کسانی که مخالف جمهوری اسلامی اندبه مراتب بیشتر تحت تاثیر تبلیغات او هستند

اجازه بدید که من یه بخش دیگهشو بخونم اول تو یه بخش مهمی ما تلویژن استادیز داریم یه بخش مهمیست در علوم ارتباطات و خب همه این مفاهیم درش به اصطلاح به شکل‌های مختلفی تعریف شده نظریه دربارش هست و خیلی مهمه که ما بدونیم تلویزیون یعنی چی مهمه که بدونیم رادیو یعنی چی اینترنت یعنی چی تکنولوژی یعنی چی؟ ما ایرانی‌ها به دلیل اینکه با زبان نمیاندیشیم به دلیل اینکه ما درکمون از جهان درک کاملاً شهودیست و نه نظری و تئوریک نمی‌پرسیم که این چیست؟ سؤال این چیست نداریم. یک نفر در دوران مشروطه نپرسید مشروطه‌جت چیست؟ قانون چیست؟ مجلس چیست؟ همه می‌دونستن به محض اینکه کلمه اومد همه همون چیزی رو که در ذهنشون بود واقعیت جدید داشتن. تا امروزم همینه. ما هرچه که از غربی‌ها ترجمه می‌کنیم در حقیقت به اون چیزی که قبلاً خودمون می‌دونستیم ارجاع میدیم و نمی‌پرسیم این چیست؟ و اگرم یه موقعی خدای نکرده مطالعه و فکری بکنیم درباره یه چیزی همونو کافی می‌دونیم. یعنی مثلاً در زمان جوانی من یه کتابی خوندم راجع به دموکراسی بعد تا آخر عمرم میگم دموکراسی اینه دیگه در حالی که چنین نیست دموکراسی کلمات زبان مدام در حال تحول و اشکال و از دست دادن اشکالی از معنا و به دست آوردن شکل‌های جدید هستن برای ما جهان ثابته چون ما آدمای سنتی هستیم دیگه نظم جهان برای ما ثابته اگر زبان برای ما همیشه به اون معنایی باشه که ما ازش توقع داریم یعنی جهان ما جهان راکدیست انسان مدرن هر لحظه که مفاهیم جدید رو به کار می‌بره آگاه هست که یک معنای دیگری دارن به دلیل اینکه اگر من امروز بگم مثلاً انقلاب با انقلابی که دیروز گفتم فرق می‌کنه چرا اون کانتکستی که دیروز بود دیگه امروز نیست من هر لحظه‌ای در کانتکست جدید هستم و اون کانتکست جدیده که معنا میده بهش. پس هر بار باید بپرسم این چیست؟ خب بردی میگه که تلویزیون ابزار سلطه است یعنی همون طور که گفتم نظام‌های توتالیتر که بیشترین سلطه رو جستجو میکنن و بیشترین خشونت رو به کار میبرن این کار رو از طریق رسانه و با تسخیر و دستکاری ذهن آدم‌ها انجام میدن وقتی هم که میگیم به اصطلاح سیتره بر اذهان به این معنا نیست که ازهانو میخوان طرفدار خودشون بکنن به عکس اون‌هایی که مخالف جمهوری اسلامی هستن خیلی بیش از اونچه که فکر می‌کنن تحت تأثیر پروپاگاندای جمهوری اسلامی هستن شیوه‌ای که ما یعنی از آقای پهلوی گرفته تا خانم رجوی درکی که ما از سیاست داریم درکی که از قدرت داریم داریم درکی که از جامعه داریم درکی به اصطلاح اون بینش آخرالزمانی که در همه هست آقای پهلوی هم دیروز گفته که ما خیلی پیروز شدیم خیلی اومدیم جلوتر یه ذره دیگه مونده و ما قطعاً پیروز خواهیم شد خب یعنی چی؟ یعنی کهه آقای پهلوی همون شکل به دنیا نگاه می‌کنه و به تحولات سیاسی نظر داره که آقای خامنه‌ای و دیگران همه مطمئن پیروز میشن. یعنی مطمئنن که چه کافر چه مسلمون یه نیرویی هست غیبی که حتماً در نهایت حق رو بر باطل پیروز خواهد کرد. پس ما در یک جهان مشترکی زندگی می‌کنیم که اون رسانه شکل داوری ما، شکل بینش ما و شکل ادراکات ما رو به یکسان تحت سلط خودش می‌گیره و تغییر میده. زبان رو ما درست به همان شکلی به کار می‌بریم که جمهوری اسلامی شما باید گوش بدید به صحبت‌های سیاسی ما چه در کلاب هاوس چه در تلویزیون‌ها چه در محافل شخصی هیچ شرمی از تکرار حرف‌های نسنجیده و عوامانه و کهنه و به درد نخور نداریم و بر سرشم دعوا می‌کنیم غیرتم می‌ورزیم درست مثل جمهوری اسلامی یعنی همونطور که آقای خامنه‌ای حرفش عوض نمیشه ما هم حرفمون عوض نمیشه همونطور که او برای ایمان داشتن به حرفش نیاز به هیچ دلیلی نداره ما هم همین طور هستیم. پس فرهنگ سیاسی مهم‌تر از عقاید سیاسیه. ما دموکرات با دموکراسی مذهب نیست که شما بهش ایمان بیاری و بشی دموکرات. شما با فرهنگ امروزی ایران هرگز نمی‌تونی چیزی قدمی به دموکراسی و آزادی نزدیک بشی. راه تغییر، راه رسیدن به دموکراسی از راه با براندازی جمهوری اسلامی رخ نخواهد داد، بلکه از طریق یک انقلاب عقلی و اخلاقی رخ میده. اگر این انقلاب موجب تغییر جدی فرهنگ سیاسی نشه، ما چیزی رو در خارج تغییر نمیدیم، ولو اینکه ۱۰۰ تا حکومت رو هم زیر کنیم.