ما ایرانیان حافظه تاریخی بسیار شلوغ پلوغی داریم

متوجه شدم ببینید دوست عزیز نگاه کنم اجازه بدید بله این کلمه خودتحقیری خب البته که خودتحقیری چیز بدیه ولی میدونید که بعضی موقع‌ها باب میشه یه کلماتی برای اینکه ما از به اصطلاح تف برای تفری رفتن ما یک مشکل بزرگی داریم در ایران و اون اینه که دچار یک در حقیقت خود شیفتگی بسیار بسیار خطرناکی هستیم و این خودشیفتگی بیشتر به پدیده مدرنیه یعنی ما قبل از عصر مدرن چیزی به نام خودشیفتگی ایرانی نداشتیم ما نمی‌گفتیم ما ایرانیا فلان ما ایرانیا فلان اینکه هویت میگید هویت یک پدیده مدرنه یعنی چی یعنی کهه درسته که هر کس یه هویتی داره ولی ولی مسئله هویت هیچ موقع مسئله نبوده در اصل مدرنه که مسئله میشه یعنی قدیمیا قدیمیا نمی‌پرسیدن من کمه معلوم بوده کی هست طرف یا خودشو از فلان خانواده می‌دونسته یا از فلان قبیله می‌دونسته یا از فلان محله می‌دونسته هیچ موقع سعدی نمیگه من کمه هویت من چیه حافظ نمیگه هویت من چیه بیحقی نمیگه هویت من چیه اینا مسائل عصر جدیده یعنی مسائلیست که انسان مدرن و جوامع مدرن بهش به اصطلاح دچار شدن و و ما وقتی از مسئله هویت صحبت می‌کنیم از بحران هویت صحبت می‌کنیم یعنی که چرا آدم‌ها در عصر جدید دنبال اینن که یه هویت برای خودشون بسازن بتراشن نه اینکه طرف اگر هویت اگر یک امر طبیعی باشه شما نمیگید نمیگید چرا من دست دارم چرا قلب من می‌زنه که زمانی که شما میگید که هویت من چیه یعنی شما در حقیقت دارید یه چیزی رو می‌سازید چی چیزی که وجود نداره ببینید تاریخ دانستن و تاریخ داشتن هیچ ارزشی نداره. تاریخ دانستن ما ایرانیا اتفاقاً خیلی حافظه تاریخی خیلی خیلی شلوغ بلوغی داریم و این حافظه تاریخیمونم به درد کشتن همدیگه می‌خوره دیگه. یه موقع به اسم اسلام شما همدیگه رو می‌کشین، یه موقع به اسم بهایا رو می‌کشید، یه موقع یهودیا رو می‌کشید، یه موقع شیعه‌ها رو می‌کشید، یه موقع سنیا رو می‌کشید، یه موقع غیرانیا رو می‌کشید، یه موقع انقلابیا رو می‌کشید، یه موقع نمی‌دونم غیرانقلابیا رو می‌کشید. بنابراین داشتن تاریخ و دانستن تاریخ مطلقا ارزش نداره. اونچه که انسان مدرن رو به اصطلاح مدرن می‌کنه این نیست که تاریخ داره، بلکه اینه که بینش تاریخی داره. بینش تاریخی فرق می‌کنه با تاریخ داشتن یا تاریخ دانستن. بینش تاریخی یعنی چی؟ بینش تاریخی این که من خودم رو خودم رو و هرچه که در جهان انسانی انسانی می‌یام و می‌نامم رو تاریخی ببینم. تاریخی ببینم یعنی چی؟ یعنی مدام در حال تحول ببینم. یعنی معتقد باشم که امروز با دیروز فرق داره. امروز دیروز نیست. و چون دیروز نیست هر آنچه که امروز هست متفاوت هست از آنچه که دیروز بوده. من ممکنه که این تفاوتو نتونم ببینم. من ممکنه که برای فهم این تفاوت نیازمند به علم داشته باشم. به چشم مسلح نیازمند باشم. ولی من باید بدونم که جهان در حرکته. این زبانی که من ازش دارم حرف می‌زنم این زبان نمی‌تونه زبان ۱۰۰ سال باشه. این زبان مدامم در حرکت باشه و اینم ربطی به من ایرانی نداره بلکه به من به عنوان انسان مربوطه. ما ایرانی‌ها مشکلمون تاریخ دانستن و تاریخ داشتن نیست. مشکل ما یا مشکل ما حافظه تاریخی نیست. مشکل ما نداشتن بینش تاریخیه. یعنی فکر می‌کنیم که یه چیزی هست به نام ایران که این ۵۰۰۰ سال که هست. نه چون این چیزی نیست. هیچ چیزی نمی‌تونه ۵۰۰۰ سال باشه بلکه ۵۰۰۰ سال در تحول مدام هست. حالا اینکه من این تحولو نمی‌فهمم اون مشکل سواد منه. مشکل دانش منه. شما برید باستانشناسی بخونید برید تاریخ نگاری بخونید برید نمی‌دونم انواع و اقسام علومی که هست بخونید اونوقت متوجه میشید که چ چه چیز چگونه چیزها تحول پیدا کردن بنابراین این هویتم همین طوره هویت ما امروزه ما داریم از فردوسی حرف می‌زنیم ۱۰ سال پیش هیچکس از فردوسی حرف نمیزد من گفتم نقالا و توی قهوهخونه‌ها برای سرگرم کردن مردم چار تا از این قصه‌های شاهنامه رو می‌خوندن بنابراین فردوسی رو هم یک امر تاریخی بدونید. یعنی فردوسی که امروز ما می‌شناسیم با فردوسی که ۵۰ سال پیش همین جمهوری اسلامی رو می‌بینید که میاد اون خانمه با وقاهت تمام میاد علیه یک شهروند صحبت میکنه که به اصطلاح فردوسی رو به طنز گرفته. همین تلویزیون جمهوری اسلامی در دهه اول انقلاب اسم فردوسی رو شما نمی‌تونستید ببرید. در همین جمهوری اسلامی فردوسی و شاهنامه تابو بودن. یعنی شما در جمهوری اسلامی نمی‌تونستید شاهنامه رو ازش در یک مله عام صحبت بکنید. علامت ملی‌گرایی بود. آقای خمینی هم رسماً اعلام کرده بود که ملی‌گرایی کفر است. آقای خمینی می‌گفت در اسلام ملی‌گرایی نیست و ملی می‌گفت جبهه ملی رو به خاطر اینکه ملی‌گرا بودن مرتد اعلام کرد آقای خمینی. آقای خمینی گفت مصدق مسلمان نبود. مصدق و تکفیر کرد به خاطر اینکه ملی بود. بنابراین تو همین جمهوری اسلامی که الان برای فردوسی و شاهنامه انقدر سرسینه می‌شکنن ال تو همین جمهوری اسلامی فردوسی یک قاچاق بود خب اینا رو اگه بدونیم اونوقت متوجه میشیم که ما مشکلمون اصلاً تاریخ نیست مشکل ماییم که بینش تاریخی نداریم مشکل داشتن هویت نیست شما می‌تونید همیشه هویت جدید من وقتی که تو زندگیم وقتی که دانش‌آموز مثلاً دبستان هستم. خودمو دانش‌آموز دبستان معرفی می‌کنم. وقتی که دانش‌آموز دبیرستان شدم به من میگن تو چیکار می‌کنی؟ من میگم دانش‌آموز دبیرستانم. بعد که مثلاً میرم کار می‌کنم معلم میشم میگم من معلمم. بنابراین من هویت خودم رو مدام دارم از دو تعریف می‌کنم بسته به موقعیتی که دارم. ما نمی‌تونیم یه هویت رو عین واقعیت بدونیم. یعنی فکر کنیم که در حقیقت ما یه چیزی داریم به نام هویت ایرانی که حتماً هم فردوسی اصل اونه، بنیان اونه و حتماً هم فردوسی یه چیز مقدسیست که اصلاً از همه دنیا ب بهتر و این یعنی حماقت همون خریتی که گفتیم خریت یعنی حماقت حرف بدی نیست فحش نیست اصلاً واقعیته توی توی زبان‌های دیگه هم بهش میگن بلشت در حقیقت در حقیقت استوپیدیتی یک مسئله مهم فلسفیست. یعنی ما چگونه خر نباشیم یعنی چگونه احمق نباشیم فرق می‌کنه با نادان بودن. نادانی شما می‌تونید همه انسان‌ها نادان به دنیا میان میرن و درس می‌خونن نادانیشو جهالتشونو رفع می‌کنن. ولی حماقت اینطوری نیست. ما سرشار از حماقت‌هایی هستیم. یعنی بشر سرشار از حماقت‌هاییست که باید بهش آگاهی پیدا بکنه. یعنی بتونه یعنی در حقیقت ایگنورنس با استوپیدیتی فرق می‌کنه. ایگنورنس شما درس می‌خونید و می‌تونید اون اینگنورنسو از بین ببرید ولی استوپیدیتی به عکسه شما می‌تونید خیلی درس بخونید. اصلاً علامه باشید استاد فلان باشید شما ایرانشناس باشید نمی‌دونم شاهنامه‌شناس باشید قرآنشناس باشید نمی‌دونم علامه باشید ولی استوپید هم باشید یعنی احمق هم باشید. حماقت می‌تونه گیارگبانگیر یه فیلسوفی مثل هایدیگرم بشه که بره عضو با اون مقام فلسفیش بره مثلاً عضو حزب نازی بشه شما که الان میگید پزشک هستید فکر می‌کنید هولوکاستو چ کیا درست کردن هولوکاستو پزشک‌ها و مهندسا درست کردن دیگه دکترا و مهندسا درست کردن بنابراین حماقت بسیار خطرناکه انسان‌ها از نادانی نمی‌میرن ما اگر نادان باشیم میشیم مثل انسان‌هایی که قرن‌ها قبل زندگی می‌کردن در مراحل اولیه تمدن بودن، علم نداشتن، انسان‌ها از بین نرفتن. ولی حماقت چرا؟ حماقت که جنگ ایجاد می‌کنه، حماقتی که خشونت ایجاد می‌کنه، حماقتی که نفرت ایجاد می‌کنه، حماقتی که دیگر ستیزی ایجاد می‌کنه و ما ایرانی‌ها دچار انواع و اقسام حماقت‌ها هستیم و انسانی انسان به اصطلاح فرزانه است. انسانی انسان خردمنده که به حماقت‌های خودش آگاه باشه ولی کسی که نفی می‌کنه به اسم اینکه من نباید خودمو تحقیر بکنم و من نباید من از دیگران نه ما خودمون رو باید با معیارها مقایسه کنیم نه با این ملت و اون ملت هیچ ملتی نیست که برای کسی الگو باشه هیچ ملتی شما در همین آلمان نازی شما قرن هجدهم یکی از شکوهمندترین دوره‌های تاریخ بشر هست اصلاً یه کسی مثل کانتو دارین قرن نوزدهم شما گوته رو دارین هگلو دارین شیلرو دارین شلینگو دارین نیچه رو دارین قرن بیستم هیتلررو دارین یعنی هیچ فرهنگی برای هیچ ملتی معیار نیست برای ملت ما باید با معیارهای عقلانی با معیارهای به اصطلاح خردمندانه با معیارهای اخلاقی با معیارهای انسانی خودمون رو مدام مقایسه کنیم اگر نسل من و شما یه موقع ب کار بد انجام داد این دلیل نمیشه که این بره تو ژن ایرانیا تا ابد اینا محکوم باشن نه ما نه محکوم به تاریخیم نه محکوم به اصطلاح سرنوشت هستیم که دیگران برای ما تعیین می‌کنن نه ما صاحب سرنوشت خودمون هستیم ما قادریم متفاوت از تاریخمون باشیم ما قادریم متفاوت از ملت‌های دیگه باشیم منتها به شرط اینکه اراده شجاعت و شجاعت صادق بودن با خود در حقیقت شجاعت اون وقتی که میگیم انسان مدرن انسان نقاده نه اینکه دیگرانو نقد می‌کنه نقد دیگران که همیشه بوده در طول تاریخ همه دیگرانو نقد می‌کردن هر کی که غیر از خودش بوده نقد می‌کردن انسان مدرن کسیست که شجاعت نقد خودش رو داره یعنی توانایی این رو داره که به خودش همون طور نگاه کنه که به هر کس دیگری خودش رو با همون معیارهای بسنجه که دشمنانشو می‌سنجه به خود مثل یه جراح می‌مونه جراح بچه خودش شو رو همونجور جراحی می‌کنه که سرباز دشمن فرقی نمی‌کنه براش برای او جراحی منطق خودش رو داره این میشه انسان مدرن بنابراین ما وقتی که از ایرانی و جامعه ایران نقد می‌کنیم به این معنی نیست که جوامع دیگه خوبن جوامع دیگههم اگه جوامع دیگه هیچ جامعه‌ای نیست که همیشه خوب باشه هیچ جامعه‌ای نیست که الگویی باشه برای جوامع دیگه جوامع دیگه رو باید مطالعه کرد برای اینکه ما خودمون رو با ارزش‌های انسانی با معیارهای عقلانی با معیارهای اخلاقی بسنجیم. ما با همون معیاریهای کمک خودمونو می‌سنجیم که جوامع دیگه رو. اگه ما میگیم مثلاً جامعه آمریکا که هزاران کتاب نوشتن راجع به و حماقت‌هایی که جامعه آمریکا یه کتابی هست به نام یه کتاب خیلی معروفیه. امپایر آف الژنز که ۵ تا ایلوژن یا توهم بزرگی که جامعه آمریکا بهش دچار هست. یکی توهم لیترسیه یعنی سواد داشتن. یکی از توهمای بزرگی که ما داریم اینه که فکر می‌کنیم با سوادیم. فکر می‌کنیم همه چیو می‌دونیم. فکر کنیم چون این گوگل هست پس ما همه چیو می‌دونیم فکر می‌کنیم چون به اصطلاح گوگل مپ هست پس ما همه جا می‌تونیم نقشه دنیا رو بلدیم این جامعه انواع و اقسام حماقت‌ها درش هست وگرنه که ترامپ از توش در نمیومد که بنابراین یا ایلان ماسک نمیشد ستاره به اصطلاح محبوب بسیاری از جوون‌ها بنابراین همه جوامع دچار به اصطلاح دوران‌های سخت تیره و تاریک هستن اون جوامعی می‌تونن از این دوران‌های ت سخت بیرون بیان که اون تیرگی رو ببینن، اون تاریکی رو ببینن. نترسن از اینکه زشتی خودشونو ب شما پزشک هستید اگر نتونید بیماری رو ببینید اگه نتونید بیماری رو ریکوگنایز کنید یعنی به رسمیت بشناسید بگید آقا تو الان سرطانت مرحله مثلاً سه اگر به جایی که بگی مرحله س بگی که نه الان خیلی مهم نیست و اینا خب کشتین اون بیمار رو بنابراین شما زمانی پزشک خوب هستید که بیماری رو در ب یعنی بدترین سناریوها رو برای اون بیماری در نظر بگیرید تا بتونید درمانش بکنید بنابراین ما با ما جامعه ما باید هم خودش رو به صورت بیمار ببینه هم طبیب هیچکس قرار نیست که بیاد ما رو علاج بکنه که وقتی که ما اینا رو داریم میگیم من خودم به عنوان یک منتقد اجتماعی بخشی از این جامعهم من که بیرون این جامعه نیستم من فاقد هرگونه مشروعیتی هستم برای اینکه خودمو از جامعه جدا بدونم یعنی من وقتی که از توحش جامعه از حماقت جامعه صحبت می‌کنم یعنی دارم از هویت جمعی خودم دارم حرف می‌زنم و بنابراین منم منم بخش منتها این جامعه خودش باید خودشو درمان بکنه ح کسی نیست از بیرون بیاد آقای خلچی ببخشید من می‌تونم از مثال شما یه استفاده بکنم و یه سؤال از شما بپرسم سؤال کردید راجع به علم پزشکی شما خب به طور قبل آخه این صحبتی که شما می‌فهمی خب همه درست است یه مقدار سمت موعزه اخلاقی میره این‌ها خب همه درست هست ولی موعزه اخلاقی چرا آقا موعیزه اخلاقی که میگی در فارسی که میگی موعزه اخلاقی یعنی اینکه که حرفای پدربزرگراست خیلی مهم نیست نه اینا هشدارهای حیاتیه اینا اصلاً موعز اخلاقی نیست و به اون معنا که ما تو ایران اخلاقو به کار می‌بریم نه اینا هشدارای حیاتیه یعنی چی یعنی باید ما رو بترسونه و برانگیزه به ‏Ah.