راه حل خروج از استبداد چیست؟ مواجهه میرزا ملکم خان از پیشگامان مشروطه در ایران با اروپا

اینم بگم و صحبتمو فعلاً تمام می‌کنم. یک یکی از نخستین به اصطلاح پیشگامان مدرنیته و مشروطه در ایران میرزا ملکم خانه. میرزا ملکم خان خب اینا وقتی که میرن اروپا یه چیزایی متوجه میشن ولی وقتی میان اینجا می‌بینن که اساساً اون چیزایی که اونا متوجه شدن اینجا اصلاً قابل بیان نیست قابل فهم نیست چه برسه به اینکه بخواد قابل عمل باشه ولی نکته‌هایی که در این مجموعه که محیط طباطبایی درآورده میگه برای من خیلی جالب بود از جهت اینکه نشون میداد که این اون اون‌ها به فاصله‌ای که از نظر یعنی فاصله اصلی ما و جوامع توسعه یافته فاصله اقتصادی نیست، فاصله نمی‌دونم صنعتی نیست، فاصله ذهنیه، فاصله فکریه، فاصله عقلانیته و تا زمانی که اینو نفهمیم نمی‌تونیم اقتصاد و نمی‌دونم صنعت و اینا ارم داشته باشیم و این‌ها می‌فهمیدن ولی در استیصال کامل بودن و حالا هرچه که کردن خوب یا بد در یک دورانی بودن که چه بسا بیش از این نمیشد کار کرد ولی ما ابدا در همچین دورانی نیستیم ما در جهانی به سر میبریم که امکاناتمون برای متفاوت عمل کردن بسیار بسیار زیاده و اونچه که میتونیم انجام بدیم اصلاً برای ما قابل تصور نیست و ب نسل‌های آینده هم به هیچ وجه قابل قبول نیست اگر بخوایم انکار بکنیم منتها باید بفهمیم و باید بپذیریم بگذارید من یه تیکه رو براتون بخونم که اینو توجه کنید بیش از حدود ۱۵۰ سال بیشتر نوشته میگه دولت ایران اول دولت روی زمین است که بدون هیچ مانع مانع مستعد قبول هر نوع تنظیم می‌باشد. امنیت درونی، آزیش خارجه، سلطان‌پرستی ملت، جمیع اسباب ترقی برای ایران فراهم است. دولت ایران بلاحرف هرگز بهتر از امروز پادشاهی نداشته است. اما ۱۵۰ تعجب در این است که با وجود چنین پادشاه و با همت و و اسباب ترقی امروز دولت ایران منکوب اطراف و گرفتار انواع ذلت است. ۱۵۰ هزار رعیت ایران در محیب‌ترین اسیری می‌نالند. وقتی کسی حالت ایران را با اوضاع فرنگ تطبیق می‌کند، غرق حیرت می‌شود که با این همه نعمات طبیعی اولیای این دولت باید چقدر تدبیر کرده باشند که چنین ملکی را به چنین ذلت رسانیده باشند. یقین وزرای سابق ایران به هیچ وجه نمی‌دیدان یا اصلاً شعور نداشتن یا خائن دین و دولت بودن و الا چگونه می‌شود سال‌ها میان این همه معایب وزارت کرده باشن؟ در ایران یک طاعون دولتی هست که تمام ولایت را گرفته حاصل ملک را آتش می‌زند. شهرها را سرنگون می‌کند. ریشه آبادی را می‌کند و سال‌هاست که این مملکت را ق غریق دریای ذلت می‌کند. چیه اون؟ اون تا اون غفلت و بی‌قیدی اولیای دولت که بی‌غید و آسوده چنان مطمئنش هستند که رو کو گویی راهغ تشویش را تا ۱۰۰ سال دیگر بر ایران مسود ساختند و حالا جدای از اون‌ها میگه که مردم خود مردم در نادانی مطلق به سر می‌برن و اصلاً نمی‌تونیم بهشون بگیم چقدر نادانن این میگه که در ایران پادشاه هم خودش قانون می‌گذاره هم خودش قانون رو اجرا می‌کنه در حالی که در اروپا چنین نیست این‌ها در درک نمی‌کنن که پادشاهی در اروپا با پادشاهی در ایران دو نوع پادشاهیه در پادشاه در پادشاهی در اروپا تحت قانونه خودش قانون نمی‌گذاره ارادهش با قانون محدود میشه ولی در ایران در حقیقت همون به اصطلاح مرجع و همون منبعی که باید حاکمیت قانون رو برقرار کنه خود او در حقیقت مانع قانون هست میگه که هزار افسوس که امید جزئی من مبدل به یه عص کلی گردید وقت ایران چقدر عقب بوده است میگه که یکی از علمای بسیار مشهور فرانسه که منظورش مونتسکیوس که او را پیغمبر علوم دولتی می‌دانند ۱۵ سال عمر خود را صرف تألیف یک جلد کتاب مختصر نمود منظش روحالقوان قوانینه که در میان ملل فرنگ قرآن علم حقوق محسوب می‌شود. من این کتاب را با دقت تمام خواندم و با اینکه جراحی مضامین آن را کاملاً فهمیدم، اصل کتاب به حدی به نظرم بی‌معنی آمد که هم از خودم و هم از مصنف به کلی معیوس شدم. تعجب می‌کردم که این حکیم مشهور به جهت تحریر این مطالب ساده و بی‌معز چرا باید ۱۵ سال عمر خود را تلف کرده باشد. بعد از ۲ سال وقتی که در مقدمات علم حقوق ربطی به هم رسانیدم کتاب حکیم را دوباره خواندم آنوقت فهمیدم که شهرت حکیم مضبور چقدر به جا می‌بوده و عقل طبیعی بدون امداد علم کسبی چقدر عاجز است و همچنین وقتی که در اوائل تحصیل اوائل تحصیل مباحثات پارلمان انگلیس را تحقیق می‌کردم متحیر بودم که این مطالب چه ربطی به نظم دولت دارد. بعد کم‌کم معلومم شد که بنیان قدرت انگلیس در همان مطالب بوده که من نمی‌فهمیده‌ام. حالت امروز شما از مبتدی علم و حقوق هیچ فرقی ندارد. با وصف کمال عقل و ذهن به واسطه نداشتن علم نمی‌توانید اصول را درک نمایید. حقیقت‌های بزرگ که بنیان اقتدار شده‌اند به نظر شما بی‌معنا می‌آید. وقتی که ۴ار فوج انگلیس تمام یک دولت را به تزلزل می‌آورن، خیال می‌کنید که پیشرفت نزد آن‌ها منحصر به فلان فرهنگ است و موقوف به فلان حرکت و هیچ نمی‌توانید گمان بکنید که مایع قدرت این دولت و این افواج منوت به تقسیم دو نوع اختیار دولت است. این عجز شما از درک اصول نظم باعث ذلت ملت ایران شده است. یعنی ما الان همش توجهمون به این کهه قدرت غرب در قدرت نظامیشو همشم نگاهمون به به اصطلاح اسلحه و پولشه در حالی که این نمی‌دونیم که این اسلحه پول محصول یک زن ذهن و تربیت و دانش و یک نوع تفکریست که همه این‌ها رو خلق کرده در نتیجه وقتی که بعضی از دوستان فکر می‌کنن که فلسفه الان وقت فلسفه نیست و جنگه نمی‌دونن که اگر شما فلسفه ندونید [صدای خرناس] حتی مردن خوب رو هم نمی‌تونید یاد بگیرید. ‏M.