آقای خامنهای میگه که
من فقط تو دوره انقلاب سالای اول انقلاب
یه مقدار دیگه خیلی کارم زیاد شد و اینا
حدود د سال رابطهم با کتاب قطع شد من شب
ساعت ۱۱ یا بیشتر به خانه میرفتم و کار
میکردم ساعت ۵ و۶ صبح کارمو شروع میکردم
در خانه ملاقات داشتم ولی شروع مجدد من به
مطالعه بعد از اشتغال به ریاست جمهوریست
الان من مطالعه هم میکنم به کارمم میرسم
و فلان مطالعه علمی تاریخی هم دارم مطالعه
تفننی هم میکنم و بعد میگه که من سالیان
متمادی به صورت مستمر کار فرهنگی شده بود
برای اینکه روحانیان را از چشم مردم
بیاندازند و این مزاحم را از راه خودشان
دور کنن مسئله یک برنامهریزی کاملاً حساب
شده و دقیق بوده و هدفش هم این بود
روحانیون که مانع پیشرفتهای سیاستهای
پیشرفت سیاستهای خارجی و استعماری اعمال
شده به وسیله پهلوی بودن از سر راه
برداشته شوند. من فراموش نمیکنم از کلاس
دوم سوم دبستان سر ما عمامه گذاشتن. از آن
بچگی از جمله چیزهایی که به عنوان یک عقده
تا سالها در ماانده بود این بود که
بچهها ما رو مسخره میکردن. عمامه را
مسخره میکردن. بزرگ هم که شده بودیم تا
حدودی خیال میکردیم که حالا مسخرهها
تمام شد ولی بعد دیدیم که نه اول مسخره
کرده است. با اینکه شهر ما مشهد بود
ببینید چقدر وحشیگری میخواهد که یک آدم
معمولی را که در کوچه و بازار رد میشود
مسخره کند. هیچکس علیه هیچکس دیگر این
کار را نمیکنند. اما نسبت به روحانیون
خیلیها این حق را برای خودشان قائل بودن
چون تبلیغات شده بود. خب