فرمان آغاز جنگ جهانی دوم، در رسانه اعلام میشود

خب قرن بیست و بیستم قرن جنگ و انقلابه قرن قرنیست که در از نظر توانایی بشر برای خشونتورزی و [موسیقی] اراده انسان‌ها برای از بین بردن همدیگه در طول تاریخ بشری بیسابق مدرنیته فقط حقوق بشر و دموکراسی و اقتصاد به اصطلاح پیشرفته نیست بلکه مدرنیته در وحله اول توانایی برای جنگیدنه یعنی قرن هجدهم که قرن روشنگری و قرن عقل و قرن فلسفه هست قرن ظهور ارتش مدرن و ظهور نوع جدیدی از به اصطلاح فنون نظامی و ساز و برگ جنگی هست که باعث میشه که جهان جدید رو شکل بده. جهان ما با جنگ‌ها شکل گرفته. خب در اوایل قرن بیستم قرن نیمه اول قرن بیستم دو جنگ جهانی رو تجربه می‌کنه و این دو جنگ جهانی دو به اصطلاح از نظر از هر نظر هیچ شباهتی با جنگ‌های پیشین ندارن از جمله اینکه جنگ جهانی دوم در رسانه زنگش به صدا در میاد یعنی فرمان آغاز جنگ در رسانه اعلام میشه و رسانه‌ها لحظه به لحظه جنگ رو گزارش می‌کنن و جنگ در میدان نبرد در حال رخ دادن نیست بلکه در روزنامه‌ها در رادیوها مردم مدام در پیش روی خودشون از اونچه که میگذره گاهی هم به اصطلاح همزمان و به طور زنده باخبر میشن انگار که این جنگ داره در پیش روی همه ملت داره رخ میده. تصویری که از جنگ ارائه میشه در رسانه‌ها اهمیتش به هیچ وجه از خود اون اتفاقاتی که در میدان جنگ میفته کمتر نیست. یعنی شیوه‌ای که جنگ بازنمود میشه. شیوه‌ای که جنگ در رسانه‌ها بازتاب پیدا می‌کنه. شیوه‌ای که مردم عموم مردم جنگ رو تصور می‌کنند اون به هیچ وجه کمتر از توانایی به اصطلاح نظامی و سخت افزاری نیست و اگر یک دولتی که می‌جنگه نتونه تصویری فاتحانه و تصویری قدرتمندانه از جنگ به نفع خودش در اذهان عمومی بسازه در حقیقت نمیشه به اون دولت لقب پیروز جنگ رو داد حتی اگر در میدان جنگ هم به اصطلاح غلبه کرده باشه بر طرف مقابل بنابراین تصویر و ایج و تصوری که از جنگ در ذهن شکل میگیره اونجاست که میدان اصلی جنگ هست و دولت تها باید بتونن قدرت خودشون رو در اونجا به همون اندازه نشان بدن که در به اصطلاح تجهیزات و تکنولوژی و فنون و استراتژی‌های نظامی جنگ در سال ۱۹۱۷ زمانی که جنگ جهانی اول در آستانه برفروخته شدن آتش بود وودرو ویلسون رئیس جمهور امریکا یک فرمانی رو صادر کرد که در اون فرمان گفت ما برای اینکه [موسیقی] اخبار این جنگ رو به خوبی به اطلاع مردم برسونیم یک به اصطلاح دفتر یا یک نهادی رو تأسیس میکنیم که این نهاد در حقیقت کارش این هست که مردم رو در جریان اتفاقات جنگ قرار میده اجازه بدید من اینمارشو پیدا کنم برای شما و این آغاز اون چیزیست که اسمشو میذارن سلینگ وار یا فروختن جنگ یعنی آمریکا ابداع کرد این صنعت فروش جنگ رو و خیلی هم عجیب نیست که آمریکا در حقیقت پیشگام هست به دلیل اینکه آمریکا مهد کاپیتالیسم و سرمایه‌داری و بازار آزاده در حقیقت فروختن جنگ و خود سیاست در آمریکا به نوعی بیزنس شبیه هست یعنی همون طوری که در بیزنس همیشه حق با مشتر این گرس روت دموکراسی یا افکار عمومی و نظرسنجی‌ها اهمیت بسیار بالایی دارن در سیاست و در موازنه قدرت و مارکتینگ یک هنر آمریکاییست هم مارکتینگ یک هنر آمریکاییست و هم تصویرسازی و به اصطلاح تکنولوژی تصویری در حقیقت جنگ مثل یک کالا بازاریابی میشه و بایابی جنگ افکار عمومی متقاعد میشه که اونچه که داره اتفاق میفته ولو هزینه انسانی و هزینه هزینه از هر جهت هزینه‌هاش بسیار زیاد هست و ممکنه حتی خود اون ملت مجبور بشن هزینه بسیار گذافی بودن اما در نهایت تا یه حدی میتونن اون رو موجه بدونن تحمل کنن بپذیرن و با غلیان احساسات در حقیقت حتی به کشته شدن در اون نبردها هم رضایت بدن و احساس قهرمانی و افتخار بهشون دست بده ودرو ویلسون در یک کمیته درست میکنه به نامتی پبلک انفورشن یعنی کمیته اطلاعات عمومی به خاطر آمریکا میخواست به جنگ جهانی اول وارد بشه این کمیته تأسیس شد برای اینکه کمک بکنه به اینکه آمریکایی‌ها بفهمن چرا دولت آمریکا وارد جنگ میشه این در حقیقت کمیته کارش این بود که تا جایی که میتونه حمایت شهروندان آمریکایی رو از به اصطلاح سیاست نظامی آمریکا و به اصطلاح همپیمانان اون جلب بکنه این یک برای اولین این نوع به اصطلاح بهش میگن پرووار کمپین این نوع کارزار جنگ طلبانه یا جنگخواهانه کاملاً جدید بود و در حقیقت آمریکا که قبل از این جنگ سیاستش به اصطلاح این بود که منزوی باشه و جدایی از اروپا در حقیقت سیاستش رو پیش ببره با این اتفاق در حقیقت یک منافع مشترکی پیدا میکنه با اروپا برخی از کشورهای اروپایی که در جنگ درگیر بگیرن که یک تصویر واحدی بسازه از خودش در حقیقت اون چیزی که ما میگیم غرب اون اصطلاح غرب این زمان هست که به وجود میاد یعنی پیش از اون ما از اروپا حرف میزدیم و از آمریکا ولی چیزی به نام غرب در ادبیات سیاسی بیشتر زمانی بر زبان‌ها میفته که آمریکا وارد جنگ میشه در کنار اروپایی‌ها میجنگ جنگه و در حقیقت یک تصویر واحدی از یک قدرت واحد در به اصطلاح این تبلیغات و این دستگاه رسانه‌ای و اطلاعاتی ساخته میشه ازش اینها برای اینکه این کمیته کار این کمیته این بود که از به اشکال مختلف از به اصطلاح طراحی پوسترها، سخنرانی‌ها، فیلم‌ها، آگهی‌ها و دیگر به اصطلاح اشکال رسانه عمومی استفاده بکنه تا اینکه افکار عمومی رو شکل بده. درباره این موضوع بسیار نوشتند و کار کردن. من سعی می‌کنم که بعضی از این منابع رو در همین گروه باغ فلسفه قرار بدم و دوستان بتونن به ابعاد این مسئله بیشتر آشنا بشن. ‏M.