی به عنوان پناهجو محسوب میشن و مشخصات کشور مبد چی باید باشه برای پذیرش پناهجو ببینید پناهجو یعنی کسی که به صورت غیرقانونی وارد یک کشوری میشه یا مثلاً فرض کنید در مورد اروپا یا کشورهای دیگه شما میتونین خیلی از پناهجو اینطوری هستن دیگه میان خیلی ایرانیا این کارو کردن و میکنن با چیز میان با ویزا میان با ویزا مثلا توریستی میان آلمان یا میان فرانسه و مثلاً توی فرودگاه پاسپورتش پاره میکنن یا اینکه بعد از یه ماه دو ماه که اقامت دارن پاره میکنن پاسپورتش بعد میرن میگن ما پناهجو هستیم ما فاقد به اصطلاح داکیومنت هستیم و اومد اینجا حالا راستشو بگن یا دروغش بگن به این دلیل ما میخوایم ما نمیتونیم برگردیم در ایران ما مسیحی شدیم ما نمیدونم همجنسگرا هستیم ما دلایل سیاسی داریم اها این میشه پناهجو اونوقت پناهجو که به اصطلاح در حقیقت پناهجو در یک دفتر سازمان ملل اینها ثبت میشن به عنوان پناهجو یعنی حالا من نمیدونم تو ایران باید وزارت کشور یه بخشی داره حتما برای این موضوع که با همکاری سازمان ملل اینا ثبت میشن و بعد این سیاست‌ها دیگه سازمان ملل هست اولا خب باید داکیومنت شون رو بدن که چرا ح در من در ایران نمیدونم ولی در اروپا و در آمریکا چرا اینا میخوان پناهنده بشن چه دلیلی دارن مثلاً فرض کنید در مورد اوکراینی در مورد سوری‌ها جنگ هست و جنگ خب دلیل موجهی هست در نتیجه اونا میگن ما جانمون در خطره خونمون خراب شده و در موارد دیگه هم باید یک سری مدارک رو بدن که اینها دلیل باشه برا اینکه اینا چرا نمی‌تونن برگردن خب ساختن این مدارک هم برای ایرانی‌ها خب خیلی ساده بوده به تدریج یه مقدار سخت‌تر شده ولی سیاست اینجا د تا چیز اون وقت تعیین کننده است یکی سازمان ملل یکی اون کشورها هستن سیاستها شون فرق می‌کنه کشور به کشور یا سازمان ملل هم خودش در دوره‌های مختلف در سال‌های مختلف سیاستش فرق می‌کنه گاهی سیا این سازمان ملل هست که اینا رو تقسیم می‌کنه به کشورهایی میده مثلاً اگر شما در ترکیه پناهجو باشین اونجا سازمان ملل خیلی آفیس خیلی بزرگی داره بعد این پناهنده ها پناهجو رو یا پناهنده ها رو تقسیم می‌کنه به کشورهای مختلف یا مثلاً یه عده کهن سوئد ی کشورهای اسکاندیناوی کشورهای دیگه یا آمریکا در نتیجه بستگی به یکی سازمان ملل داره و یکی هم بستگی به اون کشور داره کشوری که در حقیقت پناهجو واردش شده منتها اون پناهجو اون پروسه اون فرایندی که از پناهجویی میرسه به پناهنده یعنی پناهنده کسیست که دیگه داکیومنت یعنی پاسپورت پناهندگی میگیره پناهندگی یعنی پناهنده یعنی کسی که میتونه سفر کنه به عنوان به اصطلاح پاسپورت کنوانسیون ژنو رو میگیره و اون دیگه میتونه در اون کشور اقامت کنه یی اقامت رسمی داره یعنی مثل شهروندان دیگه هست مگر اینکه مثلا رأی نمیتونه بده از یه سری چیزای خاصی محروم هست ولی حقوق حقوقش برابر هست با بقیه شهروندان اون میشه پناهنده پاسپورت پناهندگی خواهد داشت و حقوقش ولی پناهجو کسیست که در یک پروسه هنوز در حال به اصطلاح گذروندن دوره بررسی پروندش هست حالا اگر این پناهجو در حقیقت رجیستر شده باشه یعنی رفته باشه خودش رو معرفی کرده باشه ما الان ایرانیای بسیار زیاد شاید هزاران ایرانی شاید دهها هزار ایرانی بدون اغراق در ترکیه به سر میبرن که اینها بد غیرقانونی زندگی میکنن در در ترکیه و یا یا حتی در ایران کردهای ایرانی که در کردستان عراق زندگی میکنن باز به طور غیر قانونی یعنی میرن و میان و اینا هیچ چیز قانونی نداره و یا در سیستان و بلوچستان بنابراین اونها که یه عدهم هستن اصلا غیرقانونی زندگی میکنن ی اگه پلیس بگیر ازشون تو خیابون هیچ مدرکی ندارن هیچ خودشونم معرفی نکردن خب ما اون وقت براشون یه مقدار دردسر تولید میشه ولی معمولاً خیلیاشون هستن که به قول معروف قصر در میارن از این درد سر بله سپاسگزارم آقای خلجی مایکت فعلا باز مونده من نمیدونم زاهد جان یا انور جان هستن که کدوم یکی از دوستان روی استیج زودتر اومد من هستم فرو اگر شما فرصت تان مناسب نیست صدای من هست من اینترنتم وصل میشه سپاسگزارم آقای خلجی خیلی خوبه که این بحث رو دوباره شد و به هر حال اتاق هم ثبت میشم در یوتیوب و هم در کلاب پست من میخواستم پرسشو اینطوری مطرح بکنم که یکی از پایه های اساسی که در مورد حالا پذیرش مهاجرت یا خود پدیده مهاجرت حالا پناهجو یا پناهندگی البته جلسات قبلی ما از شما شنیدیم در مورد کانت خصوصا در مورد صلح جاودان کانت درآمد بر صلح جاودان کانت از یاسپرس اونجا این بحث رو شما مطرح کردین که این ایده مهمان شدن در کشور دیگری و اینها ایده که کانت مطرح کرده ولی من میخوام این رو اینطوری من مطرح بکنم که پایه اساسی که حالا به نظر می‌رسه اونطوری که من میفهمم این هسته که ما یک انسانیت مشترک نسبت مشترک با همه انسان‌های دیگه داریم و لذا این حکم میکنه به عنوان یک انسان این رو بفهمیم یا با یک موقعیت فلسفی نسبت بهش بتونیم داشته باشیم و به اون نگاه بکنیم اما وضعیت افغانستانی‌ها و خصوصاً مهاجرت شان همه اتفاقها و رویدادهای افغانستان به شکل بسیار ترهم انگیزی اتفاق افتاده یعنی تبدیل شده به یک موقعیتی که همه احساس میکنن که به ایشان شفقت بورزن یا مثلاً از روی شفقت و از روی این باشن که برادران افغان رو حالا این بلا سرشان آمده اینطوری نگاهش بکنیم ولی اگر قرار باشه که بر مبنای یک موقعیت فلسفی به این مسئله نگاه بکنیم میتوانه این دوام پیدا بکنه من به نظرم می‌رسه بعد از یک مدتی دوستانی که در اول اینطوری استدلال میکنن بعد نهایتاً دیگه به نظر میرسه که چندان نمیشه روپای این مسئله استاد و یک موقعیتی هسته که به نظرم میرسه حالا آدم اون حرفی از لسینگ آدم میاد که انسان‌ها مگر اونقدر زبون باشن که از روی شفقت انسانیت مشترکشان رو بتونن با انسانها بفهم با انسانهای دیگه بفهمن یا اینکه بهش وفادار باشن اگر من نمیدونم امیدوارم بحث رو خیلی به سمت دیگهای نبرده باشم بحث بسیار مهمی رو مطرح کردی و همون طور که گفتی هان ارنت هم به نه فقط لسین کانت هم مخالف شفقت هست و بحث اینکه حتی کانت میگه که شما وقتی که کسی وارد خانه شما میشه و ی سرزمین شما و این آدم در خارج از مرزهای شما دچار خطر میشه شما حق ندارید اون رو در حقیقت دیپورت کنید حق ندارید اون رو از خانه خودتون بیرون بکنید یعنی شما وظیفه دارین کسی رو که در هم خارج از مرزهای شما دچار خطر هست وظیفه دارین نه اینکه شما شفقت میورزی نه شما وظیفه اخلاقی دارین و خب الانم که وظیفه حقوقیه یعنی شما در کشوری اروپا هم اینطوره که شما نمیتونید کسی رو که در بازگشتش او رو با خطر مواجه میکنه دیپورت کنید حتی اگر یک دولتی مثلاً در آلمان در آمریکا یک دولتی یک نفر رو دیپورت بکنه و خلبان خلبانی که بهش میگن که این مسافر رو تو برگردون مثلاً به تهران برگردان به کابل اگر خلبان احتمال بده که بازگشت بازگردانده ن او موجب به اصطلاح خطری برای او خواهد شد خلبان میتونه از حکم دولت نافرمانی کنه و این حقو داره یعنی حق نافرمانی بنابراین یعنی نمیتونه کسی اونو بازخواست بکنه کسی نمیتونه اونرو مجازات بکنه میگه من این کارو نمیکنم در نتیجه این یه مسئله خیلی جدیست منتها اجازه بدی این بحث رو ما تو اون بحث فلسفه مهاجرت انجام بدیم چ این بحث بحث انتظاری تری میشه الان فعلا بحث رو بر روی مسئله مهاجران افغان متمرکز بکنیم ولی بحث کلی رو بگذاریم برای اون دو سه جلسها که من قول دادم راجع به فلسفه مهاجرت صحبت بسیار ممنون من نمیدونستم که قرار این جلسات برگزار بشه چون جلسه قبلی نبودم سپاسگزارم توضیحات خوبی بود تا همین جا همین صافن دوستانی که اینجا هستن زاهد خودت اگر مایک داری و امکان صحبت داری میشنویم وگرنه از آقای بهرام فکر می‌کنم سوال کردن در اول آقای مهدی میشنویم فکر می‌کنم زاهد فرصت نداره من داخل قطار هستم احتمالا ین پیاده ش میشه که دوستا صحبت بکنن من فرصت یافتم بله ممنون ممنون مایکت باز است راهد آقای بهرام شما سوالتان مطرح کردین در آغاز فکر می‌کنم نمیدانم م اگر مطرح نکردین شما رو می‌شنویم آقای بهرام در حقیقت نکته‌هایی رو گفتن راجع به مسئله پناهندگی و سوالی نداشتم من از ایشون تقاضا کردم چون ایشون تجربه کار با صلیب سرخو داشتن بر اساس تجربه هاشون نکته‌های خیلی خوبی رو بیان کردن حالا در روی استیج آقای بهرام دومی هم هستن بهرام رحیمی آها پس مشخص کنین که چیز پیش نیاد چون این آقای بله آقای مهدی رو میشنویم بله ببخشید من چون اینترنتم قطع وصل شده بود اون لحظه نتونستم برنامه رو بشنوم آقای مهدی شما رو میشنویم آقای مهدی اگر صحبت میکنید مایک تان بسته است بله بفرمایید عض ادب صدا میاد بله صدا هست حالا معلم عزیزم مستقیم می‌تونم به شما ب عرض ادب کنم من حقیقتش بینهایت خوشحالم از آقای خلدی شما این تابوهای اجتماعی ما رو به بحث میکشید و صحبت میکنید که تا به حال اندک صحبت شده یکیشم همین مسئله من اسمشو می‌ذارم ابراز نخوت و نمیدونم نخوت من بک من زمان شاه تا ۱۲ سالگی در قبل از انقلاب هم در ایران بودم و مدرسه میرف من چون متد ش ملایی همدان در همون کودکی من یادمه که در مدارس کسی که از تهران نبود مورد حقارت قرار میگرفت و من همیشه دوست داشتم به هر حال کودک بودم نمیخواستم در بینهم تحقیر بشم افتخار کن به همون چیزی که هستی این منظورم این که هموطنان افغانستانی یا عرب زبان هم یا شهرستانی حتی یعنی حتی ایرانیانی که از شهرستان بودن و یا لهجه و یا لباس دیگری داشتن از آنچه که در تهران مردم داشتن همون موقع مورد تحقیق قرار میگرفتن و حتی شاید در دیالوگ‌های طبیعی روزانه مردم ایران میبینید من حتی بعد از سال‌های سال در ترکیه یک راه بودم اونجا ایرانیان و دیدم سریع مثل پین کد و همدیگه مشخص میکنن نوع ضبطه رو که خونت کجاست از کدوم محلی از کجا میای بعد دیالوگش و و نحوه برخوردشون آغاز میکنن یعنی این مسئله حالا هموطن هم همسایگان عزیزمون همزبانان عزیزمون افغانستانی جای خودش حتی در هموطنان خودمون مثلاً کسانی که از بندر عباس از بلوچستان از مخصوصاً شهرهای جنوبی با لباس‌ها با لهجه‌های مختلف من دقیقاً تحقیر کردنشو می‌دیدم حتی در بین مردم اقوامش وقتی در تهران نبودن در جای دیگه بودن از لغت اینا شهر ستانی اصلا شهرستانی یعنی به عنوان یک لقب تحقیر کننده حالا وای به حال کسی که از مملکت دیگری آمده با وض و حال به هر حال نام هست یعنی من فقط خواستم همینو بگم که این ریشه قبل از انقلاب حتی بیشتر بود ب در فرهنگ ما همین میخواستم ا ع کم و بسیار از شما ممنونم چون هیچ کس این موضوع رو مطرح نکرد بزرگ بزرگواری شما خیلی ممنونم گوش میکن ممنون بله آقای بهرام بفرمایید شما آقای بهرام بله ممنون جناب خلجی و دوستان عزیز به منم وقت من یه تجربه‌ای داشتم در ایران که سال‌ها معلم کودکان افغان بودم به عنوان فعال حقوق کودک سال‌ها تو انجمن حمایت از حقوق کودک موضوع کارم با کودکان افغانستانی گره خورده بود حتی و حتی کتابی هم در این زمینه نوشتم در مورد وضعیت اینا که تو ایران چاپ شد از اینکه بگذریم جناب خلجی اون چیزی که من همیشه بهش در موردش به مشکل می‌خورم این هستش که تصور می‌کنم حتی در ایران یک تصور دقیق یا برداشت دقیقی در مورد اینکه نژاد پرستی چه هست وجود نداره ببخشید من ببخشید ماک من قطع شدم یه تصور دقیقی از نژادپرستی وجود نداره وقتی صحبت از این میشه که این رفتارها نژادپرستی هست یه باور عمومی وجود داره که گویی نژاد در واقع لزوماً فقط درباره نژاد وقتی حرف میزنیم نژاد پرستی میشه تو کنوانسیون‌های بینالمللی مثلاً اعلامیه جهانی حقوق بشر کنوانسیون حقوق کودک کنوانسیون منع خشونت علیه زنان شما تو بند د با موضوع منع تبعیض شروع میکنید و اونجا اونچه که در واقع مصادیق نژادپرستی میشه به تفسی اومده درست است که نژادپرستی به عنوان ی امر بیولوژیک رد شده اما تنها غلط مسلحی که تو این کنوانسیون‌ها وجود داره و حقوقدان و قانون‌گذار به امد این رو اونجا گذاشته همین موضوع در واقع نژاد پرستیه یعنی اگرچه نژاد به عنوان یک امر بیولوژیک رد شده اما نژادپرستی به عنوان یه باور عامیانه وجود داره و دیده میشه مثلاً قاطبه ایرانیانی که موضوع مهاجران رو عمده میکنن من همیشه وقتی باهاشون بحث می‌کنم میگم تصور بکنیم تصور بکنیم فقط توجیه یا توضیح شما در مورد اینکه موضوعات و مشکلات اقتصادی وجود داره یا به تعبیر عامیانه وقتی ما میگیم حقوق مهاجران فرض بفرمایید یک کشوری بگه آقا ظرفیت مهاجری که من دارم مثلاً یک میلیون یا تا ۲ میلیون هست و بیش از این نمی‌تونم مهاجر بپذیرم فارغ از این اگر شما به رنگ مهاجر به دین مهاجر به لباس مهاجر به میزان وضعیت اقتصادی مهاجر به عنوان یک موضوعی که حضور اون رو در کشور مبد مورد سؤال قرار بده بپردازید این نژادپرستی هست مدرسه‌ای در اصفهان روستایی نزدیک اصفهان روزنامه فرهیختگان نوشت ثبت نام کودکان افغانی رو افغانستانی رو در واقع قبول نکرده گفته که اینا بو میدن اون احمقی که این کار رو می‌کنه نمی‌فهمه که این یک نژادپرستی هست یا خیلی مسائل دیگه شما می‌تونی وارد ده‌ها جزئیات دیگه بشی این این رو گفتم که بگم من می‌تونم ده‌ها فکت برای شما بیارم که در واقع ایرانیان عموماً حتی معنی دقیق نژاد پرستی رو نمی‌دونن یعنی من توی بم وقتی بعد زلزله کار میکردم شبکه زد دیف برای ما بلیت گرفت برای ی بازی خیریه بین ایران و آلمان همان بازی مشهور با ۳۰ تا کودک بمی ما اومدیم مسابقه ایران آلمانو تماشا بکنیم سال ۲۰۶ بود اگه شما نکن بعد یه بخشی از استادیوم بلند شد سلام هیتلری داد داستان‌ها شنیدم از این‌هایی که وقتی میرن آلمان اولین چیزی که با آلمانی میگن ما از یه نژاد هستیما ما هم آریایی هستیما یعنی از اینا شما میتونی دهها نمونه بیاری که به نظر میاد هم میهنان ما اصلا متوجه نیستن که نژادپرستی یعنی چی یعنی دقیقاً تعریفش چیه چه چیزهایی شامل نژادپرستی میشه اینو اینجا نگه دارم برمی‌گردم به خود امریکا در مورد موضوع مهاجران لاتین خب این یه تاریخی از نژاد پرستی اینجا وجود داره مثلاً من در کلاس سینما که وقتی شرکت کردم در مورد بررسی فرهنگی فرهنگی سینمای هالیوود و استریو تیپ هایی که در مورد سیاهان یا لاتین تبارها ساخته شده مثالش به زمان مثلاً وج و ویلسون برمی‌گرده که مثلاً لاتین ها معترض بودن در سینمای امریکا اینا یا در مقام قاچاقچی یا در مقام یه مرد ماچو دیوانه مثلاً نمونش تو فیلم اسکارفیس شما میبینید و خیلی از این استودیو تایپ هایی که بر مبنای ی یه نوع نژادپرستی نهفته توش بود ساخته میشد لاتین ها سینمای امریکا رو تحریم کردن و ودرو ویلسون درامد که شما باید با لاتین ها مهربون باشید این یه مثال فقط گفتم بگم ببینید شما سینمای ما رو نگاه بکنید تلویزیون ما رو نگاه بکنید ببینید نقش‌هایی که در مورد یک افغانستانی کار میشه چی هست یا سابجکت لهجه است یا سابجکت وضعیت اقتصادیه همیشه یک افغان شما یک افغانستانی موفق رو در سینمای ما نمی‌بینید خیلی از در واقع هم‌میهنان ما نمی‌دونم در داخل این جامعه نویسنده وجود داره سینماگر وجود داره چون ندیدم الان احتمالاً شاک بشن اینا نمی‌دونن مثلاً محمد حسین محمدی آصف سلطان‌زاده سالها اونجا زندگی می‌کردن جایزه گلشیری بردن به فارسی نوشتن یعنی یعنی اینا اینا مسائلی که بازنمایی میشه در مورد رفتار حکومت م این رو اضافه بکنن این سیاست امنیتی که از زمان خود رادان در دوره اول طرح امنیت اجتماعی در واقع آغاز شد این سیاست امنیتی پلیسی که هر روز در واقع نهادهای امنیتی و وارد خیابون بکنیم تو شهرهای بزرگ این سیاست کلیه فقط به هر سوژه‌ای هر بهانه‌ای هر مسئله‌ای که باعث بشه دست پلیس رو به عنوان یه نهاد امنیتی باز بذاره تو خیابون برای نشون دادن چنگ و دندون این یه سیاستی که وجود داره یک روز اومدن به بهانه مبارزه با متکدی یه روز اومدن به بهانه مبارزه با دلار فروش یه روز با شهرداری قرار قرارداد بستن کودکان کار و خیابانی میخوایم جمع کنیم یه روز اومدن گفتن که ما مشکل در واقع مهاجران افغان و ما باید اینا رو جمعشون بکنیم و همون زمانی بود که دانشجوی آقای ابوذری رو گرفته بودن دانشجوی دکترای جامعهشناسی رو گرفته بودن فرستاده بودن به یکی از همین کمپهای که مدل هیتلر تو جنوب تهران گذاشته بودن اینا رو جمع کرده بودن یه جا و از اونجا دیپورت می‌کردن یه گزارش وحشتناکی همون موقع منتشر شد این بود که یک آقایی که در واقع چ چطور بگم عقب‌ماندگی ذهنی داشت اشتباهی گرفته بودن یک ایرانی که عقب‌ماندگی ذهنی داشت خیابون اشتباهی گرفته بودن فرستاده بودن مزار شریف طرف اونجا تو سرما یخ زده بود گزارش این تو روزنامه شرق چاپ شد خواهر طرف ۲ ماه طول کشید که پیدا بکنه برادرشو رفت تو به افغانستان دید که بله طرفو فرستادن اونجا بدون اینکه بدونن کیه یعنی از این فجایع و از این دیتیل ها خیلی هست من این مجموعه تجربهای که داشتم حالا بماند که در مورد خشونت‌هایی که خود جامعه افغانستانیها داخل ایران در واقع علیهش واقع میشه و دولت ایران به دلایل امنیتی اینا رو سانسور میکنه و به دلایل سیاسی ا رو سانسور میکنه واقعا یه لیست بلند بالایی هست من اینجا نمیخوام وارد اون دیت کیلا بشم و تجربیاتی که داشتیمو بگم اما ده مشکل اینه که من فکر می‌کنم ما حتی اصلاً عامیانه ترین یعنی ساده ترین تعاریف رو در مورد نژاد پرستی این مسائل نمی‌دونیم ممنون که به من وقت دادین بسیار ممنونم آقا خیلی لطف کردین خیلی نکته‌های مهمی رو بیان کردین سپاسگزارم از شما من یه خواهش می‌کنم دارم از دوستان لطفاً تا سه دقیقه خودتون کلامتون رو جمعبندی کنین چون از یوتیوب هم پخش میشه که حالا دوستان اونجا زیاد فرصتش گرفته نشه آقای علی بفرمایید شما بعد از شماهم آقای حمید سلام صدای منو دارین بله بسیار هم واضح سلام عرض می‌کنم خدمت شما دوستانی که توی جلسه ههم و آقای خلجی عزیز من یه سؤالی دارم فقط قبلش یه توضیحی بدم امیدوارم سوء تفاهم نشه به خاطر سوالی که می‌پرسم یعنی منم به اندازه شما متأسفم به خاطر وضعیت مهاجرا افغانستانی توی ایران اما بیشتر سوالم اصلا اونجایی برام پیش اومد که درباره اروپا و آمریکا صحبت کردیم سوالم اینه که کسایی که با مخالفت میکنن با مهاجرت یا در مقابلش مقاومت میکنن حالا خصوصاً تو همون اروپا و آمریکا آیا کسایی هم هستن که دلایل مشروعی داشته باشن با بابت این مقاومتش و اگه هست چیه این دلایل بله منم سلام عرض می می‌کنم خدمت شما راجع به اروپا میگین یا راجع به آمریکا میگین والا حقیقتش من بسیار نادانم راجع به این موضوع اصلا اساسا بله آخه در کشورهای مختلف داستان مهاجرت فرق میکنه در آمریکا یه جوره در اروپا یه جور دیگه ه بعد توی اروپا هم باز بافت جمعیتی نوع مهاجران خیلی متفاوتن مثلاً بلژیک واقعاً یه چیز عجیب غریبیه و حالا وارد این بحث نمیخوام بشم ولی مثلاً بلژیک قابل مقایسه نیست مثلاً با انگلیس میگم نوع مهاجران متفاوتن قوانین فرق میکنه شما در انگلستان اگر مثلاً تابعیت به خونه نه به خاک به خاک هست نه به خون در آمریکا هم همین طوره اینا خیلی تفاوت ایجاد میکنه در ببینید در آمریکا یک تفاوت مهم اینه که مهاجران غیرقانونی در آمریکا همه مهاجرنیا جر هستیم حالا یکی مثل من خودش اومده اینجا بچش اینجا به دنیا اومده یکی مثلاً د تا نسل پشتش یا مثلاً ۱۰۰ سال پیش اومدن خانوادش اینجا و الان همه ا که بومی هستن ا سرخ پوستا هستن بومین وگرنه بقیه همه مهاجرنشین بنابراین مهاجر اینجا خیلی معنی نمیده یعنی مهاجر خیلی دیگری نیست مگر اون مهاجران غیرقانونی این مهاجران غیرقانونی م نمیگن که این‌ها چون مهاجرنشین شون مشخص نیست اینها خب خیلی مشکلات ایجاد می‌کنن از نظر اینکه خب من دیروز توضیح دادم یکی دو سال پیش بود فکر مکنم یادم نیست که در ایالت‌هایی مثل تگزاس و اگه نمیدونم اشتباه نکنم شاید در کالیفرنیا اینها تصمیم گرفتن که مقامات دولتی تصمیم گرفتن که به مهاجران غیرقانونی را لایسنس بدن یعنی گواهینامه راهنما گواهینامه رانندگی بدن چرا به خاطر اینکه اینا کار میکنن اینا هم معمولا هم ماشینی بزرگ میرون تراک میرون و اینا و در نتیجه اگر مثلاً دچار مشکلی بشن تصادفی بشه این حرفا اون وقت مسئولیت نخواهند داشت در نتیجه گفتن که خوبه که به این‌ها ما گواهی نامه بدیم که بتونن بیمه بشن که بتونن مسئول بشن و این مشکلات پایین بیاد بنابراین خیل خیلی مسئله در آمریکا مسئله کاملاً متفاوته بعد در آمریکا مثلاً مهاجران غیرقانونی تظاهرات می‌کنن تظاهرات می‌کنن و میگن ما رو قانونی کنیم ولی وقتی تظاهرات می‌کنن پرچم آمریکا رو بلند می‌کنن و خودشون رو رو صاحب حق می‌دونن که مثل بقیه مهاجرا در حقیقت قانونی بشن در مثلاً فرانسه کاملاً متفاوته نسل دوم فرانسوی مهاجران یعنی بچه‌های که اونجا به دنیا اومدن مثلاً در بان لیو هستن در حومه شه اونا وقتی که تظاهرات می‌کنن پرچم فرانسه رو آتیش می‌زنن خیلی یعنی اونا اصلاً فرانسه به دنیا اومدن و پاسپورت فرانسوی دارن دیگه به اصطلاح تکنیکی مهاجر نیستن ولی اونا پرچم فرانسه رو آتیش می‌زنن یعنی نتونستن در اون ملیت در ملیت فرانسوی جذب بشن خیلی مسئله پیچیده است در مورد مهاجرت در خارج از کشور در به اص اروپا در آمریکا در کشورهای دیگه مثلاً فرض کنید در اردن در اردن که خب خیلی مهاجران فلسطینی مخصوصاً اونجا الان هستن کشور به کشور متفاوت هست شرایطش ولی اینکه مهاجران مشکل دارن این مقصر همه جا دولت ها هستن یعنی دولت‌ها هستند که نتونستن برنامه‌هایی رو تدوین کنن و پیشبینی کنن و به اجرا دربیارن که این مهاجران بتونن جذب بشن یا این مهاجران رو اجازه میدن وارد بشن ولی نمیتونن براشون برنامه درستی ایجاد بکنن مثلا همین انتقاداتی که در آلمان نسبت به خانم مرکل هست همین هست که ورود ناگهانی مهاجران مثلا از سوریه یا از اوکراین باعث بحران ش شده البته همچین چیزی میشه منتها اینا رو دولت اجازه داده اگر دولت اجازه نداده بود همچین امکانی وجود نداشت بنابراین در به طور کلی خدمت شما عرض بکنم مشکل در وحله اول متوجه دولت‌هاست و بعد البته فرهنگ اون کشورها در در اروپا یه همچین عرق ملی که توهم که ما داریم راجع به ایرانی بودن خودمون وجود داره دیگه یعنی شما همین فرانسوی فرانسوی خیلی سختش که مثلاً منو که اونجا مثلاً بزرگ شدم و بچم اونجا هست بچه منم حتما فرانسوی بدونه مثلاً شما اگه فرانسوی رو به زیبایی ویکتور هوگا هم حرف بزنین به محض اینکه بفهمه که شما فرانسوی هستین بلافاصله به شما میگه که شما فرانسویت خیلی خوبه با اینکه فرانسوی نیستید یعنی یه جوری به شما میفهمونه که شما فرانسوی نیستید ول اینکه حتی شما دارش شایگان باشید مثلاً فرانسه رو بهتر از اونم بنویسید در نتیجه همچین زلی وجود داره دیگه ولی در آمریکا یه شکل دیگه است در کانادا یه شکل دیگه است کانادا هم مث آمریکا ی کشور به اصطلاح مهاجر پذیره و شکل گرفته با مهاجران ولی خب مثلاً شما اگه ب در مونتریال داستان فرق میکنه به خاطر اونجا فرانسه نشینه فرانسوی از قرن شونزدهم اومدن اونجا یک مشخصات اینا کاملاً متفاوته جامعه مهاجر در چیز جامعه آمریکایی مثل میگن مثل سوپ میمونه جامعه کانادا مثل سالاد میمونه یعنی شما وقتی میاید در آمریکا دیگه جذب میشید شما وقتی که مهاجر میشید در آمریکا یعنی به محظ اینکه شما اقامت میگیرید دیگه دولت به شما هیچ کاری نداره مطلقا هیچ کاری به شما نداره شما بی کار پیدا بکنی بیمه پیدا بگیری ن هر کار میخوای بکنی خودت کردی دولت به شما کمکی نمیکنه ولی در کانادا اینطوری نیست شما تا آخر عمرتون از یه سری مزایایی برخوردار هستید دولت به شما کمک میکنه کار نکنید بهتون حقوق بیکاری میده نمیدونم به بچه‌های شما پول میده اینا خب در نتیجه در کانادا وقتی انتقاد میشه از مسئله مهاجرت انتقاد میشه به اینکه چرا شما دولت‌ها بار بی‌خودی می‌کشن منم مخالف هستم از این به این منم مخالف این هستم که دولت‌ها تا ابد به مهاجران یک چیزی بدن یک در حقیقت کمک بکنن باید کمک بکنن به مهاجران که کار بکنن در حقیقت اینکه ما الان در فرانسه هم همین طوره این وقتی من فرانسوی باشم و کار بکنم و بعد ببینم که مثلاً تو محله نوزدهم محله که محله خیلی مهاجران هست یا محله هجدهم انقدر آدما میان و کار نمیکنن و از دولت فقط پول میگیرن و بعد نه یه سال دو سال ه سال ۲۰ سال ۳۰ سال همین طوری هم از دولت پول می‌گیره هم ک از کار سیاه میکنه ایرانیای زیادی هستن اینطوری این در نظر داشته باشید ایرونیا زیادی هم هستن که میان اینجا سال‌های سال نه زبان درستی یاد میگیرن نه به اصطلاح زندگی درستی میکنن فقط دنبال این در راش هستن خب من فرانسوی عصبانی میشم به خاطر اینکه من دارم کار می‌کنم من دارم مالیات میدم دولت باید جلوی این سوا استفاده‌ها رو بگیره یعنی این سواستفاده ها هست و واقعیت داره منتها این دولت هست که باید جلو اینا رو بگیره یعنی دولت باید این آدمها رو مجبور بکنه به اینکه شغلی یاد بگیرن بهشون آموزش بده زبان رو براشون در حقیقت واجب بکنه یعنی باید اینا زبان یاد بگیرن شما نباید بگذارین که آدما به د زبان باشن بخواد مخصوصاً بچه‌ها رو شما بچه‌ها رو به جای اینکه به اینا پول اضافه بدین بچه هاشونو مجانی درس بدین که بچه‌ها درس بخونن بچه‌ها توانایی پیدا بکنن پدر مادرا در حقیقت از بچه‌ها سوا استفاده نکنن یه سری اینجور چیزایی هست دیگه یا اینکه مثلا بچه‌ها رو در کشورهای مثلا مثل آلمان و فرانسه خیلی اینجور هست که حالا این در مورد ما ایرانیا نیست در مورد عربها ترکها که مخصوصاً دخترها رو خیلی محدود میکنن نمی ارن که سوشال ز کنن با جامعه در ح رفت و آمد داشته باشن ارتباط داشته باشن خیلی هویت گرا بارشون میارن یا مثلاً در ف انگلستان که یه مشکل خیلی بزرگی هست مسئله سومالیایی ها هست که دختران رو ختنه می‌کنن بعد مثلاً دخترو که به دنیا میاد میبرنش در سمالی و در اونجا ختنه می‌کنن و برمی‌گردن دولت باید جلو این چیزا رو بگیره قطعاً هیچ شکی درش نیست یعنی نباید بگذاره که چیز بشه خیلی اینجا در کانادا یه ده مسلمونها دنبال دادگاه شریعت معتقدن که باید کنار دادگاه دولتی دادگاه شریعت باشه خب قطعاً همچین چیزی غلطه باید جلو این چیزا وایساد خیلی از به هر حال این مشکلات وجود داره یعنی اینطور نیست که مشکلات وجود نداشته باشه ولی در وحله اول مسئولش دولت هست دولت باید به شکلی عمل بکنه که مهاجران در هر کشوری به رسمیت شناخته بشن و مستقل بشن مثل بقیه مردم در برابر قانون برابر باشن امتیاز خاصی هم ندارن برن کار بکنن مثل بقیه مردم و مثل بقیه مردم از حقوق برخوردار باشن حالا تو اون جلساتی که راجع به فلسفه مهاجرت صحبت خواهیم کرد مفصل‌تر به این نکته اشاره بله بفرمایید شما آقای شهرام سلام دوستان قبل از هر چیز بگم که به نظر من خیلی خیلی مهم هست و تبریک میگم به دوستانی که که این مسئله رو در رابطه با مهاجرین افغانستانی در ایران مطرح می‌کنن واقعاً جای اینطور بحثی خیلی خالی هست در جامعه ما چه در داخل ایران چه در خارج از ایران و اهمیتش م واقعاً چند جانبه است با توجه به اینکه من فقط ۳ دقیقه وقت دارم فقط یه م طر مسئله میخوام من فکرم چند تا جنبه اینجا هست که واقعاً به همدیگه خیلی ربط دارن یکی مسئله خب طبیعتاً خود افغان افغانستانی هست در ایران و شرایطشون در جامعه ایران خیلی عملی به لحاظ کار به لحاظ مسائل خدماتی به لحاظ رابطه با جامعه ایران و الی آخر یکی یه مسئله است مسئله مهاجرت اصلاً پدیده مهاجرت که از ده ۷۰ میشه گفت خیلی به طور جدی وارد مباحث علوم اجتماعی و علوم انسانی شده به نطی که امروز ما یه ادبیات خیلی غنی در رابطه با مسئله مهاجرت داریم آره مثلاً قبلاً جورج سیمل حتی دک هایم حتی وبر از جامعهشناسی زیادی بودن که روی مسئله صحبت می‌کردن در زمانهای گذشته ولی اون چیزی که ما به عنوان مهاجرت مدرن ازش یاد می‌کنیم یه پدیده جدیده و اون ادبیاتی که الان امروز هست اونم خودش جدیده و با توجه به اینکه جامعه ما درگیر یه سری مسائل دیگه بوده این ادبیات وارد جامعه ما نشده یعنی به لحاظ دانش مهاجر اصلاً طبی دیده مهاجرت در جامعه ما ما خیلی ضعف داریم و نه ادبیات داریم منه رفرنس خیلی خیلی ضعیف هستش حالا برگرد مسئله افغانستان و مسئله آمریکا و اروپا من خیلی کوتاه اشاره بکنم که ی همون که آقای خلیج اشاره کردن آره تفاوت زیاده ولی یک یک تفاوت خیلی ساختاری هست اینست که در آمریکا مهاجر میره بمونه در حالی که در اروپا مهاجر میاد که کار کنو برگرده به تو تاریخی یعنی اروپایی اینطوری فکر کردن و جامعه که می‌بینیم که تو اروپا خیلی با خارجی مشکل دارن در واقع طبق آماری که ما داریم یکی ایتالیاست و یکی ایرلند خیلی هم جالبه چون ایتالیا و ایرلند خودشون توو کشور خیلی صادر کننده مهاجر هستن به تمام دنیا امروز ما ۴۵ میلیون باش ریشه ایرلندی در آمریکا داریم و ۴۷ میلیون آقای بایدن ایرلندی دیگه بله میگم ۴۵ آره درست میگیم آقای خلجی ۴۵ میلیون نفر الان در آمریکا ریشه ایرلندی دارن و ۴۷ میلیون نفر ریشه آلمانی و این خیلی خیلی خودش جالب هستش با توجه به اینکه ایتالیا و ایرلند خیلی مفهوم خیلی مشخصی از ناسیونالیسم و این ملت ایتالیا و ایرلند دارن به طور تاریخی و اینم تو جامعه ایران می‌بینیم که هم که آقای بهرام اشاره می‌کردن در رابطه با این تصوری که ما از خودمون داریم که در جامعه ایران به چه شک هست ما ایرانی چی هستیم چه ریشه‌ای داریم در حالی که واقعاً وقتی نگاه می‌کنیم می‌بینی ما اشتراکات ما با خصوصاً خصوصاً افغانستانیها خیلی خیلی زیاد هستش و من خیلی متأسفم که ما نمی‌تونیم اشتراکات ببینیم و اصلاً یکی از مشکلات پدیده مشکلات امروز جا جوامع این هستش که در گذشته ما می‌خواستیم بر اساس اشتراکات جامعه رو بنا کنیم در جامعه مدر میخوایم بر اساس تفاوتهای جامعه رو به همدیگه بچسبونیم یک یک کامیونیتی به وجود داریم منتها خب در جامعه ایران خب مسائل مت متفاوت هستش و تحلیل مسائل ایران خیلی م متفاوت صحبتم خاتمه بدم من خودم الان حدوداً من ۵۸ سالمه چ حدود ۴۰ سالش در خارج از ایران بودم و خیلی از صحبتهایی که ایرانیا مطرح می‌کنن بر علیه افغانستانی در ایران واقعاً تکرار صحبت‌هایی هستش که در اروپا راجع به مثلاً ایرانیا بوده مثلاً خودم شرم می‌گیره عرق می‌کنم وقتی که ایرانیا نسبت به افغانستانیها صحبت می‌کنن من خودم با توجه به تجربه که دارم در طی سالی زنیم با افغانستانی زیادی دوست بودم و هستم و به به اعتقاد من اون دوستایی که من دارم با شرافت ترین با وفا درین دوست داشتنی ترین انسانها هستن و من میخواستم واقعاً از این استیج استفاده کنم و بگم که من دست تمام افغانستان می‌فشارم و امیدوارم یه جوری باشه که ما بتونیم با همدیگه نزدیکتر بشیم و درک کنیم که چقدر ما اشتراکات زیاد داریم تشکر میکم یک دنیا سپاسگزارم از شما خیلی ممنونم خانم فروق میتونیم جلسه رو تموم کنیم آقای حمید فکر می‌کنم صحبت نکردم آقای حمید شما لطفا مختصر بفرمایید و بعد آقای خرجی شما میتونید جمع بندی کن بله سلام ع ادب و احترام خدمت جناب خلجی و و تمامی عزیزانی که در اون حضور دارن دیروزم یک صحبتی داشتیم فکر می‌کنم روم ثبت نشد جناب آقای خلجی به اون لحاظ امروز ایر دوباره شما برگزار کردین بله من فکر می‌کنم که در اینکه ما باید بی پرده بیاییم و واقعیتهای تلخ جوامع خود یا جامعه خودرا بیان کنیم در این هیچ شکی نیست و هیچ جای تردیدی هم نیست باید به صورت خیلی سریح آمد و کجی هایی که در جامعه وجود داره را بیان کرد و اگر به مذاق یک تعدادی خوش نمیخوره خوش نخوره مهم نیست ما در من فکر می‌کنم که ما باید ع در عصر رنسانس خود ما یا روشنگری خود ما باید باشیم چون ما از اروپا واقعا خیلی خیلی عقب هستیم متسفانه و مسائلی که در داخل ایران است در رابطه با مهاجرین دوستا خیلی به زیبایی بیان کردن مخصوصا جناب آقا خلجی عزیز دیروز و امروز من شنیدم من میخوام یک مسئله دیگه را بیان کنم حالا من سندروم استکهلم ندارم و شاید این حرفهایی هم که میزنم به مذاق هموطن مخصوصا خوش نخوره اما واقعیت ریست که دیروز آقای خلجی عزیز یک مسئله را به زیبایی بیان کرد و منهم در پروفایلم نوشتم وقتی میخوای اصلاحات بیاری باید از خودت شروع کنی واقعا یک مسئله یک گزاره که آدم باید عمقی به او فکر کنه که چگونه ما میتانیم تغییرات بیاریم من فکر می‌کنم من خودم در ایران زندگی کردیم بامون مشکلات و معضلاتی که سایر هموطنای مواجه بودن مواجه بودم زج هایی را کشیدیم اما اما با این مسئله که بگیم تمام ایرانی ها ضد افغانی ستیز هستن ضد افغان‌ها هستن ضد مهاجر هستن اینی مسئله رو من برنمی تبم اینجا نقش دولت و حکومت در به نسبت در مواجهه با مهاجرین خیلی پرن است و ای دولت بوده که همیشه از سواستفاده کرده از وجود مهاجرین در ایران و ای را سازماندهی نکرده سازماندهی نکرده و مانده به حال خودشان و ای مسئله خیلی پررنگ هست و خواه خواه ای تاثیر میذاره روی جامعه و جامعه هم از یک عدم آگاهی برخوردار است یعنی عدم آگاهی کافی نسبت به نسبت به انسان‌های دیگه هم نوهای دیگه خود و این برمی‌گرده به همون دوران دیروز آقای خلجی گفتن از دوران قاجار حالا من فکر می‌کنم خدا رضا خان بیشتر همون حس ناسیونالیستی را در بین ایرانی‌ها خیلی نهادی نکرد و ما ایرانیست ما هنر نزد ماست و بث و نمیفهمم ما بهترین هستیم که این مسله امروز ما می‌بینیم ما وقتی در اروپا و آمریکا و اروپا در سایر نقاط جهان زندگی می‌کنه می‌بینه که نه ما انسان هستیم و باید به ای ببالیم نه به نژاد ما نه نه به او تاریخ چند هزار ساله ما چون ا اینا هیچ وقتی خودت چیزی در چند ته نداشته باشی هیچ برای تو هیچ مزیتی نداره اما برمی‌گردم روی گپ اصلیم ما افغانستانی‌ها یا افغان‌ها که من خود افغان می‌دانم در افغانستانم دقیقاً با همین معضلات سرکار داریم سر دوچار هستیم یعنی وقتی یه کسی که از شهرستان میاید در کابل او مورد تمسخر قرار می‌گیره او مورد آزار قرار می‌گیره مثلاً منی که حالا به لحاظ قومی هزاره محسوب میشم میین لهجه مرا اذیت مورد تمسخر قرار میدن آزار قرار میدن نوع فیس میمیک صورت م را همو تمام ای را مورد تمسخر قرار میتن و ما در افغانستانم دقیقا انمی مشکلاتو داریم یعنی ما با یک نژادپرستی در افغانستان مواجه هستیم که نسبت به همدیگه مهربان نیستیم ما نسبت به سرنوشت سیاسی و فرهنگی خود اصلاً بی‌اعتنا هستیم و برای ما اهمیت نداره اگه یک جایی برا حق یک انسان دیگه‌ای از هموطن ما ظلم میشه در خیلی از موارد ما از کنارش رد میشیم و میگیم این هموطن ما از فلان قوم هست از فلان نژاد هست و از فلان زبان هست اصلاً برای ما مهم نیست بهمین لحاظ من فکر می‌کنم که در وهله اول ما افغانستانی‌ها در ایران در حق ما ظلم میشه تبعی مورد تبعیض قرار می‌گیریم درست است ی جای هیچ شک و شبهه‌ای نیست اما در افغانستان آیا ما نسبت به همدیگه مهربان هستیم جواب خیر است و ا مسئله رو میگه زدی میگه سوزن ما افغانستانیها یک ذرب مثل داریم ما افغان‌ها میگه سوزن به جان خود بزن جوالدوز به جان دیگران یعنی میگه اگه وقتی شما نقد میکنید بیا نقد بر خودم بگو که آیا چقدر ما مشکل داریم ما چقدر در خود ما مشکلات داریم و این مشکلات چقدر میتانه تأثیرگذار باشه تأثیرپذیر باشه برا اینکه ما باید فرار کنیم از افغانستان و خیلی ای مشکلات عدیده هست و خیلی تاثیرگذار بوده وقتی ما همدیگه را نمیپذیریم در افغانستان با آغوش باز یکی دیگه را نمیپذیریم منجر به این میشه که فرار کنیم از افغانستان متسفانه و امیدوار هستم روزی هم ما مردم افغانستان و هم مردم ایران و هم سایر همنوعان ما در سراسر جهان دیگه به این باور نداشته باشن که من برتر هستم فلانی کمتر هست و فقط به انسانیت تنها روشی که میشه به او افتخار کرد انسانیت هست و به انسانیت باید افتخار کرد مایک آزاد تشکر از اینکه وقت داده یک دنیا تشکر آقا خیلی ممنونم خیلی نکته‌های مهمی رو گفتین بله امیدوارم که چنین بشه اگر اجازه بدید و جلسه رو به پایان ببریم این آخرین جلسه نخواهد بود که ما راجع به مهاجران افغانستانی صحبت می‌کنیم من امیدوارم که حالا هم در اینجا هم در جاهای دیگه دوباره راجع به این موضوع صحبت بکنیم بهخاطر اینه مسئله مهمی اس همونطور که عرض کردم یک دو سه جلسه راجع به فلسفه مهاجرت من صحبت خواهم کرد و به صورت درس گفتار توضیح خواهم داد که فلسفه مهاجرت چی هست احتمالا س سه بخش خواهد شد ولی قول به شما میدم که به زودی این کارو انجام بدم همون طور که یکی از دوستان دیگر گفتن فراموش نکنین که نه تنها گذشته ما مفاخر ما بسیارش در جایی که الان افغانستان مینامیم به دنیا آمدند و در حقیقت رگ و ریشه و توار افغانستانی دارن مثل بوعلی سینا و فارابی بلکه همین الان هم بسیاری از مفاخر زبان فارسی و ادبیات فارسی افغانستانی هستن از پژوهشگران بزرگی مثل آقای نجیب مایل حروی که یکی از مفاخر ادبیات و در حقیقت تاریخ تصوف و عرفان و فلسفه ما هستن تا دیگران فراموش نکنید که آخوند خراسانی که یکی از مجتهدان طرفدار مشروطه بود زاده افغانستان بود و به هر حال این تاریخ مشترک سرگذشت مشترک و سرنوشت مشترک رو هرگز فراموش نکنیم من برای حسن خطاب این جلسه یک مثنوی مشهوری رو می‌خونم که شما اغلب تون شنیدید از آقای محمد کاظم کاظمی که یک مثنوی بسیار بسیار مشهوری اس راجع به یک مهاجر افغانی که مهاجر افغانستانی که ایران رو داره ترک میکنه و با این خوندن این مثنوی این جلسه رو به پایان میبریم از خانم فروغ آقای انور و آقای زاهد آقای بهرام و آقای حمید هم بسیار سپاسگزارم و امیدوارم که دوباره وقت هم صحبتی با همه شما رو داشته باشم اگر اجازه بدید من این مثنوی رو می‌خونم و اتاق رو می‌بندیم غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت پیاده آمده بودم پیاده خواهم رفت تلسم غربتم امشب شکسته خواهد شد و سفره‌ای که توهی بود بسته خواهد شد و در حوالی شب‌های عید همسایه صدای گریه نخواهی شنید همسایه همان غریبه که قلک نداشت خواهد رفت و کودکی که عروسک نداشت خواهد رفت منم تمام افق را به رنج گردیده منم که هر که مرا دیده در گذر دیده منم که نانی اگر داشتم از آجر بود و سفره ام که نبود از گرسنگی پر بود به هرچه آینه تصویری از شکست من است و سنگ سنگ بناها نشان دست من است اگر به لطف و اگر قهر می‌شناسند ام تمام مردم این شهر می‌شناسند من ایستادم اگر پشت آسمان خم شد نماز خواندم اگر دهر ابن ملجم شد تلسم غربتم امشب شکسته خواهد شد و سفرهام که توهی بود بسته خواهد شد غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت پیاده آمده بودم پیاده خواهم رفت چگونه باز نگردم که سنگرم آنجاست چگونه آه مزار برادرم آنجاست چگونه بازنگردم که مسجد و محراب و تیغ و تیغ منتظر بوسه برسرم آنجاست اقامه بود و ازآن بود آنچه اینجا بود قیام بستن و الله اکبرم آنجاست شکست والی اینجا شکست طاقت نیست کرانه‌ای که در آن خوب می‌پرم آنجاست مگیر خورده که یک پا و یک عصا دارم مگیر خورده که آن پای دیگرم آنجاست شکسته می‌گذرم شب شکسته می‌گذرم امشب از کنار شما و شرمسارم از الطاف بی‌شمار شما من از سکوت شب سردتان خبر دارم شهید دادم از دردتان خبر دارم تو هم به سان من از یک ستاره سر دیدی پدر ندیدی و خاکستر پدر دیدی تویی که کوچه غربت سپرده‌ای با من و نعش سوخته بر شانه برده‌ای با من تو زخم دیدی اگر تازیان من خوردم تو سنگ خوردی اگر آب ودان من خوردم اگر چه مزرعه ما دانه‌های جو هم داشت و چند بطه مستوجب دروغ هم داشت اگرچه تلخ شد آرامش همیشه تان اگرچه کودک من سنگ زد به شیشه تان اگرچه متهم جرم مستند بودم اگرچه لایق سنگینی لهد بودم دم سفر نپسندید ناامید مرا ولو دروغ عزیزان بهل کنید مرا تمام آنچه ندارم نهاده خواهم رفت پیاده آمده بودم پیاده خواهم رفت به این امام قسم چیز دیگری نبرم به جز غبار حرم چیز دیگری نب برم خدا زیاد کند اجر دین و دنیاتون و مستجاب شود باقی دعاها دعاهاتون همیشه قلک فرزند هایتان پر با و نان دشمنتان هر که هست آجر با سپاسگزارم تا نوبت دیگر