سلام عرض میکنم خدمت دوستان
گرامی خانم لیلا
سلام آقای یونس سلام
آقای ربیعی عزیز سلام متشکرم از لطف شما
بله به حال من خیلی بهتر شده طبیعتاً که
میتونم در خدمت شما باشم
خیلی ممنونم از شما اگر اجازه بدین یک یک
دقیقه صبر کنیم تا دوستان دیگه
به ما بپیوندند امروز قرار هست که راجع به
در ادامه بحثهایی که راجع به آقای خامنه
داشتیم زندگی آقای خامنهای
[موسیقی]
داشتیم در مورد رابطه ایشون با ادبیات و
شعر صحبت کنیم سلام بر شما آقای حام حمید
پرسیدین که چرا آقای خامنهای به سید
گرایی دامن زده متوجه نمیشم سید گرایی
یعنی چی منظورتون
چیه لطفاً بنویسید که منظورتون چیه سلام
بر شما آقای
رحمان بله سلام بر شما
آقای یا خانم جیو پکو
سپاسگزارم از همه
دوستان و امیدوارم که بتونیم در یکی دو
ساعت آینده احتمالا روز طولانیتر از معمول
بشه یک
مقدار طولانیتر از همیشه صحبت کنیم و
امیدوارم که بتونیم برنامه مفیدی داشته
باشیم در مورد تاریخ فرمودین بله حتماً
حتما راجع به تاریخ صحبت
میکنیم خانم یا آقای کوشا سلام بر شما
خانم زینب سلام بر شما آقای امید سلام بر
شما از همه شما
سپاسگزارم
و بله اگر اجازه بدید
من صحبت رو آغاز میکنم سلام دوباره عرض
میکنم خدمت همه دوستان
گرامی و این جلسه هفتمی هست که ما صحبت
میکنیم راجع به آقای خامنهای
ذهنیت شخصیت و کارنامه سیاسیش در این جلسه
من تصمیم گرفتم که راجع به رابطه ایشون با
شعر صحبت بکنیم و با ادبیات و ببینیم که
چه رابطهای بین
سیاستمدار و ادبیات
میتونه وجود داشته باشه میدونید که آقای
خامنهای
هم شعر میگن هم شعر خیلی دوست
دارن و هم در تمام این
دوران رهبری شون و بعد قبلش ریاست جمهوری
شون مجالس شعر و محافل شر داشتن قبل از
انقلابم همین طور و اخیرا هم د تا
غزل از ایشون منتشر شده
که خیلی بار سیاسی داشته یکی غزلی اس
که ایشون در
آستانه وعده صادق
که در حقیقت حمله موشکی ایران به اسرائیل
بود سرودند من این غزلو براتون میخونم
ظاهراً غزل سروده چند سال پیشه ولی
انتشارش در این زمان بوده حالا چند تا
بیتش از این میخونم که حالا با حال و
هوای شعر ایشون آشنا بشه دلا ز معرکه محنت
و بلا مگریز چو گردباد به هم پیچ و چون
صبا مگریز تو راست معجزه در کف ز ساحران
مهراس عصا بیفکن و از بیم اژدها
مگریز تو موج غیرت و عزمی ز بحر بیم مدار
حضر ز قرش طوفان مکن ز جا
مگریز چو
ذوالفقار چو ذوالفقار و چو حیدر بزن سلا م
گزی تو از توار دلیران خیبر و بدری چو
ذوالفقار و چو حیدر بزن صلا مگریز به
نوشخند منافق زره کناره مگیر به زهرخند
ماند به انزوا
مگریز امین خلق و امانت گذار یزدان باش به
صدق کوش و خطر کن ز مدعا مگریز خب این غزل
میبینید که ی یک سری به اصطلاح کلمات داره
که بار سیاسی کاملاً مشخصی داره مثل پرچم
و مثل داستان موسی و ساحران و خود کلماتی
مثل معاند که کلمه کاملاً
سیاسیه یا کلمه منافق که کلمه کاملاً
سیاسی هست و جز ادبیات جمهوری اسلامی هست
از کلمات در حقیقت بسیار سخیف هست از بس
بی معنا و
کاملاً حکومتی استفاده شده و با این کلمات
هزاران انسان کشته شدند و هزاران انسان
زندگی امنیت جان و سرنوشتشون رو از دست
دادن و خیلی یه شعری که ازش خون میباره در
حقیقت شعر شعر خیلی خونبار خیلی از نظر
انسانی خیلی شعر سیاهیه ولی خب این شعر
گفته شده برای اینکه در حقیقت آقای
خامنهای بگه که
ما در موزع حقیم و دشمنانم در موضع باطل و
در نهایت م ما پیروز میشیم یک شعر
جدیدترین شعر که از ایشون منتشر
شده این شعر هست که چند روز پیش
منتشر شده منتها قبلا ایشون در نوروز یه
بیتی از این شعر خونده
بودن که اینو براتون میخونم که خب با حال
و هوای مثلا
بحثهای نمیدونم عدم مشروعیت ایشون از یه
جهت به اصلا ریزش محبوبیتش از یک جهت در
سالهای اخیر و همچون بحث خب در گذشت غریب
الوقوع شون در هر هر د ارتباط داریم گامی
به راه و گامی در انتظار دارم سرگشته
روزگاری پرگار وار
دارم گامی به راه و گامی در انتظار دارم
سرگشته روزگاری پرگار وار دارم دلبسته
امیدی در سنگلاخ گیتی ره بیشکی پویم دل بی
قرار دارم یک عمر میز زدم لاف از اختیار و
اینک چون شم اشک و آهی بیاختیار دارم گو
ابر غم ببارد تا همنشین عشقم از غم چه واک
دارم که این غم گسار دارم نبود روا که
گیرم جا در حزیز پستی سیلم که هستی خود از
کوهسار دارم سرشارم از جوانی هرچند پیر
دهرم چون سرو در خزان نیز رنگ بهار دارم
از خاک پاک مشهد نقشیست بر جبینم شادم
امین که از دوست این یادگار
دارم خب میبینید که باز این شعر هم شعر
خاصی هست این بیت سرشارم از جوانی هرچند
پیر دهرم چون سرو در خزان نیز رنگ بهار
دارم خب خیلی میشه تفاسیر سیاسی متفاوتی
ازش کرد و حالا شاید به برخی
پرداختیم
ایشون جدای از این
مسئله باید اشاره کنم به اینکه ایشون چند
تا تخلص
داشتن و با چند تا تخلص ظاهراً از ابتدا
شعر میگفتن اجازه بدید که
من خدمت شما عرض
بکنم تخلص های رهبری
متفاوت بودن ولی
ایشون در نهایت تخلص امین رو ظاهرا از
زمانی
که اگه اشتباه نکنم از زمانی که رهبر شدن
تخلص امین رو برگزیدن برای خودشون و این
خب خیلی جالب هست که چرا تخلص امین چون
امین
صفت پیامبر
هست در حقیقت لقب پیامبر هست و اون چیزی
بوده که پیامبر بهش پیامبر اسلام پیش از
اسلام بهشت در شناخته میشده در
مکه
و طبیعتاً این اینکه ایشون امین رو
برگزیدن از این جهت خب خیلی جالب هست
مخصوصاً زمانی که رهبر هستن خب آقای یه
اشاره خیلی کوتاه بکنم که آقای خامنهای
اولین رهبر شاعر در جمهوری اسلامی نیست
آقای خمینی هم به در حقیقت شعر
میگفتن و ظاهراً به شعر علاقه
داشتن منتها د تا دنیای متفاوتی دارن آقای
خامنهای و آقای خمینی در مورد در مورد شعر
نمیخوام وارد بحثهای چیز بشم بحثهای در
حقیقت مذهبی بشم راجع به رابطه شعر
و شریعت یا فقه یا عرفان که بحث مفصل و
مهم هست برای فهم رابطه که آقای خمینی با
شعر داشته یا رابطهی که آقای خامنهای با
شعر داشته اینا د تا رابطه متفاوت هستن
آقای به طور خلاصه براتون بگم آقای
خمینی کاملاً نگاهش به شعر
نگاه سنتی هست بنابراین شعر
رو از نظر د تا موضع دارن از نظر عرفانی
که ی زبان عرفانی میدونن منتها خب مثل
همه عرفا معتقد نبودن که با این زبان این
زبان شما باید عمومی بکنید دیگه زبان
عارفان نباید عمومی بشد یه حافظ میگه که
آن یار که از او گشت سر دار بلند جرمش این
بود که اسرار خ پیدا میکرد حلاج حقش بود
که بردار کردن به خاطر اینکه اونچه که
نباید به عموم میگفت و به زبان آورد و
طبیعتاً جانش رو از دست داد این این جنبه
عرفانی قضیه است و جنبه فقهی در فقه شعر
اساساً شعر گفتن و شعر خواندن کار مکروهی
است و کسانی که هستن این کار رو مکروه
میدونن به همین دلیلم هست که فقها حالا
جالب هستی
اونم معتقدن که اگر کسی مثلا شب اگر شعر
بخونه ممکنه که صبح برای نماز شبش بیدار
نشه آقای مطهری داستانی داره
باش شخ علی آقای شیرازی حالا اینا رو همین
طور کدار میگم که خودتون دنبال بکنید و
آقای خمینی مان جوانیش خب چون اهل عرفان و
اینها بوده شعرم میگفته یه شعر یه مسمی
هم داره که در جلد اول امام خمینی و نهضت
اسلامی که سید حمید زیارتی نوشته در اونجا
اون مصمت اومده جلد اولش اگر چاپه قبل از
انقلابو بب بعد آقای خمینی حالا میگن که
دفتر شعرشو از دست داده یا وقتی که تصمیم
میگیره که وارد کار سیاسی بشه و فقاهت
یعنی حدود ۲۷ و۸ سالگی شعر گفتن رو هم
عرفان کنار میگذاره یا به ظاهر کنار
میگذاره و هیچ موقع هرگز در مورد شعر نه
سخن گفته و نه هرگز در مورد شعر به اصطلاح
شعر خودش حرف زده و نه هرگز شعر خودشو
خونده خ اینا همه بر خلاف آقای خامنهای
است دیگه آقای خامنهای به شعر گفتن
مباحات میکنه شعر خودشو میخونه با
شاعران مینشینه د تا چیز کاملاً متفاوت
هست در اواخر عمر آقای خمینی که آقای
خمینی تقریباً در حالت اغما بود
ناگهان برای اولین بار احمد خمینی دو سه
تا غزل شروع کرد چاپ کردن منتشر کردن از
طریق صدا و سیما یعنی روزهایی بود که آقای
خمینی دیگه روزهای آخر عمرش بود و
مشهورترین غزل هم همون غزل من به خاله لبت
دوست گرفتار شدم
هست که میگه من به خاله لبت دوست گرفتار
شدم چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم این
دورانی بود که آقای خمینی در بیمارستان
بود و از مردم میخواستن که مردم دعا کنن
برای ایشون و این حرفا و این شعر هم آقای
خامنهای به استقبالش رفته در ی غزلی تو
که خود خال لبی از چه گرفتار شدی تو طبیب
همه از چه تو بیمار
شدی اونم داستانش خیلی مهم هست یعنی
داستان رابطه آقای خمینی با ادبیاتم مهمه
به دلیل اینکه ما در یه جلسه دیگه حتما
قول میدم که راجع به موضوع صحبت کنم به
خاطر جلسه امروز نشه ولی رابطه آقای
خامنهای آقای خامنهای در دوران جوانی شون
ظاهرا تخلص شون نخستین تخلص شون ضیاالدین
بوده و وقتی اسم قلمی را هم ظاهرا یاین
گاهی امضا میکرده در سال
۱۳۳۵
یک عکس یادگاری به دوستشون آقای ستادی
خرمشاهی میدن و پشت عکس نوشتن هو العزیز
این عکس ناقابل را به رفیق مکرم و برادر
معظم جناب آقای سید هادی خسروشاهی تقدیم
مینماید تا از خاطر محو نشوم اقر
ضیاالدین حسینی خامنهای
بعد ایشون مثل
اینکه در حجره که در مدرسه حجتی هم داشتن
در قم
یک یکی دو بیت از حافظ رو ایشون نوشتن و
به دیوار زدن یا خطط یک شده به دیوار زدن
یکی سراهی میکشم پنهان و مردم دفتر
انگارند عجب گر
آتشی این زرق در دفتر نمیگیرن و یک بیت
یا یک بیت دیگر که در این بازار اگر
سودیست با درویش خرسند است خدایا منعمم
گردان درویش خرسندی آقای خامنهای هم
دفترای داشته که اشعار
مورد پسند خودش رو گردآوری میکرده هم
ظاهراً شعر میکرده شعر میگفته و یک دفترای
هم داشته که از شاعران دوست دور و نزدیکی
که میشناخته ازشون میخواسته مثلاً یک بیت
ب یا یک شعر رو به قلم خودشون به خط
خودشون بنویسن رو بون یادگاری ایشون در
انجمن ادبی فردوسی رفت و آمد داشته قبل از
انقلاب خب اونجا فقط شعر تزه نمیخونن بلکه
شعر نقدم میکردن بحثی ادبی هم بوده و خب
آقای خامنهای و
آقای محمدرضا حکیمی محمدرضا شفیعی و برخی
دیگر از شاعران و ادیبان روزگار ما
همنشینی و هم صحبتی داشته یک شعر معروفی
که ایشون داره آخرین تخلص پس امین هست یک
شعر معروفی که داره
یه بیت معروفش اینه که هرچند امین بسته
دنیا نیم اما ببسته یاران خراسانی خویشم
که
اینل این بیت ایشون خیلی معروف
هست
خب ایشون در اینها رو که میگم شما در نظر
داشته باشید در کنار نصر ایشون که نصری
است بسیار شیوا
نصری
بسیار روان و
بسیار به اصطلاح عدوا سخته یعنی نصری اس
که از
نظر اصول ادبی اصول بلاغی و اصول زبانی
کاملا درسته و یک نصر مدرن هست بر خلاف
نصر آقای خمینی
که زبان و نسلش هر دو کهنه بودن ولی آقای
خامنهای
بسیار زبان و نصر مدرنی داره و ایشون به
به دلیل اینکه خیلی همین گرایش بسیار
مدرنیستی داره در زبانش از واژهها و
ترکیبهای تازه فارسی بسیار استفاده میکنه
یا به سرعت جذب میکنه کلماتی مث گفتمان و
نمیدونم اینجور چیزا و این هم یک نکته
پس
ایشون جدای از ادبیات
سنتی که خب خیلی مطالعه میکردن ایشون در
دوران زندگیش از ابتدا با رمان و شعر مدرن
آشنا شده من نمیدونم که ایشون اصلا
شعر نو و شعر سپید رو شعر نو به مفهوم
بیشتر شعر سپید شعر آزاد خیلی دوست
نداره و در میان شعرای بزرگان شعرای نو خب
اخوان ثالث رو بیش از همه دوست داره و خب
طبیعیست به خاطر اخوان ثالث سنتی ترین
شاعر نوع هست در حقیقت و خب مشهدی هست
و دلایل متفاوتی داره برا اینکه ایشون
علاقهمند باشه بهش و ن چند تا نکته دیگه
من بگم به شما تا وارد بحث بشیم آقای
خامنهای آثاری که
دارند آثاری که قبل از انقلاب دارن یکی
بخشش ترجمه است من میتونم یه جلسه دیگه
صحبت بکنم راجع به آقای خامنهای به عنوان
مترجم یعنی کار او رو از نظر فن ترجمه
میتونیم تحلیل کنیم که تا حالا فکر نمیکنم
شده باشه و یک سری هم سخنرانی داره که
خیلی جزوههای کوچیکیه
که در حقیقت روزه خونی ایدئولوژی و خیلی
کم مایه است بی ارزشه یک مقالهای داره
درباره یه موضوعی در علم رجال که اون هم
یه کار دانشجویی ولی
ماندگارترین و مهمترین کاری که آقای
خامنی نوشته و به نظر من یک کاریست که
خواهد ماند همیشه و یک منبع مهمی اس
برای تاریخنگاری معاصر ایران یک متنی اس
که ایشون نوشته با عنوان گزارشی از سابقه
تاریخی و اوضاع کنونی حوزه علمی مشهد
که بینظیره یعنی ما همچین چیزی قبلاً
نداشتیم به همین دلیل کار بسیار مهمیه
اونم یک داستانی داره من اینجا لینک این
کتابو برای دوستان قرار میدم که دوستان
اینو بخونن داستان اون کتابم بخونن حالا
اگر یه موقع مرا را به آقای خامنهای و
مشه و روحانیت صحبت کردیم حتما به این اثر
اشاره خواهیم کرد رابطه آقای خامنهای با
رمان هم خب
خیلی جالب هست ایشون میگه
که من اجازه بدید من از صحبتهای خودشون
بخونم
آقای خامنهای میگن که از خیلی جوانی شروع
کردن به رمان خوندن و مثلاً تا زمانی
که ۲۰ سالشون بوده ی همچین چیزی ایشون
حدود هزار تا رمان خوندن آقای خامنهای
گفته که این نقل قوله ایشونه من در
مقولههای سینمایی و هنرهای تجسمی و
تصویری و امثال اینها ورود ندارم این
کلمه ورودم از کلمات مزخرفی اس که آخوندا
وارد زبان فارسی کردن ورود ندارم یعنی
تخصص ندارم یعنی یک مستمع عامی هستم اما
در مورد شعر و رمان نه آدم عامی نیستم و
از این آثاری که وجود دارد زیاد خواندم
یعنی آقای خامنهای خودش رو یک متخصص شعر
و رمان میدونه ایشون میگه که با اینکه
گرفتاریهای کاری هم زیاد است اما به
حمدالله از کتاب منفک نشد و در حقیقت
نمیتوانم هم منفک بشوم بعد با وجود اهمیت
رسانههای تصویری هیچ کدم جای کتاب را پر
نمیکنن و بعد ایشون میگن
که
من کتابهایی رو که حتی به فارسی هم ترجمه
نشدن به زبان عربی یا انگلیسی خواندم
خلاصه انگلیسی کتابهای جین آستن و از
جمله همین کتاب غرور و تعصب را من خواندم
بعد
خب ایشون کنار کتابم حاشیه نویسی میکنه
اینم خیلی
مهمه و بعد میگه
که میگه که من در اثر کثرت برخورد با
رمانهای گوناگون میتوانم نظر بدم شاید
هزاران قصه از بهترین نویسندگان دنیا
خواندم پس ایشون رمان به فارسی از
ترجمههای عربی و فارسی
با رمان به اصطلاح مدرن آشنا
شده راجع به در صحبت هاشم یا در فرصتهای
مختلف صحبت میکنه نظر میده راجع به رمان
نویسها ایشون به
رمانهای
تاریخی و سیاسی خب طبیعتا خیلی علاقه داره
این این مود اون دوران هسته دوران قبل از
انقلاب
که رمان رو به صورت مدرن در حزب توده و
چپها در ایران باب کردن دیگه پاپیر کردن
عمومی کردن و طبیعتا خب سیاسی بوده
دیگه بینوایان رو دوست داره خب چون درباره
انقلاب فرانسه
است ولی ادبیات فرانسه رو
چندان خیلی علاقه ن ادبی قرن بیسترو خیلی
علاقه نداره رومن رولان دوست داره میگه که
ایشون میگه راجع به رولان میگه که ما کسی
مثل رولان نداشتیم که بیاید زندگی دینام
بزرگان انقلاب را بنویسن ما چنین
کتابهایی را لازم داریم این یک تخصص هست
و بعضیها باید برون
دنبالش و
بعد ایشون معتقده
که رومان تنها جنبه سرگرمی نداره ایشون
رمان سرخ و سیای استاندال رو دوست داره
باز اون چون درباره انقلاب فرانسه هست و
با داستان حضرت یوسف مقایسه میکنه میگه که
ماجرای یوسف فقط ماجرای چشم پوشیدن از یک
شه جنسی نیست مسئله از این فراتر است پسر
جوان زیبای برازنده در یک خانواده فان و
داست این جالبه که به هر حال با اون ذهنیت
مذهبی مقایسه
میکنه آقای خامنهای میگه
که رمان را فقط برای این نمینویسم راجع به
رمان استند میگه میگه که رومان را فقط
برای این ن مینویسن که کسی سرگرم شود
اینها پیام دارن و نشان دهنده فرهنگ ی
یعنی در واقع زندگی را به نحوی به خواننده
خودش تعلیم میدهن
و به ادبیات شوروی فوقلاده علاقه داره
البته داستایوسکی رو اصلا علاقه نداره بهش
ولی تولستوی رو خیلی دوست داره شل خف رو
دوست داره
و کتاب جنگ و صلح رو خیلی ستایش میکنه و
شما میتونید
درباره رمان رمان خوندن آقای خامنهای
و به اصطلاح رابطش با شعر در فارسی منابعی
هست یک کتابی هست به
نام ی کتابی هست به نام اجازه بدید من
براتون پیدا
بکنم ایشون گفته که من خود آقای خامنه
گفته تا سال ۱۹ سال
بیش از هزار عنوان رمان مطالعه کردم گفتن
که آن وقتها یعنی قبل از انقلاب کمتر
رمانی بود که اسم آورده بشود و من نخوانده
باشم ایشون میگه
که اجازه بدید من این کتابی رو که گفتم در
مورد
شعر معرفی بگم خدمت
شما بله آقای خامنهای کتابی دارن کتابی از
ایشون منتشر
شده که در حقیقت صحبتهای ایشون در شبهای
شعر و
اینهاست عنوانش پیدا میکنم و خدمت شما
میگم که اگر بخواید دیدگاههای ایشون رو در
زمینه شعر و اینها
بخونید یکی از منابع خوب
هستش بله در مورد شاعر فروغ فرخزاد نظرش
جالبه در مورد فروغ میگه که معتقده که
فروغ
فرخزاد در
حقیقت ها کتابی که عرض کردم
اجازه
بدید یادم میاد
ک آقای خامنهای راجع به فروغ
فرخزاد دو سه بار اظهار نظر کرده یا چند
بار اظهار نظر کرده میگه
که آقای محمد حسین جعفریان که از شاعران
در باریست میگه یکی از سالها قبل از
دیدار نیمه یکی از سالها قبل از دیدار
نیمه نیمه ماه رمضان رهبری یکی از مسئولان
با من تماس گرفت و گفت اگر موضوعی درباره
شعر به ذهنت میرسد ت به نظرت مهم است
بنویسید که ما به دست حضرت آقا برسانیم
ایشونم یه موضوع نوشتن که تکلیف گفتن که
حضرت آقا تکلیف ما رو فروغ فرخزاد روشن
کنه خب بینید فروخ فرخزاد مثل از شاعرانی
است که هنوز تبوئ در جمهوری اسلامی ی به
این معنا که آثارش همه چاپ میشه و در
حقیقت منتشر میشه و راجع بهش صحبت میشه و
درس داده میشه و این حرفا ولی شاعریست که
به عنوان از
نظر موضع رسمی جمهوری
اسلامی به
اصطلاح چی میگن کوشر نیست به
اصطلاح آقای خامنهای میگن
که در اون جلسه آقای خامنه صحبت نکرد ی تا
اینکه خانم جوانی شعر عاشقانهی خواند آغا
زمن صحبت درباره شعر عاشقانه بانوان و
لزوم حفظ عفت و حیا در آن رسیدن به فروغ و
فرمودند شعر نباید مانند شعر آن شاعره قبل
از انقلاب باشد که پرده دری داشت من بعد
میگه که بلافاصله میگه آقای خامنهای میگه
اما به نظر من آن شاعر هم عاقبت به خیر شد
یعنی به نظر میرسه که آقای خامنهای از
شعرای مثلاً ایمان بیا یم به آغاز فصل سرد
اینها یک احساسی داره که فروغ یه گرایش
معنوی و مذهبی پیدا ب کرده و خب از بعضی
از
شعرای فروق همچین چیزی هم میشه برداشت کرد
یه بارم که ایشون در بیمارستان بود برای
اطرافی ش یه صحبتی میکنه
که پخش شده در یوتیوب و اینام هست وقتی که
یه جمعی از همین ادوای دربار خدمتشون
میرسن ایشون در همینطور که خوابیده روی
تخت
بیمارستان میگه که بله هر بلایی کس و آید
رحمتیست هر که را رنجی دهی آن راحتی است
زان به تاریکی گذاری بنده را تا ببیند آن
رخ تابنده را تیشه زان بر هر رگ و بندم
زنند تا که با مهر تو پیوندم زنم بعد گفت
خب این شعر از کیه خب اون آقایونی که
اونجا دن هیچ کدوم نتونستن بگن از کی هست
بعد گفتن که پروین اعتصاب بعد ایشون ادامه
دادن که به پروین اعتصامی میگفتن شاعر
نخود لوبیا برای اینکه فروغ فرخزاد رو
بالا ببرن و میخواستن او رو خوردش بکنن
حالا جالب اینه که فروخ فرخ فروغ فرخزاد
هیچ شعری علیه حجاب یا مثلاً آزادی زن و
اینجور چیزا نداره ولی پروین اعتصامی
شاعریست که علیه حجاب شعر داره و درباره
آزادی زن شعر داره و خب اینهم جزء
تناقضهای معمول
این ایدئولوژی هاست و این رهبران
هست
خب یک نمای کلی من دادم خدمت شما از فضای
شعر و شاعری آقای خامنهای حالا
من
دارم بعضی از این کامنتها رو میخونم که
اگر مربوط باشه
پاسخ آقای خامنهای درس ادبیات ادبیات
حوزه ادبیات عربی یعنی اد قدیم خوندن ولی
نه ایشون اصلا اشون اصلا درس نخونده
ا آقای خامنهای
با ببینید در د در عصر جدید از مشروطه
تا انقلاب ایران و تا یه ذره
بعدتر مفهوم روشنفکری با مفهوم ادبیات
خیلی پیوند خورد یعنی به کسی میگن روشنفکر
که
نویسنده باشه شاعر باشه و اهل ادبیات باشه
و روشنفکران ما حالا از آقاخان کرمانی
بگیریم
تا زمان انقلاب کسانی که میگفتیم روشنفکر
کسانی بودن که نویسنده بودن حالا نه
لزوماً رمان نویس مثلا مثل دکتر شریعتی که
خب نصر نصر کاملاً ادبیست و خلاقانه است و
اهل ادبیات است و اهل شرت جلال احمد همه
اینها حتی کسایی که به اصطلاح تئوریسین
فلسفی به شما میرفتن برای چیز مثل احسان
طبری در حزب توده خ احسان طبری خودش یه
شاعر نی و نویسنده هم شعر گفته
هم رمان نوشته نمیدونم غلام حسین ساعدی و
دیگران و دیگران بنابراین آقای اون موقع
اگر شما میخواستید روشنفکر باشید باید با
اهل ادبیات می اهل
ادبیات در
حقیقت مدرن حالا یا شعر جدید یا رمان و
اینطور
چیزها و این نفرتی که بین روحانیت و
روشنفکری بوده خیلی تو عرصه ادبیات خودشو
نشون میده مثلا برا مدرن کردن زبان ما کسا
که طرفدار مدرن کرد زبان بودن همش علیه
آخوندا علیه زبان عربی علیه اصطلاح نصر
آخوندی اینها مبارزه میکرد و این تفکر
جدید با زبان جدید با ادبیات جدید پیوند
میخورده و تفکر قدیم با زبان قدیم و این
نفرت آخوندا از روشنفکرا یا نفرت روشنفکرا
از آخوندا در این آوردگاه زبانی به خوبی
تبلور پیدا میکرده
آقای خامنهای ح من مجبورم برای اینکه
بحثم پیش ببرم به دیدگاه و به تصوراتی که
آقای خامنهای راجع به دانشگاه و فرهنگ و
روشنفکری داره اشاره بکنم تا بحثمون رو
پیش
ببریم ایشون میگه
که خودشون رو و انقلاب رو و در
حقیقت ایدئولوژی اسلامی رو ایشون کاملاً
یک پدیده فرهنگی میدونه و مبارزه با
دشمنانش رو حالا چه دشمنان داخلی خودی و
چه دشمنان خارجی
یک جنگ فرهنگی میدونه میگه ما فرهنگی
هستیم ما اهل تشخیص فرهنگی هستیم یکی از
ویژگیهای
نظامهای توتالیتر دقیقاً همین هست
نظامهای توتالیتر براشون فرهنگ بسیار
بسیار مهمه ب اینکه ایدئولوژی درش مهم و
ما فرهنگی هستیم ما اهل تشخیص فرهنگی
هستیم انسان این که در یک فضای فرهنگی
استشمام میکند لازم نیست دست بزند یا
ببیند تا چیزی را بفهمد امروز برای من
کاملاً محسوس است این را هم روزنامه
نگاران ما هم رادیو تلویزیون ما هم
دستگاههای تبلیغاتی ما مانند وزارت ارشاد
و سازمان تبلیغات اسلامی و آموزش و پروران
پرورش و دیگران باید بدانند امروز مسئله
این است بعد آقای خامنهای میگه که دو جور
دو جور میشه کار فر فرهنگی کرد دو جور
میشه مقابله کرد با توتهای فرهنگی یکی
کار سلبی و دیگری کار ایجابی کار سلبی
مقابلهی با آنها و جلوگیری از توطعه
آنهاست کار ایجابی کار فرهنگی صحیح هست
منبری خوب منبر خوب موضه مردم و توجیه
فکری آنها این روزنامههای ما این مجلات
ما این گویندگان ما این آقایون مسئولان
فلان
اینها کار فرهنگی میکنن آقای خامنهای
معتقده که من عبارت خود ایشونو
میخونم من بارها گفتم که روشنفکری در
ایران بیمار متولد شد مقوله روشنفکری با
خصوصیاتی که در عالم عالم تحقق و واقعیت
دارد که در آن فکر علمی نگاه به آینده
فرزانگی هوشمندی احساس درد در مسائل
اجتماعی بهخصوص آنچه که مربوط به فرهنگ
است در کشور ما بیمار و ناسالم و معیوب
متولد شد پس این تعریف آقای خامنهای از
روشنفکری است آقای خامنهای روشنفکری رو
اینجور تعریف میکنه روشنفکری یعنی فکر
علمی نگاه به آینده فرزانگی هوشمندی احساس
درد در مسائل اجتماعی بهخصوص آنچه که
مربوط به فرهنگ است خب آقای خامنهای میگه
که این در کشور ما بیمار و ناسالم و معیوب
متولد شد چرا چون کسانی که روشنفکران اول
تاریخ ما هستن آدمهای ناسالمی حالا من
چند نفر از این شخصیتها و پیشروان
روشنفکری در ایران را اسم میآورم میرزا
میرزا ملکم خان ارمنی میرزا فتحعلی
آخوندزاده حاج سیاح محلاتی این کسانی که
اولین نشانهها و پیامهای روشنفکری قرن
نوزدهمی اروپا را وارد ایران کردن به شدت
نامطمئن بودن مثلاً میرزا ملکم خان که
داعیه روشنفکری داشت و میخواست علیه
دستگاه استبداد ناصرالدین شاهی روشنگری
بکند خود او دلال معامله معامله بسیار
استعماری و زیانبار رویتر بود و میدانید
که در بنابراین بحث روشنفکری رو ربط میده
به به اصطلاح
وابستگی سیاسی و اقتصادی
و فکری به غرب و در حقیقت اینها کسانی
هستن روشنفکران که خلاف منافع ملی خلاف
اسلام و خلاف در حقیقت علیه ایران فعالیت
میکرد این آقای روشنفکری که به عنوان
معروفترین پیامآور روشنفکری و روشنگری
در ایران مطرح بود یعنی همین میرزا ملکم
خان خودش دلال قضیه رویتر در همین انحصار
معروف تنباکو که میرزای شیرازی مرجع تقلید
وقت آن را تحریم کرد کرد و جلوی این
معامله زیانبار را گرفت میرزا ملکم خان
خودش دلال آن بود و واقعاً یکی از دلالی
های عمده میرزا ملکم خان ارمنی همین قضیه
روژی بود که دربار هم آنو قبول کرد بعد
این آدم میخواهد در ایران پیامبر پیام
آور روشنفکری باشد یعنی مردم را به آینده
به تجدد و نوگرایی دعوت کند ببینید مردم
چه ع آب در میآیند
بعد میگه که میرزا ملکم خوان میرزا فتحعلی
آخوندزاده شبیه میرزا ملکم خان است این
آخوندزاده از خامنه است من از خامنهای
های قدیمی و بعضی از خویشاوندان خودمان
چیزهای زیادی نسبت به او شنیدم و میدانم
ایشان قبل از انقلاب اکتبر به قفقاز رفت و
در روسیه سر سفره تزارها نشست و با کمک
تزارها و زیر سایه آنها به خیال خودش بنا
کرد علیه دستگاه استبداد ایران مبارزه
کردن این مبارزه مبارزه نامطمئن بود یعنی
مشکوک بود این قابل قبول نبود اولین چیزی
را هم که اینها هدف قرار میدادن به جای
اینکه بیشتر به استبداد و جهات سیاسی
بپردازن به دین و اعتقادات مردم و سنتهای
اصیل بومی پرداختن بعد حالا مفصل حرف
میزنه بعد میاد دوره رضاخان بعد دوره
رضاخان آمد در این دوره روشنفکران درجه
یک کشور از از اساتید از نویسندگان از
متفکرانی که جزو زبده گ ان روشنفکری بودن
در خدمت رضا خان قرار گرفتن رضا خانی که
از فرهنگ و معرفت بویی نبرده بود و دفاع
اینها از رضاخان هیچ وجهی نداشت نه
باسواد بود نه فرهنگی بود نه ملی بود همه
میدانستند که سیاستهای انگلیسیهاست که
اجرا میشود خود روشنفکران میدیدن که
انگلیسیها رضاخان را آوردن برکشیدن به
قدرت رسانند سلطنت او را تقویت کردند
مقدماتش را هم فراهم کردند مانعش را نابود
کردند و جاده را برای او صاف
نمودن من دوست دارم این بحث را نه به
عنوان یک مسئول بلکه به عنوان یک روحانی و
یک طلبه و به عنوان کسی که تقریباً همه
جوانیا را در فضای روشنفکری زمان خودم
گذراندهام و با خیلی از این چهرههای
معروف روشنفکری ایران یا از نزدیک آشنا
بودم یا با آثارشان آشنا بودم و درست آنها
را میشناسم از شاعر اشان نویسنده شان
هنرمندشان مطرح کنم و با شما حرف بزنم دلم
میخواهد شما جوانان دوره قدری فضای فرهنگ
کشورتان را بشناسید چون شماها جز ق قشرهای
روشنفکر هستید در دوره بعد از رفتن رضاخان
و بعد از شهریور ۲۲۰ که حکومت عجیب و
غریبی در آن وقت تشکیل شده بود بخشی از
روشنفکران در آن موقع به حزب توده پیوستن
که اتفاقاً بعضی از صادقتر این
روشنفکران از اینها بودن که به حزب توده
پیوستن که اگرچه به شوروی وابسته بودن
آنوقت خودشان هم اعتراف داشتن همهشان هم
قب قبول داشتن که به شوروی وابسته بودن
شما به خاطرات همین کیانوری و دیگر رسای
تودهایها که در جمهوری اسلامی گیر
افتادن نگاه
کنه و در عین
حال باز صادقتر این و مخلص ترین
روشنفکران در همین مجموعه جمع شده بودن
یکی از آنها خود جلال آ احمد بود که من در
این بحث از حرفای او برای شما نقل خواهم
کرد مرحوم جلال آل احمد جزو حزب توده بود
خلیل ملکی و دیگر
اول در حزب توده بودن ضمنا یادآوری کنم که
فردا سالگرد درگذشت جلال آ احمد هست و من
برنامه زندم رو فردا در به جلال اختصاص
خواهم داد در جلال صحبت میکن آقای خامنهای
راجع به جلال صحبت می که
بماند فردا بهش
میپردازیم و به طور کلی آقای خامنهای
معتقد است
که روش روشنفکر این روشنفکری که ما داشتیم
د تا خصوصیت داشته یکی بیاعتنا بوده به
سنتهای بومی و فرهنگ خودی و دیگری اعتقاد
به
جهانبینی به اصطلاح علمی و رابطه علمی
دانش و حض و قدر فلان این در حالیست که در
معنای روشنفکری ساخته و پرداخته فرنگ که
اینها آن را از فرنگ گرفتن و آوردن به
هیچ وجه این مفهوم نیست چرا باید یک
روشنفکر حتماً به سنتهای بومی بیاعتنا
باشد روشنفکری
عبارت است از آن حرکتی شغلی کار و وضعی که
با فعالیت فکر سر کار دارد روشنفکر کسیست
که با بیشتر با مغز خودش کار میکند تا با
بازویش با اعصاب خودش کار میکند تا با
عضلاتش این روشنفکر است لذا در طبقات
روشنفکری از شاعر و نویسنده و متفکر و
امثال اینها شروع میکند تا به استاد
دانشگاه دانشجو و دبیر و معلم و رو
روزنامه نگار
میرسد بعد
از نظر ما در روشنفکری به معنای حقیقی
کلمه نه ضدیت با مذهب هست نه ضدیت با تعبد
یک انسان میتواند هم روشنفکر باشد و همان
معنایی که همه روشنفکر را تعریف کردن یعنی
کسی که به آینده نگاه میکند کار فکری
میکند رو به پیشرفتت و هم میتواند مذهبی
باشد میتواند متعبد باشد میتواند مثل
مرحوم دکتر بهشتی باشد میتواند شهید
مطهری باشد بین کلمه روش تفکری در زبان به
اصطلاح ادبیات جمهوری اسلامی و اا اساساً
در در ایدئولوژی زبان ایدئولوژیک
اسلامی گاهی هم به معنای منفی به کار برده
میشه هم به معنای مثبت خودشون روشن فکرای
حقیقی یعنی کسانی که هوادار روشن به
اصطلاح اسلام گراه رهبران اسلامگرا
روشنفکران حقیقی و هر کس که تفکر ک غربی
داره روشنفکر قلابی بیمار
ضد به اصطلاح ضد اسلام ضد ایران و این ح
و ب هال مفصل این صحبتهای ایشون تا برسیم
به اینجا یک نکته که جالبه میگه
که میگه مت ی معتقد بود که آقای خامنهای
میگه میگه که حمله کنندگان در دوران مغول
مردمانی بودن که هدفی جز ملک گشایی آن هم
در شکل نیمه وحشی آن نداشتن یعنی
میخواستن سرزمینها را بگیرن اما قصد
انهدام فرهنگ و نابودی فرهنگ قائم در این
کشور را
نداشتن در حالی که مهاجمین غربی منظورش
تجدد مدرنیته از قبل از آغاز مشروطیت در
ایران بودن مهاجمان غربی میدونید که
ایران هیچ موقع استعمار نشده ولی آقای
خامنهای معتقده که همچین چیزی اتفاق
افتاده مهاجمین غربی از قبل از آغاز
مشروطیت در ایران بودن و باید گفت
که دوران آن خطر از ناکامی مشروطیت در
ایران پدید آمده است میگه که لذا از آن
لحظه یعنی از مشروطیت تا شهریور ۲۲۰ دوران
اوج سلطه تفکر و فرهنگ و تمدن غربیست که
با چراغ آمده بود و به قصد انهدام فرهنگ و
گزیده ترین کالا را هم کالا کالاها را هم
نابود میکرد و از بین میبرد یعنی فرق
مغل و این مهاجمان قرن بیستم این بود که
مغل مثل برخی اقوام با گیجی و غفلت وارد
شد اما غربیها با آگاهی و هوشیاری و به
قصد انهدام مراکز اصلی وارد شدن از نظر
آقای خامنهای مشروطه یک دام بود برای ملت
ایران نه یک نهضت
انقلاب خب این رو شما
دیگه توجه داشته باشید که میرسه به بحث
نفرت از
دانشگاه نفرت از فرهنگ غربی نفرت با هرچه
که نشانی از به
اصطلاح جهانبینی نگرش و و اندیشه مدرن
داره من ادامه نمیدم این رو چون خیلی
حرفها ایشون مفصله و از شما خواهش میکنم
که به این منابع از جمله
خود خود وب سایت ایشون مراجعه بکنید که خب
خیلی
مفصل
این نظرات ایشونو مستقیم میتونید ببینید
بذارید با یک جمله با یک عبارت یک
پاراگراف این نقل قلا رو پایان بدم آقای
خامنهای میگه دین اسلام دین تبلیغ است
درست است که ما در دین مقدس اسلام برای
پیشبرد هدفهای الهی و اسلامی جهاد و
شمشیر را داریم اما اصل بر تبلیغ و تبیین
است این نکته نکته بسیار بسیار مهم نیست
که برای نظامهای
توتالیتر ایدئولوژی یا تبلیغات پروپاگاندا
بسیار مهمتر هست
از اسلحه و از در حقیقت جنگ فیزیکی این
نکته اس که ما بسیار دست کم میگیریم یا
درست به پیامد هاش آشنایی
نداره آقای خامنهای میگه
که من فقط تو دوره انقلاب سالی اول انقلاب
یه مقدار دیگه خیلی کارم زیاد شد و اینا
حدود ۲ سال رابطم با کتاب قطع شد من شب
ساعت ۱۱ یا بیشتر به خانه میرفتم و کار
میکردم ساعت پ و۶ صبح کارمو شروع میکردم
در خونه ملاقات داشتم ولی شروع مجدد من به
مطالعه بعد از اشتغال به ریاست جمهوری
الان من مطالعه هم میکنم به کارم میرسم
و فلان مطالعه علمی تاریخی هم دارم مطالعه
تفننی هم میکنم و بعد میگه که من سالیان
متم دی به صورت مستمر کار فرهنگی شده بود
برای اینکه روحانیان را از چشم مردم
بیاندازند و این مزاحم را از راه خودشان
دور کنن مسئله یک برنامهریزی کاملاً حساب
شده و دقیق بوده و هدفش هم این بود
روحانیون که مانع پیشرفتهای سیاستهای
پیشرفت سیاستهای خارجی و استعماری اعمال
شده به وسیله پهلوی بودن از سر راه
برداشته شوند من فراموش نمیکنم از کلاس
دوم سوم دبستان سر ما عمامه گذاشتن از آن
بچگی از از جمله چیزهایی که به عنوان یک
عقده تا سالها در ما مانده بود این بود
که بچهها ما رو مسخره میکردن عمامه را
مسخره میکردن بزرگ هم که شده بودیم تا
حدودی خیال میکردیم که حالا مسخرهام شد
ولی بعد دیدیم که نه اول مسخره کردن است
با اینکه شهر ما مشهد بود ببینید چقدر
وحشیگری میخواهد که یک آدم معمولی را که
در کوچه و بازار رد میشود مسخره کنند
هیچکس علیه هیچکس دیگر این کاررا
نمیکند اما نسبت به روحانیون خیلیها
این حق رو برای خودشان قائل بودن چون
تبلیغات شده بود
خب بسیار خب خب همه اینها چه معنی
میده اجازه بدین من یک مقدار راجع به
این کامنتهای شما رو بخونم تا ببینم که
چه چیزی
باید اگر
شخصیت سیاسیش چقدر تحت تاثیر مطالعات ادبی
میدونم بسیار زیاد هر دو یعنی هم شخصیت
ادبی شخصیت سیاسیش ساخته و هم شخصیت
سیاسیش شخصیت ادبی کتاب رفیق آیتالله
یک در حقیقت کتابیست کاملاً محمل محمل
یعنی من خواهش میکنم دیگه سؤال نظر منو
راجع به این کتاب نپرسید این کتاب کاملاً
محمل هست
یعنی کاملاً
بیناست راجع به باور و اعتقاد شخصی خودم
به دین اگر براتون جالب باشه چشم حتما بله
کتابی که گفتم شب شاعران بیدل آفرین تشکر
میکنم از آقای حامد شفیع کتاب شب شاعران
بیدل رو اگر بخونید نظریات ایشون رو راجع
به فقه و اینها شعر خواهید دید روحی ایشون
با فضای فقهی علما چه تناسبی داشت و من
حالا عرض میکنم دیگه ایشون در ب بخش علما
اصلا پذیرفته نبود در
فضای در فضای در حقیقت سنتی حوزه اشون
معقول
نبود آها ایشون بحث اقبال مطرح کردید
آفرین خیلی ممنونم آقای محمد
بر برقابی اگر ببخشید اگر درست تلفظ
نمیکنم ببینید آقای خامنهای زمانی که
رئیس جمهور بود د تا سخنرانی داره یک
کنفرانس اقبال لاهوری برگزار شد و یک
کنفرانس حافظ بذارین من برای شما هر دو
اینها کاش که صوتش باشه به دلیل اینکه
آقای خامنهای
یک خطیب
فوقالعاده زبردستی است و صدای
بسیار گیرایی داره
یعنی خطیب فقط محتوای گفتش مهم نیست
دیگه آهنگ صداش هم مهم هست و آقای
خامنهای آهنگ صداش فوقالعاده گیراست
و هم شعر خیلی خوب میخونه هم متنو خیلی
خوب می میدونی که وصیت نامه آقای خمینی رو
رو آقای خامنهای خوند در روز چهاردهم
خرداد و
آقای خامنهای دکلمه کردنش فوقالعاده خوب
هست آقای خامنهای در
اونجا که صحبت
کردن بله در مراسم گشایش کنگره بینالمللی
بزرگداشت علام محمد اقبال لاهوری که
این این
مراسم در سال در دانشگاه تهران برگزار شد
سالش یادم نیست ولی حتما بخونید این این
صحبتش رو از ایشون در حقیقت راجع این
صحبتش یعنی فکر مطالعه کرده و مهم هست
برای
شناخت تفکر آقای خامنهای و خب شعرایی که
میخونه دیگه اگر صداشو گوش بدین فوقالعاده
خوب شعر میخونه یعنی ی کلمه شعر و نسلش هر
دو فوقلاده خوب
هست یکی این هست یک کم
سخنرانی من اینا رو توی اون موقع تلویزیون
گوش کردم و رادیو گوش کردم و اینا طنینش
توی صدای در گوش من هست که
میگه نقطه نوری که نام او این شعر اقبال
میخونه نقطه نوری که نام او خودی
زیر خاک ما شرار
زندگیست از محبت میشود پاینده تر زنده تر
سوزنده تر تابنده تر از محبت اشتعال جوهرش
ارتقای مکملات مضمر فوقلاده است خیلی
گیراست یا تو اون جلسه که اومد برای
طلبهها صحبت کرد در مسجد امام در
قم چند تا غزل خونم ب امروز امیر در میخان
تویی تو فریاد رس ناله مستان تویی تو خب و
یکم سخنرانیش در حافظ در کنگره حافظ اولین
باری بود که در ایران اگه اشتباه نکنم سال
۶۶ بود یادم نیست اولین باری بود که در
ایران کنگر برای حافظ تشکیل
میشد و خب برای جمهوری اسلامی خیلی مهم
بود حالا به دلایل مختلف و ی کنفرانس
دولتی بود ولی خب خیلی مهمانهای ایرانی و
خارجی برجستهی داشتن و اون زمان اگر برید
مجله کیهان فرهنگی در آن زمان یک ویژه
نامهی درآورد برای این کنفرانس به اسم
حافظیه که در اون ویژه نامه هم سخنرانیها
و مراسم رو کاملاً پوشش داده
بعضیها متن سخنرانی هست بعضی مصاحبه است
از جمله در اونجا یک مصاحبهی هست با زنده
یاد سعیدی سیرجانی حالا براتون یه چیزی
بگم
از تنز روزگار یا تلخی
روزگاره سعید سیرجانی در اون مصاحبش با
کیان فرهنگی به شدت نقد میکنه سطح
پایین صحبتهایی که در این کنفرانس شده و
میگه که هیچ حرف جدیدی نداشتن میگه بهترین
سخنرانیها در این کنفرانس سخنرانی د تا
آخوند بود یکی
آقای خامنهای و یکی هم آقای حائری
شیرازی که اون موقع امام
جامعه شیراز بود اگر اشتباه نم و فکر کنم
همین سالهای اخیرم فوت کرد و خب آقای
خامنهای سخنرانیش در مورد
حافظ بسیار مورد
توجه عمومی قرار گرفت و همینطور اهل
ادبیات آدمی بود که کاملا نشون میداد که
با مباحث که در مورد حافظ شده و اینها
آشناست و با حافظ انس داره خب میدونید که
آقای خامنهای از طفولیت
مادرشون بسیاری از غزلیات حافظ رو حفظ از
بر داشته و برای بچهها میخونده
یعنی مخصوصاً ا اون بچهها بیشتر علی هست
که یعنی خود این آقای خامنهای رهبر هست
که ذوق ادبی و سواد ادبی داره بقیه بچهها
ندارن و طبعاً آقای خامنهای این رو با
یعنی ذوق ادبی عشق به زبان فارسی اینها رو
از شیر با شیر مادر در تن و جانش روئیده و
بالیده و پرورده
شده و خب همین آقای سعیدی سیرجانی کسیست
که
جزء روشنفکرانی است که آقای خامنهای در
حقیقت او
رو دستور کشتنش داد
رابطه با عوان ثالث رو هم بله من یک
بار یک بار راجع به این اشاره کردم آقای
خامنهای اان خیلی دوست داشت من در همین
یکی از همین ویدیوها لایوهایی که راجع به
با عنوان خامنهای چنان که من شناختم نگاه
بکنید یه داستانی رو میگم از قول اخوان
نمیخوام تکرار بکنم ولی آقا آقای خامنهای
در
حقیقت با اخوان دچار مشکل شد به خاطر
اینکه توقع داشت که اخوان بیاد و جز
همین شاعران درباری بشه مثل مهرداد اوستا
و
نمیدونم این آقای کی بود حمید سبزواری و
اینجور داستانها ولی خب اخب خیلی آزاد
آزاد منش تر از این بود که چنین چیزی رو
قبول بکنه آقای خامنهای
زنگ زده بود به اخوان زمانی که ریاست
جمهوری بود که آره بیایین و خلاصه فلان
بیاین مثلا با ما ما حکومت باشین اینها
ایشون گفته بود که شاعران شاعران یا
روشنفکران همیشه بر حکومت بودن نه با
حکومت آقای خامنهای خیلی عصبانی میشه و در
نمازجمعه تهران سخنرانی کرد و رسماً گفت
که
آره اینا میگن
روشنفکر بر حکومت من با حکومت خلاصه خیلی
عطب و خطاب کرد ولی یک جایی میگه
که شعرای عبان خیلی حفظه آقای خامنهای
خیلی از شعرای عبان
حفظه شاید اون عشق شفیع کدکنی رو نداشته
باشه به اخوان ولی خیلی بهش علاقه
داره خب میدونید که اخوان خ بیشتر سوادش م
سواد اخوان سواد آخوندی
میگه
که یه جلسه سال ۹۵ داره با شاعران میگه
که عوان یه شعرایی داره ولی که من به یه
جور دیگه میفهمم میگه که یه
شعر اون شعر معروف ای تکیه گاه و پناه
زیباترین لحظههای پر عصمت و پرشکوه
تنهایی و خلوت من ای شت شیرین پر شوکت من
بعد خامنهای میگه خب ببینید چقدر این شعر
قشنگ است من گفتم وقتی این شعر را
میخوانم مخاطب من در این شعر دعاست دعا
همین است ای تکیه گاه و پناه زیباترین
لحظههای پر عصمت و پرشکوه تنهایی و خلوت
من ای شت شیرین پر شوکت من البته او این
شعر
را در یک مسیر دیگر برده
خب حالا اگر شما بتوانید شعر مربوط به دعا
را با این جور ادبیاتی که هم الفاظ قشنگ
است هم مضامین قشنگ است مضمون ها چقدر
زیباست موسیقی شعر چقدر عالیست موسیقی شعر
خودش یک بابیست آن روانی زیبایی و صافی و
موسیقی شعر از حالت لکنت زدن مانند اینها
شعر خارج میکنن با این مایهها و با این
شیوهها شعر بگوید به نظر من خیلی خوب است
خب یعنی
سبک به اصطلاح اخوان زبان شعری اخوان رو
خب توصیه میکنه و ستایش میکنه ولی خب با
شعر سپیدم اصلا تو جلساتی هم که داره
اجازه نمیده بخونن دیگه یعنی کسایی که شعر
سفید و اینا میگن میگه من اصلا نمیفهمم
نخونم برا من
خب این هم در مورد
اخوان آقای محترم آقای شبانی کتاب رفیق
آیتالله تمام دروغه تمام مزخرفه ربطی به
نویسنده ش نداره هر کس نوشته باشه این
کتابو کل این کتاب مزخرف و دروغه تمامش
دروغه یعنی هیچ کاملاً تخیلات نویسنده ش
هست هیچ ربطی به واقعیت
ندار خدمت شما بحث تفاوت روشنفکر متفکر
بگذارید برای فردا که صحبت بکنیم که راجع
به جلال آل احمد صحبت بکنیم خب
گفتن اگر کتاب رفیق آیتالله محمله است
چرا بیشتر چرا اصرار دارید که سؤال نشود
دوست عزیز وقتی میگم محمله یعنی محمله
یعنی راجع به محمل صحبت
نمیکنم وقت خودتون رو زندگی خودتون عمر
خودتون تلف نکنید بی در مورد ترجمههای
سید قطب م من صحبت کردم بذارید اونم تو
جلسه راجع به آقای خامنهای به عنوان
مترجم صحبت کنم آقای خامنه آره صادق
هدایتم یکی دو بار کوبیده
علیه صادق هدایتهم صحبت کرده خب حالا بریم
سراغ مسئله همین ارتباط شخصیت سیاسی و
شخصیت ادبی
ایشون خب اولاً یک چیزی رو پ پیش از هر
چیز باید بدونیم که یکی از
ویژگیهای توتالیتاریسم
این هست که درش
ادبیات هنر و فرهنگ به طور کلی با
سیاست یکی میشه و پیوند میخوره و در با
ظهور توتالیتاریسم هست یعنی در قرن بیستم
هست که ما با پدیده دیکتاتور شاعر
دیکتاتور نویسنده دیکتاتور هنرمند مواجه
هست موسولینی
هیتلر
سین
و نمیدونم مادس تونگ و رهبران
توتالیتر اساساً رهبرانی بودن که خودشون
رو ادیب هنرمند و نویسنده میدونستن
بنابراین شعر گفتن آقای خمینی یا شعر گفتن
آقای خامنهای
یک امر اتفاقی نیست یه امر استثنایی نیست
یک امر فرعی نیست من یکه کتابی رو معرفی
میکنم و از دوستان خواهش میکنم که این
کتاب رو بخونن این کتاب
هست دیکتاتورها یا
خودکامگان شعر میگویند ی خودکامگان
شاعر این کتاب یک گزید است
از به اصلا آثار رهبران
توتالیتر از
موسولینی
استلین
هیتلر کیم
سونگ م تونگ ممر قذافی صدام
حسین
نیازف و متسفانه بخش آقای خ خامنهای رو
نداره که شما باید بنویسید و این نشون
میده که هر کدوم از اینها چه آثار ادبی و
هنری داشتن و چهجور به ادبیات و هنر نگاه
میکردن و چرا خودشون رو صاحب نظره در
ادبیات و در هنر میدونستن خودشون رو ادیب
و هنرمند میدونستن بنابراین آقای
خامنهای کاملاً میره توی یک کتگوری خاص
یعنی او رو باید قرار داد در براب در کنار
اینها راجع به این موضوع یعنی راجع به
رابطه شعر و ادبیات و هنر و توتالیتاریسم
به قول فرنگیا زیلیون کتاب و مقاله نوشته
شده بسیار مسئله مفصل راجع به ادبیات و
سیاست در قرن بیستم و من فقط به یک بخش
کوتاهی از مسئله اشاره میکنم که دوستان
خودشون پی بگیرن این مسئله
رو همونطور که عرض
کردم جدال سنت و مدرنیته و جدال روحانیت
با روشنفکری
جدال نگهبانان سنت و پیامبران مدرنیته در
وحله اول یک نبرد
زبانیست و در حقیقت زبان درش نقش اصلی رو
بازی
میکنه سیاست
اساساً به مفهومی که نه به مفهومی که ما
داشتیم نه سیاست به
مفهوم از یونانی تا امروز سیاست به مفهوم
غربی کلمه با زبان
پیوند به اصطلاح گوهری و ماهوی داره یعنی
پیتکس با رتوریک اینها هم عجین
هستن سیاستی بدون زبان و زبانی بدون سیاست
وجود نداره یعنی رتوریک یا بلاغ و سخنوری
بدون سیاست و سیاست بدون رتوریک وجود
نداره این بحث رو از ارسطو در بحث لوگوس و
تعریف انسان توضیح داده و دیگرانم حالا
توضیح دادن که بحثش جای دیگه هست در عصر
جدید که سیاست با به اصطلاح رسانه با
افکار عمومی با م سوسایتی جامعه تودهای
ارتباط برقرار میکنه به طور
طبیعی سیاست اون چیزیست که در رسانه
میگذره و در زبان میگذره یعنی
شما اگر سیاستی در زبان جلوه نداشته باشه
یعنی نمایش داده نشه یعنی به اصطلاح از
طریق رسانههای گروهی انعکاس پیدا نکنه
اون سیاست وجود نداره سیاستی وجود داره یا
قدرتی وجود داره که بتونه در
رسانهها تجلی کنه قدرتی که در رسانه حضور
نداشته باشه وجود نداره اصلاً به همین
دلیل هست که در حکومتهای خودکم و
دیکتاتوری استبدادی عکس رهبران چقدر مهمه
دقت کردین شما وقتی که با کشورای مثلاً
دیکتاتوری میرین مستو میرین حالا ایران که
بگذارین کنار مثلاً برید به کشورهای عربی
منطقه یا هر کشور دیکتاتوری برین هم مدام
عکس رهبران رو همه جا میبینید این این این
باید نشان قدرت باید نشان داده بشه قدرتی
که نشان داده نشه وجود نداره
بنابراین در حقیقت ایماژ تصویر و به
اصطلاح
نمایش قدرت قدرت چیزی نیست جز نمایش قدرت
وقتی قدرتی که نمود و نمایش نداره در
حقیقت وجود نداره به همین دلیلم هست که
عکس
ها عکسها قرار نیست که واقعیت اون آدم
نشون بدن یعنی عکسهایی که از رهبران
منتشر میشه عکسهای مدام روتوش شده برای
اینکه او رو در بهترین حالت ممکن نشون بدن
الان مخصوصا تو کشورهای عربی که
بریم عکسهای مثلا
همین چی اسمش حاکمان
شون پیر خیلی پیرن اما صورت اصلاً پیر
نمیشن عکس پیر نمیشن عکسهای حاکمان پیر
نمیشن عکسهای حاکمان مریض نمیشن عکسهای
حاکما هیچ چیز بدی توش وجود نداره همه چی
پرفکت همه چیز آرمانی همه چیز در نهایت
آرمانی و در حقیقت در یک کمال غیر
انسانیست به عبارت دیگه شما تصویر آقای
خامنهای رو نمیبینید در حالی مثلاً
کارای معمولی کردن یا نمیدونم یه موقع
مثلاً لباسش بد باشه اتو نداشته باشه یا
نمیدونم یه چیزی باشه که مثلاً طبیعی
باشه عکسهای اینها باید غیر طبیعی باشه
باید عکسهای اینها باید در جاودانگی رو
تداعی بکنه این قدرت جاودانه است همه گیره
ه همه توانه داریم ما از یک خدا حرف
میزنیم این عکسا این پرفکشن و این کمالی
که در این عکسا هست این دقیقاً تداعی
کننده این قدرت فائقه و و توتالیتر هست در
خب این چیزیست که هنرمند نویسنده رو با
سیاستمدار در
حقیقت نزدیک میکنه یا پیوند برقرار میکنه
شما وقتی که مینویسید شما وقتی که شعر
میگید شما وقتی رمان مینویسید شما وقتی
اثر ادبی رو خلق میکنید در حقیقت خودتون
رو به شکل
زیبایی نشان میدید شما یک روح پنهانی که
در درون شما هست و کسی از او آگاه نیست
اون روح پنهانت رو در یک اثر ادبی و در یک
اثر هنری مجسم میکن مادیت میبخشید وقتی
که مادیت میبخشید اون چیزی که پنهان هست
شما این مخاطب رو انسانها رو به سمت
خودتون جذب میکنید کاری که سیاستمداران
میکنن چرا پروپاگاندا مهمه چرا گفتار
سیاسی مهمه در آمریکا مثلاً شما برید این
کتابهای بیشماری نوشته شده راجع به به
زبان رئیس رسای جمهور از واشنگتن گرفته تا
آقای
بایدن به
اصطلاح
سخنرانیهای رسمیش و این سخنرانی رسمیش چه
جوری سخن میگن و سبک سخنرانی ها چقدر
متفاوته چه معنایی میده یکی بی تردید یکی
از بهترین
سیاستمداران سخنران در جهان باراک
اوباماست و بی تردید یکی از
مهمترین عوامل موفقیت او در پیروزی در
انتخابات ریاست
جمهوری زبانش زبان اوباما اصلاً قابل
مقایسه نبود با زبان
رقیبش در نتیجه
سیاستمدار مخصوصا در حکومتهای توتالیتر
که باید حاکم باید خودشو نمایش بده و نشان
بده او س میکنه از
طریق اثر ادبی یا ادعای خلق اثر ادبی و
ادعای خلق اثر هنری در حقیقت خودش رو به
شیوهای
کاملاً به
اصطلاح به شیوه کاملا جادویی به شکل کاملا
اسرارآمیز شما رو به سمت خودش جلب بکنه
کاری که نویسنده با شما میکنه نویسنده شما
رو مجذوب خودش میکنه نه با نشون دادن
واقعیت خودش بلکه
با بلکه با خلق یک اثری که زیبایی اون اثر
شما رو به سمت او میکشه و شما اثر رو
همیشه با خالق اثر یکی میبینید وقتی که
مثلا فرض بکنید شما داستایفسکی هر اثر
هنری یا اثر ادبی رو میخونید جذب اون اثر
میشید شما جذب اون اثر نشدید جذب اون که
آف یننده اون اثر شدی اون روحی که اینو
خلق کرده به همین دلیل وقتی که شما از
آثار داستی که خوشتون میاد شما با عاشق
داستایوسکی میشین شما وقتی که مثلاً بودلر
رو دوست دارین وقتی مثلاً سعدی رو دوست
دارین وقتی حا حافظ رو دوست دارین یک اون
اثر او یک تصویری از اون خالق اثر در ذهن
شما خلق میکنه که شما در ذهنتون اون
فردوسی اون حافظ یک شخصیت استثنایی میشه
یعنی
اون شخص اثر خودش رو خلق میکنه نویسنده
نوشته اثر خودش رو خلق میکنه ولی خواننده
با خواندن این اثر این اثر در ذهن خواننده
نویسنده را خلق میکنه یعنی نویسنده با
خلق اثر خودش رو در ذهن خواننده خلق
میکنه اونچه که در ذهن خواننده خلق میشه
نویسندهای اس که خواننده از راه خواندن
اثر او در ذهن خودش به وجود آورده به همین
دلیلم هست که شما بعضی از آدمها رو اگه
از نزدیک بشناسین یا خیلی چیزای مثلاً
شخصیشون و بدونین شاید بدتون مییاد اصلاً
آثارشون و بخونین یا نتونین بخونین من که
خود این اتفاق برای من متأسفانه خیلی
افتاده آدما که آثارشون خیلی معروف بوده
حالا با آشنای شخصی و یا چیزای اینطوری من
دیگه اصلاً نتونستم آثارشون و بخونم و به
عکس شما اگر یک انسانها رو بدونید که
دوست داشته باشید ثار اونها برای شما جذاب
میشن و
بسیار گیرایی سحر انگیزی پیدا
میکنن در
حقیقت
این به اصطلاح میگن رتی سف اکسپنشن
یعنی یک
حاکم مخصوصا حاکم خودکامه نمیخواد فقط از
طریق اسلحه و نمیدونم
زور و اینها مردم احساس کنن که او قدرت
داره او میخواد مردم رو تحت
تأثیر جذبه خلاقیت هنری و ادبی و آفرینش
ادبی و ادبی خودش قرار بده که توجه باز
داشته باشین که شاعری یا شاعرانگی یا قوه
شاعری با قوه پیامبری اینها پیوند دارن
دیگه با قوه به اصطلاح ارتباط با جهان
بالا بنابراین اون کسی که حاکم هست میخواد
با میخواد نویسنده باشه به عنوان نویسنده
شناخته بشه به عنوان شاعر شناخته بشه به
نام هنرمند شناخته بشه چرا چون میخواد
مردم او رو برخوردار از یک نیروی ماورای
طبیعی و یک نیروی استثنایی بدونن
نویسندگی خلاقیت ادبی و هنری یک به
اصطلاح یک
دارایی استثنایی اس یک یک توانایی
استثنایی است همه آدما میتونن برن همه
حرفهها رو یاد بگیرن همه آدما میتونن
برن پزشکی بکنن پزشک بشن اما هیچکس
نمیتونه با درس خوندن شکسپیر بشه
بنابراین شاعر یا نویسنده کسیست که خودش
رو برخوردار از یک توانایی فوقالعاده و
استثنایی میداره به همین دلیل هم هست که
یک حاکم خودکامه میخواد که دیگران چنین
تصوری از او داشته باشن که او ارزشی که
داره و و مشروعیت اقتدارش فقط به این نیست
که خب یه آدم سیاستمداری مثل بقیه
سیاستمدار یه مدیر خوبیه یا یک آدمیست که
در فن حکومتداری مهارت داره نه بلکه او
برخوردار از یک نبوغ استثنایی هست که او
رو
شایسته نشستن بر چنین مسندی و فرمان راندن
بر چنین ملتی میکنه خب من یک مقدار خسته
شدم
پرسیدن
که آقای خامنه از مطی که آقای خامنهای
خواندید رابطه خامنهای با نفوذ خارجیان
که از قبل از پهلوی رخ داد چیست من متوجه
نمیشم متوجه سوالتون
نمیشم بعد گفتن که
ممنون از تحقیق پرارزش که پرده از روور
برمیداره خواهش
میکنم برای شخصیت مردم ایران و افغانستان
حتما برنامه میگذاریم
حتما سوایی که مربوط به جلسه نباشه اجازه
بدین که من در
مورد در موردش جای خود صحبت کنم در مد
تئوری توطعه هم صحبت میکنیم خب آقای وفایی
من سؤال شما رو گرفتم دیگه پست نکنید این
س
رو و کشورهای حاشیه خلیج به اینها میگن در
حقیقت چیز
دیگه به اصطلاح استبداد سلطنتی هستن دیگه
اینا اینا در حقیقت حکومتها یا دیکتاتوری
سلطنتی هست استبداد سلطنتی هست ساختار
قبیلهی آپدیت مستند خط نشانه رهبر نم
میسازید حالا قرار هست یک در ی برنامه
پادکستی به
انگلیسی صحبت
کنیم بسیار خوب من فردا راجع به جلال آ
احمد صحبت میکنم ولی باز به مسئله ادبیات
و آقای خامنهای برخواهیم گشت و بعدم
مسئله ادبیات آقای خامنهای و دانشگاه آقای
خامن و روحانی من از دوستان خواهش میکنم
که این کانال یوتیوب من رو سابسکرایب کنن
عضو بشن و از این کانال حمایت بکنن هر
چقدر که شما بیشتر از این کانال حمایت
بکنین من بیشتر میتونم هم
برنامه بسازم یا تولید کنم و هم اینکه
کیفیت برنامه ها رو بیشتر بکنم یعنی هم در
کمیت و هم در کیفیت برنامه ها
به اصطلاح تاثییر خواهد
گذاشت گفتن که شما برنامه دارید که در آن
خودتان را معرفی کرده باشید بله شما برید
در یوتیوب برنامه در عبارت دیگر بی بی سی
د تا به اصطلاح دو شماره یعنی د تا نیم
ساعت در برنامه در عبارت به عبارت دیگر بی
بی سی راجع به زندگی خودم حرف زدم رم
روشنفکر متفکر فردا صحبت میکنم از همه
شما سپاسگزارم براتون اوقات خوشی رو آرزو
دارم تا فردا