کنم خدمت دوستان در یوتیوب [صدای خرناس] و
در کلاب هاوس لطفاً اگر
دوستان میبینند من رو و میشن منو در
یوتیوب خبر بدن که مشکلی از نظر فنی نباشه
سپاسگزارم از همه دوستان برای اینکه در
این جلسه شرکت میکنید
موضوع این جلسه تفاهمنامه یا یادداشت
تفاهم اسلام آباد هست که [صدای خرناس] یکی
دو روز پیش به امضای رئیس جمهور آمریکا و
رئیس جمهور به ایران رسیده و موضوع روز نه
فقط
محافل سیاسی و مطبوعات آمریکا و ایران
بلکه تقریباً میشه گفت جهان هست. من پیش
از اینکه وارد بحث بشیم چند تا ترم یا
اصطلاح رو توضیح میدم برای اینکه روشن بشه
که راجع به چی داریم صحبت میکنیم.
تفاهمنامه یادداشت تفاهم به اصطلاحیست
حقوقی
مموراندوم آدرستندگ امیو که معمولاً
سندیست که نشون میده که دو یا چند طرف
درباره یک موضوع به درک مشترکی رسیدن یعنی
مسئله همین آندرستندینگ یا تفاهم هست و
یکی درک مشترک و یکی هم اراده جدی برای
همکاری دارن و در یادداشت تفاهم معمولاً
چهارچوب به کلی همکاری مشخص میشه اما
تعهدات حقوقی دقیق و الزامآور
مشخص نمیشه و موکول میشه در حقیقت به
قرارداد توافق نهایی یعنی در حقیقت
تفاهمنامه
یک مرحلهایست پیش از قرارداد یا توافق
نهایی توافقنامه
اگریمنت ما د تا اصطلاح داریم در حقوق
بینالملل یکی اصطلاح اگریمنت هست یعنی
توافق و یکی هم اصطلاح تریتی یا پیمان یا
معاهده این دو تا هم باز با همدیگه فرق
میکنن
در حقیقت
در حقیقت تریتی یا پیمان یا معاهده
معمولاً رسمیترین و مهمترین نوع توافق
بینالمللیه که بین دولتها یا سازمانهای
بینالمللی منعقد میشه. و از نظر حقوقی
الزام آوره و [صدای خرناس] معمولاً
نیازمند رتیفیکیشن یا تصویب
نهادهای قانونی کشورهاست مثل مثلاً در
آمریکا مثل کنگره در در ایران مثل مجلس و
برای مسائل بنیادی و بلند مدت به کار میره
در حقوق بینالملل به ویژه در چارچوب
کنوانسیون
ژنو و سازمان ملل معاهده یه جایگاه خیلی
ویژهای داره مثل معاهده ورسای یا معاهده
رم.
اگریمنت یک اصطلاح عامتر و
انعطافپذیرتریه
که میتونه کاملاً الزامآور باشه یا
اینکه صرفاً سیاسی باشه و معمولاً تشریفات
کمتری نسبت به تریته یا معاهده داره و
برای موضوعات اجرایی، فنی، اقتصادی، سیاسی
یا همکاریهای مشخص به کار میره و گاهی
نیازی به تصویب پارلمانها یا نهادهای
قانونگذاری نداره. مثل پریس اگریمنت
توافقهای تجاری دو جانبه توافقهای
همکاری علمی یا فرهنگی
در نتیجه تفاوت اصلی بین تریتی و اگریمنت
معاهده و توافق این هست که
تریتی رسمیت تره معاهده رسمیتره ولی
اگریمنت عامتره
تریتی یا معاهده نیازمند تصویبه معمولاً
ولی اگریمنت یا توافق بدون تصویب هم گاهی
در حقیقت منعقد میشه
تریتی برای مسائل راهبردی و بلند مدته ولی
توافق برای همکاریهای اجرایی یا موضوعیه
موضوع خاص مثل مثلاً موضوع هستهای تریتی
بار حقوقی و سیاسی سنگینتری داره ولی
توافق انعطاف پذیرتر هست
و البته این به این معنا نیست که لزوماً
اگریمنت از تریتی ضعیفتر هست یعنی از نظر
حقوق بین بینالملل نام سند به تنهایی
تعیین کننده نیست بلکه مثلاً ممکنه سندی
با عنوان اگریمنت یا توافق باشه ولی
کاملاً الزامآور باشه یا سندی با عنوان
مثلاً معاهده باشه و تعهدات کمتری رو در
حقیقت ایجاد بکنه به تعبیر حقوقدان
بینالمللی اونچه اهمیت داره محتوا و قصد
طرفهاست نه صرفاً عنوان سند
خب در مورد ایران ما یک چیزی در سال ۲۰۱۴۱
۱۶ به امضای آمریکا و ایران رسید که اون
به اصطلاح عنوان رسمیش جوت کپسی پن اکشن
هست یعنی اون چیزی که در فارسی میگن برجام
که این برجام تریتی نبود یعنی معاهده نبود
و بلکه یک نوع اگریمنت یا پلان اکشن محسوب
میشد و به همین دلیل در آمریکا به عنوان
معاهده به تصویب دو سوم سنای آمریکا نرسید
و بیشتر به صورت یک توافق سیاسی اجرایی
بین ایران و گروه ۵ به اضافه یک تنظیم شد
و همین بود که خروج دولت دونالد ترامپ رو
از اون از نظر حقوق به اصطلاح آمریکا از
نظر قانونی آسونتر کرد در آمریکا این کار
ممکن بود ولی در ایران آقای خامنهای گرچه
گفت اگر
آمریکا این به اصطلاح برجام رو پاره کنه
ما آتش خواهیم زد در ایران اتفاقاً این
اتفاق نیفتاد و یه تفاوت دیگش این بود که
مجلس در حقیقت رأی داد بهش یعنی حالا در
یه جریان که خیلی هم مناقشه برانگیز بود
ولی مجلس ایران رأی داد ولی در آمریکا
نهاد قانون گذاری به این رأی نداده بود در
نتیجه از نظر حقوقی داخل ایران هم باز اگر
قرار بود که این برجام لغو بشه ه یا ایران
در حقیقت
از او کنار کنار بده باید مجلس این کارو
میکرد یعنی چون مجلس تایید کرده بود
بنابراین مجلس هم باید اون رو در حقیقت
باطل میکرد خب این اصطلاحات مهم هستن به
دلیل اینکه باید بدونیم که هم از نظر حقوق
هر دو کشور یعنی از نظر نظام حقوقی ایران
و آمریکا این مسائل خیلی پیچیده است و هم
از لحاظ حقوق بینالملل
خب
من برای اینکه یک مقدار دقیقتر بحث رو
پیش ببریم از روی
متن تفاهمنامه که کاخ سفید منتشر کرده و
جاهای مختلف میتونید ببینید من متن
تفاهمنامه رو ۱۴ بندشو میخونم برای شما و
میتونید در سایت بی سی این متن رو ببینید
در حقیقت منم از روی سایت بی سی میخورم
کنم.
نکتهای که جالب هست اینه که این
تفاهمنامه که کاخ سفید منتشر کرده همراه
با توضیح مقام آمریکاییست و در حالی که
توضیحی ما از جانب مقام ایرانی نمیبینیم.
خب بند اول ایالات متحده آمریکا، جمهوری
اسلامی ایران و متحدان آنها در جنگ جاری
با امضای این تفاهمنامه پایان فوری و
دائمی عملیات نظامی در همه جبههها از
جمله لبنان را اعلام میکنند و متعهد
میشوند از این پس هیچ جنگ یا عملیات
نظامی علیه یکدیگر آغاز نکنن. از تهدید یا
استفاده از زور علیه یکدیگر خودداری کنن و
تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان را تضمین کنن.
توافق نهایی پایان دائمی جنگ در همه
جبههها از جمله لبنان و سایر مفاد این
بند را تأیید خواهد کرد. خب این در همین
آغاز خب خیلی پرسشهای جدی رو برمیانگیزه
به خاطر اینکه وقتی که ما از متحدان
آمریکا داریم صحبت میکنیم یعنی در وحله
اول اسرائیل یعنی اینکه آمریکا داره از
جانب اسرائیل هم همچین تعهدی میده هم در
مورد لبنان این تعهدو میده و هم در مورد
ایران و خب خیلی مهم هست که ما بدونیم که
آیا نتانیاهو واقعاً همچین
تضمینی رو در مورد لبنان یا ایران
خواهد داد یا نه؟ یعنی آیا حتی از به
اصطلاح از نظر زبانی هم آیا موافقت
اسرائیل رو آمریکاییا داشتند و آیا
همچین چیزی ممکن هست؟ یعنی ممکن هست که
مسئله در عرض ۶ ماه نه تنها مسئله ایران و
اسرائیل بلکه مسئله اسرائیل و حزب اللهله
هم به طور دائمی حل بشه. خب این یک مقدار
به اصطلاح
بدبوینی رو
خیلی بدبینی زیادی رو به جا میگذاره. بعد
میگه که در بندوم میگه که ایالات متحده
آمریکا و جمهوری اسلامی ایران متعهد
میشوند به حاکمیت و تمامیت ارضی یکدیگر
احترام بگذارن و از دخالت در امور داخلی
یکدیگر خودداری کنن. این که چیز عجیب
غریبی نیست. در حقیقت این یکی از اصول
حقوق بینالملل هست و هیچ کشوری نمیتونه
در امور کشور دیگه دخالت بکنه یا حاکمیت و
تمامیت ارزیش رو نادیده بگیره. اما نکته
مهم اینه که ایران حاکمیت و تمامیت ارضی
اسرائیل رو به رسمیت نمیشناسه و اگر چنین
باشه این باز خب خیلی دردسر تولید میکنه
هم برای ایران هم برای آمریکا. بند سوم
میگه ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی
ایران متعهد میشوند حداکثر ظرف ۶۰ روز
درباره توافق نهایی مذاکره کرده و به آن
دست یاب این مهلت با رضایت متقابل
قابل تمدید است. خب این ۶۰ روزی که در
حقیقت اینا فرصت دارن که آغاز کنن مذاکرات
رو برای توافق نهایی
۶۰ روزیست که درش باید یک سری تعهدات
انجام بشه که حالا این تعهدات رو در بنده
چهارم میگم یعنی تا ۶۰ روز تا این به
اصطلاح پایان این ۶۰ روز از به محض اینکه
این تواف ت تفاهمنامه امضا بشه
این تعهدات آغاز میشه بند چهارم این
تعهدات رو توضیح میده میگه بلافاصله
پس از امضای این تفاهمنامه یعنی الان
ایالات متحده آمریکا روند رفع محاصره
دریایی و هرگونه مزاحمت یا مانع علیه
جمهوری اسلامی را جمهوری اسلامی ایران را
آغاز خواهد کرد و ظرف ۳۰ روز به طور کامل
به محاسبه دریایی پایان خواهد داد. در این
دوره تردد کشتیها متناسبه با میزان
بازگشت ترافیک دریایی به سطح پیش از جنگ
که از سوی جمهوری اسلامی جمهوری اسلامی
ایران برقرار میشود خواهد بود. ایالات
متحده آمریکا همچنین متعه میشود ظرف ۳۰
روز پس از توافق نهایی نیروهای خود را از
مجاورت جمهوری اسلامی ایران خارج کند. خب
این مجاورت جمهوری اسلامی هم باز آیا به
این معنا هست که
این شامل مثلاً پایگاههای آمریکایی در
خلیج فارس میشه یا شامل مثلاً فقط ناوها
میشه؟ اینم یه مقدار مبهم هست. توضیح مقام
آمریکایی مقصود این بند آن است که ظرف ۳۰
روز پس از توافق نهایی در صورتی که به
توافق نهایی برسیم آرایش نیروهای آمریکا
در منطقه به وضعیت پیش از آغاز درگیریها
بازگردد. این همان چیزیست که این بند در
عمل پیشبینی میکند. خب این چیزیست که
برای ایران خیلی پذیرش دشوار هست و برای
کشورهای منطقه هم باز این
ساده نیست به خاطر اینکه این پایگاههای
آمریکایی که در منطقه حالا چه در عراق چه
در کشورهای به اصطلاح شیخنشین حاشیه خلیج
فارس ساخته شدن در اصل ساخته شده بودن
برای اینکه یه سپر دفاعی باشن برای این
کشورها در برابر جمهوری اسلامی اما کاملاً
این جنگ به اصطلاح نتیجه معکوس
این به اصطلاح سیاست رو نشون داد. یعنی
نشون داد که
وجود این پایگاهها نه تنها سفر دفاعی
نیست که اساساً یک انگیزه و یک به اصطلاح
عامل برانگیختن جنگ هست و این کشورها رو
میتونه آماج حملات ایران قرار بده که
قرار داد. در حقیقت.
حالا آیا این کشورهای حاشیه خلیج فارس مثل
بحرین مثل امارات مثل قطر آیا خواهند مثل
کویت آیا خواهند پذیرفت که پایگاههای
آمریکایی به شکل سابق
به اصطلاح به کار خودشون ادامه بدن توجه
کنید که بیش از ۳۰۰ نقطه در این پایگاهها
بمباروم شده از طرف ایران آیا اینا میخوان
بازسازی بشن آیا میخوان
معلوم نیست خیلی سؤالات زیادی در این
زمینه مطرح است. بند پنجم میگه که با
امضای این تفاهمنامه جمهوری اسلامی ایران
با به کارگیری حداکثر تلاش خود عبور ایمن
کشتیهای تجاری را بدون دریافت هیچگونه
عوارض یا هزینه به مدت ۶۰ روز در مسیر
خلیج فارس به دریای عمان و بالعکس تضمین
خواهد کرد. یعنی ایران که مدام بعضی از به
اصطلاح صداها در ایران میگفتن که ما باید
عوارض بگیریم و ما مثل حسین شریعتمداری و
پس بنابراین در این ۶۰ روزه عوارضی در کار
نخواهد بود. تردد کشتیهای تجاری بلافاصله
آغاز خواهد شد با در نظر گرفتن ضرورت رفع
موانع فنی و نظامی و اجرای عملیات مینروبی
توسط جمهوری اسلامی ایران که ظرف ۳۰ روز
انجام خواهد شد. این هم باز میتونه خیلی
چون و چرا درش به وجود بیاد. جمهوری
اسلامی ایران با پادشاهی عمان گفتگو خواهد
کرد تا درباره نحوه اداره آینده و خدمات
دریایی تنگی هرمز با مشارکت دیگر کشورهای
ساحلی خلیج فارس و در چارچوب حقوق
بینالملل و حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی
این تنگه به توافق برسد. بنابراین آمریکا
اینجا دست و پای ایران رو میبنده برای
اینکه به طور یک جانبه درباره تنگه هرمز
تصمیم بگیره. در حقیقت هرگونه توافقی رو
منوت میکنه به مشارکت دیگر کشورهای حاشیه
خلیج فورس.
توضیح مقام آمریکایی در این بند تأکید شده
است که عبور کشتیهای تجاری بدون دریافت
عوارض خواهد بود. همچنین ایران نه تنها
فقط با عمان بلکه با کشورهای خلیج فارس
برای تدوین یک توافق بلندمدت درباره تنگه
هرمز همخواهی خواهند کرد. ممکن است ایران
بر حقوق خود تأکید کند اما کشور کشورهای
خلیج فارس هرگز با ساز وکاری که شامل
دریافت عوارض برای عبور از تنگه هرمز باشد
موافق نخواهند موافقت نخواهند کرد. یعنی
در عمل آمریکا به اجازه نمیده به دیگر
کشورهای خلیج فارس که موافقت کنند که در
عوارض دریافت بشه در تنگه هرمز این در عمل
یعنی اینکه توافق نهایی در توافق نهایی
امکان اینکه ایران عوارض بگیره و هزینه به
اصطلاح بر دوش کشتیهای تجاری بذاره وجود
نداره و این چیزیست که باز در ایران
مخصوصاً خیلی
مخالف داریم. بند ششم ایالات متحده آمریکا
متعهد میشود با همکاری شرکای منطقهای یک
برنامه نهایی مورد توافق طرفین
با حداقل ۳۰۰ میلیارد دلار برای بازسازی و
توسعه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران تدوین
کند. سازوکار اجرایی این برنامه به عنوان
بخشی از توافق نهایی ظرف ۶۰ روز نهایی
خواهد شد. تمام مجوزها، معافیتها و
اجازههای لازم برای انجام معاملات اولیه
مرتبط از سوی ایالات متحده آمریکا صادر
خواهد شد. این خیلی مهمه. مخصوصاً توضیح
مقام آمریکایی که میگهاین بند آمریکا را
ملزم نمیکند که حتی ۱ دلار به ایران
پرداخت کند یا در این صندوق مشارکت مالی
داشته باشد. مفهوم آن این است که اگر
توافق نهایی حاصل شود و ایران به تعهدات
خود عمل کند، آمریکا اجازه خواهد داد که
برای مثال امارات متحده عربی در ایران
نیروگاه برق احداس کند. د تا نکته رو توجه
داشته باشید. این
چیز این برنامه ۳۰۰ میلیارد دلاری برای
بازسازی و توسعه اقتصادی ربطی به بدهیهای
آمریکا به ایران نداره. یعنی میشه که میشه
تصور کرد که آمریکا بدهیهای ایرانو
پرداخت بکنه ولی در این برنامه بازسازی و
توسعه شرکت نکنه. از طرف دیگه هر کشوری که
بخواد در این برنامه بازسازی و توسعه شرکت
بکنه مخصوصاً کشورهای منطقه نیازمند مجوز
از سوی آمریکا هستن. بنابراین
آمریکا میتونه این به اصطلاح برنامه
بازسازی و توسعه رو محدود بکنه یا گسترش
بده و در حقیقت اختیار همه این
سرمایهگذاریها در از سوی کشورهای منطقه
اختیارش دست آمریکا خواهد بود.
بند هفتم ایالات متحده آمریکا متعهد
میشود همه انواع تحریمها علیه جمهوری
اسلامی ایران را لغو کند. از جمله
تحریمهای مرتبط با قطعنامههای شورای
امنیت و شورای حکام آژانس بینالمللی
انرژی اتمی و همچنین تمام تحریمهای
یکجانبه آمریکا اعم از اولیه و ثانویه.
زمانبندی اجرای این اقدام در چارچوب
توافق نهایی تعیین خواهد شد. دو طرف
همچنین اعلام میکنن که قصد دارن این
موضوع را فوراً در مذاکرات بررسی کنن تا
به توافق متقابل برسن. خب
شما میدونید که در مورد ایران ما سه مرجع
تحریم داریم و سه دسته تحریم. سه مرجع
تحریم یکی سازمان ملل هست یکی آمریکاست و
یکی اتحادی اروپاست. یعنی تحریم که علیه
ایران هست. س موضوع تحریم هم یکی برنامه
هستهای جمهوری اسلامیست یکی برنامه
موشکی جمهوری اسلامیست و یکی هم به اصطلاح
تحریمهایی که مربوط به نقض حقوق بشر
هستن. آمریکا اگر بخواد تحریمها رو لغو
بکنه فقط میتونه تحریمهای به اصطلاح
خودش رو لغو بکنه. برای اینکه به اصطلاح
تحریمهای سازمان ملل لغو بشه نیازمند به
تصویب شورای امنیت هست و شورای حکام آژانس
و آمریکا نمیتونه تحریم سازمان ملل رو به
اصطلاح لغو کنه. آمریکا همچنین نمیتونه
تحریمهای اتحادی اروپا رو لغو بکنه.
بنابراین اون تحریمها خواهند بود. و بعد
هم نکته بعد اینه که در آمریکا اگر بخواد
این تحریما لغو بشه همه نیازمند تصویب
کنگرهست و تصویب کنگره یک فرایند بسیار
پیچیده و طولانی هست و حالا من نمیدونم
که آیا این تحریمهایی که گفتن تحریم
مربوط به همه این سه مورد هست یا فقط در
مورد برنامه موشکی و برنامه هسته جمهوری
اسلامی
بند هشتم
جمهوری اسلامی ایران بار دیگر تأکید
میکند که سلاح هستهای تولید یا خریداری
نخواهد کرد. ایالات متحده آمریکا جمهوری
اسلامی ایران توافق کردند درباره نحوه
تعیین تکلیف ذخایر مواد قرین شده ایران
مطابق سازوکاری که در آینده مورد توافق
قرار خواهد گرفت تصمیمگیری کنند. حداقل
اقدام پیشبینی شده رقیقسازی این مواد در
داخل ایران تحت نظارت آژانس بینالمللی
انرژی اتمیست. دو طرف همچنین توافق کردن
درباره موضوع غنیسازی و سایر مسائل مرتبط
با نیازهای هستهای ایران در چارچوبی که
در توافق نهایی تعیین خواهد شد مذاکره
کنند. توافق نهایی مفاد این بند را تأیید
خواهد کرد. دو کشور تأکید میکنند که
موضوعات هستهای از اهمیت حیاتی برخوردار
است و قصد دارند فوراً برای دستیابی به
توافق در این زمینه وارد مذاکره شود.
بنابراین برنامه هستهای صلحآمیز در
ایران در از طرف آمریکا به رسمیت شناخته
میشه. یعنی برخلاف اون انتظار یا اون به
اصطلاح وعدههایی که آمریکا میداد در
مورد برچیده شدن برنامه هستهای ایران
میبینیم که برنامه هسته صلحآمیز در از
سوی آمریکا به رسمیت شناخته میشه. توضیح
مقام آمریکایی درباره بندهای هفت و ۸ نخست
اینکه توافق فقط به و بعدم غنیسازی هم
متوقف نمیشه در حقیقت بلکه درجهش در حقیقت
پایینه
توضیح مقام آمریکایی نخست اینکه توافق فقط
به گفتگو درباره موضوع هستهای اشاره
نکرده است برخلاف ادعاهای مطرح شده در
تبلیغات ایران موضوع هستهای به طور صریح
در این تفاهمنامه آمده است. دوم اینکه
حداقل استاندارد تعیین شده این است که
ذخایر اورانیوم غنی شده از طریق رقیقسازی
از بین برود. این کف مطالبات ماست و برای
فرافتن از آن تلاش خواهیم کرد. اما همین
که ایران با این موضوع موافقت کرده یک
پیروزی بزرگ برای آمریکا محسوب میشه. خب
همین که آمریکا برنامه صلحآمیز ایران رو
قبول کرده این هم میتونه یه پیروزی برای
ایران تلقی بشه. سوم اینکه بندهای هفت و ۸
به یکدیگر وابسته هستند لغو تحریمها در
بند مستقیماً به حل و فصل موضوع هستهای
در بند مرتبط است. هر اندازه ایران در
اجرای تعهدات هستهای خود پیشرفت کند به
همان میزان از رفع تحریمها بهرهمند خواهد
شد. یعنی بنابراین تحریمها اینطوری نیست
که ناگهان برداشته بشه. به موازاتی که به
موازات اینکه ایران اجرا بکنه تعهداتشو به
به تناسب و به به موازات اون هم تحریمها
برداشته خواهد شد. بنابراین یک فرایند
بسیار پیچیده و طولانی و زمانبندی خیلی
مفصلی خواهد داشت.
بندهای نهم و دهم میگه تا زمان دستیابی به
توافق نهایی دو طرف توافق میکنن وضعیت
موجود حفظ شود. یعنی و جمهوری اسلامی
وضعیت فعلی برنامه هستهای خود را حفظ
خواهد کرد و ایالات متحده آمریکا هیچ
تحریم جدیدی اعمال نخواهد کرد. همچنین
آمریکا متعهد میشود بلافاصله پس از امضای
این تفاهمنامه و تا زمان لغو کامل
تحریمها وزارت دارایی مجوزهای لازم برای
صادرات نفت، فرآوردههای نفتی و مشتقات آن
و همچنین تمامی خدمات مرتبط از جمله
مبادلات بانکی بیمه و حمل و نقد را صادر
کند. همونطور که گفتم این مسئله فقط به
وزارت دارایی برنمیگرده و به کنگره به
تصویب کنگره در خیلی از موارد نیازمنده.
بنابراین باز خیلی این رابطه بین وزارت
دارایی و کنگره چگونه هست؟ خود این
میتونه خیلی مسئله رو پیچیده کنه. بند
یازدهم ایالات متحده آمریکا متعهد میشود
پس از اجرای این تفاهمنامه دسترسی کامل
جمهوری اسلامی به داراییها و منابع مالی
مسدود شده یا محدود شده را فراهم کند.
یعنی همون طور که گفتم آمریکا در برنامه
توسعه و بازسازی ایران شرکت نمیکنه ولی
بدهیهاشو به ایران خواهد داد که این بده
بدهیها بالغ بر دهها میلیارد دلار هست.
جزئیات مربوط به آزادسازی این داراییها
در جریان مذاکرات تعیین خواهد شد. یعنی
این اولین باره که این اتفاق میفته بعد از
جریان گروگانگیری سفارت آمریکا در ایران.
آمریکا همچنین متعهد میشود تمامی مجوزها
و تأییدیهای لازم را برای انتقال این
داراییها به حسابهایی مورد تأیید بانک
مرکزی جمهوری اسلامی ایران صادر کند.
توضیح مقام آمریکایی آنچه ایران در ابتدا
خواهان آن بود، دسترسی به این داراییها
بلافاصله پس از امضای تفاهمنامه بود. اما
در نهایت پذیرفت که تنها در صورت اجرای
تعهدات خود بتواند به بخشی از این
داراییها دسترسی پیدا کند. ببینید اینجا
باز میگه بخشی از این داراییها ولی
بالا توی بند نوشته دسترسی کامل به
داراییها. یعنی اینجا بین توضیح مقام
آمریکایی و بند یازدهم تفاوت هست
ناسازگاری هست. [صدای خرناس] اگر ایران به
تعهدات خود عمل کند برای مثال در موضوع
هستهای همکاری نشان دهدی از این
داراییهای مسدود شده آزاد خواهد شد. یعنی
همین جا آمریکا داره دبه میکنه که میگه
بخشی از داراییها نه همه داراییها. بند
دوازدهم ایالات متحده آمریکا و جمهوری
اسلامی ایران توافق میکنن یک سازوکار
اجرایی برای نظارت بر اجرای موفق این
تفاهمنامه و پایانبندی به توافق نهایی
اجرا ایجاد شود. بند سیزدهم پس از امضای
این تفاهمنامه و آغاز اجرای بندهای ۱، ۴،
۵، ۱۰ و ۱۱ و ادامه اجرای آنها، ایالات
متح متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران
مذاکرات درباره توافق نهایی را آغاز
خواهند کرد. بند چهاردهم توافق نهایی با
یک قطعنامه الزامآور شورای امنیت سازمان
ملل متحد تأیید و پشتیبانی خواهد شد. بعدم
که امضای آقای پزشکی و آقای ترامپ هست. خب
توافق نهایی با قطعنامه الزاما شورای
امنیت خب د تا کشوری که کمترین تعهدو به
قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل دارن
یکی خود آمریکاست و یکی اسرائیل این الزام
آوری معلوم نیست برای کی الزام آوره خب
خود ایرانم که بارها آقای احمدینژاد گفت
که قطعنامهها ورق است
یه نکته مهم امضا کنندگان هستن یعنی
برجام جام از طرف د تا به اصطلاح از وزرای
خارجه ایران و آمریکا جانک کری و ظریف
امضا شد دو وزیر خارجه این تفاهمنامه داره
در یک سطح بالاتری امضا میشه یعنی رئیس
جمهور
رؤسای جمهور دو کشور اما باز یک نکته دیگه
این هست که
در ایران مخصوصاً در شرایط کنونی اینکه
رئیس جمهور ایران چقدر قدرت اجرایی داره و
چقدر در حقیقت این امضاش همون اعتباری رو
داره که امضای
دونالد ترامپ خود این هم خیلی مسئله مهمیه
آقای امروز پیام یک پیامی که منسوب هست به
مجتبی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی منتشر
شده که من یه پیام کوتاهیست که من
این پیام رم براتون میخونم و بعد راجع به
این پیام هم یک مقدار توضیح خواهم داد.
اولاً معمولاً در چنین شرایطی
حالا بذارید اول بخونم بعد نکته ها رو
بگم. بسم الله الرحمن الرحیم. ملت پرشور و
باوفایی ایران. یه نکته دیگه هم که راجع
به اون تفاهمنامه هست اینکه ایران چندین
بار گفته که ما از کشور کشورهای
منطقه که در حقیقت پایگاههای نظامی
خودشون رو برای حمله به ایران در اختیار
آمریکا قرار دادن شکایت میکنیم و ازشون
غرامت میخواهیم و اون کشورها هم مثل
امارات مثل بحرین و کویت اونها هم گفتن
که خواهان غرامت هستن در این تفاهمنامه
هیچ بحثی از غرامت نشده و این هم جالب هست
و بهعکس یعنی از یک برنامه توسعه و
بازسازی
یاد شده که کشورهای شیخ خلیج فارس درش
مشارکت کنن یعنی نه تنها غرامت نپردازن
بلکه بیان در ایران سرمایهگذاری کنن یعنی
نه تنها ایران بهشون غرامت نده بلکه اونها
بیان در ایران سرمایه گذاری کنن پیام
مجتبی خامنهای بسم الله الرحمن الرحیم
ملت پرشور و باوفای ایران
همان گونه که مطلع شدید.
تفاهمنامه بین رئیسجمهوران ایران و
آمریکا امضا شد. در مسیر رسیدن به این
مرحله مسئولین امر از سر دلسوزی و با حسن
نظر تلاشهای زیادی را به عمل آوردن و
البته این رئیسجمهور آمریکا بود که از
روی استیصال از انواع اهرمها برای این
امر استفاده میکرد. یعنی میگه که این
آمریکا بوده که مجبور بوده تفاهمنامه
امضا کنه. نما
بنده علیلاصول نظر دیگری داشتم ولی از باب
تعهدی که رئیسجمهور محترم به عنوان رئیس
شورای عالی امنیت ملی از طرف خود و سایر
اعضا در پاسداشت حقوق ملت ایران و جبهه
مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول
مسئولیت آن نمودند اجازه آن را صادر نمودن
ایشان همچنین تصریح کردند که اگر طرف
آمریکایی بخواهد زیادهخواهی کند زیر بار
آن نخواهد رفت. از این لحظه ما یعنی شما
ملت سرفراز و این خادم ناچیز منتظر تحقق
شروط گفته شده خواهیم بود. اما بدیهیست
مذاکرات حضوری که در آینده برقرار خواهد
شد به معنی پذیرش نظر دشمن نخواهد بود.
امیدواریم که دعای خیر سرورمان عجل الله
تعالی فرجه شریف انواع نصرتها و فتوحات
برای ملت باشرف ایران به ارمغان آورد.
وسلام علیکم و رحمت الله و برکاته. سید
مجتبی حسینی خامنهای. خب چند نکته
یکی اینکه چرا مجتبی خامنهای این پیام رو
بعد از امضای
به اصطلاح تفاهمنامه داده یعنی اگه بخوایم
مقایسه بکنیم با داستان برجام با پدرش
پدرش اولاً یک نامه به اصطلاح یک نامهای
یا یک به اصطلاح دستورالعملی نوشت پیش از
امضای برجام و خطوط قرمز خودشو مشخص کرد
که من این خطوط قرمزو دارم اگه این خطوط
قرمز رعایت میشه این برجام میتونه امضا
بشه آقای آقای
مجتبی خامنهای در اینجا میگه بنده علی
الاصول نظر دیگری داشتم یعنی چی نظر دیگری
داشتی نظرت چی بود نظرت این بود که جنگ
ادامه پیدا بکنه نظرت این بود که چیکار
باید بکنن یعنی نظر دیگری داشته یعنی چی و
تعهدی که رئیس جمهور بهت داده یعنی چی که
تعهد داده بهت یعنی رئیس جمهور که پزشکی
که نمیتونه تعهد بده آمریکاییها
به اصطلاح به این تفاهمنامه عمل بکنن.
معلوم نیست که این تعهد رئیس جمهور خیلی
بیمعناست این وسط و نکته بعد هم در جبهه
مقاومت. خب وقتی از جبهه مقاومت حرف
میزنیم دیگه این فراتر از لبنان و
حزبالله هست. یعنی هوسیها در یمن، حشر
شعبی در عراق، حماس در
به اصطلاح غزه همه رو در بر میگیره و
خیلی گلوگا.
خیلی عجیب غریبه. یک نامهایست که یک در
حقیقت پیامیست که
اولاً خطاب به ملته نه خطاب به دولت که
امضا کننده است و ملت پرشور و باوفا اینم
تعبیر جالبی به حال من خیلی تردید دارم که
مجتبی خامنهای زنده یا سالم باشه آقای
خامنهای وقتی که همچنین پیامهایی رو
صادر میکرد یا دستورالعملهایی
معمولاً دست خطش منتشر میشد. ما در سایت
دولت و جاهای مختلف که پیام مجتبی
خامنهای منتشر شده چیزی به نام دستخط
نمیبینیم بلکه تایپ شده است یک صفحه تایپ
شده است که همه جا همین صفحه تایپ شده
منتشر شده و این خب یه مقدار اون فرضیه که
قادر یا زنده نیست یا قادر به نوشتن نیست
و این یه مقدار
مسئله سلامتیش رو یا زنده بودنشو باز سوء
زنها رو بیشتر میکنه
و کل محتواش دیگه محتواش فقط یک سلب
مسئولیت از خود ولی هیچ دلیلی براش نیست
که این خطوط قرمز چی هست یعنی اگر چه
اتفاقی بیفته ایران چه کار خواهد کرد یعنی
اینا هیچ کدوم مشخص نیست و بعدشم که این
بعد از در حقیقت
امضای داستان یعنی نوشدارو بعد از مرگ
سهراب بیاد در حالی پیش از امضا باید ما
نظر مجتبی خامنهای رو میدونستیم و
میفهمیدیم که آیا خط قرمزهای او رعایت
شده یا نه.
خدمتتون عرض کنم که
خب در
واکنشهای بسیار زیادی خب طبیعتاً راجع به
این
تفاهمنامه
در هم در آمریکا هم در منطقه و هم در
اسرائیل
به اصطلاح به وجود اومده که من حالا اشاره
میکنم به برخی از این به اصطلاح واکنشها
ها مخصوصاً در رسانهها
رسانههایی مثل سی بی اس و برخی از
تحلیلگران محافظه کار نزدیک به دولت
آمریکا این توافق رو موفقیتی برای ترامپ
به اصطلاح وانمود کردن چون کهه جنگی که
میگن که از این نظر که جنگی که میتونست
به یه درگیری منطقه گسترده تبدیل بشه با
این تفاهمنامه متوقف میشه تنگه هرمز
دوباره به روی کشتی ایرانی بینالمللی باز
میشه، بازار انرژی آرام میشه، مذاکرات
درباره پرونده هستهای به جای میدان جنگ
به میز مذاکره منتقل میشه. در حقیقت این
روایت تأکید میکنه بر توانایی ترامپ در
رسیدن به توافق بعد از نمایش قدرت نظامی.
در حقیقت موضعی که خود ترامپ داره و
صریحاً هم امروز اعلام کرد
منتها در روزنامههای جریان اصلی در
آمریکا مثل واشینگتن پوست و وال استریت
ژورنال
در حقیقت
این توافق یا تفاهمنامه نوعی عقبنشینی
آمریکا تلقی شده و تحلیلگرانش نوشتن که
واکنش واشینگتن کمتر از اهداف خود در
حقیقت دستاورد داره و واشینگتن پست در یک
مقالهای نوشته که توافق فعلی عملاً
بسیاری از مسائل اصلی رو به مذاکرات بعدی
مکول کرده و بیشتر شبیه بازگشت به وضعیت
پیش از جنگ هست تا یک پیروزی استراتژیک و
راهبردی به ویژه مسئله ظرفیت هسته ایران
که هنوز حل نشده
و یک نکته مهمم که من یادم رفت در مورد
توافق اینه که توافق این تفاهمنامه هیچ
چیزی درباره برنامه موشکی ایران نمیگه
یعنی در عمل همونطور که امروز در به
اصطلاح کنفرانس مطبوعاتیش ترامپ گفت
آمریکا برنامه موشکی ایران رو به رسمیت
میشناسه یعنی ترامپ گفت که ما ۸۰د ظرفیت
موشکی ایرانو از بین بردیم ولی ۲۰دش باشه
چه اشکال داره کشورهای منطقه برنامه موشکی
دارن ایرانم داشته باشه ولی برنامه موشکی
ایران به اصطلاح محدودتر از دیگر
کشورهاست. وال استریت ژورنال تأکید میکنه
که در برابر باز شدن تنگی هرمز و پایان
بحران انرژی آمریکا مجبور شده که فروش نفت
ایران رو مجدداً امکانپذیر کنه و در
حقیقت این پرسش که آیا آمریکا واقعاً به
اهدافی که قبل از جنگ اعلام کرده بوده
رسیده یا نه از نظر بسیار بسیاری از
تحلیلگران پاسخشون منفیه که در حقیقت
ترامپ اون اهدافی رو که برای جنگ اعلام
کرد درش ناکام بوده در بسیاری از تحلیلگرا
تحلیلای آمریکایی میبینید که توافق تفاهم
نتیجه
فشار شدید اقتصادی ارزیابی شده نه یه
پیروزی دیپلماتیک یعنی این
در حقیقت این تفاهم محصول فشاریست که بسته
شدن یا محدود شدن تنگی هرمز افزایش قیمت
نفت نگرانی از رکود کود جهانی و فشار
بازارهای مالی بر کاخ سفید وجود داشته
باعث شد که دولت ترامپ برای جلوگیری از
فاجعه اقتصادی جهانی
به اصطلاح ناچار به مصالحه بشه یا اونچه
که ترامپ گفت اگر من این کارو نمیکردم ما
با یک اینترنشنال دیفرشن یعنی یک رکود
اقتصادی جهانی مواجه بودیم بنابراین این
توانایی نظامی آمریکا نبوده که از نظر این
تحلیلگران موجب شده که چنین تفاهمی ممکن
بشه بلکه این بحران اقتصادی بوده که فشار
میآورده بر بر ترامپ
بعضی از منتقدان در رسانههای لیبرال
آمریکا و همین طور برخی از کارشناسان
کنترل تسلیحات استدلال کردن که این
تفاهمنامه از برجام هم ضعیفتره. برجام در
سال ۲۰۱۵
محدودیتهای
فنی روشنتر و سازوکارهای راستی آزمایی
دقیقتری داشت. در توافق جدید هنوز درباره
غنیسازی ایران تصمیم نهایی گرفته نشده.
ایران حق غنیسازی رو به طور ضمنی حفظ
کرده و بسیاری از جزئیات به مذاکرات ۶۰
روز آینده مکول شدن. از این منظر این
تفاهم بیش از اینکه یک به اصطلاح توافق
هستهای باشه یه آتشبس سیاسی و اقتصادی
هست از نظر این تحلیلگران یکی از بحثهای
مهم در واشنگتن نه خود این تفاهمنامه بلکه
شیوه
تصویب اون هست و رویترز نوشته که حتی
بسیاری از سناتورهای جمهوریخواه از جزئیات
توافق بیخبر بودن و خواهان دریافت متن
اون بودن. برخی از نمایندگان معتقدن که
کاخ سفید باید پیش از امضای توافق کنگره
رو در جریان میگذاشت. این بحث احتمالاً
در هفتههای آینده به یک منازعه حقوقی و
سیاسی در واشنگتن تبدیل خواهد شد. همونطور
که در ایران هم
یه کسانی مثل نوویان و دیگران گفته بودن
که مجلس باید باز بشه و در حقیقت تصویب
بکنه اجازه بده و ولی حتی در ایران هم این
توافقنامه پیش از امضا منتشر نشد و مفادش
مبهم موند
بنابراین اگر بخوایم فضای مطبوعاتی آمریکا
رو در یک جمله خلاصه بکنیم رسانههای
نزدیک به ترامپ این تفاهمنامه رو پایان
موفق یک جنگ و بازگشت به دیپلماسی
میدونن. اما بخشی از بخش بزرگی از
مطبوعات و رسانههای جریان اصلی آمریکا
این رو یک به اصطلاح تفاهمی شکننده حاصل
فشار اقتصادی و نشانهای از عقبنشینی
واشنگتن از اهداف اولیه جنگ تلقی میکنن.
در میان روزنامههای مهم آمریکایی سه محور
بیش از همه تکرار شده. یکی اینکه آیا
ایران در عمل برنده مذاکرات شده یا نه؟
آیا این توافق از برجام ضعیفتره یا
استحکام برجام رو داره و آیا دولت ترامپ
برای باز کردن تنگ هرمز و کنترل قیمت نفت
ناچار به مصالحه شده یا به خاطر اون به
اصطلاح نمایش قدرت نظامیش این سه موضوع
احتمالاً محور اصلی
مناقشههای سیاسی در آمریکا در هفتههای
آینده خواهند ماند [صدای خرناس]
در اروپ اروپا برخلاف آمریکا واکنش
مطبوعات کمتر
حول پیروزیا شکست آمریکا بوده و بیشتر حول
سه موضوع متمرکز بوده یکی امنیت انرژی
اروپا یکی ثبات خاورمیانه و یکی آینده
پرونده هستهای ایران به همین دلیل لحن
مطبوعات اروپایی عموماً عملگرایانه تر و
کمتر ایدئولوژیک هست فاینانشال تایمز از
بازگشت شت به منطق تجارت حرف زده یعنی
گفته که این تفاهمنامه
بازگشت به منطق تجارت هست و در گزارشهای
و تحلیلایی که در این روزنامه میبینید
تأکید اصلی بر این هست که دولت ترامپ پس
از ماهها جنگ و بحران انرژی اکنون در پی
بازگشت به روابط عادی تجاری و جلوگیری از
شوک اقتصادی جهانیست مسئله اصلی از نظر
فاینانشال تایمز نه پیروزی نظامی بلکه
بازگشت نفت ایران به بازار و کاهش فشار بر
اقتصاد جهانیست در این چهارچوب توافق
بیشتر یک توافق برای تثبیت بازارها تلقی
میشه تا یک پیروزی ژئوپولیتیک اونطور که
آمریکا و ایران میخوان در حقیقت وانمود
کنن در لوموند
یک مقالهای هست که در اون تأکید میکنه که
این یادداشت تفاهم فقط یک چهارچوبی برای
پایان جنگ هست و مسائل اصلی مثل غنیسازی
ذخایر اورانیوم، رفع تحریمها و ترتیبات
امنیتی به مذاکرات ۶۰ روز آینده موکول شده
و در در نتیجه جنگ متوقف شده اما مسئله
ایران حل نشده. بنابراین بسیاری از
تحلیلگران فرانسوی از تعبیر آتشبس
دیپلماتیک استفاده میکنن نه صلح پایدار.
در مطبوعات آلمانی شما بیشتر نگرانی از
پرونده هستهای رو میبینید در رسانههای
آلمان و اینکه آیا این تفاهمنامه واقعاً
منجر به یه توافقی میشه که مانع دستیابی
ایران به سلاحهای هستهای
بشه یا نه؟ در نتیجه بسیاری از تحلیلگران
آمریکایی آلمانی این توافق رو مفید اما
ناکافی در حقیقت توصیف کردن. روزنامه
گاردین شاید یکی از انتقادیترین تحلیلها
رو منتشر کرده. چند تا مقاله در گاردین
هست که
به اصطلاح به طور کلی استدلال میکنن که
آمریکا اولاً آمریکا از اهداف اولیه خود
عقبنشینی کرده. دوم اینکه برنامه موشکه
ایران عملاً خارج از توافق مونده. همونطور
که گفتم حق غنیسازی ایران پذیرفته شده و
آزادسازی داراییها و کاهش تحریمها
امتیازات بزرگی برای ایران ارزیابی میشه.
در نتیجه در گاردین توافق بیشتر نتیجه
فشار ناشی از بسته شدن تنگ هرمز و نگرانی
از بحران اقتصادی جهانی ارزیابی شده تا
موفقیت دیپلماتیک واشینگتن
بنابراین یه بخش مهمی از پوشش رسانهای
این تفاهمنامه در اروپا یک به اصطلاح رنگ
و بوی غیر سیاسی داره یعنی در رسانههای
اقتصادی اروپا معمو مخصوصاً
این توافقنامه تفاهمنامه به عنوان یه نفس
راحت بازارها ازش تعبیر شده یعنی قیمت نفت
کاهش پیدا کرده بورسهای اروپایی رشد کردن
و
در حقیقت برای بسیاری از روزنامههای
اقتصادی اروپا مهمترین خبر نه متن توافق
بلکه پایان تهدید اختلال در رفت و آمد
کشتیهای تجاری در تنگی هرمز هست.
بنابراین اگر بخوایم فضای کلی مطبوعات
اروپا رو در یک جمله خلاصه کنیم، اروپاییا
بیش از اونکه بپرسن چه کسی برنده شد،
میپرسن که آیا این توافق میتونه از
بازگشت جنگ و دامن زدن به بحران انرژی
جلوگیری بکنه یا نه؟
در مطبوعات عربی
مطبوعات عربی تنوع خیلی بیشتری دارن
درباره این یادداشت تفاهم ترامپ و ایران
به خاطر اینکه در خود کشورهای عربی هم
شکافهای ژئوپولیتیک جدی وجود داره و در
نتیجه میشه سه یا روایت عمده رو از همدیگه
تفکیک کرد یکی رسانهها های کشورهای حاشیه
خلیج فارس که استقبالی محتاطانه کردند از
این تفاهمنامه رسانههایی نزدیک به
دولتهای عربستان سعودی امارات متحده و
کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس
عموماً از کاهش تنش استقبال کردن اما خیلی
با احتیاط روزنامه از شرقالوسط و
رسانههایی که شبیه اون هستن بر این نکته
تأکید میکنن که بازگشایی تی هرمز برای
اقتصاد کشورهای خلیج فارس حیاتیست و کاهش
خطر جنگ مستقیم به سود همه کشورهای
منطقهست اما توافق هنوز درباره برنامه
موشکی ایران و شبکههای نیابتی منطقه
ایران سکوت کرده که خب یک نگرانی بزرگی
هست برای این کشورها در این روایت
این تفاهمنامه
ضروری و مفیده اما هنوز تضمین کننده امنیت
بلند مدت منطقه منطقه نیست. الجزیره و
رسانههای نزدیک به قطر
به اصطلاح این تفاهمنامه رو عمدتاً شکست
منطق جنگ و پیروزی دیپلماسی توصیف کردن.
الجزیره نوشته که توافق جنگ رو متوقف
کرده.
مدت مذاکرات هستهای رو به مدت ۶، ۶۰ روز
آغاز میکنه و رفع تدریجی تحریمها و
بازگشایی هرمز بخشی از روند جدید خواهد
بود. ولی هنوز هیچ کدوم از دو طرف به همه
خواستههای خود نرسیدن.
تحلیلگران الجزیره هم مسئلهشون این نیست
که چه کسی برنده شده بلکه مسئلهشون اینه
که آیا این تفاهمنامه میتونه به یک نظم
امنیتی جدید در خلیج فارس منجر بشه یا نه؟
رسانههای پان عرب
مثل
القدس یا العربی و شماری از تحلیلگران
مستقل عرب بیشتر بر پیامدهای ژئوپولیتیک
این تفاهم
تفاهمنامه تمرکز کردن. از دید این جریان
ایران پس از ماها جنگ همچنان در جایگاه
مذاکره کننده باقی مونده. آمریکا عملاً
وارد گفتگوی مستقیم با ایران شده.
تحریمها در حال کاهش هستن و ایران از
انزوای کامل بینالمللی خارج شده. این
رسانهها معمولاً توافق رو این تفاهمنامه
رو نشانهای از پذیرش نقش منطقهای ایران
توسط واشینگتن میدونن.
گروه چهارم این رسانهها رسانههایی هستن
که [صدای خرناس] رسانههای عربی نزدیک به
اسرائیل هستن و جریانهای ضد ایرانی
در این رسانهها
به ویژه نویسندگان نزدیک به جریانهای ضد
ایرانی در خلیج فارس انتقاد کردن از این
تفاهمنامه
و انتقادشونم این هست که این توافق درباره
موشکهای بالستیک ایران چیزی نمیگه.
شبکههای متحد ایران در عراق، لبنان و یمن
اصلاً موضوع این توافق نیستن و بسیاری از
نگرانیهای امنیتی کشورهای عربی همچنان
باقیست. از این منظر این تفاهمنامه صرفاً
بحران فوری رو عجالتاً مهار کرده اما
مسائل و مشکلات راهبردی و چالشهای
استراتژیک رو حل نشده باقی گذاشته.
بنابراین بیشتر رسانههای عربی از پایان
جنگ و بازگشایی تنگی هرمز استقبال کردن
اما درباره پیامدهای بلند مدت این
تفاهمنامه و جایگاه آینده ایران در منطقه
اختلاف نظر دارن. بنابراین بر خلاف
مطبوعات آمریکا که
بیشتر بر پیروزی یا شکست ترامپ تمرکز دارن
در مطبوعات عربی پرسش اصلی بیشتر اینه که
این توافق چه تأثیری بر موازنه قدرت در
خلیج فارس و آینده نظم امنیتی و سیاسی
منطقه خواهد باشد؟
در میان مطبوعات اسرائیل واکنش به یادداشت
تفاهم ایران و آمریکا به مراتب منفیتر از
اروپا و حتی بخش بزرگی از مطبوعات
آمریکاست. اگر بخوایم فضای رسانهای
اسرائیل رو خلاصه بکنیم سه واژه بیش از
همه تکرار میشن. یکی شگفتی یکی خشم و یکی
هم نگرانی. رسانههای نزدیک به دولت
نتانیاهو میگن که دستاوردهای جنگ در خطره
یا اونچه رو که اسرائیل و آمریکا در جنگ
به دست آوردن با این تفاهمنامه میتونه
برواد بره
در روزنامههایی مثل ایسرائیل حیوم از
زاویه امنیت ملی به این تفاهمنامه نگاه
شده و مهمترین انتقادهاش عبارت از اینه
که این تفاهم نامه فشار اقتصادی رو از
ایران برمیداره و خب میدونید که فشار
اقتصادی یک یا تحریمها یک اهرم بسیار مهم
و مؤثری بود که باعث شد که در طی حداقل
این دو سه دهه اخیر برنامه هستهای ایران
گرانترین و ناکامترین برنامه هستهای در
طول تاریخ برنامههای هستهای جهان باشه.
بنابراین رفع این فشار اقتصادی خب یک
اتفاق خیلی خیلی مهم هست و نشان دهنده
یعنی اگر اتفاق بیفته چرخش
به اصطلاح درستیک و خیلی ۱۸۰ درجهای در
سیاست غرب نسبت به برنامه هستهای ایران
در سه دهه گذشته خواهد بود.
از بازگشت صادرات نفت و نبود محدودیت روشن
درباره موشکهای بالستیک و نامشخص بودن
سرنوشت برنامه هستهای در متن اولیه این
تفاهمنامه انتقاد شده.
در این روایت جنگی که با هدف تضعیف
استراتژیک و راهبردی ایران آغاز شده
الان ممکنه به توافقی ختم بشه که ایران رو
از نظر اقتصادی و دیپلماتیک در موقعیت
بهتری قرار بده یعنی موجب بشه که تمام به
اصطلاح زحمات اسرائیل و غرب برای فشار بر
ایران در این سه دهه همه برباد برن هارت
و تحلیلگران نزدیک به به اصطلا تحلیل
منتقد دولت
بیشتر تمرکز کردن بر شخص نتانیاهو تا خود
تفاهمنامه در این تحلیلها چند تا پرسش
برجسته است. یکی اینکه چطور نزدیکترین
متحد اسرائیل یعنی آمریکا بدون مشارکت
تلویو با ایران
توافق کرده؟ چرا دولت اسرائیل پیشنویس
توافق رو پیش از امضا مشاهده نکرده و
بیخبر بوده و آیا نتانیاهو نفوذ خودش رو
بر کاخ سفید از دست داده یا نه؟ در این
روایت
توافق بیش از اونکه پیروزی ایران یا
آمریکا باشه نشانه ضعف دیپلماتیک دولت
نتانیاهو تلقی شده
یه دی آهارنوت
و تحلیلگران میان رو مثل این تحلیلگران
این روزنامه بیشتر بر بحران روابط شخصی
میان ترامپ و نتانیاهو تمرکز کردن یکی از
موضوعاتی که
مکرر در این تحلیلها میاد اینه که ترامپ
در گذشته نزدیکترین رئیسجمهور آمریکا به
اسرائیل محسوب میشد اما الان توافقی نمضا
کرده که اسرائیل اون رو تهدیدی برای امنیت
خودش میدونه و این امر شکاف کمسابقهای
بین دو رهبر رهبر اسرائیل و آمریکا ایجاد
کرده و حتی بین آمریکا و اسرائیل به طور
کلی
ارشیم پست جروزلم پست
نوشته که ایران هنوز مهار نشده و
خیلی بر جزئیات متن توافق در حقیقت تمرکز
کرده و چند نکته رو به طور عمده برجسته
کرده. یکی اینکه اسرائیل در متن این
تفاهمنامه تقریباً حضور نداره. هیچ جا
نیست. دوم اینکه محدودیت قطعی درباره
برنامه موشکی ایران به چشم نمیخوره. در
این تفاهمنامه. سوم اینکه بسیاری از
مسائل به مذاکرات آینده موکول شده و چهارم
اینکه سرنوشت ذخایر هستهای ایران به طور
مشخص نشده. بنابراین بسیاری از نویسندگان
این روزنامه توافق رو این تفاهمنامه رو
نقطه آغاز یک خطر جدید توصیف کردن نه
پایان بحران.
یک نکته که شاید جالب یعنی مهمتر از یه
نکته که خیلی مهم هست اینه که برخلاف
بسیاری از موضوعات داخلی اسرائیل در این
مورد شکاف بین جریان چپ و راست در اسرائیل
خیلی عمیق نیست یعنی از راستگرایان
نزدیک به نتانیاهو تا بخش مهمی از مخالفان
نتانیاهو یک نگرانی مشترک وجود داره که
توافق فشار اقتصادی بر ایران رو کاهش میده
بدون اون که تضمینهای روشن و فوری درباره
برنامه هستهای، موشکی و نیروهای نیابتی
ایران ارائه کنه. بنابراین اگر بخوایم
برداشت قالب مطبوعات اسرائیل رو در یک
جمله خلاصه بکنیم، بخش بزرگی از رسانههای
اسرائیلی این یادداشت تفاهم رو نه یک
پیروزی دیپلماتیک بلکه توافقی میدونن که
ایران رو از فشار اقتصادی و انزوای
بینالمللی خارج میکنه. در حالی که
بسیاری از نگرانیهای امنیتی اسرائیل
همچنان حل نشده باقی ماندن.
بنابراین پرسش اصلی در مطبوعات اسرائیل
این نیست که آیا جنگ پایان یافته یا نه
بلکه پرسشش این هست که آیا اسرائیل
میتونه مانع تبدیل این توافق موقت به یک
توافق نهایی بشه که از نظر تلویو موقعیت
ایران رو تثبیت بکنه یا نه؟
اجازه بدید که من یک اشارهی هم بکنم به
اونچه که تینگ تنگها ها به اصطلاح اونچه
اونچه که اندیشکدهها میگن در واشنگتن
درباره این یادداشت تفاهم
به اصطلاح واکنش نشون دادن
برخلاف رسانههای آمریکا در تین تنگها
بحث بر سر برنده و بازنده چندان نیست و
بلکه بیشتر اندیشکدهها بر این پرسش تمرکز
کردن که این تفاهمنامه چه تغییری در
موازنه قدرت خ در موازنه قدرت در
خاورمیانه و آینده برنامه هستهای ایران
ایجاد میکنه؟ میشه اندیشکدههای مهم
واشنگتن رو در این زمینه میشه در چهار
اردوگاه در حقیقت
قرار داد. یکی شورای روابط خارجی سی افآر
که یکی از مهمترین اندیشکده های جریان
اصلی هست کونسل فنیشن که در حقیقت یک
نسبتا میانه روئ چندین تحلیل منتشر کرده
که بر دو نکته تأکید میکنن یکی اینکه
بازگشایی تنگه هرمز یک دستاورد مهمه اما
مسائل اصلی هنوز حل نشدن کسانی مثل الیود
آبرامز ری تکیه و استیفون کوک استدلال
میکنن که توافق جنگ رو متوقف کرده اما
آزمون واقعی در مذاکرات ۶۰ روز پیش رو
خواهد بود. در مجموع
این اندیشکده
تفاهمنامه رو
نه به اصطلاح یک شکست میدونه نه یک موفقیت
بلکه یک آتشبس دیپلماتیک میدونه.
واشینگتن اینستیتیوت در حقیقت همون تینگ
تنگی که من ۱۸ سال درش کار کردم
چند تا یادداشت داره که بر ابهام متن
توافق تاکید میکنه
و میگه همه چیز بستگی داره به جزئیات یعنی
یک یعنی امروز یه نشست ویژهای بود در
واشنگتن اینستیتیوت که پنلیست ها برس ش در
حقیقت متمرکز بودن. یکی اینکه ترتیب
رفع تحریمها چگونه خواهد بود؟ یعنی
پروسیجر چگونه خواهد بود؟ ایران چه زمانی
تعهدات هستهای رو اجرا میکنه؟ سرنوشت
لبنان و حزبله چی میشه و نقش اسرائیل در
مرحله بعدی چی میشه؟
پنلیستها
به نظر من به درستی تأکید میکردن که مشکل
اینه که هر دو طرف روایت متفاوتی از این
تفاهمنامه رو ارائه میکنه و در خود این
متن این تفاهمنامه هم ابهامها بسیار
بسیار زیاد هست.
در میان اندیشکدههای امنیتی کنزرواتیو و
محافظه کار انتقادها بسیار شدیدتر هست
مخصوصاً
اندیشکدههایی مثل اف دی دی که یکی از
مهمترین تینگ تنگهایی بود که در وضع
تحریمها و همین طور در ترقیب
به اصطلاح ترامپ به جنگ با ایران خیلی نقش
برجستهای داشت و حتی ی یک یکی از این
پهلوی مشاوران آقای پهلوی هم در اونجا کار
میکرد و لیست جاهایی رو که آمریکا و
اسرائیل باید بمبارون کنن به اصطلاح به
اینها میداد و همین طور فار
اینها به شدت عصبانین انتقاد کردن از
ترامپ که ایران رو از فشار اقتصادی ترامپ
خارج کرده منابع مالی تازهای به در دسترس
ایران قرار میده توان موشکی و شبکههای
منطقه منطقهای ایران رو اجازه داده که
حفظ بشه و در نتیجه ایران در موقعیت
استراتژیکی بهتری قرار میگیره و در حقیقت
این جریان راست افراطی در آمریکا این
تفاهمنامه رو اغلب با برجام مقایسه کرده و
حتی خیلی ضعیف تر از برجام میدانن در
حقیقت کارنامه
ترامپ رو خیلی نمره کمتری بهش میدن تا
اوباما که در حقیقت همیشه مورد انتقاد
اینها بود جریان به اصطلاح واقعهگرای یا
ریالیست در اندیشکدهها
و برخی از بخشی از جامعه دانشگاهی واشنگتن
یه برداشت متفاوتی دارن این دسته از
تحلیلگران یا محققان استدلال میکنن که
آمریکا از نظر نظامی برتر برتری خودشو
نشون داد اما نتونست عهد اهداف حداکثری
خودش رو محقق بکنه و هزینههای اقتصادی
جنگ و بحران تنگه هرمز بود که باعث شد
واشینگتن به مذاکره برگرده. بنابراین این
تفاهمنامه نشان دهنده محدودیت قدرت سخت یا
هارد پاور هست. یعنی نشون دهنده این هست
که جنگ سیاست غلطیست.
این نوع تحلیل رو شما بیشتر در مثلاً برخی
از تحلیلگران معروف مثل فرید زکریا هم
میبینید.
بنابراین
در بین اندیشکدهها
میان روحها توافق رو ضروری دونستن اما
ناقص
به اصطلاح جریان تندروها راست راست در
حقیقت تندرو به شدت منتقدن و معتقدن که
ایران بیشترین سودو برده و ایران این
تفاهمنامه ایران رو در موقعیت قویتری
قرار میده و جریان ریالیست یا واقعهگرا
هم این توافق رو نشون دهنده محدودیت قدرت
آمریکا دونسته. بنابراین اگر از در
واشنگتن از اندیشکدهها بپرسید امروز که
بزرگترین برنده این یادداشت تفاهم کیه
احتمالاً پاسخها متفاوت خواهد بود اما
تقریباً همه بر یک نکته
اجماع دارن و اون این هست که این
تفاهمنامه پایان پرونده ایران نیست بلکه
آغاز مرحله جدید از رقابت بر سر اجرای
توافق رفع تحریمها غنیسازی و نظم هم
منطقه خاورمیانه است. به همین دلیل پرسش
این نیست که چه کسی امروز برنده شد، بلکه
پرسش این هست که چه کسی در ۶ ماه آینده
دست بالا رو خواهد داشت. خب من یک گزارشی
از فضای این به اصطلاح واکنشها دادم تا
طرح بحث بهتر انجام بشه. من اینجا متوقفشم
دوستان نظر خودشونو بگن و بعد من هم
ملاحظات خودم رو خدمتتون خواهم گفت.
بله سپاسگزارم خسته نباشید آقای خرجی
من یه چند تا نکته دارم عرض میکنم خدمت
شما بفرمایید
نکته اول اینکه
میتونیم اینجوری فرض کنیم که اساسا مسئله
غرب با ایران
تمام ادمینستریشن نه فقط ادمینستریشن
ترامپ این بوده که ایران با روند صلح در
خاورمیانه مخالفت نکنه اگر حمایت نمیکنه
حداقل
این روند صلح خاورمیانه رو
در واقع
به هم نزنه این این یکی و دوم اینکه
برنامه هستهای ایران
به طور قطع منجر به نظامی شدن نشه یعنی
برنامه هسته ایران فاصله بسیار بسیار
معناداری با نظامی شدن داشته باشه که
همیشه تحت کنترل باشه به جهتی که اعتمادی
وجود نداره میشه گفت که
اصل
در واقع مشکلات ادمینستریشنهای تمام
ادمنستریشنهای آمریکا بر این د تا محور در
واقع قرار داره
یک محور و برنامه هستهای و یک محور دیگه
چی ببخشید
محور دوم دوم روند صلح خاورمیانه و اینکه
ایران یا همراهی کنه با روند صلح
خاورمیانه و یا اینکه در واقع این روند
صلحو سب تاج نکنه مانعش نشه
خب حالا روند صلح که میگین که ما در روند
صلح الان قرار نداریم یعنی ما نه من عرض
که کنه کنه بنیان همه این تحریمها همه
این مشکلاتی که با ایران پیش اومده و همه
این دور زدن تحریمها که سبب شده بازی غیر
نظم انجام بده. اینکه ایران وارد بازی ضد
نظم جهانی شده به جهت دور زدن تحریمها
بوده و اینکه در واقع غرب این تحریمهای
سنگینو بر ایران بسته به جهت این بوده که
برنامه هستهایشو اطمینان نداره و با
نیروهای نیابتیش روند صلح خاورمیانه و
بیزینس و استبیلیتی در خاورمیانه رو به
خطر میرسه. میشه گفت این د تا مسئله
مسئله بله درسته. درست هست ولی مسئله در
حقیقت فراتر از اینهاست یعنی مسئله این
هست که د جمهوری اسلامی سیاست رسمیش
آمریکاستیزی و اسرائیل ستیزی نه من نه
متوجه هستم نه متوجه هستم که بنیانها از
کجا
یعنی اگ یعنی اگر یعنی فرض کنید اگر همچین
چیزی نبود یعنی اگر اسرائیل ستیزی یا
آمریکا ستیزی نبود حتی برنامه موشکی ایران
میتونست بیشتر توسعه پیدا کنه برنامه
هستشم همینطور
دقیقاً. خب حالا پس بنیانش برمیگرده به
این مسئله اسرائیل ستیزی و آمریکاستیزی که
بازم برمیگرده به اینکه در واقع هژامونی
آمریکا در منطقه رو نمیپذیره و در واقع
با روند صلحی که آمریکا دیکتیت میکنه در
منطقه همراهی نداره. کل ماجرا این
از این میخوام به چه نتیجهای برسم؟ از
این میخوام به این نتیجه برسم که
برای اولین بار
ایران موافقت کرده. که سر این مسئله گفتگو
کنه یعنی این مسئله رو وارد گفتگو کرده
ما هرگز روی این مسئله
گفتگو نمیکردیم ولی بند اول وقتی میگه ترک
محاسمه متحدین آمریکا آمریکا و متحدینش
با ایران و متحدینش یعنی اساساً دیگه
ایران و آمریکا و متحدینش وارد محاسمهای
نخواهند شد یعنی این کل این ماجرا رو در
بند اول اینها در واقع وارد مذاکره قرار
دادن منتها بعد از این بند اول حالا خیلی
روشن هم ایران تو ایران توضیح داده به
آمریکا که برای اینکه شما بتونین این بندو
اجرایی بکنین این روا این آنچه که بر سر
ایران آمده ببخشید آقای اگر که یاد بتتون
ب
ببخشید
بله در واقع ایران در بقیه بندها خیلی
روشن میکنه. یک این بندو به توافق
گذاشته. دوم اینکه روشن میکنه. پس اگر
قراره این بند حل بشه تمام آنچه که در مدت
این ۴۷ سال
در واقع مانع رشد اقتصادی ایران شده باید
برطرف بشه. بحث من این نیست که قبلاً
همچین مسئلهای بوده ها. ما نمیخوایم
برگردیم به قبلاً که اساساً سیاست نظام
توسعه محور نبوده. حرف من اینه که این ۱۴
بند اساساً توسعه محوره و به جهت اینکه
توسعه محوره
در واقع یک موفقیت بزرگ برای آمریکا و
برای ایران چون برای اولین باره که در
واقع ب آمریکا و ایران اصل موضوع رو به
مذاکره میذارن در در واقع همیشه میگفتن
مذاکرات جامع که ایران تمایلی به مذاکرات
جامعه نداشت و از طرف دیگه دیگه
ایران قبول میکنه به شرطی که تمام اون
موانع برداشته بشه مثلاً ببینید این
۳۰۰ می مثلا پایگاههای نظامی آمریکا
پایگاههای نظامی آمریکا دیگه بلاموضوع
هستن این پایگاهها رو کی میخواد در واقع
بازسازی بکنه از کدوم بودجه میخواد
بازسازی بکنه این کشوری مثل کویت و امارات
که این پایگاهها در واقع سبب آسیب
دیدنشون شده به چه جهتی باید هزینههای
بازسازی رو بدن یا اینکه آمریکا که هر وقت
در واقع هرگز نتونست از این پایگاه
استفاده کنه به چه جهتی باید این پایگاه
رو بازسازی کنه؟ یعنی میخوام بگم همه این
مسائل به نوعی قابل حله و نکته دیگه هم که
شما فرمودید در رابطه با عوارض از تنگه
هرمز به نظرم
باز با رجوع به قوانین بینالمللی این در
باز شده یعنی کهه ایران حرفش اینه که
اینجا اگر در قوانین بینالمللی امکان این
وجود داره که ما یه در واقع
حرفی که ممکنه انوایرمنتال فی یا سرویس فی
هر فی که امکان داره مطابق قوانین
بینالمللی با همکاری همسایههامون بگیریم
میتونیم
مطابق با قوانین جهانی اونو کلیم بکنیم
اینم باز هرگز نبوده دری دیگه اینجا مسئله
این نیست که ما دلمون میخواد
عوارض بگیریم رجوعش میدن به قوانین بمللی
قبول دارم که با توجه به اینکه کشورهای
منطقه تحت نفوذ آمریکا هستن این مسیر هرگز
به نتیجه نخواهد رسید حداقل اما یک دریه
که باز شده
نکته بعد این ۳۰۰ میلیارده یعنی شما
ببینید بعد از برجام
ما واقعا نتونستیم سرمایه گذاری کنیم
نتونستیم هیچ سرمایه گذاری رو بیاریم در
کشور اما این ۳۰۰ میلیارد مینیموم ۳۰۰
میلیارد تضمین میکنه که در واقع سرمایه
گذاری به کشور بیاد یعنی میخوام بگم تمام
موانعی که بین روابط ایران و آمریکا بوده
توی این ۱۴ مورد حل شده. اعتقاد من اینه
که
ایران امروز شرایط ایران امروز و آمریکای
امروز یعنی آمریکایی که فهمیده که جنگ
ابدا جواب نمیده
و ایرانی که فهمیده که بدون توسعه قادر به
در واقع
حکین نخواهد بود به یک واقع بینی رسیدن و
این متن یک متنیه که بر اساس این واقع
بینی نوشته شده اینکه چقدر ممکنه که این
متن اجرایی بشه
بستگی به بستگی به توانایی در واقع آمریکا
برای
مهار اسرائیل داره و بستگی به توانایی
ترامپ به در مقابل کنگره داره که هر دو
اینا بسیار چلنجینگه برای ترامپ اما به
نظرم برای اولین بار خیلی روشن مشخص شده
که موارد اختلاف کجاست
من یه مقداری کمتر
من فکر کنم آقای یک لحظه من
جانم
خیلی آره
خیلی ممنونم از اینکه مسجان شرکت کردم توی
این
جلسه یهم
خیلی متفاوت شد من خیلی خیلی ممنونم از
مسو جان
یک نگاه دیگری من میخواستم پیرو حرفای
آقای خلجی چیزی بگم که الان
این بحث تعقیب کرد که به یک سوی دیگر اینم
نگاهمون اونوری هم بگرده یعنی اونوری نه
اینکه مخالف ولی
جالب بود به [گلویش را صاف میکند] خاطر
اینکه
توی دیدگاههای مختلفی که از
این چند ساعت اخیر پیش اومده
متمرکز میشه به اینکه آیا اگر مسعود پزشکی
میرفت اینو امضا میکرد
چگونه بود؟ یعنی چه تحلیلی داشت و اگر
محمد باقر غالیباف میرفت ا امضا میکرد
به چه سنت؟ آره اجازه بدین به اونجا به
اونجا میرسیم ولی پیش از اون اجازه بدین
من راجع به نکتهای که آقا مسعود گفت یه
حرف به اصطلاح یه نکتهای بگم ببینید وقتی
که برجام امضا شد من یادم هست من در بی سی
با آقای سلامتیان که دوست خوب ما هست و هر
کجا هست خدا حفظش بکنه و سلامت باشه
یک بحثی بود و من اون آقای
سلامتیان خیلی خیلی خوشبین بود و میگفت
این اتفاق خیلی مهمیه و یک بریکروئه و این
پشتیبانی د تا رهبر کشوررو یعنی هم اوباما
رو داره و هم آقای خامنهای رو ولی من
اونجا اظهار
به اصطلاح بدبینی کردم و آقای سلامتیان
خیلی به من محبت داره ولی اونجا توی
تلویزیون خیلی عصبانی شد و در حقیقت
برفروخته شد و ولی در عمل به اصطلاح اون
بدبینی که من داشتم
در حقیقت نشون داده شد که بیراه نیست چرا
من بدبین بودم با برجام من با برجام مخالف
نبودم من به برجام بدبین بودم بدبینی من
به برجام این بود که به چند دلیل بود یکی
اینکه در ایران
آقای روحانی و آقای ظریف به آقای خامنهای
دروغ گفته بودن یعنی اونها به آقای
خامنهای گفته بودن که ترامپ اوباما ما
رئیس جمهوریست که میخواد سیاست
آمریکا رو در خاورمیانه به طور کلی تغییر
بده و حضور نظامیش رو پایان بده. در نتیجه
اگر ما به اصطلاح یک توافق هستهای داشته
باشیم ما میتونیم بر اساس این توافق
هستهای از شر زحمت آمریکا به طور کلی
رهایی پیدا بکنیم. یعنی این توافق هستهای
رو یک توافق ترنسفورمیشنال میدونستن.
یعنی تمام سیاست آمریکا رو تغییر خواهد
داد. خب این دروغ بود با آقای خامنهای
اینو این دروغ گفته بودن و آقای خامنهای
هم از این جهت خیلی عصبانی بود در اظهار
نظرهای بعدیش از این طرف هم آقای اوباما
در حقیقت دروغ گفت به هم به اصطلاح
به
اصطلاح کانونهای سیاسی و نهادهای
تصمیمگیری در آمریکا. یکی اینکه آقای
اوباما به هیچ وجه اسرائیل یا کشورهای
منطقه و حتی کنگره رو در جریان این
مذاکرات قرار نداد. هیچ به اصطلاح اونها
در این مذاکرات هیچ نقشی نداشتن. در حالی
که اونها در عمل کسانی بودن که
صاحب منفعت بودن در این مسئله و باید
اسرائیل و کشورهای منطقی دخالت داده میشدن
و کنگره و اینکه کنگره هم دخالت داده نشد
خب به راحتی راه رو باز کرد برای اینکه
ترامپ این برجام رو پاره بکنه و از طرف
دیگه
اوباما همین حرفی رو که ظریف و روحانی به
دروغ به خامنهای میگفتن اونها هم اینجا
تکرار میکردن که میگفتن این توافق
هستهای ترنسفورمیشناله یعنی ما این توافق
آغاز
به اصطلاح روند عادی شدن
آم ایران به عنوان یک بازیگر منطقهای و
بینالمللی هست و ایران دیگه اگر سر این
مسئله کوتاه بیاد دیگه از اون حالت کشور
یه دولت
به اصطلاح اقتدارگرا و توسعه طلب و
ایدئولوژیک بیرون خواهد آمد و عملگرا را
خواهد شد. خب همه اینا اشتباه بود. یعنی
همه اینها در عمل مشخص شد که
مهم نیست که مفاد اون برجام چی بود. مهم
شیوه در حقیقت مذاکرات و شیوه تصویبش بود
که مشکل داشت. الانم مشکل همینه آقا
مسعود. یعنی مشکل اینه که اولاً
هیچ هیچ تضمینی وجود نداره که این
تفاهمنامه حتی اگر به توافقی هم بیانجامه
خیلی عاقبت بهتری داشته باشه از برجام
مخصوصاً
وقتی که شما مواجه هستید با
آمریکا اسرائیل و کشورهای
حاشیه خلیج فارس که هزینه
اقتصادی و نظامی بسیار بسیار کلانی رو
پرداخت کردن و
رفتن به سمت یک توافق مقبول برای همه
اطراف این قضیه بسیار بسیار دشوار هست و
اگر آقای ترامپ الان برای اینکه همچین
تفاهمنامهای رو امضا بکنه نه تنها
اسرائیلو نادیده گرفته نه تنها کشورهای
منطقه رو نادیده گرفته نه تنها کنگره رو
نادیده گرفته که حتی و وزیر به اصطلاح و
هم وزارت دفاع دفاع و هم وزارت خارجه خود
د کابینه خودش رو به شدت تضعیف کرده یعنی
الان یک دعوایی هست بین به اصطلاح آقای
آقای هگزت و ترامپ به خاطر هگزت مخالفه با
این تفاهمنامهست همون طوری که جیدیونس
مخالف بود با جنگ و از طرف میگه این
تفاهمنامه اولاً این جنگ در زمانی آغاز شد
که
در حقیقت در کشورهای
حاشیه خلیج فارس از میان ۱۰ تا کشور
آمریکا فقط د تا سفیر داشت و نبود این به
اصطلاح سفرای آمریکا در منطقه بسیار مهمه
یعنی ارتباط این کشورها با آمریکا در یک
سطح خیلی پایینی قرار داره و در حقیقت این
بسیاری از منتقدان معتقدن که این توافق ق
نحوه نگرانیها رو درباره نحوه مدیریت
بحران در ماههای گذشته از بین نمیبره و
در حقیقت در شرایط بحرانی نقش سفیر صرفاً
انتقال پیام نیست بلکه در تصمیمسازی در
هشدار در حتی مدیریت خطرهای جانی برای
کارکنان خیلی اهمیت داره وقتی که پنتاگون
میگه ما میخوایم حمله کنیم یک سفیر خوب
اگر در محل باشه میگه که نیروهای منو از
اینجا رو خارج کنید چون در آستانه تبدیل
به یک منطقه جنگی هستیم و در عوض
بهانه لو نرفتن عملیات همه کارکنان این
سفارتخونههای آمریکا در محل نگه داشته
شدند و وقتی که یک ناوگان عظیم نظامی درست
در نزدیکی ساحل سواحل خلیج فارس مستقر شده
و آماده حمله است در حقیقت این
سفارتخونهها کاملاً در وضعیت
غیر آمادهی قرار دارن و
یکی از
دیپلماتهای آمریکایی
گفته که یکی از مقامات سابق آمریکایی
دینلمن گفته که
آیندهای که برای ماشین دیپلماسی آمریکا
میشه تصور کرد ماشین دیپلماسی آمریکا مثل
تصادف قطاریست که نمیشه از اون چشم برداری
واگنها یکی یکی دارن به هم میخورن و در
هم میشکنن و آمریکا با اون هیبت عظیمی که
داشت در به اصطلاح این آینده دیپلماسیش
ماشین دیپلماسیش اصلاً مشخص نیست آینده
دیپلماسی آمریکا در شرایطی رقم خواهد که
الان آمریکا دیگه متحدان قدیمی خودش رو
مثل گذشته نداره ببینید اسرائیل و آمریکا
به شدت با سوء زن نگاه میکنه کشورهای
منطقه دقیق به شدت با سوء زن نگاه میکنن
و از آمریکا عصبانین ناراضین یعنی اون
پروتکشن یا اون حفاظتی که اونها توقع
داشتن نگرفتن از آمریکا و ائتلافهایی که
دههها صرف شکلگیری و تقویت اونها شده بود
و آمریکا رو تبدیل کرده بود به قدرت جهانی
اینا تضعیف شدن و وزن سابق رو ندارن و
تصویر خیلی ترسناک در پیش رو هست و خیلی
ساده نیست.
بنابراین شما فقط مسئله سفارتخونه هم
نیست. دهها و یا صدها افسر خدمات خارجی
ببخشید آقای خرجی ببخشید میخوام من شما رو
قط میکنم ببینید درگیری که
خاورمیانه با صلح رابطه بسیار بسیار
نه نه من خاور نه من خاورمیان نمیگم نه
اجازه بدین اجازه بدین من دارن همیشه روی
اسب باز در واقع روی جنگ
یه لحظه اجازه بدید آقاداری کردن برنده
است اینکه تیر لحظه
آقای مسعود یه لحظه اجازه مسئله خاورمیانه
نیست بحث ایران و آمریکاست یعنی دو طرفی
که اینو امضا کردن در ایران همین پیامی که
آقای مجتبی خامنهای داده میگه که مذاکره
با دشمن یعنی آمریکا رو دشمن میدونه
همچنان ولی یک حالا اگه بخوایم یه به
اصطلاح یه سناریوی خوشبینانه رو هم بخوایم
به اصطلاح بهش اشاره بکنیم یه اتفاق
متفاوتی الان افتاده نسبت به برجام و اون
اینه که آقای خامنهای این کشته شده و
کشته شدن آقای خامنهای مسئله سادهای
نیست. یعنی سیاست خارجی ایران با آقای
خامنهای در یک بنبست قرار داشت و این
بنبست الان نمیگم شکسته شده میگم امکان
شکسته شدنش به وجود آمده. اگر شما نگاه
بکنید به حرفایی که قالیباف زده میگه که
ما باید از پشت لانچرها بیایم در بازار
اقتصادی و تجارت و اینها و ایران رو
بسازیم. این نشون میده بخش تکنوکرات
سپاه نظامیها الان یک قدرت بسیار زیادی
دارن و
قالیباف یک بازیگر خیلی مهمیست. در نظر
بگیرید که قالیباف از جمله
قالیباف از جمله نظامیهای نزدیک به پوتین
هست و این امکان به اصطلاح نفوذ و قدرت
قالیباف رو بسیار بسیار افزایش میده. من
فکر میکنم این تفاهمنامه بی بیش از
اونکه درش پزشکی نقش داشته باشه یا اینکه
مثلاً منتظر جایز اجازه مجتبی خامنهای
باشن محصول این طیف نظامیهاست که قالیباف
نمایندگی میکنه. حالا سؤال اینه آیا
جمهوری اسلامی و اگر از این به بعد رهبریش
به دست این طیف تکنوکرات نظامی بیفته آیا
سیاست آمریکای ستیزی و اسرائیل ستیزیش
تغییر خواهد کرد یا نه؟ اینجاست مسئله مهم
اگر این سناریو پیش بیاد یعنی اگر رهبری
در ایران در دست این طیف نظامی و تکنوکرات
باشه اونوقت میشه انتظار داشت که نتایج
متفاوتی از این تفاوت به دست بیاد یعنی
ایران به شکل متفاوتی عمل بکنه ولی این
بستگی به طرف اسرائیلی هم داره وقتی که
شما میید در بند اول این تفاهمنامه میگه
که آمریکا و متحدانش
دیگه در ایران و به ایران و لبنان حمله
نکنن خب همین دیشب اسرائیل حمله کرده به
لبنان یعنی آمریکا نمیتونه جلوی اسرائیلو
بگیره و در نتیجه اسرائیل میتونه همواره
این وسط اخلال ایجاد کنه اجازه بفرمایید
پوینت با پوینت بریم جرا اینکه فرمودید که
کشورهای منطقه رو نادیده گرفته اینکه تمام
کشورهای منطقه پاکستان عربستان سعودی قطر
امارات مستقیماً در نوشته شدن این قرارداد
این تفاهمنامه نقش داشتن
اسرائیل نادیده گرفته به جهتی که اساساً
اسرائیل یه نیروی نیابتی آمریکاست اسرائیل
که تمام بودجه نظامیشو برای به جنگ از
آمریکا میگیره اسرائیل اصلاً چه محلی از
گفتگو داره در رابطه با جنگ امروزم ونس
توضیح داد که دو سوم تمام هزینههای جنگ
شما رو ما میپردازیم خب چرا نمیتونه
جلوشو بگیره اگه هزینههای ببینید ما
میتونیم هر توافقنامهای که بین ایران و
آمریکا تهیه میشه دلایل بسیار زیادی
بگیریم بیاریم که شکست میخوره و
معمولاًهم شکست میخوره اما نکته اینجاست
که هر کدوم از این توافقنامهها ممکنه یه
گام به جلو باشن یا ممکنه یه گام به عقب
باشن بحث من امروز این نیست که با این
توافقنامه ضمن در این ۶۰ روز تمام مسائل
خاورمیانه آن چیزی که در واقع در بندهای
چهاردهگانه این توافق تفاقمنا نامه اومده
برطرف خواهد شد. بحث من اینه که یک تغییر
بسیار بنیادی
رخ داده در امروز خاورمیانه. این تغییر
چیه؟ یک ایران قبول کرده وارد توافق جامع
بشه. ایران هرگز این قب ایران قبول کرد
برجام کا کام برجام کامپرنسیو اگریمنتها
برجام توافق جامعه یعنی اصلا
نبود نبود گفتن برجام
آقای خامنهای مخالفت کرد برجام فقط در
رابطه با مسائل هستهای گفتگو کردن این
توافقنامه در با مسئله جنگ در خاورمیانه و
متحدین ایران و متحدین آمریکا میخوان
گفتگو کنن هرگز همچین گفتگویی در برجام
نبود برجام فقط مسئله هستهای بود. حالا
عرض
نه برنامه هستهای بود برنامه موشکی هم
بود. بله
عرض من اینه که این گام ابتدایی که از طرف
ایران برداشته شده که در رابطه با مسئله
جنگ در خاورمیانه در واقع گفتگو میکنن
گام
مهمی که از طرف آمریکا برداشته شده که
هرگز تا امروز نبود یعنی حتی ما در برجام
همه میگفتن که شما یا موافقت میکنید یا
راه حل بعدی جنگه. یعنی جنگ همیشه روی میز
بود. همیشه بین گفتگوهای ایران و آمریکا
جنگ روی میز بوده. نه امروز. از اواخر
دوران ناز خ
مگه الان مگه الان ترامپ نگفت اینو؟ هم
ترامپ هم هگزیت گفته.
اگر جنگ جواب میداد که الان اگر جنگ جواب
میداد اینا اصلاً باید چه کار میکردن که
نکردن. نه ببینید در در کنفرانس مطبوعاتی
که امروز ترامپ داشت یکی از خبرنگارا ازش
سؤال کرد گفت که شما چه تضمینی میدید که
جمهوری اسلامی دنبال به اصطلاح نظامی کردن
برنامه هستهیش نره گفت که ات هارد خیلی
سخته ولی اگه برن من بمبارونشون میکنم و
منی
از این توافق خارج بشن خب مسلمه دوباره به
جنگ وارد میشن اگه از این توافق خارج بشه
خب بنا چیزی تغییر نکرده که
همه توافقا همینه اینه
خب بنابراین چی بنابراین چیزی تغییر نکرده
فرقش فرقش اینه که فرقش اینه که همیشه
همیشه بر این باور بودن که جنگ آخرین راه
حله راه حله یعنی فکر میکردن که
الانم همینه دیگه الان ترامپ همینو میگه
الان الان بر این باور نیستن که جنگ راه
حل
نه ترامپ میگه اگر یا شما موافقت میکنید
یا ما بم بم برو میکنیم
ببینید اینکه بمب میزنه یا نمیزنه من
فکر میکنم حداکثر میتونه برگرده به
محاصره دریایی
نه من کاری به تواناییش ندارم در کار باید
حرفاش دارم میگم الان هم آمریکا سیاستش
اینه که
خب اگر میخواست که با بمب مسئله رو حل
بکنه که خب حل کرده بود
آقا این انتقاد شماست دوست مسعود جان
انتقادت درسته منم معتقدم که جنگ راهحل
نیست ولی ترامپ میگه گزینه نظامی گز پلن
بیه اگر شما به این توافق عمل نکردین ما
بروون میکنیم امروز هگزیت یه صحبتهای
امروز هگزیتم اگه شنیده باشید میگه میگه
که ما میگه که
اعتماد نداریم و ما حاضریم هر لحظه
برگردیم به جنگ
حالا سؤال من از شما اینه
برای شکسته شدن این تفاهمنامه چه کسی
بیشتر امکان داره این تفاهمنامه رو بشکنه
ایران یا آمریکا منظورم متحدین ایران و
متحدین آمریکا هم هست
ببینید در حالا کدوم ایران ما یه ایرانی
داریم که
آره ایرانی که الان هستین نوشته
ایرانی که الان هست ما زیاد نمیشناسیما
یعنی الان وقتی که میگید ایران یعنی کی
یعنی اگر آقای خامنهای بود من میتونستم
به شما بگم آقای خامنهای چهجوری فکر
میکنه ما میتونستیم سابقه به اصطلاح
تصمیمات آقای خامنهای رو ببینیم و یک به
اصطلاح حد بزنیم ولی ما الان نمیدونیم
مجتبی خامنهای چهجوری فکر میکنه ما
نمیدونیم پزشکی نظرش چیه و چقدر نقش داره
ما نمیدونیم قالیباف این وسط شکار است ما
نمیتونیم تصمیمگیری اصلی وزارت خارجهست
یا اینکه شورای امنیت ت ملیه اینا رو ما
نمیدونیم مجلس این وسط چکار است در نتیجه
بسیار بسیار مبهمه یعنی این طرف شما با یک
بازیگر بیچهره مواجه هستید
مسئله این نیست که اطلاعات ما بسیار
محدوده همیشه اینه که بر اساس اطلاعات
محدود ما چه چه نظری میتونیم بر اساس
اطلاعات محدود بیم همیشه اطلاعات ما
محدوده آقای خلچی ما همیشه میتونیم لیست
آره ولی ولی موضوع ببینید موضوع محدودم
فرق میکنه یعنی ما الان نمیدونیم که
قدرت ایران دست کی اداره میشه؟ وقتی شما
میگی آمریکا آمریکا رئیسجمهورش مشخصه
کنگرهش مشخصه در ایران اصلاً مشخص نیست
هیچی مشخص نیست الان یعنی حتی غربیا بارها
و بارها ترامپ و دیگران گفتن که ما
نمیدونیم با کی داریم مذاکره میکنیم ما
نمیدونیم کی ایرانو داره اداره میکنه
یعنی حتی غربیها این ابهامو دارن حتی
آمریکایی که امضا کرده این ابهامو داره
یعنی شما در یک وضعیت بسیار بسیار تاریکی
هستید و تصور کنید که ما یعنی یک مسئله
مهم اینه که از فردا وقتی که آتشبس در
حقیقت جنگ متوقف میشه در تازه دعواها در
داخل سرایت در ایران آغاز میشه یعنی در
ایران ج به اصطلاح مجلسیات پایداریها
نمیدونم نظامیها نمیدونم دولتیها اینا
به جون همدیگه میفتن بر یعنی جنگ قدرت در
داخل ایران اتفاق میفته این خیلی تعیین
کننده است یعنی تا ۶۰ روز دیگه ما
نمیتونیم بدونیم که در ایران کی دست بالا
رو داره در هرم سیاسی هرم قدرت سیاسی این
خیلی فرق میکنه با اینکه بگیم ما اطلاعات
پشت پرده نداریم این چیزیست که حتی
غربیها و اسرائیلیها هم نمیدونن
نتانیاهو تصریح کرد ترامپ تصریح کرد که ما
نمیدونیم چه کسی در ایران در حقیقت
قدرت اصلی رو در دست داره این این خیلی
مهمه [صدای خرناس]
بله
به نظرم م در مورد این نشناختن شناختن
همین متن
اجازه بدید دوست عزیز اجازه دوست عزیز
اجازه بدید که بابک اداره بکنه جلسه بله
یه لحظه آقا مسعود ادامه بدید شما چون
نه نه سپاسگزارم فقط من من موافقم با آقای
خل که میفرمند دانشگاههای ما در حال از
ایران امروز بسیار بسیار محدوده اما نکته
همینه دیگه ما میخوایم با این دانستههای
بسیار بسیار محدود و بر اساس این متن توا
توافقنامه
وضعیت امروزو بفهمیم
درسته من جان من نمیگم دانستههای ما
محدوده من میگم که وضعیت نامعینه یعنی
وضعیت رهبری در ایران نامشخصه نه اینکه ما
نمیدونیم من میگم که یک جنگ قدرتی بعد تا
زمانی که جنگ هست خب شما میتونی استیت آف
ایمرجنسی اعلام کنی وضعیت فوقالعادهتر
هست میتونید صداها رو خفه کنی کنترل کنی
در زمان جنگ مطبوعاتو میتونی سانسور کنی
همه اینا هست ولی وقتی جنگ تموم میشه تازه
من من میگم ما وارد یک دوره جدیدی میشیم
که در این دوره جدید یک نبرد قدرتی درون
حاکمیت در ایران وجود داره که اون
تعیینکنندهست. اگر اون بخش ایدئولوژیک
سپاه دست بالا رو بگیره یعنی اون جریانی
که همیشه منتصب میشد به مجتبی خامنهای
اونوقت سرنوشت این توافق تفاهم به این شکل
خواهد بود. اگر به حرفای قالیباف نگاه
میکنید یه کسی مثل قالیباف دست بالا رو
داشته باشه به یه شکل دیگه. بنابراین من
نمیگم ما شناختمون محدوده. من میگم وضعیت
در ایران از نظر رهبری سیاسی بسیار
متزلزله و ما در آستانه یک جنگ قدرت واقعی
هستیم در تهران
بله سپاسگزارم فقط جمله آخر بگم بابک جان
وفر
بله من من با شما موافقم
فقط نکتهای که هست من همون طور که عرض
کردم تلاشم اینه که بر اساس این ۱۴ ماده
بفهمم که در واقع قرائت قالب در ایران
امروز چیه و به این بر این باورم که ایران
کمترین انگیزه رو برای شکستن این تفاهم
نامه داره اگرچه اسرائیل انگیزه بسیار
بسیار بالایی برای شکستن این تفاهمنامه
داره و آمریکا کار بسیار سختی داره برای
در واقع محدود کردن اسرائیل و قانع کردن
کنگره اما ایران انگیزه بسیار کمی برای ش
خب این در مورد برجامم بود دیگه آقای
ترامپ پاره کرد ولی ایران به برجام متعهد
موند در مورد برجامم همین طور بود یعنی در
در مورد برجامم ایران تا آخرین لحظه از به
اصطلاح کنار نرفت از برجام یعنی تا امروز
هم میگن که ما به برجام متعهد میگن برجام
دیگه کار نمیکنه وگرنه ایران در مورد
برجام هم به رغم اینکه ترامپ پاره کرد و
آقای خامنهای اول تهدید کرد که اگر
اونها پاره کنن ما آتش میزنیم آتش نزد
بنابراین من با شما موافقم که ایران به
چنین توافقی نیاز داره منتها ها هم در
داخل ایران وضعیت بحرانیه یعنی متفاوته با
زمان برجام هست یک رهبری ندارید که حرفش
فصللخطاب باشه و هم در آمریکا و رابطه
آمریکا با اسرائیل و با
[گلویش را صاف میکند] کشورهای منطقه
بسیار بحرانی هست دیگه رابطه آمریکا با
اسرائیل مثل قبل نیست بنابراین
همون طور که الان نتانیاهو به ترامپ گوش
نمیده در مورد لبنان ممکنه در مورد ایرانم
گوش نده متوجهین چی میگم و هر چقدرم که
آمریکا عصبانی باشه
اعتنا نکنه این من وقتی از مطبوعات
اسرائیل براتون خوندم یعنی مسئله نتانیاهو
نیست فضای کلی در اسرائیل اینه که این کار
ترامپ رو به شدت منفی ارزیابی میکنن و
این یعنی حتی اگه نتانیاو هم نباشه یک
شکافی که بین ایران اسرائیل و آمریکا به
وجود آمده و حتی بعد از نتانیاهها هم
میتونه تداوم پیدا بکنه
سپاسگزارم
بله خیلی ممنون
یک مسئله خیلی مهمی که اینجا هست
و توی تحلیلهایی که
این روزها شنیده میشه اینه که خب میراث
فکری آقای خامنهای فرو ریخته
و
ما هیچ [صدای بند آمدن نفس]
نشانهای هم از خود آقای
رهبر سوم که نمیبینیم ولی خب یه چیزایی
نسبت میدم به ایشون
بابکشن نه تنها میراث فکریش آقای خامنهای
صریحاً در سخنرانیش گفت ما اگر مذاکره
کنیم با این دولت آمریکا مذاکره نخواهیم
کرد
آقای به
نخستوزیر ژاپن گفت اصلاً من به به ترامپ
پیام نمیدم من اصلاً به اون جواب نمیدم
یعنی آقای خامنهای رسماً تحریم کرده بود
مذاکره با دولت ترامپ رو الان قالیبافی که
رفیقش سردار سلیمانی رو کشته کشتن و
رهبرشو کشتن میره مذاکره میکنه با همین
دولت ترامپ بنابراین خیلی مسئله مبهم هست
آیا واقعاً این نقض حرف آقای خامنهای در
مورد مذاکره با ترامپ نه فقط مذاکره با
آمریکا مذاکره با ترامپ صریحاً آقای
خامنهای ممنوع کرده بود آیا این نقض
نشانه این هست که در ایران یک رهبری جدیدی
به وجود آمده که موضعش درباره اسرائیل و
آمریکا متفاوت از این ۴۰ سال گذشتهست یا
نه این پرسش اصلیه اگر اینطور باشه یعنی
اگر ما با یه رهبری جدیدی مواجه باشیم که
سیاست ضد آمریکایی و ضد اسرائیلی
گذشته ایران رو دنبال نکنه اونوقت میشه
گفت یه تحول بزرگی به وجود آمده وگرنه صرف
این تفاهمنامه به نظر من تحول خیلی عجیب
غریبی نیست
خیلی خب ما الان به خاطر اینکه به نظر
میرسه آقای خامنهای وجود نداره
و
روند
مذاکرات و همین اگلمنتی که
و اون تفانامه یا هر چیزی که اسمش رو
بخوایم بذاریم
الان داریم اونو امضا کردهاند
این محصول اینه که چون آقای خامنهای حذف
شده به این نتیجه رسیدیم یا اینکه نه ما
میتونستیم مثلاً اینم پیش از این برسیم.
این اینم نکتهایه که یه یه مقدار فرار به
جلوئه دیگه. یعنی
هم نمیشه خب
اون بر اون
قاعده استدلال
کرد. هم نمیشه اینوری
رفت. یه جوری فکر فکر کنیم مثلاً آقای
خامنهای اصلاً همین الان وجود داره ولی
اومده کنار تا این قضیه بره جلو مثلاً
یادمون هست که هیچوقت آقای خامنهای توی
یه سری حتی اون برجامی که فکر میکنم که
همون منطقیترین حالتش این بود که همون
برجام میرفت جلو همون موقعی که آقای
[صدای خرناس] روحانی داشت کارا رو و
اموراتو دست گرفته بود و داشت میبرد جلو
منطقی بهترین حالتش اینه که همون میرفت
جلو و به یه نتایجی میرسید و به این
وضعیتی که الان هستیمم نمیرسیدیم.
ببین ببینید جمهوری اسلامی به شدت شوکه شد
از اینکه آمریکا و اسرائیل در این جنگ ۴۰
روز اول خامنهای و فرماندهان سپاه زدن.
این چیزی که خود قالیباف در یه مصاحبه گفت
ما میدونستیم که جنگ میشه و حتی مثلاً
سلامی و نمیدونم دیگران رفته بودن اون شب
در دفتراشون و در قرارگاه ولی فکر
نمیکردیم که آقای خامنهای رو و
فرماندههای جنگو حت فرماندههای نظامی رو
حتی در خونهشون به اصطلاح هدف
به اصطلاح حمله قرار بدن بنابراین جمهوری
اسلامی یک شوک عظیمی بهش وارد شده این یه
نکته نکته بعد اینه که اگر فرض کنیم اگر
آقای خامنهای زنده بود یعنی و
فرماندههای دیگه زنده بودند و همچین جنگی
صورت میگرفت
معلوم نبود که همچین تفاهمنامهای ب امضا
بشه یا به همین راحتی باشه [صدای خرناس]
اینکه یه چرخش
به اصطلاح دیپلماتیک بسیار جدی در سمت
ایران دیده میشه این هیچ جای تردید نداره
اما در عین حال فراموش نکنید که همین الان
که ما داریم حرف میزنیم در ایران مخالفان
این تفاومنامه بسیار جین یعنی از
پایداریها از به اصطلاح حتی شورای امنیت
ملی امروز یه بیانیه اعلام کرده و بیانیه
صادر کرده و اعلام کرده که تا پایان ۶۰
روز قید شده در یادداشت تفاهم ایران و
آمریکا هزینه کشتیهای متقاضی عبور از تنگ
هرمز با دولت جمهوری اسلامی هست. خب اینو
شما بگذارید در کنار سرمقالههای حسین
حسین شریعتمداری یعنی اصلاً میبینید که
حسین شریعتمداری یکی از شاخصترین کسانی
بود که سالها تأکید میکرد بر اهمیت تنگی
هرمز و میگفت ما باید ببندیمش و حسینی
شریعتمداری وقتی که به عنوان نماینده
رهبری ازش یاد میشه یعنی الان
نه تنها در زمان علی خامنهای که در زمان
مجتبی خامنهای هم بهش به اصطلاح تایتل
خودشو عنوان خودشو داره آیا آیا
طیف شریعتمداری اجازه خواهند داد که تنگ
هرمز به صورتی که آمریکا میخواد در حقیقت
اداره بشه چون آمریکا در نهایت میگه که من
در همین تفاهمنامه هست دیگه میگه من اجازه
اجازه نمیدیم که عوارض گرفته بشه شاید
اجازه بدن به قول آقا مسعود برای سرویسها
برای خدمات در حقیقت
پولی بگیره ایران ولی نه به عنوان عوارض و
اینا اینا اختلافات بسیار زیادی اگر من
چون مرتب تلویزیون ایرانو نگاه میکنم و
برنامههای به اصطلاح اظهار نظرهای
فرماندههای سپاه ازم محسن رضایی گرفته تا
به اصطلاح دیگران و همین طور چهرههای
سیاسی و خیلیا معتقدن که الان قالیباف رو
یعنی یکی از دلایلی که قالیباف امضا نکرد
و و پزشکی امضا کرد به خاطر اینکه فش فشار
به قالیباف به شدت زیاد بود وغالیباف رو
به عنوان یه کسی که خیانت کرده به خون
خامنهای و سردار سلیمانی ازش یاد میکردن
و کسانی اومدن توی خیابون تظاهرات کردن و
عراقچی اعدام باید گردد گفتن در نتیجه
گذاشتنش گردن پزشکی که در حقیقت پزشکی یه
سپر بلا شد و بعدم
اینا ایناست که در حقیقت ما رو خیلی
به اصطلاح خیلی محافظه کار میکنه، محتاط
میکنه درباره قضاوت کردن، درباره شرایط
خب دوستان اگر دوستان اگر هر کدوم نکتهای
دارن دیگه من کمتر صحبت میکنم چون حرفامو
زدم. دوستان اگر نکتهای دارن بفرمایید.
ببخشید آقای بابکه فکر میکنم بعضی از
دوستان دست بالا کردن اگه زحمت بکشید
بله اگه اجازه بدید
کنترل بکنم چون مطمئن نیستم که
آقا مص شما نکته دیگری داری
آقای خرجی فکر نمیکنید این مسئلهای که
گفتن باید بره در شورای امنیت این قرارداد
امضا بشه؟ یعنی اول اینکه گفتن که این
قرارداد در امضای هر دو رئیس جمهور باشه
میخواستن در واقع شکستنشو یه مقداری
سختتر بکنن و حالاهم که میگن که توافق
نهایی باید به تایید شورای امنیت برسه باز
به این دلیله که واقعاً خیلی جدی هستن و
میخوان در واقع در واقع ایران خیلی جدیه و
میخواد شکستن این قراردادو سختتر بکنه
ببینید اصلاً تو بند اول هم ایران هم
آمریکا تعهدی میدن که نمیتونن اجرا کنن.
یعنی میگن که نه تنها ما به به اصطلاح
حاکمیت و تمامیت ارضی همدیگه احترام
میگذاریم که متحدان ما یعنی اسرائیل و
نیروهای مقاومت. خب درسته که د تا رئیس
جمهور به اصطلاح امضا کردن ولی در مورد
چیز امضا کردن که خودشون کنترل کامل ندارن
روش. یعنی وقتی میگی نیروی مقاومت یعنی
حماس یعنی حزبالله یعنی حشر شعبی یعنی
هوسیها ایران درسته که اینها رو از نظر
مالی و نظامی تغذیه میکنه ولی کنترل کامل
رو نداره رو اینها و اینطور نیست که اونا
کاملاً گوش به فرمان و عروسک کوکی ایران
باشن از اون طرفم اسرائیل اسرائیلم اینطور
نیست که با حرف آمریکا کاملاً گوش بکنه
بنابراین امکان نقض این
تفاهمنامه از سوی دو طرف توسط متحدانش
وجود داره حتی اگر خودشونم نقض نکنن از
طرف متحدانشون این احتمال وجود داره ولی
به طور کلی اینو توجه کنید که تفاهم یک
چیز قرارداد یک چیز اینفورس کردن یا اجراش
یه چیز دیگهست آمریکا یک لیست خیلی هم
آمریکا هم سازمان ملل هم اتحادیه اروپا یه
لیست بلندی دارن از تحریمها منتها بسیاری
از این تحریمها که وضع شده در عمل
اینفورسبل نیست یعنی قابل اجرا نیست. در
نتیجه نه قابل اجراست نه قابل رفعه یعنی
تحریمییست که نه میشه شما اعمال کنی نمیشه
رفعش برداریش در در حقیقت اینجاست که مشکل
ایجاد میشه یعنی ممکنه که این توافق رو
کاغذ بمونه ولی در عمل غیر قابل اجرا
حداقل بخش زیادی از مفادش غیر قابل اجرا
باشه برای دو طرف
نکته مهمی رو که شما در در واقع از قول
مطبوعات اروپا و تیم تنگهای آمریکا گفتید
اینکه اونا معتقدن این در واقع یک آتشبس
سیاسی اقتصادیه به نظر میرسه که حداقل
اتفاقی که از این تفاهمنامه خواهد رخ داد
همین آتشباس سیاسی اقتصادی باشه یعنی به
نظر میرسه با همین وضعیتم بتونن ادامه
بدن
بله و در نظرم داشته باشید که این ۶۰ روزه
قابل تمدیده میشه تا ۵۰ سال تمدید کرد
میخوام بله اگر ۶۰ روز بشه تمدید کرد
ممکنه که نمیدونم آ در مدت طولانی این
یعنی دارن راجع به مسائلی حرف میزنن که
خیلی خیلی مورد مناقشه دو طرف و همین طور
اسرائیل و کشورهای منطقهست بنابراین من
بعید میدم تو ۶۰ روز بتونن به توافق برسن
و ممکنه که این پروسه خیلی طولانیتر از
حد انتظار جامعه بینالمللی باشه.
بله من عذرخواهی میکنم اگر دوستان
نکتهای هست آقای هنری آقای علیماک که در
استیج بودن و شاید
تضارب آراه به گونهای بود شاید سؤالاتی
که مطرح شد یا مطرح قابل مطرح بود پاسخ
داده شد که هیچ اگر هنوز بحثی هست نکتهای
هست تشریف بیارید و و دیگر دوستان
آقای خراجی چقدر دیگه در خدمتتون هستیم؟
میتونیم تا نیم ساعت دیگه صحبت کنیم.
یعنی دوستان صحبت کنن بیشتر. من دیگه کمتر
صحبت میکنم.
بسیار خب. اگر دوستان نکتهای دارید تشریف
بیارید.
آقای هنری من اکسپت کردم اگر تشریف بیارید
مشکلی هست یا نه.
آقای خلیجی در اون بندی که از برنامه
هستهای صحبت میکنن در واقع
متن از نیازهای هستهای ایران صحبت
میکنه. یعنی این الزاماً این نیست که
آمریکا برنامه هستهای ایرانو به رسمیت
شناخته.
نیازهای هستهای ایرانو در واقع میخوان
آدرس کنن. یعنی این نیازها میتونه مثلاً
نیروگاه برق هستهای باشه. نه الزاماً به
نظرم نه الزاماً غنیسازی
یعنی برنامه اولاً نمیگه قغنیسازی نباید
بکنه میگه نمیگه ایران حق غنیسازی نداره
میگه ذخائرش باید رقیق بشه یعنی درصد غنی
شدنش
باید سچوریشنش باید بیاد پایینتر
بنابراین غنی حق غنیسازی رو نفع نمیکنه
برای ایران حق داشتن برنامه هستهای رم
برای ایران نف نمیکنه البته که برنامه
هستهای صلحامیست ولی
یعنی برنامه هستهای و همین طور حق برنامه
داشتن برنامه موشکی هیچ کدوم از اینا رو
به اصطلاح نفی نمیکنه یعنی در عمل تلویحاً
به رسمیت شناخته دیگه و و در یعنی در
مذاکراتی که خواهند کرد بر سر اصل برنامه
موشکی اصل غنیسازی و اصل برنامه هسته
مذاکره نخواهند کرد بلکه بر سر به اصطلاح
کیفیاتش بحث خواهد
خیلی خب آقای خرجی پرسیدن که چه تأثیری
روی اپوزیسیون داره هر این چه تفاهم باشه
چه توافق باشه یا هر چیز دیگها
والا این اپوزیسیونم یه کلمه تقریباً میشه
گفت که
یه ضمیریست که مرجعی نداره یعنی
خیلی منظور از اپوزیسیون کیه چیه اگر
منظور از اپوزیسیون این طیف برانداز به
اصطلاح هست که بیشتر در
حلقه یا در طیف سلطنت ططلبان و طرفداران
شاهزاده رضا پهلویست که خب اونا از اول
کارهایی نبودن و از این به بعدم کارهایی
نیستن منتها همون حرفایی رو که ۵۰ سال پیش
زدن الانم میگن اونا که هر اتفاقی بیفته
ایران رو شکست خور خورده میدونن. آمریکا
رو پیروز میدونن. ایرانو در حال سقوط
میدونن و حتی خیلیاشون گفتن جمهوری
اسلامی اصلاً ساقط شده دیگه وجود نداره.
اونا
در دنیای کاملاً رویا رویا نه در دنیای
کاملاً موهومی زندگی میکنن در توهم غرقن
و ادامه خواهند داد. به همین توهمات
خودشون ادامه خواهند داد. منتها تا الان
آقای شاهزاده رضا پهلوی به عنوان یک به
اصطلاح
ابزاری استفاده شد از سمت از سوی اسرائیل
و ترامپ برای اینکه در هم در منظر به
اصطلاح افکار عمومی جهانی هم در افکار
عمومی
اسرائیل و آمریکا و همین طور در ایران
برای اینکه نشون به اصطلاح موجه کنن این
جنگو یعنی از رضا پهلوی استفاده کردن برای
مشروعیت دادن دن به این جنگ و اینکه
نتانیاهو میگفت مردم ایران میخوان من جنگ
کنم یا ترامپ میگفت مردم ایران خیلی خ
دوست دارن که من دارم این کارا رو میکنم و
خب یه طیفی میومدن تشکر میکردن از عموشون
تشکر میکردن از بیبیشون
این دیگه تموم شد یعنی تاریخ مصرف
رضا پهلوی برای آمریکا و اسرائیل کاملاً
تمام شد تبدیل شد به یک مهره کاملاً سوخته
و بدون هیچگونه
نقشی در آینده بنابراین کمکهایی که بهشون
میکردن حالا از نظر رسانهای از جهات دیگه
اینا کاهش پیدا کرد خواهد کرد من مطمئن
نیستم که حتی تلویزیون ایران اینترنشنال
تا چه زمانی
در حقیقت برقراره باشه هیچ بعید نیست که
هر چقدر که شما به سمت توافق پیش برید
دیگه فلسفه وجودی خودشو از دست بده و درشو
تخته کنن همون طور که من و تو برای
پنتاگون اهمیت خودشو از دست داد و بودجهشو
قطع کرد چون من و توم پنتاگون میداد
بنابراین ما یک
طیف در حقیقت
فصیل اپوزیسیونو خواهیم داشت تا قیام
قیامت که حرفاشون حرف مرد یکیه و همون
آرزوهای به خاک افتاده خودشونو مدام تکرار
میکنن و از هیچ چیزی عبرت نمیگیرن نه از
روزگار نه از هیچگار
اما
جنبش مدنی و جنبش دموکراتیک در ایران به
نظر من با رفتن به سمت توافق اگر توافق
پایدار باشه
جان میگیره یعنی نهادهای مدنی در ایران
جان خواهند گرفت و
ایران نمیتونه امنیت سرمایه گذاری در
ایران رو
ایجاد بکنه و در عین حال دست بزنه به نقض
گسترده حقوق بشر و سرکوب خوب مخالفان و
منتقدانش چون یکی از شاخصهایی که برای
امنیت سرمایهگذاری وجود داره همین
آزادیهای مدنیست. بنابراین حتی برای
امنیت سرمایهگذاری هم که شده ایران
ناگذیر خواهد بود که فضای سیاسی رو یه کمی
بازتر بکنه و این فشاری که مخصوصاً روی
نهادهای مدنی هست در ایران این رو یه کمی
برداره.
یه مقداری آزادیهای فردی رو به رسمیت
بشناسه مخصوصاً در مسئله زنان اعدامها رو
کاهش بده. اینا همه در صورت این هست که ما
به سمت توافق بریم و وضعیت از حالت جنگی
خارج بشه. اما هر چقدر که وضعیت جنگی باشه
یعنی وضعیت اضطراری باشه طبیعتاً سرکوب و
نقض حقوق بشر همین طور به صورت تصاعدی
میتونه بالا بره.
آقای هنری بفرمایید.
بله سلام عرض میکنم من فقط خواستم بگم که
در مورد اینکه گفتن در واقع نمیشناسیم
الان تیم که در ایران حاکمه من فکر میکنم
همین متن یه سیگنال خیلی خوبی از تیم
جدیدی که هستن و یه وجه به نظرم مشترکی که
دارن که قویترم کرد جنگ
[گلویش را صاف میکند] اینا رو این بود که
خب ایگوی اینها رو خیلی در واقع فر کرد
شما [گلویش را صاف میکند] متنو که
میخونید
کمتر کسی تصور ور میکرد همچین متنی یعنی
اگه سه چ روز قبل از انتشار متن
[گلویش را صاف میکند] میگفتن که چنین
متنی قراره به عنوان متن تفاقمنامه بیرون
بیاد من فکر نمیکنم کسی باور میکرد یعنی
در واقع نسبت به اون صحبتهای اولی که
ترامپ و تیم ترامپ و حتی تیم حالا اسرائیل
کرده بود تو این متن اصلاً هیچ ربطی نداره
هیچ کدوم از امتیازهایی که آمریکا
میخواست در این متن لحاظ نشده هیچ کدوم
یعنی مطلقاً و از این نظر و حالا مورد
مهمتر اینکه متن تفاهمنامه معمولاً
اینطوریه که سر یه کلیاتی گفتگو میشه
اینجا حتی بعضی از تحریمها در جا برداشته
شده و خب این خیلی در واقع اتفاق عجیبیه
که حداقل چیزی که من میفهمم نمیتونه
همچین چیزی در واقع تو این مرحله پذیرفته
باشه مگر اینکه یه اتفاق دیگهای بیفته تا
این ایگوی داخلی کنترل بشه حالا شما نگاه
نکنید مثلاً
یه عدهای اینجا پایداری یا هرچی اینها
مخالف توافقن. در واقع که نگاه میکنید با
یه عده زیادی اینجا بهد زدن نسبت به متن
این توافق که چقدر این متن برای جمهوری
اسلامی خوب و مناسبه و باورشون نمیشه و
اصلاً همین این رسانههایی هم که گفتین
حالا میخوندین هی من پیش خودم داشتم
میگفتم که چقدر همه این خبرهایی که دارن
میدن بیمعنیه. به این معنی که شما وقتی
متنو نگاه میکنی اصلاً تحلیل نیاز به
تحلیلی آنچنان نداره. یه متنیه که واقعاً
شکل خیلی آرزویی داره برای جمهوری اسلامی
تمام حقوقش شناخته شده نیروهای منطقهایش
که مهمترین بودن شما ببینید تو بند اول
داره میگه نیروهای منطقهایت اوکین راحت
باش و فکر میکنم این خیلی مسئله مهم و
بزرگه و شناخت جالبی میده از تیمی که
حاکمن الان در ایران به ما خیلی ممنونم
بله متشکرم
نمیدونم راستش اینه که
هم ترامپ داره اظهار پیروزی میکنه هم
جمهوری اسلامی من قبلاًهم عرض کردم یه
بارم یه توییت زدم قبل از این جنگ که جنگ
ایران و آمریکا برنده نخواهد داشت یعنی هر
دو طرف
در اونچه که به اصطلاح هر دو طرف خیلی
باختن خیلی باختن یعنی اونچه که جمهوری
اسلامی باخت در این جنگ خیلی جدی بود اون
چیزی که آمریکا باختونم خیلی جدی بود. اون
چیزی که اسرائیل باخت هم خیلی جدی بود. من
واقعیتش اینه که مطمئن نیستم که اون چیزی
که ما الان در پیش پرده میبینیم در به
اصطلاح از نظر تصمیمگیران سیاسی در تهران
واقعیتم همین باشه. در پشت پرده همین
باشه. ما حتی نمیدونیم که مجتبی خامنهای
حالا زنده مرده بودنش به کنار اصلاً میگه
که من نظر دیگری داشتم. چه نظری داشته و
در چه صورتی آقای مجتبی خامنهای و پزشکی
رو مؤاخذه خواهد کرد که به تعهد خودش عمل
نکرده؟ یعنی ما اصلاً نمیتونیم بفهم خط
قرمزاش چیه؟ ما نمیدونیم. در نتیجه
خیلی شرایط عجیب غریبه از یک جهت خب
طبیعتاً اینکه جمهوری اسلامی بر حق یعنی
آمریکا پذیرفته حق داشتن برنامه هستهایو
این چیز جدیدی نیست. ایران عضو
سازمان بینالمللی انرژی اتمیه یعنی
قانوناً و عضو ام پیتی هست یعنی قانوناً و
از نظر حقوق بینالملل ایران حق حق داشتن
برنامه صلح آموزو داشته از طرف دیگه به
رسمیت شناختن تمامیت ارضی و حاکمیت کشورها
هم اینم جزء اوگا به بینالملل یعنی چیز
جدیدی نیست این اختلافات با اسرائیله نه
با آمریکا یعنی اگر یه روزی آمر اسرائیل و
ایران حاکمیت و تمامیت ارضی همدیگه به
رسمیت شناختن اونوقت یک اتفاق مهمیه اگر
اسرائیل برنامه هسته ایران رو به رسمیت
شناخت اونوقت یک اتفاق مهمیه اگر اسرائیل
برنامه موشکی ایران رو به رسمیت شناخت
اونوقت اتفاق مهمیه اما از طرف دیگه میشه
گفت که ایران هم یک چیزایی به دست آورد که
فکر نمیکرد که به دست بیاد از جمله قدرت
بازدارندگی تنگی هورمونز واقعاً برای خود
ایرانم خیلی غافلگیر کننده بود و این
چیزیست که هرچقدر آمریکا تهدید بکنه که
گزینه جنگ روی میز هست. ایرانم میتونه
بگه گزینه تنگه هرمز روی میزه و این یک
چی؟ به اصطلاح اتفاق جدیدیست در این
داستان ولی تصور کنید که زیرساخت نظامی
کشور کاملاً نابود شده یعنی تا حد خیلی
زیادی نابود شده و هرچه که ایران در نه
تنها زیرساخت به اصطلاح نظامی که توانایی
نظامی و عملیاتی
همین نیروهای به اصطلاح نیابوتی ایران از
حزبله بگیرید تا حماس و گروههای دیگه
اینا اینا اینا چیزاییست که ایران دههها
براش
به اصطلاح انرژی و سرمایه گذاشته بود ولی
خب هر کدوم دارن کری میخونن دیگه باید دید
که در عمل چه اتفاقی میفته
ببخشید بابرک جان من یه سؤال بپرسم
بله خواهشم
آقای خلیجی شما به درستی گفتید که یکی از
موانع جدی این توافق در واقع اسرائیله
فکر نمیکنید با توجه که ببینید اسرائیل ۹
میلیون جمعیت داره به اندازه یک هفته
نمیتونه
ذخیره مهمات حمله به ایرانو داشته باشه
یعنی بدون تداوم
دائم در تداوم مستمر مهمات و سلاح و پول
از آمریکا به اسرائیل اسرائیل قادر به جنگ
با ایران نیست و حتماً حمایت آمریکا رو
برای جنگ با ایران لازم داره فکر نمیکنید
و با توجه به اینکه بعد از این در در واقع
نسلکشی که اسرائیل در غزه انجام داد به
نظر میرسه که
نگاه افکار عمومی خصوصاً جوانان در آمریکا
نسبت به این حمایتهای
بیپایان آمریکا به اسرائیل تغییر کرده و
خیلی منتقد این حمایتها هستن و با توجه
به این سخنان اخیری که همونز گفت هم آقای
ترامپ گفت اسرائیل در واقع نفوذشو رو در
ادمینستریشن آمریکا و در در واقع
رأیدهندهان آمریکا
از دست داده
کاملاً درسته کاملاً درسته اما وقتی که
میگید جنگ جنگ که منحصر به به اصطلاح جنگ
نظامی متعارف نیست بلکه سایبر وار که الان
یعنی جنگ در حقیقت سایبری که اسرائیل درش
دست بالا رو داره حت حتی در سطح جهانی
میتونه ادامه پیدا بکنه یعنی اون اون
نیازی نداره به اینکه بودجههای کلان وم
حتی نیاز نداره به اینکه شما به اعتراف
کنید یعنی مثل ویروس
چی بود ویروس که اسرائیل چند سال پیش
توی استاکسنت که استفاده کرد حتی اسرائیل
رسماً هم نپذیرفت که اون عامل این ویروس
بوده بنابراین جنگ سایبری میتونه ادامه
پیدا بکنه بدون اینکه حتی اسرائیل
مسئولیتشو قبول بکنه
بله همین طوره الان در واقع کشورهای
اروپایی و حتی آمریکا احساس خطر میکنن از
در واقع نرمافزارهای جاسوسی اسرائیل فکر
میکنم یکی از قویترین نرمافزارهای
جاسوسی دنیا در اختیار اسرائیل باشه اما
اینکه فقط با نرمافزار جاسوسی بتونه در
واقع به جنگ در خاورمیانه ادامه بده محل
تدری تردید
تصور کن شروع کنه به ترور کردن دوباره
ادامه بده ترور آز این دفعه به جای اینکه
با پهباد بکشه با یه شکل دیگهای بکشه
الان چرا مجتبی خامنهای رو نشونش نمیدن و
تا کی میخواد این ادامه پیدا بکنه یعنی
اینا بیشتر ترسشون از اسرائیله تا از
آمریکا و این ترس در میان بقیهشونم هست
بنابراین میتون مگه دانشمندان هستهای رو
که ترور کرد به رسمیت شناخت اعتراف کرد یا
هزینهای داشت خیلی راحت اومدن تو خیاب
طرف داشت
اون یارو کی بود؟ دانشمند هسته که داشت
میرفت ویلاج در شمال
زدنش تو ماشینش زدن بنابراین خیلی
البته به شرط حیات دیگه
به شرط حیات بله بله
بله به نظر میرسه خب حالا این آن چیزی که
توی میدان و در توافق و تفاهمنامه داره
اتفاق میفته
یک چیزی
تو مایههای
بالانس بین طرفین هستش
کم و بیش یعنی یه کمی زیاد یه کمی اینور
میچرخه یه کمی این هوای منافع
[گلویش را صاف میکند] سیاسی داخلی اونو
داره میگیره یه کمی این داره هوای منافع
سیاسی اونو میگیره ولی این
تفاهم و توافق به این
سمت داره میگرده ولی همون جوری که
[گلویش را صاف میکند]
نگرانیها و
بحثهای امروز هم داشت به اون سمت پیش
میرفت هر کدوم از اینها اونقدر شکننده
هست که
هر کدوم از اونها ممکنه توسط نیابتیهای
خودشون چه بپذیریم چه نپذیریم که کی
نیابتی کدام هست ممکنه
به هر حال بشکنه.
ببینید در جریان این اعتراضات اخیر در دی
ده دی ده ماه
اسرائیل در حقیقت از سلطنتطلبا و
براندازه استفاده کرد برای کشوندنشون به
خیابون کشوندن مردم به خیابون علیه جمهوری
اسلامی هیچ بعید نیست همون طور که این
آقای چی اسمش حسامالدین آشنا در تویتش
نوشته هیچ بعید نیست که این دفعه موساد و
اسرائیل از پایدارچیا و مخالفان توافق
استفاده کنن و اونا رو بکشن به خیابون
بود. نوشته که تو توییتش نوشته که بترسید
این آشنا یکی از مهمترین مقامات امنیتی
جمهوری اسلامیه میگه بترسید که دیماه
معکوس را در خرداد ماه پر پرحادثه کلید
بزنن و گفته که بترس بترسید که جانفان را
به نفع پایداریها مصادره کنن بترسید نظم
نظام را نازمان بشکنن موساد برای ایجاد
فتنه شبها هم بیدار است جامعه را قطبی
نکنید اردوکشی خیابانی نکنید حریم حرم رو
نگه دارید راه سخت و طولانیست خب یعنی
میخوام بگم که نوع
کارای عملیاتی که موسی و اسرائیل میتونه
بکنه لزوماً شبیه گذشته نیست میتونه
متفاوت باشه اتفاقاً بیاد پایدارچیا و به
اصطلاح اون طیف حکومتی مخالف توافق رو
تقویت میکنه و طرفداراشو بکشه تو خیاب
بحران درست کنه به هر
جهان پر است از لانه ماران.
بله خیلی ممنونم
تو نکته دیگری دارید؟ نه سپاسگزارم خیلی
ممنونم از آقای خلجی خیلی ممنون از شما و
آقای هنری و مشارکتشون
بسیار استفاده کردم خیلی متشکر
منم از شما متشکرم از دوستان عزیز بسیار
سپاسگزارم از مسعود عزیز از بابک عزیز و
برای همه دوستان وقت خوشی رو آرزو میکنم
من فردا
ساعت ۱۰ به وقت واشنگتن یعنی ساعت ۴ به
وقت اروپای مرکزی و ساعت ۶ و نیم وقت
تهران یک جلسهای خواهم داشت همزمان در
کلاب هاوس و یوتیوب در باب انقلاب و
اپوزیسیون از نظر ایمانوئولئل کانت و
امیدوارم که دوستان بتونن شرکت بکنن
ممنونم وقتتون بخیر
منم