سلام بر دوستان گرامی امیدوارم که حال
همگی خوب باشه
من در این کلیپ در این ویدیو و در ویدیویی
که بعداً در این کانال یوتیوب من خواهید
دید سعی میکنم که خیلی مختصر حدود پ ش
دقیقه حیر ۱۰ دقیقه یک مجموعه کتابهایی
رو معرفی کنم و گزارش بدم مخصوصاً یک
مجموعه
کتاب هست که انتشار برن پاریس منتشر
میکنه به نام شمن فیلوزوفیک یعنی راههای
فلسفی که در اون مفاهیم توضیح داده میشن
به قلم
برجستهترین متفکران در اون حوزه
این جلسه من راجع به این کتاب صحبت میکنم
کسکو پروبلتیزه
پروبلتیزه حالا توضیح خواهم داد که عنوان
این کتاب چه معنا میده.
ببینید اغلب ما فکر میکنیم که اندیشیدن
یعنی پیدا کردن پاسخ. از دوران مدرسه تا
دانشگاه ما موفقیت رو با تعداد پاسخهای
درست میسنجیم. هرچه پاسخهای بیشتری
بدونیم تصور میکنیم که بیشتر فهمیدیم یا
بیشتر دونستیم. اما آیا واقعاً اندیشه از
پاسخ آغاز میشه؟
میشل فق
فیلسوف برجستهوکاسیون
یا تعلیم و تربیت هست در فرانسه در این
کتاب یعنی کسکو پروبلتیزه از ما میخواد که
این پیشفرض رو کنار بگذاره فرق میگه که
اندیشیدن نه با پاسخ بلکه با ساختن مسئله
آغاز میشه شاید بزرگترین ضعف آموزش معاصر
این باشه که پاسخها رو آموزش میدن اما
کمتر به ما یاد میدن که چگونه
پرسشهای اصیل رو بسازیم ابداع کنیم بیافر
بیافر [گلویش را صاف میکند]
یه نکته مهم اینه که همه پرسشها مسئله
نیستن اگر بپرسیم که پاس پایتخت فرانسه
کجاست پاسخ از پیش معلومه و تنها نیازمند
یادآوری و حافظه است اما اگر بپرسیم چرا
برخی جوامع به سوی دموکراسی میرن و برخی
دیگر در چرخه اقتدارگرایی باقی میمونن
دیگه با یک مسئله مسئله روبهرو هستیم. در
اینجا پاسخ آمادهای وجود نداره. باید
مفاهیم رو روشن کنیم. باید دادهها رو
کنار هم بگذاریم. فرضیهها رو آزمایش کنیم
و پیوسته در فهم خودمون تجدید نظر کنیم.
فاف در این کتاب بین حل مسئله یعنی پرابلم
سالوینگ و پروبلیمتیزاسیون یا مسئله سازی
تمایز بنیادین میگذاره. بیشتر نظامهای
آموزشی بر مسئله تمرکز دارن در حالی که
مهمترین مرحله پیش از اون رخ میده. یعنی
اینکه اساساً چگونه یک وضعیت رو تبدیل
میکنیم به مسئله. تا زمانی که مسئله درست
ساخته نشه حتی دقیقترین پاسخها هم ممکنه
بیربط یا گمراهکننده باشن.
یکی از ایدههای مهم این کتاب اینه که
مسئله چیزی نیست که آماده در جهان وجود
داشته باشه و ما صرفاً اونو کشف کنیم.
مسئله حاصل فعالیت ذهن است. انسان از بین
انبوه واقعیتها، روابط، تعارضها،
امکانها یک ساختاری میآفرینه که اون رو
مسئله مینامیم. به همین دلیل اندیشیدن
پیش از اون که کشف باشه نوعی آفرینش هست.
فب توضیح این دیدگاه به سنت طولانی در
فلسفه اشاره میکنه. اون به گفتگوهای
افلاطون به ویژه منون برمیگرده. سقرات در
این گفتگو نشون میده که بسیاری از
پرسشهای ما پیش از اونکه پاسخ بخوان
نیازمند بازسازین. وقتی کسی میپرسه آیا
فضیلت آموختنیست؟ سهرات نخست میپرسه
اصلاً فضیلت چیست؟ یعنی پیش از پاسخ بعد
خود مسئله رو روشن کرد. در دوران جدید فا
بیش از همه از جان دوی الهام میگیره.
شاندیوی فیلسوف بزرگ پراگماتیست
آمریکاییست و معتقد بود که اندیشه هنگامی
آغاز میشه که انسان با وضعیتی نامعین،
آشفته یا بحرانی روبهرو میشه. این وضعیت
ما رو وادار میکنه مسئله رو صورتبندی
کنیم. از این منظر پژوهش علمی، تفکر فلسفی
و حتی تصمیمگیریهای روزمره همگی از یک
نقطه آغاز میشن. یعنی تبدیل یک وضعیت مبهم
به یک مسئله قابل اندیشیدن.
گاستون باشلار یکی دیگه از بزرگترین
فیلسوفان علم فرانسهست که سایهش بر سراسر
این کتاب دیده میشه. باشرال میگفت که علم
با مشاهده صرف پیش نمیره. دانشمند کسیست
که بتونه مسئلههای تازه بسازه. فابر این
ایده رو از حوزه علم فراتر میبره و اون
رو به حوزه آموزش، فلسفه و زندگی روزمره
تأمین میده. یکی از ارزشمندترین بخشهای
کتاب تأکید بر این نکتهست که مسئلهد کردن
صرفاً یک مهارت فنی نیست بلکه نوعی منش
فکریست. کسی که مسئله مند میاندیشه از
پاسخهای سریع و قطعی پرهیز میکنه.
پیشفرضهای خودشو به نقد میکشه. بین
دادهها و شرایط تمایز میگذاره و همکانه
و همواره امکان بازاندیشی
در اون مسئله رو حفظ میکنه. این اون
چیزیست که کار یاسپر اسمشو میذاره.
مسئولیت متافیزیکی یا کانت ازش به فروتنی
یاد میکرد. چنین فردی بیش از اون که در
پی تأیید باورهای خودش باشه در پی گشودن
افقهای تازه برای فهم است. این کتاب برای
فلسفه فهمم اهمیت بسیار زیادی داره. اگر
فهم رو صرفاً انباشتن اطلاعات ندونیم بلکه
توانایی دیدن روابط و تشخیص تعارضها و
ساختن پرسشهای معنادار بدونیم اونوقت
مسئله ساختن پروبلتیزه کردن تبدیل کردن
چیزی به مسئله به قلب فراآیند فهم تبدیل
میشه فهم پیش از اونکه دانستن پاسخ باشه
هنر دیدن مسئلهست بنابراین مطالعه این اثر
نه فقط برای پژوهشگران حوزه تعلیم و تربیت
بلکه هر کس که در فلسفه در علوم انسانی در
علوم اجتماعی در سیاست در روزنامهنگاری و
یا حتی در حوزه مدیریت فعالیت میکنه
میتونه براش سودمند بشه بهخاطر اینکه
کیفیت اندیشیدن ما بیش از اونکه به کیفیت
پاسخها وابسته باشه به کیفیت پرسشهایی
بستگی داره که ما طرح میکنیم و پیش
میگذاریم. شاید بشه پیام اصلی نویسنده
این کتاب رو در یک جمله خلاصه کرد.
جامعهای که پرسیدن را نیاموزد، هرگز
اندیشیدن را نیز نخواهد آموخت و شاید
رسالت آموزش پیش از آنکه انتقال پاسخها
باشه، پرورش انسانهایی باشه که بتونن
جهان رو دوباره به مسئله تبدیل کنن. بسیار
خب متشکرم از شما. اگر مایل باشید در
کلاسهای سیاست و اخلاق ارسطو شرکت کنید
یا اگر مایل باشید در کلاس متنخوانی نقد
عقل محض ایموئل کانت شرکت کنید یا اگر
مایل باشید با من کتاب روحالقوانین
مونتسکیو رو در یک دوره بخوانید لطفاً به
ایمیل خجیچرز@gmail.com
یا مهدی
خجی@gmail.com
پیام بفرستید
من در رسانههای اجتماعی هم در دسترس
هستم.