خب
کلمه مردم
خب ناسیونالیسم که میگیم یعنی ایران و
زبانی که به کار برده میشه در این نوع
ناسیونالیسم یک زبان کاملاً سانتیمانتال و
زبان غنائه لیریکه
و این زبان سانتیمانتال و غنایی هدفش این
هست که از یک ایران کاملاً
تخیلی و ساختگی
در ذهن مردم
بسازه یک ایران کاملاً فانت فانتزی در ذهن
مردم بسازه و
به جای اینکه عقل اونها و خرد اونها و
قدرت قضاوت اونها رو آماج بگیره در حقیقت
عواطف اونها رو تحت تاثیر قرار میده یک
ایرانیست که خاصیتش برانگیختن عواطفه و
غیر از برانگیختن عواطف شما
نمیتونید
به شکل دیگری از این سخن بگیرید
این سانتیمانتال
به اصطلاح
خدمتگزار توتالیتاریسم
در کنارش مردم ایرانو داره دیگه ایران
مقدسه سرزمین ما مقدسه خاک ما مقدسه و
همون طور که ایران سرآمد و سر سرور همه
تاریخ و تاریخ بشر هست مردم ایرانم همین
طور هست کلمه مردم تبدیل میشه به یکی از
کلیدیترین
واژههای
سیاسی در دستگاه تبلیغات که قدرت
فوقالعاده فریبندهای برای
در حقیقت توجیه
و
مشروعی مشروعیت دادن به نظامهای خودکامه
و تصمیمهای
ضد انسانیشون داره.
حکومت نه تنها خودش نه تنها رهبر خودش رو
با کشور یعنی ایران یکی میکنه بلکه خودش
رو صدای حقیقی مردم و سخنگوی حقیقی مردم
رو وانمود میکنه. همواره از جانب مردم
حرف میزنه همواره خودش رو مهمترین
خدمتگزار مردم
گانمود میکنه. همواره خودش رو مهمترین
سرباز مهمترین
تکیهگاه امنیت و ثبات و
سلامت مردم معرفی میکنه و در نتیجه هر کس
که با او مخالف باشه با مردم ایران سر
ستیز داره
این واژه مردم در زمان از زمان انقلاب
فرانسه وارد فرهنگ سیاسی اساسی
انسان شد جوامع شد و
یک واژهایست که
بسیار
هم از نظر
نوع کاربردش و هم از لحاظ تئوریک بسیار
پیچیده است. یعنی
ظهور واژه مردم نشانه ظهور یک پدیده جدیدی
بود در عالم سیاست. پیش از انقلاب فرانسه
سیاست رو حاکمان میساختن،
فاتحان میساختن، قدرتمندان میساختن،
ارباب کلیسا میساختن. کسانی که
یک رشتهای از امتیازات و
موقعیتهای استثنایی داشتن که عموم مردم
از اون بهرهای نبرده بودن. در نتیجه
اونها سلسلههایی رو بنا میکردند
بر مردم حکومت میکردن و سلسلهای رو
برمیانداختن و
گردش قدرت در دست اونها صورت میگرفت.
مردم کارهای نبودن.
ما در عرصه سیاست یک حکومت داشتیم
حکومتگران داشتیم و یک یک طرف دیگر که بر
اونها حکومت میشد حاکمان بودن و محکومان
اما انقلاب فرانسه یک بازیگر جدیدی رو
وارد سیاست کرد غیر از پادشاهان غیر از
روحانیان غیر از اشراف و او بازیگر جدیدی
بود به نام مردم یا توده و این بازیگر گر
جدید از غذا فقط یک بازیگر جدید نبود بلکه
[موسیقی]
بعدها متوجه شدیم که
یگانه بازیگره در حقیقت تمامی بازیگران
دیگه بازی اونها تحت شعاع بازی
این عامل هست یعنی عامل مردم و توده و در
حقیقت جهان اجتماعی و سیاسی مدرن ساخته
توده و ساخته
همین مردم هست. مردمی که قبلاً هیچ نقشی
نداشتن آدمهای کاملاً عادی
و بهویژه بخشهای ناتوان، فقیر،
پابرهنگان، حاشیه نشینان، ترد شدگان و
رانده شدگان، از جابه در شدگان اینها در
یک نقطههایی از تاریخ در یک موقعیتهای
قدرتی پیدا میکنند که هیچ حکومتی در
برابر اونها توان مقاومت نداره. یعنی
همین پابرهنگان در یک
موقعیت تاریخی میتونن قدرتمندترین،
مسلحترین، ثروتمندترین و
قدرتترین حکومتها رو سرنگون کنن. Yeah.