آقای پهلوی از نظر عقلی بسیار کودن است

خب بنابراین فرق باید گذاشت بین اموشن در پالیتیکس یعنی عاطفه در پالیتیکس که بسیار مهمه و اساساً ما با عواطفمون هست که برانگیخته میشیم به سمت عدالت برانگیخته میشیم به سمت آزادی برانگیخته میشیم یعنی شما یک فیلسوفانی که فیلسوفان آزادی هستن از کانت گرفته تا مارکس گرفته تا روسو گرفته و دیگران اینا سرشار از عاطفن یعنی این میلشون به آزادی انسان هست که باعث میشه نظریه بپردازن، مطالعه کنن، فکر کنن و بنیادهای عقلانی برای در حقیقت تفکر سیاسی پی بریزن. اما احساساتگری یعنی سوء استفاده از رنج دیگران سوء استفاده از به اصطلاح درد دیگران سوء استفاده از داغ دیگران برای اهداف خود یعنی آقای پهلوی که در طول عمرش اصلاً نه کار کرده نه یعنی برای خورد و خوابشم زحمت نکشیده چه برسه برا این که برای ملت ایران زحمت کشیده باشه ولی از کسانی که آسیب دیدن استفاده بکنه برای قدرت خودش یا به اصطلاح از رنج دیگران یک بخواد یک به اصطلاح مشروعیت درست بکنه برای خودش رنج دیگران مشروعیت برای کسی نمیاره درد دیگران برای هیچ به اصطلاح نظامی مشروعیت نمیاره آقای پهلوی متأسفانه د تا به اصطلاح نظریه متفاوت میشه راجع به ایشون داد یکی اینکه ایشون از نظر عقلی بسیارنه اینو من با به اصطلاح به عنوان فحش به کار نمیبرم اینو به عنوان توصیف میگم یعنی از نظر عقلی باید آدم خیلی کودن باشه که مثلاً ۴۵ سال حرفای بیمعنا بزنه خب یا حرف بامعنا نده کودنتر اینکه چنین مشاورانی داشتن یعنی مشاوران کودن داشتن خودش هم یک کودن درجه‌ای از کودکی خیلی بالایی می‌خواد یا اینه یا اینکه داره از یه جایی اداره میشه یعنی هیچ ویدی نیست که جمهوری اسلامی ایشونو اداره بکنه و اداره کردن همچین آدمی اصلاً کاری نداره خیلی راحت میشه ادارش کرد یعنی اداره کردن آقای پهلوی واقعاً خیلی راحته برای سیستمهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی که خیلی بزرگتر از آقای پهلوی رم اداره کردن و این آدم در در هر دو صورتنه یعنی و یا بازیچه مادرشه بازیچه اطرافیانشه بازیچه جمهوری اسلامیه و یک مصیبتیست برای ایران این فاجعهیست آقای پهلوی برای ایران یعنی یک نشانه یک بحران بزرگیست در ایران و فضای گفتمانی رو به شکل به اصطلاح ما یعنی آقای پهلوی نشون میده که ما دچار تورم کودنی هستیم در ایران در همه زمینه‌ها تورم داریم از جمله آقای پهلوی نشون در تورمنی هست و این بلاحت تورم بلاحت بسیار خطرناکه و باید جدیش بگیره یعنی هر کس که با جمهوری اسلامی مخالف باشه این ضرورتاً بهش مشروعیت نمیده هر کس که قربانی جمهوری اسلامی باشه این ضرورتاً بهش مشروعیت نمیده هر کس که جمهوری اسلامی این پدرشو مادرشو خواهرشو برادرشو کشته باشه این بهش مشروعیت نمیده مشروعیت یک امر عقلانی‌ست و فقط و فقط در گفتگو ممکنه که شما بتوانید مبنای یک مشروعیتو بریزید بنابراین نظام پهلوی که مشروع نیست اصلاً مشروع نبوده نظام پهلوی که اصلاً نظام پادشاهی به مفهوم ایرانی که نبوده که به مفهومی که کوروش پادشاه بوده که محمدرضا شاه که پا ک پور به اصطلاح پادشاه نیست اگر شما پادشاهی ایرانی رو بپذیریم محمدرضا شاه و رضا شاه اینا یه دیکتاتوری هستن که هیچ ربطی به پادشاهی ندارن یعنی بر اساس نظریه سیاسی ایرانشهری که اینها به قدرت نرسیدن فرهی زدی که نداشتن بنابراین اینا تو آدمای بیسواد زورگو بودن که مملکتو هرچی هم که ساختن خودشون خراب کردن ولی جدایی از این آقای پهلوی اصلا هیچ نوع مشروعیتی نداره و اگر کسی به اصطلاح چیزی به نام عقلانیت سرش بشه سوال خواهد کرد که ایشون برای چی اصلاً شاهزاده نه شاهزاده سابقن ایشون شاهزاده به معنای پسر شاه نیست به معنای کسیست که در حقیقت جانشین شاه هست ایشون به چه معنا جانشین شاهه ایشون اصلاً برای چه مثلاً قسم خورده مثلاً قسم خوردنه این چه ارزشی داره وقتی که ۹۸ مردم به جمهوری اسلامی رأی دادن وقتی که قانون اساسی جمهوری اسلامی دو بار رأی گرفته که من هر دوشو باطل می‌دونم ولی این نشان به هیچ وجه برای آقای پهلوی مشروعیت نمیاره و مشروعیت نمی‌گذاره و اصلاً کسی که بگه کینگ رضا پهلوی یعنی براش خلخالی و پهلوی و اینا اصلاً فرقی نمی‌کنه. یعنی زور براش مهمه و دنبال زورن. همون که از توش جرستقیل اعدام در میاد از توش همون به اصطلاح عبادت آقای پهلوی در میاد. یعنی آقای پهلوی خودشم باورش شده که به اصطلاح قابل سجده کردن هست. ‏Yeah.