سلام عرض میکنم خدمت دوستان
گرامی و سپاسگزارم از اینکه در
این یک ساعت آینده با من و مهمان گرامی
این برنامه دوست عزیز آقای دکتر عزیزی
هستید
آقای آرش عزیزی بار دومی اس که لطف کردن و
دعوت من پذیرفتن ایشون هم تاریخ نگار دن
هم در علوم سیاسی تحصیل کردن هم تجربه
خیلی سرشاری در روزنامه نگاری دارن و در
این جلسه ما صحبت خواهیم کرد راجع
به
وضعیت در
حقیقت ایران و اسرائیل و
احتمال رویارویی نظامی بین این دو کشور و
مخصوصاً بعد از انتخاب جانشین برای
اسماعیل هنیه که در تهران هفته پیش ترور
شد خب من سلام عرض میکنم خدمت آقای عزیزی
و اگر شما هم آقای عزیزی میخواین با
بینندگان صحبت کنین آغاز کنین بفرمایید
مخلص خیلی ممنون از شما استاد عزیز ما که
ما رو در واقع دوباره دعوت کردین و خیلیم
خوشحالم در خدمت دوستان باشم و در طول
برنامه اگه سؤالهایی هم بود که یا مطالبی
بود که شما میدیدین چون فک کم اونو من
نمیبینم شما بفرمایید من بله حتماً چشم
بله من گفتن که یک دوره خصوصی جهت تحلیل
نوشتار در
مورد رسانهها بگذارین که من قول دادم که
یک دوره پ شاید پج جلسه راجع به سواد
رسانهای بگذارم عمومی و برای همه و
امیدوارم که بتونم طی یکی دو هفته دیگه
این پنج جلسه رو برگزار بکنم چشم اگر
پرسشی دارید از آقای عزیزی یا راجع به این
برنامه لطف کنید بنویسین من من فقط
میبینم به اصطلاح نوشتههای شما چت رو فقط
من میبینم آقای عزیزی نمیبینن بنابراین
شما لطفاً بنویسید منم قول میدم که اونچه
که مجال صحبت کردن درش هست رو به آقای با
آقای عزیزی در میون بگذارم خب آقای عزیزی
آیا احتمال میرفت که یحیی سنوار بشه
جانشین آقای هنیه و به نظر
شما تحلیل چیه راجع آیا چه معنی داره این
جانشینی یعنی در میان کسانی که
شاید نامزدهای محتمل بودن انتخاب ایشون چه
معنی داره مثلا نسبت به خالد مشعل و
دیگران بله من قافل گیر شدم از این دانشی
و فکر میکنم کسان دیگهای هم بودن که
غافلگیر شدن ال حالا خاورمیانه همه ما رو
همیشه غافلگیر میکنه همیشه و خب دیگه
میدونی رویدادهای مختلفی که پیش میاد
واقعا قابل پیشبینی که نیستن ولی با این
وجود تا حدودی میشه گفت شا قافل گیری بود
فرق خالد مشعل و سنوار میشه گفت بسیار
زیاد هست از همدیگه و یه جوری حتی میشه
گفت حنیه وسط این دو بود به یک معنی خلاصش
م این هستش که خالد مشعل رو دیپلماتیک
ترین و عرب گرا ترین به این معنی که بیشتر
در میان هماس رویکردش به کشورهای عربی
باشه و اتحادی عربی باشه و حتی
سابقه رابطه بد با جمهوری اسلامی هم داشت
باشه در زمان جنگ داخلی سوریه و اینها خال
مشد چنین ویژگی رو داشت بنابراین شما اگر
طرفدار این بودید که حماس از یعنی اگه به
این فکر میکردید که حماس از جمهوری اسلامی
دوری بکنه و کلاً راه بیشتر عربی رو
برگزین که به این معنی خواهد بود که بیشتر
راه به هر
حال وفاق ملی در فلسطین و در همکاری با
دولت فلسطین و اون راهه که به هر
حال بیشتر در
متنای یک جورایی در رابطه با صلح هست دیگه
و اون راه کمتر به سمت نابودی اسرائیل بره
به هر حال خالد مشل چهره بیشتری در اون
سمت بود برعکس خب سنوار به عنوان طراح
حملات ۷ اکتوبر دسته میشه البته اون آقای
محمد زیف فعالم طراح اصلیش بوده ولی به هر
حال بیشتر از اون زاویه دیده میشه سنوار و
به همون منوال هم نزدیکی به جمهوری اسلامی
اینها ولی با این وجود خب پیچیدگیهای
زیادی وجود داره درون گروهی مثل حماس و
اینکه حالا چه کسی رئیس دفتر سیاسی شده
لزوماً حرف آخر در زمینه روابط درونی ا
گروه نیست اما ما اگه بخوایم ی نگاهی به
درون حماس کلاً داشته باشیم این نکته
بسیار مهمیه به نظر من که حماس بسیار فرق
داره با حزبالله لبنان حزبالله لبنان
واقعاً ساخته و پرداخته جمهوری اسلامی و
سپاه پاسدارانه خودشونم میگن حالا جون جدا
میشه صحبت کرد خودشونم منظورم یعنی شما
خاطرات حسن نصرالله رو بخونید از سالهای
اولی بنیانگذاری حزبالله خیلی روشنه که
اصلاً افراد ایرانی سپاه اکثریت داشتن در
شورای حزبالله یعنی نه حتی مثلاً
طرفداران خامنهای در لبنان که لبنانی
بودن اعضای ایرانی که از ایران به اصطلاح
اعزام شده بودن و حالا حوثیها و گروههای
دیگه هر کدوم ویژگی خودشونو دارن اما حماس
ی گروهی هست با یک در واقع سابقه مستقل
برمیگرده به جنبش اخوان مسلمین طبیعتاً
در جهان عرب و اون سابقه
اخوانی عربی اسلامگرا رو
داره و اصلاً میشه گفت جمهوری اسلامی رفت
پشت گروه رقیب حماس در سالهای قبل که
جهاد اسلامی باشه به همین منظور ک تماس رو
تضیف بکنه و حتی جمهوری اسلامی تلاش کرد
که جهاد اسلامی رو به سمت تشیع ببره ی
سمتی که بسیار به صحبت فهمیدن چنین چیزی
نمیشه به هر حال منظور این کهه حماس درونش
چون این سابقه رو داره درونش این نحلههای
اینچنینی هستن که همین که گفتم اخوانی و
اسلامگرا و این معنا عرب گرا دارن و این
یک یک عاقبت یا یک نتیجهای که داره این
هستش که خب اونها احتمال بیشتری داره که
به همکاری با دولت فلسطین و جریان فتح و
کلاً اتحادی عرب و گزینه عربی و کشورهای
عربی فکر
بکنن و از اون طرف جریاناتی که خب توسط
جمهوری اسلامی پول و سلاح دریافت میکنن و
خب کاملاً میخوان اهدافی رو که جمهوری
اسلامی میخواد پیش ببره رو پیش ببرن و
این تضاد به هر حال وجود داره همچنان و در
این تضاد میشه گفت خب سنوار
بیشتر نماینده این بخش دومی بوده ولی خب
لزوماً واقعاً معلوم نیستش که اینکه این
ریاست دفتر سیاسی به ایشون گذاشته شده
همینجور گفتم معلوم نیست حرف آخر باشه یا
نه یعنی به این معنی باشه که هماس یعنی
تناقضات درون حماس به هر حال حل نشده این
تناقضات م که گفتم هم مبنای ایدئولوژیک
داره هم مهمتر از اون مبنای مادی داره
یعنی شما چشمانداز تون این هستش که با
کشورهای عربی همکاری بکنین یا چشم اندازت
این هستش که از جمهوری اسلامی پول و سلاح
بگیرید ویک راه دیگهای بی و بخشی از محور
مقاومت باشی آدم یا میتونه بخش از محور
مقاومت باشه یا بخشی از اون گزینه عرب و
این د تا بر تضاد واقعاً با هم وجود دارن
به دلایل مختلف و این تضاد درون حماس
ادامه داره جدا از اینه حالا آقای سبار
انتخاب
شده بله من یک بار دیگه به دوستانی که
میبینن ما رو یادآوری کنم که پرسشهایی
که میکنین اگر در مورد موضوع باشه ما
میتونیم بهش بپردازیم ولی موضوعاتی که
درباره مسائل دیگه اسست ما باید در جلسات
دیگه بهش در حقیقت بپردازیم پس خواهش
میکنم اگر میخواین که در این باره یعنی
سویی دارین که آقا فکر میکنین آقای
عزیزی میتونن به شما پاسخ بدن لطفا در
ماره همین موضوع که صحبت میکنن
بپرسید آقای
عزیز خ من کشورهای عربی زیاد رفتم و خب با
عربها زیاد نشستم هم مردم عادی هم
روشنفکران شون اون موقع که ایرانم بودم
خیلی سعی کردم که به اصطلاح روی مسئله
ارتباط فرهنگی بین ایران و جهان عرب تاکید
کنم و الانم واقعا
یک ضعف بزرگ در جامعه ایران میبینم که ما
خیلی نمیفهمیم جامعه عرب رو و ارتباط
نداریم چندان ولی در مد فلسطینی ها تقریبا
باید ببیم فلسطینیها و رهبران فلسطینی
فرق گذاشت یعنی د تا چیز متفاوتن یعنی خب
مردم فلسطین اولا که فلسطینی همشون در
فلسطین نیستن خیلیاشون خارج از مثلا
ادوارد سعید بگیریم تا خیل از آدمی
روشنفکران شون در خارج از فلسطین هستن و
آدمهای خب نخبگان خیلی درخشانی دارن در
خود همین سطح جهان عرب هم نخبگان فلسطینی
خیلی برجسته و یکی از ویژگیهای این
نخبگان فلسطینی این هست
که نقد خود رو خیلی بهش اهمیت میدن یعنی
به نقد خودشون خیلی اهمیت
میدن از به اصطلاح نقد فرهنگی گرفته تا
نقد سیاسی و اینها ولی رهبران فلسطینی یک
داستان دیگه
هستن شما به درستی اشاره کردین به این
اختلافات حالا ایدئولوژیک و تاریخی که هست
بین مثلاً جنبش فد بین حماس جهاد اسلامی
حزبالله
ولی رهبران فلسطینی حالا من بیایم فقط
یعنی روی همین حماس هم متمرکز بشیم بص بی
پرنسیپ بودند یعنی تاریخ از نظر تاریخی خب
الان مثلاً شما قبل اینکه حالا غزه خراب
بشه و اینا اگه شما میرفتین غزه میدونیم
که همه جا ا رئیس شهید صدام حسین و
نمیدونم فلان و این حرفا همش از صدام به
عنوان قهرمان چیز چرا به خاطر اینکه صدام
به اینا کمک میکرد در طول جنگ ایران و
عراق خب اینا طرفدار صدام بودن در حقیقت
همونطور که گفتین ایران جهاد اسلامی رو
برای مقابله با اینا درست کرد و بعد اینا
نزدیک شد یعنی حتی برای جمهوری اسلامی هم
من نمیدونم آقای خامنهای چهجور فکر
میکنه ولی حتی برای یعنی دلیل اینکه کشور
عربی به اینا اعتماد ندارن میدونین یعنی
هر کی بهشون پول میده میرن سمت اون یعنی
اگه قطر بهشون کمک میکنه مثلاً در جریان
کویت وقتی که صدام حمله کرد به کویت بعد
صدام که حمله کرد به کویت یک بخش زیادی از
به اصطلاح کسانی که یه جمعیت یعنی یک
کامیونیتی بزرگ فلسطینی بودن اینا خب
کارای مثلاً مخصوصاً خدمات چون تو کویتیها
که کار نمیکنن یعنی کاری خدماتی انجام
نمیدن و کار خدمات همه از کشورهای دیگه
هستن مخصوصاً فلسطینی خیلی زیاد بودن چیز
داشتن مناطقی داشتم من رفتم شهرکهای داشتن
که مثلا فلسطینی نشین بود و اینها ولی در
داستان
جنگ صدام به کویت اینا خب صدام راقی وارد
شن شروع کردن به غارت کردن یعنی واقعا
غارت میکردن خونهها رو نمیدونم مغازهها
رو ای و فلسطینیها خیلی به اینا کمک کردن
وقتی که به اصطلاح ره وقتی که آمریکا اومد
وار
رو بیرون کرد یک دونه فلسطینی دیگه توی
کویت واقی نموند چونکه همه متنفر بودن از
اینا خب این یعنی خیلی مخم بگم رپیتون
شهرت خوبی ندارن و مخصوصاً رهبرانش با از
خود یاسر عرفات بگیریم که خب یک جنبش فد
یک جنبش در حقیقت سکولار هست یک سازمان
سکولار هست و مذهبی نیست اینا با همه
نشستن از همه پول گرفتن به همه پشت کردن
یه حالت بیاعتمادی یعنی شما اگه بخواین با
این نیرو ائتلافی داشته باش شین اتحادی
داشته باشین قابل اعتماد نیستن حالا فکر
میکنین که جمهوری اسلامی تا کی میتونه
به اینا اعتماد کنه میدونین و تا تا کجا
تا چه حدی مثلاً فرض کنید قطر اگر بیاد به
اینا بیشتر پول بده آیا اینا میرن سمت قطر
و جمهوری اسلامی رها میکنن یعنی جمهوری
اسلامی آیا این اعتمادش مثل روسیه رابطش
با روسیه دیگه آیا این اعتمادش واقعاً
آگاهانه است که خیلی مت زلزله یا اینکه به
نظر من ب ببین به نظر من مسئله اینه که
شما خیلی خوب بخش مختف از این تاریخ اشاره
کردین البته نکته جالبی هم هست فلسطینیها
در واقع در طول تاریخشون اگه بخوایم چ
انتقادهای اساسی بکنیم یک مشکل اصلی جنبش
فلسطینی مشکلات راهبردی بوده یعنی اینکه
شما اینها سازمان آزادی بخش فلسطین که
میدونی سال ۱۹۶۴ تشکیل شده دیگه که به
عنوان بخش از اتحادیه عرب هست اول بعد از
شکست یعنی عملاً دست مصری هاست و دست دولت
مصر و جمال عبدالناصر هست در سال ۶۴ که در
تشکیل میشه ا موق بیتالمقدس بخش شرقی دست
عربها هست بخشی از پادشاه هاشمی اردن هست
۳ سال بعد میفته دست اسرائیل در جنگ ۶ روز
۱۶۷ و بعد از اون هستش که سازمان آزادی
بخش فلسطین میفته دست گروههای چیریکی
مهمتر از اون همین آقای یاسر عرفات
میدونی که اصلاً سازمان فت در همین کویت
که شما فرمودین تشکیل شد یعنی سازمان فت و
آقای یاسر عرفات و اینها بین فلسطینی سال
۱۹۵۹ در کویت تشکیل کرده تشکیل داده که
بعداً سال ۶۸ یعنی حدود یک دهه بعدش اینا
رهبری صاف از من آزادی بخش فلسطین میفته
دست اینها وقتی میگم مسئله راهبردی چیه
مسئله راهبردی که اینها ببینید شما الان
از ده شما هر نظری راجع به تاریخ داشته
باشین دیگه از حدود دهه ۱۹۴۰ به اینور ۲
تا مردم در اون سرزمین زندگی میکردن مردم
یهودی و مردم عرب یعنی این این هویت
خودشونو اینجوری تعریف میکردن مردمان
یهودی و مردمان عرب بعضی از مردمان یهودی
حدود مثلاً ۵ ۱۰ دردشون از مدتها قبل
اونجا بودن درصد بیشترشون م تازه اومده
بودن ولی به هر حال تازه اومده بودن یا
نیومده بودن اونها دیگه خب کاملاً اینها
رو سرزمین تاریخی خودشون میدونستن اونم
به کنار حالا اینکه اصلاً تاریخی خودشون
میزن کنار پذیرش حقوقی داشتن یعنی
همینجوری الکی که نرفته بودن اونجا پذیرش
حقوقی داشتن و با اتکا حقوق بینالملل دولت
تشکیل دادن در سال
۱۹۴۸ و اینا متسفانه چیزاست که باز ما
متوجهش نیستیم یعنی ما میبینیم حالا
جریانات خیلی چپ افراطی جهان حرفاشون رو
یا چپ افراطی یا اسلامگرای افراطی چپ و
راست افراطی اینها رو هی ما میبینیم در
ایران حتی اصلاحطلبان حتی گروههای مثلاً
نهضت و آزادی و اینها همین اینا رو تکرار
میکنم این موقعیتش بب شما نمیتونید که
طرفدار دیپلماسی و حقوق بینالملل راجع به
همه چیز دنیا باشید به جز اینی تیکه دنیا
بگید نه ما این دولت رو به رسمیت
نمیشناسیم این مردمم باید چندین میلیون
مردم هی بدونن برن معلومم نیست که کجا برن
یا بکشیمش یا برن غیرنظامی ندارن همه این
حرفایی که متأسفانه هم در تلویزیون ایران
زده میشن در جاهای مختلف به هر حال مشکل
سازمان آزادی بخش فلسطین این بود که
ببینین شما باید یه برنامه سیاسی داشته
باشین دیگه مثلاً کنگره ملی آفریقا اصلاً
برفرض قبول کنیم این نظام نوع آپارتاید
بوده در اسرائیل و فلسطین کنگره ملی
آفریقا از اول دوران جدیدش در زمان
آپارتاید یعنی ۱۹۵۵ که منشور آزادی رو
منتشر کرد خط اول منشور آزادی چی بود
آفریقای جنوبی ب تمام فرزندانش تعلق دارد
سفید یا سیاه و کنگره ملی آفریقای جنوبی
از اول هیچوقت فقط سیاه پوستا نبودن شعارش
این نبود که سیاه پوست با اینکه سیاه
پوستا ۸۸۹۰ درصد اون جامعه بودن تازه یعنی
مثل پا پ هم نبود متأسفانه فلسطین این رو
نداشتن یعنی سازمان آزادی بخش فلسطین از
ابتدا موضع غیر قابل واقعیش این بود که
همه باید برن این یهودیا یا باید برن یا
به هر حال شهروند نیستن یعنی در منشور
فلسطین چنین چیزی بود از نظر سیاسی هم
همونجور که گفتید حالا هم میشه گفت بی
پرنسی و هم همین که بدترین تصمیمات از نظر
راهبردی گرفتن البته آمریکا و اسرائیل هم
در این تقصیر داشتن به این خاطر که آمریکا
و اسرائیل سالها درون خود سازمان آزادی
بخش فلسطین همیشه جریاناتی بودن که مخالف
این راه بودن و بیشتر راه مذاکره و سازش و
یک نوع راه تشریک سرزمین با یهودیها رو
داشتن و میبینیم که وقتی سال ۱۹۷۴ برنامه
۱۰ مادهای رو صاف در اجلاس در قاهره
تصویب میکنه خب این آغاز پذیرش راه حل دو
دولتیست دیگه یعنی چون شعاری که در برنامه
۱۰ مادهای هست این کهه ما در هر بخشی از
سرزمین فلسطین که آزاد بشه دولت تشکیل
میدیم یعنی تلویحاً ما قبول داریم تمام
این سرزمین نمیتونه مال ما باشه و این
سال ۷۴ ه یعنی فقط ۷ سال بعد از جنگ سال
۶۷ و پ ۶ سال بعد از غلبه فت بر ساف و
خلاصه منظور این کهه ولی آمریکاییا با کل
این کل این تحریم میکنن یعنی اصلاً حاضر
به مذاکره و به هیچ وش به رسمیت شناختن
صاف نیستند با وجود اینکه سازمان ملل این
در سال همون سال ۷۴ به رسمیت میشناخته
این سازمان رو به عنوان تنها نماینده
مشروع مردم فلسین و اینها به هر حال
اینها این شعار این منشور غیر واقعگرا
رو دارن و از نظر سیاسی هم باز میرن پشت
گروههای مختلف و شما ببینید شما من خلاصه
شو بخوام
بگم تمام رهبران جهان عرب دلشون پر بو از
فلسطینیها در نیمه دوم در ربع آخر به نیمه
دوم قرن بیستم یعنی شما چه سعودیها چه
مراکشی ها چه حکومتهای رادیکال بحثی و
ایها اینا هر کدوم همه دلشون پر بود به
این خاطر که این فلسطینیها هی میرفتن از
نیروهای ضد سیستمیک در این کشورهای مختلف
حمایت میکردن یعنی حتی همین آقای اسد که
مثلاً امروز همراه جمهوری اسلامی هست خب
این فلسطین علیه پدرش کلی فعالیت
کردن و در جنگ داخلی لبنان خب اینها رفتن
وارد جنگ داخلی اون کشور شدن خیلی مشارکت
کردن علیه گروههای مسیحی در اون کشور و
اصلاً پدر اسد سال ۷۶ علیه فلسطینیها
وارد جنگ داخلی لبنان شد در واقع حالا
اینا منظور اینا همه خاورمیانه پازل خودشه
و مهمترین ببخشید من این کلمه حساب
میکنم ولی میشه گفت دیگه بلاهت راهبردی
تاریخیش م همون جنگ کویته یعنی شما انقدر
فهم نداشته باشی که بله ب صدام حسین الان
آمده و کویت رو اینجوری گرفته ولی خب آخه
بقیه آینده قراره چهجوری باشه یعنی شما
اگه کام یک شناختی از جهان داشته باشی
میفهمی که صدام حسین که نخواهد توانست
کویت رو حفظ بکنه و شما از نظر راهبردی
اگه دنبال منافع مردمت باشی نباید بری پشت
اون اینجوری و حمایت بکنی و بسیار
متأسفانه سزای سنگینی رو فلسطینیها
معمولی پرداختن اونا که در کویت بودن که
به فک کنم ۲۰ هزار نفر اینها شون اخراج
شده من خودم دوستانی دارم که کویتی
فلسطینی و در اونجا موندن فقط به این خاطر
که مثلاً نصف کویتی بودن یعنی مثلاً
نصفشون از مال یعنی مثلا پدر پدرشون مال
قبائل کویتی بوده و به خاطر اون تونستن
بمونن حالا منظور
اینکه ببینین خلاصه منظور این کهه
فلسطینیها ما از منا از منظرههای مختلف
میتونیم نگاه بکنیم به این قضیه ایرانی
عربی و فلسطینی یعنی زاویه سه زاویه منافع
مختلف از زاویه فلسطینی فلسطینی از دهه
۹۰۰ اون کسانی که دید واقع گرانتر دارن
دست بالاتر در صاف میگیرن متوجه میشن که
این این چه ما که نمیتونیم دولت دولت ملت
اسرائیل یک واقعیت
تاریخیه ۸ میلیون یهودی ه ۸ میلیون یهودی
اونجا هستن که خودشون
رو شهوند دولت اسرائیل میدونن چندین نسل
اونجا زندگی کردن اجدادشون چندین جنگ و
جنگیدن مثلاً من و شما که ایرانی هستیم خب
کشور خودمون رو دوست داریم و سابقه کشور
خودمون داریم ا مسابقه هزاران ساله داریم
برای دستان یهودیهای اسرائیلی یک داستان
متفاوتی اسست ولی خب هم یک پیشینه تاریخی
میبینن که اونجا بالاخره حکومت یهودی
بوده ۲۰۰۰ سال پیش و اینها ولی هم یک
پیشینه اخیر میبینن که بالاخره جنبش
صهیونیستی اومده اونجا کشور تشکیل داده با
رأی بینالمللی و
اونجا شکل
گرفته و فلسطینیها متوجه میشن که باید
اینو بپذیرن و تمام جهان عرب هم این رو
میپذیره حالا اینکه متأسفانه ما همچنان
شاهان ادا شاهد ادامه اشغال هستیم و دولت
فلسین تشکیل نمیشه به خاطر لجبازی
اسرائیلی هست و به خاطر پشتیبانی آمریکا
از اونها هست متسفانه ولی در ضم در اونجا
هم جمهوری اسلامی نقش منفی داره به این
علت که در تمام این سالها در حالی که
خلاصه داستان من اینه دیگه در حالی که
فلسطینیها
اون انکار تاریخی رو کنار گذاشتن اون
موضعی که یهودیا باید از اینجا برن یا
میکشیم شون یا بیرونشون میکنیم یا تو
دریا میریز اونو کنار گذاشتن دهه ۹۰
فهمیدن که اینو باید کنار بذارن پیمان
اسلو که امضا شد آقای عرفات نامه زد به
آقای کلینتون رئیس جمهور وقت آمریکا و
گفتش که ما این بخشهایی از منشور فلسطین
رو که چنین چیزهایی داشت کنار گذاشتیم
دیگه
و عملاً راه حل دو دولتی رو میپذیرن
میپذیرن که دو مردم در اونجا هستن و دو
دولت باید تشکیل بشه دیگه مردم عرب
فلسطینی و مردم یهودی
اسرائیل ولی جمهوری اسلامی از همون ابتدا
متأسفانه اینم یه داست غریب تاریخ ماست
دیگه در حالی که تمام کشورهای عربی بعد
میان میپذیرند و میدونین دیگه سال ۲۰۰۲
اتحادی عرب در نشستش در بیروت اعلام
میکنه به اسرائیل که آقا ما شما رو
پذیرفتیم و میپذیریم به شرط اینکه شما به
اشغال سرزمینهای فلسطینی خاتمه بدین ما
دیگه مخالفتی با اصل موجودیت اسرائیل
نداریم قبل از اون که مصرم که مهمترین
کشور پیمان صلح امضا کرده در سال ۷۹ اردن
بعد سال ۹۴ امضا میکنه حالا این پیمان
ابراهیم هم که سال ۲۰۲۰ ولی جدا از اون
تمام تمام کشورهای عربی به اسرائیل میگن
ما موجودیت شما رو میپذیریم و در واقع
همراه با اجماع جهانی هستن که اسرائیل
میتونه در اونجا باشه به شرط اینکه به
اشغال سرزمینهای فلسطینی خاتمه بده و به
تشکیل دولت فلسطینی موافقت بکنه جمهوری
اسلامی در تمام این سالهای وجودش به
درجات کم و بیش اومده علیه این اجماع
منطقهای و جهانی فعالیت کرده و گروههایی
رو که
همچنان مخالف این گروههای افراطی که
مخالف این پذیرش واقعیت تاریخ اسرائیل
هستن و خواهان نابودی اسرائیل هستن و
خواهان کشتن مردم یهودی و بیرون کردن
اونها هستن از اینها میاد حمایت میکنه
و این واقعیتی اس که به هیچ وجه ن به
منافع ملی ایران میخوره ما اگه به تاریخ
ایران نگاه بکنیم قبل از اون قبل از
جمهوری اسلامی یعنی قبل از انقلاب ۵۷
ایران همیشه یک
موضع واقعاً تاریخا مست
عقلانی داشته در رابطه با این نزا از وقتی
میگم از موقع یعنی از زمان ما از زمان رضا
شاه اگه برگردیم زمانی که هنوز دولت
اسرائیل تشکیل نشده ببینید از اول موضع
ایران چی بوده من از اینجا شروع کنم
ببینید شما موضع آقای فروغی ببینید آقای
فروغی سال ۱۹۲۹ که اولین درگیریهای خیلی
بزرگ آغاز شد اونجا آقای فروقی اون موقع
رئیس شورای جامعه ملل بود اینم حت ما خوب
یادمون باشه ما زمانی بود که یک ایرانی
میتونست در واقع در جایگاه مهمترین
جایگاه بینالمللی جهان باشه دیگه رئیس شو
مج تلخی بود برا فروغی ولی بله بله تجربی
بود آره بله دقیقاً ولی خب در وقتی ماجرای
یهودیا پیش وقتی ماجرای این درگیر پیش
میاد حالا من وارد همه جزئیاتش نمیشم اما
خلاصش اینه که در خ در خفا و به اون
روزنامه نگاران ایرانی که در ژنو هستن که
روزنامهی روونم به نام ندای شرق همین
چیزی چاپ میکنن اونها میگه که خب از
خیلی جهت حق با فلسطینیها است حق مسلمین
هست دیگه اون موقع فلسطینی که نمیگفتن حق
مسلمین هست که اون موقع خب اکثریت عظیم
بودن و علیه حتی جنبش مثلاً صهیونیستی
اینا صحبت میکنه اما میگه در میگه در به
عنوان نماینده ایران ما باید یک موضع
بگیریم که به نف منافع ملی ایران باشه و
اون موضع اینه که میگه ما به عنوان
مسلمانان از هم پیشمون دفاع میکنیم از بی
حقوقشون دفاع میکنیم ولی خب یک نزم
بینالمللی هست انگلیس اونجا به هر حال اون
موقع مستعمر انگلیس بود دیگه یک حضوری
داره و یک مواضع اینجوری میگیره یعنی بین
مواضع ملی و این فرق میذاره تا سالها با
که ما نگاه بکنیم ایران خب در زمان ت
تشکیل میخوایم دیگه وارد همه تاریخ نشم
ولی خلاصش اینست که در زمان تشکیل دولت
اسرائیل ایران رأی منفی میده اصلا پیشنهاد
دیگری داره موافق تقسیم دولت فلسطین نیست
وقتی اسرائیل سار ۴۹ میخواد عضو سازمان
ملل بشه باز ایران رأی منفی میده ولی وقتی
رأی میاره اینو ایران دیگه میپذیره ایران
زمان محمدرضا شاه آقای محمد صادق مراغهای
که نخست وزیر بود اون موقع و از بهترین
واقعاً چهرههای دیپلماتی که تاریخ ایران
هست میپذیره این رو همون موقع ایران
کنسولگری شو باز میکنه آقای رضا سینیا رو
میفرسته به عنوان نماینده و در تمام طولا
حکومت محمدرضا شاه پهلوی ایران یک موضع
خیلی عقلانی داره به هیچ وجه طرفدار
اسرائلی نیست خب این سیاستی که جمهوری
اسلامی
داره د تا دو جور بهش میتونیم نگاه بکنیم
یکی اینکه خب این یه سیاستی اس مثل مثلاً
فرض کنید وقتی که اون به قول جمهوری
اسلامی حج خونین اتفاق افتاد سال ۶۶ که
حجاج ایرانی حدود ۱۰۰ نفر در تظاهرات در
مکه کشته شدن آقای خمینی گفت که ما اگر با
صدام هم صلح بکنیم با حجاز یعنی با
عربستان سعودی صلح نخواهیم کرد بعد خب
آقای خمینی فوت کرد و بعد روابط عادی شد و
بعد داستان حج از سر گرفته شد و مسئله
یعنی سیاست بود یعنی اینکه مبارزه با
عربستان سعودی یا حتی مبارزه با جنگ با
عراق خب الان ما ۸ سال جنگ کردیم با عراق
بعد الان جمهوری اسلامی میگه که برا کشور
برادر عراق یعنی ما با همون کشور چیز برا
ی داریم از نظر
رسمی یه نگاه این هست که اسرائیل م همین
طوره مسئله ما با اسرائیل یک تصمیم غلط
هست ی سیاست غلط هست و جمهوری اسلامی
میتونه شما مثلاً یه رهبر جدید بیارین یه
رئیس جمهور جدید بیارین میتونه سیاست عوض
بکنه به قول شما منافع ملی رو ی یک جور
دیگه تعریف بکنه و عوض بکنه اما نگاهی که
من بیشتر بهش تمایل دارم خلاف این هست
یعنی من معتقدم که بنیان جمهوری اسلامی
اسرائیل ستیزی یعنی من جمهوری اسلامی رو
یک نظام توتالیتر میدونم و مثل همه
نظامهای توتالیتر ویژگی این به اصطلاح پن
به قول آرن هر پنی که باشه این میشه
توتالیتر یعنی اینها دنبال ی حکومت ج
وقتی آقای خامنهای رو نمیگن رهبر جمهوری
اسلامی میگن ولی امر مسلمین جهان بنابراین
ما آقای خامنهای تایتل به اصطلاح رسمیش
تو رسانهها ولی امر مسلمین جهان هست و
آقای خامنهای وقتی که جلوی خودش مدام
اینو تری تک ار میکنن یعنیه چیزیست که
خودش ادا وقتی شما میخواید ولی امر مسلمین
جهان باشید بعد شما رهبر یک کشور اولا
فارسی زبان هستید زبان رسمیش فارسیه در
حالی که کشورهای اسلامی فارسی درش اقلیت و
حداقل در جهان عرب ما حدود ۶۰۰ ۷۰۰ میلیون
عرب زبان داریم از طرف دیگه شیعه هستید
یعنی که باز هم تو جهان اسلام اقلیت هستید
اکثریت سنی هست و بعد ثالث اینکه شما
انقلابی هستید در حالی که در جهان اسلام
جریان انقلابی کلاً اقلیت هست بنابراین
شما چهجوری میتونید بگید که من ولی امر
مسلمین جهانم جز اینکه یک مسئله به اصطلاح
یک کامن کاز یک آرمانی که در بین
مسلمانها مشترک هست نه تنها بین
مسلمانها که به قول شما در بین خیلی از
جریانهای چپ هم مسئله آرمان مهمی است
مسئله فلسطین و اسرائیل هست بنابراین آقای
خامنهای اگر یه روزی با آقای خامنهای یا
جانشین او یا یا حکومتی بپذیره که آقا ما
به قول شما ما منافع ملیمون اقتضا میکنه
که دشمن نباشیم با اسرائیل نه اینکه دوست
بشی ما همون مثلاً بگیم نوترال باشیم ما
خب ما کاری نداریم ما نه اسرائیل رو به
رسمیت میشناسیم نه برای نابودیش سعی
میکنیم کاملاً آره کام رابطه کمابیش حتی
کمتر از رابطه که ترکیه داره باص مثل
الجزایر حتی ما بشیم مثلاً مثلاً ما اصلاً
در حرفم همه چیرو میگیم علیهش ولی سلاح
نمیدیم دست مخالفش اگر چین چیزی اتفاق
بیفته به نظر من جمهوری اسلامی تمام شده
یعنی جمهوری اسلامی من من به اصطلاح
جمهوری اسلامی رو بنیان شو دو چیز میدونم
یکی اسرائیل ستیزی و یکی مسئله حجاب اگه ی
من با شما موافقم ببینید آقای کریم سجاد
پورم همینو میگه دیگه آقای کر تو زمانی که
جمهوری اسلامی هست این مسئله نه تنها
خصومت بین ایران و اسرائیل پایان نخواهد
یافت بلکه صلح صلح یا به اصطلاح راه حل دو
دو دولت هم اتفاق نخوا خواهد افتاد یعنی
جمهوری اسلامی تمام تلاشش رو میکنه مسئله
فقط این نیست که اومده جهاد اسلامی رو
درست کرده مسله که حزبالله وظیفه خودش رو
فقط در قالب ملی تعریف نمیکنه حزبالله هم
هدفش نابود کردن اسرائیل هست و وقتی که
شما یک سازمانی دارید مثل حزبالله که
الان تبدیل شده به یک سازمان به
اصطلاح ترنز نشنال یعنی فرا ملیه یعنی
شبکه گستردهای داره از نظر مالی از نظر
سیاسی
از یمن گرفته تا آمریکای لاتین این شبکه
گسترده است و این هدفش اینه که شما رو
نابود کنه و حاضره با دولتی که سیاستش
نابودی اسرائیل و نمیتونه اسرائیل
موجودیتش
بپذیره با این دولت داره به اصطلاح همکاری
میکنه با این دولت آقای حسن نصرالله من
خودم در زمانی که ایران بودم تو روزنامه
انتخاب بودم یه بار نصرالله من نصرالله رو
در قم دیده بودم دیگه این یه مدرسه
لبنانیها بودن و اون موقع که نصرالله خیلی
جوون بود خب اینا تو قم درس میخوندن اون
موقع هم ما درس میخوندیم ولی من آخرین
باری که دیدمش در چیز کاخ سعدآباد مهمان
بود یه جای نزدیک همین جا که اسمان نیه رو
ترور کردن و باهاش مصاحبه کردم برای
روزنامه انتخاب و منتشر شد نصرالله میگفت
که اگر آقای خامنهای به من بگه که تو زنت
رو طلاق بده من طلاق میدم یعنی در از نظر
اینکه ولایت فقیه اینجوری قبول دارن خب یه
کسی که چ چنین به صورت تبعیت و پیروی داره
از آقای خامنهای اسرائیل طبیعتاً
نمیتونه تحمل کنه بنابراین ما تصور اینکه
جمهوری اسلامی بتونه بخشی از پارت آف
سلوشن باشه بخشی از راه حل باشه بتونه
مزشو عوض بکنه نمیتونیم تصور کنیم مگر
اینکه ما بگیم یه استحاله یعنی واقعاً یه
ترنسفورم میشن جدی در جمهوری اسلامی به
وجود بیاد و جمهور ما یه گذر کنیم به یک
حکومت دیگری مثلاً یه عدهای بیان میگن
آقا اصلاً ما میخوایم یک حکومت مثلاً
جمهوری اسلامی ادیشن تو یه ویراست دومشو
درست بکنیم و اصلاً چیزی به نام منافع ملی
درش مطرح نیست یعنی آقای خامنهای یه نگاه
آخرالزمانی داره معتقده تا اسرائیل نابود
نشه حضرت مهدی نمیاد نمیدونم حکومت جهانی
درست نمیشه تمدن اسلامی درست نمیشه خب
حالا من من همین من دو تا مطلبو بگم در
مورد همین صحبت شما من با شما به طور
عمومی موافقم فقط د تا ان قلت به قول
معروف بیارم یا بگم یکی اینکه من از دومی
شروع میکنم چون مربوط به همین چیز که
گفتین یکی اینکه خب همین دیگه اون مسئله ن
هستش که به نظر من اون شاید این حالا ما
قبلاً م راجع به آقای خامنهای صحبت کردیم
شاید به اصطلاح اختلاف این باشه یا اختلاف
چشمانداز و اینها چ شاید من زیادی خوشبین
باشم
و شایدم خام خیال باشم در واقع ولی فکر
میکنم که اون استحاله رو من خیلی ممکن
میبینم یعنی فکر میکنم که بهخصوص آقای
خامنهای ما همه تفسیرا مون سر این که
ایشون عمر چندانی نمونده براش دیگه و
درسته که شخص خودش نیست نیست یعنی منظور
یک نظامی هست و اینها ولی به هر حال من
احتمال استحاله رو زیاد میدونم به این
علت که به نظرم نخبگان نظامی امنیتی
جمهوری اسلامی و
اینها دلیلی برای ادامه این راه خامنهای
رو ندارن به خصوص وقتی که میبینن ما رو
داره به پای جنگ میکشونه دقیقاً به همین
علتی که الان داریم میبینیم همین آرش
ببین یه موقع هست که شما میگی که من در م
آینده صحبت میکنی خب البته آینده پر از
امکانهای اس که ما اصلاً نمیتونیم تصور
سرشار از امکان ولی تجربه این نو حکومتها
یه نمونشو مثلاً روسیه بگم که روسیه خب
خود یه نمونه خیلی برجسته است اتحاد
جماهیر شوروی فرو میپاشه دنیای دو قطبی از
بین میره
نمیدونم آقای پوتین که الان در حقیقت چند
ساله بیش از ۳۰ ساله که ما از عمر اتحاد
جماهیر شوروی گذشته در این ۳۰ سال باز
روسیه سیاست اصلیش غرب ستیزی بوده مواجهه
با غرب بوده یعنی ا یک اینجوری نبود دیگه
آقای پوتین بالاخره شما درست میگین اما
ببینین به هر حال هم روسیه هم چین از زمان
پایان جنگ سرد دچار استحاله های متعددی
شدن حالا درسته روسیه آدم رو بد میکنه به
این معنی که خب روس اتحاد شوروی از هم
پاشید روسیه رفت به سمت غربگرایی و حتی
لیبرال دموکراسی بخره آقای یسین بود دیگه
ی مدتی ولی نهایتاً از دل همون کادرهای
قدیمی کاگو اومدن و این حکومت غرب ستیز
کنونی رو درآوردن اینم این حرف شما هم
درست هست و متأسفانه معلوم نیست خیلی
دلایل زیادی برا ولی به هر حال فک میکنم
این استحاله رو حالا خواهیم دید یعنی
بالاخره روسیه پوتین هرچی باشه اون شوروی
که دیگه نیست درسته یعنی این خلا بهر حال
میتونه به اوکراین حمله کنه به قلب اروپا
حمله کنه یعنی میدونی یعنی آره نیست البته
که نیست یعنی و نمیشه اون نظام دو قطبی که
نمیشه دوباره بازسازی بشه ولی همچنان ی
تهدید بزرگیست برای اروپا تهدید بزرگیست
برای آمریکا اصلا اگه همین میگه به هر حال
واقعیتش اینه که اون دولت سوسیالیستی
جایگزین به هر حال این غرب ستیز کنونی نوع
پوتین شده به هر حال ولی منظور احتمال
استحال زیاد هست در مورد طرفش م هست یعنی
از طرف اینکه ما به سمت بدترم بریم این
احتمالش هست ۱۰۰ یعنی بله شما ببینید
اصلاً با میتونه ببینید ما سناریو بعدم
زیاد میشه چید ولی حالا من خیلی سریع فقط
بگم نکته دوم این نکته اولم استحال بود
نکته دوم این هستش که مادامی هم که جمهوری
اسلام یک ویژگی آقای خامنهای و جمهوری
اسلامی که سخت میکنه تحلیل در مورد اون
رو به نظر بنده اینه که ببین حرفای شما در
کلش درسته منم موافقم آخرالزمانی فلان همه
اینها درست اما یک سویه حالا شما که شیعه
شناسید و اینها باید اینو بیشتر بگید و
اینو ما یاد بگیریم چون یک سویه عجیبه به
شدت
عملگرا هم وجود داره در این حکومت یعنی
رنگی از اون عملگرایی وجود داره درسته که
آقای خامنهای به نظر میرسه وقتی ما الان
نگاه میکنیم می که خب اون عملگرایی شکست
خورده و الان اینها دیگه سر کارن اما شما
تی ج عملگرایی تو تو تو تو بیشتر از من
چیز شنب زبانی انگلیسی تو انگلیسی وقتی
میگه پراگماتیسم یه کتیش مثبت داره
میدونی یه یه چیز
خوبه من بیشتر معتقدم که جمهوری اسلامی
سروایو والیه یعنی اینکه
اینا اصلاً سوی سیدال نیستن یعنی قرار
نیست که کار انتحاری انجام بدن قرار نیست
کاری بکنن که نابود بشن مثلاً بارها من
گفتم آقای خامنهای به هیچ وجه از رویاروی
نظامی با آمریکا و اسرائیل اصلاً استقبال
نمیکنه همه اینا درسته اما این به معنا
نیست که عمل گران ببین شما هزینهای که
اینها در سوریه دادن هزینهای که اینها
در عراق دادن اصلاً قابل تصور نیست اگر نه
عملگرا بودن خیلی از این هزینه باد
استفاده میکردن یعنی الان چ تراز تجاری
جمهوری اسلامی الان شما ببینید همین قاسم
سلیمانی که انقدر بهش افتخار میکنن شما
ببینید ۲۲۰ سال در عراق اینا کشته دادن
نمم هشت شعبی رو ارگانیزر مقتدا صد رو
چقدر اینا کار کر کردن شیعیان با غیر
شیعان ولی تراز تجاری ایرانو شما الان
مقایسه بکنید با عراق با تراز تجاری ترکیه
یا عرب سوریه سوریه ما میلیاردها
دلار عملگرا عملگرا یعنی کهه عملگرا وقتی
میگیم یعنی که کاست بنفیت رو حساب میکنه
یعنی هزینه فایده رو حساب میکنه ویژگی
نظامهای توتالیتر این هست که اصلاً تصمیم
گیریشون تابع منطقه هزینه و فایده نیست و
و به همین دلیله که یک اشتباه رو مرتب
انجام مثلاً همین مثله آمریکا ستیزی ی این
اشتباه را انجام میدن انجام میدن انجام
میدن انجام میدن تا به ی حدی میرسه من اگه
از به نظر من از خب ببینید راجع به این
خیلی جالبه صحبت ک در این زبت ببینید به
نظر من از زاویه آقای خامنهای من با شما
کاملاً موافقم دقیقاً سروایو والیس و
عملگرا نیست و از زاویه آقای خامنهای در
ضمن یعنی عقلانی از زاویه خودش یعنی به
این فکر میکنه که بالاخره ببین من فکر
میکنم دیدگاه خامنه اینجوری میشه تو
توضیح داد که ما میخوایم بریم یک حکومت
تمدن بزرگ اسلامی اینها رو تشکیل بدیم و
میدونیم که به هر حال در طول زندگی من که
نمیشه یعنی من خامنهای من که قراره بمیرم
ولی این دستگاه رو اینجوری میرسونن به
نسل بعدی و اون نسل بعدی حالا اینو با
بتونه ادامه بده به قول شما آخر و زمان
گرا هم هستن دیگه که یک روزی در یک جهانی
در یک حالت مهدوی به هر حال بتونه اسرائیل
نابود بشه و غرب شکست بخوره و یک تمدن
بزرگ اسلامی و اینها تشکیل بشه و برای
همین برای همین من سر حجاب کوتاه نمیا م
سر اسرائیل کوتاه نمیام سر حتی چزی کوچیک
برای من خیلی جالبه سر انکار هلوکاست
کوتاه نمیام ایران خیلی راحت میتونست بگه
آخ نه ما حال اصلاً هلوکاست م قبول کن هیچ
کشور دیگهای در دنیا نیستش ک سر فتوای ق
قتل سلمان رشتی کوتاه نمیام خیلی راحت
جولس میتونست بگه آقا ما اونو کنار
گذاشتیم اصلاً قبول نداریم همین که زمان
آقای خاتمی میخواستم بکنن یعنی در در این
درست هست راجع به شخص آقای خامنهای شخص
آقای خامنهای به نظر من یک نمونه واقعاً
عجیب و جالب از این که هستش که شما اون
بنیادگرایی به قول شما توتالیتر رو ترکیب
بکنید با یک نوع سروایو لیسم که یعنی
بتونید سر پا بمونید همچنان دیگه چون آدم
وقتی اینقدر بنیادگرا باشه معمولاً خیلی
میتونه سریع نابود بشه ولی ولی ایشون
تونسته به حال رهبر بمونه و حکومت م حفظ
کنه اما منظور من از رگههای عملگرا شخص
خامنهای نیست به نظر من رگههای عملگرایی
دیگهای درون جمهوری اسلامی وجود داره
یعنی شما ببینید شما ببینید شما الان
بیانیه مثلاً جبهه اصلاحات ایران رو
بخونید شما مثلاً دیپلماتهای این حکومت
رو دیپلماتهای کشورمون م هستن دیگه واقعاً
وقتی میگیم حکومت به ه ح دیپلماتهای وزارت
خارجه ایرانن اینها و خودشونو اینجوری
میبینن یعنی این خیلی نکته بسیار مهمی به
نظر من هست جمهوری
اسلامی نتوانسته یک چیزی ایجاد بکنه یک
گسست ایجاد بکنه که بگیم الان تمام خدمه و
حشمه ایران در حتی سطح کسانی که مثلاً
نماینده مجلس معاون
وزیرنیا خودشونو سرباز آقای خامنهای و
جمهوری اسلامی به عنوان یک نظام اد تمام
رژیمهای توتالیتر الان ما راجع به حماس
داریم صحبت میکنیم حماس میگیم که یکی
خالد مشعله یکی اسماعیل هنیه است یکی سنار
یعنی شما در همه نظامهای ببینید من یه
مطلبی نشتم راجع به نکه مهمه دیگه این
تفاوت مهمه بنابراین نتیجهش این میشه که
خ نه تفاوته مهم هست ولی ویژگی یعنی این
رو از توتالیتر بودن خارج نمیکنه ببین
مسئله اینه که در تمام نظامهای توتالیتر
هرگز شما نمیتونید که یک دست ا شرایط یک
دست بکنید در زمان استالین م همه استالین
نیست نبودن یعنی حتی تو حزب کمونیست م این
وگرنه این همه آدم نمیکشه یعنی مسئله این
هست که ما من یه مطلب نوشتم راجع به آقای
تصمیمگیری آقای خامنهای اسمش هست تایتن
گرین یعنی آقای خامنهای
نمیتونه به اصطلاح قدرت مطلقه باشه همه
به اصطلاح همه رو وادار بکنه که نظر او رو
اعمال بکنن اما میتونه دیگران رو از
اجرای پروژه مستقل از خودش باز بداره یعنی
توانایی کارشکنی مثلاً آقای خاتمی میاد خب
آقای خاتمی معلومه که با آقای خامنهای
فرق میکنه آقای خاتمی هم همینطور جزء
جمهوری اسلامیه که آقای خامنهای ولی چون
میخواد یه پروژه مستقلی رو متفاوتی ببره
آقای خامنهای میتونه چیکار کنه کارشکنی
کنه حسن روحانی حتی خود احمدی نژاد
بنابراین آقای خامنهای مهم نیست که همه
مثل آقای خامنهای نیستن اصلاحطلب هست
تکنوکرات هست نمیدونم کسایی هستن که
طرفدار رابطه با غرب حتی در سپاه پاسداران
ما ح آقا خامنهای آخر
نمیگذاره که هیچ پروژهای جدا از این پیروز
بشه خامن ال میمیره دیگه بالاخره بعدش چی
میشه من نمیدونم اونو که گفت که یا پیغمبر
میدونن یا
دروغگو خب ولی به حال منظور من این هستش
که خ این ببینید حالا مسئله تتالی تریس
حالا چیزه دیگه حالا من لزوما حالا
خیلی حالا منظور این الگوی توتالیتاریسم
حالا خیلی مثلا به نظر من خیلی محوریت
توکر من ن نمیگم درست نیست یا لزوماً یعنی
به هر حال میگن من به شیوههای مختلفی
راجع جمهوری اسلامی فکر میکنم ولی به هر
حال راجع به سیاست کشور ما نسب نکته مهم
به نظر بنده این هستش که ما میتونیم به
عنوان الان من و شما بخشی از یک مذاکره
ملی باشیم یعنی هنوز مردم که دارن راجع
به اینکه باید سیاست ما نسبت به فلسطین
اسرائیل چی باشه به عنوان کشور صحبت
میکنن اتفاقاً من اینو اگه شما میگید همه
جا اینجوریه اتفاقاً به نظر من میشه به
زیبایی صحبت از یک حالا به شیوههای مختلف
دیگه میشه صحبت از یک واقعیت ملی ما
اونجوری دیگه
ادای به قول معروف ملی گرای پریمور الیست
نمیتونم من دربیارم دیگه به عنوان
مارکسیست ولی به هر حال میشه این واقعیتو
گفت که مردم هویت ملی براشون مهمه اصلا مق
نش جامعه یعنی به این راحتی مردم هویت
ملیش از کنار نمیگذارن شما ببینید حکومت
چین الان اگه ماو زدونگ از گور در میومد و
میدید که اسم موسسات حکومت چین در سراسر
دنیا میذاره مؤسسه کنفوسیوس هست به قول
معروف تو گور میلرزید دیگه کنفوسیوسی که
در تعالیم کمونیسم چینی زمان مائو این
نماد تمام بدیها و گذشته باستانی چین و
اینها دونسته میشد ولی اوناهم مجبور شدن
به یه ملی گرایی روی بیارن حالا به نظر
بنده در این چارچوب و الانم شما یه نکته
جالب دیگه که وجود داره شما نگاه کنید
بسیار از کسانی که میخوان دفاع بکنن از
رویکرد جمهوری اسلامی در زمینه محور
مقاومت اینا سعی میکنن دفاع واقعگرا
امنیتی ملی بکنن ی و اینم به نظر من به
علت عدم صداقتش نیست به این علت که
میفهمن که با بحث اینکه شون خیلی نکته
مهمی شما تمام این چیزای مثلاً آدمای
حکومتی رو امنیتی رو بخونین خیلیاشون اصلا
میگن
عملاً در زمان در استالین م از
ناسیونالیسم استفاده میکرد یعنی این این
اینکه زبان ملی گرایی درست زمانی که
ایدئولوژی اصلی به اصطلاح اپیل اینگ خودشو
از دست میده جذابیت خودشو از دست میده
ناسیونالیسم همیشه در بر هر دردی در در
درمان هر دردی هست بنابراین این هم باز یه
بخشی از همون ویژگی هست ببینید مسئله اینه
که من با شما کاملاً موافقم که
مسئله رابطه ما با نه تنها با اسرائیل تو
همه دنیا در یه چارچوب منافع ملی باید
تعریف بشه منتها این نکتهی که میخوام بگم
در حقیقت ی انتقادی اس به روشن فکرای ما و
به اصطلاح حتی مخالفان جمهوری اسلامی این
جدا کردن سیاست داخلی از سیاست خارجی یعنی
من وقتی میگم جمهوری اسلامی د تا رکن داره
یکی حجابه و یکی هم اسرائیل ستیزی حجاب
مربوط به داخل کشوره ولی این روی دیگر
اسرائیل یعنی نمیشه که اسرائیل ستیز نباشی
ولی
مثلاً مسئله حجاب برای اولویت و اهمیت
داشته باشه اینا د تا با هم میان و با هم
میرن میتونیم اینو توضیح بدیم سیاست خارجی
و سیاست داخل خلی این اینا ویژگی یه نوع
نظامه بنابراین شما در نقد جمهوری اسلامی
در مبارزه با جمهوری اسلامی نمیتونی ا رو
از همدیگه جدا بکنه یعنی ما باید همون طور
که در داخل مسائل داخلی همه چیزو در
چارچوب منافع ملی تعریف میکنیم در مسائل
خارجی هم اینطور و این جدا کردن برای
روشنفکران ما یه سم مهلک بوده نتیجش چی
شده نتیجهش اینه که ۴۰ ساله ملت ایران
داره هزینه مبارزه جمهوری اسلامی با
اسرائیل میده ولی روشنفکری ما ساکته راجع
به این موضوع یعنی روشنفکری ما راجع به
مسئله جنگ با این شرمآور راجع جنگ با
سوریه اصلاً از صدا روشنفکرا ما صدایی
درنیومد راجع به برنامه هستهای جمهوری
اسلامی از روشنفکر ما صدایی درنیومد از
نمیدونم فعالیت سپاه قص در خاورمیانه هیچ
صدایی در نیومد میدونید ا این اواخر که
ما اتفاقاً نکته جالب ما اواخر چیزای ب
اولاً در مورد سوریه من با شما خیلی
موافقم مثلاً که این اصلاً باعث شرم ملی
ماست چون صدها هزار شهروند سوریه با حمایت
ایران کشته شدن اگه شما هی بگی نه اون
ایران نیست خامنهای این کهه معنی نشد
دیگه بالاخره ما باید به قول معروف بخشی
از محاسب همون این باشه بخش ولی راجع به
مسئله استراتزی به نظر من در این دوران
اخیر بد بسیار بدترم شده چون ما با یک از
یک طرف شاهدیم از کسانی که خودشونو طرفدار
افراطی ترین جریانات راست در اسرائیل
میدونن و آقای نتانیاهو اصلا قبله شونه و
کاملاً میخان ایران جنگ بکن کنن یعنی
اصلاً موزش این هستش که منم آقای تاجزاده
یه چیزی گذاشته بود خوب بود دیگه رو صفش
که حالا مثلاً نشون میداد دو نفر ی واقعاً
یه نفر که خیلی طرفدار جمهوری اسلامی که
خیلی مخالفه حالا من اسم نمیبرم و هر دو
تا اینا انقدر خواهر جنگن بیشتر یعنی از
اون طرف اون رو داریم از یک طرف متأسفانه
مثلاً آقای مثلاً من باورم نشد دیروز دیدم
یکی گذاشته بود مال چند ماه پیش آقای اکبر
گنجی نه تنها ایشون میاد همون نگاه رو
راجع به اسرائیل و اینها پخش میکنه که
واقعاً سخیف ترین چیز های یهود ستیزانه که
مثلاً پوریم جشن هلوکاست ایرانیان است که
مثلاً یک واقعاً ترکیبی از بیسوادی کامل
پوریم یک عید یهودی که اتفاقاً خیلی
المانهای ایراندوستی درش هست حالا در هر
عیدی میشه تعابیر مختلفی کرد ولی اتفاقاً
حالا در داستان پوریم همه شخصیتهای خوب یا
ایرانین یهودیان یعنی ا شخ هامان که وزیر
بعد چیز اصلاً ایرانی نیست و از مالک و
فلان حالا بهر شکل به حال این یک جشنی که
این همه در خود ایران سابقه داشته آخه این
همه ما یهودی داریم تو این کشور اینهم
سابقه داریم و آقای گنجی که مثلاً باید
مثلاً روشنفکر و اینا باشه میاد چنین
چیزای سخیفی رو تکرار میکنه و نکته
نگرانی دیگر بنده هم این هستش که ببینین
سطح بحث کاملاً پایین اومده یعنی ببینید
من الان در ماههای گذشته به شخصیت خود
بنده به عنوان کسی که به هر حال تخصصی
دارم در این زمینه به شخصیتهای برجستهای
که مثلاً آدمهای مثلاً مهمی هستن حرفشون
استاد دانشگاه یا فلان چیزهایی رو توصیه
کردم یعنی گفتم مثلاً رو صفحشون گذاشتن که
آدم باورش نمیشه م مثلاً فرض کنین گروههای
یهودی یه گروههای خیلی افراطی کوچیکی
هستن که اینا خودشون رو مخالف اسرائیل
میدونن وی نه زاویه مترقی اینها نه
طرفدار فلسطینیها به شدت مدرن یزن و اینها
اینا در واقع معتقدن دولت اسرائیل زود
تشکیل شده این باید فقط در زمان مسیحیها
تشکیل بشه ولی اینا رو کاملاً پخش میکنن
و اینها یعنی متأسفانه ما خلاصه حرف من
این هستش که ما یک زمانی بود که وقتی سال
جنگ ۱۹۶۷ صورت گرفت نبرد قلمی بود در
نشریه فردوسی بین داریوش آشوری و علی
شریعتی خب اینا هر کدوم از زوایای مختلفی
حرف میزدن یا م اگه با درون چپ نگاه
بکنیم زمانی بود که آقای کشتگر فدایی کتاب
به هر حال از چپ اسرائیل ترجمه کرده بود
یا چپ اسرائیل که خیلی نگاه منفی داشت به
اسرائیل چپ ضد صهیونیستی اسرائیل ماتس پن
از اون ترجمه کرده بود و آقای باقر مؤمنی
که سبقه تودهای داشت و یک موضع دیگری ی
تاریخ داشت با هم یک جدل یک جدل ادبی چی
میگن جدل قلمی میکنن در مقدمه همین کتاب
اینم حالا جالبه این توی چاپش هست یه
مقدمه آقای مومنی نوشته یه مقدمه آقای
کشکرت در تضاد با همدیگه و میخوام بگم
سطح بحث خیلی بالا بود به هر حال در حالی
که الان ما شاهد این هستش می که یا واقعاً
یه سری فقط که اصلاً همینجوری فقط طرفدار
جنگ اسرائیل و طرفدار کشتار مردم غزه و
اینها هستن یا از اون طرف که انگار هیچی
دیگه نه دانشی وجود داره نسبت به این کشور
و در بهترین حالت یه سری حرفای خیلی زنگ
زده رو اکرار میکنم و متأسفانه ما این هم
باید بگیم باعث شرم ما هستش که حملات
تروریستی ه اکتبر که در اون مردم بی گناه
در اسرائیل کشته شدن فقط مورد حمایت
جمهوری اسلامی نبود مورد حمایت نهضت آزادی
بود که در این زمینه بیانی داد مورد حمایت
آقای خاتمی بود آقای خاتمی مثلاً پیامبر
صلح و دوستی و اینها همین چی چهرهی به
خودش میگیره چطور آخد میتونه از یک
حرکتی که درون اونجوری اون همه مردم کشته
شدن که خیلیاشون اصلاً اسرائیلی هم نبودن
شما چه حرکت آزادی بخشه که از کشتن م
مثلاً کارگر تایلندی و اینها حمایت
میکنیم از گروگان گرفتن اونجوری م
چهجوری میشه آدم از گروگان گرفتن بچه
مثلاً دو ماهه رو گروکان گرفتن بله خب ما
تو دنیایی زندگی میکنیم که هیستری های
متعددی هست یه هیستری اسرائیل ستیزی
هیستری اسلام ستیزی هیستری عرب ستیزی
هیستری فلسطین ستیزی و و به همین دلیل هست
که حالا یکی از کسایی که من خیلی خوشحالم
از اینکه در رسانهها هست و خیلی امیدوارم
که صداش بیشتر شنیده بشه خود شما هستین
امیدوارم که این صدای عقلانی که باید فکر
بکنیم و دور از حب و بغض و دور از این
فضای هیستریک رسانهای به اونچه
که و یک مسئله مهم اینه که ما امکان نداره
در ایران دموکراسی داشته باشیم اما صلح
نباشه و امکان نداره در ایران صلح باشه در
منطقه خاورمیانه صلح نباشه بنابراین صلح
دموکراسی در ایران وابسته است به صلح در
خاور میانه یعنی نمیشه که در یک فضایی که
در ی منطقهای که هر لحظه جنگ و بمب و نه
موشک شما دموکراسی داشته باشید بنابراین
اینکه ما بتونیم در این قالب بزرگ ببینیم
که صلح یا برای همه هست یا برای هیچکس
نیست و دموکراسی و صلح هم دو روی یه سکه
هستن نمیتونن بدون هم وجود داشته باشن و
ما هم در نگاهمون به مسائل ایران باید این
توجه داشته باشیم که ما حالا با خامنهای
بد هستیم هر کاری خامنهای میکنه که بد
نیست یعنی به رفتارها توجه کنیم به کارها
توجه کنیم به جای اینکه به آدمهایی که
پشت بدترین آدمها میتونن یه کاری انجام
بدن که خوب باشه و بهترین آدمها میتونن
دست به کارایی بزنن که فاجعهبار باشه
بنابراین نیت آدما با نتیجه کارشون تفاوت
داره حالا من واقعاً از این جهت خیلی
خوشحالم من و شما هم یک بچه مشترک داریم
شما مارکسیست هستین من مارکس دوست دارم
چون مارکس گفت من مارکسیست
نیستم مارکس دوست
و ولی شوخی میکنم
ما نیاز داریم به این گفتگو و اینکه این
دامنه این گفتگو واقعاً در عرصه عمومی
گسترش پیدا بکنه یعنی تمام این فضا صرف
شعار و نفرین و آفرین و اینها نشه حالا
بله واقعا راجع به سیاست ایران ن من منطقم
همینست ببینید شما یه واقعیتی هست که من
الان روزهای اخیر میبینم مثلاً بعضیا
میگن خب حالا اسماعیل هنیه رو کشتن ما
نباید کاری بکنیم که حالا شما بحثهای
مختلف میتونید داشته باشین در این زمینه
اما بین واقعیتی هست واقعیتهای مسلم رو
کارش نمیشه کرد واقعت مسلم یک ایران تنها
کشور جهان هست که پول و سلاح خرج نابودی
کشور اسرائیل میخواد بکنه و هیچ این
اصلاً این جوک تاریخیه به خدا یعنی اصلا
هیچ یک کشور عربی نیست که این کارو بخواد
بکنه بشار اسد که تمام مثلاً تمام هویت
اون نظام بیس بوده و آزادی کشورهای عربی
بالاتر به قول آقای خمینی گفت بالاتر از
این ما ایرانی از مشروطه تا حالا میگیم
اسلام موجب بدبختی ما شده ما تنها کشوری
هستیم که انقلاب اسلامی کردیم یعنی
کش عربی انقلاب اسلامی رو باور کنید من
بعضی موقعها حالا دیگه ش من بعضی موقعها
نشستم با یه گروهی از رندم ایرانیای مختلف
و چزی مختلف اصلاً کبابی میخوریم حرف
میزنیم اصلاً یه لحظه در ذهن خودم میرم
که چی شد که از این مردم اولاً به شدت خود
سلف سنتر به قول انگلیسی یعنی ایران یعنی
بیشتر خودشون خودشون مهم و در ز مردمی که
غیر مسلمون ترین مسلمانی دنیا انقلاب
انترناسیونالیسم اسلامی دراومد والا من که
نفهمیدم من زد این مدت ولی خلاصه سر
اسرائیل فرستین همینست یعنی ما باید بگیم
که چون میگن که چیکار بکنیم آقا کاری که
باید بکنیم اینه که همون کاری بکنیم که من
نمیگم اصلاً شما ضد اسرائیل ترین کشور
دنیا باش ولی مثل الجزایر باش مثلاً مثل
پاکستان باش مثل حالا بهتره به نظر من که
بهتره ما مثل موضعی مثل ببینید بعد سر بعد
مسئله که راجع به کشورای دیگه هم هست آخه
نکته جالبیش اینه یعنی مثلاً آخا مثلاً ما
چرا مسئله واقعاً چرا کشور ما در آستانه
جنگ با یه قدرت هستهای با پشتیبانی
ابرقدرت قرار ار چرا ما اصلاً یه جوکی
واقعاً دیگه ب چون سوریه بستی هنوز پرچم
جهان عربو میذاره بالا چیزش یک تیر شریک
نمیکنه همون بغل اونجا یک تیر شلیک نکرده
در تمام این چند سال علی اسرائیل ولی ما
باید از ایران نیرو ایرانی بفرستیم که از
خاک سوریه به اون حمله بکنه و بعد تازه
روسیه به عنوان پشتیبان سوریه به اسرائیل
بگه نگران نباش اصلاً چون میدونید که
توافق مسکو و تلاویب این بود که اسرائیل
علیه بشار اسد وارد نشه و اسرائیل یک بار
آقا نتانیاهو حتی نگفت که اسد باید برود
حرفی که اوباما و آمریکا زدن یعنی انقدر
عملگرا سریر اومدن توافق کردن ولی ما
کشورم الان باید در یعنی چی دیگه در دو
قدمی شوخی نیست که در دو قدمی جنگ قرار
داریم این با عوض بشه قدمی جنگ آخرین نکته
که برای به اصطلاح پایان دادن به این بحث
خوبه که راجع بهش صحبت کنیم این که شما چه
جوری ارزیابی میکنی این مسئله رویاروی
احتمالی ایران و اسرائیل آیا چه جور
میبینی یعنی فکر میکنی که چه چیزایی
ممکن هست چه چیزایی خیلی نامحتمل هست
ببینید خیلی پیشبینی سخته دیگه اما به نظر
من خب ما از ماه آوریل شاه بودیم که جمهور
اسلامی حمله مستقیم خارک اسرائیل انجام
داد ولی در عین حال حملهای بود که نه کسی
در واقع یک دختر مظلوم عرب اتفاقاً در اون
فقط زخمی شد حتی شاید فوت کرد یادم نیستن
به حال به شدت زخمی شد یا فوت کرد ولی خب
ک دیگری در اون آسیب ندید در اون حمله و
منظور به نظر هدفش م همین اگه هد سح آیزن
دیگه برنامه موشکهای ایران سلآم میزن خیلی
بله البته جالبه خب بعضیا مثلاً خود
جمهوری اسلامی ادعاش این هستش که ما همونو
میخوا یعنی خود جمهوری اسلامی منظ اون
مقامات اسش و اینا ولی از اون طرف وضی در
اسرائیل میگن نه اتفاقاً ما بودیم که
جلوشو گرفتیم یعنی اگر این جلوگیری نبود و
ات اینم خب همش بخش از همونه دیگه یعنی
جمهوری اسلامی میزنه بالاخره با این
میدونه که گمبد آهن اونجا هست و ا بهن
شکل منظور مظ این کهه به نظر من همونجور
که شما گفتید آقای خامنهای روی راوی
مستقیم با اسرائیل و آمریکا نمیخواد به
احتمال بسیار زیاد چون میدونه که واقعاً
به شدت متزلزل خواهد کرد بقای حکومتش
رو ولی از طرف دیگه آقای نتانیاهو هم
تاریخا نخواسته ولی شاید الان او کمی
بیشتر بخواد یعنی به این فکر بکنه که حالا
اینو ما واقعا نمیدونیم تمام قضیه
نتانیاهو رو ولی خب شاید فکر کنه برای
بقای خودش ی بتونه ایران رو وارد جنگ با
آمریکا بکنه دیگه یعنی قضیه این هستش شما
این درگیری بکشونیم و الان که اصلاحطلبان
و ایران که در ایران هی دارن میگن وارد
طله نتانیاهو نشیم وارد طله نتانیاهو نشیم
از این نظر میگن دیگه متوجه اون هستن که
به حال نتنیاهو میخواد ایران رو وارد جنگ
با آمریکا بکنه و من خوش به جبهه اصلاحات
همینو گفته بیانیه اش آقای مرشی گفت آقای
ظریف گفت اینها یعنی برخلاف اون به
اصطلاح چون سپاه و اینا که دارن حرف مخالف
اونو میزنن دیگه میگن ما حمله سخت
میکنیم با به هر شکل به نظر بنده ما الان
در خطر یک جنگ قرار داریم چون شما
میدونید حتی اگه تمام طرف اینم جنگ نخوان
پیش میاد کافیه که الان جمهوری اسلامی
دوباره یک حملهای بکنه حالا یا بر اثر
سوع م محاسبه یا بر اثر چیز دیگهای مثلاً
بزنه ۱۰۰ نفر اسرائیلی بکشه بعد اسرائیل
حمله بکنه بعد حزبالله حمله بکنه به حیفا
بعد اونا دوباره بیروت و بزنن یعنی احتمال
یک جنگ سراسر منطقهای که خطرش از اکتبر
بوده یکی نوشته بود مثلاً یکی میگفت ۵ به
نظر من ۵ نیست ولی خب همچنان احتمال شاید
۲۰ ۲۵ چنین چیزیه حالا این شرکتهای چ
مشاوره ریسک و ایناهم که ما گاهی اوقات
بهشون مشاوره میدیم اونا همیشه عدد دارن و
اینا مثلاً من در همون حدود میدونم ولی
این یه خطر خیلی جدیه برای ما و از یه طرف
کاری از بین من و شما که هیچ کاری از آقای
پزشکیان م برنمیاد یعنی نهایتاً این آقای
خامنهای که تصمیم میگیره و رهبری سپاهه
البته بین دو تا به نظر من فرق هست یی
تفکرات و ملاحظات خامنهای و رهبری سپاه
فرق
داره بخشهای مختلف رهبری سپاه دیگه اونم
یعنی یک دست نیست ولی به هر حال ما به نظر
من حداقل ما باید این حرف رو بیشتر جا
بندازیم چون من متأسفم الان میبینم حتی
چهرههای اصلاحطلب بعضی اینو نمیگن به طور
مشخص حالا نگرانشم هستن دیگه به حالت حیت
امنیتی داره که ما هیچ دلیلی نداره وارد
جنگ با اسرائیل بشیم و هیچ دلیلی نداره ما
خواهان نابودی ی کشور دیگه بشیم که عضو
سازمان مله و هیچ دلیلی نداره که ما حامی
این گروههای شبه نظامی باشیم چون از اون
طرف هی درآوردن که نه این عمق امنیتی
ایران است و اصلاً از زاویه ملی خب چه
خوبی داره که ما حامی یه سری گروه شبه
نظامی احزاب اپوزیسیون این کشور بعد هی
میگن شاه همین کارو میکرد کی شاه چنین
کارو میکرد شاه یک مثلاً حمایت از کردهای
عراق میکرد در یک مقطعی ولی با یه هدف
مشخصی که دفش این که نهایتاً به صلح رسید
با دولت صدام حسین و به عنوان یک یعنی
دولت با دولت مهم بود رابطشون شما نمیشه
که چون اینا اینجورین دیگه مثلاً بعضی از
این تحلیلگران امنیتی نزدیک به سپاه اینا
میگن نخیر این اتفاقاً خیلی زاویه
ملیگرایی ایرانیست و اینها که ما از
اینا حمایت میکنیم و این به ما لوریج
میده به قول انگلیسی و اینا در حالی که
نخر شما نمیشه که شما این تمام این بنیان
این ایدئولوژی انقلابی هست یعنی شما
حوثیها و حزبالله و اینها رو جمع کردی
به این علت که اعتقاد داری اینا قراره یک
نظم اسلامی فلان درست بکنن که اونم وجود
نخواهد آمد بنابراین به نظر من ما کسانی
که علاقهمند به ایران هستن و اینها باید
این قطرو استدلال رو پیش ببرن که ما هیچ
دلیلی نداره باد جنگ با اسرائیل بشیم ما
به عنوان یک دولت در منطقه باید عمل
بکنیم خواست خودمون پیش و در ضمن اینم یک
نکته مهم مربوط به همون هستش که خواست دو
دولت یعنی خواست اینکه دو دولت فلسطین و
اسرائیل در اونجا تشکیل بشه خواست تمام
جهانه موضع تمام جهانه یعنی تنها کسی که
این موزه رو نداره مثلاً یه دولت دیوانه
این رئیسجمهور تونسته که اونم کاری در
موردش نمیکنه که حالا حرفشو میزنه مگرنه
اتحادی عرب اینو میخواد دولت فلسطین
میخواد حتی چهرههای حماس چندین بار یک
چراغ سبزی نشون دادن به این قضیه و
بنابراین این رو ما باید کنار بگذاریم این
حرفهای خب به اصلاحطلبان که نباید شما
امیدوار باشی به خاطر اینک اصلاحطلبان
راجع به اعدام هم حرف نمیزنن راجع به به
اصطلاح حجابم صحت نمیکنن راجع به وتقی هم
صحبت نمیکنن راجع به زندانم صحبت نمیکنن
و در در حقیقت در چارچوب جمهوری اسلامی
عمل میکنن و فکر میکنم بعضی موقعها
اینجوریم شما همین بیانیه جبهه اصلاحاتو
ببینین اگه انصاف داشته باشین حالا اینکه
چقدر اولاً بی انصافی نکنی دیگه مثلاً
درجه اعدام خب صحبت میکنم بعضی موق اعدام
کی نه نه بله بله در اعدامهای خاصی
زندانیهای خاصی نه خانم آذر منصوری خانم
آذر منصوری که دبیر کل جبه اصلاحات اصلاً
از مذاکراتی که اون موقع بود با آقای
شمخانی به خاطر ادام کشید بیرون و حالا
الان من خاطرم نیست مثلاً سر این ادامه
اخیر گفتن یا نه بعضی مقا حرفایی میزنن ب
برخی چهره هاشون میزنن خودشونم در زنن
اینا ولی مثلاً شما بیانیه خود اتفاقا خود
بیانیه جبهه اصلاحات رو که ببینین به طور
خفیفی در اون حمایت از راهحل دو دولتی هست
چون دارن میگن که از اون وفاق ملی فلسطین
پشتیانی میکنی و کسان دیگری هم هستن که
در خفا و اینها میگن بله همون خفا دیگه نه
خفا که آقای آقای خاتمی اصلا فقه قبول
نداره ولایت فقیه قبول نداره اصلا اینا
منتها در خفا دیگه در خفا
ر نه ولی بعد سیاست کار علنی اس کار آشکار
کار خفا نیست ولی یه موقعی راجع به اصلاح
طلبا هم میتونیم صحبت ب بکنیم حال تکلیف
ایران اسرائیلی که روشن کردیم تکلیف اصلاح
طلبم روشن کنیم ولی خیلی ممنونم ازت آرش
جان خیلی ببخشید که من زیاد تو حرفت پریدم
برای اینکه دارین اختیار دارید خیلی م
استفاده کردیم واق امیدوارم که بازم این
وقتت هم صحبتی با همو داشته باشیم
امیدوارم در کارتم موفق باشی به هر حال به
عنوان یک استاد جوان علوم سیاسی و تاریخ
باعث افتخار هستی برای من و برای همه
ایرانیها لست قربانت تا یه نوبت دیگه زنده
باشی م