خب آقای یه اشاره خیلی کوتاه بکنم که آقای
خامنهای اولین رهبر شاعر در جمهوری
اسلامی نیست. آقای خمینی هم به در حقیقت
شعر میگفتن
و ظاهراً به شعر علاقه داشتن. منتها د تا
دنیای متفاوتی دارن آقای خامنهای و آقای
خمینی در مورد شعر. نمیخوام وارد بحثهای
چیز بشم و بحثهای در حقیقت مذهبی بشم راجع
به رابطه شعر و
شریعت یا فقه یا عرفان که بحث مفصلی و مهم
هست برای فهم رابطهای که آقای خمینی با
شعر داشته یا رابطه که آقای خامنهای با
شعر داشته د تا رابطه متفاوت هستن آقای به
طور خلاصه براتون بگم آقای خمینی
کاملاً نگاهش به شعر نگاه
سنتی هست بنابراین شعر رو
از نظر د تا موضع دارن از نظر عرفانی که
یکی زبان عرفانی میدونن منتها خب مثل همه
عرفا معتقد نبودن که با این زبان این
زبانو شما باید عمومی بکنید دیگه زبان
عارفان نباید عمومی بشه دیگه حافظ میگه که
آن یار که از او گشت سر بلند جرمش این بود
که اسرار هو پیدا میکرد میگه حلاج حقش
بود که بردار کردن بهخاطر اینکه اونچه که
نباید به عموم میگفت و به زبان آورد و
طبیعتاً جانش رو از دست داد. این این جنبه
عرفانی قضیهست و جنبه فقهی در فقه شعر
اساساً شعر گفتن و شعر خواندن کار
مکروهیست
و کسانی که فقیه هستن این کار رو مکروه
میدونن. به همین دلیلم هست که فقها حالا
جالب هستی اونم
معتقدن که اگه کسی مثلاً شب اگر شعر بخونه
ممکنه که صبح برای نماز شبش بیدار نشه
آقای مطهری یه داستانی داره با
عاشق عاشق علی آقای شیرازی حالا اینا رو
همین طور کدوار میگم که خودتون دنبال
بکنید و آقای خمینی زمان جوانیش خب چون
اهل عرفان و اینها بوده شعرم میگفته یه
شعر یه مسمتی هم داره که در جلد اول امام
خمینی و نهضت اسلامی که سید حمید زیارتی
نوشته در اونجا ا مسمت اومده جلد اولش اگر
چاپه قبل از انقلابو ببینید بعد آقای
خمینی حالا میگن که دفتر شعرشو از دست
داده یا وقتی که تصمیم میگیره که وارد
کار سیاسی بشه و فقاهت یعنی حدود ۲۷ ه۸
سالگی شعر گفتن رو هم مثل عرفان کنار
میگذاره یا به ظاهر کنار میگذاره داره و
هیچ موقع هرگز در مورد شعر نه سخن گفته و
نه هرگز در مورد شعر به اصطلاح شعر خودش
حرف زده و نه هرگز شعر خودشو خونده خب
اینا همه بر خلاف آقای خامنهایست دیگه
آقای خامنهای به شعر گفتن مباهات میکنه
شعر خودشو میخونه با شاعران مینشینه و د
تا چیز کاملاً متفاوت هست در اواخر عمر
آقای خمینی که آقای خمینی تقریباً در حالت
اغما بود
ناگهان برای اولین بار
احمد خمینی دو سه تا غزل شروع کرد چاپ
کردن منتشر کردن از طریق صدا و سیما در
روزهایی بود که آقای خمینی دیگه روزهای
آخر عمرش بود و مشهورترین غزل همون غزل من
به خال لب دوست گرفتار شدم هست
که میگه من به خال لب دوست گرفتار شدم چشم
بیمار تو را دیدم و بیمار شدم این دورانی
بود که آقای خمینی در بیمارستان بود و از
مردم میخواستن که مردم دعا کنن برای
ایشون و این حرفا و این شعر هم آقای
خامنهای به استقبالش رفته در یه غزلی تو
که خودخاله لبی از چه گرفتار شدی تو طبیعی
به همه از چه تو بیمار شدی
اونم داستانش خیلی مهم هست یعنی داستان
رابطه آقای خمینی با ادبیاتم مهمه به دلیل
اینکه ما در یه جلسه دیگهای حتماً قول
میدم که راجع به موضوع صحبت کنم بهخاطر
اینکه جلسه امروز طولانی نشه
ولی رابطه آقای خامنهای آقای خامنهای در
دوران جوانشون ظاهراً تخلصشون نخستین
تخلصشون ضیادین بوده
و وقتی اسم قلمیش را هم ظاهراً ضیاودین
گاهی امضا میکرده در سال ۱۳۳۵
یک
عکس یادگاری به دوستشون آقای ستادی
خرمشاهی میدن و پشت عکس نوشتن هو العزیز
این عکس ناقابل را به رفیق مکرم و برادر
معظم جناب آقای سید هادی خسرشایی تقدیم
مینماید تا از خاطر محو نشوم احقر
ضیاالدین حسینی
خامنهای بعد
ایشون
مثل اینکه
در حجرهای که در مریس حجتی هم داشتن در
قم یک
یکی دو بیت از حافظ ایشون
نوشتن و به دیوار زدن یا خطاتی که شده به
دیوار زدن یکی سراحی میکشن پنهان و مردم
دفتر انگارن عجب گر آتشی
این زرق در دفتر نمیگیرن و یک بیت یا یک
بیت دیگر که در این بازار اگر سودیست با
درویش خرسند است خدایا منعمم گردان به
درویش خرسندی آقای خامنهای هم دفترایی
داشته که
اشعار
مورد پسند خودش رو گردآوری میکرده هم
ظاهراً شعر میکرده و شعر میگفته و یک
دفترهایی هم داشته که از شاعران دوست دور
و نزدیکی که میشناخته ازشون میخواسته
مثلاً چه یک بیت بود یا یک شعر رو به قلم
خودشون به خط خودشون بنویسن رو به عنوان
یادگاری ایشون در انجمن ادبی فردوسی رفت و
آمد داشته قبل از انقلاب
خب اونجا فقط شعر تازه نمیخوندن بلکه
شعرو نقدم میکردن. بحثهای ادبی هم بوده و
خب با آقای خامنهای با آقای
محمدرضا حکیمی محمدرضا شفیعی و برخی دیگر
از شاعران و ادیبان روزگار ما همنشینی و
همصحبتی داشته. یک شعر معروفی که ایشون
داره آخرین تخلصش امین هست. یک شعر معروفی
که داره
یه بیت معروفش اینه که هرچند همین بسته
دنیا نیم اما دلبسته یاران خراسانی خویشم
که این غزل این بیت ایشون خیلی معروف هست
خب
ایشون در اینها رو که میگم شما در نظر
داشته باشید در کنار نصر ایشون که نصریست
بسیار شیوا نسلیست بسیار
روان و بسیار
به اصطلاح ادوا سخته یعنی نسریست که از
نظر
اصول ادبی اصول بلاغی و اصول زبانی کاملاً
درسته و یک نصر مدرن هست بر خلاف نصر آقای
خمینی که
زبان و نصرش هر و کهنه بودن ولی آقای
خامنهای بسیار زبان و نصر مدرنی داره و
ایشون به به دلیل اینکه خیلی همین گرایش
بسیار مدرنیستی داره در زبانش از واژهها
و ترکیبهای تازه فارسی بسیار استفاده
میکنه یا به سرعت جذب میکنه کلماتی مثل
گفتمان و نمیدونم اینجور چیزا و این هم
یک نکته
پس ایشون
جدای از ادبیات سنتی
که خب خیلی مطالعه میکردن ایشون در دوران
زندگیش از ابتدا با رمان و شعر مدرن آشنا
شده من نمیدونم که ایشون اصلاً شعر
نوع و شعر سپید رو شعر نو به مفهوم
بیشتر شعر سپید شعر آزاد خیلی دوست نداره
و در میان شعرای بزرگان شعرای نو خب اخوان
ثالث رو بیش از همه دوست داره و خب
طبیعیست به خاطر اخوان ثالث سنتیترین
شاعر نو نوع هست در حقیقت و خب مشهدی هست
و
دلایل متفاوتی داریم برای اینکه ایشون
علاقهمند باشه بهش و نکته چند تا نکته
دیگه من بگم به شما تا وارد بحث بشیم آقای
خامنهای آثاری که دارند
آثاری که قبل از انقلاب دارن یکی بخشش
ترجمه است من میتونم یه جلسه دیگه صحبت
بکنم راجع به آقای خامنهای به عنوان
مترجم یعنی کار او رو از از نظر فن ترجمه
میتونیم تحلیل کنیم که تا حالا فکر
نمیکنم شده باشه و یک سری هم سخنرانی داره
که خیلی جزوههای کوچیکیه که
در حقیقت روضه خونی ایدئولوژیک و خیلی
کمایه است بی ارزشه یک مقالهای داره
درباره یه موضوعی در علم رجال که اون هم
روی کار دانشجوییه ولی ماندگارترین
و مهمترین ترین کاری که آقای خامنهای
نوشته به نظر من یک کاریست که خواهد ماند
همیشه و یک منبع مهمیست برای
تاریخ معاصر ایران یک متنیست که ایشون
نوشته با عنوان گزارشی از سابقه تاریخی و
اوضاع کنونی حوزه علمی مشهد که
بینظیره یعنی ما همچین چیزی قبلاً نداشتیم
به همین دلیل کار بسیار مهمیه اونم یک
داستانی داره من اینجا لینک این کتابو
برای دوستان قرار میدم که دوستان اینو
بخونن داستان اون کتابم بخونن حالا اگر یه
موقع ما راجع به آقای خامنهای و مشهد و
روحانیت صحبت کردیم حتماً به این اثر
اشاره خواهیم کرد رابطه آقای خامنهای با
رمان هم خب خیلی
جالب هست ایشون میگه که
من عاز بدید من از صحبتهای خودشون بخونم
آقای خامنهای میگن که از خیلی جوانی شروع
کردن به رمان خوندن و مثلاً تا زمانی که
۲۰ سالشون بوده یه همچین چیزی ایشون حدود
حدود هز۰ تا رمان خوندن.
آقای خامنهای گفته که این نقل قول
ایشونه. من در مقولههای سینمایی و هنرهای
تجسمی و تصویری و امثال اینها ورود
ندارم. این کلمه ورودم از کلمات مزخرفیست
که آخوندا وارد زبان فارسی کردن. ورود
ندارم یعنی تخصص ندارم. یعنی یک مستمع
عامی هستم اما در مورد شعر رمان نه آدمی
عامی نیستم و از این آثاری که وجود دارد
زیاد خواندم. یعنی آقای خامنهای خودش رو
یک متخصص شعر و رمان میداره. ایشون میگه
که
با اینکه گرفتاریهای کاری هم زیاده است
اما به حمدالله از کتاب منفک نشدم و در
حقیقت نمیتوانم هم منفک بشوم. بعد با
وجود اهمیت رسانههای تصویری هیچ کدوم جای
کتاب رو پر نمیکنن و بعد ایشون میگن که
[موسیقی]
من
کتابهایی رو که حتی به فارسی هم ترجمه
نشدن
به زبان عربی یا انگلیسی خواندم خلاصه
انگلیسی کتابهای جین آستین و از جمله
همین کتاب غرور و تعصب رو من خواندم بعد
خب ایشون کنار کتابم حاشیه نویسی میکنه
اینم خیلی مهمه
و بعد میگه که
میگه که من در اثر کثرت برخورد با
رمانهای گوناگون میتوانم نظر بدم شاید
هزاران قصه از بهترین نویسندگان دنیا
خواندهام.
پس ایشون رمان به فارسی از ترجمههای عربی
و فارسی با رمان به اصطلاح مدرن آشنا شده.
راجع به در صحبتهاش هم یا در به فرصتهای
مختلف صحبت میکنه نظر میده راجع به
رمانسها.
ایشون به رمانهای طبی تاریخی
و سیاسی خب طبیعتاً خیلی علاقه داره. این
این مود اون دوران هستی دوران قبل از
انقلاب که
رمان رو به صورت مدرن بیشتر حزب توده و
چپها در ایران باب کردن دیگه و و پاپیولر
کردن عمومی کردن و طبیعتاً خب سیاسی بوده
دیگه
بینوایان رو دوست داره خب چون درباره
انقلاب فرانسه هست
ولی ادبیات فرانسه رو چندان
خیلی علاقه نداره ادبیات قرن بیست خیلی
علاقه نداره داره رومن رولانو دوست داره
میگه که ایشون میگه راجع به رولان میگه که
ما کسی مثل رولان نداشتیم که بیاید
زندگینامه بزرگان انقلاب را بنویسد ما
چنین کتابهایی را لازم داریم این یک تخصص
هست و بعضیها باید برون دنبالش
و بعد
ایشون معتقده که
رمان تنها جنبه سرگرمی نداره ایشون رمان
سرخیهای استاندالو دوست داره باز اون چون
درباره انقلاب فرانسه هست و با داستان
حضرت یوسف مقایسه میکنه. میگه که ماجرای
یوسف فقط ماجرای چشم پوشیدن از یک شهوت
جنسی نیست. مسئله از این فراتر است. پسر
جوان زیبای برازندهای در یک خانواده فلان
و داست این جالبه که به هر حال با اون
ذهنیت مذهبیش مقایسه میکنه.
آقای خامنهای میگه که
رمان را فقط برای این نمویسن. راجع به
رمان استندال میگه میگه که رمان را فقط
برای این نمینویسن که کسی سرگرم شود.
اینها پیام دارن و نشان دهنده فرهنگن.
یعنی در واقع زندگی را به نحوی به خواننده
خودش تعلیم میدهند و
به ادبیات شوروی فوقالعاده علاقه داره.
البته داستیوسکی رو اصلاً علاقه نداره بهش
ولی تولستوی رو خیلی دوست داره. شلو خف رو
دوست داره و
کتاب جنگ و صلح رو خیلی ستایش میکنه و شما
میتونید درباره
رمان رمان خوندن آقای خامنهای
و
[موسیقی]
به اصطلاح رابطهش با شعر در فارسی منابعی
هست یک کتابی هست به نام
یه کتابی هست به
اجازه بدید که من براتون پیدا بکنم.
آها ایشون گفته که من خود آقای خامنهای
گفته تا سال ۱۹ سالگی بیش از هزار عنوان
رمان مطالعه کردم. گفتن که آن وقتها یعنی
قبل از انقلاب کمتر رمانی بود که اسم
آورده بشود و من نخوانده باشم.
ایشون میگه که
اجازه بدید من این کتابی رو که گفتم در
مورد شعر
معرفی بگم خدمت شما
بله آقای خامنهای
کتابی دارن کتابی از ایشون منتشر شدیم
که در حقیقت صحبتهای ایشون در شبهای شعر
و اینهاست
حالا عنوانشو پیدا میکنم و خدمت شما میگم
که اگر بخواید دیدگاههای ایشون رو در
زمین شعر و اینها بخونید
یکی از منابع خوب هستش ش
بله در مورد شاعر فروغ فرخزد نظرش جالبه
در مورد فروغ میگه که
معتقده که رخ رخزاد
در حقیقت
آها کتابی که عرض کردم
این چیزه بدید
یادم میاد کتاب
آقای خامنهای راجع فروخ فرخزاد
دو سه بار اظهار نظر کرده یا چند بار
اظهار نظر کرده میگه که
آقای ج محمد حسین جعفریانی که از این
شاعران
درباریست میگه یکی از سالها قبل از دیدار
نیمه یکی از سالها ها قبل از دیدار نیمه
نیمه ماه رمضان رهبری یکی از مسئولان با
من تماس گرفت و گفت اگر موضوعی درباره شعر
به ذهنت میرسه حتی به نظرت مهم است
بنویسید که ما به دست حضرت آقا برسانیم
ایشونم یه موضوع نوشتن که تکلیف گفتن که
حضرت آقا تکلیف ما رو فروغ فرخزاد روشن
کنه خب ببینید فروغ فرخزاد مثل از
شاعرانیست که هنوز تبوئه در جمهوری اسلامی
به این معنا که
آثارش همه چاپ میشه و در حقیقت
منتشر میشه و راجع بهش صحبت میشه و درس
داده میشه و این حرفا ولی شاعریست که به
عنوان از نظر
موضع رسمی جمهوری اسلامی
به اصطلاح
چی میگن هوشر نیست به اصطلاح
آقای خامنهای میگن که
در اون جلسه آقای خامنهای صحبت نکرد یک
خانم تا اینکه یه خانم جوانی شعر عاشقانه
خواند آقا ضمن صحبت درباره شعر عاشقانه
بانوان ان و لزوم حفظ عفت و حیا در آن
رسیدن به فروغ و فرمودن شعر نباید مانند
شعر آن شاعره قبل از انقلاب باشد که
پردهدری داشت من بعد میگه که بلافاصله
میگه آقای خامنهای میگه اما به نظر من آن
شاعر هم عاقبت به خیر شد یعنی به نظر
میرسه که آقای خامنهای از شعرای مثلاً
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد اینها یک
احساسی داره که فروغ یه گرایش معنوی و
مذهبی پیدا بکرده و خب از بعضی از شعرای
فروغ همچین چیزی هم میشه برداشت کرد یه
بارم که ایشون در بیمارستان بود برای
اطرافیاش یه صحبتی میکنه که
پخش شده در یوتیوب و اینام هست وقتی که یه
جمعی از همین ادبای دربار خدمت ایشون
میرسن ایشون در همین طور که خوابیده روی
تخت بیمارستان ان میگه که بله هر بلایی
تو آید رحمتیست
هر که را رنجی دهی آن راحتیست زان به
تاریکی گذاری بنده را تا ببیند آن رخ پاده
را تیشه زان بر هر رگ و بندم زنند که با
مهر تو پیوندم زن بعد گفت خب این شعر از
کیه خب اون آقایونی که اونجا بودن
هیچکدوم نتونستن بگن از کی هست بعد گفتن
که پروین اعتصابی. بعد ایشون ادامه دادن
که به پروین اعتصابی میگفتن شاعر
نخودلوبیا برای اینکه فروخ فرخزاد رو بالا
ببرن و میخواستن او رو خردش بکنن. حالا
جالب اینه که فروخ فرخزاد فروغ فرخزاد هیچ
شعری علیه حجاب یا مثلاً آزادی زن و
اینجور چیزا نداره ولی پروین اعتصامی
شاعریست که علیه حجاب شعر داره و درباره
آزادی زن شعر داره و خب اینم جزء تناقضهای
معمول این
ایدئولوژیهاست و این رهبران