نازیسم محصول رسانه های زرد بود

خب بعد از جنگ جهانی اول ما جنگ جهانی دومو داریم که باز وارد یک مرحله جدیدی میشیم از پروپاگاندای جنگی خب میدونید که در آلمان به هیچ وجه نازیسم چیزی نبود که از آسمان افتاده باشه بلکه نازیسم محصول رسانه بوده اون هم رسانه نه رسانه‌های خیلی نخبه‌گرا و رسانه‌های به اصطلاح رسمی و عمده بلکه محصول رسانه‌ها زرد بود. حالا توضیح میدم که چرا در آلمان دو نوع روزنامه چاپ میشد یکی روزنامه روزنامه‌های معتبر که خب خوانندگانش آدم‌های خب طبقه متوسط و آدمایی که شغل درست حسابی داشتن و به اصطلاح خودشون رو جزء آدم به اصطلاح طبقه فرهیخته و آگاه جامعه می‌دونستن این روزنامه‌ها هر روز صبح منتشر میشد ولی یه روزنامه‌های دیگه هم بود که ولی محتوای این روزنامه هم خب بسیار سنگین بود دیگه خبرها و مقاله‌ها و تحلیل‌هاش خیلی به اصطلاح سطح بالا بود و همه کس خواننده اون نبود اما یک سری روزنامه‌هایی هم بودن که روزنامه‌های زرد بودن این‌ها همین چیزهایی که در روزنا به اصطلاح مطبوعات زرد منتشر میشه از غیبت و نمی‌دونم داستان و قصه و شایعه و نمی‌دونم تئوری توطعه و اینجور چیزا چاپ می‌کردن و و در کنارش اخبار سیاسی رم چاپ منتشر می‌کردن. خب مردم بیشتر بهانه برای اون ج به اصطلاح جذابیت اون روزنامه‌ها یا نشریه‌ها به خاطر اون اخبار زردش بود اما بهانه اون مردم با اخبار سیاسی هم آشنا میشدن. این روزنامه‌ها برعکس اون روزنامه‌های جدی صبح منتشر میشدن اما اگر خبری اتفاق میفتاد بعد از ظهر یا هر زمان دیگه بلافاصله یک شماره جدید منتشر میکردن یعنی به اصطلاح رسمشون این بود که به محض اینکه یک اتفاق مهم رخ میده هر لحظه از روز و شب هست روزنامه رو منتشر کنن و خبرو با با بیشترین سرعت و در کمترین زمان به دست مخاطب برسونن. اون روزنامه‌های صبح روزنامه‌های جدی رو کیوسکای روزنامه فروشی می‌فروختن یا مغازه‌ها. ولی این روزنامه‌های زرد رو پسربچه‌ها و نوجوون‌ها می‌گرفتن دستشون و در خیابان راه می‌رفتن و داد می‌زدن و در نتیجه این نشریات برد و گسترش و نفوذ بسیار بیشتری داشت تا اون روزنامه‌ها به خاطر اینکه اون روزنامه‌ها اولاً همه نمی‌خوندن ثانیاً برای خریدنش باید به یه جای خاصی می‌رفتید و ثالثاً اگر اتفاقی بعد از ظهر میفتاد این‌ها ها مجبور بودن صبر کنن تا فرداش اون خبر رو منتشر کنن. در حقیقت خبر اتفاق از اتفاق بودنش و از زنده بودنش کاملاً دور شده بود. حزب نازی در حقیقت با روزنامه‌های زرد توانست بیشترین آرا رو در انتخابات به دست بیاره و به قدرت برسه. در حقیقت رسانه‌های زرد، رسانه‌هایی که مردم پسند بودن، رسانه‌هایی که محتوای جدی نداشتن از دروغ و شایعه و نمیدونم قصه و غیبت و همه چیز آمیخته بودن، راست و دروغ و اینها اونها توانستن در حقیقت هیتلر رو که ایدئولوژیش رو به هیچ وجه پنهان نمی‌کرد و عقاعدش رو با روشنی تمام بیان می‌کرد و توانایی این رو داشت که از راه سخن گفتن و از راه سخنرانی تأثیر بگذاره بر توده بر عموم از نردبان رسانه‌های به اصطلاح پرطرفدار بود که نازیسم به قدرت رسید و بعد گوبلز که یک شخصیت بسیار مهم هست در حزب نازی و در حکومت هیتلر کسی بود که مغز متفکر پروپاگاندا بود و او یه کسی بود که می‌دونست چگونه در چه زمان و برای چه مخاطبی چگونه محصول و محتوایی باید تولید بشه و در حقیقت تا زمانی که تبلیغات نازی‌ها کارگر بود مخالفت چندان ی در درون جامعه آلمان با سیاست‌های هیتلر به چشم نمی‌خورد. زمانی که این تبلیغات تاثیر خودش رو از دست داد، کمکم صدای نارضایتی‌ها و نقدها بالا رفت و پایه‌های حکومت سست شد و کمکم به اصطلاح روند سقوط و زوال نازیسم شتاب گرفت. بنابراین تبلیغات بخش خیلی مهمی داشت. گوبلز نه فقط مخاطب آلمانی زبان بلکه برای دشمن یعنی برای مردم انگلستان و جاهای دیگه هم بخش‌های مختلفی از پروپاگاندا رو طراحی کرده بود و سیاست‌های کاملاً متفاوتی داشت در تبلیغات برون مرزیش با شناخت بسیار خوبی که از مخاطب به اصطلاح خارجی داشت ش مخصوصاً انگلیسی‌ها می‌توانست به شکل کاملاً متفاوتی با اونها صحبت بکنه و در حقیقت پروپاگان خودش رو به صورت موفق پیش ببریم. ‏Yeah.