«چرا در ایران انقلاب نمی‌شود؟»

سلام عرض می‌کنم خدمت دوستان گرامی امیدوارم که حالتون خوب باشه همون طور که اعلام کردم در این جلسه میخوام مقاله‌ای رو که ۶ سال پیش تقریباً نوشتم در بهمن ماه ۱۳۹۷ با عنوان چرا در ایران انقلاب نمیشود این مقاله رو برای شما روخانی کنم برای اینکه شاید بعضی‌ها به این مقاله دسترسی نداشته باشن یا ترجیح بدن که نسخه صوتیش رو گوش بدن و به این وسیله حداقل یک نسخه صوتی هم برای این مقاله در دسترس خواهد بود توجه داشته باشید که این مقاله رو من در سوم بهمن ماه ۱۳۹۷ نوشتم و در سایت رادیو فردا منتشر کردم در توضیحات همین ویدیوی که می‌بینید در یوتیوب لینک مقاله رو هم قرار دادم سلام عرض می‌کنم خدمت دوستان گرامی آقای جواد و آقای کریمی اگر اجازه بدید من این مقاله رو براتون بخونم چرا در ایران انقلاب نمی‌شود جمهوری اسلامی همره در لحظه حساس کنونی زیسته است بحران‌های آن مانند خود انقلاب تغییر چهره می‌دهند یا تکسیر می‌شوند ولی پایان نمی‌پذیرند پس چرا نظام سیاسی هنوز با خطر بی‌ثباتی روبهرو نیست در سال‌های اخیر افزایش و گسترش شکاف طبقاتی فساد سیستماتیک دولتی و فشارهای بین‌الملل ی بر نارضایتی عمومی افزوده و اعتراضات سراسری پراکنده‌ای برانگیخته است چرا حکومت تاکنون از پس کنترل اعتراضات برآمده است طی چهاردهه گذشته جریان خبررسانی از انحصار دولت درآمده است رسانه‌های برونمرزی به ویژه شبکه‌های ماهواره‌ای فراگیری اینترنت و بسا آمد با بالای سفرهای خارجی مردم تحولی بنیادی در روند اطلاعرسانی و آگاهی عمومی پدید آورده‌اند حتی رسانه‌های رسمی یا نیمه رسمی به طور روزانه فساد اقتصادی کارگزاران و وابستگان دولت را گزارش می‌دهند و گوشه‌هایی از سرکوب مخالفان سیاسی و فعالان مدنی را فاش می‌کنند بخش عظیمی از جامعه خشم خود را را از وضع موجود فرو می‌خورد با این همه چرا عمیق‌تر شدن احساس استیصال جامعه آن را از انفعال بیرون نمی‌آورد آیا چشم‌اندازی برای براندازی رژیم و برقراری دموکراسی هست بدون توافق بر سر مفهوم انقلاب و تعریف نوع نظام جمهوری اسلامی یافتن پاسخی برای این پرسش‌ها دشوار است مفهوم انقلاب گاه با شورش‌های مردمی کودتا جنگ‌های مذهبی و اصلاحات رادیکال دولتی یکی گرفته شده و ابهام آفریده است در اینجا انقلاب را به معنای جنبش فراگیر توده‌ای به کار می‌بریم که اغلب با زور و خشونت به حیات عناصر بنیادی یک نظام سیاسی پایان می‌دهد تا نظم نوین دلخواه را جایگزین آن گرد ر داند از نظر لنین انقلاب در شرایطی رخ می‌دهد که مردم در آن دیگر حاضر به تحمل زندگی تحت نظام مستقر نیستند و در عین حال توانایی حاکمان برای اعمال قدرت از راه ابزارهای موجود به تحلیل رفته است بنابراین فلاکت و فقر فراگیر خودبخود به اسیان مردم و سقوط رژیم نمی‌انجامد حتی به عکس درماندگی عمومی در شرایطی می‌تواند ضامن بقای طبقه حاکم گردد و آن را یگانه امید برای تضمین و تأمین نیازهای حداقلی مثل نان و امنیت جلوه دهد جمهوری اسلامی نه نظامی دموکراتیک است نه نوعی اقتدارگرایی تمامعیار بلکه از خانواده رژیم‌هایی اس که امروزه دانشمندان سیاسی آن را دوبنی یا هیبرید رژیم می‌خوانند آمیزه‌ای از نهادهای دموکراتیک و دستگاه‌ها و سازوکارهای اقتدارگرا همانطور که خودرهای دوگانه‌سوز از دو منبع انرژی بهره می‌گیرن رژیم‌های دوبنی به دو نوع دستگاه ایدئولوژیک و اعمال قدرت تومان تکیه می‌کنند تا به اقتضای ضرورت و حاجت دردسرهای جدی را از سر بگذرانند بدون آنکه ناگزیر به اجرای اصلاحات اساسی شوند یا در پی بستن درها به روی اصلاحات یکسره فرو بپاشند اقتدارگرایی رقابتی کامپیو آ آتوری آتوریتی ازم یا اقتدارگرایی انتخاباتی الکترال آتوریتی ازم نام دیگر این رژیم‌ها است بیشتر رژیم‌هایی که پس از سقوط بلوک شرق و پایان اتحاد جماهیر شوروی از جمله در روسیه پدید آمدند یا برخی کشورهای در حال توسعه آمریکای لاتین این نمونه‌هایی از رژیم دوبنی اند از غذا شماری از آنها حاصل انقلابی مخملی یا براندازی قهرآمیز ان که در عمل به توتالیتاریسم به توتالیتاریسم سرنگون شده جامعه جدیدی پوشانده‌اند بسیاری از آنها دهه‌ها عمر کرده‌اند و هنوز چندان اثری از شکاف و شکست در سقف و ستونش پیدا نیست رژیم دوبونی فرمی دموکراتیک و محتو وای تمامیت‌خواه دارد دموکراسی متعهد و معیوبی اس که در آن حلقه بسته‌ای از نخبگان برای جابهجایی قدرت با هم رقابت می‌کنند و از انتخابات و نهادهای دموکراتیک همچون ابزاری برای کسب مشروعیت بهره می‌گیرند گرچه رقابت نخبگان جدیست ولی روند و فرایند انتخابات را عادلانه و آزاد نمی‌توان خواند نقش مرکزی رهبر تا حدیست که او را به تجسد دولت بدل می‌سازد در ادبیات جمهوری اسلامی گاهی با تعبیر نظام از رهبری یاد می‌شود سرای حقیقی دولت بیت رهبری است رهبری مرجع اعلای قانون‌گذاری ناظر بر اجرای آن و بنا به مصلحت دارای حق نقض آن است تدابیر ویژه اضطراری و حکم حکومتی می‌تواند هر موقعیتی را به شرایط استثنایی بدل کند و قانون را در به حالت تعلیق درآورد کاربرد قانون اساسی تشریفاتی و مصلحتی است نهادها و قوای حکومت تحت سلطه کانون‌های قدرتند و اختیارات و استقلال عمل متعارف در کشورهای دموکراتیک را ندارند از جمله قوه قضاییه که وابسته ناقض قانون و زائده‌ای از هسته سخت رژیم است سیستم به گونه‌ای تبعیض آمیز و امتیاز بخش طراحی شده و کوری اخلاقی ایکال بلاین نس ویژگی بارز آن است برخلاف نظام‌های توتالیتر قرن بیستم رژیم‌های دوبونی در زمینه ایدئولوژیک از انعطاف پذیری خلاقانه‌ای برخوردارند در عین ترویج بدبینی به فرهنگ غرب در غربی شدن از دیگران پیشی می‌گیرن با کاهش انرژی ایدئولوژیک برای بسیج عمومی یا کن ترل ناخرسندی ها در شیپور ملی‌گرایی افراطی می‌دمند و یا احساسات مذهبی را برمی‌انگیزند تا حتی مخالفان حکومت را نیز به همراهی با سیاست‌های داخلی و خارجی خارجی‌شان وادارند اصول ایدئولوژیک رژیم‌های شبه اقتدارگرا از لحاظ نظری مقشوش و مبهم است و در عمل نیز به شکلی دلبخواهی اجرا می‌شود ابهام نظری و بی‌ قاعدگی اجرایی باعث می‌شود ایدئولوژی به کیش شخصیت پرستی تقلیل بیابد تعهد به نظام حاکم به معنای نزدیکی و وفاداری به افراد و نهادهای قدرتمند آن به ویژه رهبری تلقی می‌گردد آزادی شهروندان برای مشارکت در فرآیند سیاسی به میزان نزدیکی و وفاداری آنها به ارکان و کانون‌های قدرت بستگی دارد برای ورود به قد برای ورود به قلعه قدرت ولا و بیعت شخصی بیش از تعهد و تقید به ایدئولوژی راهگشاست سیاست امکان مشارکت برابر همه شهروندان در تعریف خیر عمومی و تصمیم‌‌گیری برای منافع ملی است دموکراسی‌ها دولت را از چشم‌انداز چنین سیاستی تعریف می‌کنند اما در رژیم‌هایی از نوع جمهوری اسلامی سیاست از منظر دولت تعریف می‌شود هدف نهایی دولت و فلسفه قانون نه حفظ منافع ملی و حقوق شهروندان که امری خیالی مانند مردم و در مورد جمهوری اسلامی اسلام ناب محمدی است رژیم‌های دوبنی قوی‌ترین و گسترده‌ترین دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی را می‌سازند تا نه تنها اداره‌ها و سازمان‌های دولتی که همه قلمرو عمومی را زیر ذره‌بین امنیتی و نظامی بگیرن نهادها و سازمان‌های مدنی آزادن ولی در چارچوب نظارت سخت‌گیرانه و قواعد نانوشته حکومت عمل می‌کنند جامعه مدنی زنده ولی ضعیف است و تنها در شرایط استثنایی یا طی فرایندی کند و محدود قادر به عقب راندن دولت و تحمیل خواسته‌های خود بر آن است دولت تنها به قصد تظاهر به دموکراتیک بودن آزادی بیان چار چمندی برای مخالفان معدودی در نظر می‌گیرد در رژیم دونی رسانه‌هایی که غیر دولتی شناخته می‌شوند از آزادی عمل بیشتری برخوردارند ولی تحت کنترل نرم دستگاه‌های نظارتی و امنیتی قرار دارند و گاهی به تریبون تبلیغاتی آنها بدل می‌شوند در این میان رسانه‌های اجتماعی نقشی دوگانه دارند از یک سو انحصار اطلاعرسانی را می‌شکنند و از سوی دیگر زمین‌های بارور برای رشد پوپولیسم پدید می‌آورند و ضعف نهادهای سنتی دولت را و ن و ضعف نهادهای سنتی دولت را در بسیج عمومی ببخشید و ضعف یک بار دیگه می‌خونم در این میان رسانه‌های اجتماعی نقشی دوگانه دارند از یک سو انحصار اطلاع رسانی دولت را می‌شکنند و از سو سوی دیگر زمین‌های باروری برای رشد پوپولیسم پدید می‌آورند و ضعف نهادهای سنتی دولت را در بسیج عمومی جبران می‌کنند رهبران مانند ماکیاولی باور دارند که آدمیان بر روی هم ناسپاس ان و زبان باز و فریبکار و ترسو و سودجو در نظام‌های توتالیتر در نظام‌های توتالیتر گذشته ابزارهای حکومت برای اعمال قدرت ترکیبی از سرکوب و وفاداری بود دولت اگر نمی‌توانست وفاداری کسی یا گروهی را جلب کند به سرکوب آن برمی‌خاست ولی در رژیم‌های دوبنی وجود سازوکار انتخابات امکان گسترده‌ای برای ظهور مداوم پوپولیسم پیش می‌گذارد و در فصل رقابت‌های انتخاباتی افکار عمومی را به هیجان و خیابان می‌آورد وقتی امید مردم به کارآمدی دولت کاهش می‌یابد جریان جدیدی از پوپولیسم به راه می‌افتد به این ترتیب دولت دوباره موفق می‌شود امید و اعتماد عمومی را برای مدتی نامعلوم مصادره کند و مشروعیت خود را ولو به طور نسبی ترمیم نماید کارگزاران محبوب دیروز با رانده شدن از کانون قدرت در قامت منتقدان و مصلحان ظاهر می‌شوند و ناگفته تنها اپوزیسیون رسمی کشور به شمار می‌آیند و آنها در قیاس با اپوزیسیون خارج از حکومت از امتیاز و آزادی بیشتری برخوردارند در اینجا با رژیم‌هایی ذاتاً اقتدارگرا و اصلاح‌طلبانی عملاً وابسته روبروییم که در شرایط انتخاباتی به مصابه حزب قدرت حاکم در برابر اپوزیسیون مجازی یا ویچ آوزی یا مخالفان مدیریت شده با هم رقابت می‌کنند در خارج از دولت افراد یا گروه‌های اجتماعی قابل توجهی وجود دارن که از همکاری و مشارکت با در زمینه‌های گ گوناگون سود می‌برند چون ایدئولوژی فاقد انسجام و دارای انعطاف است همکاری با دولت لزوماً نیازمند اعتقاد عملی به ایدئولوژی نیست می‌توان با بدگمانی و بی‌اعتقادی کامل به ایدئولوژی از سر انگیزه‌های شخصی ملی‌گرایانه یا گروهی منافع مشترکی با حکومت تعریف کرد و آگاهانه یا ناخودآگاه به تقویت پایگاه اجتماعی آن یاری نمود در اغلب اوقات ورود به شبکه دولتی وسیله‌ای برای کسب ثروت است به همین سبب درجه وفاداری هر یک از کارگزاران دولتی و مقامات حکومتی به ایدئولوژی حاکم با دیگری تفاوت دارد در همکاری افراد و گروه‌ها با دولت معمولاً انگیزه‌های سودجویانه شخصی و گروهی از ایمان و تعهد مکتبی نقش نیرومند تری را با می‌گذارد فساد اقتصادی و فرهنگی فراسوی کارگزاران یا وابستگان مستقیم حکومت دامن می‌گسترد هویت و موفقیت بخش عمده‌ای از مردم عادی وامدار انواع فسادهای ساختاری است منافعی که طبقات گوناگون ولو ناراضی و منتقد دولت از فساد دولتی می‌برن آنها را با زنجیره‌ای نامرئی به رژیم متصل و مقید می‌سازد بر خلاف کمونیسم شوروی رژیم‌های دوبونی تعلق یا تعهد طبقاتی ندارند بدین رو می‌توانند منافع مشترک یا ائتلاف مصلحتی با هر یک از طبقات و گروه‌های اجتماعی داشته باشند همچنین دلزدگی و سرخوردگی از حکومت نیز منحصر به طبقه خاص نیست ائتلاف‌های سیاسی به گروه‌ها و نهادهای درون قدرت محدود نیست و برخی از نهادهای حکومت متحد نیرومند نهادها و اقتداری اجتماعی مانند نهاد مذهبی به شمار می‌آیند در نتیجه دولت به تن های تصمیم‌گیرنده مطلق نیست و نهادهای مقتدری بیرون از دولت بر روند تصمیم‌گیری‌ها اثر می‌گذارند این کشورها با نوعی اقتصاد سرمایه‌داری رانتی اداره می‌شوند ثروت به صورت بی‌ قاعده‌ای میان نخبگان قدیم و جدید نظام سیاسی مدام تقسیم می‌شود نخبگان جدید از سازوکار قانونی برای دولتی کردن موقت ثروت خصوصی استفاده می‌کنند تا دوباره آن را به سود خود و مشتریانشان خصوصی کن کنند رژیم‌های دونی به ظاهر به قوانین بین‌المللی احترام می‌گذارند ولی در عمل رویکردی رندانه کلبی مسلک بدبینانه سینال و ریاکارانه به جامعه جهانی دارند در عین مبارزه با غرب انزواطلب نیستند به طور جدی برای برقراری رابطه‌ای هرچند نه مستحکم با کشورهای غربی می‌کشند و به دنبال متحدانی از میان رژیم‌های خویشاوند می‌گردن سیاست داخلی و سیاست خارجی این رژیم‌ها بر رادیکالیسم عمل‌گرا استوار است یعنی با آزمون مدام خطوط خطر و سنجش سود و هزینه خواست یک سالارانه خود را پیش می‌برند انعطاف پذیری قاعده گریز و پیش‌بینی ناپذیر دولت آن را در برابر فشارهای جامعه مدنی یا جامعه بین‌المللی عایق‌بندی می‌کند نه ایدئولوژی و نه قانون اساسی بلکه اراده رهبری اصل مقدس نظام است گردش قطب‌نمای کشتی دولت بر مدار مصلحت است زبان سیاسی نماینده صادق پیکره قدرت است در آینه ابهام‌ها چند پهلویی و بی‌معنایی زبان سیاسی این رژیم‌ها می‌توان آمیختگی و آشفتگی مبانی و مفاهیم ایدئولوژیک را ایان دید جمهوری اسلامی به مثابه یکی از رژیم‌های دوبونی کنونی نظام شبه توتالیتر مذهبی امنیتی است حکومت به رغم مبارز با تهاجم فرهنگی غرب و نبرد بی‌امان با فرهنگ و علوم انسانی جدید رغبتی شهوانی و سیری ناپذیر به تکنولوژی مدرن به ویژه صنایه نظامی و تسلیحاتی دارد با نگاهی ابزار گرا به تجدد رویارویی فرهنگی را قالب نرم‌تر جنگ نظامی می‌نگرد در کران عزم جزم برای تملک پرهزینه و پر پیامد تکنولوژی هسته‌‌ای و نظامی تملک تکنولوژی فرهنگی را هم ضرورتی امنیتی می‌انگارد به نیت کنترل افکار عمومی یا مهندسی اجتماع برای تصاحب فناوری پیشرفته قدرت نرم گشاده دستانه و بی‌حساب سرمایه‌گذاری می‌کند منافع مشترک میان حکومت و افراد نهادها و گروه‌های خارج از آن مرز میان حکومت و مردم را کمرنگ می‌سازد برای مثال در ایران امروز نهاد رو وانیت به رغم یک دست نبودن سود سرشاری از جمهوری اسلامی می‌برد گرچه بسیاری از مقامات و کارگزاران حکومت روحانیان نهاد روحانیت رسماً خارج از دولت و تحت مدیریت و نظارت آن است با این حال به دشواری می‌توان نهاد روحانیت را داخل یا خارج حکومت دانست خاصه آنکه حکومت ایران نه تنها به سبب ایدئولوژی ولایت فقیه که به سبب رسمیت مذهب شیعه اثناعشری در قانون اساسی مشروعیت خود را از حوزه علمیه می‌گیرد همچنین هزاران نهاد فرهنگی و بنگاه اقتصادی در کنترل سپاه پاسداران است ولی به دست دانشگاهیان و بازرگانان و غیر نظامیانی اداره می‌شود که از نظر کمی چندین برابر مستخدمان رسمی سپاه پاسداران ان از سوی دیگر نامعلوم بودن مرز میان بخش خصوصی و بخش دولتی و پیچیدگی‌های ساختاری و اداری تشخیص خط مرزی میان دولت و جامعه مدنی را کمابیش محال می‌نماید نکته مهم آن است که اشتراک منافع با حکومت را نباید به سرمایه و ثروت مادی و اقتصادی محدود دانست رژیم حاکم همانطور که بر سرمایه‌های ملی و گستره عمومی اقتصاد کشور سلطه‌ی بی‌نا ازه دارد می‌کوشد سرمایه‌های نمادین سیمبال کپیتال را نیز تحت مالکیت یا مدیریت انحصاری خود درآورد از موقعیت‌های ممتاز در سلسله مراتب اجتماعی شیوه تولید و توزیع سرمایه‌های نمادین در قلمروی دین فرهنگ و هویت ملی و مثلاً از بدل شدن به ستاره سینما گرفته تا گستردن بساط مرجعیت تقلید هیچ‌کدام بدون در نظر گرفتن حساسیت‌ها نیازها و انتظارهای حکومت دست یافتنی نیست نظام مناسبات اجتماعی و منطق بازار کالاهای نمادین تا اندازه بسیاری تابع خواست و اراده دولت است تا جایی که حتی ایرانیان مسافر و مهاجر کشورهای دیگر نیز باید طبق شعوب و در قالب معیارها و ممنوعیت‌های نظام رفتار کنند وگرنه با محرومیت از دسترسی آزادانه به این بازار مجازات می‌شوند بازیگران اجتماعی بدون هیچ قصد یا آگاهی به صورت خودانگیخته در چارچوب تعیین شده حکومت و در راستای سیاست‌های آن عمل می‌کنند کمیت و گاه پایگاه و گاه پایگان اجتماع شهروندانی که در کمال بی‌اعتقادی به ایدئولوژی ارزش‌های آن را باز تولید و توزیع می‌کنند وی بیشتر و اثرگذارتر از آن طیفی اس که دل در گرو مبانی عقیدتی نظام و رهبران آن نهاده‌اند فرائن گواهی می‌کند که از یک سو بخش تأثیرگذاری از مردم براندازی جمهوری اسلامی را تنها گزینه ناگزیر پیش روی خود نمی‌بینند و از سوی دیگر سازوکار پیچیده اعمال قدرت در جمهوری اسلامی در مهار جامعه و مدیریت سیال نارضایتی‌ها کارآمد است هزینه‌های انقلاب علیه رژیم به دلیل توانایی آن در کاربرد خشونت بالاست بدون آنکه حتی با قبول هزینه‌ها تضمینی برای پیروزی انقلاب متصور باشد امروزه براندازی به مثابه یگانه راه حل فوری خریدار چندانی ندارد یکی از آن رو که انقلاب و جنگ ۸ ساله هیچ یک هنوز به تاریخ دور نپیوسته و همچنان در خاطره جمعی زنده‌اند آثار روان گذا تراماتایز اینگ و حول انگیز این د رخداد در زندگی بسیاری مردم از جمله نسل جوان تازگی تشویش آور خود را از دست نداده است جامعه امروز ایران بسیار اتمیزه شده است روحیه و هم‌بستگی اجتماعی لازم برای بسیج عمومی علیه حکومت وجود ندارد افراد به رغم مشکلات فزاینده عموماً می‌کوشند زندگی روزمره خود را به نحوی بگذرانند که تا جای ممکن از آسیب‌ها دور بمانند فراموش نباید کرد که مثل مورد خاص جمهوری اسلامی بحران‌های پیاپی همیشه تهدیدی برای ثبات نظام سیاسی نیست می‌توان گفت بقای رژیم به بقای بحران‌ها و نو کردن آنهاست بحران‌های ۴۰ ساله اخیر در ایران همواره تصادفی و ناخواسته نبوده بلکه در بسیاری از موارد عامدانه و با برنامه تولید شده‌اند بحران‌های ارادی نقش شوک درمانی را دارند شکنجه شکا مغز زندانی را خاموش و روشن می‌کند ریست می‌کند ذهن او را به مدار صفر درجه می‌رساند و با خنسا کردن نیروی مقاومتش او را برای تن دادن به خواسته‌های بازجو آماده می‌سازد به همین ترتیب بحران‌های شوک‌آور ناگهان ذهن جامعه را از اندیشیدن باز می‌دارند و آن را در برابر اقتدار برتر یعنی دولت جبار و تمامیت‌خواه بی‌دفاع می‌نمایند در این هنگام جامعه دولت را هم‌زمان درد و درمان می‌بیند چون برون شد از بنبست از توان فرسوده جامعه برنمی‌آید و پناه امنی جز دامان دولت دیده نمی‌شود شک شدید مردم را به اوج سرگشتگی می‌برد ببخشید شک شدید مردم را به اوج سرگشتگی می‌برد سرگردانی و نگرانی ناگهانی تنها با نیرویی کنترل کننده از میان می‌رود رژیم بحران دستگاه دشمن سزی و کارخانه تولید ترس است انقیاد جامعه و وادادگی آن به دولت با توهم و ترس بازسازی می‌شود دشمن تنها دشمن حکومت نیست بلکه با مردم و حکومت به یکسان دشمنی می‌ورزد حکومت می‌کوشد مشکل را نه خسم خانگی که واقعیست بلکه هیولای خیالی پشت در جلوه دهد دشمن مشترک مردم و رژیم بیش از خود رژیم هراس آفرین می‌نماید وخامت بیشتر بحران اغواگر است و حتی مخالفان دولت را ترغیب می‌کند تا مطالبات خود را به تعلیق درآورده به دفاع از اصل نظام و موجودیت کشور برخیزند با این همه ضعف احتمال انقلاب در آینده به معنای بقای همیشگی جمهوری اسلامی نیست نه تنها سیاست سرکوب داخلی عمر درازی ندارد که بلندپروازی‌های ماجراجویانه منطقه‌ای و بین‌المللی نیز ماندگاری جمهوری اسلامی را بالقوه تهدید می‌کند بسته به عوامل گوناگون درونی و بیرونی تغییر رژیم می‌تواند از راه‌های دیگری جز انقلاب صورت بگیرد کودتا مرگ رهبری و رویارویی نظامی با ائتلافی به رهبری آمریکا از آن شمار است و هر کدام به تنهایی می‌توانند برگ آخر این دفتر را ورق زنند رژیم می‌تواند بدون مداخله مؤثر جامعه مدنی برافتد ولی جایگزینی آن با دموکراسی لاجرم محتاج جامعه مدنی است با پریشانی و پراکندگی جامعه مدنی تغییر رژیم از تحولی سطحی و سوری فراتر نمی‌رود بلکه با سقوط ولایت فقیه هسته سخت آن با نام و نشانی نو سر برمی‌آورد و زمام کشور را به دست می‌گیرد یگانه راه تغییر مسالمت‌آمیز و مؤثر رژیم بازیابی اعتماد به نفس جامعه مدنی و تلاش آن برای اتکا به خود است قطع منافع مشترک جامعه مدنی با رژیم شبه اقتدارگرای کنونی ضرورتی ناگزیر و وظیفه‌ای سخت دشوار است قیام علیه جمهوری اسلامی در وحله اول با نفی ارزش‌ها و هنجارهای نهادینه شده آن میسر می‌شود روان گسیختگی اسکیزوفرنی وهم زدگی ایلوژن اندر خوشی و خیالبافی اوتیسم و بریدگی از واقعیت سایکس میراث نظام‌های تمامیت خواه است قرائن و شواهد نشان می‌دهد ایرانیان ایرانیان بسیاری به این میراث شوم حساس شده برای جبران و درمان آن چاره می‌جویند با این همه برای مقاومت مدنی مؤثر بیش از هر چیز نیازمند انقلابی اخلاقی و معنوی هستیم انقلابی که آرمان آن آزادی از مطلق گرایی پایان سرکوب اراده فردی و ایستادگی در برابر همسان‌سازی شهروندان است چنین تحولی با تعهد آگاهانه به واقعیت و عقلانیت انتقادی امکان می‌پذیرد یعنی دلیری دانستن و درآمدن از نابالغی خودخواسته صداقت اصولی رهبران جامعه مدنی با خود و شهروندان چراغ امید به سیاست را برمی فروزد و دل‌های دلیر و جان‌های آزاد را به هم می‌پیوندد بسیار خب سپاسگزارم از دوستان گرامی و از باز از دوستان خواهش می‌کنم که اگر میتونن از این کانال حمایت بکنن به هر نحوه که میتونن برای من خیلی من رو خیلی قدردان خودشون میکنن با همه شما خداحافظی می‌کنم تا نوبت دیگر