بله یه فرمودین حق در یه جلسهای با
تلویزیون بود یه خانمی بود و یه آقای دیگه
که هر دوشون
اصلاً در رسانه فعال حقوق بشر بودن به این
معنا که یه تشکیلاتی داشتن برای خودشون و
بعد صحبت که میکردیم من گفتم که
کسی نمیتونه در حقیقت از
کشتار
کسی
برای رسیدن به جامعه دموکراتیک استفاده کن
حتی
برای از دروغ یا پشتتر بنابراین سیاست
تابع اخلاقه یعنی در سیاست ما از حق صحبت
میکنیم منتها حق در اخلاقه که در اصل بحث
این برگشت به من گفت که شما نه شما دارین
سفیدویی میکنین شما دارین شر رو
عادی میکنیم. گفتم که بابا شر که یه کلمه
اخلاقیه. یعنی خود اینهایی که فعال حقوق
بشر هستن یا فعال زنان هستن اینا بیشتر
قربانیان نقض حقوق بشر یا حقوق زنان هستن
یا اینا که فعالین سیاسی هستن یه تجربه به
اصطلاح تلخی داشتن از جمهوری اسلامی.
اینها از روی مطالعه و تحقیق و اینها
نیست که از حق حرف میزنن. به همین دلیله
که اگر ازش بپرسی که خب اگر حق زبان میگی
این حق مبناش چیه؟ یعنی باید توجیه کنی
یعنی تو باید در حقیقت به من بگی بر چه
مبنایی این حق هست این حق یا باید خدا بده
یا باید عقل انسان بده عقل انسانم که
عقلیه انسان نمیتونه بده پس باید آدمها
براش توافق کنن گفتگو کنن تو نمیتونی با
بقیه مردم بجنگی و بعد از حق حرف بزنی حق
رو تو نمیتونی تعیین کنی خدا نمیتونه
تعیین کنه بلکه آدمها در گفتگو باید بهش
براش توافق کنن خب طبیعتاً اینا براش هیچ
معنی نمیده. هرجا که دلش بخواد از حق
استفاده میکنه. هر جام نخواد به اصطلاح
استفاده نمیکنه. کاملاً شعاری و ابزاریه.
M.