یک نکته دیگه اینکه ما
در ایران بحران آب و برق داریم. این بحران
آب و برق به نظر من یک بحران عادی نیست
بلکه یک مثل مریضیا میمونه دیگه و
حکومتها مثل انسانها دچار انواع و اقسام
مریضیا میشن. منتها مریضیا در یک سطح
آسیبشون
به اصطلاح تهدید نیست بلکه تهدید
بیماریها متفاوت هست. بعضی از بیماریها
هستن قابل درمانن. بعضی از بیماریها هست
مثل قند که شما میتونید به هر حال کنترلش
کنید با زندگی کنید. ولی بعضی از
بیماریها هستن که مخصوصا اگر دیر کشف بشن
و دیر شناخته بشن میتونن حیات یک انسان رو
به مخاطره بندازن. بحران آب و برق بحران
حیاتیست. به این معنا که قطعاً جمهوری
اسلامی از حل این مسئله برنخواهد آمد و
بحرانی که کشنده است یعنی برخلاف بحرانهای
دیگه بحران آب و برق به مرگ جمهوری اسلامی
بدل خواهد شد
اینو فقط یه توجه کلی خواستم بدم که
اتحاد جماهیر شوروی و حکومتهایی که
افتادن اونها نه بر اساس مثلاً ضعف
ایدئولوژیک یا نمیدونم هجوم زوم بیگانه یا
فلان اینا بلکه دلیل افتادنشون این بود که
نه نمیتونستن نیازهای حیاتی شهروندانشون
رو برطرف کنن آب و برق هم خب به هم ربط
دارن که بحران آب برق البته به هم هست
نیاز حیاتی جامعهست و جمهوری اسلامی
نمیتونه حل بکنه و طبیعتاً داره جمهوری
اسلامی به سمت از همپاشیدگی نهایی میده
حالا این از همپاشیدگی
که در حقیقت چه آثاری خواهد داشت یاد در
حقیقت آینده چه خواهد شد
قطعاً پهلویها
در ایران جایی ندارن قطعاً مجاهدین خلق در
ایران جایی نداره ما به سمت خیلی بدتری
داریم میریم اگر
فرض کنید که خامنهای میرفت پهلوی میومد
بازی یه مقداری حالا
خوب بود ولی متأسفانه ما بریم به سمت یعنی
از همفاشی
حکومت و از همپاشیدگی یعنی اگر ام در
شرایط کنونی باشیم از همپاشیدگی جامعه
منتهی میشه و در این شرایط طبیعتاً اون
احتمالات خیلی زیاد هست احتمالات خیلی بد
هست
ولی بیش از همه اون نیروهایی که خشن هستن
اون نیروهایی که اسلحه دارن کلیده زندان
دارن اون نیروهایی که در حقیقت
الان سلطه دارن بر منابع اقتصادی و منابع
به اصطلاح سیاسی کشور اونها قدرتو به دست
خواهند گرفت. شرایط بسیار خیلی تلخی هست
خیلی سختی هست و متأسفانه فضای گفتمان
سیاسی فارسی خیلی
سطحیست و سطحی با این مسئله برخورد میکنه
من در خدمت شما هستم ببخشید من سردرد دارم
یه مقدار صدام برگشته ولی گوش میدم دوستان
اگه نکتهای داشته باشن با دوستان پیش
میدم