سلام بر دوستان
گرامی سپاسگزارم از همه دوستان برای اینکه
به من
پیوستید و امیدوارم که
در لحظات آینده
بتونیم از وقت
برای بیان نکتههای سودمند استفاده کنیم
بله
دوستان من رو میبینند
آیا صدای منو میشنون تصویر منو
میبینن دوستی نوشته که چرا شروع نمیشه من
نمیدونم که
الان من دیده میشم یا نه اگر دوستان
میبینن لطفاً خبر
بدن بسیار خب
بسیار
خوب ممنونم آقای آریا دوستان گرامی
سپاسگزارم آقای بهروز آقای سعید قاسمی
سلام بر شما آقای ایمان
[موسیقی]
رضایی خانم ویدا
کریمی آقای شجاعی سلام عرض میکنم سلام بر
همه
دوستان من یک توضیحی رو در ابتدا بدم راجع
به این
به اصطلاح کانال تلگرامی اولا داستانشو
خیلی خلاصه عرض میکنم قبل از اینکه وارد
بحث بشیم من الان ه تقریبا ه نه ماه هست
که از واشینگتن انستیتوت بیرون آمدم و در
حقیقت بیکار هستم
و پیشنهاد دوستان تصمیم گرفتیم که یک
کانال یوتیوب درست بکنیم که هم ارتباط من
با دوستان خیلی مرتبتر و منظمتر بشه و
هم اینکه من بتونم از درآمدی که در حقیقت
از یوتیوب کسب میکنم بتونم در حقیقت
بیشتر در یعنی این کاری که انجام میدمو
انجام بدم ما یک کانال این کانالو درست
کردیم حدود هت ه ماه پیش ولی
با به اصطلاح یوتیوب دچار مشکلات زیادی
شدیم از جمله
اینکه بخش عظیمی از اون که از من به
اصطلاح ویدیوهایی که
هست در کانالهای دیگه استفاده شده و ما
در حقیقت نمیدونستیم خیلی از اینها که قبل
از اینکه ما بگذریم در اینجا کانالهای
دیگه استفاده میکنن و این باعث شد که
یوتیوب اجازه به اصطلاح مون تیز کردن یا
درآمدزایی رو به ما نده ما مجبور شدیم یک
کانال دیگه درست کنیم اون کانالم باز با
مشکل مواجه شد و در نتیجه الان من در این
کانال در حقیقت این کانال اول هست از این
به بعد من قرار بر این هست که برنامه های
لایو رو در این کانال قرار بدیم و برنامه
هایی که لایو نیستن و ضبط شدن در کانال
دیگه اون کانال به
اصطلاح دیگری که قبلا درش برنامه لایو
میگذاشتیم بنابراین من خیلی از دوستان
سپاسگزار خواهم شد که حمایت مالی بکنن و
با عضویت در این کانال و به من کمک بکنن
که من بتونم بیشتر در خدمت شما باشم و من
تصمیمم این هست که بیشتر از این کارها
بکنم یعنی بیشتر
برنامههای گفتار و درس گفتار و اینها
داشته باشم در موقعیت کنونی و این نیازمند
این هست که من بتونم از نظر مالی به هر
حال خودم رو اداره بکنم و این کانال برای
من این فرصت رو ایجاد میکنه و امیدوارم که
بشه با حمایت شما این این کار رو پیش
برد این نکته اس که من عذرخواهی کنم به
خاطر این به اصطلاح چون در توییترم پرسیده
بودن که چرا از این کانال به این کانال
شدید این توضیح باید میدادم که هم
عذرخواهی باشه و هم در حقیقت توضیح فلسفه
این کانال و شرایط کنونی
خب در این جلسه ما
نیازمند من الان در ایران اینترنشنال
مصاحبه میکردم راجع به اعدام آقای
رسایی و بحث بر سر اینکه چرا جمهوری
اسلامی این کارو انجام میده و توضیح دادم
که در جمهوری اسلامی قدرت به چه معنا هست
بعد فکر کردم که
شاید این نکتهای که قانون و دستگاه قضایی
در نظامهای تمامیت خواه مثل جمهوری
اسلامی به چه معنایی هستن و چه کارکردی
دارن شاید این نیاز مند توضیح خیلی بیشتر
باشه و به این دلیل این برنامه
رو
گذاشتم
ببینید مدرنیته مدرنیته سیاسی و
دموکراسی اصلش در مورد آزادیست یعنی هدف
سیاست و
هدف به اصطلاح دموکراسی تأمین آزادی
انسانهاست آزادی شهروندان هست و آزادی
چیزی نیست جز حکومت قانون یعنی شما وقتی
که قانون داشته باشید امکان آزادی فراهم
میاد ما چرا قانون نیاز داریم چرا به
قانون محتاج هستیم چرا قانون انقدر مهمه
چون تنها قانون هست که میتواند آزادی ما
رو تضمین بکنه اگر قانون وجود نداشته باشه
آزادی هم وجود نخواهد داشت بنابراین از
ابتدای مشروطه آرمان اصلی مشروطه هم حکومت
قانون بود حکومت قانون درست و به این دلیل
که تنها با قانون ممکن میشه که
شما بتونید آزادیهای شهروندان
رو به اصطلاح حفاظت بکنید پاسداری بکنید و
اجازه بدید که انسانها به
حقوق خودشون دست پیدا بکنن حقوق انسانی و
حقوق شهروندی خودشون
خب این
آرمان حکومت
قانون در
زمان به اصطلاح دولت سلطنت قاجار نتوانست
تحقق پیدا بکنه این رضا شاه پهلوی بود که
با تأسیس دولت مدرن در
ایران نهاد دادگستری رو در حقیقت تاسیس
کرد کار بسیار بسیار مهمی بود تأسیس
دادگستری و کسانی که در در تأسیس دادگستری
در تدوین نظام حقوقی مدرن در ایران سهم
داشتن انسانهای بسیار برجستهی بودن
انسانهایی بودن که خیلی هم دلسوز بودن هم
ایران دوست بودن و هم درک خیلی خوبی داشتن
از قانون از سنت به اصطلاح قانونی و فقهی
در ایران و در نسبت به زمان خودشون از
برجستگان بودن و حالا ممکنه که ما امروزه
متفاوت از اونها فکر بکنیم که اینطورم هست
ولی در زمان خودشون در افق تاریخی روزگار
خودشون برجسته تر از اونها وجود نداشت
برای این کار و این نهاد قانون نهاد
دادگستری تأسیس
شد یک تفاوت مهمی بین فقه و حقوق
وجود داره که باید یعنی تفاوتهای بسیار
وجود داره ولی به چند نکتش من اشاره
میکنم برای اینکه بدونید که چجوری ما از
اون نظام فقهی آمدیم به نظام به اصطلاح
حقوقی فقه ربطی به حقوق نداره درسته که ما
در جریان
تدوین نظام حقوقی ما در حقیقت فقه رو
تقنین کردیم به اصطلاح میگن کدی فای کردن
کدی فیکیشن ما فقه رو تبدیل کردیم به
قانون ولی فقه غیر از قانون و غیر از حقوق
هست فق مجموعه از فتاوا است و هر کسی شما
یعنی اگر اولاً که هر کسی میتونه مجتهد
بشه هیچ چیزی وجود نداره هیچ محدودیتی
وجود نداره و هر کس که مجتهد بشه واجب هست
که بر بر فتوای خودش عمل بکنه طبق فتوای
خودش عمل بکنه و فتوای خودش
هیچ لزومی نداره که یعنی لزوماً باید
فتوای او باشه که در بسیاری از مواقع
متفاوت هست با فتواهای دیگران بنابراین
هیچ وحدت رویهای وجود نداره هیچ چیز
یکسان و همسانی وجود نداره من اگر مجتهد
هستم و طبق فتوای خودم عمل
میکنم هیچکس نمیتونه من رو مجبور بکنه
طبق فتوای دیگران عمل بکنه من حرامه که
تقلید بکنم مجتهد حرامه که تقلید بکنه ولی
وقتی ما از حقوق حرف میزنیم از یک نظام
قانونی واحدی حرف میزنیم که همه در پیش
اولاً یکسانه یعنی وقتی که مثلاً میگیم
که جرم جرائم را راهنمایی و رانندگی در
همه جا یکسانه برای همه هم یکسانه یعنی
همه در پیشگاه قانون برابرن و یک قانون بر
همه به اصطلاح
[موسیقی]
اعمال میشه نه قوانین متفاوت نه هیچگونه
به
اصطلاح عنصر دلبخواهی یا هیچ امر دیگری
نمیتونه قانون رو در موارد مختلف متفاوت
بکنه یک قانون در همه موارد برای همه حاکم
هست و بعد اعمال قانون هم به دست یک نهاد
هست نه به دست یک فرد ب ما در
فقه برای بسیاری از اجرای بسیاری از احکام
ما نیاز به یک مجتهد حاکم شرع داریم ولی
یعنی فرد مهمه و این باعث میشه که در خیلی
از
موارد
یعنی قانون رو هر کسی نمی یک نهادی نیست
که اعمال بکنه بلکه یک فرده که اعمال
میکنه به همین دلیلم هست که قاضی یه سری
ویژگیهای خاصی داشته باشه عادل باشه
نمیدونم ال باشه بل باشه مجتهد م باید
باشه
و مثلا فرض بکنید
در احکام تعذیر و اینها حتما باید مجتهد
باشه حالا طبق فتوای چیز ما مثلاً خیلی از
نهادها رو در اسلام نداریم مثلا نهاد
زندان نداریم زندان خیلی داستانش فرق
میکنه ما نهاد وکالت نداریم در اسلام چیزی
به نام وکیل یا لوگر اصلا معنی نداره بعد
نهاد قضاوت نداریم و به همین دلیل هست که
قاضی بسته به اینکه اگر شرایط قضاوت داشته
باشه مثلاً علم قاضی خودش حجت هست یعنی
اگر قاضی دیده باشه یک نفر یه نفر دیگه رو
کشته دیگه نیازی به طبق خیلی از نظر
بسیاری از فقها نیازی به شاهد و مدرک و
اینها نداره در حالی که در در حقوق مدرن
چنین نیست بنابراین ما چیزی به نام حقوق
نداشتیم علم حقوق یا نهادهای حقوقی
نداشتیم ما فقه داشتیم و نهاد فقه و
داستان خیلی متفاوت بود ولی در
زمان پهلوی دوران پهلوی سعی شد که ما این
گزار از فق به قانون رو انجام بدیم تا یک
اندازه زیادی هم موفق بود یعنی به رغم
اینکه خب ما در دوران پهلوی چه پهلوی اول
چه پهلوی دوم ما یک حکومت استبدادی داشتیم
ولی نهاد قانون در ایران تأسیس شد قوانین
بسیار خوب نظام حقوقی تأسیس شد این کار
خیلی بزرگی بود و قوانین بسیار خوبی هم
تأسیس شد و این روند میتونست ادامه پیدا
بکنه و مدام اصلاح بشه و ما توانستیم در
دانشگاههای خودمون
حقوقدانهای برجستهی تربیت بکنیم قاضیهای
برجستهی تربیت بکنیم قاضی هایی که هم از
نظر دانش حقوقی و هم از نظر شرافت
اخلاقی زبانزد بودند و دوران دادگستری در
زمان پهلوی با تمام نقائص و اشکالاتی که
داشت به هر حال دوران بسیار درخشانی اس و
کار بسیار مهمی رو انجام
دادن منتها ما وقتی گذر میکنیم به جمهوری
اسلامی جمهوری اسلامی یک نظام توتالیتر
هست نظام توتالیتر یعنی نظام تمامیت خواه
نظامی که من بارها صحبت کردم راجع به این
نوع نظامها که با نظامهای
استبدادی سنتی مثل پادشاهی فرق میکنن یکی
از مهمترین فرق ها در همین مسئله قانون
هست یعنی که در نظامهای مثل جمهوری
لامی چیزی به نام بی قانونی وجود نداره بی
قانونی ما نداریم یعنی نظامهایی نیستن که
درش قانون غایب باشه بعکس قانون وجود داره
اما معنای قانون و کارکرد قانون درش
متفاوت هست اگر در
دموکراسی ما دموکراسی رو توصیف میکنیم به
ح نظامی
که حکومت قانون
درش برقرار هست در نظامهای توتالیتر
حکومت با
قانون انجام میشه یعنی چی یعنی قانون یک
ابزاریست برای حکومت کردن نه اینکه حکومت
قانون یک هدف باشه یعنی قانون حاکم نیست
بلکه حاکم قدرت خودش رو با ابزار به
اصطلاح ابزار قرار دادن قانون اعمال میکنه
قانون یک ابزاریست برای حکومت کرد کردن
نه ابزاری برای احقاق حق و برقراری عدالت
بنابراین ماهیت قانون قانون ستیزانه است
آقای خمینی وقتی که تئوری ولایت فقیه رو
مطرح
کرد ایش این بود که شریعت یا فقه بهترین
قانونه چون بهترین قانون هست بنابراین ما
نیازی نداریم به قوانین غربی و باید شریعت
اعمال بشه شریعت اجرا بشه اجرای شریعت
مهمترین عنصر یا
مهمترین به
اصطلاح
بخش مهمترین ستون ایدئولوژی اسلامی هست
اجرای شریعت خب آقای خمینی میگفت اگر
قانون داریم که این قانون قانون شرع فقه
باید اجرا بشه یعنی قوه قضاییه باید بر
اساس قانون
[موسیقی]
شرع به
اصطلاح اجرا اجرا کن قانون رو اجرا بکنه
اعمال بکنه و اگر قانونگذاری یعنی قوه
مقننه و قوه قضاییه اگر قرار اسلامی بشه
چه کسی میتونه بهترین کسی هست که این
قانون رو اجرا بکنه قانون شر رو اون کسی
که متخصص قانون شر متخصص قانون شرک فقیه
بنابراین برای اینکه فقه اعمال بشه نیاز
هست به ولایت فقیه این تئوری آقای خمینی
بود ی ایده آقای خمینی بود که پیش از
انقلاب مطرح کرد
خب وقتی که انقلاب شد آقای خمینی متوجه شد
که فقه به هیچ وجه قادر به اداره کشور
نیست و در نتیجه ایشون مجبور بود که همش
هرچه احکامی رو که قبلاً خودش فتوایی که
صادر کرده بود اون فتوا رو نقض کنه مثلاً
آقای خمینی در کتاب کشف الاسرار که سال
۱۳۲۳ نوشته در اونجا تصریح میکنه که هیچ
فقیهی مخالف سلطنت نیست و مخالفت با سلطنت
یا براندازی سلطنت خلاف اسلامه یعنی همون
کسی که یک انقلاب کرد و سلطنت و برانداخت
او ۵۰ سال پیشش نه ۲۳ تا ۵۷ چقدر میشه آره
تقریباً حدود ۲۵ سال پیشش معتقد بود که
هرگونه عملی برای تضعیف سلطنت خلاف اسلام
هست بعد شما همه بیا میدونید دیگه فتوای
ایشون دراره درباره حرمت شرکت زنان در
انتخابات خب بعد از جمهوری اسلامی بعد از
انقلاب ایشون گفت شرکت در انتخابات بر زن
و مرد واجب است ایشون همه چیز رو شروع کرد
به واج حتی من یادم هست که روی قبضهای آب
و برق مینوشتن که پرداخت قبض واجب است یان
به اصطلاح عمل به قوانین راهنمایی و
رانندگی واجب است ایشون دید که آره با فق
نمیشه اداره کرد از مسئله تشریح در دانشگه
دانشگاههای پزشکی ما دانشکدهی پزشکی ما
دچار مشکل بودن برای تشریح برای به اصطلاح
جسد مرده که خب نمیشد جسد مسلمان رو به
اصطلاح تشریح کرد و در یک داستان مفصلی
داره همین طور خیلی چیزا موسیقی حضور زن
در سینما در رادیو در تلویزیون همین خانم
افسانه بایگان که اخیراً متهم شده ایشون
یک سریالی بازی میکرد
در دهه ۶۰ اوایل دهه ۶۰ ب نام سربه داران
و خب خیلی از فقها و اینا خیلی فشار آورده
بودن که خانم افسانه وایگان یک آرایشی
داره در
اون به اصطلاح سریال که این حرام و اینجور
حضور ایشون در این تلویزیون حرام و این
حرفا آقای خمینی شخصاً فیلم سرب سریال
سربداران دید و شخصاً در مورد خود خانم
افسانه بایگان گفت که ایشون به این صورت
اصلاً حرام نیست و ایشون میتونه بازی بکنه
و ایشون به اصطلاح مجوزش رو صاده کرد خود
آقای خمینی
و خلاصه آقای خمینی دید که نمیشه با این
فقه جامعه رو اداره کرد ایشون چون تئوری
مصلحت نظام رو مطرح کرد که اگر مصلحت نظام
اولاً مصلحت نظام برای آقای خمینی اسلام
یعنی حکومت اسلامی و حکومت اسلامی یعنی
شخص حاکم و حفظ نظام یعنی حفظ حکومت به
تشخیص خود حاکم
بالاترین واجب شرعی اس یعنی هیچ واجبی
بالاتر از حفظ خود نظام نیست در
نتیجه یک آقایی بود به نام آقای احمد آذری
قمی که یکی
از فقها بود و اینها ایشون بعد از اینکه
آقای خامنهای رهبر شد انقدر در مسیر
ولایت فقیه ایشون راه مبالغه رو پیمود که
در
روزنامه رسالت یک مطلبی نوشت و گفت که ولی
فقیه میتواند حتی توحید رو هم تعطیل بکنه
یعنی در این حد و اون موقع آقای بازرگان
یک نامه سرگشاده نوشت به ایشون و
خیلی یک نقد
خیلی سریح و گزنی کرد از این دیدگاه به هر
حال آقای خمینی معتقد بود که برای حفظ
نظام امام زمانم میشه کشت امام زمانم میشه
جان امام زمانم ارزش نداره برای حفظ نظام
شما میتونید شراب بخورید برای حفظ نظام
شما میتون دروغ بگید نمیتونید واجبه آقای
خمینی گفت برای حفظ نظام واجب است که دروغ
بگویید واجب است که شراب بخورید
آقای خمینی در اون نامهی که به آقای
خامنهای
نوشت در حقیقت علیه آقای خامنهای علیه
دیدگاهش در مورد ولایت فقیه گفت که حکومت
اسلامی میتواند قراردادهایی رو که با
مردم بسته به طور یک طرفه فسخ بکنه
میتونه و پایین آخر نامه نوشت و بالاتر
از این مسائلی اس که مزاحمت نمیکنم یعنی
آقای خمینی معتقد بود که حکومت اسلامی هر
کاری رو که لازم باشه انجام میتونه بده و
هیچ محدودیت قانونی و شرعی وجود نداره در
نتیجه قوه قضاییه در جمهوری اسلامی نهاد
اجرای قانون یا اجرای عدالت نیست بلکه
بازوی به اصطلاح قانونی یا ابزار قانونی
برای حاکمیت مطلق فقیه هست برای اینکه
حاکم
حکومت هر کاری که دلش میخواد انجام بده با
نهاد قانونی در حقیقت توجیه میشه یک نکته
مهم این هست که در جمهوری اسلامی از
ابتدا این شیوه نظامهای توتالیتر هست بحث
بر این سر این نبوده که قانون چیه و ما
قانونو اعمال بکنیم یا فقه چی میگه که ما
اون فقه رو اجرا بکنیم اینها اول تصمیم
میگرفتن چه بکنن بعد سعی میکردن توجیه
فقهی شو پیدا بکنن یعنی در حقیقت فقه مثل
یک دستگاه کلاه شرعی سزی ساخت تولید کلاه
شرعیه فق یک کارخونه تولید انبوه کلاه
شهری برای حکومت هست قوه قضایی هم همین
طوره هر کاری که حکومت میخواد بکنه این
کار رو بهش وجاهت قانونی میده بنابراین
قانون هست اما قانون برا برای
توجیه قدرت مطلقه حکومت هست نه برای اجرای
عدالت و
احقاق در نتیجه به قول یکی از دوستان ما
میگفت که در ایران تنها حکومتی اس که به
جای اینکه حکومت از مردم بخواد طبق قانون
عمل کنن این مردان که از حکومت بخوان طبق
قانون عمل بکنن بنابراین اصلاً شما نباید
قوه قضاییه رو و قانون رو در جمهوری
اسلامی مقایسش بکنید با حکومتهای دیگه و
رژیمهای دیگه حتی رژیمهای استبدادی این
بسیار اشتباهه که در رسانهها ما میبینیم
که وکلا یا به اصطلاح حقوقدانان میان و
راجع به رفتار جمهوری اسلامی از نظر حقوقی
بحث میکنن که بله نمیدونم طبق فلان ماده
این اشتباهه یا مثلاً همین آقای رسایی رو
که اعدام اعدام کردن امروز از نظر پروندش
مشکل حقوقی وجود داشته اصلاً اینها
اعدامها بر اساس مبانی حقوقی نیست شما در
یک یک نظامی هستید که اعدام براش یک
شیوهای از حکومتداری نه یک مجازات کیفری
بنابراین اصلاً براش مهم نیست وقتی که
آقای خمینی میگه که شما برای حفظ نظام
باید آدم بکشید بعد باید نمیدونم آقای
خمینی میگه که حتی این عین جمله آقای
خمینی برای حفظ چیز برای حفظ نظام دماء
مسلمین یعنی خون مسلمانها هم هیچ ارزشی
نداره در برابر حفظ نظام یعنی شما برای
حفظ نظام میتونید خون مسلمانان بیگناه رو
هم بکشید چه برسه به اینکه به قتلهای
سیاسی دست بزنید بنابراین اصلاً نباید
هیچگونه
به
اصطلاح نگاه حقوقی به دستگاه قضایی جمهوری
اسلامی داشت و اون رو یک نهاد قانون مثل
نهادهای قانونی دیگه
پنداشت این نهاد درست شده فقط و فقط برای
اعمال قدرت در
قدرت وقتی که میگیم قدرت در نظامهای به
اصطلاح تمامیت خواه مفهوم قدرت متفاوت هست
با مفهوم قدرت در نظامهای دیگر در
نظامهای دیگر وقتی میگیم قدرت میگیم
آمریکا یک اب قدرته مثلا قطر یک قدرت
اقتصادی است
نمیدونم امارات یک قدرت منطقهای اس
عربستان مثلا یک قدرت هست ترکیه یک قدرت
هست ما صحبت میکنیم از بخش عظیمی از از
توانایی این
م دولتها ی کشورها در ساختن در داشتن
اقتصاد پیشرفته در داشتن روابط و مناسبات
بسیار باثبات و استراتژیک با دنیا اما در
نظامهای مثل جمهوری اسلامی قدرت یعنی
قدرت ویرانگری قدرت نابود کردن وقتی میگیم
ایران یک قدرت منطقهای اس یعنی چی قدرت
منطقهی یعنی میتونه بزنه اسرائیل نابود
کنه ن فلان جا رو موشک بزنه اونجا رو فلان
کنه بمب بسازه نمیدونم وقتی شما در
جمهوری اسلامی از قدرت حرف میزنین یعنی
قدرت کشتن قدرت ویران کردن قدرت زندان
کردن قدرت سلب آزادیهای عمومی وقتی که
مثلاً فرض کنید اعتراضهای عمومی شکل
میگیره جمهوری اسلامی میگه ما قدرت داریم
قدرت داریم یعنی قدرت داریم بزنیم بکشیم
نابود کنیم از بین ببریم بنابراین در
نظامهای توتالیتر قدرت همیشه قدرت
ویرانگری است قدرت نابودسازی اس قدرت
کشتنه قدرت از از بیان بردن یک قدرت به
مفهوم نیهیلیست ست یعنی نیست کردن توانایی
جمهوری اسلامی برای نابودیست که به او
قدرت میده جمهوری اسلامی نه قدرت اقتصادی
داره نه قدرت فرهنگی داره نه قدرت معنوی
داره نه قدرت مذهبی داره بلکه اونچه که
میگه قدرت و آقای خامنهای هم بهش مینازه
در حقیقت قدرت سرنیزه است و نهاد قانون
برای نابود کردن به کار میره برای نقض
قانون به کار میره ال اگر ما اقتصادمان
خرابه اگر
اقتصادمان اگر اقتصادمان بیماره به دلیل
اینکه قانون وجود نداره قانون اعمال نمیشه
قانون زیر پا گذاشته میشه قانون به صورت
سیستماتیک نقض میشه نه اتفاقی در کشورهای
مختلف دنیا دزدی هست نمیدونم نقض قانون
هست ولی نقض سیستماتیک قانون همون چیزی که
آقای خامنهای
در پاسخ به افکار عمومی گفت کشش ندید یعنی
کاری به کار نقض قانون نداشته باشید هر
کاری که من میگم اون عین قانون هست و عین
مصلحت نظام من یکی دو تا از پرسشها
رو نظام حقوقی ایران با نظام حقوقی
حکومتهای توتالیتر دیگر متفاوت است نه
نیست اصلاً نه از ویژگی ویژگی نظامهای
توتالیتر
همینست گفتن آقای آذری قمی در آخر پشیمون
شد بله نه مبارزه نکرد علیه حکومت ولی
پشیمون شد بله آقای
کدیور آقای
کدیور راجع به آقای آذری مفصل نوشته اگر
اون نوشته ایشون رو
بخونید آقای خلجی ماجرا را از یک سمت
میبینید بله ب شماهم همین طور به همین
دلیل نیاز داریم گفتگو کنیم که از سمتهای
متفاوت چیز کن این حرفهای من رو زبان
انگلیسی در واشینگتن تو شنیدیم
بله بله بسیار خوب سپاسگزارم از دوستان
گرامی و تا فرصت
دیگر برای شما روز و روزگاری خوش آرزو
میکنم تا بعد