نکته بعد یک چون میدونم این حرف رو خیلیا
میزنن حتی دیدم که آقای یعنی چه درون
حکومت ایران و چه مخالفان حکومت ایران این
حرفو میزنن و خب کسانی که در دا یعنی
کسانی که حکومتی هستن این حرفو میزنن
میخوان بگن که اسرائیل شکست خورده در این
هدف و میخوان بگن که چیزی به نام وفاق
ملی یا همبستگی ملی ملی یا انسجام ملی
صورت گرفته. خب خیلی این تبلیغات الان
رسانههای جمهوری اسلامی متمرکز هست بر به
اصطلاح چنین ادعایی و آقای سعید حجاریانم
در این باره یک مصاحبه کرده. من بعد از
این برنامه که الان داریم یعنی ۳ ساعت
دیگه حدوداً یا ۲ ساعت و نیم دیگه حدوداً
یک جلسه جداگانه خواهم گذاشت راجع به
مسئله انسجام ملی راجع به مسئله
میهنپرستی و ملیگرایی با اشاره به
صحبتهایی که آقای حجاریان اخیراً کرده و
در اونجا نکتههایی رو برجسته میکنم که
در اینجا ازش خواهم گذشت.
یک خطر بسیار بزرگی که ما مواجه هستیم
باهاش مسئله این هست که حمله اسرائیل به
ایران به احساسات یهودی ستیزانه دامنه
بزنه این یک فاجعه بزرگ خواهد بود و باید
جامعه به این آگاه باشه و حتی اسرائیل
ستیزانه یعنی ما ایران و عراق با همدیگه ۸
سال جنگ کردن
به اصطلاح طولانیترین جنگ قرن بیستم رو
به نام خودشون ثبت کردن و ولی ما امروزه
میدونیم که ما نباید احساسات ضد عرب یا
ضد عراقی داشته باشیم و در حقیقت اون
حکومتی که بر رأسش صدام حسین بود رو با
کشور عراق با مردم عراق با زبان عربی با
هویت عراقی یکی بگیریم این در مورد
اسرائیل هم صادق هست اسرائیل در نتانیاهو
خلاصه نمیشه این این واقعیت رو همیشه باید
به یاد بیاریم و در نظر داشته باشیم که
نتانیاهو یک به اصطلاح نماینده یک طیف
تندرو و بسیار خطرناک هست در اسرائیل ولی
با اسرائیل یکی نیست بلکه در همون اسرائیل
و درون همون به اصطلاح نخبگان سیاسی
بسیاری هستند که با او مخالفن
در نقطه مقابل او قبول قرار دارند. طرفدار
به اصطلاح راه حل دو کشور هستن از نتانیهو
و از سیاستهای جنگطلبانه او به شدت
انتقاد میکنن. به زیان منافع اسرائیل و
به زیان منافع آمریکا میدونن. بنابراین
نباید ما به دام اسرائیل ستیزی و یهود
ستیزی بیفتیم. من دیدم در یکی از
فکر میکنم در یکی از خبرگزاریها دیدم که
یک کتابی رو رونمایی کردن آن در سایت
جماران به نام اسرائیل آن شر مطلق
که گزیده
گزیدهایست از سخنرانیها پیامها و
مصاحبههای
آموزشی امام موسی صدر
با که خانمی به نام هورا صدر من احتمالا
از بستگان امام موسی صدری
این رو تهیه کرده و تدوین کرده. توجه
داشته باشید اصطلاح شر مطلق هم یکی دو
سالیه بر زبانها افتاده و بسیاری از حالا
چهرههای رسانهای و از جمله یک سری از
اساتید دانشگاهی که در حقیقت استادای
سلبریتی هستن این اصطلاح رو به کار میبرن
و من نمیدونم منظورشون چی هست ولی میدونم
که این اصطلاحو از کجا گرفتن. این رو این
اصطلاح از هانرنت گرفتن. هانرنت هست که
حرف میزنه از شر رادیکال و اونچه که هانت
یه ربطی اصلاً به این چیزی که اینها میگن
ندارن. طبیعتاً
شر مطلق خواندن اسرائیل حرف بیمعناییست
علاوه بر اینکه اساساً کاربرد این کلمه هم
در زبان سیاسیون ما
کاملاً بیمعناست. مثل خیلی از کلمات دیگه
که به صورت بیمعنایی به کار میره. این هم
حالا بحثش رو بگذاریم جای دیگه. فقط
خواستم این رو توجه بدم.
یک نامهای رو هم دیدم که یک عده زیادی از
به اصطلاح اقتصاددان و فعالان سیاسی به
آقای پزشکی نوشتن.
برخی از اونها از به اصطلاح دولتمردان
سابق جمهوری اسلامی هستن به اصطلاح عباس
آخوندی
و در اون نامه اون زبان اون نامه هم برای
من خیلی
به اصطلاح
مهم هست و توجه کردن به این زبان که مبادو
بگذاریم چنین زبانی
به اصطلاح مسلط بشه و ما درباره مسئله
ایران و اسرائیل باید سعی کنیم که از چنین
زبانی فاصله بگیریم.
مثلاً در این
در این بیانیه در این نامه که به آقای
پزشکی نوشته شده گفته جنگ ۱۲ روزه یک بار
دیگر اهمیت بالای برخورداری از امنیت را
گوش زد کرد و یادآور شد که نخستین و
مهمترین وظیفه هر حکومتی تأمین آرامش و
برقراری امنیت در زندگی شهروندان است. این
جنگ در عین حال پدیده بسیار ارزشمند و
عبرتآموزی را نیز به نمایش گذاشت و آن
انسجام ملی و گرایش قدرتمند کثیر از
ایرانیان فارغ از هر ویژگی متمایز کننده
برای حفظ ایران و مقابله با جنگ افروز
متجاوز بود. بسیاری از کسانی که به عملکرد
نظام جمهوری اسلامی جمهوری اسلامی ایران
انتقادات جدی داشتن و حتی کسانی که به
همین دلیل هزینههای قابل توجهی را نیز
پرداخته بودن در کنار دیگر ایرانیان تجاوز
اسرائیل به ایران را شدیداً محکوم کردن
بیتردید رفتار اجتماعی تحسین برانگیز
مردم ایران در این شرایط سخت و حساس و
نحوه مواجهه آنان با این هجوم تجاوزکارانه
در توقف آن تأثیر تعیین کنندهای داشته
است. خب اولاً که اینکه مردم ایران یا بخش
عمده مردم ایران در به اصطلاح تجاوز
اسرائیل به ایران رو محکوم کردن هیچگونه
اعتباری برای حکومت ایران نمیاره اولاً و
بعدشم من بعید میدونم که واکنش مردم
ایران نقش چندانی در توقف حملات اسرائیل
به ایران داشته باشه
بعد گفتن که از این جنگ همانند هر بحران
بزرگ دیگری در درسهای ارزشمندی باید
آموخت. توعم شدن درگیری نظامی میان ما و
رژیم اسرائیل و آمریکا با تشدید
اورچالشهای ناشی از ناترازی فضاینده در
بخشهای مختلف، افول سرمایهگذاریهای
مولد، تشدید مهاجرات نخبگان به خارج از
کشور بار دیگر ما را با این سؤال مواجه
میکند که چه میزان از مشکلات و خطرات
متنوعی که امروز جامعه را در بر گرفته
قابل پیشگیری بوده و میتوانسته موقعیت
مساعدتر و شرایط مناسبتری را به وجود
آورد. خیلی عجیبه که میگه که این بحران
ابر بحرانهایی که ابر چالشهایی که به
قول این نامه ناشی از ناترازیها هستن
افول سرمایه گذاری مولد و تشدید مهاجرت
نخبگان اینا هیچ کدوم اصلاً
همزمان نیست با درگیری نظامی ایران و
اسرائیل و آمریکا و بلکه از روز اول
تأسیس جمهوری اسلامی به ویژه بعد از تسخیر
به اصطلاح
سفارت آمریکا این مشکلات آغاز شده
بنابراین
این تصور که مشکلاتی که ما امروزه داریم
اینها تازه هستن
یک هم توهمه و هم
ممکنه بسیاری از ماها رو به خطا دچار خطا
بکنه بنابراین حل این مشکلات اگر با
جمهوری اسلامی توئمه اگر با این حمله حمله
نظامی توم نیست با جمهوری اسلامی توئم هست
بنابراین این مشکلات از دل ساختار جمهوری
اسلامی برمیخیزن نه صرفاً از سیاستهای
این یا آن دولت
بعد میگه که
بله الان ما باید مشکلات در همتنگیده
اقتصادی اجتماعی رو حل کنیم میگه ما امضا
کنندگان این بیانیه ضمن محکوم کردن تجاوز
رژیم جنایتکار و تروریست اسرائیل خب
ببینید این تعبیر تعبیر نادرستیست یعنی
وقتی شما میگید رژیم یعنی شما اون کشوررو
به رسمیت نمیشناسید تمام مشکلات ما از
این هست که و همین طور بسیاری از بخش مهمی
از مشکلاتی که فلسطینیا دارن با اسرائیل
اینه که شما دولت اسرائیل رو یعنی کشور
اسرائیل رو به رسمیت نمیشناسید
اگر شما دولت اسرائیل رو به رسمیت نشناسید
به این معنا هست که شما منشور سازمان مللو
قبول ندارید
اگر منشور سازمان ملل رو قبول نداشته
باشید اونوقت نمیتونید از سازمان ملل یا
هر نهاد بینالمللی دیگه استفاده کنید
برای احقاق حق خودتون. بنابراین اگر ما
برای احقاق حق خودمون ناگذیر هستیم که به
نهادهای بینالمللی مخصوصاً سازمان ملل
تکیه بکنیم نمیتوانیم
به اصطلاح منشور این سازمان رو و مخصوصاً
این واقعیت که اسرائیل عضو این سازمان هست
این رو نادیده بگیریم. بنابراین جمهوری
اسلامی میتونه بگه رژیم جنایتکار و
تروریست اسرائیل ولی ما نمیتونیم بگیم
این دولت نتانیاهو هست که میشه جنایتکار و
تروریست خوندش نه کشور اسرائیل و
به اصطلاح دولت اسرائیل به طور کلی
بعد گفته که توجه به موارد زیر را ضروری و
بلکه حیاتی مینامیم در عرصه روابط
بینالملل میگه که مردم مردم ایران ضمن
آنکه در مقابل تجاوز بیگانه میایستند و
از تسلط بیگانه میذارن صلحست و مدافع
تعامل با کشورهای مخ مختلف جهان هستن. من
در جلسه بعدی که د ساعت دیگه برگزار
میکنم راجع به این واژه مردم صحبت خواهم
کرد. یکی از خطرناکترین
و
به اصطلاح
ویرانگرترین واژههاییست که در زبان سیاسی
عصر جدید به کار میره و باید به شدت در
برابر این واژه حساس بود. وقتی که از مردم
سخن میگن باید گوشهای ما تیز بشه به خاطر
اینکه با یک واژه به ظاهر فریبنده ولی در
واقع بسیار گزنده و برنده و ویرانگر مواجه
هست. مردم ایران یعنی چی؟ چه کسی میتواند
از زبان م حرف بزنه؟ چه کسی به این
نویسندگان این نامه اجازه داده که
به اصطلاح انگیزهها، آرمانها یا رفتار
یا ترجیحها و به اصطلاح
خواستهای مردم ایران رو بیان بکنن. این
یکی از رایجترین ترفندهای
خطرناکیست که در مخصوصاً در نظامهای
خودکامه به کار میره که کسانی مدعی
نمایندگی مردم میشن حالا چه آقای پهلوی چه
دیگران یه توصیه مؤکد آن است که برای خروج
از شرایطی به وجود آمده مسیر دیپلماسی و
مذاکره سازنده با آمریکا و اروپا فعال شود
خب در برابر اینها هم یه عده دیگه اومدن
نامه نوشتن به آقای
پزشکی که اونها تندروها هستن و اونها
عکس این توصیه رو کردن.
در حقیقت اینها گفتن که ما باید در برابر
نگاههای افراطی که محرک دشمنیها و
درگیریهاست بایستیم ولی همون به اصطلاح
جریان افراطی هم
ساکت نبوده نسبت به این نامه. گفته در
عرصه داخلی مهمترین توصیه ما تغییر
بنیادی رویکرد نظام حکمرانی در جهت افزایش
ملموس مشارکت جامعه و احیای سرمایه
اجتماعیست.
خب اینم از به اصطلاح انشانویسیهای رایجه
دیگه یعنی متأسفانه زبان سیاسی ما یک زبان
غیرسیاسیه در ایران یک زبانیست که
انشانویسیه بیشتر تا اینکه
باعنا باشه و کارکرد یک زبان سیاسی رو
داشته باشه نظام حکمرانی رو تغییر بنیادی
رویکرد نظام حکمرانی یعنی چی؟ یعنی اصلاً
این جمله
کم و بیشعناست. میگه که تغییر بنیادی
رویکرد نظام حکرانی نظام حکرانی یعنی چی؟
منظور چیه در حقیقت؟ منظور
رأس این حکومته
که ولایت فقیه منظور در حقیقت چیه؟ این
نظام حکمرانی کجاست؟ و میگه که احیای
سرمایه اجتماعی منظور از سرمایه اجتماعی
دقیقاً چیه؟ میگه با تداوم سیاستهای
انحصارگرانه
اعتماد عمومی جلب نخواهد شد. خب این
سیاستهای انحصارگرانه که در ذات جمهوری
اسلامی و در بنصطلاح
او قرار داره که و اونم ولایت فقیه دیگه.
ولایت فقیه یعنی انحصارگرایی دیگه. بعد
میگه آزادی بیان صاحبان اندیشه تضمین شود.
یعنی چی؟ آزادی بیان صاحبان اندیشه تضمین
شود؟ مگه ما یه عده آدم داریم که صاحب
اندیشه هستن و یه عده دیگه که صاحب اندیشه
نیستن؟ اونوقت آزادی بیان اون صاحبان
اندیشه باید تضمین بشه اونایی که اندیشه
ندارن تضمین نشه این این جور تعبیرها نشون
میده که ما چقدر ذهن اینایی که این بیانه
رو امضا کردن بسیار بسیارشون نامآورن در
سیاست ایران ولی این بیانیه نشون دهنده
به اصطلاح
ناپختگی و نابالغی
سیاسی
این کسانیست که اون رو امضا کردن میگه که
این امکان فراهم شود که همه بتوانند با
برخورداری از آزادی نظرات خود را در مورد
چرایی بروز شرایط موجود و چگونگی خروج از
آن ابراز کنن تجربه بشری به خوبی نشان
داده است که نظامهای سیاسی برخلاف تصور
برخی سیاست مادران در فضای آزادی بیان
تثبیت و تقویت شده و برعکس در فضای دچار
محدودیت هست که نفوذ پذیر و شکننده
میشوند. خب دقیقاً چه کسیست که مانع از
آزادی بیانه؟ یعنی ما داریم راجع به ایران
داریم صحبت میکنیم دیگه یعنی داریم شوخی
که نمیکنیم که حرفای کلی که نمیزنیم خود
جمهوری اسلامی ولایت فقیه سیست به اصطلاح
نظام ولایت فقیه مانع از آزادی بیان هست و
آزادی بیان به طور سیستماتیک در جمهوری
اسلامی نقض میشه این فقط یک چیز عرضی و
عارضی نیست که اشتباهی پیش خطایی باشه که
بشه تص به اصطلاح تصحیحش کرد گفته برای
تقویت انسجام ملی و افزایش سرمایه اجتماعی
زندانیان سیاسی به محصورانی که به دلیل
بیان نظر زندانی شدن از بند رها شوند. خب
به طور خاص اشاره میکنه به میرحسین
موسوی.
بعد
علیه شعارزدگی هم صحبت کرده.
بعد
همین سیاستهای پولی ارضی تجاری مالی به
گونهی تنظیم شود که زمینه رانتری فساد از
بین ببرد. یعنی حرفای بسیار بسیار کلی و
معلوم نیست مخاطب کیه یعنی آقای پزشکی که
نمیتونه این کارا رو بکنه آقای پزشکی خودش
گفته که من هیچ برنامهای ندارم هیچ به
اصطلاح
[موسیقی]
اجندا یا هیچگونه سیاست مجزا و مشخصی
ندارم جز
اجرای سیاستهای رهبری بنابراین ما با کی
داریم حرف میزنیم؟ این نکته خیلی مهم هست
که ما در ایران
حرفهای سیاسی بیخاطبن. یعنی تصور کنید
مثلاً رئیس جمهور میاد برای مردم حرف
میزنه و میگه که بله باید دولت این کارو
بکند و آن کارو بکند. خب یعنی چی این کارو
بکنه و آن کارو بکنه؟ خب شما خودتون
دولتید دیگه خودتون باید این کارو بکنید
برای چی دارین با مردم میگین این حرفا رو؟
یا اینکه
بسیاری از سیاستمداران
کسانی رو مخاطب فرض میکنن که مخاطبی
حقیقی اونها نیستن
از اپوزیسیون گرفته تا رسانههای
مخالف جمهوری اسلامی و همین طور رسانههای
خود حکومت بنابراین این نشان دهنده
منطق گریز بودن و معناگریز بودن زبان
سیاسی ماست شما وقتی میخواید سخن بگید
باید با یک مخاطب واقعی صحبت کنید. یعنی
چی؟ یعنی مخاطبی که شایستگی
به اصطلاح مخاطب بودن برای این گونه سخنان
رو داره. یعنی وقتی که شما میگید که آقای
پزشکیان شما مثلاً نظام حکمرانی رو باید
عوض کنید یعنی باید فرض بکنید که آقای
پزشکیان
او سکاندار اصلی نظام حمرانی در ایرانه
وگرنه گفتن چنین حرفی به پزشکی به این
بهانه که ما به در میگیم که دیوار بشنوه
چون به خامنهای نمیتونیم بگیم به پزشکی
بگیم نشان دهنده به اصطلاح
کژی و کاستی و ناکارآمدی و
معناختگی زبان سیاسی و رفتار سیاسی ماست.