آیت الله منتظری در خاطراتش نوشته که آقای خامنه ای از اعدام های دهه شصت بیخبر بود

نکته بعد راجع به صداقت ببینید ما وقتی که از صداقت حرف می‌زنی من حرف شما رو قبول دارما یعنی اونچه که گفتید راجع به آقای موسوی یکی انتقاد کاملاً به جای رواست یعنی هیچ شکی درش نیست ولی وقتی ما راجع به صداقت افراد صحبت می‌کنیم باید بین صداقت و معصومیت فرق بگذاریم ما نمیتونیم از هیچ انسانی بخوایم که معصوم باشه به ویژه انسان‌هایی که در موقعیت‌های بسیار دشواری قرار دارن مسئولیت‌های بسیار سنگینی دارن اون‌ها ما در معرض ارتکاب خطاها و به اصطلاح شرارت‌های بسیار عظیمتری از من و شما هستند که در اون موقعیت نیستیم. بنابراین در اون موقعیت بودن و مقاومت در برابر وسوسه‌های شرارت بار کردن بدونیم که یک کار دشوار و سربلند بیرون آمدن ازش بسیار کمیاب هست. ما از صداقت که صحبت می‌کنیم به این معنا نیست که این طرف کاملاً همه کاراش درست بوده یا همه اونچه که باید انجام میداده انجام داده یا همه اونچه که باید از اون پرهیز میکرده دوری کرده نه ما خطا کردن رو بر آدم‌ها بپذیریم بپذیریم که هم خودمون ناگذیر از خطاییم و هم دیگران ناگذیر از خطا هستن خطا کردن آدم‌ها به خودی خود نشانه بدی اونها ها نیست بلکه نشانه انسان بودن اون‌هاست. در مورد شخص آقای موسوی بنابراین ما کارنامه رو به طور کلی داریم ارزیابی می‌کنیم و نسبی در مقایسه با دیگران نه در مقایسه با انسان ایدآلی که وجود خارجی نمیتونه داشته باشه. در مورد شخص آقای موسوی آقای میگم انتقادی که شما کردید کاملاً درسته ولی این رو هم من اضافه می‌کنم که آقای منتظری در خاطراتش میگه که از آقای خامنه‌ای پرسیده بود که آیا شما اطلاع داشتین از این قضیه؟ آقای خامنه‌ای گفته اون موقع رئیس‌جمهور بود آقای خامنه‌ای گفته بود نه یعنی آقای منتظری اطلاعاتش راجع به زندان به این دلیل بود که آقای منتظری نماینده ویژه داشت برای بازرسی از زندان‌ها و اطلاعاتی که به آقای منتظری می‌رسید حکومت به آقای منتظری نمی‌داد بلکه نماینده‌ها تا ز تا یک زمانی که اجازه داشتن برن زندان‌ها از زندانیان این اطلاعات رو جمع‌آوری می‌کردن مثلاً مسائل مربوط به شکنجه مسائل مربوط به اعدام‌ها های بدون محاکمه یا به اصطلاح اعدام‌های کاملاً غیرقانونی و ناموجه تمام این اطلاعات رو خود آقای منتظری شخصاً از زندان‌ها می‌گرفت. اینجور اطلاعات در لزوماً در دسترس همه مقام‌های جمهوری اسلامی از جمله رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر نبود و احتمال اینکه اگ آقای منتظری میگه که دلیل نداره آقای خامنه دلیل نداشت اون موقع آقای خامنه‌ای دروغ بگه یعنی هیچ بعید نیست که این اعدام‌های به اصطلاح جمعی رو در زندان‌ها انجام داده باشن بدون اینکه به آقای خامنه‌ای خبر داده باشن در حقیقت آقای منتظری باعث شد که حتی بدنه خود حکومت از این جنایت آگاه بشه. یعنی کاملاً ممکن بود که حکومت این جنایت‌ها رو از چشم خود همون نخبگان حاکم هم پنهان نگه داره. اگر آقای خامنه که رئیس جمهور بود از این جنایت آگاه نبوده باشه بنابراین هیچ بعید نیست که آقای موسوی هم در اون زمان آگاه نبوده باشه و این جنایت زمانی به گوش او رسیده باشه که کسانی مثل آقای منتظری در حقیقت فاش کردن این یک نکته ولی این هیچ از مسئولیت او کم نمیکنه در عین حال توجه داشته باشیم که درسته که جمهوری اسلامی یک رژیم توتالیتر هست و درسته که هرگونه همکاری و هرگونه به اصطلاح خدمت در تأسیس و تحکیم این نظام مشارکت در شرارت هست در عین حال همه هم مسئولیتشون یکسان نیست یعنی مسئولیت کسی مثل آقای موسوی اردبیلی که در اون زمان رئیس شورای به اصطلاح رئیس دستگاه قضایی بود با مسئولیت کسی مثل میرحسین موسوی یکی نیست میرحسین موسوی هیچ نقشی در به اصطلاح جنایات جمهوری اسلامی به طور مستقیم نداشته ولی در عین حال مسئولیت کلی نظام مسئولیت بودن در اون نظام مسئولیت تحکیم اون نظام رو همچنان بر عهدهش هست و همون طور که گفتم امیدوارم روزی او در جسارت ورزیدن تا مرزهای های دورتری هم خطر بکنه و در وحله اول بت خمینی رو بشکنه و بپذیره که شر جمهوری اسلامی در وحله اول زایده ذهن و زبان و دست شرارتبار و خوناشام آیتالله خمس