خب ما با یک مشکل بزرگی مواجه هستیم در
عصر جدید و اون این هست که دموکراسی
در حقیقت به معنای
توزیع قدرت هست و اینکه شما
یک سازوکارهایی رو در پیش بگیرید که
شهروندان یک جامعه بتوانند به طور مساوی و
آزادانه در تعیین سرنوشت خودشون مشارکت
کنن
خب چگونه میشه دموکراسی داشت ولی به دام
پپولیسم یا عوامفریبی نیفتاد
چگونه میشه به مردم مردم یک جامعه توانایی
مشارکت در مدیریت جامعه و
در حقیقت اعمال حاکمیت ملی داد و در عین
حال از
توده گگرایی
از مردم فریدی از به اصطلاح
دستکاری در افکار عمومی دور موند این یک
معزل بزرگیه
و تناقض بزرگیست در دموکراسیها
دموکراسیها یک اشکال خیلی بزرگی که دارن
اینه که به سرعت میتونن
[موسیقی]
تحت چیدگی کمیت دربیاد یعنی کمیت تعیین
کننده
به اصطلاح اصلی در تصمیمگیریها در قضاوت
کردن در فهم واقعیت بشه یعنی مثلاً فرض
کنید که
نظرسنجی میکنن چند درصد مردم نظرشون اینه
که مثلاً اسرائیل حملهش به ایران حملهش به
غزه در اسرائیل میگم حملهش در به غزه موجه
بوده مثلاً خب این نظرسنجی یعنی چی؟ این
یعنی چی؟ یعنی که بر اساس کمیت مثلاً ۶۰
ما تصمیم بگیریم که یعنی کاملاً بر اساس
یک معیار کمی تصمیم بگیریم که یک سیاستی
رو مناسب بدونیم، سنجیده بدونیم، خوب
بدونیم، بدیم و در حقیقت
معیار فهم ما از واقعیت و معیار داوری ما
درباره
اونچه که باید و نباید کرد بشه. خب این یک
به اصطلاح
چیز بسیار خطرناک و نگران کنندهایست به
خاطر اینکه درست این اون وجه پوچ
جهان مدرن رو نشون میده اون وجه پوچ سیاست
رو نشون میده یعنی شما وقتی که انتخابات
میکنین صرفاً به خاطر اینکه ۵۱ نفر به یک
نفر رأی میدن اون شخص میتونه
مقدرات اون ۴۹د رو هم نه تنها به دست
بگیره بلکه میتونه حتی تصمیمهایی بگیره
که اون ۵۱
لزوماً
منافعشون در اون نباشه و به همین دلیل که
از دل دموکراسیها هم دموکراسیها شکنند و
همواره مستعد پرورش جریانهای فاشیستی
مستعد پرورش جریانهای
توتالیتر و خودکامه هستن
افکار عمومی
تبدیل میشه به یک امر مقدس. اینکه مردم
اینطوری فکر میکنن. حالا چه بریم ما با
روشهای
در گیوم علمی نظرسنجی کنیم
چه اینکه ادعا کنیم چه اینکه یه رسانهای
داشته باشیم مثل ایران اینترنشنال که مرتب
آقای مراد بیسی درش میگه که مردم ایران
اینجوری میگن مردم ایران اونجوری میگن
مردم ایران این اعتقادو دارن مردم ایران
اون اعتقادو دارن و مدام حرفای خودش رو به
جای اینکه بگه من میگم میگه مردم ایران
میگن
همین ایران اینترنشنال
مدام میگه که شهروندان میگوین فلان فلان
شهروندان مردم میگن یعنی معلوم نیست این
شهروندان کین کجان چند نفرن
چند درصدن نه شهروندان و انقدر تکرار میشه
این کلمات یا زبان رؤسای جمهور ایرانو
نگاه بکنید مرتب میگن ملت ایران اینو
میخوان ملت ایران اونو میخوان
ملت ایران از خواستههاش در زمینه برنامه
هستهای کنار نمیاد. ملت ایران به آمریکا
فلان میکنه،هم به اسرائیل فلان میکنه.
در نتیجه اونچه که خود حکومت و اراده شخص
رهبری درش نقش داره رو نسبت میدن به یک
موجود کاملاً
بیچهره
و
پنهانی که اسمش مردم مثل اینکه از یک
موجود کاملاً افسانهای سخن میگن و او رو
فرض میکنن که یک انسانیست اراده داره داره
نیت داره انگیزه داره خواست داره آرمان
داره و آگاهی داره و نمایندگی هم داده به
دولت که از جانب او
تصمیم بگیره و سیاست بورزه