ما اصلا نمیتوانیم به گذشته بازگردیم

یک نکته خیلی مهم رو من عرض بکنم و اون اینه که در سیاست زبان یک امریست که از خود سیاست ناگسستنیست یعنی سیاست همون زبان سیاسیه و مخصوصاً وقتی که ما راجع به نوشتار تاریخی صحبت می‌کنیم یعنی مثلاً اسناد تاریخی نوشتار تاریخی خود این نوشترا خودشون یک رویداد سیاسین مثلاً فرض کنید همین فرمان مشروطیت خود این فرمان یه نوشتهست یه تکسته ولی این خودش یک به اصطلاح ایونت هم هست یعنی یک رخداد سیاسیست بنابراین در عالم سیاست وقتی صحبت میکنیم رابطه سیاست و زبان از هم ناگسستنیست و از اون طرف تاریخ سیاست در حقیقت تاریخ زبان سیاسی هم هست. بنابراین ما وقتی که از تاریخ سیاسی صحبت می‌کنیم از تاریخ زبان سیاسی صحبت می‌کنیم. چون تاریخ چیزی جز زبان نیست دیگه. تاریخ چیزی جز زبان نیست. همه اونچه که شما میگید تاریخ زبانه در حقیقت. بنابراین خیلی مهم هست که ما بتونیم تاریخ کلمات تاریخ مفاهیم رو بنویسیم. ما در ایران تا نتونیم تاریخ آزادی رو بنویسیم. تاریخ خود سیاست کلمه سیاستو در نظر بگیرید. کلمه سیاست اصلاً به اون شکلی که ما فکر می‌کنیم کلمه ساده‌ای نیست در یعنی در فرهنگ ما حالا چه در آثار فارسی چه در آثار عربی انقدر معانی پیچیده‌ای داره اینطور نیست که مثلاً یه عده‌ای رفتن نوشتن که بله سیاست در فارسی به معنای تمری کردن است از این مزخرفات نه سیاست در فرهنگ ما بسیار بسیار مفهوم پیچیده‌ایست یعنی بستگی به این داره که در چه دوره‌ای در چه متنی در کجا به کار رفته باشه معناش فرق می‌کنه مثلاً سیاست سیاستی که ابن سینا ازش حرف می‌زنه، سیاستی که حتی ملا صدرا ازش حرف می‌زنه، با سیاستی که غزالی ازش حرف می‌زنه، با سیاستی که خواجه نظامک ازش حرف می‌زنه، با سیاستی که سعدی ازش حرف زن، اینا خیلی با همدیگه متفاوتن و ما تا نتونیم تاریخ اینا رو بنویسیم نمی‌تونیم تاریخ عصر حاضررو بنویسیم. یعنی ما وقتی تاریخ معاصرو می‌نویسیم توجه داشته باشیم که مسائل تاریخ معاصر هیچ‌کدوم معاصر نیستن و به هیچ وجه نمیشه تاریخ معاصررو نوشت بدون اینکه ما به مسائل جدی و بنیادیمون که تاریخ بلندتری دارن توجه بکنه. بنابراین مفهوم سیاست، مفهوم حکومت، مفهوم رعیت، مفهوم به اصطلاح اطاعت اینا مفاهیم خیلی مهمی هستن. مفهوم بیعت این‌ها رو همین مفهوم امت مفهوم و مفاهیم اینچنینی اینا مفاهیم بنیادی هستن که اگر ما تاریخ این مفاهیمو نداشته باشیم اصلاً تاریخی ما بیخوده یعنی تاریخنگاری ما بیمعناست به همین دلم هست که ما میاریم از توی به اصطلاح ترجمه‌ها ترجمه میکنیم آثار غربی رو یا میخونیم آثار غربی رو بعد میخوایم معادلشو اینجا بسازیم مثلاً می‌بینیم که در انقلاب فرانسه چی چی مهم بوده میایم اینجا ببینیم همونو دربیاریم از توش خب این خیلی وحشتناکه و وحشتناکیش به این نیست که اتفاق افتاده و اون به اصطلاح این نوع تاریخنگاری که تاکنون انجام شده مشکلی نیست که تا حالا اشتباه بوده مشکل این که ما برای این اشتباه داریم تداوم می‌بخشیم یعنی داریم اشتباهاتی رو میکنیم که ۱۰ سال پیش به اصطلاح پیشگامان تاریخنگاری ما انجام میدن بنابراین باید ببینیم این مفاهیم چگونه است در وقتی که برمی‌گردیم به مسئله قانون اساسی و به اصطلاح قانون اساسی هم یه متنه دیگه یک زبان قانون اساسی چیزی نیست جز و در نتیجه شما وقتی بحث میکنیم راجع به قانون اساسی که حالا در مشروطه بزرگترین دستاوردش همین قانون اساسی بود هر کدوم از کلماتی که در این قانون اساسی به به کار رفته این‌ها همه تاریخ دارن یعنی حتی کلمه ایران که در این تاریخ به اصطلاح در این متن به کار رفته از ایران و از دین و شریعت و نمی‌دونم خود کلمه قانون اساسی خود کلمه قانون اساسی در زبان فارسی هم تاریخ داره یعنی زمانی که در دوران مشروطه از قانون اساسی حرف می‌زدن تلقیشون از قانون اساسی با اونچه که ما امروزه میگیم طبیعتاً متفاوت هست این مربوط به ما نیست مربوط به ماهیت زندگی بشریست که تاریخیه زندگی بشر تاریخیست زندگی جامعه تاریخیست و زبانیست این به اصطلاح هیستوریکال ترن و لینگویستیک ترن یعنی چرخش زبانی و چرخش تاریخی هنوز در تاریخنگ نگاری ما وارد نشده یا انواع اقسام انقلاب‌های علمی که خیلی مهم هستن یکی از حالا من برای اینکه که مثال بزنم از برای کسایی که دوست دارن این بحث رو دنبال بکنن یکی از کتاب حالا به هر حال منبعی که در این زمینه هست مربوط به تاریخ مربوط به قانون اساسی آمریکا هست ولی خیلی کمک میکنه به ما که بفهمیم یعنی چی این تحول مفاهیم اسمش هست کانسپتال چ کتشن این به ویراستار یکی از مهمترین به اصطلاح دانشمندان تاریخنگاری هست ترنسبال این کتاب خیلی کتاب مهمیه و حالا من یه تکهشو بهش اگر فرصت شد اشاره میکنم و راجع بهش اگر فرصت شه صحبت میکنیم ولی اینکه تمام این مفاهیم تاریخ دارن اونوقت موجب میشه که ما دیگه نگیم ما میخوایم برگردیم به مشروطه به چیزی نمیشه برگشت اگه شما چیزی اگر جهان انسانی رو تاریخی ببینیم این اونوقت متوجه میشین که نمیشه به چیزی برگشت در گذشته در حقیقت زمان ایرورسیبل و بازگشت ناپذیره