ببینید
خب من که ابتدای صحبتم گفتم که با ایشون
نقاط مشترک فکری و سیاسی چندانی ندارن در
ابتدا این رو تأکید کردم تصفح کردم
بنابراین
با آنچه که شما میگید
در کلیتش موافق هستم ولی ما هر کسی رو
باید با ادعاهاش بسنجم مثلاً تعبیری که
آقای فرخنده به کار بردن که ایشون یه رهبر
سیاسیه خب آقای آقای موسوی به هیچ وجه
همچین ادعایی نداره. حتی ایشون رهبر جنبش
سبز هم نبود و جنبش سبز هم رهبر نداشت.
ایشون نماد در حقیقت جنبش سبز بود و خودش
هم رسماً
در اظهاراتش در سخنانش از اینکه شائبه
رهبری در مورد او به وجود بیاد
پرهیز میداد و
کاملاً
ذهنها رو
باخبر میکرد از اینکه او چنین موقعیتی
برای خودش قائل نیست. آقای موسوی واقعیتش
اینه که یک چهره سیاسیست یک چهره سیاسیست
که در به اصطلاح از کارگزاران
کلیدی جمهوری اسلامی در آغاز بوده در دهه
اول بوده و بعد کمکم از اون فاصله گرفته و
الان منتقد اون حکومت شده به هیچ وجه
توانایی بسیج به اصطلاح اجتماعی رو نداره
اگر چنین بود باید مثلاً وقتی آقای موسوی
به حصر میرفت مثلاً ۴ نفر تظاهرات کنن و
ما دیدیم که چنین چیزی شکل نگرفت.
بنابراین اعتبار او و احترام او در بین یک
بخشی از جامعه ایران به این معنا نیست که
حتی اون بخش رو هم ایشون قادر هست که
از نظر سیاسی و بسیج کنه و
به عمل سیاسی برانگیزه. بنابراین آقای
موسوی با ادعاهای خودش سنجیده میشه. ایشون
نه رهبر سیاسیست نه حزبی داره نه تشکیلاتی
داره نه جنبشی به او وابسته هست و من فکر
نمیکنم که او این بیان بیانیههای از این
دست رو برای این صادر بکنه که خودش در عمل
بتونه در تغییر نقشی داشته باشه. نه آقای
موسوی بعید میدونم که در عمل بتونه نقشی
داشته باشه به دلایل مختلف یک یک چیز که
یکی از چیزای مهم اینه که آقای موسوی
خواست تغیرو داره نه
اندیشه و تخیل سیاسی لازم برای تغییر یعنی
همون طور که میبینید در بیانیههاش
فقر فکری و
به اصطلاح غیاب تخیل سیاسی درش آشکار هست
و به روشنی میتونید ببینید که آقای موسوی
به هیچ وجه استراتژی س نیست
دارای یک حلقه مشاوران
به اصطلاح هوشمند و کارآمد سیاسی نیست و
یک آدم یک پیرمردیست که حالا یه روز کاری
مسئولیتی داشته و الان
مغضوب اون حکومت هست و نه سخنانش میتونه
راهنمای عمل باشه نه شخصیت او میتونه به
عنوان یک سرمایه سیاسی برای تقی در ایران
به شمار بیاد و فقط همون طور که گفتم نماد
هست نماد مقاومت نماد ایستادگی و
نماد یک انسانی که سعی کرده حداقل تا جایی
که ممکن هست چنان که میاندیشه عمل کنه و
عملش رو با اندیشههاش در
ناهماهنگی قرار نگیره. این