تفاهم‌نامه‌ی ایران و آمریکا: استیصال دو دشمن بازنده و تهدید خطرها و خطاهای برجام

ببینید وقتی که برجام امضا شد من یادم هست من در بی‌بی سی با آقای سلامتیان که دوست خوب ما هست و هر کجا هست خدا حفظش بکنه و سلامت باشه یک بحثی بود و من اون آقای سلامتیان خیلی خوشبین بود و میگفت این اتفاق خیلی مهمیه و یک بریک تروئه و این پشتیبانی د تا رهبر کشور رو یعنی هم اوباما رو داره و هم آقای خامنه‌ای رو ولی من اونجا اظهار به اصطلاح بدبینی کردم و آقای سلامتیان خیلی به من محبت داره ولی اونجا توی تلویزیون خیلی عصبانی شد و در حقیقت برفروخته شد و ولی در عمل به اصطلاح اون بدبینی که من داشتم در حقیقت نشون داده شد که بیراه نیست چرا من بدبین بودم با برجام من با برجام مخالف نبودم من به برجام بدبین بودم. بدبینی من به برجام این بود که به چند دلیل بود. یکی اینکه در ایران آقای روحانی و آقای ظریف به آقای خامنه‌ای دروغ گفته بودن. یعنی اونها به آقای خامنه‌ای گفته بودن که ترامپ اوباما رئیس جمهوریست که میخواد سیاست آمریکا رو در خاورمیانه به طور کلی تغییر بده و حضور نظامیش رو پایان بده. در نتیجه اگر ما به اصطلاح یک توافق هسته‌ای داشته باشیم ما می‌تونیم بر اساس این توافق هسته‌ای از شر زحمت آمریکا به طور کلی رهایی پیدا بکنیم. یعنی این توافق هسته‌ای رو یک توافق ترنسفورمیشنال می‌دونستن. یعنی تمام سیاست آمریکا رو تغییر خواهد داد. خب این دروغ بود آقای خامنه‌ای اینو این دروغ گفته بودن و آقای خامنه‌ای هم از این جهت خیلی عصبانی بود در اظهار نظرهای بعدیش از این طرف هم آقای اوباما در حقیقت دروغ گفت به هم به اصطلاح به اصطلاح کانون‌های سیاسی و نهادهای تصمیمگیری در آمریکا یکی اینکه آقای اوباما به هیچ وجه اسرائیل یا کشورهای منطقه و حتی کنگره رو در جریان این مذاکرات قرار نداد. هیچ ن به اصطلاح اون‌ها در این مذاکرات هیچ نقشی نداشتن. در حالی که اون‌ها در عمل کسانی بودن که صاحب منفعت بودن در این مسئله و باید اسرائیل و کشورهای منطقی دخالت داده میشدن و کنگره و اینکه کنگره هم دخالت داده نشد خب به راحتی راه رو باز کرد برای اینکه ترامپ این برجام رو پاره بکنه و از طرف دیگه اوباما همین حرفی رو که ظریف و روحانی به دروغ به خامنه‌ای می‌گفتن اون‌ها هم اینجا تکرار می‌کردن که می‌گفتن این توافق هسته‌ای ترنسفورمیشناله یعنی ما این توافق آغاز به اصطلاح روند عادی شدن آم ایران به عنوان یک بازیگر منطقه‌ای و بین‌المللی هست و ایران دیگه اگر سر این مسئله کوتاه بیاد دیگه از اون حالت کشور یه دولت به اصطلاح اقتدارگرا و توسعه طلب و ایدئولوژیک بیرون خواهد آمد و عملگرا را خواهد شد. خب همه اینا اشتباه بود. یعنی همه اینها در عمل مشخص شد که مهم نیست که مفاد اون برجام چی بود. مهم شیوه در حقیقت مذاکرات و شیوه تصویبش بود که مشکل داشت. الانم مشکل همینه آقا مسعود. یعنی مشکل اینه که اولاً هیچ هیچ تضمینی وجود نداره که این تفاهمنامه حتی اگر به توافقی هم بیانجامه خیلی عاقبت بهتری داشته باشه از برجام مخصوصاً وقتی که شما مواجه هستید با آمریکا اسرائیل و کشورهای حاشیه خلیج فارس که هزینه اقتصادی و نظامی بسیار بسیار کلانی رو پرداخت کردن و رفتن به سمت یک توافق مقبول برای همه اطراف این قضیه بسیار بسیار دشوار هست و اگر آقای ترامپ الان برای اینکه همچین تفاهم‌نامه‌ای رو امضا بکنه نه تنها اسرائیلو نادیده گرفته نه تنها کشورهای منطقه رو نادیده گرفته نه تنها کنگره رو نادیده گرفته که حتی و وزیر به اصطلاح و هم وزارت دفاع دفاع و هم وزارت خارجه خود د کابینه خودش رو به شدت تضعیف کرده یعنی الان یک دعوایی هست بین به اصطلاح آقای آقای هگزت و ترامپ به خاطر هگزت مخالفه با این تفاهمنامهست همون طوری که جیدیونس مخالف بود با جنگ و از طرف دیگه این تفاهمنامه اولاً این جنگ در زمانی آغاز شد که در حقیقت در کشورهای حاشیه خلیج فارس از میان ۱۰ تا کشور آمریکا فقط د تا سفیر داشت و نبود این به اصطلاح سفرای آمریکا در منطقه بسیار مهمه یعنی ارتباط این کشورها با آمریکا در یک سطح خیلی پایینی قرار داره و در حقیقت این بسیاری از منتقدان معتقدن که این توافق ق نحوه نگرانی‌ها رو درباره نحوه مدیریت بحران در ماه‌های گذشته از بین نمی‌بره و در حقیقت در شرایط بحرانی نقش سفیر صرفاً انتقال پیام نیست بلکه در تصمیم‌سازی در هشدار در حتی مدیریت خطرهای جانی برای کارکنان خیلی اهمیت داره وقتی که پنتاگون میگه ما میخوایم حمله کنیم یک سفیر خوب اگر در محل باشه میگه که نیروهای منو از اینجا رو خارج کنید چون در آستانه تبدیل به یک منطقه جنگی هستیم و در عوض بهانه لو نرفتن عملیات همه کارکنان این سفارتخونه‌های آمریکا در محل نگه داشته شدند و وقتی که یک ناوگان عظیم نظامی درست در نزدیکی ساحل سواحل خلیج فارس مستقر شده و آماده حمله است در حقیقت این سفارتخونه‌ها کاملاً در وضعیت غیر آمادهی قرار دارن و یکی از دیپلمات‌های آمریکایی گفته که یکی از مقامات سابق آمریکایی دینلمن گفته که آیندهای که برای ماشین دیپلماسی آمریکا میشه تصور کرد ماشین دیپلماسی آمریکا مثل تصادف قطاریست که نمیشه از اون چشم برداری واگن‌ها یکی یکی دارن به هم می‌خورن و در هم می‌شکنن و آمریکا با اون هیبت عظیمی که داشت در به اصطلاح این آینده دیپلماسیش ماشین دیپلماسیش اصلاً مشخص نیست آینده دیپلماسی آمریکا در شرایطی رقم خواهد که الان آمریکا دیگه متحدان قدیمی خودش رو مثل گذشته نداره ببینید اسرائیل و آمریکا به شدت با سوء زن نگاه می‌کنه کشورهای منطقه دقیق به شدت با سوء زن نگاه می‌کنن و از آمریکا عصبانین ناراضین یعنی اون پروتکشن یا اون حفاظتی که اونها توقع داشتن نگرفتن از آمریکا و ائتلاف‌هایی که دهه‌ها صرف شکلگیری و تقویت اونها شده بود و آمریکا رو تبدیل کرده بود به قدرت جهانی اینا تضعیف شدن و وزن سابق رو ندارن و تصویر خیلی ترسناک در پیش رو هست یعنی و خیلی ساده نیست