درسته کاملاً درست میگین شما
ببینید اینکه کار خانم موسوی طنزه و شما
میتونید حالا بگید که طنزش طنز خوبیه طنزش
طنز هنرمندانهایست خلاقانهایست یا اینکه
طنزش خوب نیست یعنی میتونید درباره ارزش
کارای ایشون یا همین کاری که کردن از نظر
هنر طنز قضاوت بکنید میتونید میتونید بگید
طنز نیست این توهینه میتونید بگید که این
طنز موفقیه یا ناموفقیه اینا مسئله من
نیست اصلاً یعنی مسئله من نیست که راجع به
تنز صحبت بکنم من فرض رو بر این میگذارم
که خانم موسوی فرضو برای این میگذارم
یعنی برای من اصلاً شخص ایشونم که طبیعتاً
مطرح نیست من فرم که خانم موسوی با یک
نفرت و با یک به اصطلاح قصد توهین علیه
فردوسی حرف زد زده دیگه بدتر از این نمیشه
که ها به قول هادی خرسندی شاملو هم این
کارو کرده بود دیگه شاملو اومد سال ۱۹ ۹۰
اومد در دانشگاه برکلی یه سخنرانی کرد
علیه علی علیه فردوس چرت پرت گفت ولی خب
اومد
گفت از فردوس خیلی بدش میاد اصلا تو عصر
ما میدونین که سعدی رو چپهای ما در حقیقت
چیز کردن جاشو دادن به حافظ یعنی تا قرن
تا اواخر قرن نوزدهم سعدی خیلی مطرح بود
بین ایرانیها ولی چپا که اومدن چپ
نویسندههای چپ گفتن که این سعدی طرفدار
پادشاهست و فلان اینا حافظ رو در حقیقت
چپا باب کردن خود همین شاملو یک حافظی از
نظر خودش تصحیح کرد و یه مقدمهای نوشت که
آره این حافظ یه رند لابالی و نمیدونم
این مخالف ریاست و یه یه تصویر ضد مذهب
داد ازش یا خیام خیام هیچ موقع بر ما
ایرانیا مطرح نبوده دیگه البته تو عصر
جدید به خاطر دلایل سیاسی و مذهبی و اینا
خیام مهم شده بنابراین میخوام بگم که
مسئله اینه که من اصلاً کاری به چیز ندارم
جنبه هنری قضیه ندارم که حافظ مهمتره یا
سعدی مهمتره نمیدونم فردوسی مهمه یا
فردوسی مهم نیست من مشکل من با جامعهست
که از در واکنش به خشونت خشونت میورزه در
واکنش به تقدس
خودکامه و خوناشام یک تقدس خودکامه و
خوناشام درست میکنه. اینه مشکل من.
ببینید قاسم غنیم توی یادداشت یه جا
مینویسه که زمان مصدق و اینها یکی از
بحثهای که تو دربار بود این بود که
قانون اساسی یعنی قانون اساسی مشروطه این
اصلاح بشه و اختیارات شاه بیشتر بشه و
اینا. بعد حالا مشکلاتشو که میگه میگه یکی
از مشکلات این بود که همین مردمی که هیچ
حر مشروطه رو از برش تشخیص نمیدادن و
اصلاً قانون اساسی رو نخوندن همین مردم
همین مردم میان تو خیابون و از قانون
اساسی قرآن میسازن و بلوا به پا میکنن
یعنی قانون اساسی رو مثل قرآن میدونن که
نباید اصلاً دست بهش زده نباید اصلاحش
کرده این مشکل ماست که ما
از چیزی که انسانیست یک چیز بت
ضد انسانی نسازیم حالا این میخواد گاو
باشه میخواد فردوسی باشه میخواد محمد
باشه میخواد فقیه باشه میخواد فیزیکدان
باشه میخواد شاعر باشه هر کی میخواد باشه
از چیزی انسان از آنچه که انسانیست یک بت
ضد انسانی نسازیم ما انسان کسیست که با
یعنی اندیشید انسان اندیشمند کسیست که با
پتک میاندیشه یعنی با شکستن بتها انسانی
که میتراشه بت رو اون انسانیست که خب به
بردگی و به اصطلاح
بربریت خودش تن میده چیز میگه که
ویدل دهلوی میگه که بیدل من و بیکاری و
معشوق تراشی جز شوق برهمنی نیست در اینجا
اینکه ما کارمون این باشه که بتراشی کنیم
حالا این بت یه موقعست که قرآنه یه موقعست
که شما فکر میکنید که چی میشه که این به
اصطلاح جریانهای تودهای به وجود میاد.
توده همینوری به وجود میاد بر اساس نفرت.
ببینید نفرت پراکنی علیه زینب موسوی از
تلویزیون جمهوری اسلامی بگیرید تا این
پهلویپرستای واشنگتن. اینا هیچ وجه
مشترکی ندارن جز نفرت. نفرت علیه یک نفر.
نفرت علیه یک شخص. نفرت علیه یک به اصطلاح
جریان. بنابراین وقتی که نفرت عمومی میشه
زمانه بسیار بسیار تلخ و ناگواری رو باید
انتظار داشت ولی اون کار من نیست در حقیقت
قضاوت کردن راجع به طنز ایشون من دیدم
طنزاش ایشونو من به اصطلاح اون برنامهی که
تو خندوانه داشته دیدم چون من برنامه
اینترتینمنت ایرانو دنبال میکنم به خاطر
به اصطلاح کاری که دارم در نتیجه دیدم
اینها رو من نمیپسندم شخصاً من تا حالا
خیلی نخندیدم با برنامههای نه ایشون که
خیلی از اینا که استندآپ کمدی تو ایران
اجرا میکنن این جووناها خیلی برای من
خندهدار نیست و خب احتمالاً مشکل من هست
ولی و ولی من چیز در مقامی نیستم که بخوام
قضاوت هنری بکنم
ببخشید البته
اجازه بدین آقا بفرمایین خانم
متشکرم البته منظور من نقد
رنبه هنری مقصودم نبود بیشتر همون منظورم
این بود نکتههایی که توی چیزی که ایشون
گفته و میتونه مرتبط باشه با حالا بحثی که
شکل میگیره پیرامون این موضوع ولی ممنونم
از پاسخ
نه خواهش میکنم این مثلا اشارت جنسی و
اینا منظورتونه
نه اصلاً همین که ببینید اصلا به طور کلی
من متوجه نشدم که مثلاً یه همچین طنزی
اصلا چه حالا نمیخوام از در توهم توطعه
وارد بشم ولی اصلاً چرا یک همچین طنزی یهو
در مورد فردوسی مطرح میشه بعد حالا با
مثلا فحش و ناسزا
میدونید احساس کردم که
یعنی خود این انگار یک بازی بوده برای
اینکه یک همچین جریانی به وجود بیاد
نه عکسش خانم حالا من اینو حالا خوب شد
اینو گفتی نه این جامعه ما در یه شرایط
اینجوری هست یعنی اگر زینب موسوی نبود و
فردوسی نبود یه چیز دیگه میشد یعنی جامعه
ما در یه شرایط التهابی به سر میبره که
میخواد با از
طریق نفرت متحد میشه
همون دقیقاً احساس میکنم که یک همچین
موضوعی هم انگار دقیقاً دست میذاره روی یک
نقاطی که میتونه
اون اکسیدنته اون کاملا اتفاقیه اون
کاملاً اتفاق یعنی حالا اینکه تمام ذهنم
مصوی که امروز بود حالا فردا ببینید یه
چیز دیگه ایجاد میشه این ماییم که اینجوری
واکنش نشون میدیم ماییم که از من احساس
میکنم که همون طنز هم در واقع یک بخشی از
این
اون چیزیه که شما بهش استوپیدیتی میگید یا
اون بلشتی که یعنی میخوام بگم یک نمودی از
همون چیزیه که داریم بهش انتقاد میکنیم
حرفم اینه درسته درسته نه اون که درسته
اون از اون نظر که بگید که ما الان در
اینترتینمنت در صنعت اینترتینمنت در ایران
که ابتضال وحشتناکه شما حالا این یه
خانمیه که یعنی شخص کار شخصیه ولی مثلاً
مثلاً فرض کنید این برنامههای جوکر در
نظر بگیرید که برجستهترین بازیگرای
ایران، برجستهترین هنرمندای ایران چه
نمایش ابتذالی رو راه انداختن؟ یعنی یه
چیز وحشتناکیه یا سینمای ایران در ابتذال
وحشتناکی به سر میبره یا ادبیات ایران در
ابتضال به سر میبره، شعر ایران در ابتضال
به سر میبره، تلویزیون ایران در ابتذال
وحشتناک به سر میبره. شما همین نمیدونم
از عشق ابدی بگیرین تا چیزای دیگه که
انقدر پرطرف داره ابتزال الان سکه رایج
روز هست من گفتم که راجع به مسئله جنبه
هنری کار ایشون اصلاً هیچ نظر ندارم ولی
اون که شما میگید کاملاً درسته یک ابتذال
وحشتناکی هست که
خیلی
حکومت و غیر حکومت نمیشناسه خیلی فراگیره
متشکرمشکن Yeah.