ببینید دوست عزیز د تا نکته هست یکی راجع
به مسئولیت من چندین جلسه صحبت کردم در
اگر به کانال یوتیوب من برید اونجا عناوین
رو خواهید دید که من راجع به مسئله
مسئولیت و مسئولیت پذیری و و به قول شما
ریشههای مسئولیت گریزی ما ایرانیها
چند تا چند جلسه صحبت کردم ولی چشم باز هم
صحبت خواهم کرد ولی
مسئله این هست که یکی از تفاوتهای مهم
ما و به اصطلاح مدرنها
این هست که ما مدرن ها جامعه رو یک
واقعیت
جدایی از انسان نمیدونن که
به خودی خودش به وجود اومده باشه و بتونه
به خودی خود وجود داشته باشه تداوم داشته
باشه جامعه چیزیست که شما میسازیدش ش و
در حقیقت جامعه
ساخته تکتک شهروندان هست برای ما فهم این
خیلی سخته به خاطر چی به خاطر اینکه ذهنیت
ایرانی ذهنیتیست که کاملاً
مانویه یعنی به دوگانه خیر و شر باور داره
و چون خودش رو در جانب خیر میبینه
فکر میکنه که بیمه اکثر امامزاد دههاست و
در نتیجه در نهایت حق بر باطل پیروز میشه
و نیازی نیست او کاری بکنه ولی برای ذهن
غربی و ذهن مدرن هیچ چیزی به خودی خود
تضمین شده نیست و حتی اگر شما هم جامعه
بسازید و تمام تلاشتون رو برای
به اصطلاح شکلگیری
نهادها و سازوکارهای دموکراتیک بکنید باز
هم هیچ تضمینی نیست که اونها کار درست کار
بکنن ن تضمین نیست که اونها دوام داشته
باشن
هیچ دموکراسی
به هیچ وجه تضمینی نیست یعنی اینکه شما
قبلاً دموکراسی داشتین که حالا من نمیدونم
داشتین یا نه هیچ تضمینی نیست که الانم
داشته باشیم یا اگر یک ملتی در به
دموکراسی دست پیدا کرد به این معنا نیست
که همیشه او از دموکراسی بهرمند خواهد بود
به عکس دموکراسیها بر عکس استبدادها
همواره شکننده و آسیب پذیرن استبدادها
هستن که ثبات دارن. دموکراسیها همواره در
لرزش و تنش و
به اصطلاح دگرگونین و به همین دلیل هست که
فاشیسم و نازیسم و ایدئولوژیهای وحشت
یعنی وحشتناکترین
و ضد انسانیترین ایدئولوژیهایی که بشر
در طول تاریخ عمرش تصور کرده هرگز در
حکومتهای استبدادی به وجود نیومد بلکه در
از دل دموکراسیها بیرون اومد. یعنی
نازیسم برآمده از دموکراسی
وایمار بود. دموکراسیها مستعد پرورش
فاشیسم و نژادپرستی و نمیدونم انواع و
اقسام ایدئولوژیهای
دیگر ستیز هستن. پس جامعه
و دموکراسی هر دو چیزی نیست که یک بار
برای همیشه درست بشه بلکه چیزیست که لحظه
به لحظه شما باید مراقبش باشید و باز هم
تضمینی نیست که بتونید از همه آفات و
خطرات جان سالم به در ببرید این اولاً
ثانیاً اینکه
غربی ذهن مدرن برخلاف ما اصلاً اعتقاد
نداره که یک نیروی
به اصطلاح
عجیب غریب و غیرعادی نامتعارف یک نیروی به
اصطلاح فائقه میتونه تغییر ایجاد بکنه
مثلاً خدا تغییر ایجاد کنه یا یک رهبر
فرحمند یا یک کسی مثل مثلاً فرض کنید رضا
شاه یه کسی مثل خمینی کسی مثل چه میدونم
یک آدم خیلی خوب نیرومند هوشمنده فرزانه
فلان
یا
یک طبقه خاص یه طیف خاصی یه عده خاصی مثل
روشنفکران مثل مثلاً متجددان مثل
تحصیل کردههای فرنگ نه
دموکراسی برای انسان غربی و جوامع غربی
چیزیست که از پایین به بالا ساخته میشه نه
از بالا به پایین و در وحله اول محصول
آموزشه یعنی دموکراسی بدون آموزش معنی
نداره یعنی شما باید
یاد بگیرید که همزی زیستی انسانها با
همدیگه چقدر برای
زندگی تکتک آدمها اهمیت داره و انسانها
بدون همزیستی نمیتونن
نسل خودشون رو از انقراض در روی کره زمین
محفوظ بدارن بنابراین باید هنر همزیستی رو
یه آموخت ارسطو میگه که سیاست یعنی هنر
زیستن با همدیگر این هنره و آموختنیه این
چیزی نیست که ما فقط چون دلمون بخواد چون
آرزوشو داریم چون میپسندیم چون ترجیح
میدیم
لزوماً در عمل بتونیم متحقق کنیم ما باید
یاد بگیریم چگونه با هم زندگی کنیم برای
اینکه یاد بگیریم چگونه با هم زندگی کنیم
باید یاد بگیریم چگونه با هم حرف بزنیم
صرف اینکه ما همهمون فارسی زبان هستیم به
این معنا نیست که قدرت کافی برای تفاهمو
داریم ما میتونیم با زبان فارسی همدیگه
رو بکشیم کما که کشتیم کما که ترد کردیم
کما که حمل کردن حذف کردیم ما همین زبان
فارسی
بنابراین باید یاد بگیریم با هم ارتباط
برقرار بکنیم اولویتهای یک جامعه فرق
میکنه با اولویتهای یک قوم یک قبیله یک
کسانی که صرفاً ساکنان یک منطقهای هستن
اولویت جامعه در وحله اول این هست که همه
چیز از قانون از روابط و مناسبات اجتماعی
از نهادهای مدنی یعنی از سبک زندگی همه
باید در خدمت همزیستی مشترک باشه و این
همه آدمها یعنی یک
دهقانی که در یک روستای دورفتادهای در
تنهایی زندگی میکنه همان قدر در
امکان این همزیستی نقش داره که رئیس جمهور
یک مملکت و برلاف اون تصوری که ما داریم
قدرت جامعه از موقعیتهای برتر نمیاد بلکه
از تکتک انسانها میاد. این یه نکته. نکته
اولی که فرمودید
بنابراین آره جامعهای که نتونه مسئولیت
بپذیره
هیچکس نمیتونه کمکش کنه. مطلقا یعنی جامعه
مهمترین
دشمنش خودشه و مهمترین نژادنشم خودشه.
اگر جامعهای بتونه از خودش دفاع بکنه،
هیچ استبدادی، هیچ قدرت خارجی نمیتونه
بهش آسیب بزنه و بهعکس اگر نتونه از خودش
دفاع بکنه نیازی به دشمن نداره. خودش از
درون مثل سرطان، سلولهایی که باید مایع
حیات او باشن به جان هم میفتن و همدیگه رو
نابود میکنن. نکته اول که گفته چگونه
اعتماد کنیم؟
چرا باید اعتماد کنید به آدمها؟ یعنی ذهن
ایرانی ذهن ارادت و ایمانه. یعنی ما انگار
که زندگیمون بر اساس یه سری
ایمانهای مطلق ساخته میشه. ما باید
اعتماد کنیم که فلان سیاستمدار آدم خوبیست
به ما خیانت نمیکنه تا ازش حمایت بکنیم.
این کاملاً ذهنیت
غیر مدرن و غیر سیاسیست. در عالم سیاست ش
سیاست نیازمند اندیشیدنه. نیازمند سنجیدن
سنجیدن رفتارها سنجیدن
گفتارها سنجیدن آروانها شما مهم نیست که
یک حرفی رو تاجزاده میگه یا من میگم یا
آقای پهلوی میگه یا هر کس دیگه شما فارغ
از اینکه یک سخنی رو چه کسی میگه میتونید
درباره درستی و نادرستیش درباره سود و
زیانش درباره
اهمیت و
به اصطلاح تاثیرش دربارش قضاوت کنه به شرط
اینکه روش و شیوه و
معیار قضاوت کردن رو آموخته باشیم و فارغ
از اینکه این فرد
چه میگه ما روش قضاوت کردن راجع به
شخصیتهای سیاسی رم باید یاد بگیریم ما
باید مهم نیست که جمهوری اسلامی چه در سر
داره مهم اینه که ما وقتی که در مورد یک
نفر قضاوت میکنیم
او رو با ادعاهای خودش قضاوت کنیم نه با
چیزایی که او بهش دربارش ادعا نکرده او رو
با گفتارهای خودش قضاوت بکنیم نه با اونچه
که نگفته نیا پنهانی که ما ازش خبر نداریم
یا دستهای پنهانی که صحنه گردان او هستن
و بعد بتونیم در حقیقت
فرق بگذریم بین نیت خوب و کار خوب لزوماً
نیت خوب به کار خوب نمیانجامه. چه بسا
آتشهای شری که به دست انسانهای خوب و با
انگیزههای کاملاً
خیر و نیکخواهانه روخته شده و برعکس چه
بسا اتفاقات بسیار
خوبی که به دست آدمهای بسیار بد و
ناخواسته و ندانسته از سوی اونها به رخ
داده. بنابراین بین نیت و عمل فرق
بگذارید. من اگر نیتم خیر باشه دلیل نمیشه
که کار من هم به نتایج خوبی میرانجامه.
من به عنوان یک فرد حتی در مورد نیت خودم
هم نمیتونم کاملاً مطمئن باشم که این نیت
من
کاملاً صادقانه و
به اصطلاح آگاهانه است. بسیاری از نیتها
و انگیزهها در گرایشهای ناخودآگاه انسان
ریشه داره. ما نمیدونیم که چهجوری میشه
ما فلان از چه چیزی خوشمون میاد. از یه
رنگی خوشمون میاد نمیدونم از یک
به سمت یک کاری کشیده میشیم یه تصمیمایی
میگیریم خودمون رو هم پیچیده ببینیم
جامعه رم پیچیده ببینیم اونوقت یه مقدار
از تئوریهای توطعه هم فاصله خواهیم گرفت
سپاسگزارم از همه دوستان از بابک عزیز که
امروز خیلی من وقتش رو گرفتم