گذشته و آینده‌ حزب الله و رابطه با ایران

سلام بر دوستان گرامی سپاسگزارم از اینکه با من هستید در این وقت و امیدوارم که صحبتهای سودمندی رو بتونم خدمت شما ارائه بدم سلام عرض می‌کنم خدمت دوستانی که در چت نوشتن آقای مروتی گفتن که شما گفته بودید ایران هیچوقت حزب‌الله رو مثل حماس رها نمیکنه خب اگر همچین چیزی گفتم به هر حال پیشبینی نادرستی کردم استاد ب توجه به شرایط در جنگ کنونی اشاره کلی به وضعیت آینده اروپا آمریکا و خاب میانه آیا حزب‌الله بدون حمایت‌های جمهوری اسلامی توان ادامه حیات دارد حتما صحبت میکنیم سپاسگزارم از شما آقای معین نجفی سلام عرض [موسیقی] می‌کنم ممنونم آقای احمدی [موسیقی] سپاسگزارم حزب‌الله در ۸ اکتبر پارسال اشتباه بزرگی کرد که خود رو در جنگ حماس دخالت داد سلام بر شما آقای منصور عباسی سلام بر دیگر دوستان خب اجازه بدید که من در این ۴۰ دقیقه ۵۰ دقیقه آینده که در خدمت شما هستم یک سری نکته‌هایی رو بگم راجع به اینکه حزب‌الله چرا به وجود اومد و حسن نصرالله که بود و اینکه آینده این سازمان مهم لبنانی چه خواهد شد خب میدونید که ایده صدور انقلاب یک بخش مهمی از ایدئولوژی جمهوری اسلامی بود ولی مسئله لبنان اهمیتش برای ایران و برای شیعیان برمیگرده به قبل از انقلاب ایران و زمانی که به ویژه امام موسی صدر به لبنان میره و جامعه به اصطلاح فرقی و به اصطلاح جامعه لبنانی یک جامعه اس که یعنی قانون اساسی که حتی چیزها نوشتند فرانسویها نوشتن برای لبنانیها چون فرانس لبنان مستعمره فرانسه بود کاملا قانون اساسی بر مبنای یک جامعه فرقی و تشکیل از فرقه گوناگون اگه اشتباه نکنم بین ۱۷ یا ۱۹ فرقه دینی هست که به رسمیت شناخته شدن ساخته شده در نتیجه رئیس جمهور در لبنان همیشه باید مسیحی باشه نخست وزیر باید همیشه مسلمان سنی باشه و رئیس مجلس باید همیشه شیعی باشن ی اصلا ساختار کشور کاملاً ساختار فرقه‌ای اس منتها شیعیان در قبل از قبل از اینکه امام موسی صدر به لبنان بره و کسی مثل شرف الدین اونجا روحانی بزرگی بود که به اصطلاح رهبر شیعیان محسوب میشد شیعیان از نظر توسعه اقتصادی و از نظر وضعیت اجتماعی در وضعیت بسیار ناهنجاری به شمار میرفتن بسیار فقیر بودن بسیار محرومیت اقتصادی بسیار شدیدی داشتن و در حقیقت تو توسعه اقتصادی در مناطق شیعه نشین وجود نداشت یعنی مخصوصا در جنوب بیروت و در جنوب لبنان که بیشتر شیعه نشین هستن محمدرضا شاه پهلوی خب خودش رو طبق قانون اساسی مشروطه سلطان یا پادشاه شیعه میدید و بنابراین به شیعیان در جهان کمک میکرد از جمله به لبنان و امام مسی صدر که بود که از رهبران مختلف دنیا کمک مادی میگرفت از جمله از ایران و با دولت ایران همکاری میکرد و بر خلاف فضایی که وجود داشت در میان طلاب جوان که خیلی انقلابی بودن و ضد شاه بودن و ضد به اصطلاح امپریالیسم و ضد نمیدونم اسرائیل و این حرفا امام موسی سد یک روحان کاملا میانه رو بود که با دولت‌ها همکاری میکرد و در آخرین سفری که کرد به لیبی ناپدید شد یا اینکه قذافی او رو کشت امام مسد در لبنان به سازماندهی شیعیان کمک کرد و در حقیقت شیعیان رو به یک وضعیت از نظر اقتصادی و از نظر سیاسی و اجتماعی به وضعیت بسیار متفاوتی ارتقا داد یک در حقیقت سازمان سیاسی ساخت به نام جنبش عمل عمل با الف یعنی حرکت العمل یعنی جنبش عمل عمل یعنی آرزو با ا به اصطلاح حزب عمل در عراق نباید اشتباه گرفته بشه اون عمل با عینه این جنبش عمل در حقیقت یک جنبش سیاسی بود که میخواست در فرآیند سیاسی در لبنان از طرف شیعیان مشارکت بکنه منتها انقلاب ایران که رخ داد و مسئله اسرائیل و اینها پیش آمد یعنی اسرائیل ستیزی به عنوان یکی از عناصر اصلی ایدئولوژی اسلامی و جمهوری اسلامی در دستور کار قرار گرفت خب داستان متفاوت شد لبنان کاملاً داستانش متفاوت شد در مورد ناپدید شدن امام موسی صدر شایعه‌های زیادی هست بعضیا معتقدن که ایران به هر حال ایران هیچ موقع به لیبی اعتراض نکرد این مسئله و هیچ موق پی نگرفت و این موجب ناخرسندی خانواده امام موسی صدر شد با اینکه یک نسبتی هم داشتن یعنی اون صادق توا توایی که برادر خانم احمد خمینی بود در حقیقت خواهرزاده امام موسی صدر بود با اینکه این نسبت‌های خانوادگی نزدیک وجود داشت ولی آقای خمینی هیچ موقع نه نامی از موسی صدر برد و نه خیلی ابراز تأسف کرد برای یاب او شخص آقای حالا این داستان خود جمهوری اسلامی شخص آقای خامنه‌ای نسبت به مسئله فلسطین و اسرائیل و مسئله در حقیقت بنیادگرایی اسلامی ارتباط ویژه‌ای داره یعنی آقای خامنه‌ای از کسانیست که از نخستین کسانیست که آثار سید قطب رو به فارسی ترجمه کرده و از او قهرمان فکری آقای خامنه‌ای به شمار میده آقای خامنه‌ای میگه که یک تکیه براتون بخونم یکه که در ششم مهر ماه ۱۳۴۹ وقتی که جمال عبدالناصر از دنیا میره آقای خامنه‌ای تازه از بازجویی بازگشته بود که شنید کسی فریاد میزند مژده مژده عبدالناصر مرد و از شنیدن این خبر ناراحت شد آقای خامنی خود بهش میگه میگه که من و انقلابیون مسلمان مبارز ایران در آن روز دست به گریبان نوعی پارادوکس در وجود خود بودیم من نمی‌دونستم که آقای خامنه‌ای کلم این پارادوکس م به کار برده جالبه و آن عبارت بود از هم‌بستگی شدید ما با سید قطب و اندیشه پویا و حرکت آفرین او و نیز همدلی و هم نظمی ما با قاتل وی یعنی جمال عبدالناصر من با خبر می‌دونید که جمال عبدالناصر در حقیقت سید قطب اعدام کرد من با شنیدن خبر اعدام سید قطب گریستم وقتی خبر عبدالناصر را هم دریافت کردم گریستم تعلق خاطر ما به سید قطب آشکار است و نیازی به بیان بیان انگیزه‌ها نیست وی با قلم ادیبانه اش و اندیشه تابان قرآنی اش و با استقامت و تحمل سختی‌های فراوان توانست اسلام را مکتبی پویا آزاداندیش بلندنظر دور نگر که احساس مباهات و سربلندی سرندی مسلمان نسبت به دین را در او زنده می‌کند و نو و روح نفرت و بیزاری از دلمشغولی بی‌ارزش را در آنها می‌دمد معرفی نماید اما احساس غرور و مباحات ما نسبت به عبدالناصر ناشی از انگیزه‌های روانی بود تا اعتقادی ما در آن روزها در ایران با حرکت استکباری سهمگین و زمخت که تحقیر دین و روحانیون بود مواجه بودیم و این فرایند تأثیر بسیار فاحشی در بروز شکست روحی و روانی جوانان و روشنفکرانی که مرعوب قدرت‌های استکباری شده بودن فراهم کرده بود و آقای خامنه‌ای در حقیقت یک احساس با اینکه هیچ موقع از ایران بیرون نرفته بود قبل از انقلاب مگر یکار عراق با خانوادش رفته بودن ولی یک احساس خیلی نزدیکی به مصری‌ها و فلسطینی‌ها می‌کرد خب میگم سید قطب و اخوان المسلمین و در بین قاریان قرآن به قرائت قرآن خیلی علاقه داشت به صوت مصطفی اسماعیل بنابراین مسئله اسرائیل و فلسطین براش یک مسئله ع حدهای به شمار میرفت فراموش نکنید که خود ایشونم از نواب صفوی به عنوان یکی از تاثیرگذارترین شخصیتهای سیاسی بر خودش نام میبره و نواب صفوی کسیست که به مصر میره و در حقیقت پل ارتباط بین اخوان المسلمین و اخوان المسلمین و بنیادگرایان اسلامگرایان ایرانی میشه آقای بعد از انقلاب خب وقتی [موسیقی] که امام موسی صدر در حقیقت غائب میشه و بعد نبیه برری جای ا رو میگیره سازمان جنبش عمل یه جنبش در حقیقت سکولار هست یعنی شیعه براش یه فرقه است یکی به اصطلاح یک فرقه مثل بقیه فرقه‌های دری جامعه فرقه نه یک ایدئولوژی یعنی ایدئولوژی تشیع نداره و ولی و این برای جمهوری اسلامی قابل قبول نبود جمهوری اسلامی میخواست که در حقیقت شیعه به عنوان یک ایدئولوژی شیعه بتونه تحت کنترلش باشه و در حقیقت بتونه رهبری آقای خمینی رو بپذیره ما در اوایل انقلاب ایران داریم کسای رو که روحانیانی که میان در ایران و اینها به اصطلاح پیامبران انقلاب ایران میشن در در چیز در لبنان خود سید محمد حسین فضلالله یکی از این کسان بود که خب البته بعدا تحول فکری درش به وجود آمد و کسان دیگه ولی جمهوری اسلامی دنبال این بود که یک سازمان تشک شیلاتی بسازه که این تشکیلات در حقیقت یه [موسیقی] تشکیلات یه سازمان نیابتی باشه و در حقیقت تهدید بکنه اسرائیل رو و فراتر از نقش سیاسی در داخل لبنان رو بازی بکنه خب اینا در اوائل دهه ۶۰ در منطقه بقاع لبنان شروع کردن به تعلیم نظامی دادن یه سری از نیروهای لبنانی و در حقیقت یک شکافی ایجاد کردن بین حزب‌الله و عمل یعنی حزب‌الله و عمل رو به جون هم انداختن سال‌ها حزب‌الله و عمل با همدیگه میجنگیدن همدیگه رو میکشتند با همدیگه رقابت داشتن به شدت اینجا در همین کتاب آقای خامنه‌ای نوشته که زمستان ۶۸ یعنی زمانی که آقای خامنه‌ای به رهبری می‌رسه در حالی فرا رسید که خبرهای تلخی از لبنان به گوش می‌رسید درگیری دو گروه شیعه لبنان جنبش ام و حزب‌الله دوباره آغاز شده بود ۱۲ روز از دی ماه می‌گذشت که آیتالله خامنه‌ای با جمعی از مبارزین لبنانی دیدار کرد و از درگیری حزب‌الله و عمل گله کرد در حقیقت حزب عمل حاضر نبود زیر بلیت جمهوری اسلامی بره و حزب‌الله در حقیقت تشکیلاتی بود که کاملاً جمهوری اسلامی اون رو ساخته بود و اساساً ساخته شده بود برای اینکه اولاً موجودیت اسرائیل رو تهدید بکنه ثانیا امکان صلح بین فلسطینی‌ها و اسرائیلی‌ها رو از بین ببره و سه در حقیقت یک پایگاه مهم جمهوری اسلامی در جهان عرب باشه یعنی که حزب‌الله لبنان با اینکه به اصطلاح میگن که نان استیت اکتر بود یک بازیگر غیر دولتی بود یعنی ی سازمان بود نه ی دولت ولی به اندازه دولت در جهان عرب نفوذ داشت تأثیر داشت و به و به به اصطلاح جمهوری اسلامی کمک میکرد که در نقاط مختلف منطقه بتونه قدرت به اصطلاح خودشو در جنگ‌های نامتقارن تقویت کنه فراموش نکنید که در دوران جنگ ایران و عراق بود خیلی مهم بود که ایران بتونه با تمام جهان عرب مخالف ایران بودن پشت سر عرا صدام بودن مگر سوریه و در حقیقت ایران از طریق سوریه و و اون موقع در زمان جنگ اصلا اساساً صدام حسین خودش رو رهبر مبارزه با اسرائیل می‌دونست قهرمان عرب بود خودش مثلاً یک ادعای جمال عبدالناصر داشت برای خودش و از این طرف هم جمهوری اسلامی همین طور جمهوری اسلامی هم خ خودشو آقای خمینی خودش رو رهبر مبارزه با اسرائیل و در حقیقت پیغمبر آخرالزمان می‌دونست که اسرائیل نابود خواهد کرد و اسلام رو در تا بانگ لا اله الا الله و محمد رسول الله در سراسر جهان بر بام جهان تنین نیفکند از پا نخواهیم نشست این صحبت آقای خمینی بود و راه قدس هم که از کربلا میگذشت و بنابراین یه رقابتی بود بر سر اینکه کی قراره منجی فلسطین ها باشه صدام یا خمینی و از اون طرف هم همه عرب‌ها طرف طرف خمینی بودن طرف صدام بودن و این برای حتی پیروزی در جنگ خیلی مهم بود که بتونن تا حد ممکن بخشی از نیروهای عرب رو تجهیز بکنن خب در ایران سپاه بدر رو ساختن سپاه بدر همین آقای خامنه‌ای ساخت با سید محمد باقر حکیم و این آقای سید محمود هاشمی شاهرودی و از اون طرف هم حزب‌الله لبنان و ساختن و در حقیقت از طریق پل سوریه اینها به لبنان دست پیدا میکردن و به اسرائیل میتونستن خطر باشن برای اسرائیل توجه داشته باشید که سال‌ها لبنان در دست اسرائیل در دست سوریه بود و اصلا مرزهای لبنان رو یعنی لبنان سوریه و حافظ اسد پدر این بشار اسد در سوریه نیروهای خودش رو داشت و مرزهای لبنان و سوریه رو سوریه در حقیقت کنترل میکرد و به راحتی شما میتونستید از سوریه به لبنان برید اگر تحت به اصطلاح محافظت یا تحت به اصطلاح نظارت سوریه بودید و این برای ایران خب خیلی مهم بود یعنی ایران میتونست یک هم از نظر تبلیغاتی هم از نظر نظامی هم از نظر به اصطلاح سیاسی یک جبهه عربی مخالف صدام حسین و مخالف در حقیقت جریان‌های دولت‌های عربی بسازه و در حقیقت جریان‌های اس اسلامی رو در کشورهای اسلامی به نفع خودش به سمت خودش بکشه که تا اندازه زیادی موفق هم شد بعد دیگه اصلا این حوثی ها نمیدونم هم ه تا شعبی و گروه‌های مانند این اینها بخش عمده آموزششون و سازماندهی شون توسط حزب‌الله لبنان و حزب‌الله لبنان نقش مهمی داشت در جلوگیری از صلح در همین کتاب آقای خامنه‌ای این کتابی که میگم در حقیقت این کتاب هست روایتی از زندگی و زمانه حضرت آیتالله سید علی خامنه‌ای در این کتاب میگه که مذاکرات صلح خاورمیانه پس از سال‌ها به نتایجی رسیده بود مصر و اردن از همسایگان فلسطین با اسرائیلی‌ها توافق نامه‌هایی امضا کردن سال ۱۳۷ ۵ یعنی آقای خامنه‌ای ۷ ساله که رهبر شده از اسحاق رابین نخست وزیر اسرائیل می‌گفت آنها از بلندی‌های جولان که به سوریه تعلق دارن عقبنشینی می‌کنن و به نظر می‌رسید با توافق سوریه و اسرائیل و پس از آن لبنان شعار مقاومت در خط پایان قرار خواهد گرفت یعنی نزدیک صلح بودن وقتی که صلح میشد دیگه در طبیعتاً حزب هیچ معنایی نمیداشت در حقیقت مقاومت هیچ معنایی نمیداشت سید حسن نصرالله رهبر حزب‌الله اینطور میگه نقل قول از نصرالله همه می‌گفتند سازش صورت خواهد پذیرفت چرا که در سال ۱۹۹۳ در پیمان اسلو برای تشکیل دولت خودگردان زمانبندی تعیین شده بود و فلسطین همچنان در حال مذاکره بود کار مصر که تمام شده اردن همپیمان وادی عربه پیمان صلح با اردن رو امضا کرده حکومت‌های فلسطین هم که پیمان اسلو را بستن و میماند لبنان و سوریه پذیرش بازگشت به خطوط چهارم ژوئن توسط اسرائیل شرط اساسی تحقق سازش میان اسرائیل و سوریه بود این را خود اسحاق رابین گفته بود کارها تمام شده بود و آنچه مانده بود تنها مقداری جزئیات بود که میشد طی چند مذاکره حل شود بنده به یاد دارم آن زم مان شرایط این بود هر کس نزد ما می‌آمد و می‌دانید که مقاومت در سال ۱۹۹۶ رو به رشد بود می‌گفت خودتان را خسته نکنید کار تمام شده و دیگر مجالی برای خون دادن و شهید دادن و جنگ و فداکاری و نبرد نیست عده‌ای از ما می‌خواستن کمکم ت کارها رو طوری سامان دهیم که گویی سازش صورت پذیرفته است و طبیعتاً می‌گفتن نه تنها در ماهیت مان به عنوان حرکتی مقاومتی که حتی در نام وجهه و سخنرانی‌ها و برنامه‌های سیاسیون نیز تجدید نظر کنیم و با فرض اینکه همه چیز تمام شده برای سلاح و تجهیزات فراوان نظامیان در آن دوره فکر می‌کنیم طبعاً پیش‌بینی اشتباهی در آن دوره آثار مخربی در پی داشت چرا که اگر مقاومت به کار خود پی پایان می‌داد با یا افق‌های دچار خلل می‌شد از ۱۹۹۶ ب بعدد دیگر پیروزی رخ نمی‌داد نصرالله میگه که تحلیل بسیاری از مسئولین در ایران در سطوح بالا همین بود یعنی در اون زمان احتمالاً رفسنجانی رو میگه کسانی مثل رفسنجانی معتقد بودن که باید بساط حزب‌الله در حقیقت بسته بشه و جمع بشه و دیگه معنای مقاومت ن مقاومت دیگه معنی نداره و بحث باید بریم سراغ صلح اسرائیل و فلسطین و با صلح اسرائیل و فلسطین و عقبنشینی اسرائیل از لبنان و سوریه و اینها دیگه جایی برای سازمانی مثل حزب‌الله نیست نصرالله میگه هنگامی که بنده و تعدادی از برادران منظورش حزب‌اللهی هست رفتیم خدمت حضرت امام خامنه‌ای و این نگاه را شرح دادیم و گفتیم که این نگاه در منطقه موجود و مطرح است حضرت امام خامنه‌ای به وضوح گفتند بنده معتقدم این امر محقق نخواهد شد یعنی نمیذاریم محقق بشه و معتقدم سازشی میان اسرائیل و سوریه و پس از آن لبنان صورت نخواهد گرفت یعنی نمی‌گذاریم صورت بگیره بنده به شما پیشنهاد می‌دهم این از ادب حضرت سید القائد است که همیشه این‌گونه سخن می‌گویند بنده به شما پیشنهاد می‌دهم کار و تلاش در راه مقاومت را پی بگیرید یعنی با اسرائیل بجنگید بلکه این کار و تلاش رو گسترش دهید تا پیروزی صورت گیرد پیروزی صورت گیرد یعنی اسرائیل نابود بشه هوش و گوش خود را هم با هیچ یک از این فرضیه‌ها احتمالات و پیشنهادات پر نکنید در طبعاً در آن زمان این حرفی بود که ما آن را با هر تحلیلی با هر تحلیل اطلاعات و روش‌های مرسوم در لبنان و منطقه بیگانه میافتیم بنده به یاد دارم پس از دو یا هه هفته پس از آن دیدار نه بیشتر اسحاق رابین در تلآویو سخنرانی می‌کرد که یک صهیونیست افراطی که البته همه آنها افراطی هستن لو آمد و به روی و بر وی آتش گشود و وی کشته شد و شیمون پرس جایگزین او شد خب حزب‌الله در حقیقت یک سازمان خیلی عجیب غریبی شد به دلیل اینکه لبنان خب جای خیلی عجیب غریبی هست و حسن نصرالله اولین رهبر حزب‌الله نبود اما کسی بود که به دلیل اینکه در قم درس خونده بود و بعد زمانی که آقای خامنه‌ای رئیس جمهور بود آقای خامنه‌ای مسئول در حقیقت معاوین بود و همینطور مسئول جریان‌های گروه‌های عرب در حقیقت همین تشکیلات عربی و همین طور با با لبنانی‌ها از قبل از انقلاب هم ارتباط داشت و براش خیلی مهم بود و نصرالله مثل سید محمود هاشمی و دیگران ا در زمانی که آقای خامنه‌ای رئیس جمهور شده بود او نزدیک شده بودن و بنابراین وقتی که ۳۲ سال پیش وقتی که نصرالله به رهبری حزب‌الله منسوب شد کسی بود که خب نصر سواد درست حسابی نداشت یعنی زیاد درس نخونده بود هیچ موقع هم بر خلاف خود آقای خامنه‌ای ادعای مرجعیت و این‌ها نکرد توضیح میدم که با با مرجعیت چه بلایی سر مرجعیت درآورد ولی کسی بود که کاملاً مطیع آقای خامنه‌ای کاملاً مطیع آقای خامنه‌ای در یک جا در یکی از صحبتهاش میگه که خب خیلیا هستن که ولایت فقیه رو قبول دارن ولی ما به یه شکل متفاوتی قبول داریم دیگران که قبول دارن یعنی که هرچه آقای خامنه‌ای رو بگه انجام میدن هرچه آقای خامنه‌ای از او نهی کنه پرهیز می‌کنن ولی ما نه تنها هرچه او دستور بده عمل می‌کنیم و هرچه که اون نهی کنه ما اون رو انجام نخواهیم داشت بل بلکه اگر احتمال بدی اح تاکید میکنه اگر احتمال بدیم که کاری هست که میتونه او رو خوشحال بکنه یا کاری هست که میتونه او رو ناراحت بکنه ما اون کاری که او رو خوشحال بکنه ولو احتمالش کم باشه حتماً انجام میدیم و در برابر اون کاری که او رو ناراحت بکنه نیستیم یعنی ا اینقدر اینها ذوب در ولایت بن یه چیز وحشتناکه و من زمانی که در ایران بودم در روزنامه انتخاب بودم حسن نصرالله اومده بود در ایران من رفتم در از طرف روزنامه رفتم در کاخ سعدآباد اون موقع باشی مصاحبه کردم که در روزنامه هم هست و در حالا یادم نیست در خود مصاحبه قبل بعد از مصاحبه گفت که اگر آقای خامنهای به ما بگه به من بگه که تو زنتو هم طلاق بده من زنمو طلاق خواهم داد یعنی انقدر برای سرسپرده آقای خامنهای بودن و خب آقای خامنهای هم خ خیلی یک ک مثل قاسم سلیمانی یا نصرالله محبوب بودن برای آقای خامنه‌ای به این دلیل بود که واقعا اینا سرسپرده بودن هیچ اراده‌ای جز اراده آقای خامنه‌ای رو اینها درشون وجود نداشت در جریان مرجعیت آقای خامنه‌ای وقتی که رهبر شد مسئله لبنان و مسئله حزب‌الله فقط مسئله لبنان و حزب‌الله نبود بلکه شما باید در نظر داشته باشید که سیاست خارجی خیلی نقش مهمی داره در سیاست داخلی یعنی به عکسم درسته یعنی سیاست داخلی در سیاست خارجی خیلی نقش داره آقای خامنه‌ای اگر یادتون باشه وقتی که بحث مرجعیت مطرح شد آقای خامنه‌ای گفت که من مرجعیت خارج از کشور رو قبول می‌کنم و چون که در خارج از کشور تقاضاست در داخل فعلاً قبول نمی‌کنن و شروع کردن رساله‌های عربی منتشر کردن و اون زمان یه کسی مثل سید محمد حسین فضلالله که خودش لبنانی بود شاگرد آقای خوی بود مجتهد بسیار نامداری بود بسیار محترم بود و او منتها نمیخواست بره زیر بلیت آقای خامنه‌ای ا طرفدار آقای خمینی بود ولی زیر بلیت آقای خامنه‌ای نمیخواست بره و اصلا آقای خامنه‌ای رو مجتهد نمی‌دونستن من با فضلالله خیلی نشستم هم در سوریه هم در لبنان و بسیار مرد دانشمند بسیار آدم پاک نهادی بود و مخالف بود با مداخلات آقای خامنه‌ای و مداخلات ایران در در لبنان و بعد اصلا مخالف این بود که حزب‌الله به عنوان تشکیلات کاملاً سرسپرده جمهوری اسلامی عمل بکنه و منافع لبنان در نظر نگیره در نتیجه آقای خامنه‌ای کمر بست به قتل در حقیقت سیاسی فضلالله یعنی ترور شخصیت و شروع کردن علیه این شیخ سید جعفر مرتضی عاملی رو فرستاد با ۵ میلیون دلار پول به لبنان و که علیه فضلالله تبلیغ کنن در قم بسیج شدن همین آقای وحید خراسانی و دیگران در دیوار مینوشتن که لعن الله قاتل فاطمه الزهرا در حقیقت منظورشون محمد حسین فضلالله و خلاصه او رو به عنوان یک کسی که نمیدونم انکار کرده مسئله نمیدونم قتل حضرت زهرا و چیزای دیگه رو در حقیقت گرایش به وهابیت داره گرایش به اهل تسنن داره ترور شخصیت کردن و میخواستن به این وسیله مرجعیت رو در عراق در لبنان ازان آقای خامنه‌ای کنن پول بسیار زیادی خرج کنن فقط یک موردش ۵ میلیون دلار بود که به اون س [موسیقی] جعفر مرتضی عاملی داده شد ولی خیلی پول خرج کردن خیلی تبلیغ کردن جمهوری اسلامی از ظر خب تلویزیون المنار رو درست کردن تلویزیون الم المنار در حقیقت خ خیلی مهم بود از این جهت که نه فقط صدای حزب‌الله بود که صدای جمهوری اسلامی بود در جهان عرب و زبان عربی یعنی صدا و سیمای جمهوری اسلامی بود در جهان عرب و مرتب تبلیغات خامنه‌ای بود در به واقع ولی خب تا یه حدی موفق شدن تا یه حدی هم موفق نشدن یعنی خب خود داستان آقای سیستانی اینا اول میخواستن آقای سیستانی رو در که جایی مثل لبنان کاملاً تحت شا قرار بدن ولی خب موفق نشدن که داستانش مفصله خود فض رو هم موفق نشدن از بینش ببرن به دلیل اینکه یعنی وجه شو به دلیل اینکه شیعیان شیعیانی که منتقد حزب‌الله بودن گرد فضلالله جمع شدن لبنانی‌ها خیلی برای فضله احترام قائل بودن و همین طور به اصطلاح رهبران سنی مذهب و روشنفکران در کشورهای دیگه خیلی برای ح برای نصر حزب‌الله برای فضلالله احترام قائل بودن در داستان نصر حامد ابوزید که نصر حامد ابوزید تکفیر شد در مصر فضلالله از کسانی بود که در دفاع از او سخن گفت و خیلی از او دفاع کرد میخوام بگم که این وجهه بسیار آزاد اندیشی رو در لبنان داشت و به همزیستی لبنانی‌ها با همدیگه خیلی کمک کرد آرایش و نظریاتش و فتا باش ولی حزب در حقیقت کاری که جمهوری اسلامی میخواست بکنه این بود که هم از طریق سلطه بر لبنان آقای خامنه‌ای بتونه یک وجهی در جهان عرب پیدا بکنه در منطقه بتونه پیدا بکنه به عنوان یه اهرم فشار در روابطش با کشورهای عربی منطقه استفاده بکنه و هم در داخل کشور مسئله اسرائیل مسئله حزب‌الله تبدیل میشه به احرام فشار که دست مثل آمریکا ستیزی یه احرام فشاری دست آقای خ خامنه که به محض اینکه بخواد کسی باش مخالفت بکنه اونا متهم میشن به سازشگران فلان و در حقیقت یک اهرام فشاری برا قدرتش در داخل کشور و بنابراین خیلی براش مهمه و حزب دیگه از دهه ۹۰ به این طرف در پی این بود که در عمل دولت لبنان رو در اختیار خودش بگیره و در عمل این اتفاق افتاد یعنی از فرودگاه امنیت فرودگاه بگیر یعنی نصف تاکسی‌ها در نصف بیشتر تاکسی‌ها در بیروت همشون برای حزب‌الله کار میکنن یعنی جاسوسی حزب‌الله هستن از به اصطلاح جاسوسی به دست گرفتن همه چیز شهر اقتصاد لبنان رو اول نماینده فرستادن به پارلمان بعد وزیر فرستادن بعد کمکم در عمل دولت لبنان رو عقیم کرد خب رفیق حریری رو که یه کسی بود که واقعا لبنان رو متحول کرد بعد از جنگ و به بازسازی لبنان کمک کرد خب اینها کشتن شروع کردن به در حقیقت کشتن و قتل و آخرین کسی هم که کشتن دوست ما لقمان سلیم بود که از روشنفکران شیعه لبنانی بود و مخالف نصرالله بود به شکل واقعا وحشیانه او رو ترور کردن اینا شروع کردن مخالفان خودشونو کشتن و ستن و زدن و در عمل سرنوشت لبنان رو به دست گرفتن و خسارت‌های بسیار زیادی زدن هم به خود لبنان هم به روند صلح در خاورمیانه و هم به جمهوری اسلامی یعنی جمهوری اسلامی به خاطر ارتباطش با لبنان ارتباطش با حزب‌الله هزینه بسیار بسیار بسیار گذا فی رو پرداخت کرده تا الان یعنی فقط این نیست که ما آب اونها رو دادیم برق اونها رو دادیم شما اگر در لبنان برین همه جا رسما نوشته مثلاً اولا که از اوقاف گرفته تا کمیته امداد خمین امام خمینی تا بیمارستان تا همه چیز هم تابلوهای ایران هست و بعد پروژه‌های عمرانی که همه دارن دولت ایران داره عمل میکنه یعنی آشکارا در حقیقت بودجه لبنان رو یه بخش بخش عمدش جمهوری اسلامی بخش شیعه نشونشو جمهوری اسلامی داره پرداخت میکنه یعنی کشور داره اداره میکنه و پول عظیمی میده یعنی فقط پول اسلحه و اینها نیست که بگید که منحصر میشه به مثلا چهار تا موشک و این حرفا نه اصلا زندگیشونو اداره میکنه شما در ضاحیه اگر جمهوری اسلامی نباشه تمام زاهیه رو آشغال برمیداره چون اصلا زباله‌های زاهیه رو منطقه شیعه نشین بیروت رو جمهوری اسلامی برمیداره همونطور که در نجف به هر حال این داستان به اصطلاح ضرر که ج یعنی هزینه که جمهوری اسلامی داده این هزینه این طرفی نیست هزینه اس که به خاطرش جمهوری اسلامی چقدر مجازات شده در حقیقت چقدر تحریم‌ها چقدر فشارها چقدر به اصطلاح این بار تروریست بودنی که بر جمهوری اسلامی این برچسب زده شده بخش عمدش مربوط به حزب‌الله هست خب در نتیجه و و نصرالله هم یک کسی بود که کاملاً تابع آقای خامنهای حالا در درون این حزب‌الله به ویژه در سال‌های اخیر اختلافات بسیار زیادی به وجود آمده بود و حرف و حدیث زیاد هست که حالا باید در یک فرصت دیگهای صحبت بکنیم دربارش ولی در مورد شخص آقای خامنه‌ای در دوره کنونی باید گفت که یک برداشت یا یک سناریو محتمل این هست که جمهوری اسلامی بخواد از مسئله گروه‌های نیابتی بخواد فاصله بگیره این یک چیزیست که احتمالش مخصوصاً بعد از مرگ آقای خامنه‌ای میره یعنی اینکه اگر آقای خامنه‌ای بمیره احتمال اینکه کسانی که جایگزین میشن و زمام امور رو در دست می‌گیرن بخوان سیاستش و نسبت به اسرائیل تغییر بدن و نسبت به آمریکا تغییر بدن و این لازمش اینه که با گروه‌های نیابتی شون یا با گروه‌های پراکسی شون گروههایی که ساختن رابطشون رو قطع بکنن منتها قطع رابطه به این صورت هست که دیگه بهشون کاری نداشته باشن این اتفاق یعنی با اونچه که ما تا الان میبینیم تا حدی سازگار هست یعنی ایران با حماس هیچ کاری نداشت من خودم شخصاً فکر میکردم که در مورد حماس اینطوره ولی ظاهرا در مورد حزب‌الله هم اینطور هست یعنی [موسیقی] حزب‌الله قبل از اینکه سید حسن نصرالله کشته بشه اولاً در داخل حزب‌الله اختلافاتی وجود داشت که اقتدار نصرالله به چالش گرفته شده بود و دیگه نصرالله اون قدرت مطلقه خودشو نداشت یعنی در برابر تصمیم‌ها حالا بگذریم از گروه‌های لبنانی و احزاب لبنانی و روشنفکرا لبنانی که چه فکر می‌کردن و خب حزب حزب‌الله در میان شیعیان بسیار بسیار منتقدان جدی داره همه شیعیان لبنان به هیچ وجه طرفدار حزب‌الله نیستن و حزب‌الله در حقیقت مصادره کرده گفتمان تشیع رو و گفتمان شیعیان لبنان رو و از اون طرف آقای خامنه‌ای هم به نظر می‌رسه که مخصوصاً بعد از قضیه هنیه و بعدم که حزب‌الله وارد درگیری‌ها شد ظاهراً پیام‌هایی رد و بدل شده بود و همچین توقعی بوده که یعنی نصرالله از آقای خامنهای میخواسته که به نفع حزب‌الله وارد درگیری بشن ولی آقای خامنهای مقاومت کرده و وارد درگیری نشده و اونچه که من پیشبینی می‌کنم این هست که به ویژه با توجه به اینکه انتخابات آمریکا در پیش هست ایران به شدت نگران هست و من تصور نمیکنم که هیچ واکنشی نشون بدن همونطور که در مورد هنیه هم واکنشی نشون ندادن و این به این معناست که ایران اصلا نسبتش با به اصطلاح گروه‌های نیابتی تغییر خواهد کرد فراموش نکنین که فارغ از اینکه ایران نیتش چی هست اینکه ایران دستشو از پشت اینا برمیداره که اسرائیل به راحتی اینها رو هدف به اصطلاح مرگ قرار بده آماج مرگ قرار بده این به این معناست که اون گروه هم اعتماد خودشونو به ایران از دست میدن یعنی الان باید توجه داشت که حماس به شدت نسبت به ایران بدبین هست میدونه که روزگاری که تصور نمیکرد ایران حمایت خودش رو از او پایان بده یا متوقف کنه فرا رسیده یا حزب‌الله لبنان یک حالت شوکی هست در میان حزب‌الله لبنان که چرا ایران اجازه داد همچین اتفاقی بیفته مثلاً میبینید امروز علی مطهری گفته که اگر ایران به کشته شدن هنیه واکنش نشون میداد نصرالله کشته نمیشد خب طبیعتاً همین طورم هست الان به نصر به کشته شدن نصرالله هم که واکنششون نمیده اسرائیل همین طور به اصطلاح فرماندهان یا نیروهای بیشتری رو از حالا حماس یا حزب‌الله خواهد کشت بنابراین بناب ظاهراً قرار نیست که ایران وارد ماجرا بشه اگر این یک حرکت تاکتیکی نباشه میتونه یه حرکت تاکتیکی باشه یعنی ایران بگه من در شرایط کنونی نمیتونم وارد بشم و هزین هم زیاده این به ضرر اان هست به این معنا که اون گروه‌ها اعتماد خودشون رو به جمهوری اسلامی از دست میدن البته که کار خیلی خوبیه هر کاری که جمهوری اسلامی آقای خامنهای بکنه که منجر به جنگ نشه بسیار بسیار ی بهترین چیزی که میتونه اتفاق بیفته اینه که کار احمقانه نکنن که منجر به جنگ بشه منتها اگر این جنگ نکردن ناشی از یک تصمیم تاکتیکی باشه خب این‌ها اعتماد اون گروه‌ها رو از دست میدن و آینده رابطشون با این گروه‌ها خیلی آینده متزلزلی خواهد بود اما اگر این تصمیم استراتژیک باشه یعنی قرار باشه که دیگه اصلاً جمهوری اسلامی بگه آقا ما اصلاً کاری به هیچکس نداریم ما می‌خوایم فقط کشور خودمونو اداره بکنیم کمکم این تحریمهایی که ایران شده به خاطر حمایت از این گروه‌ها به خاطر فعالیت‌های منطقه‌ای این تحریم‌ها برداشته بشه خب خب این اتفاق خیلی تحول بزرگیست و من فکر می‌کنم که مخصوصاً اگر آقای خامنه‌ای بمیره امکان اینکه ما بریم به این سمت وجود داره یعنی اینکه به جای اینکه جمهوری اسلامی یک رویکرد ایدئولوژیک داشته باشه به سیاست منطقی یک رویکرد در حقیقت نه ملی ولی یک رویکرد عقلانی تر به منطقه داشته باشه شبیه پوتین در حقیقت پوتین نگاهش به سیاست خارجی ایدئولوژیک نیست ولی خب به این معنا نیست که نگاهش کاملاً ملیه ملیت رو پوتین به شکلی تعریف میکنه که با توسعه طلبی به اصطلاح امپراتوری خواهانه او سازگار هست جمهوری اسلامی هم احتمالاً به این سمت میره به این سمت نمیره که کاملاً ملی بشه یعنی سیاست‌های خارجی خودشو در چارچوب ملی تعریف کنه اما به این سمت میتونه بره که غیر ایدئولوژیک بشه همونطور که چین شده همونطور که روسیه شده و همونطور که کشورهای به اصطلاح پست توتالیتر یا ح توتالیتر این اتفاق براشون افتاده سپاسگزارم از شما و امیدوارم که بتونیم در فرصت‌های آینده به نکته‌های دیگری در این زمینه اشاره بکنیم تا فرصت دیگر بدرود