نکته بعد
اینه که من درباره مسئله جانشینی چندین
مطلب مفصل به انگلیسی نوشتم و همه در
واشنگتن اینستیتیوت هست وب سایتش مطالب در
طی سالها مطالب مفصل یعنی از سال ۲۰۵
تا دو سه سال پیش من صدها صفحه درباره
مسئله جانشینی مسئله رهبری مسئله روحانیت
در در واشینگتن اینستیتیوت نوشتم در
ژورنالهای آکادمیک در آمریکا نوشتم در
نیویورک تایمز نوشتم واشینگتن پست نوشتم
وال استریت ژورنال نوشتم و در نتیجه
کسانی که میخوان از دیدگاه من آگاه بشن
بهتره که به یک جمله نچسبن و اون جمله رو
از کانتکست بیرون نیارن و
مثل حرفای دیگران نفهمن
فرق تحلیلگر سیاسی با
به اصطلاح گمانه زنی گمانه زنان یا
فالگیران اینه که شما حرف تحلیلگر سیاسی
رو میتونید نقد بکنید اگر البته بلد
باشید ولی حرف فعالگیرا رو نمیشه نقد کرد
یا باید قبول کرد یا باید رد کرد بنابراین
من از عنوان تحلیلگر از شما نمیخوام حرف
منو قبول کنید یا رد کنید من میخوام از
شما که حرف منو بفهمید و نقد کنید یعنی
نگاه نقادانه بشه و این یعنی آدما آدم
باید جدی بگیره این کارو این کار تفننی ی
نیست این یک نکته نکته بعد اینه که
درباره
مجتبی خامنهای من یه توضیحاتی رو عرض کنم
خدمت شما
من قبلاً یعنی آخرین مریم که صحبت کردم
مفصل توی برنامه پرگار بی سی بود که در دو
جلسه صحبت کردم و نظر من این بود و بگم
نظر من چی بود من چی چی گفتم طی این
سالها؟ آنونچه که در طی این سالها گفتم
این بوده که
تغییر
با درگذشت آقای خامنهای یا کنار رفتن او
از عرصه سیاست
ما با مسئله این نیست چه کسی رهبره یعنی
مسئله جانشین نیست مسئله اصلی تغییر نوع
رهبری در جمهوری اسلامیه این اون چیزیست
که من بیش از هر چیزی براش تک سکهیه کردم
و منتها این به اصطلاح
ذهن ساده عوامانهای که اغلب وجود داره
همش دنبال آدما هستن نه دنبال روابط و
مناسبات و نهادها میخواد ببینه کی رهبر
میشه برای شخص مهمه این ذهن ساده خام
نابالغ هست که سیاست رو در اشخاص تقلیل
میده به مناسبات و نهادها و روابط و
نیروها توجه نداره من گفتم بعد از مرگ
آقای خامنهای این الگوی رهبری که
ایشون ۳۷ سال ایجاد کرد و در حقیقت در
قالب اون الگو رهبری کرد این دیگه غیرقابل
تداوم هست این تغییر خواهد کرد یعنی با
آقای خامنهای با رفتن آقای خامنهای یک
نوع رهبری از بین خواهد رفت و جمهوری
اسلامی وارد یه دورهای میشه که نوع رهبری
متفاوته در نتیجه جانشین آقای خامنهای هم
اون موقعیتی رو نخواهد داشت که آقای
خامنهای خواهد داشت یعنی جانشین آقای
خامنهای به هیچ وجه حرف حرفش فصللخطاب
نیست به هیچ وجه کسی نیست که بتونه
فرمانده کل قوا در عمل باشه و و سپاه رو
اداره بکنه دستگاههای اطلاعاتی رو اداره
بکنه و من گفتم یه شرکت سهامی به وجود
خواهد آمد به احتمال زیاد این نکته اصلی
ولی در مورد اینکه حالا کی جانشین میشه در
حقیقت مسئله اینه که جانشین مهم نیست کیه
اصلاً اهمیت نداره جانشین چیه چون جانشین
فقط یک هر کس که باشه چه مجتبی خامنهای
باشه چه هر کس دیگه فقط یک تصویر تشریفاتی
خواهد داشت برای مشروعیت دادن به نظام
جمهوری اسلامی و قانون اس به اصطلاح
قانونی بودن سیستم وگرنه قدرت اجرایی،
قدرت تصمیمگیری، قدرت عمل و سیاستگذاری
و سیاستورزی دست این شرکت سهامی خواهد بود
که اون موقع هم گفتم بارها گفتم که فیسلس
هست یعنی چهره نداره ما نمیدونیم همین
سردرگمی که الان ونس و ترامپ و دیگران
دارن که ما نمیدونیم رهبر کیه. اینو من
بارها و بارها نوشتم و گفتم که رهبری در
آینده ایران فیسلس خواهد بود. یعنی بدون
چهره خواهد بود و این یک مشکل بزرگی تولید
میکنه هم برای مردم برای اینکه شما تا
خامنهای زنده بود هرچی میشد میناداختن
گردن خامنهای فحش میدادن به خامنهای
الان که خامنهای نیست به کی میخواین فحش
بدین؟ و از اون طرفم برای جهان یعنی
ما یک رهبری مسئولیت پذیر نخواهیم داشت.
یعنی آقای خامنهای کسی بود که بیشترین
اقتدار و کمترین مسئولیت رو برای خودش
قائل بود. ما الان با یک مجموعه
مواجه هستیم. با یک نوع رهبری مواجه هستیم
که
اقتدار درش تقسیم شده. یعنی اقتدار دست
آتوریتی دست یک نفر نیست یا دست یک نیرو
نیست و از اون طرف مسئولیت اصلاً هیچ
تعریف نشده که الان مثلاً فرض کنید الان
آقای قالیباف چه کسی آقای قالیباف رو
منسوب کرده به عنوان مذاکره کننده اصلی چه
کسی اتوریته داده به اون نمیدونیم
دیگه آقای پزشکین در این وسط چطوره
نمیدونیم آقای سردار وحیدی در این وسط چه
کار است نمیدونیم عراقچی چه کار است
نمیدونیم
اینا اینا هیچ کدوم مشخص نیست و این وضعیت
برای زمان درازی تداوم خواهد داشت در مورد
مجتبی خامنهای خب من اون موقع که
چند تا میگم مطلب مفصل نوشتم یکی زمانی
بود که میگفتن که رئیسی جانشین خامنهایه
همین آدمایی که تو ایران اینترنشنال حرف
میزنن مقالهای نوشتن که توی رادیو فردا
اینور اونور که بله رئیسی حتماً رهبر
آینده است نمیدونم یه عده گفتن روحانی
رهبر آیندهست یه عده گفتن شاهش هاشمی
شاهرودی رهبر آیندهست من اینا رو یکی یکی
بررسی کردم که احتمال رهبری کدوم یکی از
اینا بیشتره یا کمتره
و اینا همه چاپ شده در حقیقت اولین یا
تنها پروفایلی که برای این آقای اعرافی هم
نوشتم من اون موقع نوشتم شاید مال ه ۱ سال
پیش مطلب که راجع به اعرافی نوشتم و گفتم
که اعرافی کیه و چیه و این حرف
در مورد مجتبی خامنهای مسئله اینه که
رهبری اساساً باید زمانی اعتبار داره که
بتونه بر روی تودهها تأثیرگذار باشه و
تصویر بسیار مهم. شما اگر مخصوصاً در
جوامع غیردموکراتیک شما اگر در جوامع غیر
دموکراتیک برین هر جا چه ایران برید چه
عربستان برید چه نمیدونم عراق برید چه
جاهای دیگه برید همیشه تصویر رهبران بر در
و دیوار زدن هر جا من اون موقع که چیز بود
حافظ اسد سوریه بود یه بار رفته بودم
سوریه تو دستشویی هم عکس حافظ اسد هست چرا
و و بعد دیدید که تصویر رهبران همیشه شیک
و خیلی جوونتر و خیلی آراستهتر از
واقعیته مخصوصاً اگه کشورهای عربی برین
همیشه این امیرها و شاهزادهها و حاکماشون
مثلاً طرف ۹۰ سالشه ولی عکس مثلاً یه آدم
۴۰ ساله رو داره در و دیوار میبینه
در نتیجه تصویر خیلی مهمه شما نمیتونید
بدون داشتن تصویر ایماج
رهبری کنید [گلویش را صاف میکند]
معنی نداره اصلا همچین چیزی
و بعد تشکیلات یعنی من باید وقتی رهبر
میشم باید تشکیلات داشته باشم. من من که
نمیتونم بگم من خودم رهبرم. نه منشی دارم
نه دستیار دارم نه مشاور دارم نه هیچکس
نه دفترم مشخصه هیچی به هیچی.
من گفتم آقای مجتبی خامنه این فاقد تصویره
یعنی اینکه یه آدمیست که نه کتاب نوشته نه
جایی سخنرانی کرده نه در یک سخنرانی چایی
اومده داده به مردم نه از طرف پدرش مثلاً
برای تسلیت گفتن تبریک گفتن اینور رفته
اون رفته نه با مراجع تقلید هرگز ملاقات
عمومی داشته اینا خیلی مهمه هیچکدوم از
اینا رو نداشته و چهجور میشه یه آدمی که
۵۰ سال توی پستو بوده یهو بیان اسمشو
اعلام کنن به عنوان رهبر خب این حرف من
مال زمانی بود که فرض بر این بود که آقای
خامنهای میمیره و در جری مرگ طبیعیش
همچین اتفاقی میفته مثل اون چیزی که برای
آقای خمینی اتفاق افتاد ولی نه من و نه
هیچکس دیگه و حتی نه خود خامنهای تصور
نمیکرد که او رو اسرائیلیا و آمریکاییا
بکشن