ممنونم. خیلی خوب شد اینو گفتید به خاطر
اینکه من باید تأکید میکردم که ما وقتی از
دروغ حرف میزنیم
یا از رسانه که دروغ میگه دروغو به دو
معنا به کار میبریم. یکی معنای اخلاقیشه و
یکی هم معنای غیراخلاقی
که نیچه میگه در حقیقت
یاست که میگیم که این رسانه یا این شخص
داره آمدانه و آگاهانه چیزی رو که قبول
نداره یا با حقیقت میدونه داره خلافشو
میگه برای اینکه منو فریب بده این دروغ
اخلاقیه اگر رسانه این کارو بکنه ما بهش
میگیم پروپاگاندا یعنی دیگه بهش نمیگن
رسانه بهش میگن ابزار
دستکاری اذهان و فریب افکار این شگردیست
که به صورت کاملاً غیر دموکراتیک و
غیرانسانی به کار برده میشه برای سلطه
برای انسانها اما رسانه به یک معنای دیگه
هم دروغ میگه و اون معنا غیراخلاقیه یعنی
رسانه اساساً ربطی به واقعیت نداره
نمیتونه ربط داشته باشه به واقعیت و ما
هستیم که بر اثر نعب بودن و ساده انگار
بودن خودمون در ذهن ناآموخته ذهن ذهن
تربیت نشده، ذهن ساده اون رو با واقعیت
یکی میگیره و فکر میکنه که مثلاً الان
این اتفاقی که الان داره تلویزیون میفته و
میگه زنده است این واقعاً او رو در مثل
شاهد زنده در اون محل قرار میده بنابراین
آگاهی به اینکه رسانه واقعیت نیست یعنی
واقعیت نیست به این معنی نیست که پوچه به
این معنی که به یک به یه ساعت واقعیت
واقعی تعلق نداره بلکه به یک قلمروی دیگری
تعلق داره که هایپرریالیتی یا یه چیز دیگه
بهش میگیم ولی یه جهانیست که جدای از این
جهان واقعیست و ما نباید وقتی که در برابر
رسانه قرار داریم از این آگاهی غافل بشیم
و در نتیجه به سرعت تحت تأثیر رسانه قرار
بگیریم و و این تصمیمهای ما و به اصطلاح
رانههای ما به عمل بیشتر بر اثر همین
تأثیر پذیرای
عاطفی صورت میگیره. حالا وقتی که روی
رسانه کارش
بیزنس خودشه همش دنبال اینه که یک فوتجای
بهتری بگیره نمیدونم ادیتهای بهتری بکنه
نمیدونم کارگردانی بهتر بکنه تصویرای
بهتری به کار بگیره که شما رو بیشتر جذب
کنه یعنی برای بیزنس خودش برای اینکه
مخاطب خودشو از دست نده مدام
کار پیچی به اصطلاح عناصر تصویری
صوتی و چیزای مختلفو در ترکیب میکنه با
هم تا شما یک چیز بهتر ببینید، یه چیز
قشنگتر ببینید، یه داستان قشنگتری
بشنوید ولی هر چقدر که این کارو میکنه
شما از با واقعیت جدا هستین. شما مسهور او
میشید. ببینید تصویر فرح فرهنگ ویژوال و
فرهنگ
غیر ویژوال این هست که در فرهنگ ویژوال
تصویر جادو میکنه. اصلاً خدا انسانو برا
تصویر خودش میاف. تصویر جادو میکنه.
تصویر مقاومت شما رو یعنی میگن که شنیدن
که باید مانند دیدن یعنی ببینید یه تردید
دعوت بکنه عالیترین درجه یقین و اطمینان
مال زمانیست که تو به چشمت میبینی به
خاطر همینم به طرفن شاهد عینی حالا توی
ایران اینترنشنال شاهد عینی سبده با شاهد
عربی ولی شاهد عینی یعنی کسی که دیگه
تردید نداره در اونچه که میگذره و این
فریبندهست به خاطر اینکه جدایی از تصویر
اونچه که یکی از به اصطلاح
فضائل اخلاقی کسی که بخواد بشناسه کار
شناخته و انجام کار فکر کردن انجام بده در
حقیقت باور به این هست که من فقط و فقط از
چشم انداز خودم میتونم جهان بیرونو ببینم
در حقیقت پرسپکتیویسم که نیچه میگه من ولو
اینکه در یک موقعیتی قرار داشته باشم که
ارتباطم با اون مستقیم باشه از برای حجاب
و رسانه و اینا نباشه من در ارتباط
مستقیمم با واقعیتم فقط و فقط یک واقعیتو
به شکلی که چشمانداز من اجازه میده
میتونم ببینم. این چشماندازو عوض کنم یا
دیگری یه چشمانداز دیگهای داشته باشه
همین واقعیتو شکل دیگری خواهد دید. اگر
اینطوره و بنابراین همواره شناخت من
دروغه. من هیچ موقع به واقعیت شناخت پیدا
نمیکنم. اون دروغ به معنای غیراخلاقی که
میشه میگه. پس بین د تا دروغ باید فاصله
گذاشت. یکی اینکه ذهن ما نمیتونه واقعیتو
بشناسه. این این یه دروغیست که ما محکومون
هستیم و و باید مدامش آگاه باشیم تا فکر
نکنیم که میتونیم چیزهایی رو که از
شناختشون محرومیم بشناسیم. این یک
مسئلهست. یک مسئله اینه که شما آگاهانه
تصمیم بگیرید اشخاصی رو که به اصطلاح در
یک موقعیت نابرابری با شما قرار دارن.
مخاطب موقعیتش نابرابره دیگه. شما یک با
یه ابزاری داری ا رو تحت تأثیر قرار میده
که اون نداره.
اون رو فریب بدی و در به سمت منافع خودت
وادار کنی و در حقیقت بدونی که بدونه
اراده و خواستشو
سلب کن اون یه چیز دیگهست