خب پس
مهمه که رسانه و قدرت رسانه رو و شیوهای
که بر ذهن انسان تأثیر میگذاره رو
بشناسیم. اگر نشناسیم رسانه تبدیل میشه به
سلاح کشتار جمعی و کافیست که شما توانایی
دیدن و شنیدن رو از دست بدین برای اینکه
خود یه قدم جلو بردارین خواهید افتاد و
ممکنه که خودتونو هلاک کنید. نیازی به
دشمن ندارید. کاری که رسانه میکنه این
نیست که شما رو هدایت میکنه به جایی بلکه
این که شما رو از رفتن به جایی باز
میداره. از دیدن واقعیت باز میداره.
وقتی شما تلویزیون رو میبینید تلویزیون
به شما واقعیت رو نشون نمیده بلکه
تلویزیون واقعیت رو میسازه. یعنی در
حقیقت اون تصویر ساخته تلویزیون هست و اون
تصویر هیچ ربطی به واقعیت نداره. مطلقاً
ربطی به واقعیت نداره. واقعیت یک امریست
کاملاً غیر قابل کنترل و مدام در حال تحول
و به اصطلاح
بسیار گریزانتر از اون هست که بتونه به
شنگ آدم بیاد. ما میتونیم یک دقیقه قبل
خودمونو ثبت کنیم نگه داریم تو دستمون. نه
واقعیت اون چیزیست که مدام میگذره و مدام
از بین میره. در حقیقت واقعیت زمانه. اما
اونچه که شما در تلویزیون میبینید یک
چیزیست که با تکنولوژی ساخته میشه با به
اصطلاح آدمهایی ساخته میشه که انگیزهها
افکار و به اصطلاح امیال خاص خودشونو دارن
اهداف خودشونو دارن و بنابراین شما با یک
فیلم سینمایی مواجه هستید هر بار که شما
در برابر به اصطلاح تلویزیون قرار
میگیرید حتی اخبار گوش میکنید باید فرض
کنید در در رفتیم فیلم سینما و فیلم
سینمایی میبینید هیچ فرقی نداره اما
اینکه چگونه اون رو بفهمید اون یک بحث
دیگریست ولی مشکل این هست که به دلیل
اینکه رسانه داره به اصطلاح پیچیده تر از
قبل میشه مدام آدمهای عادی
روز به روز تواناییشون برای فهم رسانه
کاهش پیدا میکنه و بیشتر تعمه
به اصطلاح
فریبکاریها و دستکاریهای اون قرار
میگیرن.
به میزانی که تکنولوژی تحول پیدا میکنه
رسانه تغییر میکنه. همون تلویزیون که ما
امروز ازش حرف میزنیم با تلویزیونی که
مثلاً ۶۰ سال پیش بود از زمین تا آسمون
فرق کرده. چرا؟ به دلیل اینکه جهانی که ما
درش زندگی میکنیم با تکنولوژی سراسر
تغییر کرده. نه فقط تکنولوژی تلویزیون که
زندگی ما با تکنولوژی مدام در حال
دگرگونیست و وقتی که ما تغییر میکنه
زندگیمون
جهان رو یک شکل دیگه میفهمیم. یعنی ما
شکلی که جهان رو میفهمیم و میتونیم
بفهمیم با انسان ۶۰ سال پیش قابل مقایسه
نیستیم.
مکلوهان که یکی از بزرگترین نظریه پردازان
رسانه و علوم ارتباطات هست
به خوبی فهمیده بود که
چقدر ذهن ما
شکننده و در حقیقت ناتوان هست در برابر
جهانی که مدام داره با تصویر و با تکنولی
تلوژی دیجیتال پیچیده تر و پیچیده تر میشه
به عبارت دیگه وقتی که میگیم تکنولوژی
دیجیتال به وجود آمده این به این معنا
نیست که مثلاً ما مبل خونهمونو عوض کردیم
نه این به این معناست که ما یک انسان
دیجیتال هستیم ما یک اگزیستانس دیجیتال
هستیم ما یک همون آدم سابق نیستیم ما با
تکنول با هر نسلی از تکنولوژیها یک آدم
دیگه میشیم یعنی یه شکل دیگه میفهمیم یه
شکل شکل دیگه میبینیم به شکل دیگه احساس
میکنیم و حتی از نظر فیزیکی هم بدن ما
تابع این تحولات هست
تکنولوژی دیجیتال و تصویر
کاملاً با تکنولوژیهای ارتباطی پیش از
اون مثل
چاپ و به اصطلاح
صنعت نوشتاری متفاوت هست یعنی اون چیزی که
شما قبلاً در روزنامهها میخوندید حتی
الان اگر در روزنامه هم بخونید اون دیگه
نوشتار نیست بلکه ت تصویره ذهن شما اینطور
میبینه و نوع درک شما عوض شده
بنابراین باید بشناسید این رو این اتفاقات
بزرگی که در دور درونتون افتاده باید
بشناسیدش
مکلوهان میگه که
هیچ یک از تحولات اجتماعی رو هیچ یک از
تحولات اجتماعی و سیاسی رو از این به بعد
نمیشه درک کرد مگر اینکه ما رسانه رو
بشناسیم. یعنی هیچ چیزی نمیتونه در جهان
ما تغییر بکنه بدون اینکه از رسانه تأثیر
پذیرفته باشه. پس اگر میبینیم که ما
انقدر تمنا و تقلای تغییر وضع خودمون رو
داریم ولی موفق نمیشیم بنابین اشکال از
اینجاست. داریم یک ماشینی رو میرونیم که
نه بنزین داره نه چرخ داره و نه موتور
داره اگر اینو بدونیم خب طبیعتاً
میتونیم
به این استصال و به این درماندگی پایان
بدیم
خب
شما نمیتونید خودتون رو دیگه با سواد
بدونید مگر اینکه سواد دیجیتال و رسانهای
داشته باشید چون چون جهان ما رو
این کاملاً تغییر کرده و فهمش دیگه با
خوندن و نوشتن صرف ممکن نیست.
خب اگر ما هستیم که جهانمونو میسازیم
بنابراین سلام و ذهن ماست که اگر ذهن ماست
که درک میکنه میفهمه و اون فهم و اون
درک
به اصطلاح پایه تصمیمگیری ما قرار میگیره
و بعد عمل ما بر اساس اون تصمیم تحقق پیدا
میکنه. پس مرکز فرماندهی
جهان ما ذهن ماست و هر آسیبی که به ذهن ما
وارد بشه و هرگونه اختلالی که در تواناییش
برای فهمیدن و قضاوت کردن درست اتفاق
بیفته یعنی که ما جهانمون به هم ریخته
نابود شده زلزله آمده و در معرض خطر حتی
حیاتی قرار گرفته پس وظیفه اصلی ما این
هست که بدونیم که چه خطرهایی ذهن ما رو
تهدید میکنه. چه چیزهایی هست که موجب
میشه ارتباط ذهن ما با جهان بیرون قطع بشه
و ما در جهانی زندگی کنیم که واقعی نیست و
در حالی که تلاش میکنیم واقعیتو تغییر
بدیم. M.