اینترنشنال، تلویزیون مرگ است

شما وقتی تلویزیون ایران اینترنشنال نگاه می‌کنید می‌بینید که هر ۵ ۶ دقیقه یک بار به اسم اینکه یک شهروند یعنی ادعا این هست که شهر شهروندان از ایران برای این‌ها کلیپ‌های ویدیویی می‌سازن راجع به مشکلات خودشون که مثلاً حالا برق رفته آب رفته نمیدونم نون گرون شده پیاز گیر نمیاد انواع اقسام اینجور چیزا مسائل روزمره و این‌ها فقط شکایت نمی‌کنن بلکه یه کلمه میگن وضع اینطوره و بعد بیشتر زمانی که صحبت می‌کنن در حقیقت تنفر پراک می‌کنن. اولاً شما بارها و بارها طی ۲۴ ساعت شعار مرگ بر این یا مرگ بر اون رو از این تلویزیون می‌شنوید. یعنی تلویزیون مرگه و ثانیاً مدام شما از انتقام گرفتن از خون ریختن از اعدام کردن از تقاض پس دادن و از بردار کردن حالا کسایی که اونا ازشون متنفرن میشنوید یعنی در حقیقت شما زبان تنفر رو در لخت‌ترین، زمخ‌ترین و زشت‌ترین شکلش از این رسانه می‌شنوید. به خاطر چی؟ به خاطر اینکه اون مردمی که متنفر بشن در حقیقت میشه اونها رو از پیوستن به حکومت یا از انفعال در برابر حکومت باز داشت در نتیجه خودشون انقدر این تنفر درونشون پرورش پیدا می‌کنه که می‌تونن دست بزنن به کارهایی که دردسرساز باشه برای حکومت اما به بهایی که اصلاً نمی‌ارزه مثل داستان محسا خب این تلویزیون مدام تبلیغ میکرد که برید تو خیابون برید تو خیابون برید تو خیابون و خب مردمی که انقدر متنفر بودن از حکومت بدون هیچ‌گونه آمادگی بدون هیچ‌گونه سازماندگی بدون هیچ هیچگونه به اصطلاح آگاهی و به اصطلاح آموزش میرفتن در خیابان بچه‌های جوون و خودشون رو سینه میدادن به گلوله و باتوم مأموران جمهوری اسلامی و این یعنی چی؟ یعنی که شما انقدر براتون ضربه زدن به جمهوری اسلامی مهم باشه که قربانی کردن مردم براتون کاملاً بی اهمیت به نظر میاد درست عین همین مسئله در مورد اسرائیل اتفاق افتاده اسرائیل در تبلیغات جنگیش همین ایران اینترنشنال مدام انجام میده مدام چنین وان نمود میکرد قبل از جنگ جنگ که ما با مردم ایران که جنگ نداریم ما با حکومت جنگ داریم انگار که مثلاً در تاریخ ما داشتیم جنگایی که مردم به جنگ مردم رفتن هیچ جنگی در تاریخ نبوده که مردم به جنگ به جنگ برن بلکه همیشه حکومت‌ها جنگ رو به راه میندازن بنابراین احمقانه‌تر از احمقانه‌تر از این استدلال نمیشه سراغ گرفت که من بگم من دارم با شما می‌جنگم اما مردم کاری ندارم. با حکومت دارم می‌جنگم. و یه عده‌ای هم این طرف از اپوزیسیون ایرانی بگن که این جنگ مردم ایران نیست بلکه جنگ حکومته. هیچ جنگ این جنگ مردم نیست. کدوم جنگ این جنگ مردم هست؟ این حکومت‌ها هستن که توانایی و تصمیم جنگ در انحصار اون‌هاست. و بعد می‌گفت که حالا ما که می‌جنگیم فقط به خاطر به اصطلاح دفاع از خودمون برای حفظ موجودیتمون نیست که می‌جنگیم. بلکه ما برای آزادی شما هم می‌جنگیم. به قول هانرنت توی کتاب انقلابش میگه که وقتی که شما به یک کسی ترحم می‌کنید در حقیقت شما از را به اصطلاح میدان سیاست بیرون رفتید. چون ترحم کردن به دیگری به این معناست که شما خودتون رو در موقعیت بالایی می‌دونید و این ترهم یعنی که شما یک موقعیت برتری دارید که اون موقعیت برتر به شما این اجازه رو میده که به اصطلاح با شفقت کامپشن و به اصطلاح همدلی کسی رو نجات بدید چون میشه وونجی در حالی که قلمروی سیاست چنین نیست در قلمروی سیاست همه شهروندان در یک موقعیت برابر قرار دارن و و هیچ کدوم از اونها در هر مقام و موقعیتی که باشه در هر سنی که باشه در هر شغلی که باشه هرگز هیچ فروتری و برتری بر دیگری نداره وقتی که شما رابطه شهروندی رو تبدیل میکنید به رابطه ترحم یعنی که شما خودتونو در موقعیت بالا قرار میدید خودتون رو منجی می‌کنید و طرف مقابل رو منت پذیر و وامدار خودتون می‌کنید. خب آقای نتانیاهو با لحن بسیار ترهم برانگیزی راجع به ملت ایران صحبت می‌کنه که این ملت آره اسیر جمهوری اسلامی شدن و ما میایم شما رو آزاد میکنیم. ما به آزادی شما کمک می‌کنیم و ما میایم حکومتو می‌ندازیم شما هم بیاین تو خیابون به آزادیتون برسید و یکی از باز شگردهای بسیار رایج استفاده از افسانه‌ها و نمادهای تاریخیست میگه که همون طور که کوروش یهودیان رو نجات داد و در کتاب مقدس آمده این دفعه ما میایم شما رو نجات بدیم یعنی د تا چیزی که اصلاً هیچ ربطی به همدیگه ندارن رو با هم مقایسه می‌کنه و گویا داره در حقیقت در مقام یک انسان بسیار حقشناس و سپاسگزار و خیلی لوتی داره اون به اصطلاح هدیه‌ای که ما ایرانی‌ها به یهودیا دادیم داره به ما پس میده خب در حالی که مقایسه کاملاً بیمعناست خب فراموش نکنید که اسرائیل این پروپاگاندای جنگی رو با در بخش عمدهش رو با کمک ایرانی‌ها انجام داد. یعنی اینکه یه بخش خیلی پرسرصدایی از اپوزیسیون در حقیقت کارگزاران دستگاه تبلیغاتی جنگ آقای نتانیاهو شدن. حالا فریب خوردن یا نخوردن جای خود داره ولی اونچه که باعث موفقیت نتانیاهو شد این بود که زمانی جنگ کرد به یعنی زمانی حمله نظامی کرد به ایران که مدام در دو سه سال در رسانه‌ها جمهوری اسلامی رو در حال جنگ با شهروندانش اعلام کرد اینکه من میگم فقط ایران اینترنشنال نیست خانم شیرا عبادی که برنده جایزه صلح هست و خودش حقوقانه زمانی که جنگ شد یک چیزی منتشر کرده بود حالا نمیدونم بیانیه بود یا یک پستی بود و نوشته بود که این جمهوری اسلامیه که با مردم خودش در جنگ هست یعنی در حقیقت داره به مردم میگه که این حکومت داره به شما می‌جنگه پس اون کشور خارجی داره به نجات شما و به کمک شما داره میاد میاد یعنی یک روایتی از جنگ ساختن که کاملاً واقعیت رو وارونه نشون بده در چنین موقعیتی وقتی که شما واقعیت رو وارونه می‌بینید یا در حقیقت رسانه‌ها با شگردها و با فنون خودشون میتونن واقعیت رو از شما پنهان بکنن شما قادر نیستید که موقعیت خودتون رو تشخیص بدید موقع قادر به قضاوت درست درباره اونچه که می‌گذره نیستید و در نتیجه مهم نیست که طرف اسرائیل هستید به طرف ایران هستید به طرف آمریکا هستید مهم اینه که از انتخاب‌های درست خودتون رو محروم می‌کنید و در حقیقت قادر به حفظ اون مصلحت خودتون نیستید