راه انداختن جنگ نیازمند این است که شما رسانه جنگ داشته باشید

پس رسانی و پس جنگ به راه انداختن جنگ نیازمند این داره که شما رسانه جنگ داشته باشید و زبان جنگ داشته باشید زبانی که بتونه اون جنگ رو کاملاً توجیه بکنه اگر شما یادتون باشه در رمان ۱۹۸۴ جورج اورول از یک زبان من درآوردی صحبت میکنه به نام نیوز پیک یعنی نیوزو با پالیتیکس با هم ترکیب کرده میگه نیوزپیک نیوزپیک یعنی یک زبانی که در حقیقت معنا نداره ولی تاثیر داره یعنی شما مخاطب در برابرش در حقیقت نمیتونه چیزی بگه نمیتونه مقاومت بکنه نمیتونه نقدش بکنه نمیتونه ردش بکنه ولی در عین حال این زبان بیمعناست و میتونه به راحتی واقعیت رو وارونه کنه. مثلاً یکی از به اصطلاح جمله‌هایی که در تبلیغات اوری معروفه اینه که دولت اعلام میکنه جنگ صلح است. یعنی جنگ رو صلح وانمود میکنه. خب این یکی از مهم‌ترین شگردهای رسانه‌های جنگ و تبلیغات جنگ. یعنی کسان دولت‌هایی که جنگ می‌افروزن همشون یکی از ویژگی‌های مشترکشون اینه که مدعین که قصد نداشتن که وارد جنگ بشن مجبور شدن که وارد جنگ بشن یعنی ورود خودشون رو به جنگ دست زدن خودشون رو به اصطلاح به ج وارد جنگ شدن رو یک تحمیل وانمود میکنن یعنی وانمود میکنن که چاره‌ای جز این نداشتن بهشون تحمیل شده و مسئولیت جنگ افروزی رو به گردن طرف مقابل یا عوامل دیگه میندازن. خب در این صورت اون‌ها می‌تونن ادعا کنن که این جنگ در حقیقت جنگ نیست بلکه دفاعه. یعنی طبیعتاً جنگ نیاز به دلیل داره ولی دفاع هیچ عقل سلیمی اون رو به اصطلاح ناموجه نمیدونه. بنابراین برای جنگ افروزان همیشه جنگ از جانب اون‌ها دفاع هست. وانمود می‌کنن که اون‌ها دارن از خودشون دفاع می‌کنن در مقابل حریفی که اون حریف نیت و قدرت و برنامه جنگ داشته. یکی دیگه از طرف‌هایی که دارند اینه که همواره خودشون رو قربانی درهم می‌کنن. یعنی از ویکتمود یا قربانی بودن به عنوان یک سلاح استفاده می‌کنه. این وپنایز کردن قربانی بودن یکی از شگردهای بسیار رایج در به اصطلاح این صنعته. اونها میگن ما قربانی شدیم. ما به اصطلاح تجربه رنج و ستم و سرکوب و نمیدونم آزار داشتیم پس الان ما باید حق خودمونو بگیریم الان زمانهای انتقامه خب اینو این مسئله من درباره ویکت هود یا قربانی بودن من در آینده صحبت خواهم کرد یک به اصطلاح الان که یک رشته علمیست مطالعات درباره قربانی بودن و خیلی مهمه ما ایرانی‌ها هم دچار این عارضه هستیم یعنی ما ایرانی‌ها در موقعیت‌هایی که میخوایم از مسئولیت بگریزیم و میخوایم خطاها و قصورها و تقصیرهای خودمون رو پنهان کنیم و نادیده بگیریم خودمون رو قربانی وانمود بکنیم ما تاریخ از تاریخمون چندان رضایت نداریم به خاطر اینکه فکر می‌کنیم که ما یه تمدن بزرگی داشتیم که به ناحق اون تمدن پایان پیدا کرده اعراب به ما حمله کردن مغل به ما حمله کرده غربیا به ما حمله کردن و ولی برای توجیه اینها خودمون رو با قربانی معرفی می‌کنیم و با [موسیقی] زدن نقاب قربانی در حقیقت بر اون احساس شرم بر اون احساس حقارت بر اون احساس بیچ چیز و فروتری که در درون ما آزارمونو میده برا او فائق میه خب فرهنگ عاشورایی دیگه فرهنگ فقط شیعی نیست بلکه فرهنگ ایرانی هم هست دیگه داستان سیاوش و نمی‌دونم چیزای دیگه اینکه در همین یکی دو هفته اخیر شعر این سرود ای ایران رو به صورت مداحی خوندن از این جهت خیلی جالبه یعنی این ای خب یک سرودیه که شما باید وقتی می‌خونی به عنوان حس با حس غرور و سربلندی و این این چیزاست دیگه ظاهراً ولی به صورت عزاداری خونده شد یعنی انگار که داشتیم مرسیه می‌خوندیم بر قربانی شدن خودمون یعنی ما اون ایرانی بودیم که مورد حمله و تعرض یک کشور بیگانه قرار گرفته داشتیم برای خودمون مرسی سرایی میکردیم این ویژگی بسیار خطرناکیست چه زمانی که شما قدرت دارید و چه زمانی که شما قدرت ندارید. یعنی این خصلت بسیاری از ملت‌هاست که خیلی از خودشون خیلی خودشونو نوازش می‌کنن. خیلی با خودشون مهربانن. خیلی با خودشون آسانگیرن. خطاها و به اصطلاح ناکامی‌های خودشون رو به سرعت فراموش میکنن و در زواله‌دان تاریخ می‌ریزن. اما مدام خودشون رو به خاطر اون چیزی که فکر میکنن خوبه تحصیل می‌کنن به به اصطلاح مایه غرور و مباهات می‌دونن و یا چیزایی به خودشون نسبت میدن یا به چیزایی افتخار می‌کنن که هرگز جای افتخار و جای مباحهات نداره و یک ذهن بالغ یک ان به اصطلاح روح تربیت یافته دلیلی نمی‌بینه که به چنین چیزهایی افتخار بکنه و در نتیجه به خودشون حق میدن که از خیلی از مسئولیت‌هاشون شانه خالی کنن و از اون طرف خودشون رو مظلوم و معصوب میدونن که به تیغ تقدیر دچار شدن و مثلاً در حوادثی آسیب دیدم