سلام بر دوستان
گرامی سلام عرض میکنم بر دوستان گرامی در
یوتیوب و در کلاب هاوس بسیار سپاسگزارم از
اینکه در این لحظات با من هستید
[موسیقی]
بله آقای جعفر سلام ایشون فرمودن که یه
سوالی کردن که سعی مکنم جواب بدم
چشم سلام عرض میکنم به دوستان گرامی در
کلاب هاس
ما این جلسه رو همون طور
که رسم این مدت اخیر هست به طور همزمان در
یوتیوب در کلاب هاس برگزار میکنیم برای
اینکه بعضی دوستان مخصوصا در ایران براشون
راحتتره از طریق کلاب هاوس وارد بشن بعضی
از طریق یوتیوب من سعی میکنم که صحبتم که
تمام شد
در
یوتیوب بخش سوالها رو در کلاب هاس ادامه
بدم
و بخاطر که فایل یوتیوب سنگین نشه که باز
دوستم برای استفاده در آینده
بهش سخت
به سختی بیفتن در
حقیقت سلام آقای
زاهد سلام آقای خلجی سلام ح شما خوب است
سلام دوستان بله سلام عرض میکنم خدمت
دوستان یک یک دقیقه صبر میکنیم تا دوستان
به ما
بپیوندن سلام آقای آریو ممنونم آقای امیر
یک خبر خوب امروز اینه که از بس دوستان از
این کیفیت صدای من به تنگ آمده بودن یکی
از دوستان برای من به عنوان
هدیه امروز یک میکروفون فرستاده و
امیدوارم که صدای من با میکروفون در
یوتیوب بهتر باشه
اگر قبلاً هم خیلی اذیت شدین من از شما
عذر
میخوام امیدوارم این به کیفیت صدا کمک
بکنه خانم زهرا خانم آقای رضا بسیار
سپاسگزارم
بله من به برخی از این سؤالا خواهم پرداخت
آقای رضا پرسیدن چرا هیچ ک هیچ در
اپوزیسیون یک حزب حرفهای و دارای سلسله
مراتب و دفتر و حساب کتاب نداریم خب
اپوزیسیون منظور دقیقا چی هست چون
اپوزیسیون کلمه اس که معنای خیلی خاصی
نداره یعنی تعریف خیلی خاصی نداره در مورد
ایران به کی میگیم
اپوزیسیون بعد ا وقت این سؤالا اقت اون
موقع مطرح میشه که بدونیم توافق کنیم و مف
اپوزیسیون آقای تام خیلی ممنونم آقای امیر
سلام عرض میکنم بر شما بسیار
خوب
ما فکر میکنم یک دقیقه دیگه به موقعیت
اصلی فرصت داریم یک دقیقه دیگه صبر میکنیم
و صحبت شرو
بله اجازه بدید که سلام دوباره عرض کنم
خدمت دوستان گرامی در هر
جای جهان که هستن مخصوصاً وهموطنان عزیزی
که در ایران هستن خارج از ایران هستن و
همه فارسی
زبانان بسیار سپاسگزارم که در این لحظه در
این برنامه هم با من هستید ما به طور
همزمان در کلاب هاوس و یوتیوب این برنامه
رو پخش میکنیم
و از کسانی که در یوتیوب هستن من ازشون
خواهش میکنم که از این کانال یوتیوب من
حمایت بکنن به هر نحوی برای اینکه برای من
خیلی اهمیت زیادی پیدا کرده و به من کمک
میکنه که من بتونم با آرامش خاطر بیشتری
در خدمت شما باشم و برنامههایی با کیفیت
بهتری خدمت شما ارائه
کنم این از آگهی بازرگانی در ابتدای کار و
خواهش من و اما بحث امروز بحث امروز در
مورد چند مفهوم کلیدی هست که مخصوصا آقای
خامنهای روز
گذشته در سخنرانیش مطرح کرد و خیلی مهم
هست که ما بدونیم که آقای خامنهای به چه
معنا اینها رو به کار میبره دیگران به چه
معنا به کار میبرن و آیا مهم هست که
اساساً ما اینها رو به چه معنا به کار
میبریم یا نه حالا هدف نهایی من در این
این هست که بگم که بسیاری از مخالفان
رژیم یا بسیاری از کسانی که اصلا بی تفاوت
هستن به رژیم و به مباحث سیاسی درکشون از
این مفاهیم کما کما بیش شبیه آقای
خامنهای و چون درکش چون شبیه آقای
خامنهای ولو اینکه مخالف آقای خامنهای
هم باشن به تداوم نظام جمهوری اسلامی کمک
میکنن در حقیقت اونچه که به تداوم
نظامهای توتالیتر کمک میکنه مخالفت یا
موافقت شهروندان نیست بلکه طرز تفکرشون
هست شکلی که فکر میکنن اگر شما به ایران
به ملت ایران به قدرت ایران و امنیت ایران
مثل آقای خامنهای فکر بکنید ممکنه که
دشمن خامنهای هم باشید ولی شما در حقیقت
تداوم بخش نظام توتالیتر هستید یعنی شما
اگر از همون موضعی که آقای خامنهای میگه
امنیت ایران شما بگید آره خامنهای بده
خامنهای به امنیت ایران ضرر رسونده ولی
درکتون از امنیت یکی باشه یا درکتون از
مردم ایران یا از ایران یکی باشه شما در
مقام مخالف
به رژ جمهوری اسلامی یا یک رژیم توتالیتر
بیشتر کمک میکنید تا موافقان ش من
صحبتهای آقای خامنهای رو آقای زاهد صدای
من میاد در کلاب
هاس آقای زاهد بله آقای خلی صدای شما هست
بله شما
ب بسیار
خب آقای خامنهای دیروز صحبت کردن در
جمع دیدار خانوادههای شهدای امنیت اسمشو
گذاشتن شهدای امنیت اینم یه اصطلاح جدیدی
هست
ما یعنی نشون میده که آقای خامنهای در
حقیقت داره
از کلماتی که برای یعنی کلماتی که قبلا به
کار میبردن زبانشون زبان ایدئولوژیک مدام
فرسوده میشه دیگه یعنی زبان ایدئولوژیک به
دلیل
میگن ماشینه خیلی تند رفته یا تاقان
سوزونده در حقیقت ایدئولوژیها انقدر
کلمات رو به شدت بیرویه مصرف میکنن که ی
تقا میسوزه یعنی کلمات دیگه فرسوده میشن
دیگه معنی نمیدن در نتیجه شروع میکنن از
کلماتی که هنوز پیش مردم اهمیت دارن
استفاده میکنن و دوباره اونو بی اهمیت
میکنن یکیش همین امنیته و حالا من یادم
افتاد که آخرین مطلبی که من در ایران
نوشتم بعد از بستن فله مطبوعات در
اردیبهشت
۷۸ بود اگر ا نکنم
۷۹ بود که من یه مطلبی نوشتم در روزنامه
ایران عنوانش این بود که امنیت علیه آزادی
در حقیقت به
بهانه مطبوعات و بستن به فرمان آقای
خامنهای و اتهامش اقدام علیه امنیت ملی
بود من اونجا اسم مقاله من هست امنیت علیه
آزادی یک ستون نیست که در روزنامه ایران
منتشر شد ا آخرین چیزی بود که من در ایران
اجازه انتشارش داشتم و بعد از اون ماه بدی
ایران ت ایشون در این سخنرانی میگن
که ارزش شهدای امنیت را چجور میتوان
فهمید از اهمیت و ارزش امنیت میتوان
فهمید وقتی ما تشخیص دادیم و فهمیدیم که
امنیت چقدر برای کشور مهم است آن وقت برای
حافظ امنیت چه از سازمان انتظامی باشد چه
از بسیط باشد چه از دستگاههای اطلاعاتی
باشد از هر جا برای کسی ی که در این راه
سین سپر کرده است اهمیت قائل میشوید و
شهید این راه را جزو برترین شهدای راه حق
به شما میآوریم و واقع قضیه هم همین است
قطعاً یکی از برترین نیازهای هر کشوری هر
جامعهای امنیت است اگر امنیت در جامعه
نباشد هیچ چیزی نیست نه اقتصاد هست نه علم
هست نه پیشرفت هست نه خانواده هست امنیت
در واقع زیربنای همه وسیلهها و راههای
پیشرفت یک ملت و یک کشور است امنیت اینجور
است آرامش روانی آ آرامش روانی جامعه ناشی
از امنیت است امکان تحصیل و پیشرفت جوانان
ناشی از امنیت است لذا نعمت بزرگ خداست
شما ملاحظه کنید در قرآن که
فلان هر جا امنیت و حافظان امنیت نباشند
شرارت هست این قاعده کلیست لذاست که حوزه
مأموریت این جوانان عزیز ما که در بخشهای
مختلف امنیت که اشاره کردم مشغول فعالیتند
بسیار وسیع است همه اینها مشمول این لطف
الهی هستند که جزو برترینها محسوب میشود
یک نفر در مرز شرارت میکند یکی در داخل
خیابان شرارت میکند یکی با راهزنی در
خانه و مغازه این و آن شرارت میکند یکی
با شایع پراکنی شرارت میکنند یکی با
ارتکاب قتل شرارت میکنند یکی با قاچاق
مواد مخدر شرارت میکنند یا با قاچاق سلاح
شرارت میکنند اینها همه شرارت است هر
کسی در مقابل هر کدام از این شقوق و امثال
اینها بایستد عنوان عنوان حافظ امنیت و
پاسدار امنیت بر او صادق است و این افتخار
بزرگ شامل حال اوست در همه این احوا حوادث
این عزیزان هستند که سینه سپر میکنن و به
پیشواز خطر میروند و کار میکنن خب میگه
که در یک نکته در اینجا وجود دارد و آن
این است که خب حالا برای حفظ امنیت کشور
آن عنصر ضروری و لازم چیست بعضیها در
تحلیلهای گوناگون در فهم عجیب از مسئله
تصور میکنن اگر بخواهیم کشور در امنیت
باشد باید سراغ ابزارهای حساس کننده قدرت
نرویم مثلاً چه لزومی دارد ما موشک با
فلان برد را داشته باشیم که حساس بشون خب
حالا به اینجا برخواهم گشت بنابراین آقای
خامنهای مهمه معتقده یا بیان میکنه که
مهمترین مسئله امنیته و کسانی که حافظ
امنیت هستن مهمترین آدم هستن چون که
پیشرفت و علم و نمیدونم همه چیز در گرا
امنیته خب
این رو به اصطلاح میگن که کلمت حق راباطل
یعنی حرف حقی که مقصود باطلی پشت سر او
هست
یعنی به منظور باطلی ازش به کار می حرف
درستی که به صورت نادرست به کار برده میشه
بله امنیت همینطور منتها امنیت به چه معنا
در حقیقت آقای خامنهای میخواد بگه که
جمهوری اسلامی اگر هر ضعفی داره اقتصادش
خرابه تو سرت می میزنه آزادی تون رو
محدود میکنه هر کاری که میکنه اما اگر
امنیت شما رو بتونه حفظ بکنه بنابراین
داره بهترین کاررو داره انجام اونا همه فر
شما اگر امنیت نداشته باشید که نمیتونید
آزادی داشته باشید شما اگه امنیت نداشته
باشید که نمیتونید به اصطلاح پیشرفت کنید
نمیتونید دانشگاه برید نمیتونید تحصیل
کنید نمیتونید ازدواج کنید نمیتونید
خانواده تشکیل بدید نمیتونید زندگی داشته
باشید بنابراین جمهوری اسلامی به دلیل این
کهه تأمین کننده امنیت شماست این امنیت
حافظ امنیت بالاترین مقام داره و مهمترین
منبع یا دلیل مشروعیت هست یعنی مشروعیت یک
نظامی به این هست که بتونه امنیت او رو
تعوی بکنه خب اینو در نظر داشته باشید ما
در اسلام ما تئوری مشروعیت نداریم یعنی
مشروعیت حالا بحث مفصلی اس در اسلام
اصولاً کسی که با زور به سر به حکومت
میرسیده اگر میتونسته اعمال زور بکنه
طبیعتاً او دیگه قبول میشده حکومتش درست
بوده و در بسیاری از الحقل من غلب به
اصطلاح و در بسیاری
از گرایشهای فقهی و فقهی و کلامی سلطان
اسلام یا سلطان شیعه کسیست که حافظ بیضه
اسلام باشه این بیضه اسلام به مفهوم
قلمروی اسلام هست
در حقیقت کار مهم سلطان این بوده که حالا
تو کشور حالا عدل میکرده ظلم میکرده کار
خوب میکرده بد میکرده هر کاری میکرده اونا
به کنار ولی وظیفه اصلیش و مهم و اون چیزی
که او رو به
اصطلاح شایسته لقب سلطان اسلام یا سلطان
شیعه میکرده اینه که از قلمرو اسلامی یا
از قلمرو شیعی حفاظت بکنه در حقیقت یعنی
از م ها و امنیت رو برقرار میکنه حفظ
امنیت در حقیقت یعنی آقای خامنهای در
حقیقت یک الان این حرفو که داره میزنه یک
ترکیبی اس از آموزه اسلامی و
آموزههای به اصطلاح فاشیست یعنی فاشیزم
دینی در حقیقت همینه خب ب حالا من نمیخوام
وارد بحث تئوریک قضیه بشم ببینید
امنیت یا سکوریتی به چه معناست امنیت به
این معناست که شما بتوانید
در وحله
اول بتوانید از جانتون از
سلامتتون
از زندگیتون از مالتون یعنی ملکت دارایی
تون حفاظت بکنید کسی به حق شما تعرض نکنه
این حق شما در وحله اول حق جانه یعنی شما
به عنوان یک انسان حق دارید که زنده باشید
بنابراین امنیت یعنی شرایطی که حق زیستن
شما حق دارایی شما حق مالکیت شما
حق و بعد حقوق دیگر شما همه این حقوق
محفوظ بمونن شما در چنین شرایطی میگید من
در امنیت به سر
میبرم فرض
بکنید در حق مفهوم حق در وحله اول
از مفهوم از مالکیت میاد یعنی
اگر
شما نتونید مالکیت خودتون رو حفظ بکنید
یعنی مالکیت شما محترم شمرده نشه بقیه
حقوق شما هم ضایع میشه وقت این مالکیت یک
مفهوم خیلی گسترده داره دیگه مالکیت فقط
این نیست که مثلا خونه من دولتی که تورم
ایجاد میکنه ی مثلا
داره منابع نفتی رو دریا سرمایههای نفتی
رو در جهت خلاف امنیت ملی خلاف مصالح ملی
خلاف خیر عمومی به کار میبره در حقیقت
دارایی رو به رسمیت نمیشناسه دیگه داره در
حقیقت دزدی میکنه مصادره میکنه به یغما
میبره و دولته دیگه ولی بدون اینکه شما
بدونید تورم اساساً یعنی دزدی دولتها
یعنی شما تو جیبتون ۱۰ دلار که دارین یا
۱۰۰ تومن که دارین این فردا این ۱۰۰ تومن
ارزشش میشه ۵۰ تومن یعنی ۵۰ تومن دولت
اومده دزدی کرده ازش خب بنا همه اینها به
چ چه معناست به این معناست که در نهایت
امر امنیت
یعنی مسون بودن حق آزادی شما یعنی آزاد
باشید که زندگی کنید نفس
بکشید آزاد باشید که مل چیزی داشته باشید
دارایی داشته باشید آزاد باشید که اون
دارایی رو چنان که میخواهید استفاده کنید
آزاد باشید که فارغ از رنگتون فارغ از
نژادتهران
عقیدتی تون یا تعلق های قومیت بتوانید
سرنوشت خودتون رو تعیین بکنید بتوانید
جامعه بسازید بتوانید در جامعه به صورت
برابر با دیگران زندگی بکنید در برابر در
پیشگاه قانون برابر باشه
یعنی حفظ امنیت فقط و فقط در معنای دقیق
کلمه به این معناست که شما آزادی
زیستن آزادی زنده بودن و آزادی زیستن و
شکل دادن به زندگیتونو داشته باشه تمام
آزادیها هم برمیگردن به آزادی بیان یعنی
اصل و اساس آزادی آزادی بیانه جایی که
آزادی بیان نیست هیچ آزادی دیگه نیست در
حقیقت آزادی بیان بنیان همه آزادیها است
وقتی هم که میگیم آزادی بیان به معنای
دقیق کلمه فرقی بین آزادی بیان و آزادی
اندیشه نیست یعنی بیان
گفتار زبان از اندیشه جدانیست چون این
مغالطه هاها رو
معمولاً بنیادگرایان یا روشنفکران دینی
انجام میدن که بین اندیشیده اندیشه آزاد و
بین بیان آزاد فرق میگذارن اندیشه و بیان
یکی هست در حقیقت اینجا مراد لوگوس هست
لوگوس به هم به معنای عقله و اندیشه است و
هم به معنای گفتار هست بنابراین بین
اینها فرقی نیست یعنی هم نطق ظاهری هم
نطق باطنی خب یعنی اندیشیدن آزاد و سخن
گفتن آزاد و بیان آزاد بنیاد همه آزادی
هاست به این ترتیب امنیت یعنی حفظ امنیت
یعنی حفظ آزادی بیان حفض آزادی اندیشه حفظ
آزاد زیستن حفظ آزادی وجدان حفظ انتخاب و
قضاوت آزادی قضاوت و آزادی
انتخاب این مفهوم در
حقیقت واقعی امنیت یا اون مفهوم که ما در
عصر مدرن میفهمیم هست اما در نظامهای
توتالیتر امنیت به چه معناست به این
معناست که امنیت میشه امنیت نظام یعنی
نظام باید محفوظ بمونه آقای آقای خمینی
گفت که حفظ
نظام اوجب واجبات است حفظ نظام یعنی همون
امنیت نظام امنیت نظام از اوجب واج جوا
هست حالا برای خود آقای خمینی تصریح
میکنه میگه اگر ما برای حفظ نظام لازم
باشه که یه عده مسلمونا کشته بشن کشته بشن
هیچ اشکالی نداره چون از نظر آقای خمینی و
آقای خامنهای امام حسین هم برای حفظ نظام
کشته شده و از اون طرف اگر آقای خمینی
تصریح میکنه میگه که اگر حضرت ولی اصل
یعنی امام دوازدهم شیعیانم لازم شد کشته
بشه برای حفظ نظام کشته بشه هیچ اشکالی
نداره بنابراین حفظ
نظام مهمتر از حفظ به قول آقای خمینیی
دماء مسلمین هست جان مسلمانها هست و
همینم دلیلم هست که معتقدن که خیلی از
فقها از جمله آقای خمینی که اگر در یک
جریانی ضربه زدن به دشمن موجب میشه که یه
عده مسلمانم از بین برن هیچ اشکالی نداره
آقای خمینی میگه برای حفظ نظام شما باید
شراب بخورید باید دروغ بگید دروغ توجه
داشته باشید که از اساس همه حقوق و
اخلاقیات هست یعنی شما میتونید آدم بکشید
و اگه خودتونم کشته شدید هیچ اشکالی نداره
چون این درکی از امنیت وجود داره که
اتفاقاً خیلی از ایران پرستان و ایران
دوستان و ناسیونالیستی افراطی در ایران
چنین تلقی دارن میگن که ایران باشه حکومت
مثلاً حکومت مطلوب ما باشه در ایان ولا
اینکه ۱۰ میلیونم کشته بشن ولا اینکه ۲۰
میلیونم کشته بشن
بنابراین در همین جریان
داستان حمله اسرائیل به ایران میدیدیم که
خیلیها معتقد بودن
که حمله اسرائیل اگر منتهی بشه به تغییر
نظام در ایران و این امرم لازمش این باشه
که یه عده زیادی کشته بشن هیچ اشکالی
نداره این همون دقیقاً تصور آقای خامنهای
هست همون تصور کهنهی که در پادشاهی در س
سلطنت بعد از اسلام در ایران وجود داشته
که سلطان اگر لازمش یعنی همین که امنیت به
اصطلاح مرزها رو نگه میداره نگه داشتن
مرزها به هیچ وجه حفظ امنیت مردم لزوماً
نیست بلکه در وحله اول و بیش از هر چیز
حفظ نظام هست شما باید علاوه بر اینکه
مرزها رو نگه میداریم کارای دیگه هم
بکنین این چیزهای دیگه رم حفظ بکنین تا
بشه اسمش رو امنیت عمومی گذاشت ولی اگر
مثلاً ما مرزها مونو حفظ بکنیم ولی توی
کشور خودمون مردمو اعدام بکنیم یا تو
خیابون خودمون مردمو بکشیم اینو دیگه بهش
نمیگن امنیت عمومی خب متأسفانه و این تصور
باعث شده که خیلی از روشنفکران خیلی حتی
از مخالفان سیاسی از یک ایران مقتدر همیشه
حمایت بکنن یعنی حتی مثلا کسایی مثل آقای
اردشیر زاهدی که وزیر امور خارجه زمان شاه
بود سفیر آمریکا در سفیر ایران در آمریکا
بود داماد سابق شاه بود محمدرضا شاه پهلوی
ایشون معتقد بود که
بله کسی مثل قاسم سلیمانی سرباز وطن هست و
من او رو ستایش میکنم خیلی ازش یعنی از
کسانی که در سوریه آدم می کشتن برای اینکه
سیاستهای منطقهی ایران پیش ببرن به عنوان
حامیان امنیت
و به اصطلاح سربازان وطن ازش یاد میگن و
خب خود آقای زاهدی هم به طور رسمی طرفدار
برنامه هستهای جمهوری اسلامی بود و من
حالا یادم نیست که از تسلیحات هستهی حرف
زده باشه یا نه ولی بسیاری هستند که حتی
طرفدار تسلیحات هستهی جمهوری اسلامی هم
هستن یعنی طرفدار این هستن که برنامه
جمهوری اسلامی نظامی بشه چرا به خاطر
اینکه ما ایران قوی میخوایم ایران باید
قوی باشه در برابر دشمنانش چرا اسرائیل
داره چرا پاکستان داره ما هم باید داشته
باشیم و بعد این رو شما بازتابش رو در
واکنش به
اصطلاح فعالان سیاسی یا چهرههای سیاسی
خارج و داخل کشور در مورد برنامه
سیاستهای منطقه ایرانم میبینید دیگه شما
ببینید جمهوری اسلامی
فعالانی که خود منتقد جمهوری اسلامی هستن
حالا چه اصلاح طلبن چه بر اندازن چه چپن
چه راستن چه سلطنت طلبن که چه غیر از
اونها ببینید که چه اندازه از سیاستهای
جمهوری اسلامی در منطقه انتقاد کردن چقدر
از برنامه تی هستهای جمهوری اسلامی انتقاد
کردن چقدر از برنامه موشکی جمهوری اسلامی
انتقاد کردن چقدر به جنگ در سوریه انتقاد
کردن چقدر در به اصطلاح به مداخلات جمهوری
اسلامی در منطقه انتقاد کردن مخصوصاً هرچه
شما بین سمت اصلاح طلبا و چپها و اینا
خیلی این رو کم کمرنگتر میبینید طبیعتا
بنابراین خیلی از ا خیلی از این ملی ها
خیلی من ما داشتیم در اون موقع که من
رادیو رده کار میکردم یکی از این
ایرانیهایی که خیلی اهورا مزدایی بود و
اصلاً امکان نداشت که به به این به اصطلاح
وقت ما وارد ساختمان رادیو میشدیم در دم
در خ یک نگهبانی بود که باید رد میشدیم
ازش اینا به این نگهبانی چک یاد داده بود
که خب این نگهبانا خ دوست داشتن که اینجا
رادیو اینترنشنال بود دیگه بخشهای مختلفی
داشت دوست داشتن که هر بخشی که میاد
بچههای که مثلا از طرف روسیه نمیدونم
طرف چینیه طرف ایرانیه عرب هست به زبان
خودشون سلام بگن این این نگهبانهای بیچاره
چک خیلی
چیز شده
بودن سرگردان شده بودن به خاطر اینکه یه
عده از این بچهها خیلی اهورا مزدایی بودن
و اینها م گفتن که درود باید بگید درود یه
عدای هم مثل من سلام معمولی میکردن بعد
اینا نمیدونستن که درود سلامه سلام درود
چیه داستان خلاصه میگم خیلی از اینا که
خیلی درود درودی و خیلی اهورا مزدایی هستن
این حرفا به شدت من اشخاص دیدم دلیل نداره
که نام ببرم اینها طرفدار آقای خامنهای
هستن در سیاست خارجش در سیاست داخلی باش
مخالفن طرفدار رژیم چنن طرفدار براندازی
ولی میگن ایران در هر شرایطی باید ارتشش
قوی باشه
ن تسی از نظر تسلیحاتی ق باشه این درست
تصور محمدرضا شاه پهلوی هم بود یعنی
محمدرضا شاه پهلوی به دلیل اینکه حالا
ایران از ج شکست در جنگهای روس گرفته تا
جنگ جهانی اول و دوم بر فکر میکرده تمام
این شکستها محصول ناتوانی نظامی ایران
هست تمام سعیش بر این بود که ایران رو از
نظر نظامی قوی کنه خب از اون طرف یک ارتش
قوی داشت از ی طرف هم ساواک داشت دیگه
یعنی درست همون تصور جمهوری اسلامی
خب این ضد امنیته طبیعتاً یعنی اولاً که
ضد یعنی شما ایران رو به هر مفهومی که
بفهمید فرق نمیکنه شما بگید ایران بگید
آلمان بگید کره شمالی بگید کره جنوبی بگید
چین ژاپن آمریکا در هر کشوری که امنیت از
سوی حکومتش یا
مردمش فقط به مفهوم امنیت نظامی و امنیت
در
حقیقت در برابر دشمن خارجی و امنیت به
مفهوم حفظ نظام فهمیده بشه ما در اون کشور
چیزی به نام آزادی نخواهیم داشت و ما در
اون کشور وقتی آزادی نخواهیم داشت یعنی که
شما حقوق دیگرت هم حقوق بشرون هم به راحتی
ن خواهد شد و این به این مفهومه که
شما ملیت رو یا به اصطلاح هویت ملی رو با
حکومت یکی میکنید یعنی در معرض این هستید
که هویت ملی رو با حکومت یکی کنید میخواید
بگید ایران قدرتمند باشه یعنی حکومت ایران
قدرتمند باشه منظورتون این هست حکومت
ایران باید قوی باشه حکومت ایران باید از
نظر نظامی در بازار رقابت تسلیحاتی پیشگام
و پی ساز باشه بنابراین شما همیشه وقتی
ایران که میگید ایران که اینطوره ایران
اون طوره در این حکومت با کشور با ملت با
جامعه یکی گرفته میشه و این خب خیلی به
نتایج فاجعه باری می
انجام خب ما ببینیم که حالا آقای خامنهای
در ادامه چی
میگه میگه که
یک نکته در اینجا وجود دارد و آن این است
که خب حالا برای حفظ امنیت کشور آن عنصر
ضروری و لازم چیست بعضیها در تحلیلهای
گوناگون در فهم عجیب از مسئله تصور میکنن
اگر بخواهیم کشور در امنیت باشد بایستی
سراغ ابزارهای حساس کننده قدرتها نرویم
مثلاً چه لزومی دارد ما موشک با فلان برد
را داشته باشیم که حساس بشوند خیال میکنن
اینجوری این شکلی میتوانند امنیت کشور را
تأمین کنن یعنی در واقع اینجور فکر میکنن
که اگر میخواهید کشور ام باشد ضعیف باشید
ابزارهای قدرت را برای خودتان فراهم نکنید
بعضی اینجور قضاوت میکنن این غلط است این
چیزی که امنیت را آن چیزی که امنیت را
برای کشور حفظ میکند قدرت ملی آن کشور
است این قدرت ملی دقیقاً منظورشون همون
حفظ نظام هست قوی بودن آن کشور است قوی
بودن از همه جهت قوی بودن در علم قوی بودن
در اقتصاد قوی بودن در امکان دفاع قوی
بودن در تسلیحات اینهاست که امنیت کشوررا
حفظ میکن و تأمین میکنن خب حالا یه نکته
خیلی جالب و مهمی که هست میگه ما این رو
بارها عرض کردیم باید قوی شد ملت باید روز
به روز خودش را بیشتر تقویت کند ایران قوی
ایران قویست که میتواند از خودش دفاع کند
میتواند امنیت خودش پیشرفت خودش را تمین
یه نکته خیلی مهم که باید بهش توجه
کنین اینه که حکومتهای ایدئولوژیک
معمولاً میگن حکومتهای توتالیتر فرقشون با
حکومتهای استبدادی اینه که ایدئولوژیک
یعنی اینکه میگه به سری آرمانها و
ارزشهایی چیز دارن نازیسم میگه ملت آلمان
نمیدونم کمونیسم میگه که پرولتاریا
رنجبران زحمتکشان جمهوری اسلامی میگه
مستضعفان مسلمان مسلمانان نمیدونم اسلام
ناب
محمدی جالب اینه که ا وقت با در تعریف
قدرت در تعریف امنیت در تعریف حکومت چیزی
به نام اخلاق درش وجود نداره یعنی اینها
ایدئولوژی در محله اول اینه که میگه یک
آرمانهایی داره دیگه ی ارزشهای داریم که
این ارزشها باید حفظ بشن نونم ظلم باید
از بین بره عدالت باید بر قرار بشه
نمیدونم جامعه باید اسلامی بشه اینا همه
ارزشهای به اصطلاح اخلاقی دیگه هنجاری ولی
در عمل از اخلاق درش هیچ خبری نیست یعنی
جمهوری اسلامی یا نازیسم کمونیسم و اینها
در عمل چیزی به نام اخلاق رو به رسمیت
نمیشناسن یعنی در تعریفشون از امنیت در
تعریفشون از آزادی نمیگن که این امنیت این
آزادی این ادا به اخلاق هم ربط داره به
عکس میگن شما برای حفظ امنیت برای حفظ
عدالت برای حفظ حکومت شما از هر اصل
اخلاقی و هر قاعده اخلاقی میتونید بگذرید
هم حکومت میگه به اصطلاح حکم
حکومتی یا به
اصطلاح اونچه که اختیارات رهبر ولی فقیه
اینه که قدرت داره اختیار داره مجاز هست
که از هر حکم الی حاکم ولی فقیه میتواند
احکام الهی رو همه رو تعطیل کنه حتی نماز
و روزه رو چه برسه به احکام اخلاقی مثل
همین که آقای خمینی میگه دروغ بگید و شراب
بخورید بنابراین این نکته خیلی مهم هست که
چیزی به نام اخلاق وجود نداره در حالی
که ایران قدرت ملت جامعه مردم هر چیزی که
شما صحبت بکنید اگر در وحله اول در وحله
دوم در وحله سوم و در محله نهایی به اخلاق
پیوند نخوره هیچ معنایی نداره یعنی کسی که
از ایران صحبت میکنه میگه من ایران
میپرستم من ایران پرستم نمیدونم قبله من
ایرانه من ایران دوستم من فلانم اگر به
چیزی به نام اخلاق پایوند نباشه او هرگز
به ایران خدمت نمیکنه و میتونه بزرگترین
دشمن ایران باشه توجه کنید که کسانی که
چیزی رو میپرستند اون چیزو نابود میکنن
نه کسانی که از
پرستش انتقاد میکنن خب وقتی که میگیم
اخلاق یعنی چی منظور از اخلاقی بودن چیه
منظور از اخلاقی بودن در وحله اول اینه که
شما با خودتون صادق
باشید یعنی چی یعنی کهه مثلاً من وقتی که
میگم انسان یک موجودیست که عقلش ناقصه
انسان یه موجودیست که ناگذیر خطا میکنه
ما خدا نیستیم بنابر این من هم هیچ موقع
نمیتونم هیچگونه فکری از خودم رو مطلق
بدونم این اصل اول اخلاقیه یعنی اینکه من
هیچ موقع نمیتونم بگم
که ایران اینه که من میگم ایران دوستی
اینه که من میگم مردم اونی که من میگم ملت
اونی که من میگم نمیدونم منافع ملی اونی
که من میگم بله یا آزادی اونی که من میگم
ببینید آزادی ایران نمیدونم منافع ملی
اینا همه ارزشن ولی فهم شما از اینها که
ارزش نیست درک شما از اینها تعریف شما از
اینها که مطلق نیست شما هر چقدرم که
ایراندوست باشید هم از ایران هم از
ایراندوستی هم از جامعه هم از منافع ملی
درکتون ناقص هست و در حقیقت اخلاقی زیستن
یعنی همواره رویکرد انتقادی به خود داشتن
رویکرد انتقادی به خود داشتن یعنی چی یعنی
سخن خود رو حرف خودمون رو تصور خودمون رو
حقیقت ن انگاریم با حقیقت زیستن به این
معناست که ما همیشه از حقیقت جدا
هستیم
آقای صدای منو میشنوین خانم
فروغ مایکت در کلاکس بستید متسفانه
ما نه بسته نبود اصلا به هیچ وجه یعنی شما
این مدت صدای من نشنیدین اصلا چرا من پخش
کردم از
ی بن ولی مایک شما بسته بود من زنگ زدم که
متوجه ش الان الان باز شد بله بله این در
حقیقت تلفن من قفت که میشه بست میبنده این
اشکال من
نب حالا من باید همش چیز کنم حواسم باشه
سعی میکنم به زودی پایان
بدم ما الان ۳۰ دقیقه هست که در خدمت شما
هستم در نتیجه با حقیقت زیستن یعنی با
خودرو راست بودن اصل اول اخلاقیه این این
اصل اول اخلاقی ایجاب میکنه که شما
خودتونو حقیقت نپندارید شما خودتونو خدا
نپندارید در نتیجه وقتی که ما از ایران
حرف میزنیم ایران چیه اون چیزی که ما در
گفتگو با یکدیگر اون رو میتونیم ایران
بنامیم مصلحت ایران چیه منفعت ایران چیه
خیر عمومی چیه امنیت ایران چیه آزادی
ایران چیه حقوق ایران چیه قانون اساسی
ایران چیه اینها چیزهاییست که فقط و فقط
در گفتگوی مدام صورت میگیره شما
نمیتونید بگید که من مشکل رضا محمدرضا
شاه پهلوی و رضا شاه پهلوی و بسیاری از
هموطنان ما اینه که فکر میکنن خ اونا فقط
ایرانین اونا فقط ایرانی ایلن اونا فقط
ایرانو دوست دارن حالا فرق نمیکنه ها روشن
فکرش نمیدونم هر کی یا محمدرضا شاه عاشق
ایران بود عاشق ایران بود هیچ تردیدی در
این نیست ولی فکر میکرد فقط خودش عاشق
ایرانه و بقیه مردم عاشق ایران نیستن یا
خودش میفهمه که مصلحت ایران چی هست خب
این فاجعه است این میانجامید به فاجعه و
اینو بهتون میگم محمدرضا شاه به هیچ وجه
در این امر استثنا نیست یکی از بیشمار در
میان ما ایان یه عده فکر میکنن ایران این
که من میگم منفعتش اینه که من میگم ایران
دوستی یعنی این که من میگم پس هر کی
اینجوری فکر نکنه ایران ستیزه یا به ایران
علاقهی نداره یا ایرانو تحقیر میکنه این
یک فاجعه بسیار بزرگ در نتیجه با کسی
ایران دوست حقیقی اس که خودش رو درو تنها
ایران دوست حقیقی نداند کسی
حقیقت جو و حقیقت خواه هست که خودش را
حقیقت نپندارم کسی
اهل به آزادیخواه است که آزادی را برای
خودش فقط نخواهد کسی به حقوق بشر احترام
میگذارد که خودش را معیار حقوق بشر نداند
این میشه اصل اخلاقی این اصل اخلاقی هست
که به ما امنیت میده یعنی چی یعنی به ما
اجازه میده جامعه بسازیم چرا چون اگر شما
همه چیز رو بر این فرض گذاشتید که ما برای
اون نیاز به توافق داریم نیاز به گفتگو
داریم اونوقت یعنی چی یعنی کهه ما حاضر
نیستیم که اراده یک نفر بر اراده دیگران
حاکم بشه یک نفر یک معیاری بیاره برای حق
و حقیقت و ایران دیگران رو ترد بکنه در
نتیجه ما همواره با هم گفتگو خواهیم کرد
جامعهای که گفتگو میکنه جامعهای که
حقیقت رو مفهوم حقیقت رو مفهوم آزادی رو و
مفهوم امنیت رو وابسته به گفتگو و ارتباط
با هم میدونه جامعه امنه ولی جامعه که
چنین نباشه به هیچ وز از امنیت برخوردار
نیست و اگر امنیتی هم باشه امنیت گورستان
یعنی یه مشت آدمای مرده بیحرکت یا آدمایی
که مثل ربات هستن و تحت کنترل حکومت هستن
یا واکنششون نسبت به حکومت شرطی هست من
اینجا سخنم رو پایان
میدم و
[موسیقی]
در کلاب هاوس در خدمت شما هستم تا نیم
ساعت و بعد در فرصتهای دیگه باز امیدوارم
راجع به این مسائل بیشتر با هم گفتگو کنیم
سپاسگزارم تا نوبتی دیگر با دوستان یوتیوب
خداحافظی میکنم در خدمت شما هستم خانم
فروغ و آقای زاهر