درباره‌ی مجتبی خامنه‌ای و تفاهم‌نامه‌ی ایران و آمریکا

سلام عرض میکنم خدمت دوستان در کلاب هاوس و در یوتیوب ببخشید من این به اصطلاح کسانی که کوله رو درست میکنن امروز اومدن و ظاهراً خلاف اونچه که من تصور میکردم کارشونم زیاد طول میکشه در نتیجه من مجبور شدم بیام در اتاق خواب و درو ببندم که سر و صدا اذیت نکنه شما رو گرچه باز این نویز کول دستی هست به هر حال عذر میخوام از هرگونه صدای ناخوشایندی که آزار دهنده است و مجبوریم تحمل کنیم من امروز میخوام صحبت کنم راجع به مجتبی خامنه‌ای و همین طور اون چیزی که به نام توافقنامه بین ایران و آمریکا آمده که امضا شده و حالا سرنوشت اون و این حرفا منتها من خب طبیعتاً دوستان با نظرات من آشنا هستن. همین طور راجع به مجتبی خامنه‌ای من یک خط توییت نوشتم دو سه روز پیش که بر اساس شواهد مجتبی خامنه‌ای نمیتونه زنده باشه. خب یه قبلاًم من گفته بودم که بعید می‌دونم که مجتبی خامنه‌ای رهبر بشه. خب خیلی از دوستانی که در حقیقت منتظر آتو گرفتن از آدما هستن خیلی ناراحت نبودن از اینکه مجتبی خامنه‌ای رهبر شده خوشحال بودن از اینکه مثلاً پیشگویی من غلط از آب درآمده و این مجموعه اینها برمیگرده به اینکه در فضای رسانه‌ای ما مخصوصاً حالا در سطح جهان اینطور شده متس متسفانه ولی در رسانه‌های فارسی به طور خاص چیزی به نام تحلیل سیاسی وجود نداره یا اگر وجود داره خیلی کمرنگه و به جای او فالگیری رواج داره یعنی فرقی بین به اصطلاح پیشگویی آینده یا پیشبینی آینده و تحلیل سیاسی برای عموم مردم خیلی روشن نیست در نتیجه اجازه بدین که من اول توضیح توضیح بدم که من فعالگیر نیستم. من آینده رو پیشبینی نمیکنم و اساساً نرف سیاست همه چیز غیر قابل پیشبینیه و من تحلیل می‌کنم. در نتیجه باید توضیح بدم که فرق تحلیل کردن با اون چیزی که شما در رسانه‌های فارسی از آدمای شبه تحلیلگر می‌شنوین چی هست؟ تحلیل سیاسی در اصل هنر فهم وضعیت‌ها، نیروها و روندهاست نه هنر گفتن آینده. این اصطلاحی که گمان گمانه زنی و حدس زنی و اینا اینا مال فعال‌گیراست مال برای تحلیل سیاسی نیست در نتیجه تحلیل تحلیل‌گر خوب کسی نیست که همیشه درست پیش‌بینی کنه بلکه کسیست که واقعیت رو بهتر می‌فهمه عوامل مؤثر رو دقیق‌تر شناسایی می‌کنه سناریوهای محتمل رو روشن می‌کنه و محدودیت دانش خودش رو هم می‌شناسه به همین دلیل در سنت به اصطلاح یا فکر سیاسی مثلا کسانی مثل ماکس وبرم توکویل هانرنت و دیگران تحلیل سیاسی رو بیش از اونکه پیشبینی آینده باشه یک نوع قضاوت سیاسی یعنی پلیتیکال جاجمنت می‌دونن یعنی توانایی فهم معنای رویدادها در دل یک وضعیت تاریخی مشخص ولی خب امروزه یکی از مهم‌ترین مشکلات در فهم سیاست این هست که تمایز بین تحلیل سیاسی و پیشگویهی سیاسی یا همانه زنی سیاسی از بین رفته و بسیاری از اونچه که در رسانه‌ها به نام تحلیل عرضه میشه در واقع یک نوع پیشبینی و پیشگویی آینده است. تفاوتش تفاوت این دو تا خیلی زیاده یعنی بین تحلیل سیاسی و پیشگویی سیاسی از نظر روش از نظر هدف و از نظر اعتبار کاملاً تفاوت وجود داره. تحلیل تحلیل [گلویش را صاف می‌کند] سیاسی با فهم آغاز میشه ولی پیشگویی با ادعای دانستن آینده تحلیلگر سیاسی می‌پرسه که چه نیروهایی در حال عمل هستن منافع بازیگران سیاسی چیست چه روندهایی در حال شکل‌گیریه چه سناریوهایی محتمله اما وقتی که شما گوش میدید به رسانه‌های فارسی این به اصطلاح تحلیل‌گران شبه تحلیل‌گران پیشگویی می‌کنن میگن این اتفاق حتماً خواهد افتاد. جمهوری اسلامی حتماً اینطوری خواهد شد. ترامپ حتماً اون کاری خواهد کرد. اصطلاح اسرائیل فرام خواهد کرد. تحلیل‌گر با عدم قطعیت زندگی می‌کنه ولی پیشگو از قطعیت سخن میگن. نکته دیگه اینکه تحلیل سیاسی مبتنی بر شواهده. یعنی من برای اینکه تحلیل کنم سیاسی به اصطلاح ت یک وضعیت سیاسی رو نیاز ندارم اطلاعات محرمانه داشته باشم بلکه بر اساس همون داده‌ها اسناد که در اختیار همه هست با توجه به روندهای تاریخی و ساختارهای اینستیتوشنال یا نهادی و رفتار بازیگران من تحلیل می‌کنم اما پیشگویی یا گمان زنی غالباً بر حدس و گمان و شهود و ادعاهای اثبات ناپذیر تکیه داره ۹۰ ۱۰د مردم ایران اینطورن دنیا نمیدونم اونطوره که واقعاً تحمل ناپذیر کرده در حقیقت گوش دادن به این رسانه‌های فارسی رو بنابراین یک تحلیلگر سیاسی سناریو می‌سازه یه تحلیلگر حرفه‌ای معمولاً نمیگه این نتیجه حتماً رخ میده بلکه میگه یه سناریو هست که محتمل‌تر [گلویش را صاف می‌کند] از بقیهست یه سناریو هست که کمتر احتمال داره یه سناریو هست که از همه احتمالش کمتر هست بنابراین در مطالعات اسرا استراتژیک و راهبردی مهم‌ترین کار تحلیل‌گر نه پیش‌بینی آینده، بلکه ترسیم آینده‌های ممکن هست و نکته دیگه اینکه تحلیل سیاسی ابطال پذیره. همونطور که کارل پوپر میگه که معیار علمی بودن یک گزاره اینه که امکان ابطالش وجود داره. یعنی مثلاً اگر به قول چیز گفت که ملا نصرالدین گفته بود که من و زنم رو همدیگه یک هواشناس خیلی خوب هستیم گفتن چرا گفت چون من میگم فردا بارون میاد زنم میگه فردا بارون نمیاد بالاخره فردا یا بارون میاد یا بارون نمیاد این قضیه ابطال ناپذیره یعنی چه بارون بیاد چه بارون نیاد این قضیه ابطال نمیشه بسیاری از به اصطلاح چیزهایی که در رسانه‌ها گفته میشه ابطال ناپذیره در حالی که تحلیل سیاسی باید ابطال پذیر باشه. یعنی مثلاً ت وقتی که یه نفر میگه که ما الان در آستانه سقوط جمهوری اسلامی هستیم، جمهوری اسلامی الان ساقط شده خب یعنی هر جور بشه ۱۰۰ سال دیگه هم جمهوری اسلامی اینطوری ادامه پیدا بکنه طرف همین حرفو می‌زنه تحلیل یا مثلاً اینکه به زودی جمهوری اسلامی از پا در خواهد آمد به زودی فلان دوم اینکه نکته بعد اینکه تحلیل سیاسی به فهم علل می‌پردازه یعنی میگه این وضعیتی که به وجود اومده چگونه شده که به وجود آمده ولی پیشگو می‌خواد آینده رو بگه یعنی اون چیزی که هنوز اتفاق نیفتاده رو میگه در نتیجه تحلیل سیاسی معطوف به واقعیت به رخداد هست نه به اصطلاح آیندهی که هیچکس نمی‌دونه و بدونید که سیاست اساساً وظیفه اصلی علوم سیاسی فهم روابط علیست نه پیشگویی قطعی و سیاست هم ذاتاً غیرقابل پیش‌بینی کامل هست. یعنی شما در علوم طبیعی می‌تونید حرکت سیارات رو با دقت بالا پیش‌بینی کنید. اما در سیاست تصمیم‌های ناگهانی رهبران، جنبش‌های اجتماعی، جنگ‌ها، بحران‌های اقتصادی، فناوری‌های جدید، همین اتفاقی که در ایران افتاده که ناگهان آقای خامنه‌ای و و فرماندهان سپاه رو کشتن. اینا می‌تونه مسیر تاریخو تغییر بده. بنابراین شما یه کسانی مثل هان آرنت بر غیر قابل پیش‌بینی بودن کنش انسانی تأکید می‌کنن. یعنی آدما مثل ماشین نیستن. آدما مثل موتور نیستن که کوکشون کنی یا تنظیمشون کنی یا پروگرم کنی. سیاست عرصه آزادی انسان‌هاست و آزادی ذاتاً آینده رو نامعین و مبهم می‌کنه. ولی خب طبیعتاً مردم فالگیرا رو دوست دارن. همین در آمریکایی که ب هستن همین واشینگتنی که پایتخت آمریکا هست و به اصطلاح همه چیز عقلانیه فال یعنی کف‌بینی و فالگیری بیشتر از ساندویچ فروشیه در در همین واشینگتن بنابراین مردم از نظر روانشناسی سیاسی معمولاً از ابهام می‌ترسن قطعیتن و دوست دارن بدونن چه خواهد شد در نتیجه کسی که با اطمینان حرف می‌زنه حتی اگه اشتباه هم بکنه اغلب جذاب‌تر از کسیست که از احتمالات سخن میگه در سیاست اطمینان بیش از حد معمولاً نشانه ضعف تحلیله نه قوت اون بنابراین برای یک فالگیرای سیاسی که شما در رسانه‌ها می‌بینین پیشگوییان سیاسی گمان زن‌ها آینده یقینیه ولی برای تحلیل‌گر سیاسی آینده مجموعه‌ای از امکانات با درجات مختلف احتمال هست. بنابراین تحلیل سیاسی یک کوشش نظام برای فهم، تبیین و پیش‌بینی سناریوهای محتمل در آینده است. بنابراین در تحلیل سیاسی ما می‌خوایم ببینیم که چه اتفاقی افتاده، چرا این اتفاق افتاده، چه نیروها و بازیگرانی در اون نقش دارن، چه پیامدهایی خواهد داشت، چه سناریوهای محتملی در آینده وجود داره. بنابراین تحلیل سیاسی صرفاً توصیف رویدادها نیست بلکه کشف روابط میان قدرت نهادها ایده‌ها منافع افکار عمومی و شرایط تاریخیست این با روزنامه‌نگاری سیاسی هم فرق می‌کنه در روزنامه‌نگاری سیاسی شما میگین این اتفاق افتاده یه روزنامه‌نگار میگه این اتفاق افتاده ولی تحلیل‌گر میاد برای شما توضیح میده چرا این اتفاق افتاده چگونه این اتفاق افتاده چه عواملی نقش داشتن در رخ دادن ولی الان اگه شما گوش بدید همین رسانه‌ها بی سی ایران اینترنشنال یا همه رسانه‌ها اغلب یه آدمی رو دعوت می‌کنن که از خودشون بیسوادتره و من به عنوان کسی که در رسانه‌ها کار کردم خدمت شما میگم مجری‌ها بلد نیستن سؤال کنن اصلاً چیزی بیش از اون خود خبر بلد نیستن نمی‌دونن در نتیجه میگه که فلان چیز اتفاق افتاده آقای فلانی به نظر شما آخرسر چی میشه این احمقانه‌ترین نوع ژورنالیسمه که متأسفانه کنه ما درگیرش هستیم من یه کتابی رو در واقع فلسفه گذاشتم همین ۵ دقیقه پیش عنوانش هست دف اکسپرتیز مرگ کارشناسی و متأسفانه دموکراسی این توهم رو ایجاد کرده که همه چون نظر دارن پس همه نظراشون یکسانه یعنی من که مثلاً ۲۵ سال راجع به مخصوصاً راجع به آقای خامنه‌ای کار کردم با یه آدمی معمولی که اصلاً نمی‌دونه هر رو از ور سیاست تشخیص نمی میده مثلاً یه جوه مثلاً یه آقایی هست که الان خیلی از این سوگلی رسانه‌ها شده این بابا تا ۳ سال پیش نمی‌دونسته قاسم سلیمانی کی هست اصلاً ولی الان میاد از نمی‌دونم جنگ و نمی‌دونم اینجور چیزا دفاع می‌کنه. ما متأسفانه در شرایطی هستیم که اصلاً رغبت یعنی من شخصاً رغبتم به رفتن در رسانه‌ها بسیار نه تنها کاهش پیدا کرده که عذاب می‌کشم اگر برم و به دلیل اینکه فضای رسانه‌ای فضایی نیست که به شما کمک بکنه که رویدادها رو بفهمید بلکه همه تبدیل شدن به یا خودنمایی یا پروپاگاندا و یا همین فالگیری و و در حقیقت سیاست در رسانه‌ها تبدیل شده به سرگرمی به یه برنامه اینترتینمنت در نتیجه هیچ اهمیتی نداره وقتی که شما حرف من رو به عنوان تحلیل‌گر گوش می‌کنید موافق یا مخالف باشید بلکه تحلیل‌گر به شما کمک می‌کنه که شما هم به وضعیت کنونی و وضعیتی که در به اصطلاح تحلیل میشه شما هم فهم بهتری پیدا بکنید قرار نیست که شما نظر منو قبول کنید یا نظر منو رد کنید من به شما میگم من این رخداد رو چنین می‌بینم و چنین می‌فهمم شما با آگاه آگاهی از فهم من می‌تونید فهم خودتون رو در حقیقت عمق ببخشید یا دقت بیشتری ببخشید این یه نکتهست که من مجبور بودم بگم و امیدوارم که توجه کنید به این نکته و این این چیزیست که ما مرتب باید براش تکیه بکنیم تحلیل سیاسی نیازمند دانش تاریخیست نیازمند دانش در علوم سیاسیست نیازمند دانش در مسائل بین‌الملله در حقوق بین‌الملله به هیچ وجه این آقایون و خانم‌هایی که در رسانه‌های ما حدود یعنی یه بخش عمده‌شون اظهار نظر می‌کنن به عنوان تحلیل‌گر سیاسی به هیچ وجه این دانش سیاسی اونو ندارن و طرفم میاد میگه که آقای فلان یا خانم فلان تحلیل‌گر سیاسی. آخه تحلیل‌گر سیاسی یعنی چی؟ این طرف باید کتابی نوشته باشه. باید مقاله‌ای نوشته باشه. باید یعنی یک حرفهست. تحلیل‌گر سیاسی تحلیل‌گری یک حرفهست. یعنی من ۱۸ سال در یک تینگ تنک معتبر و به اصطلاح مشهور در آمریکا کارم این بوده شغلم این بوده نه اینکه آقایونی که حالا یا خانم‌هایی که براشون تفریحه براشون تفننه براشون یه شکل خودنماییه براشون یه شکل کسب موقعیت و این حرفا یا پروپاگانداست در رسانه‌ها و این فضا بسیار فضای آدم از اظهار نظر سیاسی خیلی در این فضا به اصطلاح احساس خوبی نداره به دلیل همین وضعیتی که به وجود آوردن و توقع مخاطب رسانه اینه که شما آینده رو پیشگویی کن یعنی پیش‌بینی کن فال بگیر بگو چی میشه خب این یک نکته نکته بعد اینه که من درباره مسئله جانشینی چندین مطلب مفصل به انگلیسی نوشتم و همه در واشینگتن اینستیتیوت هست وب سایتش مطالب مطالب در طی سال‌ها مطالب مفصل یعنی از سال ۲۰۵ تا دو سه سال پیش من صدها صفحه درباره مسئله جانشینی مسئله رهبری مسئله روحانیت در واشینگتن اینستیتیوت نوشتم در ژورنال‌های آکادمیک در آمریکا نوشتم در نیویورک تایمز نوشتم واشینگتن پست نوشتم وال استریت ژورنال نوشتم و در نتیجه کسانی که میخوان از دیدگاه من آگاه بشن بهتره که به یک جمله نچسبن و اون جمله رو از کانتکست بیرون نیارن و مثل حرفای دیگران نفهمن. فرق تحلیلگر سیاسی با به اصطلاح گمانه زنی گمانه زنان یا فالگیران اینه که شما حرف تحلیلگر سیاسی رو می‌تونید نقد بکنید اگر البته بلد باشید ولی حرف فعالگیرا رو نمیشه نقد کرد یا باید قبول کرد یا باید رد کرد بنابراین من از عنوان تحلیل‌گر از شما نمی‌خوام حرف منو قبول کنید یا رد کنید من می‌خوام از شما که حرف منو بفهمید و نقد کنید یعنی نگاه نقادانه بشه و این یعنی آدما آدم باید جدی دی بگیره این کارو این کار تفننی نیست این یک نکته نکته بعد اینه که درباره مجتبی خامنه‌ای من یه توضیحاتی رو عرض کنم خدمت شما من قبلاً یعنی آخرین مریم که صحبت کردم مفصل توی برنامه پرگار بی سی بود که در دو جلسه صحبت کردم و نظر من این بود و که بگم نظر من چی بود؟ من چی گفتم طی این سال‌ها؟ آونچه که در طی این سال‌ها گفتم این بوده که تغییر با درگذشت آقای خامنه‌ای یا کنار رفتن او از عرصه سیاست ما با مسئله این نیست چه کسی رهبره. یعنی مسئله جانشین نیست. مسئله اصلی تغییر نوع رهبری در جمهوری اسلامیه. این اون چیزیست که من بیش از هر چیزی براش تک سکهیه کردم و منتها این به اصطلاح ذهن ساده عوامانه‌ای که اغلب وجود داره همش دنبال آدما هستن نه دنبال روابط و مناسبات و نهادها. می‌خواد ببینه کی رهبر میشه برای شخص مهمه. این ذهن ساده خام نابالغ هست که سیاست رو در اشخاص تقلیل میده به مناسبات و نهادها و روابط و نیروها توجه نداره. من گفتم بعد از مرگ آقای خامنه‌ای این الگوی رهبری که ایشون ۳۷ سال ایجاد کرد و در حقیقت در قالب اون الگو رهبری کرد این دیگه غیرقابل تداوم هست. این تغییر خواهد کرد. یعنی با آقای خامنه‌ای با رفتن آقای خامنه‌ای یک نوع رهبری از بین خواهد رفت و جمهوری اسلامی وارد یه دوره‌ای میشه که نوع رهبری متفاوته. در نتیجه آقای خامنه‌ای هم اون موقعیتی رو نخواهد داشت که آقای خامنه‌ای خواهد داشت. یعنی جانشین آقای خامنه‌ای به هیچ وجه حرفش فصلخطاب نیست. به هیچ وجه کسی نیست که بتونه فرمانده کل قوا در عمل باشه و و سپاه رو اداره بکنه. دستگاه‌های اطلاعاتی رو اداره بکنه و من گفتم یه شرکت سهامی به وجود خواهد آمد به احتمال زیاد این نکته اصلی ولی در مورد اینکه خ حالا کی جانشین میشه در در حقیقت مسئله اینه که جانشین مهم نیست کیه اصلاً اهمیت نداره جانشین چیه چون جانشین فقط یک هر کس که باشه چه مجتبی خامنه‌ای باشه چه هر کس دیگه فقط یک تصویر تشریفاتی خواهد داشت برای مشروعیت دادن به نظام جمهوری اسلامی و قانون اسا به اصطلاح قانونی بودن سیستم وگرنه قدرت اجرایی، قدرت تصمیم‌گیری، قدرت عمل و سیاستگذاری و سیاست ورزی دست این شرکت سهامی خواهد بود که اون موقع هم گفتم بارها گفتم که فیسلس هست یعنی چهره نداره. ما نمی‌دونیم همین سردرگمی که الان ونس و ترامپ و دیگران دارن که ما نمی‌دونیم رهبر کیه. اینو من بارها و بارها نوشتم و گفتم که رهبری در آینده ایران فیس‌لس خواهد بود. یعنی بدون چهره خواهد بود. و این یک مشکل بزرگی تولید می‌کنه هم برای مردم برای اینکه شما تا خامنه‌ای زنده بود هرچی میشد می‌ناداختن گردن خامنه‌ای فحش می‌دادن به خامنه‌ای الان که خامنه‌ای نیست به کی میخواین فحش بدین و از اون طرفم برای جهان یعنی ما یک رهبری مسئولیت پذیر نخواهیم داشت یعنی آقای خامنه‌ای کسی بود که بیشترین اقتدار و کمترین مسئولیت رو برای خودش قائل بود ما الان با یک مجموعه مواجه هستیم با یک نوع رهبری مواجه هستیم که اقتدار درش تقسیم شده یعنی اقتدار دست آتوریتی دست یک نفر نیست یا دست یک نیرو نیست و از اون طرف مسئولیت اصلاً هیچ تعریف نشده که الان مثلاً فرض کنید الان آقای قالیباف چه کسی آقای قالیباف رو منسوب کرده به عنوان مذاکره کننده اصلی چه کسی اتوریته داده به اون نمی‌دونیم دیگه آقای پزشکی در این وسط چطوره نمی‌دونیم آقای سردار وحیدی در این وسط چه کار است نمی‌دونیم عراقچی چه کار است نمی‌دونیم اینا هیچ کدوم مشخص نیست و این وضعیت برای زمان درازی تداوم خواهد داشت در مورد مجتبی خامنه‌ای خب من اون موقع که چند تا میگم مطلب مفصل نوشتم یکی زمانی بود که می‌گفتن که رئیسی جانشین خامنه‌ایه همین آدمایی که تو ایران اینترنشنال حرف می‌زنن مقاله سؤالی نوشتن که توی رادیو فردا اینور اونور که بله رئیسی حتماً رهبر آینده است. نمی‌دونم یه عده‌ای گفتن روحانی رهبر آینده است. یه عده گفتن شاهشمی شاهرودی رهبر آینده است. من اینا رو یکی یکی بررسی کردم که احتمال رهبری کدوم یکی از اینا بیشتره یا کمتره و اینا همه چاپ شده. در حقیقت اولین یا تنها پروفایلی که برای این آقای اعرافی هم نوشتم من اون موقع نوشتم شاید ۱ مال هفت هشت ۱ سال پیش مطلب که راجع به اعرافی نوشتم و گفتم که عرافی کیه و چیه و این حرف در مورد مجتبی خامنه‌ای مسئله اینه که رهبری اساساً باید زمانی اعتبار داره که بتونه بر روی توده‌ها تأثیرگذار باشه و تصویر بسیار مهم شما اگر مخصوصاً در جوامع غیردموکراتیک شما اگر در جوامع غیر دموکراتیک برین هر جا چه ایران برید چه عربستان برید چه نمی‌دونم عراق برید چه جاهای دیگه برید همیشه تصویر رهبران بر در و دیوار زدن هر جا من اون موقع که چیز بود حافظ اسد سوریه بود یه بار رفته بودم سوریه تو دستشویی هم عکس حافظ اسد هست چرا و و بعد دیدید که تصویر رهبران همیشه شیک و خیلی جوون‌تر و خیلی آراسته‌ تر از واقعیته مخصوصاً اگه کشورهای عربی برین همیشه این امیرها و شاهزاده‌ها و حاکماشون مثلاً طرف ۹۰ سالشه ولی عکس مثلاً یه آدم ۴۰ ساله رو داره در و دیوار می‌بینید در نتیجه تصویر خیلی مهمه شما نمیتونید بدون داشتن تصویر ایماج رهبری کنید معنی نداره اصلا همچین چیزی و بعد تشکیلات یعنی من باید وقتی رهبر میشم باید تشکیلات داشته باشم من من که نمی‌تونم بگم من خودم رهبرم نه منشی دارم نه دستیار دارم نه مشاور دارم نه هیچکس نه دفترم مشخصه هیچی به هیچی من گفتم آقای مجتبی خامنه این فاقد تصویره یعنی اینکه یه آدمیست که نه کتاب نوشته نه جایی سخنرانی کرده نه در یک سخنرانی چایی اومده داده به مردم نه از طرف پدرش مثلاً برای تسلیت گفتن تبریک گفتن اینور رفته اون رفته نه با مراجع تقلید هرگز ملاقات عمومی داشته. اینا خیلی مهمه. هیچ‌کدوم از اینا رو نداشته و چه‌جور میشه یه آدمی که ۵۰ سال توی پستو بوده یهو بیان اسمشو اعلام کنن به عنوان رهبر. خب این حرف من مال زمانی بود که فرض بر این بود که آقای خامنه‌ای می‌میره و در جری مرگ طبیعیش همچین اتفاقی میفته. مثل اون چیزی که برای آقای خمینی اتفاق افتاد. ولی نه من و نه هیچکس دیگه و حتی نه خود خامنه‌ای تصور نمی‌کرد که او رو اسرائیلیا و آمریکاییا بکشن. ببینید آقای خامنه‌ای در جریان اون جنگ ۱۲ روزه در مخفیگاه بوده. یعنی چی؟ یعنی احتمال این داده میشد که ایشون به اصطلاح مورد به اصطلاح هدف اسرائیلیا قرار بگیره و آمریکاییا و کشته بشه. ولی زمانی در این جنگ ۴۰ روزه که با ترور خود آقای خامنه‌ای شروع شد هرگز یعنی این رو که من میگم مبنی بر چیزی که آقای قالیباف و دیگران گفتن آقای قالیباف رسماً تو این مصاحبه‌ای میگه که ما این جنگ رو پیشبینی می‌کردیم ولی نحوه عملیات رو پیشبینی نمیکردیم یعنی چی توضیح میده که ما فکر نمیکردیم که به اصطلاح اسرائیل حمله کنه به ایران و با این حمله آمریکا و اسرائیل با ترور رهبری و فرماندهان آغاز بشه. یعنی آقای خامنه‌ای به این دلیل در خانهش بود که تصور نمی‌کرد که خانه رو بزنن. بنابراین این از شجاعت آقای خامنه‌ای و نمی‌دونم فلان و فلان نیست از این تبلیغاتی که حالا شهیدسازی که الان می‌کنن بلکه از این بود که فکرشو نمی‌کرد. بنابراین بدون اینکه فکر یعنی بدون هیچ آمادگی همچین اتفاقی افتاده هیچ تصور این نبود که یعنی حتی بعضی از فرمانده سپاه میگن ما می‌دونه همین آقای چیز آقای قالیواف میگه که حتی سردار سلامی شب پا شد ساعت ۹ رفت قرارگاه به خاطر اینکه می‌دونستن که اون شب به اصطلاح حمله میشه ولی نمی‌دونستیم شیوه عملیات چی هست بنابراین آقای خامنه‌ای با خیال راحت از اینکه از یک طرف مذاکرات به اصطلاح جریان داره از یک طرف هم به اصطلاح ایران از نظر دفاعی آماده تره نسبت به دفعه پیش خیال راحت در خونهش داشته زندگی میکرده اینکه زنش بچهش نمیدونم نوهش کشته شدن اینا همه به همین دلیل بوده وگرنه هیچ دلیلی نداشت که آقای خامنه‌ای حتی اگر خودشم بخواد به اصطلاح قهرمانانه کشته بشه زن و بچهشو اینطوری به کشتن بده نکته بعد اینه که بنابراین کشته شدن آقای خامنه‌ای معادلات رو به کل تغییر داد یعنی این امکان رو به سپاه داد که در شرایط اضطراری هر کاری دلش می‌خواد بکنه بدون اینکه با مقاومت جامعه با مقاومت روحانیت با مقاومت نیروهای سیاسی مواجه بشه من گفته بودم قبلاً که اگر آقای خامنه‌ای بمیره فراآیند به اصطلاح انتخاب جانشینی فراآیند پیچیده‌ای خواهد بود و به این سادگیا نیست که یه صبح تا شب این کارو بکن بکنن ولی شما دیدید که بر خلاف دوره پیش که آقای خامنه‌ای رهبر شد آقای مجتبی خامنه‌ای بدون اینکه ما هیچ اطلاعی داشته باشیم از شیوه مذاکراتی که در مجلس خبرگان شده و مهم‌تر از همه مگر میشه که کسی مثل آقای خامنه‌ای وصیت‌نامه نداشته باشه؟ امکان نداره حتماً ایشون وصیت‌نامه‌ای داشته. وقتی آقای خمینی ۶۰ صفحه وصیت‌نامه نوشته حتماً آقای خامنه‌ای چه ۱۵۰ صفحه نوشته باشه. چطور آقای خامنه‌ای وصیت‌نامهش نیست؟ چطور نمی‌خونن؟ چطور اساساً فراآیند فراآیند انتخاب جانشین باید با خوندن وصیت‌نامه آغاز بشه؟ چون باید بدونن که رهبر پیشین چه توصیه‌هایی کرده راجع به جانشینی و همونطور که آقای خمینی هم این کارو کرد که بعد از من این کار این کارو نکنید مبادا این انقلاب به دست نامحرما میفتد مبادا فلان یعنی باید با وصیتنامه رهبری به عنوان یک به اصطلاح اصول راهنما برای تعیین جانشینی باید طبق عرف و طبق به اصطلاح قاعده انجام می‌گرفت ولی همچین چیزی رخ نداد یعنی یا اینکه یکی اینکه یا اینکه این وصیت‌نامه اولاً وصیت‌نامه قرار نبوده که در خونه آقای خامنه‌ای باشه همونطور که آقای خامنه آقای خمینی وصیت‌نامهش رو علناً توی یک جلسه عم که تلویزیون نشون داد به دست یک عده داد گفت یه نسخهشو ببرن مجلس یه نسخهشم ببرن آستان قص رضوی یعنی دو نسخه وجود داشت و مهر موم شده بود معلوم نیست این وصیت‌نامه آقای خامنه‌ای کجاست آیا آقای خامنه‌ای بر خودش نگه داشته آقای آقای خامنه‌ای اونو داده مثلاً به مجلس خبرگان جایی یا نه؟ نکته بعد اینه که طبق گزارش‌هایی که همه در تلویزیون جمهوری اسلامی به اصطلاح پخش شده افراد مختلفی که حرف زدن محل جایی که مجتبی خامنه‌ای کشته شده میگن که مجتبی خامنه‌ای اومده تو حیات یا رفته یه همون محوطه یه کاری داشته در حالی که تمام محوطه بیت رهبری که یه محوطه خیلی بزرگی هست تمام این محوته هم بزرگه هم درخت‌ها خیلی سرسبزه خیلی خیلی درختکاری خیلی زیادی شده درش و سرسبزه تمام این محوته با خاک یکسان شده یعنی یک تل خاکستره امکان نداره کسی در خونه آقای خامنه‌ای در بیت آقای خامنه‌ای هر جای اون بیت وجود داشته باشه و زنده بوده باشه یعنی همون طور که اون بچه اون نوهش دخترش اینا کشته شدن اونا که همه پیش آقای خامنه‌ای نبودن بلکه در اون منطقه منطقه زندگی می‌کردن همونطور بعیده که یه کسی مثل مجتبی خامنه‌ای زنده باشه. این یک د زنده مونده باشه یا جراحاتی داشته نداشته باشه که خیلی جدی باشه. د اینکه چرا آقای مجتبی خامنه‌ای خب میگن مجروح شده. یه عده که میگن نه اصلاً سالمه سالمه اصلاً هیچیش نشده. یه عده میگن مجروح. چه سالم چه مجروح دلیلی نداره که عکسی از اون منتشر نشه. چون عکس اینا به اصطلاح چیزشون اینه توجیهشون اینه که بله اینا میخوان به اصطلاح لوکیشن یا مکان رهبری رو پیدا کنن و بکشنش خب یعنی چی؟ یعنی شما یه عکس از او منتشر بکنید یا یک پیام صوتی اگر منتشر بکنید چطور مکان او مشخص میشه؟ شما می‌تونید یه عکس منتشر بکنید بگید این عکس مال ۲ هفته پیشه یا این نمی‌دونم دیدار چرا پزشکی با خامنه‌ای اگر دیدار کرده با مجتبی خامنه‌ای یه عکس انداختن و منتشر کنن. توجه داشته باشید که اگر شما مجتبی خامنه‌ای رو یه عکس ازش منتشر کنن روی تخت بیمارستان این خیلی به وجاهت او کمک می‌کنه. یعنی خیلی قهرمان‌سازی می‌کنه ازش. فراموش نکنید که در سال ۱۳۶۰ پدرش یعنی همین خامنه‌ای که سید علی خامنه‌ای ترور شد و وقتی ترور شد در با در بیمارستان بود بارها ت رادیو تلویزیون باهاش مصاحبه کردن عکساش منتشر شد و این خیلی به محبوبیتش کمک کرد وقتی که اومد رئیس جمهور شد با دستای بسته یعنی دستش رو گشت گرفته بودن و به گردنش آویزون بود اومد به اصطلاح چی میگن اون کاغ قض تنفیذ ریاست جمهورشو از آقای خامنه از آقای خمینی گرفت یعنی هیچ اشکالی نداره که یه کسی مجروح باشه و رهبریست مجروح این هیچ دلیلی وجود نداره برای نشون ندادن قیافهش و بعد نکته مهم اینه که خب شما مگر نمیگید که این توافق هسته‌ای باید اصول ا که رهبر خط قرمز‌های رهبری رو رعایت بکنه این خط قرمزای چین آقای خامنه‌ای نامه نوشت یکی یکی خط قرمزا رو تعیین این کرد برای برجام و بعد در نتیجه شما می‌تونید بگید که آقای خامنه‌ای خودشم گفت دیگه گفت برید بخونید ببینید من خط قرمزامو مشخص کردم اینا حالا شما خودتو قضاوت کنید که آقای این برجام با اون خط قرمز‌های من سازگار هست یا نه ولی این آقای مجتبی خامنه چیه خط قرمزاش هیچی یه مش حرفای شعاری و اصلاً مشخص هر کس از قول خودش یه حرفی می‌زنه بنابراین و بعد این قالیباف یهو از کجا آمد اومد چرا یهو قالیباف این وسط مطرح شد و همه کاره شد [صدای خرناس] بقیه فرماندهان سپاه چیکار می‌کنن آیا چرا آقای مجتبی خامنه‌ای یه حکم نمیده بهالیباف که من تو را به عنوان به اصطلاح مسئول گروه مذاکره کننده تعیین می‌کنم یا نمی‌دونم فلان اصلاً همچین چیزی وجود نداره و نکته بعدی اینکه وقتی خامنه‌ای مجتبی خامنه‌ای رهبر آقای خامنه‌ای شخص آقای خامنه‌ای رهبر شد اولین کاری که کرد این بود که برای خودش رئیس دفتر انتخاب کرد یعنی حجازی اصغر حجازی و و این محمدی گلپایگانی رو هر دوشون رو بلافاصله به عنوان مسئول دفتر خودش تعیین کرد و بلافاصله شروع کرد به چیدن نیروها در دفتر خودش در حالی که هنوز حسینی امام خمینی درست نشده بود و ایشون همچنان در حیات کاخ ریاست جمهوری صحبت می‌کرد جلساتش برگزار میشد تا فکر کنم ۳۴۰ روز و هنوز ح یعنی ساختمان هنوز درست نشده بود ساختمان بیت هنوز درست نشده بود ولی بیت درست شد این آقای خامنه‌ای این کیه رئیس مجتبی خامنه‌ای کیه رئیس دفترش م سخنگوش کیه آخه باید یه سخن هر رهبری باید یه سخنگو داشته باشه رئیس جمهور باید یه سخنگو داشته باشه دولت باید یه سخنگو داشته باشه کی به اصطلاح تشکیلاتشو کیه اداره می‌کنه مشاوراش کین کی با او در ارتباطه تمام این‌ها در ابهامه. ببینید مهم نیست که مجتبی خامنه‌ای فیزیکلی از نظر فیزیکی زنده باشه یا نه ولی از نظر سیاسی یک مردهست. یعنی از نظر سیاسی هیچ هیچ شاهدی وجود نداره که ما بگیم این تصمیما رو ایشون داره می‌گیره یا کسانی که دارن الان تصمیم می‌گیرن این‌ها از طریق ایشون هدایت میشن یا تحت به اصطلاح فرامین و دستورای ایشون هستن. همچین شا شاهدی وجود نداره. بنابراین مسئله اینه که مسئله خیلی پیچیده‌تر از اون چیزی که ما بگیم یه نفر زندهست یا نه. ما داریم از یک بحران سیستماتیک صحبت می‌کنیم. یعنی در سیستم جمهوری اسلامی. حالا این بحران چیه؟ بحران اینه که من اینو من اینم قبلاً پیش‌بینی کرده بودم منتها نه به این شکل. من گفتم که اگر سپاه بخواد قدرتو در دست بگیره نیازمند این هست که قدر این رو امر رو موجه کنه مشروع کنه و در نتیجه اون چیزی که به سپاه کمک می‌کنه که قدرت خودش رو موجه کنه اینه که یه بحران تولید بکنه حالا این بحران در واقعیت ما سپاه ایجاد نکرد ولی سپاه می‌تونه تداوم بده یعنی وضعیت جنگی یا همین مثلاً وضعیتی که در تنگی هرمز و این‌ها هست. یه وضعیتیست که وضعیت جمهوری اسلامی رو وضعیت استیت آف ایمرجنسی می‌کنه. یعنی وضعیت فوق‌العاده. در وضعیت فوق‌العاده قوانین معلق میشن. قوانین به حالت تعلیق در میاد. در نتیجه شما می‌تونی هر کاری دلتخواست بکنی. الان کارایی که دارم می‌کنم قانونی نیست. یعنی الان همین آقایف که امضا می‌کنه معلوم نیست آن وچ کپسیتی یعنی در چه مقامی هست که داره این کارو می‌کنه. رئیس مجلس که همچین چیزی نداره. همچین اقتداری نداره. چه کسی او رو منسوب کرده به این کار؟ بنا همه چیز ممکنه یا اینکه الان عراقچی چیکار می‌کنه یا نمحیدی چیکار می‌کنه یا نمی‌دونم فلان اینا همه چیز الان ممکن هست یعنی قوانین مالت تعلیق درد و حتی خود سپاه می‌تونه اختلافاتی رو که در درون بدنه حکومت هست این اختلافاتو سرکوب کنه اما درست وقتی که یه چیزی مثل حالا توافق‌نامه یا تفاهمنامه که اصلاً معلوم نیست این توافقنامهست یا تفاهمنامهست به خاطر اون چیزی که اینها میگن به توافق فقنامه نمیخوره بلکه به تفاهمنامه می‌خوره و حالا فرقشو توضیح میدم ولی هرچه که هست اگر این درست بشه و و تمام بشه یعنی کهه بحران کنترل شده باشه تازه اونوقت دعواهای قدرت درون بدنه حاکمیت شکل می‌گیره یعنی اونوقت که وقتی که توافقی امضا شد و کارا افتاد روی روند ده به اصطلاح یه روتین قابل قبول اونوقت سؤال می‌کنن که مثلاً من چرا باید از تو پیروی کنم؟ آقای قالیباف هزار تا رقیب داره توی بدنه حکومت نمی‌دونم آقای پزشکی همین طور خود محسنی اژی همین طور بنابراین اینا شروع می‌کنن به درافتادن با هم اون اتفاقی که سر برجام هم رخ داد و منتها سر برجام هم در اینجا رخ داد هم یعنی هم در واشنگتن رخ داد هم در تهران ولی این بار ما این توافقنامه با د تا تهدید اصلی مواجه هست یعنی فارغ از اینکه که محتواش چی باشه د تا تهدید اصلی مواجه هست یک تا زمانی که آقای ترامپ و آقای نتانیاهو بر در سر قدرت هستن هیچ تضمینی وجود نداره که چنین توافق‌نامه تداوم پیدا بکنه همون طوری که ترامپ برجام رو پاره کرد می‌تونه در یک شرایطی این رو هم نادیده بگیره حالا یا تلویحاً یا تسریحاً شرایط اگر تغییر بکنه مخصوصاً با مسئله انتخابات کنگره و بعد اینکه حالا بستگی به این داره که آقای ترامپ بخواد یک دور دیگری هم رئیس جمهور بشه که خب الان به نظر می‌رسه که آنکانستیتوشنال هست خلاف قانون اساسیه ولی کاری ندارم به اینها میخوام بگم که ترامپ آدمی نیست که استراتژی داشته باشه آدمیست که کاملاً تصمیماش تصمیمای آنی دفعی و ب و بست سیچوشناله یعنی بستگی به موقعیته یکی اینه تهدید می‌کنه و یکی هم وضعیت در ایران در ایران ما بحران ران اقتدار داریم یعنی نه روحانیت اقتدار مطلق داره نه سلبریتیها اقتدار مطلق دارن نه سپاه اقتدار مطلق داره ما بلکه نیروهایی داریم که اینا کانون‌های قدرتن نه اقتدار فرق هست بین آتوریتی و پور یعنی آوریتی یعنی که شما بدونی که زور بیارین حرف شما رو گوش بدن مثلاً آقای خمینی اینطوری بود بدون که به اصطلاح اعمال زور بکنه یه حرف که می‌زدن آدما حالا خواه ناخواه گوش می‌کردن ولی شما در شرایطی هستین که همچینوریته‌ای وجود نداره. من دیگه حتی در حد خود سید علی خامنه‌ای هم وجود نداره و حتی خود مجتبی خامنه‌ای هم آدم یعنی از همین میزانی که حالا درست یا غلط در انتخابات مجلس خبرگان اعلام کردن تقریباً نیمی از مجلس خبرگان بهش رأی ندادن. اگر درست باشه و و در نتیجه خود این مجتبی خامنه‌ای هم اصلاً معلوم نیست که می‌دونین که هیچ‌کدوم از مراجع تقلید بهش تبریک نفرستادن. نمی‌دونم آقای سیستانی هیچ واکنشی نشون نداده. هیچکس به دیدارش نرفته. هیچکس مگه مریض نیست؟ مگه مجروح نیست؟ باید به عیادتش می‌رفتن دیگه. خود همین سید علی خامنه‌ای جراحی مثانه کرد و و پروستاد کرد و این همه آدم رفتن به دیدارش. این همه تو تلویزیون نشونش دادن مگه میشه یه نفر توی بیمارستان باشه ولی نشه دیدش یا صورتش به حدی دفرمه شده که قابل نشون دادن نیست بنابراین چه رهبر می‌تونن بشه چهجور رهبر می‌تونه بشه یعنی اگر انقدر دفرمه شده باشه چیزی نیست که شما بتونین با جراحی پلاستیک از اون یک چهره قابل قبولی بسازید و تمام این ماجرا به قول آمریکاییا سیمز فیشی بسیار بسیار سوء زن برانگیز و مخصوصاً این تأکید و اصرار مصنوعی و خیلی تقلبی که دارن که ایشون زنده است این اصرار که بله ایشون زنده دشمن میخواد فلان بکنه خب کسی که زندهست نشونش بدید زندهست دیگه نیاز به آی و قسم و این حرفا نداره بنابراین تهدید دوم در تهران هست که به محض اینکه این قرارداد امضا بشه حالا چه این قرارداد چه اون تفاهم‌نامه‌ای که یا قراردادی که قراره بعد از ۶ ماه یا هرچی امضا بشه یا ۶ ماه دیگه اختلافات در درون بدنه حکومت غیر قابل کنترل میشه یعنی نمیشه که به اصطلاح با سرکوب و سانسور و این‌ها اینا رو مخفی کرد بنابراین تضاد بین نیروهای درون حکومت بالا می‌گیره و در نتیجه کار بسیار دشوار خواهد شد من تصور نمی‌کنم که این بحرانی که ما داریم در به اصطلاح آینده نزدیک به سمت بهبود بره و به عکس من فکر می‌کنم که اونچه که می‌بینیم اینه که به شدت یک توافق متزلزلیست و تزلزلشم به خاطر محتوای توافق نیست به هیچ وجه به دلیل دلیل بحران اراده و اقتدار سیاسی هم در واشنگتن و هم در تهرانه من چون یک ساعت دیگه جلسه‌ای دارم درباره زندگی کان اکانت فقط اینجا تمام می‌کنم و ۲۰ دقیقه در خدمت دوستان هستم اگر نکته‌ای دارن بفرمان وگرنه که من از خدمت شما خصم بشم. [صدای خرناس] بله خیلی ممنون اگر دوستان نکته‌ای سؤالی هستش تشریف بیارید تا در واقعده زمان بتونیم [صدای بند آمدن نفس] اینا رو مطرح کنیم. بسیار خب پس با این حساب به نظر می‌رسه خب این وضعیت وضعیتی که در واقع این تفاهمنامه یا توافقی که شکل گرفته به زودی به سمت فرو ریختن خواهد رفت چون اساساً همونجور که گفتید اصلاً چیز یعنی وجاهت قانونی خاصی نداره. من نمی‌دونم چهجوری تونستن طرف چون حالا طرف آمریکایی که عاشق این بود که چیزی رو به امضا برسونه و اون رو در واقع بفروشه به رقبای خودش در داخل آمریکا. البته با حمله نظامی و اون ضربی هم که می‌خواست نشون بده بگه که من این رو لااقل تفاوتی که داشت با قبل این بود که تونستم اعمال قدرت بکنم و این اعمال قدرتی که الان شد باعث میشه که به این آسونیا ا این چیزایی که قراره بهشون متعهد بشن رو به سمت [گلویش را صاف می‌کند] عدم اون کمتر تر پیش میره و این اینم اینم خیلی چیز نمی‌تونه باشه چونکه خب از اون سوانی [صدای خرناس] هم در واقع میگه که ما هم که تونستیم پاسخ درخوری بدیم و و اگر هم مجدداً مشکلات اینجوری پیش بیاد خب در روی همون پاشنه می‌گرده که به نظر می‌رسه زین پس به همین ترتیب ادامه خواهد داد کاملاً اجازه بدین من یه تفاوت تفاهمنامه و توافقنامه رم بگم در رسانه‌ها معمولاً میگن که دی ساین دیل دیل هم یه اصطلاح به اصطلاح اصطلاح حقوقی نیست اصطلاح سیاسیه ولی یا دیل گفتن یا اگریمنت گفتن اون چیزی که ولی ما نمی‌دونیم دقیقاً موادش چیه چون نه ترامپ اینو اعلام کرده تا الان نه جمهوری اسلامی و سعی می‌کنن اینو مخفی نگه دارن وقتی که منتشر بشه اونوقت متوجه میشیم که آیا این واقعاً اگریمنته یا ممورندم آف آندرستندینگه یعنی تفاهمنامهست ام یو تفاوت تفاهمنامه با توافقنامه اینه که در تفاهمنامه معمولاً دو طرف میخوان یه سندی درست می‌کنن یعنی تفاهم تفاهمنامه یک سندیست که دو طرف اعلام می‌کنن که درباره یه موضوعی به درک مشترک رسیدن با همدیگه قصد همکاری دارن چهارچوب کلی همکاری رو در اون بیان می‌کنن. اما هنوز تعهدات حقوقی دقیق و الزام‌آور نهایی درش وجود نداره و در حقیقت تفاهم‌نامه یه مرحله پیش از قرارداد یا توافق نهاییست و ویژگی تفاهم‌نامه اینه که اعلام نیت و اراده همکاری درش میشه و چهارچوب کلی به اصطلاح توافق درش بیان میشه و الزام حقوقی در او محدوده یا اصلاً وجود نداره یا فاقد الزام حقوقیه و در حقیقت مقدمه‌ایست برای توافق یا قرارداد بعدی که حالا اینا گفتن در ۶۰ روزه و اون ۶۰ روزم قابل تمدیده در توافق‌نامه معمولاً ش تعهدات مشخص‌ترن و حقوق و تکالیف طرفین به طور مشخص تعیین میشه و اجرای مفاد مورد انتظار اجرای مفاد به اصطلاح این سند توافقنامه از هر دو طرف انتظار میره و اغلب دارای به اصطلاح پیامدهای حقوقی و از نظر حقوقی الزام آوره و در حقیقت این من بعید می‌دونم که ما الان در مرحله توافقنامه باشیم و فکر می‌کنم اون چیزی که تا حالا گفتن بهش میاد که تفاهمنامه باشه حالا این اصطلاحاتم که همینوری تو رسانه‌ها به کار میره و به اصطلاح کانفیوژن بیشتر ایجاد می‌کنه، سردرگمی بیشتری ایجاد می‌کنه. بله بفرمایید. بله بیشتر به نظر می‌رسه که این هم یک نوع دیگری از آتشبست باشه تا هر چیز دیگری. حالا در قالب توافق یا تفاهم فروختنش این بحث بیشتر جنبه رسانه‌ای پیدا کرده و یک عجله‌ای انگار توی این کار هستش که این به این ترتیب بره و این آخه بحث خیلی مبنایی میشه بحث راهبردی میشه و اگر قرار باشه تفاهمی شکل بگیره یک راهبردی باید تغییر بکنه در نظام مفاهیم بین‌الملل که یک همچین چیزی اصلاً بعید هست و خیلی سخته که یک تغییر راهبردی اتفاق افتاده باشه. اصلاً چیزی که بیشتر مشخص هست و اون چیزی که ما داریم می‌بینیم تندتر شدن طرف ایران مشهودتره. یعنی راهبردش سخت‌تر و سطرب‌تر شده. بسیار خب حالا وقت خیلی کمه. آقای حسین بفرمایید شما. آقای خلجی عزیز سلام بابک جان سلام. خیلی ممنون آقای خلجی باز این با این بحثهای خیلی عالی البته من راجع به این بحثی که کردین در واقع صحبت نمیکنم یه صحبتی داشتم راجع به این دستگفتارهای کانت. اولاً که واقعاً ممنونم از شما واقعاً واقعاً از همین قلب از همین قلب ممنونم از شما این بحثا فوق‌العاده است بحثهای تئوریک مطلبی که میخواستم بگم این هستش که موقع که درس گفتارهای این قیمت درس گفتارهایی که گذاشتین و به برای ایرانیاهای داخل ایران و برای خارج از کشور مقایسه می‌کنیم. من حس شخصیم اینه. حالا با توجه به اینکه آدم حالا می‌شنویم که وضع بده و بدم هست واقعاً وضع اقتصادی تو ایران باز من فکر می‌کنم در مقایسه با این و که ما همش چی میگن به قول همینا که پیچک تو پی چک می‌کنیم اونا یه جوری می‌تونن چیز بکنن. این تو داخل ایران می‌تونن [گلویش را صاف می‌کند] در واقع اینو از عهدهش بربیان. یکی این مسئله که میخواستم بگم که به هر حال یه خورده اینا ارزشمنده واقعاً ارزشمنده لطفتونو زیاد بکنید ببینید اگه راهی داره که اینا رو چیز بکنید یه خورده مال یعنی که خارج از کشور هستن حالا اسمشه که خارج از کشور باز میگم پیچک تو پیچک چیز میکنیم یک یه مسئله یه مسئله دیگه هم که هست من اینو برای خودم چیز می‌دونم دوست عزیز اجازه بدین راجع به این نکته من فقط عرض اولاً از لطف شما خیلی ممنونم ثانیاً من بسیار بسیار خجالت می‌کشم و عذاب وجدان دارم از اینکه برای کاری که نباید پول گرفت پول می‌گیرم میفرم میفرم و این کارم که می‌کنم به خاطر اینکه دیگه منبع درآمدی جز این ندارم و حالا همون یوتیوبم یه موقعی به اصطلاح یه مبلغی ازش در میومد الان با این وض قوانین جدیدش یعنی کاملاً بی درآمد نمیشه اصلاً روش حساب کرد یه چیز احمقانه یعنی مثلا ما ماهی در یوتیوب یوتیوب به من ماهی ۴۰۰ دلار الان میده توجه می‌کنید ماهی ولی کسانی که در ایرانن کسانی که در خارج از کشور هستن هر کس با من تماس بگیرن این مبلغی که گفتم برای کسانیست که می‌تونن این مبلغو بپردازن اگر براشون مناسب نیست بگ بنویسن هر چقدر که براشون مناسبه پرداخت بکنن بنابراین من چیز شرکت نیستم یا مثلاً جایی نیستم که حتماً لزوماً این مقدار پول پولو بگیرم. بعضی از دوستانی که میان تو این جلسه دوستانی هستن که اصلاً رایگان میان. یعنی من هدفم این نیست که پول دربیارم از این من ناچارم که پول دربیارم. در نتیجه حتماً ایمیل بفرستید. اگر مثلاً می‌تونید قسطی بپردازید می‌تونید نصف بپردازید می‌تونید در شرایطی منتها من همون قدر که من صادقانه میگم دوستانم دیگه کسی نمیاد کانت بخونه یا کانت ب سر این چیزا بحث بکنه در نتیجه کاملاً فلکسیبل هست. ۱۰ و یه نکته دیگه‌ای که هستش من یه بار تماس گرفتم با شما گفتید که آقای فلانی اسم این بزرگوار من یادم نیستش گفتن گفتیم تماس می‌گیره تماس نگرفت حالا این مسئله‌ای نیست من فکر می‌کنم بابک جان که مدام تو این کار هستش اگر کسی میخواد مثلاً سریع‌تر چیز بکنه به بابک جان پیغام بده این فکر می‌کنم بله بابک هست بعدم منم که هستم من تو فیسبوک در تلگرام در توییتر برای من پیام خصوصی بگذارین من پل جواب میدم این خلجی لکچرز رو هم گذاشتم مخصوص همین ایمیل که اینا رو چک میکنم چون توی ایمی دیگه ممکن بود گم بشه ولی د تا ایمیل دارم الان من میتونید ایمیل بکنید یکی ایمیل شخصی منه که میتونید برای مسائل غیر از این کلاس‌ها با من تماس بگیرید مهدی خرجی@gmail.com اما برای این کلاس‌ها و دوره‌هایی که برگزار میشه خجلچر@gmail.com و بعدشم من شماره تلفنم م که همیشه هست ۲۲ ۳۶۰ ۱۵ ۱۸ و همه دارن اونم می‌تونید برای من پیام بفرستید بله یه مطلب خیلی کوچیک و آخر که می‌خواستم بگم سریع قطع می‌کنم عذرخواهی می‌کنم تو این چند سالی که من [گلویش را صاف می‌کند] شما رو دنبال می‌کنم یه چیزی رو دلم مونده واقعاً باید بگم بهتون من یکی دو جا دو سه جا شاید از روی بیجربگی از روی خام بودن از روی بیطلاعی بی‌سواحی و اینا یه خورده نپخته با شما چیز کردم من اینو میخواستم م معذرتخواهی کنم جلو همه این دوستان نه لطف کنین آقا نفهم ممنونم قربانم زنده باشید مرسی خدا بله خیلی ممنون خانم ترونی بفرمایید سلام عرض میکنم خدمت همه حضار و دوستان آقای مهدی خلجی آقای بابک آقای هندی و بقیه دوستان من ببخشید فکر میکنم وسط روم اومدم شاید این توضیحات آقا مهدی داده باشید ولی دوست دارم دوباره از شما بشنوم به عنوان سوالی که داشتم فکر می‌کنید که فشار دموکراتها روی این داستان تفاهم بین ایران و آمریکا چقدر اثرگذار بوده و از ابتدای جنگ و تا به حال که حالا به قول معروف این تفاهمنامه به ادعا آقای ترامپ امضا شده به نظر شما فشار دموکرات‌ها چقدر اثرگذار بوده؟ مرسی بسیار زیاد ولی فقط فشار دموکراتها نیست یک فشار بینالمللیه برا آقای ترامپ که در حقیقت وضعیت رو در تنگه قرمز به صورت قبل برگردوندن این فشار فشار بینالمللیه یعنی و فشار از جان ببینید چی به اصطلاح اگر اشتباه نکنم چین حدود ۸۰د واردات نفتش از طریق خلیج فارس انجام میشه یعنی تنگه هرمز و ونی شما با کشورهای قدرتمندی طرف هستید که نمیشه اونها رو در این وضعیت هم نگه داشت و بی تفاوت اقتصاد جهانی تحت تاثیر قرار گرفته و در نتیجه یک نگاه‌ها نسبت خود در مورد نتانیاهوها هم همون وضعیت هست که نتانیاهو در این دوره اخیر اون وجاهت خودش رو از دست داده مخصوصاً در جنگ رنگ با ایران نوبت دوم و بعد خب باعث شده که خود آقای ترامپ هم عصبانی بشه دیگه یعنی الان رابطه بین ترامپ و نتانیاهوها هم دیگه به اون شیرینی و خوشی گذشته نیست و یه حرفای عجیب غریبی زده ترامپ که اگر من نبودم اسرائیل وجود نداشت خب این نشون میده که در خود داخل آمریکا هم نگاهها به نتانیاهو به این جنگ خیلی تغییر کرده و اینکه خب اولش اوکی بود یعنی اگر ترامپ می‌تونست در عرض ۲ هفته به اهدافش برسه خیلی این جنگ می‌تونست براش اعتبار بیاره ولی این طول کشیدن و بعد پیامدی که پیش‌بینی نشده بود یعنی تنگی هرمز این باعث شده که حتی این منافع مشترکی که بین آمریکا و اسرائیل تلقی میشد و تعریف میشد این منافع مشترک تحت سؤال قرار بگیره که یعنی ما داریم برای اسرائیلیا می‌جنگیم نه برای آمریکا در نتیجه بله این فشار هم از طرف افکار عمومی هست هم از طرف دموکراتها هست هم درون جمهوریخواه‌ها هست هم از طرف اروپاست هم از طرف چینه و در حقیقت آقای ترامپ هیچ چاره‌ای نداشت جز اینکه این توافقنامه رو امضا بکنه یه نکته دیگههم اجازه بدین من عرض کنم که ما همیشه به خامنه‌ای می‌گفتیم که این خامنه‌ای از مذاکره می‌ترسه این خامنه‌ای ال اینا می‌بینید که ما ایرانیا هم چقدر می‌ترسیم. یعنی ما مسخره می‌کنیم میگیم آره این ایران تسلیم شد. یعنی ما فکر می‌کنیم که مذاکره کردن یعنی تسلیم شدن. توافق کردن یعنی تسلیم شدن. یعنی مرد خیلی از این اپوزیسیون مخصوصاً عین خامنه‌ای فکر می‌کنن. یعنی فکر می‌کنن که یه کار شرمآوری جمهوری اسلامی کرده که توافق کرده. میدونین در حالی که توافق یه چیزیست ناگذیر و به هیچ وجه من قبل از اینکه این جنگ اتفاق بیفته من یه توییت کردم می‌تونید برید ببینید نه این جنگ جنگ ۱۲ روزه قبل از اینکه این جنگ ۱۲ روزه اتفاق بیفته یا روزهای اولش اگر اشتباه نکنم من یه جمله توییت کردم که جنگ بین ایران و آمریکا و یا ایران و اسرائیل هیچ برنده‌ای نخواهد داشت این در حقیقت یک تزیست که فیلسوفان سیاسی یا دانشمندان سیاسی از بعد از جنگ جهانی دوم میگن درباره جنگ‌ها که دیگه این جنگ‌ها پایان‌پذیر نیست. یعنی دیگه جنگی تمام نمیشه ولی شما باید یه نوع یه شکلی مهارش بکنید و و برای آمریکا ش شما اگه من نمی‌دونم کجا زندگی می‌کنید اگه در آمریکا زندگی بکنید مثلاً من هر موقع میرفتم اینجا یه م اصطلاح مغازه هست که به اصطلاح خارفروشی به قول ایرونیه یا میوه فروشی و اینا وقتی که شما قبلاً من می‌رفتم مثلاً ۱۰۰ دلار میخریدم الان همون چیزی که ۱۰۰ دلار می‌خریدم قبلاً الان ۱۷ ۸۰ دلار باید بخرم و خوشبختانه حالا من ماشین ندارم وگرنه بنزین هم داره همین طوری به شکل سرساموری بالا رفته و دیدین که این توافق به سرعت روی قیمت نفت به اصطلاح تأثیر گذاشت بنابراین میخوام بگم که ترامپ مجبور بود و راه دیگه‌ای وجود نداشت و و هر کس جز او بود باید خیلی زودتر این کارو میکرد خیلی ممنون متشکر از توضیحاتتون آقای مهدی خیلی مستحفیظ شدیم یاد گرف گرفتیم و چیزایی که مطالبی که نکاتی که شما اشاره می‌کردید منم راجع بهش فکر می‌کردم منتها چون تخصص تو سیاست ندارم فقط یه موقع می‌شینم مخصوصاً رادیو چون ما نسل قدیم هستیم رادیو زیاد گوش میشیم رادیو زیاد گوش میدم حالا از هر دو طرف برام تو ذهنم این سؤال بود که حالا شما کاملاً جوابشو دادید ممنونم از بکن خواهش میکنم ممنون بله خیلی ممنون اون اون کتابی هم که آقای خرجی معرفی کردن توی موقع فلسفه گذاشتم که خیلی کمک می‌کنه به همون بحثهایی که خیلی به صورت تیتور ازشون صحبت شد بعد خیلی تو این روزها به قضاوت عقلانی و نهادایی که امکان تولید معرفت قابل اعتماد رو فراهم می‌کنن می‌تونه کمک شایانی باشه. به هر حال اینو احتمالاً تو این روزا خیلی زیاد شنیدی. جنگ جنگ روایت‌هاست و چاره‌ای نیست دیگه. یعنی باید فقط از ابزاری که در دست هست همین اندیشیدنه و نگاه کردن به منابع قابل اعتبار و در واقع منسجم از کسانی که تحت عنوان کارشناس کارشناسان واقعی بروز و ظهور پیدا می‌کنن. آقای وحید خوش اومدید. بفرمایید. غذا ادب جناب خرجی سلام آقا وحید حال شما حال شما فداتون خیلی خوشحال شدم خیلی هم لازم بود این جلسه گذاشتیم خیلی ممنون آقای خلیجی د تا سؤال دارم که با هم ربط داره یکی اینکه [صدای خرناس] تا موقعی که آقای خامنه‌ای زنده بودن همیشه نظر شمام این بود که تا آقای خامنه‌ای هستند این انسداد سیاسی و تغییر یر [صدای خرناس] اساسی در سیاست در ایران نسبت به غرب امکان نداره تغییری بشه آیا می‌توان گفت که این جنگ با تمام این خسارت دهشتداکی که به اصلش خود مردم هموطنان وارد شد [صدای بند آمدن نفس] ولی یک کاتالیزاتوری شد که این سیاست البته [گلویش را صاف می‌کند] در چهارچوب تعریف بضاعت ایرانی یه ذره سیاست چرخش [خنده] سریع‌تر میشه در ایران و سؤال دومم این بود که جمهوری سوم اسلامی احتمال اینکه در آینده حالا د سال ه سال آینده دیگه ایدئولوژی رقیق‌تر میشه و بیشتر سمت همون یک نظامیگری آتوریت پیش بره همین خیلی ممنون ممنونم آقا وحید من عذر میخوام از دوستان مخصوصاً توی یوتیوب که صدای به اصطلاح کار میکنن چیه چی اسمش دستگاه این که دارن پول رو وصل می‌کنن من عذر میخوام دوستان ببینید ما من قبلاًم گفته بودم ما داریم میریم به سمت میلیاریزه شدن بیشتر جمهوری اسلامی یعنی نظامی‌تر شدن جمهوری اسلامی این به چه معناست؟ این به این معناست که به این معنا نیست که از نظر ایدئولوژیک ما اسلامی‌تر میک میشن و این‌ها از اتفاقاً از نظر اجتماعی آزادی‌های اجتماعی تا یه حدی می‌تونه گسترش پیدا بکنه. مثلاً فرض کنید الان همین چیه؟ یه کافه تگزاس ساختن توی تهران یا نمی‌دونم الان در تهران و شهری بزرگ خب خیلی از خانم‌ها هستن که واقعاً اون حجاب رعایت نمی‌کنن و و کسی دیگه نمی‌تونه بهشون کاری داشته باشه. یعنی شرایط جامعه به شکلیست که دیگه اعمال محدودیت‌ها به شکل سابق دیگه ممکن نیست. یعنی نه اینکه نمی‌خوان اج انجام بدن ممکن نیست. یعنی مقاومت زن‌ها به به حدی رسیده که جمهوری اسلامی در حقیقت در این حوزه‌ها شکست خورده. بنابراین ولی در عین حال ما این به این معنا نیست که ما در حوزه خصوصی هم آزاد خواهیم شد. در ما میشیم مثل شبیه روسیه و چین دیگه. یعنی الان تکنولوژی دیجیتال به شما به دولت‌ها این امکانو میده که آدم‌ها به ظاهر آزاد زندگی می‌کنن ولی در عمل تحت کنترلن. میگن در بعضی از شهرهای چین این چراغ قرمز سر چهار راهها اینا یک دستگاهی دیجیتالی بهشون وصل هست که هر کس که از به اصطلاح خط عابر پیاده رد میشه اسکنش می‌کنن تمام مشخصاتش نمیدونم اطلاعات بانکیش نمی‌دونم پاسپورتش نمی‌دونم سوابق غذاییش عدم سوا همشو در حقیقت ثبت می‌کنه خب این در اینجا دیگه ما حتی زندگی خصوصی یا حریم خصوصی هم دیگه وجود نداره ولی تا یه حدی آزادی‌ها هست مخصوصاً اگر قبلاًم گفتم اگر بخش فاسد سپاه قدرت پیدا بکنه یعنی اون بخشی که براش خیلی خدا پیغمبر خیلی مهم نیست یا ایدئولوژی جمهوری اسلامی براش مهم نیست بیشتر دنبال بیزنس کردن با دنیاست بیشتر هم همین سبک چین دیگه یعنی چین در داخل کشور ایدئولوژی وجود داره ولی در خارج از کشور چین روابطش با کشورها ایدئولوژیک نیست بلکه اقتصادی محضه اینم یه الگوئه که ممکنه به وجود بیاد ولی در آینده نزدیک من بیشتر بی‌ثباتی رو می‌بینم در درون سیستم یعنی سیستم هنوز نتونسته خودشو ریست کنه یعنی از نوع تعریف کنه هرم قدرت هنوز توش تعریف نشده که کی چکارهست کی کجاست و این مخصوص تا زمانی که جنگ هست می‌تونه این بحران در حقیقت مهار بشه ولی وقتی که جنگ نیست شرایط برمی‌گرده به وضعیت عادی مردم برمی‌گردن به وضعیت عادی بانکها شروع می‌کنن کار کردن ادارات شروع می‌کنن کار کردن دولت شروع می‌کنه کار کردن اونوقته که نزاع بر سر قدرت بالا می‌گیره شما همین الانم ببینید شکلی که پایدارچیا دارن چیز می‌کنن همین سید محمود نبویان چقدر علیه این توافق حرف زده یا مثلاً همین تظاهراتی که کردن مرگ و چی اسمش گفتن عراقچی باید اعدام بشه اینا که آدم دم عادی نیستن اینا یه نیروهایی از هستن که اینها رو در حقیقت می‌گردونن و هدایت می‌کنن بنابراین بسیار دشوار هست ما در یک موقعیتی هستیم بسیار دشوار و از اون طرف هم رسانه‌ها به هیچ وجه به ما کمک نمی‌کنن که وضعیتو بهتر بفهمیم اپوزیسیون ما غرق در توهم و نادانی و آرزوفروشی و در حقیقت سانتیمانتالیسم بسیار ضد دموکراتیک هست. در نتیجه من معتقدم که چالش‌های جدی پیش رو هست. بله آقای مهران بفرمایید. بله ما حدود نیم ساعت دیگه دوباره جلسه تحت عنوان کانت و کانت چگونه کانت شد رو با دوستان خواهیم بود و در واقع درباره زندگی نامه کانت آقای خلجی صحبت خواهیم کرد آقای مهران هستید شما هنوز عرض سلام و ادب خدمت همه بزرگواران امیدوارم که حال همگی خوب باشه ببینید یه نکته‌ای رو من می‌خواستم بگم راجع به این بحث توافق که نه تفاهمه این داستان فرق میکنه با توافق کردن وقتی که بعد از یه تفاهم شما یک مهلت ۶۰ روزه دارید یعنی طبیعتاً هیچ چیزی قطعیت نداره فعلاً این نکته اوله یعنی تفاهم می‌کنید که ادامه مذاکرات منوت بر اتمام جنگ ادامه پیدا بکنه تا چقدر تا ظرف مدت ۶۰ روز نکته‌ای که اینجا وجود داره اینه که خب با توجه به وضعیت اقتصادی آمریکا با توجه به شرایطی که حالا وجود داره بحث جام جهانی و این حرفا ۲ حالت برای آمریکا وجود داشت که یک تنگه هرمز رو با زور باز بکنه یا اینکه خیلی با انعطاف باز بکنه با هزینه کمتر خب طبیعتاً آقای ترامپ یه آدم اقتصادی یه هزینه کمتررو طبیعتاً ترجیح میده و با کمترین هزینه داره این کارو انجام میده که به قول معروف خیلی راحت میشه به این موضوع پیورد و طبعات اقتصادیشم که تو آمریکا اصلاً قابل لمسه الان دوست سعیزمون داشت صحبت میکرد نکته بعدی که وجود داره اینه که حالا یه بحثی هم داره این صحبتهای آقای ترامپ که میاد الان اتفاقی که افتاده توی صحبتهاش این بحث اورانیوم غنی شده رو خیلی کوچیک داره جلوه میده و این خیلی نگران کنندهست اینکه شما در یک جبهه‌ای قرار بگیری و اول از اون آیتم به عنوان یک اهرم برای حمله نظامی استفاده بکنی و بعدش بیای اینو کوچیک جلوه بدی مردم که احمق نیستن نکته‌ای که وجود داره دو حالته یا تغییر سیاست در آقای ترامپ رخ داده چون آقای ترامپ تا سال ۲۰۱۷ همین کارو دوباره انجام داد. اومد محاصره دریایی رو تو ایران داشت انجام می‌داد. کارا رو داشت انجام می‌داد به آقای قاسم سلیمانی حمله کرد. ایشون رو به شهادت رسوند. بعد از اونور اتفاقی که افتاد بحث کرونا دراومد و یه اتفاقی از همین قبیل تقریباً به داد جمهوری اسلامی رسید و عقب‌نشینی کرد. آمریکا. اگرم دوستان یادشون باشه بعد از آبان ۹۸ بود این اتفاق افتاد. الانم دقیقاً تقریباً همون سناریو اتفاق افتاد. الانم بعد از دی ماه این اتفاق افتاد. اون موقع بعد از آبان ۹۸ این اتفاق افتاد. نکته‌ای که وجود داره اینه که این آدم سیاستش بعد از چندین سال تغییر نکرده و اما داره اینجوری صحبت می‌کنه شاید می‌دونه که دوباره احتمالاً به توافق دست پیدا نمی‌کنه و الان بهتره که تنگه هرمز باز بشه. الانم بحث کنترل تنگی هرمز به کمک اروپاییا هست یعنی تردد امنو بخوان اونجا لحاظ بکنن مینروبی انجام بدن خب وقتی که این اتفاقا بیفته بعدش آمریکا دیگه اجازه مین‌گذاری مگه می‌ذاره دوباره انجام بشه احتمال داره که چون می‌دونه این جنگ ادامه پیدا می‌کنه نظرش اینه که تنگی هرمز به قیمت خیلی پایینی باز بشه و بعد بیاد ادامه کارهاشو بخواد انجام بده و این طبعات اقتصادیش برای آمریکا خیلی کمتره وقتی تنگه هرمز باز باشه و شما کنترل تنگه هرمز رو به دست بگیری با هزینه کم ادامه حملات برات راحت‌تره و جمهوری اسلامی اهرام تنگه هرمز رو دیگه از دست داده این اتفاق می‌تونه رقم بخوره و تا موقعی هم که توافق کامل مثل ایسی تو مایه‌های برجام امضا بشه همه قبولش کنن بره دیگه ثبت بشه همه این اتفاقا بیفته ما اون موقع می‌تونیم راحت صحبت بکنیم وگرنه الان نظر من با توجه به اتفاقاتی که افتاده بعد یه نکته دیگه‌ای هم وجود داره بحث اسرائیل اسرائیل ۳ سال نجنگیده که بیاد وقتی که به اون نتیجه آخری می‌خواد برسه بعد بگن آقا بسه دیگه تمومش کنید بریم سر خونهمون بگیریم بشینیم ۳ سال طرف هزینه نکرده که بخواد به اینجا برسه همه چی مثلاً رو دست بخوره اونم نه کشوری مثل اسرائیل که از سال ۲۰۱۶ خودشون میگن اصلاً ما کلاً ایرانو داشتیم بررسی می‌کردیم چین سالم هستش که رفته و آمده به قول برای آقای خامنه‌ای رو بررسی می‌کردن تا تونستن همون لحظه اول به قول معروف کارو یکسره بکنن این نکاتی که وجود داره یعنی کهه یه برنامه‌ریزی بلند مدت اتفاق افتاده و اینکه ما بخوایم روی یک تفاهم انقدر خوشبین باشیم عملاً خیلی عجیب غریبه چون خود جمهوری اسلامی رو اون رو این تفاهم خوشبین نیست خودشونم رو صحبتهای عراقچی رو صحبتهای غالیباف همشون هیچ‌کدومشون خوشبین نیستن همشون میگن ما انگشتمون روی ماشهست اگر اسرائیل این کارو بکنه ما دوباره حمله می‌کنیم این نقض تفاهمه فلان یعنی خودشونم دو دلن خودشون انقدری که مردم به این تفاهمه انقدر که یه سری افراد به این تفاهمه دلبستن خود اونایی که تفاهم دارن می‌کنن م دل نبستن و صحبتهای آقای ترامپم نشون داده که این چند وقت اخیر انقدر صحبتاشو عوض کرده که دیگه یه جورایی میشه