یک شعر جدیدترین شعری که از ایشون منتشر
شده
این شعر هست که چند روز پیش منتشر شده
منتها قبلاً ایشون در نوروز یه بیتی از
این شعرو خونده بودن
که اینو براتون میخونم که خب در با حال و
هوای مثلاً بحثهای
نمیدونم عدم مشروعیت ایشون از یه جهت
به اصطلاح ریزش محبوبیتشون از یک شهر در
سالهای اخیر و همچون بحث خب در گذشته
غریبالوقیشون در هر با هر دو ارتباط داره
گامی به راه و گامی در انتظار دارم سرگشته
روزگاری
پرگار دارم
گامی به راه و گامی در انتظار دارم سرگشت
روزگاری
پرگار دارم دلبسته
امیدی در سنگلاخ گیتی
ره بیشکیب پویم دل بیرار دارم یک عمر
میزدم لاف از اختیار و اینک چون شم اشک و
آهی بیاختیار دارم گو ابر غم ببارد تا
همنشینه عشقم از غم چه وادارم که این
غمگار دارم نبود روا که گیرم جا در عزیز
پستی سیلم که هستی خود از کوهسار دارم
سرشارم از جوانی هرچند پیر دهرم چون سرو
در خزان نیز رنگ بهار دارم از خاک پاک
مشهد نقشیست بر جوینم شادم همین که از
دوست این یادگار دارم
خب میبینید که باز این شعر هم شعر خاصی
هست این بیت
سرشارم از جوانی هرچند پیر دهرم چون سر در
خزان نیز رنگ بهار دارم خب خیلی میشه
تفاسیر سیاسی متفاوتی ازش کرد و حالا شاید
به برخیش پرداختیم
ایشون
جدای از این مسئله
باید اشاره کنم به اینکه ایشون چند تا
تخلص داشتن
و با چند تا تخلص ظاهراً از ابتدا شعر
میگفتن
اجازه بدید که من
خدمت شما عرض بکنم.
تخلصهای رهبری
متفاوت بودن ولی ایشون
در نهایت تخلص امین رو ظاهراً از زمانی که
اگه اشتباه نکنم از زمانی که رهبر شدن
تخلص امین رو برگزیدن برای خودشون و این
خب خیلی جالب هست که چرا تخلص امین چون
امین صفت
پیامبر هست
در حقیقت لقب پیامبر هست و اون چیزی بوده
که پیامبر بهش پیامبر اسلام پیش از اسلام
بهش در شناخته میشده در مکه
و
طبیعتاً اینکه ایشون امین رو برگزیدن از
این جهت خب خیلی جالب هست مخصوصاً زمانی
که رهبر B