یادداشت تفاهم بین ایران و آمریکا: واکنش‌ اندیشکده‌های واشنگتن

اجازه بدید که من یک اشاره‌ای هم بکنم به اونچه که تینگ تنگ‌ها یا به اصطلاح اونچه اونچه که اندیشکده‌ها میگن در واشنگتن درباره این یادداشت تفاهم به اصطلاح واکنش نشون دادن برخلاف رسانه‌های آمریکا در تین تنگ‌ها بحث بر سر برنده و بازنده چندان نیست و بلکه بیشتر اندیشکده‌ها بر این پرسش تمرکز کردن که این تفاهمنامه چه تغییری در موازنه قدرت در موازنه قدرت در خاورمیانه و آینده برنامه هسته‌ای ایران ایجاد می‌کنه؟ میشه اندیشکده‌های مهم واشنگتن رو در این زمینه میشه در چهار اردوگاه در حقیقت قرار داد. یکی شورای روابط خارجی سی افآر که یکی از مهمترین اندیشکده های جریان اصلی هست کونسل فنیشن که در حقیقت یک نسبتا میانه روئ چندین تحلیل منتشر کرده که بر دو نکته تأکید میکنن یکی اینکه بازگشایی تنگه هرمز یک دستاورد مهمه اما مسائل اصلی هنوز حل نشدن کسانی مثل الیود آبرامز ری تکیه و استیفن کوک استدلال می‌کنن که توافق جنگ رو متوقف کرده اما آزمون واقعی در مذاکرات ۶۰ روز پیش رو خواهد بود. در مجموع این اندیشکده تفاهمنامه رو نه به اصطلاح یک شکست میدونه نه یک موفقیت بلکه یک آتشبس دیپلماتیک میدونه. [گلویش را صاف می‌کند] واشینگتن اینستیتیوت در حقیقت همون تینگ تنگی که من ۱۸ سال درش کار کردم چند تا یادداشت داره که بر ابهام متن توافق تاکید میکنه و میگه همه چیز بستگی داره به جزئیات یعنی یک یعنی امروز یه نشست ویژه‌ای بود در واشنگتن اینستیتیوت که پنلیست ها برس ش در حقیقت متمرکز بودن. یکی اینکه ترتیب رفع تحریم‌ها چگونه خواهد بود؟ یعنی پروسیجر چگونه خواهد بود؟ ایران چه زمانی تعهدات هسته‌ای رو اجرا می‌کنه؟ سرنوشت لبنان و حزبله چی میشه و نقش اسرائیل در مرحله بعدی چی میشه؟ پنلیست‌ها به نظر من به درستی تأکید میکردن که مشکل اینه که هر دو طرف روایت متفاوتی از این تفاهمنامه رو ارائه می‌کنه و در خود این متن این تفاهم‌نامه هم ابهام‌ها بسیار بسیار زیاد هست. در میان اندیشکده‌های امنیتی کنزرواتیو و محافظه کار انتقادها بسیار شدیدتر هست مخصوصاً اندیشکده‌هایی مثل اف دی دی که یکی از مهم‌ترین تینگ تنگ‌هایی بود که در وضع تحریم‌ها و همین طور در ترقیب به اصطلاح ترامپ به جنگ با ایران خیلی نقش برجسته‌ای داشت و حتی یه یکی از این پهلوی مشاوران آقای پهلوی هم در اونجا کار میکرد و لیست جاهایی رو که آمریکا و اسرائیل باید بمبارون کنن به اصطلاح به اینها میداد و همین طور فار اینها به شدت عصبانین انتقاد کردن از ترامپ که ایران رو از فشار اقتصادی ترامپ خارج کرده منابع مالی تازه‌ای به در دسترس ایران قرار میده توان موشکی و شبکه‌های منطقه منطقه‌ای ایران رو اجازه داده که حفظ بشه و در نتیجه ایران در موقعیت استراتژیکی بهتری قرار می‌گیره و در حقیقت این جریان راست افراطی در آمریکا این تفاهمنامه رو اغلب با برجام مقایسه کرده و حتی خیلی ضعیف تر از برجام میدانن در حقیقت کارنامه ترامپ رو خیلی نمره کمتری بهش میدن تا اوباما که در حقیقت همیشه مورد انتقاد این‌ها بود جریان به اصطلاح واقعهگرای یا ریالیست در اندیشکده‌ها و برخی از بخشی از جامعه دانشگاهی واشینگتن یه برداشت متفاوتی دارن این دسته از تحلیلگران یا محققان استدلال می‌کنن که آمریکا از نظر نظامی برتر برتری خودشو نشون داد اما نتونست عهد اهداف حداکثری خودش رو محقق بکنه و هزینه‌های اقتصادی جنگ و بحران تنگه هرمز بود که باعث شد واشینگتن به مذاکره برگرده. بنابراین این تفاهمنامه نشان دهنده محدودیت قدرت سخت یا هارد پاور هست. یعنی نشون دهنده این هست که جنگ سیاست غلطیست. این نوع تحلیل رو شما بیشتر در مثلاً برخی از تحلیلگران معروف مثل فرید زکریا هم می‌بینید. بنابراین در بین اندیشکده‌ها میان روحها توافق رو ضروری دونستن اما ناقص به اصطلاح جریان تندروها راست راست در حقیقت تندرو به شدت منتقدن و معتقدن که ایران بیشترین سودو برده و ایران این تفاهمنامه ایران رو در موقعیت قوی‌تری قرار میده و جریان ریالیست یا واقعه‌گرا هم این توافق رو نشون دهنده محدودیت قدرت آمریکا دونسته. بنابراین اگر از در واشنگتن از اندیشکده‌ها بپرسید امروز که بزرگترین برنده این یادداشت تفاهم کیه احتمالاً پاسخ‌ها متفاوت خواهد بود اما تقریباً همه بر یک نکته اجماع دارن و اون این هست که این تفاهم‌نامه پایان پرونده ایران نیست بلکه آغاز مرحله جدید از رقابت بر سر اجرای توافق رفع تحریم‌ها غنی‌سازی و نظم هم منطقه خاورمیانه است. به همین دلیل پرسش این نیست که چه کسی امروز برنده شد، بلکه پرسش این هست که چه کسی در ۶ ماه آینده دست بالا رو خواهد داشت. خب من یک گزارشی از فضای این به اصطلاح واکنش‌ها دادم تا طرح بحث بهتر انجام بشه.