اهمیت طنز و خنده در فلسفه‌ی اجتماعی کانت. نقش طنز در ساختن جهان مشترک

خب یک نکته خیلی مهم همون که در ابتدا گفتم که کانت فیلسوف فیلسوف اجتماعیست فیلسوف جامعه است و فیلسوف ارتباط هست فیلسوف کامونیکیشن هست طنز برای کانت همیشه یه ماهیت اجتماعی داره یعنی وقتی که برا وقتی که خنده چی چه موقعیت خنده همیشه با دیگران شما می‌خندید و برای دیگران شما جوک تعریف می‌کنید. شما در جمع می‌خندید. بنابراین خنده به مثابع به مسئله کامیکبلیتی یعنی ارتباط پذیری مربوط میشه به سوشابیلیتی و جامعه پذیری مربوط میشه به مسئله کامن سنس مربوط میشه سنسوس کاموس کامونیست و یا حس مشترک در حقیقت خنده یکی از جلوه‌های حس مشترک هست وقتی که ما یک یه جوک خوب یه جوک خنده دار چه جوکیه؟ جوکیه که همه با هم بخندن دیگه اگه من یه جوکی تعریف کنم که هیچکس نخنده خودم فقط بخندم این جوک شکست خورده این شوخی شکست خورده بنابراین تن زمانی موفقه که یک درک مشترکی وجود داشته باشه ی کامن سنسی وجود داشته باشه یعنی اشتراک ذهنی وجود داشته باشه من و شما یک درک مشترکی از چیزا وجود در ذهنمون باشه بنابراین به اون جوک می‌خندیم خب خب کانت تو کتاب انسانشناسی خودش به همین بحث شام که می‌پردازه میگه که همون طور که گفتم طنز گفت میگه که گفتگوی سر میز شام باید با شوخی تمام بشه با یک حس لطیف و سبک در همون کتاب انسانشناسی کانت میگه طنز دوستی رو تقویت می‌کنه و خنده خب ۳ مرحله گفتم دیگه یه مرحله اینکه شما وقتی که می‌شینید با همدیگه اول میگید چه خبر اوضاع احوال چطوره نمی‌دونم اخبار چه می‌دونید ایناهم بعد وارد بحث جدی میشین با همدیگه هرکس نظری میده راجع به یه مسئله جدی و بعد مرحله سوم خندهست چرا مرحله سوم خندهست به خاطر اینکه خنده تنش‌های اون بحثو از بین می‌بره یعنی شما در بحث جدی خب خیلی تنش ایجاد میشه و آدم خیلی با حرام حرارت از یه چیزی داره دفاع می‌کنه یا داره حمله می‌کنه به یه چیزی و تقابل در حقیقت بین آدما ایجاد میشه اما اون مرحله آخر که مرحله خندهست در حقیقت تنش‌های بحث از بین میره در حقیقت برای کانت خنده فقط یک مسئله روانشناختی نیست بلکه یه بخشیست از پروژه تمدنسازی در حقیقت یا تمدنیابی در فلسفه کان جامعه آزاد نیازمند شهروندانیست که بتونن با همدیگه حرف بزنن بتونن در با وجود داشتن اختلافات و تفاوت‌ها با هم حرف بزنن و در نهایت با هم بخندن بنابراین خنده از نظر کانت نشانه‌ایست از توانایی انسان برای مشارکت در یک جهان مشترک و از این جهت طنز اهمیت سیاسی پیدا می‌کنه. بنابراین خنده نزد کانت صرفاً واکنش به یک شوخی نیست بلکه تجربه‌ایست که در اون انسان‌ها از طریق بازی مشترک تخیل و فهم عضویت خودشون رو در یک جهان مشترک آشکار می‌کنن. بنابراین طنز در اندیشه کانت یک پلیس بین استتیک زیباییشناسی و فلسفه اجتماعی همون طوری که قضاوت استتیک قضاوت زیباشنا شما چه زمانی می‌تونید بگید این زیباست؟ زمانی که دیگرانم بتونن بگن این زیباست. شما نمی‌تونید یک تابلو رو زیبا بدونین هیچ‌کس زیبا ندونه. بنابراین زیباانستن درک زیبایی نیاز به کامن سنس داره. یعنی یک درک مشترک باید وجود داشته باشه که ما بگیم این تابلو زیباست. پس همون طوری که در قضاوت استتیک شما نیازمند به اصطلاح یک اعتبار همگانی هستین. یعنی یک قضاوت استتیک زمانی معتبر معتبره که برای همگان معتبر باشه. بنابراین خنده هم در پی اون هست که دیگران رو در یک تجربه مشترکی شریک بکنه بنا یک جوکم خنده دار نیست مگر اینکه برای همه خنده دار باشه برا درست مثل یک اثر به اصطلاح هنری که زیبا نیست مگر اینکه برای همه زیبا باشه به همین دلیل فهم نظریه خنده کانت ما رو به قلب مفاهیمی مثل کامن سنس فهم مشترک درک مشترک و معاشرت و در نهایت ایده روشنگری در کانت رهنمون میشه.