حالا یه وجه مشترکی که بین خامنهای و
پهلوی هست اینه که برای هر دوشون چیزی به
نام مشروعیت اهمیت نداره. یعنی که شما در
این جلسات دیدین دیگه در جلسه مونیخ میگه
از اول تا آخر گفتن جاوید شاه کینگ پهلوی
بعد خانم دخترشونم به عنوان
اولین پادشاه ایران زن بعد از ساسانیان
معرفی کردن. خب
یه سوالی که به اصطلاح
یک ذهن عقلانی در سیاست میپرسه اینه که
برای چه بر اساس چه حقی بر اساس چه حقی
آقای پهلوی شاهه شاه نیست ایشون که ایشون
با انقلاب ایران و با رأی مردم به قانون
اساسی و با رأی مردم به جمهوری اسلامی
اصلاً کلاً
مشروعیتش از بین رفته و اگر بخواید شما
ایشونو شاه بکنید نیازمند رفراندوم و
نیازمند
حالا اینو توضیح میدم نیازمند قانون اساسی
جدید هست بر اساس کدوم قانون اساسی در
قانون اساسی مشروطه هم فقط اولاد ذکور
میتونن چیز باشن میتونن پادشاه بشن
تنها شرطی که آقای پهلوی هم داره برای
شاهی همین اولاد ذکور بودنه دیگه غیر از
ذکور بودن شایستگی دیگری نداره برای شاه
بودن
خب مسئله اینه که هیچ سؤال مطرح نمیشه یک
عده میان اونجا همه داد میزنن بله این
آقای پهلوی تنها
آلترناتیوه این آلترناتیو افتاده تو دهن
این ملت بینوا و ایشون شاهه ولی کسی نمونه
برای چی دلیل میخواین مادر عصمت
یک
دلغکهایی که کارشون دلقکیه اساساً از
کسانی مثل مادر عصمت یا کسانی که آسیب
دیدن کسانی که داغدار هستن استفاده میکنن
برای اهداف خودشون حالا مادر عصمت اولاً
که تمام بچههاش که کشته شدن از مجاهدین
خلق بودن مجاهدین خلق ضد پهلوی بودن و
مادر عصمتم حق نداره که از جانب اونا حرف
بزنه نه تنها حق نداره از جانب اونا حرف
بزنه اصلاً حق ویژهای برای حرف زدن نداره
در عالم سیاست در عالم سیاست وسط
سخن رأی او با رأی بقیه مردم یکیه از نظر
سیاسی هم حرفای عاطفی او زدن مخربه و خب
خودش نادانه اشکالی نداره ولی اون کسانی
که از او استفاده میکنن نمیدونن که دارن
از یک حربهای استفاده میکنن که فقط و
فقط در دست شیادان فاشیست به کار میده و
خب یک فرض کنید مثلاً پسر من در فلان جنگ
مرده خب مرده کشته شده این چه حقی به من
میده در عالم سیاست هیچ نظر من چه فرقی با
نظر بقیه داره هیچ در حقیقت قربانی دادن
اگر در راه عدالت و آزادی باشه احترام
میاره نه حق ویژه و نه شهیدان که در ایران
هستن خانوادههاشون نه شهیدانی که این طرف
هستن مبارزه کردن علیه جمهوری اسلامی اونا
که شهید شدن اونا که هیچی اونا در حقیقت
کسانی که در راه حق و عدالت و برابری و
آزادی کشته شدن اونا محترمن خانوادههای
اونها هم محترمن اما از نظر سیاسی هیچ
تفاوتی با بقیه مردم ندارن و در به اصطلاح
قلمرو سیاسی که ما میایم ما فقط و فقط با
زبان منطق و حق عقلانیت میتونیم صحبت
بکنیم نه با زبان عواطف که آره من انقدر
کشته دادم پس بیاید به مثلاً به رضا پهلوی
پشت سر رضا پهلوی بایست
این یعنی سنتیمنتلایز کردن سیاست یعنی
عنصر اصلی که شما دارید در سیاست در بسیج
عمومی در مخاطب قرار دادن اذهان عمومی به
جای اینکه منطق باشه به جای اینکه به
اصطلاح
دیدگاهها و گرایشهای مبتنی بر حق باشه
فقط و فقط شما از رنج فروشی بکنید شما از
رنج مردم
برای قدرت خودتون
استفاده بکنید. این رنج فروشی یکی از
کریهترین و یکی از پلیدترین ابزاریست که
در دست فاشیستهایی مثل آقای پهلوی و آقای
خامنهای هر دو هست. اینکه کسانی کشته شدن
به هر هیچ به کسی نه به حکومتهاشون نه به
رهبرانشون نه به خانوادههاشون هیچگونه
نمایندگی نمیده که از طرف اونا حرف بزنن
از طرف اونها عواطف مردم رو به سمت یک
گرایش سیاسی ببرن و در نتیجه فقط و فقط در
خدمت فاشیسم قرار میدن