سلام عرض میکنم خدمت دوستان
گرامی و عذرخواهی میکنم به خاطر این
وضعیت بیماری که کوید هست و چند روزیست که
من رو خلاصه به زمین زده و امیدوارم که
بتونم صحبت معناداری بکنم و وقت شما رو بی
تباه نکنم
بنابراین ببخشید که صدای من و بیان من
ناهنجار تر
و ناشنیده ناش
ناشنیده
دوستی پرسیدن حسم پرسیدن که در مورد
پلهای سیاه و فسادهای مالی جمهوری اسلامی
چه اطلاعاتی در دسترس
هست اونچه که در د در دسترس هست خب خیلی
به اصطلاح چند نوع اطلاعات هست حالا راجع
به صحبت
میکن خانم مینا سلام بر شما آقای
رضا سلام بر شما در مورد علی شریعتی هم
حتما صحبت خواهم
کرد آقای شهرام سلام بر شما نوشتن که بین
تفاوت بین کامن سنس سنسی رو توضیح
بدید امروز وقتش نیست ولی یک روز دیگه
یادآوری کنید حتما من توضیح میدم چون به
این بحثمون مربوط نیست
و آقای گفتن که آقای آری گفتن
که سلام بر شما گفتن برنامه مشترکی با
آقای غنی نژاد برگزار کنیم آقای غنی نژاد
دوست بزرگوار ماست و استاد ماست من خیلی
خوشحال میشم ولی متسفانه
من با دوستانی که در ایران هستن ملاحظه
میکنم که براشون یه موقع دردسر انجام
ایجاد نشه به خاطر حالا ارتباط من یا یک
برنامه با من خیلی درخواست خیلی چیزی نیست
یعنی آدمها رو در موضع رودرواسی قرار میده
و درست نیست من ترجیح میدم که بیشتر از
اون طرف اگر تمایلی ببینم حتما انجام ب
ولی نمیتونم پیشنهاد کنم به
کسی ممنونم آقای
علی
آقای آقای اقبالی سلام بر شما ورنا توو
سلام بر
شما آقای علی رضا بفرمایین بپرسین من اگر
بدانم حتما جواب
میدم آقای شهابالدین سلام عرض ادب و
احترام خدمت شما نیز
خانم لیلا سلام عرض
میکنم فرمودن
آقایون گفتن رفتاری ناخواسته به
توتالیتاریسم کمک میکن با چه رفتاری امروز
توضیح میدم امروز ا راجع
همینو آقای سیامک رستمی سلام بر
شما اطلاعات دانش جمع کردن خوب نیست
فهمیدن خوبه
باید اگر یاد بگیریم بفهمیم مهمه وگرنه
دانش بسیار هیچ سودی
نداره یعنی در برای فهم سودی
نداره یه موقع صحبت میکنم راجع به اینکه
فرق فلسفه و فرق علم چی علم دانشه و
هرچقدر شما اطلاعات بیشتر داشته باشید
خوبه ولی در برای
فهمیدن یک به بهلا اطلاعات کمک نمیکنه به
شما شما اطلاعات به فهمیدن نیاز دارم فهم
به اطلاعات نیاز
ندارم خانم مریم سلام بر
شما منظورتون اگر مهندس منم من مهندس
نیستم آقای فریدونی
سلام بله راجع
به آقای علیرضا راجع به این بحث احترام به
عقایدم حتما یک جلسه جداگانه صحبت میکنیم
آقای به رو
سلام دوستان دیگر باب من
سلام
بله گفتن راجع به درس گفتارهای
من بله من حالا اونم اعلام میکنم یک دو
سه تا برنامه هست که اونم اعلام
خواهم خب اگر اجازه
بدید صحبت کنیم راجع به موضوعی که اعلام
شد اعلام کردم
یعنی ما همیشه فکر میکنیم که میپرسیم این
جمهوری اسلامی چرا انقدر دوام
آورده و فکر میکنیم
که برای مبارزه
باهاش کافیه که مثلا ما باهاش مخالف باشیم
یا یکی از این حرفهای کلیشه که ا مدت
اخیرم خیلی
تکرار میشه مثل همه کلیشههای دیگه که
جمهوری اسلامی مشروعیت نداره جمهوری
اسلامی مردم قبولش ندارن جمهوری اسلامی به
زودی میفته جمهور اسلامی معلوم شده دستشون
چیه دروغ میگن فلان میگن ولی خب ۵۰ ساله
دارن ای میگن دیگه جمهوری اسلامی همچنان
برقرار و از هر زمان دیگر استوار تره و من
در آینده نزدیک
هیچ به
اصطلاح خطر حیاتی براش نمیتونم تصور بکنم
البته
همه چیز هیچ چیزی در آینده قابل پیشبینی
نیست ولی جمهوری اسلامی فعلاً با
ثباته حداقل باثبات تر از دشمنان ا سیاسیش
هست خب چرا این جمهوری
اسلامی دوام پیدا میکنه چی میشه که دوام
پیدا میکنه مثلاً اگر ۶۰ مردم تحریم کنن
انتخابات و این ۶۰ بشه ۸۰ این ۸۰ بشه ۹۰
مثلا جمهوری اسلامی میفته مثلا اتفاقی
میفته حالا دوباره من میخوام راجع به یک
مسائلی صحبت بکنم در آینده نزدیک روزهای
آینده که خیلی دمده است یعنی وقتش گذشته
است راجع به انتخابات آیا در انتخابات باد
شرکت کرد اصلا انتخابات مسئله مهمیه چون
وقتی که زمان این بحث
داغه شما وارد این به اصطلاح جبهه گیری ها
میشی ولی من زمانی که بحثش اصلا مطرح نیست
من دوست دارم این بحث رو م رح بکنم به
دلیل اینکه اونجاست که نشون میده که نقطه
ضعف ما
کجاست ما در مورد جمهوری اسلامی در مورد
سیاست جوری حرف میزنیم که انگار که شما
دعواتون ب جمهوری اسلامی دعوای
ایدئولوژیک و جمهوری اسلامی مثلاً مثل
زمان جنگ سرد یه طرف شما همون تصویری که
خود جمهوری اسلامی دوست داره بده که بعد
از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و اون نظام
دو قطبی در جهان در حقیقت رهبران جمهوری
اسلامی معتقدن که یا آرزو دارن
که جبهه اسلام یا به اصطلاح خودشون جبهه
مقاومت یا به اصطلاح نمیدونم جبهه
مستضعفین در مقابل استکبار به رهبری ولی
فقیه در ایران ولی امر مسلمین جهان اون
نظام دوقطبی رو به شکل دیگری اون حق و با
جنگ حق و باطل رو پیش ببره
بنابراین جنگ خودشونو با آمریکا یه جنگ
کاملاً ایدئولوژیک میدونن و این طرفی هم
اینطور هستن این طرف هم فکر میکنن که حره
مسئله جمهوری اسلامی مسئله ایدئولوژی
بنابراین اگر شما بشینید و باطل کنید
نظریات جمهوری اسلامی اثبات کنید خدا نیست
اثبات کنید اسلام مزخرفه اسلام اثبات کنید
محمد پیغمبر نبود اثبات کنید که قرآن بیم
معنیه جمهوری اسلامی فرو میپاشه یا اثبات
کنید که آقای خامنهای دروغ میگه یا اثبات
کنید که ادم
بدین این تلقی خب یک تلقی اس که همون
متعلق به جنگ سرد هست یعنی ما بعد
از سال
۱۹ ۹۲ که اتحاد جماهیر شوروی پایان
گرفت مسئله نیست که بازیگران سیاسی عوض
شدن بلکه جهان سیاست عوض شد د تا د تا
اتفاق خیلی مهم افتاده
ببخشید دو اتفاق خیلی مهم افتاده یکی
اینکه رقابت بین قدرتهای بزرگ یه رقابت
ایدئولوژیک نیست به هیچ وجه یعنی ما یک
طرف قدرتهای جدیدی رو داریم مثل چین و
روسیه که در مقابل جهان به اصطلاح غرب
قرار دارن ولی اختلاف اینها و رقابت
اینها دیگه به صورت سابق به هیچ وجه رقابت
ایدئولوژیک نیست یعنی شما میتونید برید از
دانشگ
پکن استاد آمریکایی ببرید لیبرالیسم درس
بده از اون طرف هم شما استاد چینی میتونین
بیارین
در دانشگاه مثلا هاروارد مایس درس اتفاق
خاصی نمی بلکه در وحله اول پیش از هر چیز
رقابتها اقتصادی و
اگر هر تحول لی که در عالم سیاست میفته
بین این دولتها یعنی منطق روابط بینالملل
یک منطق کاملاً اقتصادی پیدا کرد من یادم
نمیره یه وقت من لندن بودم توی تاکسی بودم
و گوش
میکردم رادیو رو روزی بود که ملک عبدالله
پادشاه پیشین عربستان سعودی آمده بود در
لندن دیدار کنه با تونی بلر که اون موقع
نخست وزیر بود و تونی بلر داشت سخنرانی
میکرد و میگفت که بله ما و عربستان
سعودی ارزشهای مشترکی داریم یعنی
انگلستان و عربستان سعودی ارزشهای مشترکی
دارن یعنی کاملاً خب مشخصه که مریش چه خب
یک اینکه پس بنابراین رقابت رقابت اقتصادی
است یعنی الان اگر چینیها بخوان به
آمریکاییا ضربه بزنن یا آمریکاییها بخوان
به چینیا ضربه بزنن دیگه بحث ایدئولوژیک و
بحث سیاسی به صورتی که در دوران جنگ سرد
وجود داشت دیگه معنی نداره بلکه موازنه
قوا با روابط تجاری برقرار میشه و با
روابط تجاری هم به هم
میخوره این وضعیتی اس که ایران خب خیلی
نمیفهمه این خود جمهوری اسلامی نه جمهوری
اسلامی میفهمه نه به اصطلاح
مخالفانش در فضای عمومی نکته دوم اینه که
تفاوت دوم اینه که ما وارد عصر دیجیتال
شدیم عصر دیجیتال یک منطق کاملاً متفاوتی
داره که شما اصلاً در صحبتهای به
اصطلاح آدمهای سیاسی یا صحبت گفتمان
سیاسی در فضای عمومی اصلاً شما غایب
میدونی میبینید این رو یعنی آدما که
تحلیل مینویسن مثلاً آقای عباس عبدی که
تحلیل مینویسه یا آقای فلان که تحلیل
مینویسه همز تحلیل مینویسه که ۴۰ سال
پیش مینوشت فرق انگار دنیا هیچ تغییری
نکرده و بقیه آدمها از این طرفم
و انگار ن انگار که یه چیزی به
نام تکنولوژی تکنولوژی دیجیتال پدید آمده
که فقط یه تکنولوژی نیست مثل مثلا یه
ابزاری مثل بقیه ابزار نه جهان ما رو ذهن
ما
رو روان ما رو فکر ما رو و مغز ما رو
سراسر دگرگون کرد یعنی ما یک انسان جدیدی
هستیم انسان دیجیتال یک انسان جدید است
جامعه دیجیتال ح یک جامعه جدید هست در این
جامعه خب باز سیاست کاملاً فرق میکنه یعنی
که شما چه دولت باشید چه مردم باشید چه
نهاد باشید چه سازمان باشید چه بروکراسی
باشید چه هر چیزی که شما حسابش بکنیم در
این جهان دگرگون شده تحول پیدا کرده
بنابراین فرض به همین دلیلی که من تو اون
مقاله چند سال پیشم نوشتم چرا در ایران
انقلاب میشه درست به همین معنا یعنی شما
این که امروزه ما این دروغهایی که به
همدیگه میگیم انقلاب محص و جنبش محص و این
جور توهم پروری هایی که داریم خب همه به
خاطر اینکه ما یه تقریباً میشه گفت که مثل
اینکه به عصر دایناسورها تعلق داریم انگار
که ما در عصر دایناسورها زندگی میکنیم
هنوز درک نکردیم که وارد جهان جدیدی شدیم
و این جهان جدید درش همه چیز تفاوت میکنه
سیاست تفاوت میکنه کنش سیا سیاسی فهم
نمیدونم تحول سیاسی
فهم در نتیجه شما جمهوری اسلامی وقتی
میگیم که مشروعیت داره مشروعیت نداره
میفته نمیفته تغییر میکنه تغییر نمیکنه
نمیدونم فلان تمام رو شما باید در چارچوب
یک جهانی ببینید که اولاً جهان دیجیتال
دوم اینکه همه چیز کالاست و همه چیز بر
اساس روابط اقتصادی شکل میگیره و منطق
اقتصاد حاکم هست برش و به همین دلیلم هست
که شما
در بهار عربی رو اگر بهار عربی مثلاً ۳۰
سال قبل اتفاق افتاده بود قطعاً مثل
جمهوری اسلامی مثل انقلاب ایران شما در
این کشورهای عربی هم انقلاب می داشتید ولی
بهار عربیه ی۴۰ سالی دیر اتفاق افتاد یعنی
زمانی اتفاق افتاد که عصر فیسبوک و تویتر
بود نه نه عصر نوار و در حقیقت رادیو و در
نتیجه اینها
سرنوشت متفاوتی پیدا کرد خب اونچه که
امروز میخوام براش تاکید کنم اینه که وقتی
که ما
از نظام توتالیتر صحبت میکنیم نظام
توتالیتر یا نظام تمامیت خواه یه فحش نیست
یه برچسب نیست مثل استبداد و خودکامگی و
نمیدونم نمیدم چی اینور چیزا نیست
بلکه یک م مفهوم بسیار پیچیده است و وقتی
که شما یک نظامی رو توتالیتر یا تمامیت
خواه مینامید این به این معنا نیست که
شما یه حکومت استبدادی دارید و یک مردم
تحت استبداد و اون مردم قربانی اون حکومت
و اون حکومت اگر بیفته استبداد پایان
میپذیره نه در نظامهای توتالیتر مرزی
بین مردم و حکومت نیست و اصلاً این تصوری
که حاکمان و محکومان کاملا از بین میره
شما با یک مجموعه بسیار
پیچیدهای سر کار دارید که کوچکترین آحاد
اونون جامعه همانقدر در برقراری اون نظام
و تداوم اون نظام نقش دارند که رئیس
جمهورش یا رئیس
مجلسش براتون م توضیح میدم چ
ببینید این این نظام ویژگیش اینه که مرز
نداره مرزی بین چی چیی نیست یعنی مرزی بین
حکومت
و مردم نیست مرزی بین حتی اجزا حکومت نیست
مثلاً وقتی شما میگید سپاه پاسداران سپاه
پاسداران یعنی چی یعنی وقتی میگیم سپاه
پاسداران یک سوم اقتصاد ایران رو در دست
داره پس دیگه منظورمون این نیست که سپاه
پاسداران مجموعهی از ۴۰۰ هزار نفر نظامی
هستن ما داریم راجع به مجموعه عظیمی از
بیمارستانها و کارخونه ها و نمیدونم
شرکت ها و واردات و ساده رات داریم صحبت
میکنیم که مرزش اصلاً مشخص نیست وقتی شما
راجع به روحانیت صحبت میکنین روحانیت یعنی
چی روحانیت الان در حدود
۲۵۰ شغل اشتغال داره بنابراین دیگه روحانی
یک نهاد خاصی که فقط مربوط به مسائل دینی
باشه دیگه نیست و به همین معنا هم هست یکی
از دلایل مهمی که ما توتالیتر میگیم این
نظامها رو این هست که مرز هم بین قلمرو
عمومی و قلمرو خصوصی دیگه وجود نداره یعنی
کهه شما چیزی به نام حریم خصوصی و حریم
عمومی نداره حالا در دنیای هان آرنت دغدغه
هان آرنت این بود
که در حقیقت
شما بتونید در قلم رو عمومی حضور داشته
باشید و در حقیقت بتونید
بین قلمرو عمومی و بین قلمرو خصوصی فاصله
بگذارید و قلم وقتی که هان آرنج میگه که
انسانها در عصر ظلمت اصر ظلمت اصلی اس که
قلم عمومی تاریک هست یعنی خاموشه و وجود
نداره ولی دنیای بعد از عصر دیجیتال عصری
اس که درش قلمرو خصوصی وجود داره ب بر این
چیزی که هان نارن
تصورشون قلم خصوصی وجود نداره یعنی چی
یعنی کهه ما الان که من و شما که پیش هم
داریم صحبت می
میکنیم من الان در خانه خودم هستم تنها
هستم کامپیوترم ظاهراً پسورد داره ایمیلی
من پسورد داره ولی ظاهراً هم آزاد هستم
ولی به هیچ وجه اینطور نیست بلکه به محض
اینکه من کامپیوترم روشن میکنم یا اصلاً
نه کامپیوترم لازم نیست کامپیوتر من روشنم
همین موبایل صرف وجود اینکه موبایل این
موبایل تا زمانی که حتی خاموش هم باشه
لازم نیست روشن باشه خاموش هم اگر باشه
شما تحت کنترل هستید یعنی این موبایل من
اگر خاموش باشه اگر اینجا پلیس در آمریکا
بخواد من رو ردیابی بکنه شاید کمتر از دو
دقیقه طول بکشه یعنی به اصطلاح لیتر به
معنای تحت لفظی کلمه موبایل خاموش من که
اینجا هست کمتر از دو دقیقه پلیس میاد در
خونه اگه
بخواد منو پیدا بکنه بنابراین دو دقیقه
برای پلیس کافیست که از موبایل خاموش شما
به موقعیت جغرافیایی شما دسترسی ب ما در
جهانی زندگی میکنیم که در جالبه در قبل
از دوره احمد نژاد که بحث یارانهها و
اینا مطرح نبود خب یکی از نکتههای جالب
این بود که در
ایران خیلی از بخش عمری الان یادم نیست من
گزارش خیلی وقتش خوندم درصد عظیم از مردم
حساب بانکی نداشتن به دلیل اینکه نیاز
نداشتن بسیاری از روستایی بسیاری از مردم
اصلا با بانک کاری نداشتن یه حقوقی
میگرفتن و یا کاسه بودن و زندگیشون با
پول به اصطلاح نقد میگذشت و دلیل نداشت که
حساب بانکی داشته باشن ولی یارانه در
ایران باعث شد که تقریباً بخش عظیمی از
جامعه بار حساب بانکی بشن اون موقع در
گزارش که اون زمان احمد نژاد خوندم در
گزارش
مال صندوق بینالمللی پول بود میزان
حسابهای بانکی در ایران به نسبت جمعیت
بیش از آمریکا بود یعنی در آمریکا مردم
کمتری حساب بانکیش حالا این حساب بانکی چه
میکنه این حساب بانکی خب ظاهراً آدمها
برای چی حساب بانکی باز میکنن برا اینکه
پولی بذارن پسانداز کنن وامی بگیرن
حقوقشون بیاد به حسابشون قبضی به اصطلاح
آب و برق و بازشون بدن اما در واقع این
حساب بانکی شما رو وصل میکنه به ی شبکه که
شما در اون
شبکه به
اصطلاح ولو اینکه شما مثلا یه کارمند
معمولی هستید ولی کل به اصطلاح ترنز اکشن
یا فعالیت اقتصادی شما در اون شبکه معنای
دیگری پیدا میکنه یعنی اگر
من اطلاعات بانکی در ایران رو داشته باشم
اطلاعات مثلا ۱۰ میلیون آدمو داشته باشم
میتونم اصلا کاری بزرگی بکنم در اقتصاد
بدون اینکه بخوام پولی بدزدم بدون اینکه
بخوام مثلا سرقت بکنم صرف داشتن این
اطلاعات و اینکه چه زمانی پولایی میاد از
کجا پول میاد چه جوری پول
میره خب قدیمها قبل از دوران این به
اصطلاح عصر اینترنت به این شکل یک در همین
ایران زمان آقای رفسنجانی وقتی که جنگ
تمام شد آقای رفسنجانی ای می خواستن خ به
اصطلاح بازسازی کنن و چی میگن سازندگی کنن
این حرفا اینها میخواستن با دنیا روابطشون
رو روابط اقتصادی برقرار بکنن یکی از
کارایی که کردن و میکردن این بود که با یک
سری ایرانیهایی ارتباط برقرار میکردن که
اون ایرانی ها شرکت داشتن یا میساختن و از
طریق اونها اینا
اطلاعات بانکی کش رو یا اطلاعات اصطلاح
اقتصادی کشور رو در دسترس فقط دولت هست و
بسیارش م ه حتی خصوصی هست ولی دولت خ
میتونه از در ایران حریم خصوصی معنی نداره
اینها این اطلاعات بانکی رو در حقیقت
میبردن و شاپینگ میکردن جاهای مختلف یعنی
شرکت حالا من اسم نمیبرم داستانی معروف
داره درست نیست که من الان اسم ببرم ولی
شرکتهایی بودن که در دبی در اتریش در
آمریکا اینها چیز
داشتن به اصطلاح تشکیلات داشتن این
اطلاعات رو به صورت انحصاری دولت آقای
رفسنجانی به اینها میداد اینا میرفتن با
شرکتهای مختلف با دولتهای مختلف حتی با
نمیدونم سازمانهای اطلاعاتی سیایی و
جاهای مختلف این اطلاعاتو بهشون میدادن
براشون پرزنت میکردن ی این اطلاعاتو بهشون
میدادن این دادهها رو و اینها رو ج جلب
میکردن برای ارتباط اقتصادی و با ایران که
خب ب بسیاری از ای به عنوان جاسوس دستگیر
شدن یا یه مدتی زندان بودن و بعدم با
تبادل پول اومدن بیرون یعنی وقتی مثلا چند
میلیون دلار میدن یه آدم میارن بیرون دلیل
داره دلیل اقتصادی داره این آدم اون ارزش
اقتصادی داشته برای دو دولت به هر
حال در زمان قدیم یعنی تا چند سال پیش تا
شاید مثلا دو دهه پیش این شکلی بود
بیشتر الان دیگه اینطوری نیست حتی در
ایران خب در جاهای دیگه خیلی قبلتر
اینطور بود ولی در مورد ایران به دلیل
اینکه سیستم به اصطلاح حکومتی بسته بود
این به
اصطلاح اطلاعات دیجیتال ورودش بهش سختتر
بود مثل کره شمالی دیگه کره شمالی یه
سیستم بستهی داره هک کردن و نفوذ به این
سیستم خیلی سختتره تا سیستمهای باز مثل
آمریکا در سیستمهای باز همیشه آسیب پذیری
شون نسبت به هک کردن اطلاعات و نفوذ به
اصطلاح دیجیتال بسیار بسیار بیشتر هست
شکنندگی الان دیگه برای اینکه شما به ی
کشوری ضربه بزنین برای اینکه ی کشوری
کنترل بکنین برای اینکه یک بازاری رو
کنترل بکنین برای اینکه یک به
اصطلاح در یک حوزه خاصی موازنه قوایی رو
به هم بزنیم یا به دست بیار
دیگه لازم نیست لشکرکشی کنین لازم نیست که
آدم جاسوس تربیت کنین بفرستین اونجا الان
جاسوسی در وحله اول جاسوسی اطلاعات هست و
در وحله اول اطلاعات اقتصادی و جنگ به
اصطلاح سایبری که در جهان هست بر سر مسائل
اقتصادی در کشورهایی مثل کشور
ما که ما حکومتهای دموکراتیک نداریم
حکومت وقتی دموکراتیکی نیست یعنی چی یعنی
که نظارت بر حاکمان وجود نداره یعنی مثلاً
فرض کنید
اگر الان دولت من با یه کسی دعوا داشته
باشم و بعد داد به اصطلاح دادگاه بخواد به
حساب بانکی من دسترسی پیدا بکنه باید یه
پروسه قضایی طی بشه یا پلیس اگر بخواد به
حساب بانکی من دست پیدا بکنه یک پروسه
قضایی باید طی بشه یه پروسه به یه رویه
قضایی باید انجام بشه که دولت نمیدونم اف
بی آی نمیدونم دادگاه نهادهای به اصطلاح
قانونی بتونن به اطلاعات شخصی شما دست
پیدا بکنن یعنی اینطور نیست
که چون طرف دولته بتونه به اصطلاح هر
اطلاعاتی از شما بگی ما اینجا یه چیزی
داریم به نام سورتی کن
سورر این به است که
شما وقتی که میخواید
یک مسئولیتی رو بگیرید مخصوصا مسئولیتها
دولتی رو شما باید سکور کلرنس داشته باشید
که من نمیدونم به فارسی چی میشه گفت ولی
توضیح میدم مفش یعنی که شما از یک به
اصطلاح یک سری
از کارنامه اقتصادی و زندگی شما باید چک
بشه مثلا شما اگر بخواید رئیس
تلویزیون ویی بشین در صدای آمریکا در
اینجا خب این رئیس رادیو شدن تلویزیون شدن
چون شغل دولتی ش فدرال هست باید شخصی که
برای این مقام در حقیقت درخواست میکنه
درخواست اپلای میکنه باید یه سری اطلاعاتی
رو که در شرایط عادی به هیچ وجه مجبور
نیست که بده این اطلاعات رو باید بده از
جمله اینکه باید تمام مثلا فرض کنید ۱۰
سال گذشته اوراق مالیاتی رو و تمام
فعالیتهای اقتصادیش رو باید کاملا شفاف ب
خب یعنی اینکه قانون داره اینجا در ایران
چنین چیزی وجود نداره یعنی در ایران
اگر نه اگر که نداره مخصوصا وزارت اطلاعات
از زمان به ویژه از زمان آقای فلاحیان که
وزارت اطلاعات وارد فعالیت اقتصادی شد و
الانم هست در حقیقت با همه اطلاعات
شهروندان دسترس داشتن فرقی نمیکرد که کی و
چی به محض این کهه میخواستن هیچ به اصطلاح
مانعی وجود نداشت که وزارت اطلاعات به
اطلاعات اقتصادی شرکت یا یک بازرگان یا یک
شهروند عادی دسترسی نداشته باشه بنابراین
مثلا طرفو که
میگرفتن حالا به هر دلیلی میتونست به
خودشون اجازه میدادن که به تمام زندگی او
به
اصطلاح دسترسی داشته باشن و اینطور حالا
در یک نظام
توتالیتر مسئله اصلاً سرکوب و نمیدونم
پلیس و اینجور چیزا نیست که باعث میشه
مخصوصاً الان این حکومتها تداوم پیدا
بکنه مهمترین دلیلی که این حکومتها
تداوم پیدا میکنن اشراف اطلاعاتی اس به
همه زندگی شهروندان چرا ما بخش خصوصی
نداریم به دلیل اینکه بخش خصوصی زمانی
میتونه به وجود بیاد که امنیت اقتصادی
داشته باشه امنیت اقتصادی یعنی چی یعنی
توانایی تسلط بر ملک خودش رو داشته باشه
یعنی چی یعنی حق
مالکیتش به رسمیت شناخته شده باشه در وحله
اول حق مالکیت بر اطلاعات زندگیش هست من
زمانی میتونم یک فعالیت اقتصادی بکنم که
به بانک اعتماد داشته باشم پولی که
میزارم به بانک فقط مهم نیست که این بانک
ندز مهم اینه که هیچکس حق نداره ببینه که
من چقدر پول دارم اگر قرار باشه که کس به
اطلاعات حساب من دسترسی داشته باشن میتونن
تمام فعالیت اقتصادی من رو ناکام بگذارن
با شکس مواجه کنن مثل اینکه شما در بازار
بورس اطلاعاتی داشته باشید راجع به بازار
بورس لازم نیست دزی کنید فقط بدونید که
مثلا فلان بورس فردا قیمتش میره بالا این
اطلاعات شما تمام سیستم رو به هم میزنه در
ایران اینطور هست در ایران همونطوری که
کنکور سؤالهای کنکور امن نیستن همون طوری
که
مدارک دانشگاهی هیچ کدوم هیچ حساب و کتابی
نداره و آقای در جمهوری اسلامی شما اول
مسئول میشید بعد دکترا میگیرید و بعد شروع
میکنید به تحقیق و تعلیف مثلا مثل آقای
دکتر علی اکبر ولایتی که دکتر اطفال هست
اشون نزدیک ۴۵۰ جلد کتاب نوشته از بیماری
بواسیر گرفته تا فتح آندلوس و فرهنگ
اسپانیا اینا همه در زمان مسئولیت انجام
میشه یعنی هیچ حساب و کتابی وجود نداره
هیچ نظارتی وجود نداره این اطلاعات
اقتصادی هم
کاملاً باعث میشه تمام فعالیت جامعه کنترل
بشه اصلاً مهم نیست شما بعدتون از جمهوری
اسلامی خوشتون میاد اولاً این اپوزیسیونی
که خارج از کشور هست بخش اونا چون خیلی
سرصدا میکنن معمولاً تو ایران بیزنس دارن
و مهم نیست که شما با جمهوری اسلامی بد
هستین خوشتون نمیاد خدا رو قبول ندارین
محمد صبح ت شب فش میگین قرآن آتیش میزنیم
مهم نیست مهم اینه که شما تو اون سیستم
بانکی دارین عمل میکنین و اون سیستم بانکی
شما رو کنترل
میکنه یک مورد بگم که حالا اسم نمیبرم از
شرکت جا یک شرکت به اصطلاح
خودروسازی که اعلام کرده بود
که یک خودروی جدیدی رو قراره که به اصطلاح
قطعاتش وارد کنن و مونتاژ کنن در ایران و
بعد برای در حقیقت بیعانه ی یعنی شما پولی
که میگذارید فعلاً پول میگذارید و بعد
وقتی که ماشین رو تحویل گرفتید ما به
تفاوت و پرداخت میکنیم یعنی چیز بیشتری
میدید ۵۰۰ میلیون تومن شما باید در یک
محدوده زمانی پول میگذاشتید برای یک
ماشینی که نمیدونید چیه هنوز ساخته نشده
قطعاتش وارد نشده و معلوم نیست که چه
زمانی به شما تحویل خواهند داد ۲۰ هزار
نفر در عرض شاید ۱۲
روز ۵۰۰ میلیون تومن گذاشتن در این داستان
مال هفت ه
ماهست تأثیر همچین کاری یعنی ۲۰۰ هزار نفر
۵۵۰۰ میلیون تومن میگذارن در بانک این یه
نمونه است از هزاران نمونه دیگه از حج و
اوقاف و نمیدونم سفرهای عتبات و عالیات و
هزاران مورد دیگه میشه نام بد این هست که
باعث میشه جمهوری اسلامی تداوم پیدا بکنه
نه تحریم انتخابات نه فش دادن به جمهوری
اسلامی نه نمیدونم اومدن تو رسانهها و
گریبان دریدن
و داستانهای هزار یک شب ن مجتبی تعریف
کردن و این داستانا اونچه که باعث میشه
جمهوری اسلامی تداوم پیدا بکنه یک سیستم
اقتصادی کاملاً توتالیتر هست سیستمی که
مسئول نیست در برابر شهروندانش شهروندان
رو از راه اطلاعات اقتصادی که داره منی
پولیتکنو رو هدایت میکنه شما رو پول رو
از یک مسیری که شما نمیدونید میاره به یه
مسیر دیگه با شما میبره مثل موج میبره و
این روی فرقی نمیکنه شما کارمند باشین
نمیدونم نوع خرید شما نوع به اصطلاح زندگی
شما نوع انتخاب شما نوع به اصطلاح نیاز
شما رو ت تعیین میکنه نه اینکه تأمین
میکنه میا به شما میگه چه چیزی بخرید چه
چیزی نخرید همین کاری که شرکتی بزرگ در
کشوری دموکراتی میکنن اونجا دولت انجام
یعنی ما الان در کافیه که مثلا من بخوام
یه خودکار بخرم گوگل کنم مثلا توی
آمازون مثلا بزنم مثلا یه پن ها و این پن
نگاه بکنم و بعدم نخرم رها کنم اصلا اینو
از فرداش تمام چیزایی که من در
گوگل سرچ بکنم ایمیلی من همه جا کنارش
همین
طوری آگهیهای خودکار می آگهی خودکار میاد
بعد آگاهی لوازم تحریر مید همین طوری شما
رو میکشونه به یه سمت یعنی یه الگوریتمی
داره که شما رو منی پولیتکنو
توتالیتر این کارو شرکتها نمیکنن خود دولت
انجام می خود دولت بزرگترین هیولایی اس که
در حقیقت ذهن شما رو و زندگی شما رو اداره
میکنه ما در ایران هیچ تصوری راج همچین
چیزی نداریم ما فکر میکنیم به جمهوری
اسلامی فحش بدیم نمیدونم بحث عقیدتی بکنیم
و بحث سیاسی بکنیم و نمیدونم و این رهبر
ما ش اون رهبر با ش انقلاب کردیم و انقلاب
میکنیم و ای اینا اتفاقی به وجود میاره نه
واقعیت اینه که اونچه که این جمهوری
اسلامی رو میسازه در
حقیقت استیلای انحصاری ش بر ذهن
آدمهاست جمهوری اسلامی بر ذهن آدمها تسلط
داره بر زبان آدمها تسلط داره بعد اونوقت
میتونه این ذهن و زبان وقتی تسلط پیدا کرد
هر سمتی که میخواد بکشونه من و شما که به
ظاهر فکر میکنیم خیلی آدمای مترقی و مدرن
و با هوش و بافهم و با عقل و با تجربه
[موسیقی]
هستیم احتمالا بیش از کسانی که چنین فکری
نمیکنند قربانی چنین سیستمی هست من عذر
میخوام خیلی حالم دیگه چندان یاری
نمیکنه از شما خواهش میکنم که این کانال
یوتیوب من رو عضو بشین و به من کمک بکنین
که من
بتونم حالا که در حقیقت فرصت بیشتر هست
بیشتر در خدمت شما باشم و من در یک فرصت
دیگهای این بحث رو ادامه خواهم داد و عذر
میخوام که نمیتونم دیگه سؤالها رو امروز
بخونم تا نوبت دیگر سپاسگزارم